بایگانی برچسب‌ها: کوروش کبیر

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

چند بار از یک سوراخ باید گزیده شد؟! چند بار میخواهید از میان بد و بدتر، بد را انتخاب کنید؟ سال ۷۶ از ترس ناطق نوری، به محمد خاتمی رای داده شد! سال ۸۴ از میان بدتر هاشمی رفسنجانی، بد احمدی نژاد را انتخاب کردند! انتخابات مجلس و شوراها به همین ترتیب! حالا این بار زمزمه‌هایی از لزوم انتخاب بد علی مطهری از میان بدترها شنیده میشود و این بار مهدی خزعلی پیشقراول ماجرا شده است! این دعوت به حضور در انتخابات در شرایطی از سوی خزعلی صورت میگیرد که تقریبا برای اکثر مردم مشخص شده است که سیستم انتخابات کنونی در جمهوری اسلامی به دلیل رد صلاحیت گسترده، از همان ابتدا کاملا غیر دموکراتیک بوده و علاوه بر آن در آرای مردمی هم دست برده شده و تقلب‌های عمده‌ای صورت میگیرد به گونه‌ای که برندگان نهایی انتخابات نه با رای مردم و از طریق صندوق رای که از قبل و در بیت رهبری مشخص شده‌اند. واقعا برای من عجیب است چرا عده‌ای نمیتوانند [یا نمیخواهند؟!] این واقعیت را بپذیرند که در جمهوری اسلامی رای دادن یا ندادن آنها کوچکترین تاثیری در انتخاب شدن یا نشدن یک فرد نداشته و این ولی فقیه است که نهایتا تصمیم میگیرد اسم چه کسی از صندوق بیرون بیاید! شاید هم همه اینها را میدانند و مانند خاتمی میروند رای خود به جمهوری اسلامی را در صندوق بیندازند و از این طریق پایبندی خود به سیستم را اثبات کنند؟!

امروز مهدی خزعلی در وبلاگ خود مطلبی نوشته و از مردم دعوت کرده است که در دور دوم انتخابات مجلس که ۳ هفته دیگر برگزار میشود شرکت کرده و به علی مطهری رای دهند! تاکتیک به کار رفته همان تاکتیک رسانه‌های حکومتی مبنی بر جلب حضور مردم و گرم کردن تنور انتخابات حکومتی است منتهی تکنیک اندکی با آنها متفاوت آنهاست. خزعلی تحریم و عدم شرکت در انتخابات حکومتی را نشانه «رادیکالیسم و انفعال» دانسته و با نادیده گرفتن غیر آزاد بودن پروسه انتخابات و سابقه حکومت در مهندسی گسترده آرا از مردم دعوت میکند که به پای صندوق رای رفته و در اقدامی احمقانه از سوراخ مذکور مجددا نیش خورده و بسان گذشته، از میان بدترها، بد [یعنی علی مطهری] را انتخاب کنند!

وی مینویسد:

این بار بجای انفعال و تحریم، همه به پای صندوق های رای می رویم و با تک رای به «دکتر علی مطهری»، تنها صدای اعتراض مجلس هشتم را تایید می کنیم، این یک تلاش مدنی و یک اعتراض مسالمت آمیز است، ما همه نقد های خویش را به همه خطاهای جناح حاکم، در یک برگ تک رای به صندوق می اندازیم. ما با این تک رای به حبس و رد صلاحیت رقیب اعتراض می کنیم، به تعطیلی ۶۳ درصد اصول قانون اساسی اعتراض می کنیم، اگر نمی توانیم طبق اصل ۲۷ قانون اساسی تظاهرات مسالمت آمیز داشته باشیم، با انداختن یک تک رای به صندوق های تهران، راهپیمایی اعتراض آمیز خاموشی را سامان می دهیم!

مهدی خزعلی ادعا میکند که رای دادن به علی مطهری که به گفته او تنها صدای اعتراض مجلس هشتم بوده است، به منزله اعتراض به حاکمیت و تعطیلی قانون اساسی است. مشخص نیست بر چه اساس و منطقی او به چنین نتیجه‌ای رسیده است! مگر نه اینکه عدم شرکت مردم در انتخابات [انتصابات]، خود قوی‌ترین و رساترین فریاد اعتراضی است که هر فرد میتواند به غیر آزاد بودن انتخابات داشته باشد؟

علی مطهری کیست؟

علی مطهری اگر واقعا در چارچوب استانداردهای رژیم عمل نمیکرد و پایبند به حکومت و پیرو بی چون و چرای ولی فقیه نمیبود، اصولا از فیلتر شورای نگهبان رد نمیشد، مشابه بقیه باصلاحیت‌ها و آدم‌های مستقل همان اول کار رد صلاحیت میشد. علی مطهری همان فرد دگم و متحجری است که مردان را «چشم چران» خوانده و برای حجاب اجباری سینه چاک میکند به گونه‌ای که صدای اعتراض تاجزاده هم از داخل زندان بلند میشود (+ ، +). علی مطهری همان کسی است که با استناد به اینکه «عربی زبان دین ماست» به شدت به فرهنگستان زبان فارسی به خاطر تولید لغات جایگزین فارسی برای لغات عربی [فارسی سازی زبان] اعتراض میکند (+). علی مطهری همان کسی که به بهانه انتقاد از جریان انحرافی، به صحبت کردن از دو شخصیت ملی ایرانیان یعنی فردوسی و کوروش اعتراض کرده و از لزوم پرداختن به فرهنگ وارداتی و البته تحمیل شده اسلامی و دینی سخن میگوید (+)! یک چنین فرد متحجر، با تفکرات واپسگرا و البته ضد ایرانی تبدیل شده است به قهرمان عده‌ای و سنبل اعتراض به حاکمیت، به گونه‌ای که میخواهند بروند به او رای بدهند! واقعا مضحک و البته رقت‌انگیز است!

اصلا فرض کنید علی مطهری به مجلس راه یافت. مجلسی که خود هیچ کاره است و از خود هیچ اختیاری ندارد و فقط دنباله روی ولی فقیه بوده و به جز پیروی کورکورانه از بیت رهبری قدم از قدم نمیتواند بردارد، چه ارزشی دارد؟ چه چیزی را میخواهد تغییر دهد؟ کل مجلس بی اختیار است، یک نفر چکار میتواند بکند؟ البته که مثل مجلس هشتم، هیچ کار!

افسوس که عده‌ای متوجه نیستند یا شاید هم نمیخواهند متوجه بشوند؟! نمیدانم…!

مطالب مرتبط:

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

ابطال آرای حوزه انتخابیه دماوند معنادار و در حکم تو دهنی به اصلاح طلبان است!

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

واکاوی سخنان مزورانه اخیر احمدی نژاد درباره شاهنامه فردوسی، کوروش و فرهنگ ایرانی

روز گذشته خبری از حضور محمود احمدی نژاد در تاجیکستان برای گشایش «خانه ایران» در آن کشور منتشر شد (+ ، +). وی در این مراسم سخنانی جنجالی بیان کرده است که در این مطلب به بررسی و سنجش میزان نزدیکی این سخنان با واقعیت، صداقت احمدی نژاد در ایراد این سخنان و اهداف احتمالی وی از مطرح کردن آنها میپردازم.

۱- سخنان احمدی نژاد درباره شاهنامه فردوسی

محمود احمدی‌نژاد در جمع ایرانیان مقیم تاجیکستان شاهنامه فردوسی را «توحید نامه» خوانده و گفته است که فردوسی، شاعر ایرانی، «مکتب پیامبر اسلام را نجات داده است». او مدعی شده است که «فردوسی مکتب پیامبر گرامی اسلام را نجات داده و بار حقیقی این مکتب را از دوش نااهلان برداشته و بر دوش ملت ایران گذاشت».

توحید نامه خواندن شاهنامه و اینکه کسی مدعی شود که فردوسی مکتب پیامبر اسلام را نجات داده است، دروغ محض و یک مغلطه تمام عیار است. زیرا فردوسی فردی خردگرا و تفکر وی کاملا عاری از مذهب بوده است به طوریکه حتی خوش نداشته است که او را زرتشتی بدانند. فردوسی در شاهنامه سراسر بر خرد و خردورزی تاکید میکند، چطور ممکن است که به اسلام معتقد بوده باشد؟! او اساسا فردی دینی نبوده است. موضع خصمانه و کینه‌توزانه آخوندها در طول تاریخ نسبت به شاهنامه فردوسی و شخص حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، خود گواهی بر این مدعاست. برای مثال در کتاب فضائح الرّوافض که از سوی یکی از ملایان تندرو نگارش شده است، شاهنامه کتابی «در مدح گبرکان و اساسا کفر» دانسته شده است. امام محمد غزالی یکی از بزرگترین متکلمین اسلامی در باب شاهنامه نوشته است که «از این کتاب اهتزار کنید»! حتی پس از مرگ فردوسی، ملای محل زندگی وی در توس اجازه دفن پیکر او در قبرستان مسلمانان را نداده و این مرد بزرگ را در منزل شخصی‌اش (محل کنونی) دفن میکنند.

هدف فردوسی از سرودن شاهنامه، بازسازی روحیه و هویت ملی ایرانیان و اعاده حیثیت آنان بوده است زیرا روحیه ملی و هویت ایرانی از زمان شکست از اعراب در جنگ قادسیه و توهین و تحقیرهای وحشتناکی که اعراب بر ایرانیان کرده بودند، به شدت تخریب شده و آسیب دیده بود و فردوسی این وظیفه خطیر را به خوبی انجام داد (توجه: برای اطلاع بیشتر از ستم، توهین و تحقیرهایی که از سوی اعراب بر ایرانیان رفت، به کتاب دو قرن سکوت دکتر عبدالحسین زرین کوب مراجعه کنید).

اگر فردوسی واقعا به اسلام معتقد بوده است و آنطور که احمدی نژاد مدعی است، شاهنامه توحیدنامه و کتابی درباره اسلام بوده است، باید چیزی از آموزه‌های اسلامی در آن موجود باشد. مثلا در قرآن ادعا شده که انسان از گِل و خاک آفریده شده، حال ببینیم فردوسی در باب پیدایش خلقت و انسان چه میگوید؟

فردوسی در آغاز کتاب به چگونگی پیدایش خلقت میپردازد. در کل این بخش، تنها یک بار و زمانی که میگوید جهان از هیچ به وجود آمد، از «یزدان» نام برده میشود:

از آغاز باید که بینی درست               سر مایهٔ گوهران از نخست
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید                بدان تا توانایی آمد پدید

همانطور که در ابیات زیر مشاهده میکنید فردوسی در ادامه تنها از عبارات مجهول و در توصیف گذشته استفاده کرده و هیچ کجا نمیگوید که چه کسی خلق کرد، مرتب میگوید خودش به وجود آمد. میگوید یک حرکتی شد که این گوهرها به هم پیوسته شدند و گیتی به وجود آمد. چیزی که با شیوه خلقت جهان و لزوم وجود خالق که در قرآن به آن اشاره شده است، کاملا در تناقض است.

وزو مایه گوهر آمد چهار                     برآورده بی‌رنج و بی‌روزگار
یکی آتشی برشده تابناک                میان باد و آب از بر تیره خاک
نخستین که آتش ز جنبش دمید        ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
وزان پس ز آرام سردی نمود               ز سردی همان باز تری فزود
چو این چار گوهر به جای آمدند          ز بهر سپنجی سرای آمدند
گهرها یک اندر دگر ساخته                ز هرگونه گردن برافراخته
پدید آمد این گنبد تیزرو                    شگفتی نمایندهٔ نوبه‌نو
ابرده و دو هفت شد کدخدای           گرفتند هر یک سزاوار جای
فلکها یک اندر دگر بسته شد           بجنبید چون کار پیوسته شد
ببالید کوه آبها بر دمید                     سر رستنی سوی بالا کشید
زمین را بلندی نبد جایگاه                 یکی مرکزی تیره بود و سیاه
ستاره به سر بر شگفتی نمود         به خاک اندرون روشنائی فزود
همی بر شد آتش فرود آمد آب         همی گشت گرد زمین آفتاب
گیا رست با چند گونه درخت           به بالا برآمد سرانشان ز بخت
ببالد ندارد جز این نیرویی               نپوید چو پویندگان هر سویی
وزان پس چو جنبنده آمد پدید          همی رستنی زیر خویش آورید
خور و خواب و آرام جوید همی         وزین زندگی کام جوید همی
نه گویا زبان و نه جویا خرد               ز خار و ز خاشاک تن پرورد
چنینست فرجام کار جهان              نداند کسی آشکار و نهان

۲- سخنان احمدی نژاد درباره کوروش و فرهنگ و تمدن ایران زمین

احمدی نژاد در قسمتی از سخنان خود به کوروش هخامنشی اشاره و او را «جوان ایرانی عدالت طلب و آزادی خواه» معرفی و با اشاره به حمله کوروش به بابل و رهایی یهودیان از بردگی، دوران پادشاهی او را نمونه ای از مدیریت ایرانی در تاریخ برشمرده است. وی در قسمت دیگری از سخنان خود به تمجید از فرهنگ، تمدن ایرانی و نوروز پرداخته است.

آیا احمدی نژاد در گفته‌های خود صداقت دارد؟ هدف او از بیان این سخنان چیست؟

حرفهای احمدی نژاد به ظاهر قشنگ است، اما مسلما او در بیان این سخنان هیچ صداقتی ندارد چون عملکرد دولت او در شش سال گذشته به خوبی نشان میدهد که وی به هیچ وجه به کوروش یا به تمدن ایران و فرهنگ ایرانی ارادتی ندارد. هدف وی از مطرح کردن این سخنان دو چیز است:

  • ۱- رسیدن به اهداف سیاسی در مقابل اصولگرایان و انتقام گیری از آنها در پی رد صلاحیت گسترده حامیان دولت و اطرافیان احمدی نژاد در انتخابات مجلس شورای اسلامی و شکست جناح آنها در مقابل طرفداران خامنه‌ای.
  • ۲- بیان این سخنان از سوی احمدی نژاد و اشاره‌های مکرر اطرافیان وی به «مکتب ایرانی» در حقیقت ترفندی پوپولیستی برای کسب محبوبیت است.

احمدی نژاد و اطرافیان او به خوبی میدانند که پس از بیش از ۳ دهه جنایت و دزدی آخوندها در بدنه قدرت جمهوری اسلامی، آنها در نزد مردم به شدت منفور شده‌اند و نه تنها آن که مردم هم دین زده و دین گریز شده‌اند، لذا تلاش میکنند که با تحریک حس میهن پرستی ایرانیان و سخن گفتن از فرهنگ و تمدن کهن ایران برای خود محبوبیتی کسب کرده و از این رهگذر قبایی برای خود بدوزند، غافل از اینکه سخن گفتن آنها از فرهنگ ایران و ستایش فردوسی، کوروش و آداب و رسوم تمدن ایران باستان همچون نوروز به هیچ وجه با عملکرد احمدی نژاد و اطرافیانش سازگار نیست.

بدیهی است که تفکر افراد در اعمال آنها متجلی میشود. کسی که مردم را خس و خاشاک میداند، مرتب دروغ میگوید، وزرای کابینه‌اش مدارک دانشگاهی جعلی دارند و یهودی ستیز است، نمیتواند هیچ ارادتی به کوروش که معتقد به پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک بوده، به عدالت شهره بوده و یهودیان بابل را از بردگی رهایی بخشیده است، داشته باشد. دولتی که وزارت آموزش و پرورش آن اقدام به حذف نام و تاریخ پادشاهان قبل از اسلام از کتابهای درسی میکند، وزارت ارشاد آن نویسندگان و هنرمندان را به بند کشیده و به آنها اجازه نشر نمیدهد، خانه سینما را منحل میکند و وزارت نیروی آن با ساخت سدهای متعدد منجر به زیر آب رفتن آثار باستانی مختلف میشود، نمیتواند ارادتی به تمدن، تاریخ و فرهنگ ایران و ایرانی داشته باشد.

۳- احمدی نژاد و مغلطه ستایش علی بن ابی طالب و کوروش 

احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود گفته است:

تنها ملتی که با تکیه بر تاریخ ، تمدن و فرهنگ خود و با تکیه بر مکتب پیامبر گرامی اسلام (ص) و راه امیرالمومنین (ع) در مقابل زیاده خواهان ایستاده، ملت ایران است .

این سخن یک مغلطه تمام عیار است! زیرا کسی نمیتواند هم به کوروش ارادت و علاقه داشته باشد و هم به علی بن ابی طالب. چنین چیزی اساسا غیر ممکن است، زیرا برای مثال علی بن ابی طالب در جنگ بنی قریظه، با قساوت تمام بیش از ۸۰۰ تن از پسران و مردان آن قبیله یهودی که تسلیم لشگر مسلمانان شده بودند، را گردن زد. در حالیکه کوروش یهودیانی را که در بابل به بردگی گرفته شده بودند را آزاد کرد، نه تنها معابد و کنیسه‌ها را تخریب نکرد که اجازه داد که هرکسی به هر دینی که دارد بماند. مشخص است که عملکرد کوروش با علی زمین تا آسمان متفاوت بوده است. چطور میشود هم از کوروش ستایش کرد و هم از علی سخن گفت؟!

نتیجه گیری:

ستایش احمدی نژاد از فرهنگ و تمدن ایران زمین، سخن گفتن از چهره‌های محبوبی چون فردوسی و کوروش نه نشانه ارادت وی به آنها که در حقیقت اقدامی مزورانه و پوپولیستی جهت جلب توجه عمومی میباشد، وگرنه دولتی که از بام تا شام جز دروغ نمیگوید و تقلب، دزدی، اهانت به مردم، یهودی ستیزی، به بند کشیدن هنرمندان و نویسندگان و عدم توجه به آثار باستانی ایران را به طور روزمره از شش سال پیش تاکنون در پیش گرفته است، نمیتواند ارادتی به فرهنگ ایران و شخصیتهای تاریخی و فرهنگی داشته باشد. پرداختن اطرافیان احمدی نژاد به موضوع «مکتب ایرانی» در حقیقت دامی برای جلب توجه ایرانیان منزجر از دین اسلام و آخوندها و جهت سوء استفاده از احساسات میهنی ایرانیان میباشد.

* قسمت زیادی از مطالب ارائه شده در قسمت اول این مطلب درباره فردوسی از سخنرانی استاد بهرام مشیری در باب فردوسی و اسلام به دست آمده است. سلسله سخنرانی‌های ایشان در این رابطه در یوتیوب قرار دارد (لینک).

*  کارتون از نیک آهنگ کوثر

مطالب مرتبط:

آی ملت بیدار شید! وطن از دست رفت!

شدت گرفتن حرکتهای طالبانی و عزم جمهوری اسلامی برای نابودی تاریخ و هویت ملی ایرانیان

طویله ای به نام جمهوری اسلامی؛ Elsevier یکی از معتبرترین انتشارات علمی جهان با رای روسای دانشگاه های کشور تحریم شد!

پایان پروژه نود ساله تحقیق بر روی زبان منقرض شده اکدی؛ قسمتی از سخنان کوروش کبیر پس از فتح بابل را به این زبان بشنوید

محققان دانشگاه شیکاگو آمریکا اخیرا پس از نود (۹۰) سال کار بی وقفه موفق شده اند زبان منقرض شده اکدی (معروف به زبان بابلی) را با ارائه دیکشنری ۲۱ جلدی زبان مذکور احیا کنند. آنها این مجموعه را دیکشنری آشوری شیکاگو نام نهاده اند. برای شناخت لغات موجود در آن زبان، آنها  تعداد بسیار زیادی کتیبه های رُسی و سنگی به دست آمده از بابلیان، آشوریان و دیگر اقوام ساکن منطقه بین النهرین (عراق کنونی) در محدوده زمانی ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۰۰ سال پس از میلاد مسیح را مورد بررسی دقیق قرار داده اند (لینک).

زبان اکدی برای مدت زمانی بیش از ۲۰۰۰ سال توسط بابلیان و آشوری ها که در عراق کنونی ساکن بوده اند، صحبت میشده است. از آنجایی که این زبان صدها سال است که منقرض شده است، هیچ کسی دقیقا نمیداند این زبان چگونه صحبت میشده است. اما چند روز پیش دکتر ایروینگ فینکل نویسنده و متخصص زبان آشوری در مصاحبه با بی بی سی (لینک) قسمتی از سخنان کوروش کبیر خطاب به بابلیان پس از فتح بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد را به زبان اکدی خواند.

(لینک دانلود فایل صوتی سخنان کورش)

ترجمه فایل صوتی سخنان کوروش:

منم کوروش،

شاه جهان،

شاه بزرگ،

شاه قدرتمند،

شاه بابل،

شاه سومر و اکد،

شاه چهار گوشه جهان. 

پروفسور مارتا روث یکی از محققان دانشگاه شیکاگو که سالها بر روی تهیه دیکشنری زبان اکدی

کار کرده است. 

پی نوشت:

اکد (Akkad) به قومی سامی نژاد میگفته اند که در دوران کوروش در شمال منطقه میانرودان (بین النهرین – بین دو رود دجله و فرات) و در حوالی بغداد (عراق) کنونی زندگی میکرده اند. به زبان این قوم هم زبان اکدی (Akkadian) میگفته اند. امروزه زبان اکدی را گاه زبان بابلی نیز مینامند.

اطلاعات بیشتر:

قوم و امپراتوری اکد (لینک و لینک)

زبان اکدی (لینک)

دکتر ایروینگ فینکل در موزه بریتانیا (لینک)

خبر پایان پروژه ۹۰ ساله کار بر روی زبان اکدی در بی بی سی (لینک)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: