بایگانی برچسب‌ها: وبلاگنویس

جنایتکارها، جانی ها! شما ها مایه ننگ بشریت هستید!

حالم خیلی بده، بغضی سخت گلویم را فشار میده، نمیتونم چیزی بگم، سرم درد میکنه، اعصابم داغونه! بدنم داره میلرزه! نفس کشیدن هم برام سخت شده! باور کردنی نیست! مگر او چه کرده بود؟ به کدامین گناه؟ به چه جرمی؟ به جزم نوشتن؟ به جرم استفاده از فیسبوک؟ شرمتان باد…! این چه حکومتی است که از نوشتن هم میترسد؟ این چه حکومتی است که با قلم زدن از هم فرو میپاشد؟! اقدام علیه امنیت ملی از طریق استفاده از فیسبوک؟! خاک بر سرتان که انقدر حکومت سست و بی بنیادی دارید که هر چیزی و هر کاری اقدام علیه امنیت ملی ننگین شما تلقی میشود!! خانه عنکبوت پایدارتر از حکومت شماست! کشتنش! سالم بود، چند روز پیش بردندش، امروز زنگ زده اند میگویند بروید قبر بخرید، مرده!! جنایتکارها، جانی ها! کثافت های لجن! شما ها مایه ننگ بشریتید! شماها لکه ننگی هستید بر انسانیت و بر این جهان!

فاجعه ای دیگر در زندان اوین/ پلیس امنیت خطاب به خانواده ستار بهشتی: بیایید جنازه را تحویل بگیرید (لینک خبر)

پی نوشت: غمگینم از بی تفاوتی ها، از رومزرگی ها، از فراموش کردنها، از عادت کردن به شنیدن این خبرهای تلخ، از این رخوت و عدم تحرک، باید بروم تا اعصابم کمی راحت شود. برای مدتی نامعلوم نخواهم بود…

تهدید، ارعاب، صدور فتوای ارتداد و حالا گروگانگیری؛ آیا این همه نشانه وحشت و استیصال رژیم نیست؟

من برای مقابله با تاریکی شمشیر نمیکشم، بلکه چراغ می‌افروزم.

شاید اغراق نباشد اگر بنا و اساس حکومت اسلامی را بر خرافات و اعتقادات پوچ و ساختگی بدانیم. ممکن است از خود بپرسید چرا با وجود اینکه کمر اقشار مختلف مردم زیر فشار سنگین تورم، بیکاری و فقر خم شده است، شاهد اعتراض و قیام مردمی نیستیم؟ بدون شک مذهبی بودن حکومت کنونی و تلاش شبانه روزی سردمداران حکومت برای ارائه چهره‌ای قدسی و الهی از ولی فقیه به مردم، یکی از مواردی است که موجب شده است که مردم به ویژه اقشار فقیر که از قضا مذهبی تر هم هستند تا آنجا که میتوانند دندان سر جگر بگذارند و تحمل کنند و دم نزنند. البته سرکوب گسترده هر گونه نقد و اعتراض، مسلما تاثیر زیادی در ایجاد جو خفقان کنونی داشته است اما به باور من دلیل اصلی سکوت نسبی که شاهد آن هستیم، از یک سو ترس از انقلاب مجدد با آینده نامشخص و از آن مهمتر مذهبی بودن اکثریت مردم و رودربایستی آنها با یک حکومت مذهبی -حکومتی که رهبران دینی آن را به دست دارند- میباشد!

بدون شک آگاهی میتواند رمز شکستن قفلِ ستبرِ خرافات بر مغز افراد جامعه باشد. بسیاری از افراد مذهبی اساسا نمیدانند امامان شیعه چه کرده‌اند و برای چه باید مورد احترام باشند یا اینکه اطلاعاتی تحریف شده دارند و تنها از روی تقلید و به شکل کورکورانه کارهای پدران و نیاکان خود را تکرار میکنند و برای مردگان ۱۴۰۰ سال پیش بر سر و سینه خود میکوبند. بسیاری از آنها از میزان قساوت و ظلمی که این افراد و پدران آنها بر نیاکان ما و مردمان دیگر روا داشتند و جنایاتی که مرتکب شدند آگاه نیستند.

از سوی دیگر کیست که نداند بهترین روش آگاهی بخشی و مبارزه با باورهای پوچ و تقلیدات کورکورانه، سرگرمی و زبان طنز است؛ آن هم به ویژه در زمانه‌ای که مردم سیاست زده شده‌اند و بیش از پیش به طنز و سرگرمی تمایل دارند. این دقیقا روشی است که کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان در پیش گرفته است. کمپینی که با ابزار قدرتمند سرگرمی و طنز، باورهای قدسی که حکومت کنونی بر آنها بنا شده است را هدف قرار داده است. لذا جای تعجب نیست که می‌بینیم حکومت به شدت از تشکیل چنین کمپینی عصبانی میشود و ابتدا از طریق سپاه سایبری خود تلاش میکند که افراد را تهدید و کمپین را تعطیل کند، سپس به وسیله صدور فتواهای ارتداد از سوی مراجع حکومتی برای شاهین نجفی و تعیین کردن جایزه برای سر او حداکثر تلاش خود را میکند تا دگراندیشان را ارعاب کند و آنها را از ادامه راه باز دارد.

این مقدمه نسبتا طولانی را نوشتم تا به اینجا برسم که متاسفانه امروز با خبر شدم که یکی از افراد فعال (+ ، +) در این کمپین تحت فشار حکومت قرار گرفته است. به گفته این فرد، وزارت اطلاعات پدر وی را مدت چند هفته است که گروگان گرفته و از او خواسته است که به ایران برگردد وگرنه پدرش را خواهند کشت! چنین اقدامی به روشنی گویای میزان استیصال و زبونی یک حکومت است که چون به خود فرد دسترسی ندارد، خانواده او را تحت فشار میگذارد؛ خانوده‌ای که هیچ نقشی در این ماجرا نداشته است و چه بسا اصلا از هیچ چیز خبر ندارد! این اقدام جنایتکارانه در ادامه عملکرد ضد بشری حکومت در ارعاب و تهدید مخالفان، منتقدان و دگراندیشان ارزیابی میگردد. چند ماه پیش هم خبر مشابهی پخش شد مبنی بر اینکه حکومت خانواده کارکنان بی بی سی فارسی و سپس رادیو فردا را تحت فشار قرار داده است تا از آنها بخواهند که از ادامه فعالیت خود دست بردارند.

ضمن ابراز همدردی و همراهی با این دوست عزیز، این حرکت زشت و شرم آور حکومت جمهوری اسلامی را که تنها از آدم ربایان حرفه‌ای و مافیاهای بین المللی بر می‌آید را محکوم میکنم. مطمئنا اعتراض‌های گسترده نسبت به این ظلم آشکار و نقض فاحش حقوق بشر از سوی وبلاگ‌نویسان، فعالان عرصه رسانه و فضای مجازی در افزایش حساسیت عمومی به موضوع و در نتیجه کاهش فشارها به خانواده این فرد موثر خواهد بود.

مطالب قبلی:

این مذهب است که میتواند موجب انجام چنین کارهای وحشتناکی بشود

در ستایش کسانی که ایستاده مردن را برگزیدند؛ از احمد کسروی و فریدون فرخزاد تا شاهین نجفی …!

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

زهی اندکی شرم! تویی که با کنایه میگی کروبی چاق و چله شده، از کجا میدونی عمدا به او غذای پر چرب نمیخورانند تا سکته کند؟!

مهدی کروبی – ۱۵ خرداد ۹۱

روزگار عجیبی شده! طرف تو چشم آدم نگاه میکنه میگه عکس کروبی را دیدی؟ دیدی چقدر چاق و چله شده بود؟ انگاری حصر خانگی بهش خوب ساخته…! اون یکی در وبلاگش نوشته: «حاج آقا مثل اینکه مرغ و جوجه زیاد میل می کند و پیه و چربی اضافه اش از زیر لباسش زده بیرون»! عجب! واقعا آدم زبان به دهان میماند وقتی این همه وقاحت را میبیند! گویی این عده تعریف «حصر خانگی» را هنوز نمیدانند! حصر خانگی با زندان متفاوت است. یعنی اینکه در حصر خانگی فرد نه در سلول زندان که در یک خانه نگهداری میشود. مسلما به فرد غذا میدهند اما موضوع این است که ماموران امنیتی از خروج فرد مورد نظر از خانه و انجام فعالیت‌های روزانه جلوگیری میکنند. فرد اجازه ندارد هر زمان که خواست با بستگان و دوستان خود دیدار کند یا به آنها تلفن بزند. گزارش شده بود که حکومت به موسوی و کروبی حتی اجازه نمیدهد که کتاب در اختیار داشته باشند یا روزنامه بخوانند! شما تصور کن ببین در چنین شرایطی چه فشار روحی سنگینی به فرد وارد میشود! تنها، بدون دلمشغولی، کار و یا تفریحی! نه تلویزیونی، نه اینترنتی، نه کتابی، هیچی…! هر لحظه‌اش به اندازه چند سال طول میکشد!

درسته، مهدی کروبی کمی وزن اضافه کرده است. اما از کجا معلوم این موضوع به خاطر خوش گذشتن به او بوده باشد؟! به نظر من هیچ بعید نیست که ماموران حکومتی عمدا به او غذای چرب و پر کلسترول خورانیده باشند تا سکته کند! از این حکومت هر کاری برمیاد! وانگهی خوب وقتی آدمی یک جایی محبوس است و تحرک ندارد، خوب چاق میشود دیگر! منتهی این چاق شدن الزاما به معنای این نیست که به فرد خوش گذشته است! اصلا مگر به کسی در حصر و محدودیت و به دور از خانواده و بستگان و دوستانش خوش میگذرد؟!

  آقای وبلاگ نویسی که نوشته‌ای کروبی به شما آدرس بدهد که شما هم بروی آنجا «دلی از عزا در بیاوری»، آیا شما حاضر هستی نه برای ۴۵۰ روز که فقط به مدت یک هفته از آزادی محروم بشوی، از خانواده، دوستان و بستگان و اینترنت، دور باشی؟! اصلا هیچ فکر کرده‌ای چرا این افراد حصر خانگی شده‌اند؟ اگر اینها فراخوان راهپیمایی نداده بودند، اگر اینها مثل بعضی ها توبه نامه نوشته بودند و به عهد خودشان با مردم و اعتمادی که مردم به آنها کردند پایبند نمی‌مانند، آیا همچنان در حصر و محدودیت میبودند؟! انصاف هم خوب چیزیه والا! کمی، فقط کمی انسان باشیم…!

مطالب مرتبط:

سالروز تولد شیخ مهدی کروبی

دویستمین روز حصر خانگی موسوی و کروبی

بانوی نقاش در حصر

آقای ابراهیم نبوی اگر گمنامیان مزدور سایبری است، پس لابد شما خود خامنه‌ای هستید…!

اسب تروا (بخوانید یابوی تروا)، کارتون اثر نیک آهنگ کوثر

واقعا خیلی زور دارد وقتی آدم میبیند سایتی که با پول مالیات دهندگان اروپایی و با اهداف دهن پرکنی چون «ترویج دموکراسی و حقوق بشر در ایران» پایه‌گذاری شده، به محلی برای اشاعه افترا، توهین و دشنام به وبلاگ‌نویسان مستقل تبدیل شده است. بله درسته، منظورم سایت روزآنلاین است. ابراهیم نبوی نویسنده وابسته به اصلاح طلبان حکومتی و نظریه پرداز «اسب تروا» که در اوج پویایی جنبش سبز با ایده احمقانه خود یکی از شدیدترین ضربه‌ها را به جنبش وارد کرد، حالا به لجن پراکنی علیه وبلاگ‌نویسان مستقل روی آورده است و آنها را سایبری و مزدور حکومت میخواند! در این راستا وی به تخریب و ترور شخصیت نویسنده «وبلاگ گمنامیان» که سابقه شکنجه شدن در زندانهای رژیم جمهوری اسلامی را دارد و یکی از فعالترین و مستقل‌ترین وبلاگ‌نویسان حال حاضر در فضای مجازی فارسی میباشد، پرداخته است. چرا؟ چون گمنامیان در مطلبی متین و منطقی، از مقاله منتشر شده در سایت اصلاح‌طلب جرس انتقاد و مضرات حضور دین و مذهب در قدرت را برشمرده و بر لزوم وجود سکولاریسم در آینده ایران تاکید کرده است.

ابراهیم نبوی در مطلب افترا آمیز خود در سایت روزآنلاین مینویسد:

یک سایت مجهول الهویه که احتمالا از همین سایت های سایبری سپاه است و توسط جماعت هفت هزار تومانی اداره می شود

آقای ابراهیم نبوی شما بروید در کل وبلاگ گمنامیان بگردید ببینید مطلبی در حمایت از رژیم جمهوری اسلامی در آن پیدا می‌کنید یا نه…؟ عمرا چنین مطلبی پیدا نخواهید کرد. گمنامیانی که دغدغه دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر در ایران را دارد و در همه مطالب وی این موضوع به شدت احساس میشود، گمنامیانی که چند سال است به طور مستمر بر ضد رژیم فعالیت کرده و موارد نقض حقوق بشر توسط رژیم را برشمرده و جهت خرافه زدایی از فرهنگ ایرانی تلاش پیوسته کرده است چگونه میتواند مزدور سایبری باشد؟! گمنامیانی که اقدام او در افشای حرکت فالس نیوز در انتشار عکسهای جعلی به عنوان عکسهای «سرکوب معترضان در بریتانیا» به بمب خبری بر ضد رسانه‌های حکومتی تبدیل شد به گونه‌ای که در این رابطه حتی نشریه معتبر گاردین از وبلاگ او نام برد، چگونه میتواند مزدور حکومت باشد؟!

اگر گمنامیان مزدور سایبری است، پس لابد شما خود خامنه‌ای هستید که همین چند هفته پیش در ارتباط با دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی، همگام با رژیم بر طبل انتخابات حکومتی میکوبیدید و مردم را به شرکت در شوی انتصابات و رای دادن به یکی از ضد ایرانی‌ترین و دگم‌ ترین افراد حال حاضر در عرضه سیاسی ایران یعنی «علی مطهری» فرا میخواندید! آقای ابراهیم نبوی بهترین جواب را خود گمنامیان در مطلبی که بیش از یک سال پیش و در واکنش به شایعه پراکنی‌ها و اتهام زنی‌های برخی از افراد معلوم الحالِ به ظاهر مذهبی (!) نوشته بود، به شما و تفکرات همچون شما که نوشته‌جات افشاگرانه بر علیه اسلام و در حمایت از سکولاریسم را برنمی‌تابید و به اهانت، افترا و ترور شخصیت روی می‌آورید داد. آنجا که نوشته بود:

گمنامیان چون می گوید قمه زنی وحشی گری است، مزدور رژیم اسلامی است اما کسانی که از قوانین وحشیانه اسلام دفاع می کنند، آزادی خواه هستند !

ابراهیم نبوی در بخش دیگری از مطلب خود مینویسد:

 از طرف دیگر به شکل عجیبی پروژه اسلام فوبیا آماده می شود برای روز حمله نظامی به ایران. یک نفر هم نیست که بگوید که تمام کشته های از صدر اسلام تا همین امروز صبح یک صدم کشته های رسمی کلیسای مسیحی، یا به اندازه کشته های کمونیست ها در حکومت استالین، یا کشته های اروپا و آمریکای متمدن در قرن هفدهم تا بیستم نیست، در تمام آسیا یک نسل کشی بزرگ رخ داده آن هم نسل کشی ارامنه توسط ترک های سکولار بوده و اصلا ربطی به تضاد دینی ندارد

من نمیدانم سواد ابراهیم نبوی با سالها نوشتن در همین حد اندک است یا اینکه برای تخریب افراد مجبور میشود اینگونه قلم بزند و خودزنی بکند…؟! یعنی ابراهیم نبوی نمیداند که امثال هیتلر اگرچه بی مذهب بوده‌اند اما اسیر افکار ایدئولوژیکی همچون فاشیسم بوده‌اند؟ فاشیسم، نژاد پرستی و ناسیونالیسم افراطی موجب جنایت توسط این عده شده بوده است. موضوع این است که حضور هرگونه ایدئولوژی -چه مذهبی و چه افراطی همچون مواردی که نام برده شد- در قدرت، موجب بدبختی و فلاکت انسانها میشود. کل مطلب گمنامیان در حمایت از سکولاریسم بود. سکولاریسم یعنی جدایی نهاد دین از نهاد قدرت (سیاست). جنگ‌های صلیبی که ابراهیم نبوی از آن صحبت میکند به دلیل همین نقش دین (مسیحیت) در قدرت اتفاق افتاد. از طرف دیگر نسل‌کشی ارامنه نه توسط دولت سکولار ترکیه که توسط حکومت عثمانی که یک حکومت مذهبی و اتفاقا اسلامی بود، اتفاق افتاد! در مورد جنایتهای مسلمانان علیه ایرانی‌ها هم نوشته‌جات و منابع تاریخی زیادی وجود دارد که آقای ابراهیم نبوی را به مراجعه به آنها دعوت مینمایم. در زیر تنها قسمت کوچکی از جنایتهای اعراب مسلمان بر ضد ایرانیان را برای نمونه ذکر مینمایم.

در پایان اینکه آقای ابراهیم نبوی اگر شما با کسی موافق و همراه نیستی، نباید به ترور شخصیت دست بزنی. آیا شما با این همه سال سابقه نوشتن هنوز این اصول اولیه روزنامه نگاری را یاد نگرفته‌ای… ؟! افسوس…!

نمونه‌ای از جنایت‌های اعراب مسلمان بر ضد ایرانیان:

۱- پس از فتح «استخر» (سالهای ۲۸-۳۰ هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم»استخر» را محاصره کنند. مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح «استخر» (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم «استخر» که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمیرفت تا آب گرم به خون ریختند پس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند «چهل هزار کشته» بودند بیرون از مجهولان .(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه ۱۳۵– کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۶۳)

 ۲- در حمله اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب (سعید بن عاص) از وحشت؛ نماز خوف خواند. پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان «امان» داد و سوگند خورد «یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت» مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: «من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه ۱۷۸)

 ۳- در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر؛ کشتند. (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه ۲۰۸ و ۳۰۳)

۴- در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه «آنروز از وقت صبح تا نماز شام میکشتند و غارت میکردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۸۲)

و موارد بسیار دیگر که به برخی از آنها در این لینک پرداخته شده است ….

مطالب مرتبط:

روشدن دست رسانه های حکومتی جمهوری اسلامی به دلیل استفاده از تصاویر غیر واقعی در خبرهای مرتبط با اعتراض های اخیر در انگلیس

عدم محکومیت فتوای تروریستی بر علیه شاهین نجفی توسط گروههای سیاسی، به منزله همراهی با جنایتکاران و عدم پایبندی عملی به موازین حقوق بشر میباشد

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

آیا همزمانی انتشار خبر بر علیه مجتبی واحدی و سانسور نامه محمد نوریزاد از سوی سایت جرس با حل شدن ناگهانی مشکلات مالی این رسانه، تصادفی است؟

یکسالگی وبلاگ و گزارش آماری از عملکرد یکسال گذشته

وبلاگ گاه نوشته‌های آلفرد یکساله شد. در این مدت ۲۴۷ مطلب با مضامین مختلف سیاسی، اجتماعی، سرگرمی و … منتشر گردید. بیشترین آمار، مربوط به مطالب سیاسی و اجتماعی با ۱۸۵ نوشته بوده‌ است. من این وبلاگ را به پیشنهاد یکی از دوستان و در ابتدا برای ثبت ترجمه‌هایی که از لینکهای خبری خارجی انجام و در سایت بالاترین قرار میدادم ایجاد کردم، اما رفته رفته از حدود ۱۰ ماه پیش به وبلاگ‌نویسی علاقمند شدم و شروع به انتشار نظرات شخصی خودم در قالب مطلب وبلاگی نمودم.

در این یک سال از وبلاگ بازدید خوبی صورت گرفته که البته قسمت عمده بازدید وبلاگ از طریق سایت بالاترین بوده است. میزان کل مراجعات به وبلاگ تاکنون ۵۱۳۳۵۷ مورد بوده است که برای یک وبلاگ نوپا با موضوعات اکثرا سیاسی و اجتماعی رقم خوبی به شمار می‌آید. تعداد کل نظرات دریافت شده از سوی خوانندگان وبلاگ ۱۶۵۶ بوده که از این میان ۱۲۰ مورد آن هرزنامه بوده است. البته حجم زیادی فحش و کلمات رکیک هم دریافت شده است که منتشر نشده و حذف گردیده‌اند. بیشترین تعداد نظرات متعلق به کاربر «احمد» با تعداد ۵۶ نظر بوده است. از احمد عزیز به خاطر دنبال کردن مستمر مطالب وبلاگ تشکر ویژه مینمایم.

.

در این مدت پر بازدیدترین مطالب وبلاگ به ترتیب به شرح زیر بوده‌اند:

 – تابوشکنی زنان و دختران ایرانی ادامه دارد؛ اینبار سودابه سرخیل – ۲۲۳۸۳ بازدید‌

 – برخی تصاویر جالب منتشره از حمله به سفارت بریتانیا در تهران – ۱۷۹۳۳ بازدید

 – انتشار تصویر نیمه برهنه گلشیفته فراهانی و شکست سیاست‌های فرهنگی رژیم – ۱۴۷۸۳ بازدید‌

 – چگونگی افتادن هواپیمای جاسوسی آمریکا به دست ایران فاش شد! ۱۳۰۰۰ بازدید‌

 – عکس نیمه برهنه گلشیفته نمیتواند فتوشاپی بوده باشد – ۱۱۹۳۳ بازدید‌

 – حضور پررنگ بسیجی‌ها و طرفداران ولایت در سایت‌های سکسی – ۸۸۹۷ بازدید‌

 – وقتی بنیانگذار رژیم یک بیمار جنسی بوده است، از مزدوران حکومتی چه انتظاری میتوان داشت؟! – ۸۰۲۴ بازدید‌

 – کارتون؛ تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران – ۷۸۲۸ بازدید‌

 – خالکوبی آلت تناسلی در مردان منجر به نعوظ دائم میشود – ۷۴۴۲ بازدید‌

 – شباهت خارق‌العاده لینا سندز دختر اسپانیایی به آنجلینا جولی هنرپیشه هالیوود! – ۵۸۰۳ بازدید‌

.

پردیدگاه ترین نوشته‌ها به ترتیب به شرح زیر بوده‌اند:

 – انتشار تصویر نیمه برهنه گلشیفته فراهانی و شکست سیاست‌های فرهنگی رژیم – ۷۱ دیدگاه

 – تابوشکنی زنان و دختران ایرانی ادامه دارد؛ اینبار سودابه سرخیل – ۶۹ دیدگاه

 – به تبعیض نژادی با صدای بلند نـــــــه بگوییم! – ۶۹ دیدگاه

 – عدم حضور دانشجویان مسلمان در کلاسهای زیست شناسی در انگلیس به دلیل تضاد نظریه تکامل با قرآن – ۳۸ دیدگاه

 – چگونگی افتادن هواپیمای جاسوسی آمریکا به دست ایران فاش شد! – ۳۳ دیدگاه

.

بیشترین عبارت جستجو شده مربوط به گلشیفته فراهانی، شاهین نجفی، کریم جلالی، پگاه آهنگرانی و انواع مختلف عبارت‌های سکسی و یا جنسی بوده است.

در پایان از کلیه عزیزانی که مطالب این وبلاگ را پیگیری و مطالعه مینمایند تشکر میکنم. لطفا من را از دیدگاههای خودتان مطلع نمایید تا بتوانم بر کیفیت مطالب وبلاگ بیفزایم.

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

اگر تصور میکنید کیهان، رجا نیوز، فارس و یا ایرنا در صف مقدم تبلیغات حکومتی برای تشویق مردم به شرکت در دور دوم انتخابات مجلس قرار دارند سخت در اشتباهید. مهدی خزعلی خود یک تنه و به شکل خستگی ناپذیر و شبانه روزی در حال کشیدن جور رسانه‌های حکومتی است و این مسئولیت خطیر را بر عهده گرفته است! مهدی خزعلی از دو هفته پیش تاکنون و در راستای منافع رژیم بیش از ۲۳ مطلب وبلاگی و چندین ویدئو جهت تشویق مردم [جنبش سبز] به شرکت در نمایش حکومتی انتخابات منتشر کرده و از آنها میخواهد که به شعور خود توهین کرده و به یکی از ضد ایرانی‌ترین و افراطی‌ترین مذهبیون موجود رای مجدد دهند.

در آخرین پیشنهاد خود، مهدی خزعلی از طرفداران جنبش سبز میخواهد که برای نشان دادن اعتراض خود به حکومت، در بعد از ظهر روز انتخابات در حوزه‌های مطرح رای گیری در تهران که پوشش رسانه‌ای خوبی توسط صدا و سیمای حکومت در آنها صورت میگیرد حضور یابند. مشخص نیست این طرح چگونه میتواند به نفع مخالفان تمام شود؟ چگونه میتوان مخالفان را از موافقان تشخیص داد؟ اتفاقا به نظر من این کار دقیقا به نفع حکومت است. چون با حضور در این شعبه‌هایی که به طور مکرر تصاویر آنها در تلویزیون پخش میشود، حکومت به راحتی میتواند حضور مردم را پرشمار نشان داده و آن را دلیلی بر تایید رژیم از سوی مردم و محبوبیت حکومت در نزد مردم معرفی نماید!

تاکنون دهها وبلاگ‌نویس [از جمله خود من] و فعال سیاسی شناخته شده به طرح اخیر مهدی خزعلی اعتراض کرده و با دلایل منطقی نشان داده‎اند که به دلیل ماهیت غیر دموکراتیک انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی و سابقه تقلبها و جا به جایی‎های گسترده در آرای مردمی در انتخابات پیشین، حضور در پای صندوق‎های رای به هر دلیلی که باشد تنها و تنها در راستای منافع رژیم بوده و نتیجه‎ای جز فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای رسانه‎های حکومتی جهت سوء استفاده از حضور مردم به نفع خود نخواهد داشت. اما خزعلی علیرغم همه این مخالفتها و دلایل منطقی، همچنان حتی بلندتر از رسانه‎های حکومتی بر طبل انتخابات میکوبد! این رفتار خزعلی حتی گمانه‎زنی‎ها و سوالاتی را درباره اهداف احتمالی به زندان افتادن و سپس آزادی وی در آستانه انتخابات حکومتی و نیز واقعیت پشت پرده اعتصاب غذای او مطرح کرده است. در این راستا ۲ سوال اصلی به ذهن میرسد و آن اینکه:

** آیا بازداشت ظاهرا وحشیانه مهدی خزعلی توسط وزارت اطلاعات، اعتصاب غذای ظاهرا طولانی مدت وی در زندان و حکم زندان و تبعید ظاهرا طولانی مدت او [که البته اجرا نشده است!]، پروژه‎ای جهت اپوزیسیون سازی از وی و تلاشی برای افزایش هوشمندانه سطح محبوبیت او جهت بهره برداری در آینده به نفع حکومت نبوده است؟!

** اکثر اعتصاب غذا کنندگان حداکثر بین ۵۰ تا ۶۵ روز دوام می‌آورند. رکورد اعتصاب غذا در دست یکی از ناراضیان ایرلندی است که در دهه ۸۰ میلادی پس از ۷۳ روز اعتصاب غذا جان خود را از دست داد. بابی ساندز ناراضی مطرح پس از ۶۶ روز اعتصاب غذا جان سپرد. مهدی خزعلی ادعا میکند که ۷۰ روز در اعتصاب غذای تر و خشک بوده است! با توجه به تاریخچه اعتصاب غذا کننده‌گان در طول تاریخ چگونه میتوان پذیرفت که فرد پس از چنین اعتصاب غذای طولانی، پس از آزادی بلافاصله فعالیت‌های روزانه خود را از سر گرفته و هر هفته به کارهای طاقت فرسایی چون کوهنوردی نیز بپردازد؟! آیا فرد به هیچ زمان فرجه‌ای برای بازیابی قوای تحلیل رفته و جبران وزن نیاز ندارد؟!

اصرار خزعلی بر حرف خود مبنی بر حضور مردم در انتخابات علیرغم مخالفتهای گسترده، احتمالات زیر را به ذهن متبادر میسازد:

 ۱- آزادی مهدی خزعلی از زندان و کاهش احتمالی محدودیت‌ها بر انتشارات حیان در آینده، مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی از طریق فریفتن گروههایی از جنبش سبز بوده است (+).

 ۲- به دلیل افول جنبش سبز [به ویژه بر اثر سرکوب شدید حاکمیت]، مهدی خزعلی نسبت به متنفع شدن از به نتیجه رسیدن جنبش در آینده نزدیک نا امید گشته و بر آن شده است که همراستا با منافع اصلاح‌طلبان از محبوبیت پس از اعتصاب غذای اخیر خود استفاده کرده و با تشویق معترضان به حضور در انتخابات از آن به عنوان اهرم فشاری بر حاکمیت جهت ورود مجدد اصلاح‌طلبان به بدنه قدرت استفاده کند. بر طبق این احتمال، پیشنهاد مهدی خزعلی با هماهنگی با اصلاح‌طلبان و در راستای تحرکات اخیر محمد خاتمی و دیگر اصلاح‌طلبان حکومتی در رای دادن در روز ۱۲ اسفند و نیز اعلام برنامه جهت شرکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری صورت میگیرد. (+)

 ۳- به زندان افتادن، اعتصاب غذا و نیز حکم طولانی مدت مهدی خزعلی همه و همه سناریوی از پیش طراحی شده وزارت اطلاعات برای اپوزیسیون سازی از وی و محبوب کردن او در نزد بدنه جنبش سبز جهت بهره برداری در آینده به نفع رژیم بوده است. دعوت دنباله‌دار وی به حضور در انتخابات با متوسل شدن به انواع ترفندها در این راستا ارزیابی میگردد.

ممکن است هر سه احتمال بالا غلط باشد و مهدی خزعلی فقط یک طرح ساده و مضحک را مطرح کرده باشد اما این اصرار وی بر طرح خود با علم به تقلب در انتخابات و جا به جایی آرا و تلاش شبانه روزی وی در تشویق مردم به حضور در انتخابات حکومتی علیرغم مخالفتها و اعتراضهای منطقی، درست بودن دستکم یکی از احتمالات بالا را تقویت میکند.

توضیح: وقتی با معدود طرفداران پیشنهاد خزعلی صحبت میکنم و با آنها دلایل مخالفت خود با طرح وی را در میان میگذارم، به جای شنیدن پاسخ منطقی، مرتبا با مغلطه بحث را منحرف کرده و اعتصاب غذای او را به رخ من میکشند! گویی که من یا بقیه مردم از خزعلی خواسته بوده‌اند یا کسی او را مجبور کرده بوده که اعتصاب غذا کند. اگر کسی صادقانه تصمیمی گرفته است و به نشانه اعتراض دست به اعتصاب غذا زده است، تصمیم خودش بوده، چرا منتش را بر سر ما میگذارید؟! وانگهی اعتصاب غذا، زندان رفتن و حتی مرگ یک نفر به معنای این نیست که نتوان هیچ گونه انتقادی از او کرد و دیدگاه‌ها و اظهارات او را نقد نکرد! چرا به دنبال بت سازی از افراد هستید؟! من به شخصه هیچ نظر غیر منطقی را نمیپذیرم از سوی هرکسی که صادر شده باشد!

مطالب مرتبط:

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

مسدود شدن حساب کاربری من در بالاترین به دلیل واهی ارسال لینک تکراری!

مایل نبوده و نیستم که مسائل مربوط به فعالیت‌های مجازی خود در شبکه‌های اجتماعی را به وبلاگم بکشانم چون بر این عقیده هستم که احتمالا خوانندگان این وبلاگ علاقه‌ای به دانستن مشکلات من در این ارتباط ندارند. اما از آنجایی که من در سایت بالاترین کاربر بسیار فعالی بودم و در یک سال و نیم گذشته تقریبا روزانه چندین ساعت را به فعالیت و تبادل نظر در این شبکه اجتماعی گذرانده و طبیعتا عده‌ای دوستان و دشمنان مجازی پیدا کرده بودم، خواستم از مسدود شدن شناسه کاربری خودم در این وبسایت و علت مسدود شدن آن خبر بدهم که لااقل یک موقع کسی فکر نکند حساب من مثلا برای فحاشی یا چیزی شبیه به آن بسته شده که اصلا چنین نبوده است!

شناسه کاربری من در بالاترین به دلیل واهی «ارسال لینک تکراری یا تغییر در آدرس» مسدود شده است. حساب من در گذشته حتی برای یک ساعت هم مسدود نشده بود و این اولین بار است که چنین اتفاقی می‌افتد. کاربرانی که با شیوه کاری من آشنا هستند میدانند که من اصولا کاربر قانونمندی بودم و اغلب حتی رعایت قانون را به دیگران متذکر میشدم، چون رعایت قانون را متضمن حفظ کیفیت سایت که علاقه زیادی به آن داشتم میدانستم. در هر حال همانطور که در تصاویر زیر مشاهده میکنید، همزمان با مسدود شدن حساب کاربری، بالاترین به من ایمیل اخطاری را ارسال و در آن با اشاره به این لینک با عنوان «مقاله جهت‌دار سایت جرس گواهی است بر هراس اصلاح طلبان از افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی»، آن را تکراری یا تغییر در آدرس دانسته و به همین دلیل حساب من را مسدود کرده‌اند! این مطلب که از وبلاگ من ارسال شده بود، برای اولین بار به بالاترین ارسال میشد و به هیچ وجه مصداق لینک تکراری یا تغییر در آدرس نیست. البته بنده ۳ روز پیش از ارسال آن مطلب، مطلب دیگری با موضوع مشابه یعنی «مقاله سایت جرس درباره رضا پهلوی» را نوشته و به بالاترین لینک کرده بودم. اگر به این دو مطلب مراجعه کنید (+ ، +) با من هم عقیده خواهید بود که این دو مطلب به هیچ وجه کپی شده و یکسان نیست و از جمله‌بندی‌ها و عبارتهای متفاوتی در آنها استفاده شده و علاوه بر این از زاویه دید متفاوتی به موضوع پرداخته شده است.

مسدود شدن حساب کاربری من به دلیل تعجب برانگیز ارسال لینک تکراری، زمانی قابل تامل میشود که با نگاهی اجمالی به لینکهای موجود در موضوع‌های داغ مختلف، متوجه میشویم که گاهی اوقات بیش از ۱۰ لینک با جمله‌بندی‌ها و حتی ترتیب کلمات کاملا یکسان و بدون کوچکترین تفاوتی به بالاترین ارسال و در قالب موضوع داغ نه تنها حذف نشده که امتیازهای بالایی را هم دریافت میکنند (برای مثال به لینکهای قرار گرفته شده در این دو موضوع داغ + ، + نگاهی بیندازید). دوست عزیز کاربر محافظه‌کار زحمت کشیده و برای نمونه بعضی از لینکهای تکراری را که علیرغم تکراری بودن (متن نوشته به طور کامل کلمه به کلمه تکراری است و عینا کپی پیست شده است) حذف نشده‌اند را برای من ارسال کردند که برای مشاهده و نشان دادن رفتار متناقض مسئولان بالاترین در این ارتباط، در اینجا قرار میدهم (+ ، + ، +  یا + ، + ، +). البته اینها فقط چند تا مثال هست، روزانه دهها لینک کاملا تکراری و کپی پیست شده به بالاترین ارسال میشود بدون اینکه با کاربر ارسال کننده لینک برخوردی صورت بگیرد!

لازم به ذکر است که پیش از مسدود شدن حساب کاربری، هر دو لینک انتقادی ارسالی من درباره این مقاله جرس با چماق منفی‌های باندی کاربران طرفدار اصلاح طلبان و «دوران طلایی امام راحل» مواجه و به محاق سانسور و فیلتر که خود مشکل عمده سایت بالاترین میباشد، کشیده شده بود! همانطور که مشاهده میکنید لینک ارسالی من علیرغم استقبال عمده کاربران سایت و دریافت ۱۳۵ رای مثبت، تنها به دلیل ۳۷ رای منفی این تعداد از کاربران، از دیدگان خوانندگان سایت پنهان و به اصطلاح فیلتر شده بود! واقعا درد بزرگی است که در داخل ایران، حکومت جور و ستم ملایان حاکم با ممیزی کتابها و به بند کشیدن نویسندگان و هنرمندان، سانسور نوشته‌ها و فیلمها، سرکوب روزنامه نگاران و بستن فله‌ای نشریات، تلاش میکند که هر اندیشه و تفکر منتقد و متفاوتی را به بند و حصر بکشد و حالا در فضای مجازی به طریق دیگری و این بار با وبلاگ‌نویسان و دگراندیشان برخورد شده و با کلیک موس و کوبیدن انگشت بر صفحه کیبورد، قلمها شکسته میشود! به نظر میرسد که مطرح کردن ایراد «ارسال لینک تکراری» تنها بهانه‌ای برای مسدود کردن حساب من بوده و دلیل اصلی احتمالا بی‌ارتباط با خشم اصلاح طلبان حکومتی از دو مطلب انتقادی که در واکنش به مطلب متوهمانه سایت جرس نوشته بودم، نباشد. خشم اصلاح طلبان از این دو یادداشت که پیشتر با فیلتر کردن هراس آلود لینکها متبلور شده بود، اینک با بستن حساب من و چند کاربر دیگر به شکل کامل منصه ظهور می‌یابد! البته من حدس میزنم که اینگونه باشد، کسی را برای حدس زدن اعدام نمیکنند، میکنند؟! ای کاش حدسم اشتباه باشد!

در پایان بر خود لازم میدانم از کلیه دوستان عزیزی که پس از مسدود شدن حساب من نه فقط به خاطر دوستی با من که به دلیل حرمتی که برای قلم و آزادی بیان قائل هستند، به هر شکل ممکن اعتراض کرده و تلاش کردند که صدای رسای یک وبلاگ نویس ساده اما به محاق سانسور و فیلتر کشیده شده مثل بنده باشند تشکر و قدردانی نمایم. قطعا حمایتهای شما دوستان عزیز موجب امتنان و دلگرمی اینجانب میباشد.

ارادتمند

لینک تکراری؟!

اخطاری که همزمان با مسدود شدن حساب کاربری من برای من آمده است.

مطلب مرتبط:

مقاله جهت‌دار سایت جرس گواهی است بر هراس اصلاح طلبان از افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی

شلاق خوردن پیمان عارف و مسئولیت ما

مهدی خزعلی در اعتصاب غذا

مهدی خزعلی در اعتصاب غذاست.

دو هفته پیش مزدوران حکومت مهدی خزعلی را با ضرب و شتم شدید بازداشت کردند. از آن زمان تاکنون او در اعتصاب غذا به سر میبرد و اعلام کرده تا زمانیکه در زندان هست، اعتصاب غذای خودش را نخواهد شکست. جرم او ابراز عقیده است. حکومت به این دلیل با او چپ افتاده که او منتقد آنهاست، از طریق وبلاگش آنها را به چالش کشیده و به طور علنی اعلام کرده بود که در انتخابات فرمایشی اسفندماه شرکت نخواهد کرد. البته اولش قصد داشت نامزد بشه چون معتقد بود که با رد صلاحیت شدن توسط شورای نگهبان، «حقانیت» خودش را ثابت می‌کنه و هر برگ رد صلاحیت را «سند رسوایی انحصارطلبان» میدانست (+،+)، اما بعدش که با مخالفت اکثر خوانندگان وبلاگ مواجه شد، علنا اعلام کرد که نه تنها نامزد نشده که روز انتخابات حتی از خونه هم بیرون نمیاد! (+)

بدیهی است که مهدی خزعلی منتقد درون نظام است و هنوز بر این عقیده است که نظام کنونی اصلاح‌پذیر است. من با او در این موضوع هم‌عقیده نیستم و جمهوری اسلامی را غیر قابل اصلاح میدونم. اما نمیتونم سکوت کنم. نمیتونم ببینم یک وبلاگ‌نویس تنها به دلیل بیان آن چیزی که در ذهنش هست، به دلیل انتقاد و ابراز عقیده به زندان بیفته و مورد ضرب و شتم قرار بگیره.

از حمد و ثنا خوشم نمیاد، فقط خواستم بگم مهدی خزعلی در زندان هست و زندگیش در خطر! خسته‌ام از این همه بی‌تحرکی و رخوت، حالم بده از اینکه هیچ کاری نمیکنیم و فقط دست روی دست میگذاریم! بدم میاد از اینکه این همه بی‌عدالتی و ظلم را میبینیم و هیچ واکنشی نشون نمیدیم. یک گوشه نشستیم منتظریم بقیه یک کاری بکنند یا اینکه اصلا بی‌خیال داریم زندگیمون را میکنیم! غافل از اینکه این من و تو با هم هستیم که میتونیم ما بشیم. قطعا از یک نفر کاری برنمیاد. اگر هرکس به امید دیگری بشینه، هیچ کاری از پیش نخواهد رفت! رمز پیروزی اتحاد و عمل هست. تا ابد هم بشینیم برای زندانیان سیاسی پوستر و عکس بسازیم، لینک و کامنت بگذاریم، لایک بزنیم، به رژیم فحش بدهیم، اما در بیرون خونه هیچ کاری نکنیم، چیزی درست نمیشه!

توضیح: لینکها به وبسایت مهدی خزعلی باز نمیشوند، احتمالا چون حکومت به طریقی وبسایت او را از دسترس خارج کرده است.

دو مطلب من خطاب به مهدی خزعلی پیش از بازداشت:

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: