بایگانی برچسب‌ها: وحید اصغری

صدای رسای وبلاگ نویسان دربند باشیم

وبلاگ نویسان دربند

وبلاگ نویسان دربند

نوشتن یکی از راههای ارتباط و نیز ابراز نظر و عقیده است. نوشتن به ویژه زمانی که دیگر راههای ارائه دیدگاه فراهم نیست یا به شدت خطرناک است، اهمیت می یابد. در چنین مواقعی افراد با اسم مستعار مطلب خود را منتشر میکنند. بدین ترتیب اگرچه خواننده از هویت واقعی نویسنده مطلع نیست، اما از طریق کلمات به کار رفته، نوع چیدمان کلمات و جملات و از همه مهمتر مفاهیمی که آنها منتقل میکنند، ایده ها و اندیشه های نویسنده را در می یابد. این روش تبادل نظر و اطلاع رسانی، به ویژه اگر به منظور مبارزه با جهل و خرافات، به چالش کشیدن مستند و منطقی قدرت و یا افزایش آگاهی مردم در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به کار برود، ارزشمند و قابل ستایش است.

در زمانه ای که ایران و ایرانیان در چنگال استبداد دینی اسیر شده اند و در هنگامه ای که در نتیجه اعمال سانسورهای شدید حکومتی بر چاپ کتاب و آثار هنری، نبود رسانه ها و روزنامه های مستقل و آزاد، عدم وجود احزاب و امکان تشکل و تبادل نظر، بسیاری از مردم در جهل و ناآگاهی به سر میبرند و سایه شوم خرافات بیش از پیش بر تارک این دیار استبداد زده خودنمایی میکند، انسانهایی هستند که با نوشتن متون اعتراضی و روشنگرانه در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی، صدا و دیدگاهی متفاوت از صدای تئوریزه شده و رسمی حکومت را نشر میدهند و استبداد دینی، تابوها، عادت های غیر منطقی و تقدسات آلوده به خرافات را به چالش میکشند.

در واکنش به این اقدام ارزشمند وبلاگ نویسان انتقادی، عاملان استبداد دینی بیکار ننشسته و با توسل به انواع روش های فنی و یا گذاشتن دام های گوناگون و رنگارنگ، اقدام به اعمال فشار، بازداشت و در مواردی حتی قتل وبلاگ نویس کرده اند و میکنند. امیدرضا میرصیافی و ستار بهشتی دو مورد شاخص از قتل وبلاگ نویسان بوده اند؛ کسانی که فقط و فقط به جرم نوشتن در فضای مجازی و ابراز عقیده توسط حکومت به قتل رسیده اند. رفتارهای سرکوبگرانه عمال حکومت بر ضد وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی، شباهت کاملی با اقدامات سرکوبگرانه آنها در برخورد با نویسندگان، تحلیگران، دگراندیشان و هنرمندان منتقد در سی و چهار سال گذشته، دارد. تنها تفاوت عمده این است که از آنجایی که وبلاگ نویسان انتقادی و روشنگر، غالبا از ترس جان و برای حفظ امنیت خود با هویت مجازی مطلب مینویسند، در موارد متعددی تا روزها و چه بسا تا ماهها پس از دستگیری و شکنجه توسط نیروهای امنیتی رژیم، خبری از آنها در رسانه های خبری منتشر نشده و بدین ترتیب حکومت با آسودگی خاطر به اعمال فشار و سرکوب حداکثری علیه آنها اقدام کرده است. حتی پس از انتشار خبر دستگیری و از آنجایی که این نوع از وبلاگ نویسان معمولا به گروه و دسته سیاسی خاصی تعلق ندارند، اطلاع رسانی فراگیر درباره دستگیری و نیز اعمال فشار رسانه ای به حکومت جهت آزادی آنها به شدت اندک و ناکافی بوده است. این واقعیت، ضرورت توجه به موضوع وبلاگ نویسان دربند را دوچندان می نماید.

در حال حاضر دهها وبلاگ نویس تنها و تنها به دلیل نوشتن مطلب و نظر خود بر روی صفحات اینترنتی در زندانهای جمهوری اسلامی به سر میبندد که نقض آشکار موازین حقوق بشر و حتی اصول اولیه قانون اساسی خود حکومت محسوب میشود. در حال حاضر وبلاگ نویسانی همچون هانیه صانع فرشی، نوید خانجانی، کوهیار گودرزی، محمد پور عبدالله، محمدرضا پورشجری، سخی ریگی، داوود بهمن آبادی و بسیاری دیگر، بهترین سالهای عمر خود را به دلایل واهی و تنها به جرم آگاهی بخشی، به چالش کشیدن دیکتاتوری و یا خرافات مذهبی، در سیاهچاله های رژیم استبدادی سپری میکنند. بیاییم صدای رسای آنها در بیرون از زندان باشیم. بیاییم نگذاریم که حکومت به هدف خود یعنی خاموش کردن همه صداهای مخالف و منتقد دست یابد. بیاییم با خود عهد ببندیم که به ازای هر وبلاگ نویسی که در بند میشود، چند وبلاگ نویس اعتراضی و روشنگر دیگر سر بر می آورند. به امید آزادی ایران و به امید رهایی ایرانیان از چنگال اسبتداد…!

در همین زمینه:

از ستار نجفی تا ستار بهشتی تفاوتی است به وسعت شرافت و به عظمت انسانیت

نامه «وحید اصغری» زندانی سیاسی عقیدتی از زندان اوین به «احمد شهید» گزارشگر ویزه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران

وحید اصغری زندانی سیاسی عقیدتی- فعال سایبری، محکوم به اعدام

وحید اصغری زندانی سیاسی عقیدتی- فعال سایبری، محکوم به اعدام

وحید اصغری ۲۶ ساله دانشجوی مقطع کارشناسی انفورماتیک دانشگاه هند، یکی از چند نفر فعال سایبری است که در قالب پروژه اطلاعاتی امنیتی اطلاعات سپاه که از آن به عنوان پروندهٔ «مضلین» نام میبرند، در سال ۸۷ دستگیر شد و تاکنون بیش از ۴ سال را در زندان اوین به سر برده است. وی در تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۳۹۰ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام راه اندازی سایت‌های مستهجن، ضد دینی و سیاسی  به اعدام محکوم شده است. همچنین این شعبه برای دیگر متهمین این پرونده به نام های سعید ملک‌پور و حسن سی‌سختی به ترتیب احکام اعدام و حبس ابد صادر کرده است. وحید اصغری پیشتر در تاریخ ۲۵ آذرماه ۱۳۸۸ با ارائه شکایت نامه ای به قاضی صلواتی، شکنجه ها و فشارهای جسمی و روحی وارده بر وی و اعتراف های اجباری گرفته شده از او در زندان را شرح داده و خواستار رسیدگی شده بود (+)

نامه منتسب به او به احمد شهید گزاشگر ویزه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران در زیر آورده شده است. این نامه را «احمد اصغری» برادر این زندانی که در خارج از کشور زندگی میکند، برای انتشاربه این وبلاگ فرستاده است.

گزارشگر ویزه سازمان ملل متحد در امور ایران، با آرزوی موفقیتتان در ارائه ی تصویری درست از واقعیات موجود در حکومت و جامعه ایران، نظر محترمتان را به خلاصه دادگاه خود در شعبه ۱۵ دادگاه جمهوری اسلامی جلب می نمایم تا واقعیت دیگری راآاشکار کنم و پرده دیگری از این مضحکه بازار برایتلن بازگو کنم.

دادگاه من بعد از ۲ بار کنسل شدن و در ۴۵ ماه از دوران طولانی بازداشت موقتم در ۱۵ آبان ماه تشکیل شد و من بعد از استماع اتهامات علیه خودم که با خنده هایم همراه بود تمامی اتهامات کذب و واهی را رد کردم و دادگاه و قاضی و قانون مورد استفاده برای محاکمه ام را به استناد قوانین داخلی خود جمهوری اسلامی فاقد صلاحیت رسیدگی و دادرسی برای متهمان سیاسی سایبری و روزنامه نگاران دانستم و به خاطر اینکه اتهامات فعالیت های سیاسی و تبلیغ علیه نظام و فعالیت سایبری بر ضد رزیم و روزنامه نگاری سایبری و آنلاین به من نسبت داده شده بود کل جریان محاکمه و به اصطلاح دادرسی را در این دادگاه صوری دانسته و دادگاه را فرمایشی خواندم و به عدم استقلال قاضی اشاره کردم و از دستوراتی که سپاه به وی داده است اظهار اطلاع کردم و در ادامه مدارک و مستندات ذیل را برای قضاوت تاریخ صرفا ارائه دادم تا ضمیمه پرونده سازی هایشان شود.

۱- نامه تایید شده ای با موضوع ایراد شکلی بر عدم صلاحیت دادگاه انقلاب برای محاکمه متهمان سیاسی و و رسانه ای

۲- نامه تایید شده ای مبنی بر عدم صلاحیت دادگاه غیر متخصص انقلاب برای محاکمه متهم جرایم رایانه ای. بنده به موجب قانون ایران باید در دادگاه جرایم رایانه ای اگر جرمی مرتکب شده بودم محاکمه میشدم نه در دادگاه انقلاب

۳- قانون مورد استفاده برای محاکمه من باید قانون جرایم رایانه ای باشد نه قانون غیر تخصصی و بی ارتباط و منسوخ شده سمعی و بصری، که برای فروشندگان و قاچاقچیان سی دی و کارمندان صدا و سیما و سینما کاربرد دار.  بنده را به اتهام تهیه کنندگی و کارگردانی محاکمه کردند خود این دادگاه شایسته اسکار است

۴- شروع به جرم توسط من با ارسال نامه به صدای امریکا و،او،ا و ارتباط با بنی صدر در ۱۲ سالگی  من ذکر شده است و اقدام به جرمهای ادعایی تماما در ۱۷ سالگی تا  ۱۸ سالگی بوده است. قاضی صلواتی ایراد وکلایم برای فرستادن پرونده به دادگاه اطفال را نپذیرفت که این هم نقض قوانین است

۵- قاضی پرونده های جرایم رایانه ای باید متخصص به کامپیوتر و آگاه و کارشناس جرایم رایانه ای باشد نه قاضی ای که در حوزه درس خوانده و هیچ تخصصی در زمینه کامپیوتر و و اینترنت ندارد. خطاب به قاضی صلواتی گفتم شما به خاطر نقض اشکار و مکرر حقوق بشر و حقوق متهمان تحریم شده اید و صلاحیت دادرسی ندارید.

۶- اگر قرار بر محاکمه بود باید شرکت من که این جرایم تولید آن شرکت حساب شده است و با ۱۲ میلیون دلار  کمک مالی گوگل تامین میشده است (!؟!؟! ادعای واهی دیگری از انها)، محاکمه میشد و در نهایت منجر به انحلال شرکت میشد طبق قانون داخلی جمهوری اسلامی نه خود مدیر عامل. گرچه هدف حذف مخالفین است و اتهام زنی و پرونده سازی باید بر علیه من انجام میگرفت

۷- نماینده و دادستان و بازپرس پرونده روحانیونی هستند که در حوزه طلبگی کرده اند و حتی معنی اینترنت را که از همه آنها پرسیدم نمی دانستند و حتی سواد خواندن و نوشتن درست اتهامات و سوالات بازجویی و بازپرسی را نداشتند، ظلم این است که بیسوادها مرا محاکمه میکنند.

۸- به اعتراض من نسبت به شکنجه های شدید روحی و جسمی و بد رفتاری ها و نقض تمام قوانین داخلی جمهوری اسلامی در این دادگاه نیز رسیدگی نشد. تمام اعترافات بنده که حاوی ۳ کارتن پرونده حاوی ۱۰۰۰۰ صفحه پرونده سازی است تحت فشارها و سو رفتارها و شکنجه های بسیار سخت و شدید اخذ شده است و طبق قوانین داخلی جمهوری اسلامی و قانون اساسی اعترافات کتبی و ویدیویی تحت شکنجه بی اعتبار است. در دادگاه اظهار کردم که همین الان اگر دستتان را به من بدهید من حاضرم شما را از اینجا به شکنجه گاههای سپاه و وزارت اطلاعات ببرم و انواع وسایل شکنجه را نشانتان بدهم و سلولهای انفرادی و شکنجه گر و تیزر و شوکرو شلاق و طناب دار و تسلیحات نظامی و  ضد شورش و شلنگ و کابل و حتی دستگاه فلک کردن پاها مربوط به دوران قاجار و یا یوغ که بر گردن میگذارند را نشان شما بدهم و به شما گزارشگر محترم حقوق بشر نیز همین دعوت نامه را می فرستم و منتظرم که اگر بیایید من مستندات شکنجه و شکنجه گاهها را نشانتان خواهم داد. شرح شکنجه هایی که خودم منتشر کردم یک هزارم شکنجه هایی که شده ام هم نیست.

۹- نامه تایید شده  شرح شکنجه را که به تایید زندان با امضای ۲ شاهد شکنجه رسیده بود را ضمیمه پرونده کردم.

۱۰- دادگاه اجازه معرفی وکلای منتخب خودم را نداد و اجازه عزل ۲ وکیلی که تحت شکنجه در ۲ الف امضای من روی وکالتنامه شان را گرفته بودند را نیز به من ندادند.

۱۱- پرونده سیاه نمایی شده ام که از اکاذیب و توهین ها و افتراها به من تشکیل شده را نزد کارشناس رسمی دادگستری یا کارشناس متخصص کامپیوتر نفرستادند و این درخواست قانونی من نیز رد شد

۱۲- هیچ مدرکی و سندی مبنی بر صحت اتهامات ایراد شده به من توسط نماینده دادستان «طرزی» ارائه نشد و در جواب درخواست من مبنی بر ارائه پرینت بانکی یا سند پرداخت پول توسط گوگل و سفارت آمریکا و سیا به دادگاه سکوت اختیار کردند.

۱۳- حرف اول و آخرم به صورت شفاهی و کتبی در این بیدادگاه  این بود که من این بیدادگاه را قبول ندارم حکم دادگاه از قبل معلوم است و دادگاهی برای بیگناهان وجود ندارد و من در دادگاه فرمایشی و صوری از خودم دفاع نمی کنم و وکیل من تنها خداست و همجرمم یوسف

با توجه به این موارد من درخواست اضافه کردن «محمد محمدی موسوی» بازپرس شعبه ۲ ویزه امنیت و بازپرس شعبه ۲ جرایم رایانه ای و قاضی صلواتی و دادسرای جرایم رایانه ای و فرهنگ و رسانه را در لیست سیاه تحریمهای بین المللی را دارم و از نقض دولتی و سیستماتیک حقوق بشر در ایران اظهار تاسف می کنم .و خواستار محکوم کردن قوانین اساسی داخلی جمهوری اسلامی ایران توسط سازمان ملل هستم تا فشاری بر دولت ایران برای تغییر قوانین سبعی باشد.

وحید اصغری زندانی سیاسی عقیدتی بند ۳۵۰ اوین

قاضی صلواتی و صدور سومین حکم اعدام در ۴۸ ساعت گذشته! امیر میرزایی حکمتی هم اعدام میشود!

قاضی صلواتی جلاد خامنه‌ای و صدور حکم اعدام مثل آب خوردن!

قاضی ابوالقاسم صلواتی که در دو سال گذشته نقش جلاد مخصوص خامنه‌ای را بازی کرده و احکام اعدام‌ متعددی را برای فعالین سیاسی و زندانیان عقیدتی صادر کرده است، در دو روز اخیر ترمز بریده و مثل آب خوردن ۳ حکم اعدام جدید را صادر کرده است! جدیدترین قربانی امیر میرزایی حکمتی شهروند ایرانی – آمریکایی است که اخیرا توسط وزارت اطلاعات به اتهام جاسوسی و تلاش برای نفوذ به دستگاه امنیتی کشور دستگیر و اعترافات او از تلویزیون هم پخش شده بود. دو نفری که روز گذشته حکم اعدامشان توسط قاضی صلواتی صادر شده بود وحید اصغری فعال سایبری و دیگری جواد لاری فعال سیاسی بودند.

فارس نیوز دقایقی قبل نوشت: «شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، امیر میرزایی حکمتی را به در رابطه با همکاری با دولت متخاصم و عضویت در سازمان جاسوسی آمریکا (CIA) و همچنین تلاش برای متهم سازی ایران در تروریسم، محارب و مفسد فی الارض شناخته و برای وی حکم اعدام صادر کرد.»

فارس نیوز در ادامه مینویسد: «پس از قرائت کیفرخواست، متهم خود را معرفی و سپس در برابر سؤالات قاضی صلواتی از خود دفاع کرد و ضمن اقرار به انگیزه خود برای نفوذ در سیستم‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران برای کمک به سازمان جاسوسی سیا، اظهار داشت: من در این مأموریت فریب سازمان جاسوسی آمریکا را خوردم و هرچند با مأموریت نفوذ در سیستم‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران و تبدیل شدن به منبع خبری برای CIA وارد ایران شده بودم اما شخصا قصد ضربه زدن به ایران را نداشتم. چرا که قصدم این بود که در ایران زندگی کنم و به آمریکا برنگردم.»

شایان ذکر است که پیشتر محمد مصطفایی وکیل پایه یک دادگستری که وکالت سکینه محمدی آشتیانی – محکوم به سنگسار – را هم بر عهده داشته است، در وبسایت شخصی خود  اثبات کرده بود که امیر میرزایی حکمتی مرتکب جرمی نشده و بیگناه است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: