بایگانی برچسب‌ها: پناهجو

حمله به پایگاه لیبرتی و کشتار پناهجویان بی دفاع قویا محکوم است!

هموطنان کشته شده در حمله موشکی به کمپ لیبرتی در عراق

هموطنان کشته شده در حمله موشکی به کمپ لیبرتی در عراق

شکی وجود ندارد که سیاست های غلط رهبری مجاهدین خلق در دهه های گذشته در متوسل شدن به خشونت و ترور جهت پیشبرد اهداف سیاسی و یا همکاری با صدام حسین در زمان حمله عراق به ایران، غیر قابل قبول بوده و قویا محکوم است. در همین راستا تاکنون در این وبلاگ مطالب مستند و تحلیلی متعددی در نقد عملکرد مجاهدین خلق در سالهای گذشته منتشر شده است. اما عملکرد افراطی و غلط رهبری مجاهدین خلق نباید موجب شود که حقوق انسانی اعضای عادی این سازمان نادیده گرفته شود. به ویژه اینکه نزدیک به ۱۰ سال از زمان خلع سلاح مجاهدین مستقر در عراق میگذرد و آنها افرادی غیر مسلح،  بی دفاع و متقاضی پناهندگی از سازمان ملل تلقی میشوند.

امروز خبرگزاری های مختلف از حمله موشکی و خمپاره ای به کمپ لیبرتی خبر داده اند که به کشته و زخمی شدن دهها تن از ایرانیان عضو این سازمان منجر شده است. این حمله بسیار تاسف آور و محکوم است. افزون بر ۲۰۰۰ هموطن ایرانی در این کمپ با شرایط بسیار نامساعد زندگی میکنند. این افراد همگی بدون سلاح میباشند و با توجه به مخالفت دولت حاکم بر عراق با ماندن آنها در این کشور، از سازمان ملل تقاضای پناهندگی کرده اند و مراحل دادن پناهندگی به آنها در حال طی شدن است. با توجه به اینکه این کمپ زیر نظر سازمان ملل اداره میشود، حمله به این کمپ در واقع حمله به تمامیت و موجودیت سازمان ملل است و دولت نوری المالکی در این ارتباط مسئولیت مستقیم دارد. اگرچه هنوز مشخص نشده است که حمله موشکی و خمپاره ای امروز از سوی جمهوری اسلامی بوده و یا از جانب عراقی ها، اما امر مسلم این است که طبق تفاهم نامه امضا شده، دولت عراق موظف به حفظ امنیت ساکنان کمپ بوده و در این ارتباط کوتاهی کرده است و لذا بایستی پاسخگو باشد.

اما بلافاصله پس از این حمله، تلویزیون مجاهدین از تقاضای رهبری این سازمان برای بازگشت اعضا به کمپ قدیمی اشرف خبر میدهد. این اقدام شک و شبهه زیادی را ایجاد کرده است. عده ای بر این باور هستند که مجاهدین عده ای از خود را کشته اند تا مظلوم نمایی کنند تا به کمپ محبوب خود برگردند. به نظر میرسد که این سخنان تنها از نوع «تئوری توطئه» بوده و هیچ پایه و اساس مستند و منطقی ندارد. چه اینکه در عید سال ۸۹ هم حمله مشابهی توسط نیروهای عراقی به کمپ اشرف صورت گرفت که به کشته و زخمی شدن عده زیادی از هموطنان مستقر در آن کمپ منجر گردید. در آن زمان هم عده ای شبهاتی را مطرح کردند اما هیچ یک نتوانستند ادعاهای خود را اثبات کنند و بعدا مشخص شد که گفته های مجاهدین درست بوده و حقیقتا ارتش عراق به پایگاه آنها حمله کرده بوده است.

آنچه مشخص است این است که علاوه بر افراد نزدیک به حاکمیت جمهوری اسلامی، بسیای از ایرانیان عادی هم دیدگاهی منفی نسبت به عملکرد خشونت بار این گروه در دهه های گذشته داشته و دارند اما همانطور که در ابتدای مطلب هم اشاره شد بایستی میان سیاستهای غلط رهبری مجاهدین و اعضای عادی آنها در کمپ اشرف یا لیبرتی که بدون سلاح و به دنبال پناهندگی هستند، تفاوت بسیار قائل شد. این افراد به عشق وطن و و برای مقابله با رژیم سرکوبگر و جنایتکار جمهوری اسلامی به پا خواسته بوده و در حال حاضر در کمپی کوچک و در شرایطی بسیار بد گرفتار شده اند. حمله به این افراد بی دفاع و متقاضی پناهندگی، حمله به موازین حقوق بشر و حمله به سازمان ملل است و بایستی به شدیدترین شکل ممکن از سوی تمامی گروههای اپوزیسیون محکوم گردد. مسلما دادگاهی شدن عاملان این حملات جنایتکارانه در کنار دادگاهی شدن رهبران ارشد مجاهدین خلق که در دهه های گذشته مرتکب جنایات بسیاری شده و به ترور و خشونت دست یازیده اند، میتواند خواسته مناسبی باشد که از سوی همه گروههای سیاسی و ایرانیان مستقل دنبال گردد.

مطلب قبلی در همین زمینه:

خروج مجاهدین خلق از لیست گروههای تروریستی به چه معناست و چرا در این زمان صورت می‌گیرد؟

کسی با مهاجران قانونی مشکل ندارد، اما مهاجران غیر قانونی باید شناسایی و از کشور اخراج شوند

همه ساله افراد زیادی به دلایل مختلف ترک وطن کرده و به کشورهای دیگر مهاجرت مینمایند. این عمل یا به دلایل شخصی مثل پیدا کردن موقعیت شغلی بهتر یا بهره مندی از آزادی‌های فردی و اجتماعی مناسبتر و یا اجباری و به دلیل جنگ، بی خانمان شدن، نجات جان و مواردی از این دست صورت میگیرد. صرفنظر از علت اصلی، مهاجرت بایستی به شکل قانونی صورت بگیرد و فرد موظف است که همه مراحل مربوط به مهاجرت به کشور مقصد را طی کند و پس از موافقت با پرونده، به کشور مقصد وارد شود. در همه کشورهای قانونمند، با مهاجر غیر قانونی به شدت برخورد میشود و پلیس ابتدا فرد را بازداشت و پس از بررسی به کشور مبدا دیپورت (اخراج) میکند. البته مسلما منزلت و شان انسانی همه افراد در همه مراحل بایستی حفظ شود، از جمله در مورد مهاجران غیر قانونی. در مواردی که افراد زیادی به شکل ناگهانی و به دلایل خاص (مثل جنگ، سیل و زلزله که منجر به نابودی خانه و کاشانه افراد میشود و یا به دلیل در خطر بودن جان) مجبور به خروج اضطراری از وطن خود میشوند و به کشوری دیگر مهاجرت میکنند، اردوگاههای پناهندگی در لب مرز تاسیس میشود و این افراد آسیب دیده در آنجا مستقر میگردند. حتی پیشرفته ترین کشورها با اقتصادی پویا و قوانینی مبتنی بر حقوق بشر، به هیچ وجه اجازه ورود پناهجویان و آوارگان به داخل کشور خود را نمیدهند و به جای آن، آنها در کمپ‌های پناهندگی در لب مرز مستقر میشوند تا اینکه شرایط برای بازگشت آنها به موطن خود فراهم شده و سپس به آنجا برگردانده میشوند.

متاسفانه برادران و خواهران ما در کشور همسایه افغانستان در سه دهه گذشته گرفتار جنگی خانمان برانداز بوده‌اند که از حمله شوروی به آنها در دهه ۸۰ آغاز و پس از آن با تسلط طالبان بر آن کشور و گسترش جنگ داخلی و در آخر حمله ناتو در سال ۲۰۰۳ ادامه یافت. این سالهای طولانی جنگ و باامنی، ویرانی‌های زیادی را در افغانستان ایجاد کرد و منجر به آواره شدن و خروج خیل عظیم افغان‌ها به کشورهای همسایه و از جمله ایران شد. اهمال جمهوری اسلامی در استقرار پناهجویان افغان در کمپ‌های موقت پناهندگی در لب مرز از یک سو و تعداد زیاد پناهجویان افغان و مرز طولانی کشورمان با افغانستان از سوی دیگر موجب شد که آنچه نبایست اتفاق می‌افتاد اتفاق بیفتد و میلیونها افغان به داخل ایران راه یافتند و در کل کشور پراکنده شدند.

مهاجران غیر قانونی چالش‌های اقتصادی و امنیتی زیادی را برای هر کشوری ایجاد میکنند. به دلیل نداشتن کارت هویت و محل سکونت مشخص این افراد امنیت کشور میزبان را به خطر می‌اندازند زیرا اگر یکی از این افراد جرمی یا جنایتی مرتکب شوند به سختی میتوان او را شناسایی کرد. از طرف دیگر اشغال کردن موقعیت‌های شغلی -هر چند که آن شغلها در رده بالا نباشند-، منجر به افزایش نرخ بیکاری در جامعه میزبان میشود و اقتصاد کشور را با خطر جدی مواجه میسازد.

در گزارشها آمده است که در حال حاضر بیش از ۱ میلیون و چهارصد هزار نفر مهاجر غیر قانونی افغان در ایران زندگی میکنند. این شمار بسیار زیاد از مهاجران غیر قانونی هر اقتصادی را با چالش جدی مواجه میکند چه برسد به اقتصاد شکننده و بیمار ایران که تحت تحریم‌های بین المللی هم قرار دارد. با وجود خاتمه جنگ ناتو در افغانستان و ثبات نسبی در آن کشور، مهاجران افغان نه تنها از خود تمایلی به خروج داوطلبانه از ایران نشان نمیدهند که آمارها حکایت از افزوده شدن بر شمار مهاجران غیر قانونی افغان در ایران در سال گذشته دارد!!

برادران و خواهران افغان باید بدانند که عموم مردم ایران هیچ دشمنی خاصی با آنها ندارند اما واقعیت قضیه این است که مهاجرت غیر قانونی در همه جای دنیا جرم است و با آن برخورد پلیسی و امنیتی میشود زیرا مشکلات امنیتی و اقتصادی عدیده‌ای را برای جامعه میزبان ایجاد میکند. کسی با مهاجران و پناهندگان افغان [یا دیگر کشورها] که به طور قانونی و مجاز و پس از طی مراحل مربوطه در کشور اقامت گزیده‌اند مشکلی ندارد، مشکل از ناحیه مهاجران غیر قانونی است که طبق آمارها اکثریت مطلق افغانها به طریق غیر قانونی در ایران اقامت دارند. اتفاقا اگر به آمار جنایتها و جرائم افغان‌ها در ایران نگاه شود، تقریبا همه آنها از سوی مهاجران غیرقانونی صورت میگیرد. مسلما در عین حالی که من طرفدار سرسخت شناسایی و اخراج مهاجران غیر قانونی افغان و غیر افغان هستم اما بر لزوم حفظ شان و منزلت انسانی آنها تاکید میکنم. به هیچ وجه نباید با آنها رفتار غیر انسانی صورت بگیرد. همچنین به هیچ وجه نباید گناه اخیر (+) چند مهاجر غیر قانونی افغان در تجاوز و قتل وحشیانه دختر جوان یزدی را به پای همه افغان‌ها نوشت و همه آنها را مجازات کرد. جرم یک امر فردی است و هرکسی شخصا مسئول اعمال، رفتارها و تصمیم‌های خود است و خودش هم باید پاسخگو باشد. لذا عمل احساسی و غیر قابل قبول شماری از مردم یزد در حمله به خانه‌های مهاجران افغان در آن شهر در پی حادثه قتل دختر مذکور محکوم است اما پلیس موظف است که مجرمان حادثه را دستگیر و به شکل قانونی مجازات کند. همچنین مهاجران غیر قانونی در کل کشور باید شناسایی و اخراج شوند یا اینکه به کمپ‌های پناهندگی در لب مرز منتقل گردند. همچنین از عزیزان افغان انتظار میرود که به طور علنی عمل شنیع دو تن از هموطنان خود در تجاوز و قتل دختر جوان یزدی را به شدت محکوم کنند.

مطلب مرتبط:

به تبعیض نژادی با صدای بلند نـــــــه بگوییم!

خودکشی پناهجوی ایرانی و مسئولیت ایرانیان مقیم خارج از کشور

خودکشی پناهجوی ایرانی و مسئولیت ایرانیان مقیم خارج از کشور

خبر ناگواری را خواندم که حالم منقلب شد. رادیو کوچه گزارش کرده است که «محمد رهسپار» پناهجوی ایرانی ساکن یکی از اردوگاههای پناهندگی کشور آلمان پس از تحمل ماهها رنج و مشقت زندگی در این اردوگاه و افسردگی شدید خودکشی کرده است (+). او که عضو سابق نیروهای مسلح ایران، متاهل و دارای فرزند بوده است، به علت مخالفت با حکومت برای دریافت پناهندگی به آلمان رفته بوده است. محمد تهرانی یکی دیگر از ساکنین اردوگاه درباره خودکشی محمد رهسپار گفته است:

من نمی توانم قضاوت کنم اما به نظر می رسد کسی که هفت ماه پیش به این کمپ آمده و بسیار قوی و ورزشکار و با روحیه بود تحت چه فشاری به شدت افسرده و خسته شد. به حدی که حتی تقاضای بازگشت به ایران را داده بود. در حالی که به گفته خودش در صورت برگشت به ایران در خطر مرگ قرار می‌گرفته است.

من تجربه زندگی در چنین اردوگاه‌هایی را ندارم اما فیلمی از همین اردوگاهی که محمد رهسپار در آن اقامت داشته است را در یکی از سایتهای آلمانی دیدم که واقعا تاسف برانگیز و ناراحت کننده بود (+). آنچه که در فیلم دیده میشود مخروبه‌ای بیش نیست. بیشتر شبیه به یک زندان است. حال شما تصور کنید عده‌ای بخواهند در چنین مخروبه‌ای برای سالها زندگی کنند تا بلکه به آنها پناهندگی داده شود! من نمیدانم آلمان که عضو اتحادیه اروپاست چطور میتواند بپذیرد عده‌ای در خاک آن کشور در چنین شرایط بد و سختی زندگی کنند؟! آیا سازمانهای حقوق بشری از شرایط این اردوگاهها اطلاع دارند؟ اگر دارند پس چرا به دولتها فشار نمی‌آورند تا شرایط را بهبود بدهند؟ افرادی که در این اردوگاه‌ها هستند، به خاطر فشار غیر قابل تحملی که در کشورشان بوده و اغلب به دلیل خطر مرگی که آنها را تهدید میکرده است، همه زندگی خود و دوستان و بستگان خود را رها کرده و به این کشورها پناه آورده‌اند. ببینید شرایط این اردوگاه چقدر بد بوده است که فردی ورزشکار، متاهل و سالم در ظرف مدت ۷ ماه اقامت، دست به خودکشی میزند!

شکی وجود ندارد که مسئول مستقیم این خودکشی‌ها رژیم جمهوری اسلامی است، اما به نظر من علاوه بر دولت میزبان پناهجو، ایرانیان ثروتمند و پرنفوذ مقیم خارج از کشور هم به طور غیر مستقیم در این خودکشی‌ها مسئول هستند. ثروت ایرانیان مقیم خارج از کشور بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود. آیا نمیتوان سازمانی تشکیل داد و پولی جمع کرد و از دولت‌های میزبان پناهجویان ایرانی خواست که آن پول را بگیرند و شرایط زندگی و محل اقامت پناهجویان را ساماندهی کنند؟ یا اینکه اگر امکان قانونی وجود دارد مستقیما کمک کنند؟ آیا سیاستمداران مشهور مقیم خارج از کشور همچون رضا پهلوی، بنی صدر و غیره نمیتوانند با این دولتها نامه‌نگاری کنند و مثلا با پارلمان اروپا مکاتبه کنند و درخواست کنند که وضعیت پناهجویان را بهبود بدهند؟ یا مثلا در مصاحبه‌های خود با خبرگزاری‌های خارجی اعتراض خود نسبت به وضعیت وخیم حاکم بر این اردوگاهها را بیان و اطلاع‌رسانی کنند؟ میلیونها ایرانی مقیم خارج از کشور خیلی کارها میتوانند بکنند. قابلیت‌های بسیار زیادی دارند. بایستی کمی از خودگذشتگی و حس مسئولیت پذیری افزایش یابد بلکه حداقل نسبت به هموطنان خود بی‌تفاوت نباشیم. در مورد دیگری مثلا همین هفته پیش در خبری آمده بود که یک ایرانی بی‌خانمان به نام فرشاد محمدی که مدتها در خیابان‌های مونترال سرگردان بوده، بیکار بوده و خانه و کاشانه‌ای نداشته است، توسط پلیس کشته شده است! (+) بعد از خبر مرگ او عده‌ای از ایرانیان مونترال تجمعی اعتراضی را تشکیل داده بوده‌اند! معلوم نیست ایرانیان مقیم مونترال که جمعیتشان هم کم نیست، قبل از مرگ این فرد کجا بوده‌اند و چرا تا قبل از آن حادثه به کمک او نشتافته بوده‌اند و او را از آن وضعیت نجات نداده بوده‌اند؟! مگر او هموطن آنها نبوده است؟! یکی دو مورد نیست، از این موارد متاسفانه زیاد است و اینها همه بی‌مسئولیتی و بی تفاوتی ما به محیط اطراف و هموطنان خود را نشان میدهد!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: