بایگانی برچسب‌ها: وبلاگ‌نویس

اعلامیه تاسیس و انتشار منشور «کانون وبلاگ‌نويسان ايران»

اعلامیه تاسیس و انتشار منشور «کانون وبلاگ‌نويسان ايران».

خطاب به نویسنده وبلاگ تلخ نوشته ها: چطور به خود حق میدهید که به یک ملت ۷۰ میلیونی توهین کنید؟!

نمیدانم این ویدئو رفتار زننده بازیکنان چوكای تالش در بازی این تیم مقابل شهرداری دزفول در لیگ دسته دو فوتبال را دیده اید یا نه. در این بازی پس از اینکه داور کارت زردی را به یکی از بازیکنان چوکا نشان میدهد، برخی از بازیکنان، هواداران چوکا و نفرات حاضر بر روی نیمکت این تیم به سمت داور هجوم برده و وی را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، تا اینکه نهایتا داور مجبور به ترک زمین بازی میشود. فکر میکنم هرکسی چنین رفتاری را محکوم میکند و بی شک هر عقل سلیمی چنین اعمالی را مذموم و ناپسند میداند. این گونه رفتارها بسیار ناپسند است اما کم و بیش در همه جای دنیا رخ میدهد. با جستجویی ساده در اینترنت میتوان نمونه های متعددی از حمله گروهی بازیکنان، مربیان و هواداران یک تیم ورزشی به داور مسابقه را یافت. برای نمونه به این ویدئوها مراجعه کنید (آمریکا، آرژانتین، برزیل).

اما چیزی که تعجب مرا به همراه داشت و مرا بر آن داشت تا این مطلب را بنویسم نظرات توهین آمیز عده ای از کاربران در بالاترین زیر لینک ویدئو مربوطه (نظراتی همچون «مردم پست«، «فرهنگ آریایی»، «کوروش پرستان کجایند؟») و نیز متن تند و عصبی یکی از وبلاگ نویسان قدیمی در این رابطه بود. این مطلب که ابتدا با عنوان «ما وحشي هاي نا آريايي» نوشته شده است، به طرزی سوال برانگیز رفتار غلط یک عده معدود را به کل جامعه نسبت میدهد و در نهایت ملت ایران را محکوم کرده و با الفاظ زننده ای همچون «وحشی«، «بيشعور«، «بی لياقت«، «نادان«، «بی فرهنگ» و «جاهل» مورد خطاب قرار میدهد! من اکثر مواقع از نوشته های این وبلاگ لذت میبرم اما این بار واقعا هرچه فکر کردم نتوانستم منطق نویسنده را درک کنم!

به نظر من اگر میخواهیم حرفمان اثر گذار باشد باید همیشه در حرفها و سخنانمان، در نوشته هایمان جانب انصاف را رعایت کنیم. ایشان در متن خود نوشته است که «ما وحشي هستيم…! مابيشعور هستيم! ما بی فرهنگ هستیم!». من نمیگویم که ایرانیان و جامعه ایرانی عاری از عیب و اشتباه است، نه! ما مشکلات فرهنگی متعددی داریم. اما این هم درست نیست که رفتار زشت و ناصواب عده ای را به یک جمعیت عظیم نسبت دهیم و به آن نیز بسنده نکرده، در مقام توهین و دشنام برآییم! به نظر من بزرگترین بی فرهنگی و جهالت این است که پشت یک هویت مجازی بنشینیم و از روی عصبانیت متنی احساسی بنویسیم، به یک ملت توهین کنیم و به زمین و زمان فحش دهیم! اصلاح فرهنگی یک جامعه از طریق نوشتن متنهای احساسی توهین آمیز و مملو از الفاظ تند حاصل نمیشود. متنی اثرگذار خواهد بود که در آن جانب انصاف رعایت شده باشد و با کلامی منطقی، انتقادی را مطرح کرده و در نهایت برای حل مشکل راهکار ارائه کند. مگر آنکه تنها به دنبال جلب نظر عده ای خاص یا تحریک احساسی خواننده برای لحظه ای کوتاه  باشیم!

۱- همانطور که احتمالا میدانید، آمار قتل در آمریکا و روسیه به مراتب بالاتر از ایران است (ایران ۳ از ۱۰ هزار نفر، آمریکا ۵ و روسیه ۱۵، منبع). آیا درست است بگوییم مردم آمریکا و روسیه جنایتکار هستند؟!

۲- اخیرا در اینترنت چند فیلم از بی توجهی عده ای از چینی ها به فردی که تصادف کرده و در گوشه خیابان افتاده منتشر شده (ویدئو ۱، ویدئو ۲). آیا تنها به واسطه رفتار این عده اندک درست است بگوییم کل مردم چین (یک میلیارد و خرده ای آدم) بی اخلاق، بی احساس و حیوان صفت هستند؟!

۳- حدودا ۵ ماه پیش وقتی تیم هاکی ونکوور کانادا از تیم بوستون آمریکا شکست خورد و جام معروف استنلی را واگذار کرد، عده زیادی از مردم ونکوور به خیابان ها ریختند و مغازه های بسیاری را به آتش کشیدند. در اثر این شورش که تا چندین روز ادامه داشت و دود آتش بر فراز شهر زیبای ونکوور از دوردستها قابل مشاهده بود، ۱۴۰ نفر زخمی شدند و بیش از ۵ میلیون دلار خسارت مالی به بار آمد. این اتفاق در شهری افتاد که تا پیش از آن نمونه یک شهر آرام با مردمی بافرهنگ و متمدن بود. آیا با دیدن تصاویر شورش و تخریبها، میتوانیم مردم ونکوور را وحشی، بی فرهنگ و تخریبگر بنامیم؟!

الان این عده بازیکن به هر دلیلی از دست داور ناراحت شده و در نتیجه یک رفتار عصبی و احساسی دست به این رفتار غلط زده اند، درست نیست که تنها بواسطه رفتار این عده اندک، یک ملت را بکوبیم و مورد هجمه کلامی قرار دهیم! مگر ما کیستیم یا در چه جایگاهی قرار داریم که به خودمان حق بدهیم این چنین به یک ملت ۷۰ میلیونی توهین کنیم؟!

«فراخوان برگزاری روز جهانی وبلاگ‌نویسان زندانی Call for Global Day of Detained Bloggers»

۱۶ نوامبر روز همبستگی با وبلاگنویسان زندانی - Nov. 16th, Solidarity With Arrested Bloggers

دسترسی آزاد به دنیای اطلاعات، یکی از حقوق بنیادین بشر امروزی به‌شمار می‌آید. در این می‌ان، اینترنت و به تبع آن، فضای وبلاگ‌های شخصی مسیری روشن به سوی تحقق این حق حیاتی و گسترش آزادی بیان گشوده است. حکومت‌های خودکامه علاوه بر محدود کردن همهٔ رسانه‌ها و ابزارهای خبررسانی مستقل، دستگیری و شکنجهٔ خبرنگاران و نویسندگان، به سرکوب، سانسور و فیلترینگ در فضای اینترنت نیز پرداخته‌اند و فعالان این عرصه من‌جمله وبلاگ نویسان را با مشکلات جدی مواجه ساخته‌اند. در چنین شرایطی، مسئولیت انسانی ما حکم می‌کند که از آزادی بیان در فضای حقیقی و مجازی و حق دسترسی افراد و ملت‌ها به دنیای آزاد اینترنت دفاع نموده و از وبلاگ‌نویسانی که قربانی سیاست‌های سرکوبگرانهٔ دولت‌های خودکامه شده‌اند بصورت جدی حمایت نماییم.

از این‌رو، جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی از تمامی وبلاگ‌نویسان، کنشگران مدنی و نهادهای حقوق بشری، روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه، دعوت می‌نمایند تا پویشی فعالانه در جهت حمایت از وبلاگ‌نویسان در بند شکل دهند و همبستگی و همراهی خود را با آن‌ها اعلام نمایند. وبلاگ نویسان ایرانی از این جهت آغازگر این دعوت شده‌اند که هم اکنون با شرایط بسیار دشواری مواجه هستند و تعداد زیادی از وبلاگ نویسان ایرانی از جمله کوهیار گودرزی، حسین رونقی ملکی، محمدصدیق کبودوند و سخی ریگی و بسیاری دیگر در زندان‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران و تحت سخت‌ترین شکنجه‌ها به سر می‌برند. یادآوری می‌کنیم که سایر وبلاگ‌نویسان نیز همواره در معرض تهدیدهای نهادهای امنیتی و نظامی قرار دارند. این سرکوب البته محدود به ایران نمی‌شود و در برخی دیگر از کشورهای دنیا که گرفتار حکومت‌های دیکتاتوری هستند نیز وضعیتی مشابه حاکم است. علاوه بر جمهوری اسلامی ایران، کشورهایی همچون برمه، چین، کوبا، کره شمالی، ویتنام، عربستان سعودی، سوریه، ترکمنستان و ازبکستان نیز از دشمنان آزادی دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان در اینترنت به شمار می‌روند و از طریق سرکوب و زندانی کردن فعالان فضای مجازی، گسترش سانسور در اینترنت و ایجاد اختلال و کندی در آن، محیط اینترنت را به شدت کنترل می‌کند.

امید رضا میر صیافی، وبلاگ نویس بازداشت شده توسط نهادهای امنیتی حکومت جمهوری اسلامی ایران، در سال ۲۰۰۹ میلادی در زندان گوهردشت بر اثر فشار روانی و عدم دریافت کمک‌های پزشکی به قتل رسیده است و جهان هنوز قتل محمد نبوس در لیبی و زکریا راشد حسن العشیری در بحرین را در زندان‌های کشورهای متبوعشان در جریان جنبش آزادی‌خواه کشورهای عربی فراموش نکرده است. بی‌تردید کنشگران وب و وبلاگنویسان بسیاری هم بدون این‌ که نامی از آن‌ها آورده شود، ناشناخته و گمنام، تهدید، زندانی، شکنجه و کشته شده‌اند.

لذا ما پیشنهاد می‌کنیم روز۱۶ نوامبر به عنوان روز جهانی همبستگی با وبلاگ‌نویسان زندانی نامگذاری شده، از ابزار‌های و ظرفیت‌های ممکن برای خبررسانی دربارهٔ اوضاع وبلاگ نویسان زندانی در ایران و سراسر دنیا حداکثر بهره برداری و از اهرم‌های موجود برای آزادی آن‌ها استفاده شود.

همچنین از بلاگر‌ها، فعالین حقوق بشری و مدنی و سازمان‌ها و انجمن‌ها و وب سایت‌ها می‌خواهیم به این حرکت و فراخوان بپیوندند و برای نشر آن، هر گونه که مایلند، از طریق ترجمهٔ این اطلاعیه و سایر اخبار مربوط، ساختن کلیپ یا انعکاس آن در رسانه‌های نوشتاری، دیداری و شنیداری به پیشبرد اهداف این برنامه کمک نمایند. همچنین چنانچه اطلاعاتی از وبلاگ‌نویسان زندانی در هر گوشه‌ای از جهان دارند، در اختیار سازمان دهندگان این برنامه قرار دهند و خود نیز نسبت به اطلاع‌رسانی درباره نقض این حقوق اولیهٔ انسانی اقدام نمایند.

امیدواریم که همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی، بتواند نسبت به اطلاع رسانی درباره وضعیت آن‌ها موثر واقع‌شود و نهایتا فشار افکار عمومی و نهادهای بین المللی منجر به آزادی و یا حداقل بهبود وضعیت آن‌ها شود.

کمیته همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی

برای پیوستن به امضاکنندگان می‌توانید این فرم را پر کنید.

لینک صفحه  اصلی فراخوان برگزاری روز جهانی وبلاگ‌نویسان زندانی

—————————————————————————————————————————————

Free access to the world of Information, considered as one of the fundamental human rights in today’s world. Meanwhile, the Internet and consequently, weblogs have opened a clear path towards the realization of right to life and freedom of expression. Authoritarian regimes in addition to restricting all independent media, arrest and persecution of journalists and writers, deal with the suppression, censorship and Internet filtering, and have caused serious problems for activists and bloggers. Under this circumstance, our responsibility is to defend freedom of speech in the virtual and real world and right of access to the free Internet for groups and individuals, Beside supporting the bloggers who have been serious victims of oppressive policies of dictator regimes.

Thus, a group of Iranian bloggers invite all bloggers, civil and human rights activists, journalists and the media, to an active movement in order to support the imprisoned bloggers and announce solidarity with them.

Iranian bloggers are facing intricate situations and lots of them as: Koohyar Goudarzi, Hossein Ronaghi Maleki, Mohammad Sadig Kaboudvand, Sakhi Rigi and so many others jailed in the Islamic Republic of Iran detention houses under the cruelest forms of tortures, so we have decided to start this call to action.

Also be noted that other bloggers are frequently subjected to military and security threats. This repression is not limited in Iran and in some other countries that are plagued the ruling dictatorship there are similar conditions.  In addition to the Islamic republic of Iran, countries such as Burma , China, Cuba, North Korea, Vietnam, Saudi  Arabia, Syria, Turkmenistan and Uzbekistan are also considered opponents of free access to information and freedom of speech. They take sever control over the Internet through repression and imprisonment of Internet activists, censorship of the internet and impede people to access the Internet

Omid Reza MirSiafi, arrested Iranian blogger in 2009, imprisoned in Gohar-Dasht, Karaj penitentiary, has been murdered by security forces due to stress and lack of medical assistances. And the world still remembers the killing of Mohammad Naboos in Libya, and also Hassan-El-Ashiri, a Bahraini blogger in prison during the course of Arab countries uprising movement in Middle East and North Africa. Undoubtedly, many unknown Internet activists and bloggers, still without a name in hand, have been threatened, imprisoned, tortured and killed.

Therefore, we recommend November the 16th to be named as International Solidarity Day with Jailed bloggers to gain benefit of the possible tools and capabilities for spreading news about the bloggers imprisoned in Iran and around the world and leverage the maximum benefit for their release.

The bloggers, human rights activists, civil society organizations and associations and Web sites are welcomed to join this cause. For spreading manifest they are free for translating this paper and other news, making video clips, or reflecting it on the media regarding to the progress of this plan. And also If anyone has any Information and news about a jailed blogger start to spreading news forward and let the Organizing executers of this program to know.  Finally, we hope the solidarity with Jailed bloggers, could affect their condition in jails, and consequently, due to pressure of local as well as international public opinion and active monitoring of international human rights organizations and NGOs, result into a betterment in their detention condition and subsequently their freedom.

Global Solidarity with detained Bloggers Committee.

Join us here

The Campaign page can be found here.

شروع مجدد اعتراض ها در ایران برای نجات دریاچه ارومیه و واکنش وبلاگ نویسان

دریاچه ارومیه در حال خشک شدن

روز شنبه بار دیگر هزاران نفر از مردم معترض به خیابانهای تبریز و ارومیه در منطقه آذربایجان ایران ریختند تا از دولت ایران بخواهند که دریاچه ارومیه، یکی از برزگترین دریاچه های نمک جهان، را از خطر مرگ نجات دهد. مقام های ایرانی به سرعت با سرکوب معترضان به این موضوع واکنش نشان دادند. خبر اعتراض ها در رسانه های داخل حکومت سانسور گردید اما ویدئوهای متعددی از اعتراض ها بر روی یوتیوب قرار گرفت و وبلاگ نویسان اقدام به انتشار مطالب متعددی در این ارتباط در فضای وب نمودند.
وبلاگنویسی با نام «اورمویشرلی» مینویسد: «در خیابان ها برخوردهایی میان معترضان با ماموران امنیتی رخ داد. ماموران امنیتی اقدام به ضرب و شتم، بازداشت و یا حتی بستن مردم به درخت کردند.» برخی از وبلاگنویسان از مردم ایران میخواهند که فعالان آذری را حمایت کرده و راهپیمایی های ضد حکومتی را مجددا در سراسر کشور آغاز کنند.

«آذرکان» مینویسد: «جرقه در آذربایجان زده شد، حالا ما باید از خواست آنها حمایت کنیم و هرآنچه در توان داریم انجام دهیم تا ماموران امنیتی حکومت را از سرکوب مردم آذربایجان بازداریم.» او میگوید: «این فرصتی کم نظیر است و ما باید تا رسیدن به آزادی ادامه دهیم.»
«یک کشور آزاد» مینویسد: «دریاچه ارومیه تفاوتی میان تهران و تبریز نمیشناسد، ما باید در روهای آتی در همه جا اعتراض ها را سازماندهی کنیم.»
«مثبت هزار» مینویسد: «سپاه پاسداران مسوول ساخت این سدها است تا مقدار زیادی سود به دست آورد. ما باید نسبت به ارتش سایبری سپاه هوشیار باشیم. در چنین شرایطی آنها اقدام به ارسال مطالب [جهتدار] میکنند تا میان ایرانیان تفرقه بیندازند. «

«دوغ و دوشاب» از ایرانی ها میخواهد تا از دریاچه ارومیه و آذربایجان دفاع کنند. این وبلاگ نویس مینویسد: «ما همه در دام جمهوری اسلامی گرفتار شده ایم و باید از میراث فرهنگی و طبیعی مملکتمان محافظت کنیم.»
«اندرباب» پیشنهاد میکند که سه شنبه این هفته مردم در تهران و شهرهای دیگر دست به اعتراض و برپایی راهپیمایی در حمایت از [مردم] آذربایجان بزنند.

شایان ذکر است که ساخت سد بر روی قسمتی از دریاچه همراه با خشکسالی های اخیر منجر به کاهش شدید میزان آب دریافتی دریاچه ارومیه شده است. این پدیده در نتیجه منجر به افزایش میزان شوری آب دریاچه شده است که به نوبه خود منجر به فراری دادن پرندگان زیادی شده و اکوسیستم منطقه را با خطری دائمی مواجه ساخته است. اگر دریاچه خشک شود، میلیونها نفر از مردم منطقه مجبور خواهند شد که محل زندگی خود را ترک و به مناطق دیگر نقل مکان کنند.

این مطلب برگردان مقاله گلوبال ویسیز آنلاین میباشد.

یکی از ویدئوهای اعتراض های روز شنبه در ارومیه:

مردم میگویند: «آذربایجان زنده باد ، هرکس که چشم دیدنش را ندارد کور باد»

و

«دریاچه ارومیه در حال جان دادن است ، مجلس به قتل آن فرمان میدهد.»

اعلامیه ای مشترک جهت نشان دادن مخالفت گسترده وبلاگ نویسان ایرانی با گروه تروریستی مجاهدین خلق

مجاهدین خلق سازمانی تروریستی است که نه تنها به دنبال برقراری دموکراسی در ایران نیست که گذشته خشونت بار و اعمال تروریستی آنها در کنار نقض گسترده حقوق بشر در کمپ اشرف و به اسارت گرفتن ۳۴۰۰ انسان در آنجا، خود گواهی است بر ماهیت فاشیستی و دیکتاتوری آن سازمان و رهبران آن. اینجانب خروج این گروه از لیست سازمانهای تروریستی خارجی دولت آمریکا را نه تنها به ضرر دموکراسی خواهان واقعی ایران تلقی که آن را زمینه ساز حمله خارجی به سرزمین مادری خود دانسته و لذا با آن به شدت مخالفم.

این یک اعلامیه مشترک است که باز انتشار آن در وبلاگ های مختلف ، به منظور نشان دادن مخالفت عمده وبلاگ نویسان ایرانی با گروه تروریستی مجاهدین خلق است.

Dear Madam Secretary, letting a terrorist group free, who do not appreciate the true concept of freedom, human rights including democracy will never be in favour of achieving democracy in Iran.


The Mujahidin Khlagh (“MEK”) is a violent and ruthless group that has savagely killed innocent Iranians in their war against the regime. We question the validity of this group as an effective tool to bring democracy to Iran.

 

The Iranian regime will most definitely take advantage of the MEK being free from the terrorist list and utilize it against the Green Peace Movement. The Iranian regime will associate freedom fighters with the MEK group to justify the mass executions of innocent civilians that has been ongoing since the Green Peace Movement started two years ago.

 

Sixty years ago the US interrupted the democracy in Iran by staging a coup against Prime Minister Mosadegh, who was leading Iranians to a democratic regime. It has been sixty years that Iran and the Iranian public have had to compensate for this intrusion through sacrificing their blood and soul.

 

We are pleading that the United States would not make the same mistake again! Madam Secretary, just being a force against the Islamic regime in Iran, does not make a group democratic or put them in the category of freedom fighters. If you consider the activities of the MEK leaders in detail, you will realize that they are incapable of helping to bring democracy or freedom to Iran in any shape or form! If the United States believes that the MEK should be eliminated from the terrorist list for opposing the Iranian regime, we remind you of the Al-Qaida and its atrocities against humanity which is still ongoing.

خانم کلینتون  ، آزاد گذاشتن یک گروه تروریستی که حتی در گروه خود ، به آزادی و حقوق بشر و دمکراسی اعتقادی ندارند، هیچ کمکی به روند دمکراسی در ایران نیست، وقتی یک گروه خشن ، با اعضا خود بر اساس اصول انسانی رفتار نمی کند، چه کمکی می تواند به دمکراسی در ایران بکند؟!


رژیم ایران ، تنها از اینکه این گروه آزادی بیشتری برای فعالیت یافته است، سو استفاده خواهد کرد تا جنبش آزادی خواهی ایران را بیشتر سرکوب کند و هر کسی که کوچکترین فعالیت آزادی خواهانه ای داشته باشد را منتسب به این گروه کند.


شصت سال پیش ، دولت آمریکا با کودتا در ایران ، روند دمکراسی در ایران را مختل کرد و شصت سال است که ایرانیان ، با خون و گوشت خود ، هزینه این اشتباه را می دهند ، لطفا یک تصمیم غلط دیگر نگیرید.


خانم کلینتون، صرف اینکه کسی مخالف رژیم ایران باشد، او را طرفدار دمکراسی و آزادی خواه نمی کند، شما اعمال تروریستی و نقض حقوق بشر توسط رهبران مجاهدین (درباره اعضا سازمان) را در نظر بگیرید و مطمین باشید این گروه هیچ کمکی برای دمکراسی در  ایران نخواهند بود. 


اگر قرار باشد مجاهدین صرفا به دلیل مخالفت با رژیم ایران از لیست خارج شوند، یادتان باشد که القاعده هم مخالف و دشمن رژیم ایران است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: