بایگانی برچسب‌ها: نفت

نگاهی به فروش ۸ برابری بازی GTA در مقایسه با درآمد حاصل از فروش نفت ایران!

لوگوی سری جدید بازی محبوب Grand Theft Auto

لوگوی سری جدید بازی محبوب Grand Theft Auto

واقعا آدم حسرت میخوره وقتی می بینه در حالیکه اکثریت مطلق درآمد ایران از محل فروش نفت خام هست و از سالی ۳۵ میلیارد دلار (روزی حدودا ۱۰۰ میلیون دلار) فراتر نمیره، یک تیم مهندسی غربی نشسته اند و مغزشون را به کار انداخته اند و با کمک چند تا کامپیوتر، کد بازی ای را نوشته اند که در همان ۲۴ ساعت اول عرضه به بازار بیش از ۸۰۰ میلیون دلار فروش کرده است (خبر مربوطه: نسخه جدید سری بازیهای «جی تی ای» با نام Grand Theft Auto V در همان شب اول عرصه به بازار، رکورد فروش ویدئوگیم ها که تا پیش از این با ۴۸۰ میلیون دلار در اختیار بازی «کال آو دوتی» بوده را شکسته و رکورد ۸۰۰ میلیون دلاری را به جا گذاشته است)!! تصور کنید اگر فروش این بازی با همین روند ادامه پیدا بکنه، درآمد حاصل در مدتی حدود ۶ هفته از کل درآمد نفتی ایران در یک سال هم فراتر خواهد رفت! واقعا شگفت انگیزه!

فروختن نفت و خرج کردن پولش نه هنره و نه استعداد و خلاقیت خاصی لازم داره! هنر اینه که از مغزت استفاده بکنی و آن چنان خلاق و باهوش باشی که نه تنها ایده هات را از صفر به مرحله عمل برسونی که علاوه بر این بتونی این چنین آنها را به بازار مصرف عرضه بکنی و چنین سود هنگفتی از فروش یک بازی کامپیوتری به جیب بزنی! نوش جونشون واقعا! اصلا عجیب نیست که کشورهای غربی، ژاپن. کره جنوبی و سنگاپور بدون داشتن نفت، پیشرفته و مدرن هستند ولی کشورهای نفت خیز خاورمیانه با داشتن میلیاردها بشکه ذخیره نفتی، کشورهایی مصرفی، واردکننده و اغلب عقب مانده اند! برای اینکه گروه اول از مغزشون برای کسب درآمد استفاده میکنند و گروه دوم از منابع محدود زیرزمینی کشورشون! یعنی ممکنه ما هم یک روزی به چنین سطحی برسیم که ایده هامون میلیاردها دلار سود دهی به ارمغان بیاره؟!

احساس عشق و نفرت نسبت به تحریم‌ها

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

کنگره و سنای آمریکا تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی را تشدید کرده‌اند. سال ۹۰ حکومت روزانه ۲ و نیم میلیون بشکه نفت در روز صادر می‌کرد. بر اثر تحریم‌های نفتی و بانکی، این رقم از تابستان سال ۹۱ به روزانه ۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. حالا با این تحریم‌های جدید و سخت تر، عملا هدف آمریکا این هست که صادرات نفت ایران که ۸۰ درصد درآمد حکومت را تامین میکند به صفر برسد، مگر اینکه آخوندها از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود دست بردارند!

من همواره نسبت به تحریم‌ها یک جور حس عشق و نفرت همزمان داشته‌ام! از یک طرف خیلی خوشحالم که درآمد آخوندها و سپاه روز به روز دارد کمتر و کمتر میشود و این جنایتکاران کمتر میتوانند ثروتهای ملی ایران را غارت کنند. از طرفی نیز با ادامه این روند بودجه حکومت برای سرکوب مردم در داخل و حمایت از گروههای تروریستی منطقه مثل حزب الله، حماس و جهاد اسلامی و رژیم سرکوبگر بشار اسد در سوریه به شدت کاهش خواهد یافت و این خیلی خوب است و جای خوشحالی بسیار دارد.

اما از طرف دیگر می‌دانم و می‌بینم که این تحریم‌ها چه فشار سنگینی را به مردم وارد میکند. به عنوان مثال بر اثر کاهش ورود ارز به کشور به خاطر کاهش درآمد نفتی حکومت، ارزش ریال به شدت سقوط کرد و همین موضوع موجب ۳ برابر شدن قیمت‌ها در بازه زمانی کوتاهی شد، در حالیکه درآمد قشر کارمند و حقوق‌بگیر جامعه در این مدت تنها به میزان جزیی افزایش پیدا کرده است. علاوه بر این واردات دارو به دلیل تحریم‌های بانکی به شدت دشوار شده و صدها هزار بیمار در کشور هستند که نمیتوانند داروهای خود را تهیه کنند چون وارد نمیشود اگر هم با هزار بدبختی دارو را پیدا کنند باید آن را به قیمت بسیار بالایی تهیه کنند که عملا از توان اکثریت مردم خارج است. از سوی دیگر به دلیل قطع همکاری خودروسازهای خارجی با ایران خودرو و سایپا و شرکت‌های زیر مجموعه آنها، عملا صنعت خودرو در داخل ایران برشکسته و دهها هزار نفر بیکار شده‌اند. صنایع دیگر هم به دلیل تحریم بانکی، امکان واردات مواد اولیه و قطعات مورد نیاز خود را ندارند، و از طرف دیگر از آنجایی که اقتصاد در ایران عملا در دست دولت و سپاه است و چیزی به نام بخش خصوصی وجود خارجی ندارد، با کاهش درآمد دولت، پولی برای تغذیه این صنایع غیر رقابتی و سرپا نگه داشتن آنها نمانده است. این موضوع در کنار واردات بی رویه از هند و چین در ازای فروش نفت به این کشورها، موجب تعطیل شدن یا در آستانه تعطیلی قرار گرفتن صنایع داخلی و نیز رکود شدید بخش کشاورزی شده است که به نوبه خود به گسترش بیکاری دامن زده است!

در جامعه‌ای که مردم تحت فشار شدید گرانی افسار گسیخته و بیکاری هستند و سطح درآمدشان روز به روز کمتر می‌شود، احتمال اعتراض‌های مدنی پایین است. در چنین جامعه‌ای کمتر کسی فرصت فکر کردن به دموکراسی و آزادی را خواهد داشت چون دغدغه نان شب مجالی برای افراد باقی نمی‌گذارد. حتی اگر در اثر شدت فشارها و نارضایتی عمومی، شورشی اتفاق بیفتد نه از نوع دموکراسی خواهی و برای برقراری آزادی و حقوق بشر، بلکه از نوع «انقلاب پابرهنگان» خواهد بود؛ انقلابی که تصور به قدرت رسیدن یک حکومت دموکراتیک در پی آن دشوار و دور از ذهن می‌باشد…

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

آیا صرف وجود برج‌های باشکوه و ماشین‌های اسپرت و گران‌قیمت در یک شهر، نشان‌دهنده پیشرفت است؟!

خرید یک دستگاه لامبورگینی به عنوان ماشین پلیس در دوبی – مسلما وجود این ماشین پیشرفته، نشان دهنده پیشرفته بودن کشور تولیدکننده آن است و نه الزاما کشوری که صرفا آن را وارد کرده است!

من بسیار غصه میخورم وقتی می‌بینم گروهی از هموطنان ما اینقدر ظاهربین هستند که صرف وجود ساختمان‌های باشکوه و تردد ماشین‌های اسپرت در خیابان‌های امارات. قطر، کویت یا عربستان را نشان‌دهنده «پیشرفت» می‌دانند! این تفکری غلط هست، شاید نماد بیرونی پیشرفت و مدرنیته، برج و ساختمان‌های بلند و امکانات شهری فراوان باشد اما اینگونه نیست که اگر شهری به لطف فروش نفت خام، دارای برج‌های بلند و زیبا باشد و مردم ماشین‌های گران قیمت سوار شوند پس نتیجه بگیریم که بسیار پیشرفته است! در همین تهران خودمان، با وجود این فلاکت و بدبختی که اکثر ایرانیان دچارش هستند آیا صدها برج باشکوه و هزاران پورشه و مازراتی و ماشین‌های گران‌قیمت دیگر نمی بینیم؟! آیا اینها نشان‌دهنده پیشرفته بودن ایران است؟! آیا صرف وارد کردن ماشینهای پیشرفته خارجی ازطریق خارج کردن دلار بادآورده و بدون زحمت به دست آمده ی حاصل از فروش نفت، نشان‌دهنده پیشرفت است؟! پیشرفته آن کشوری است که آن ماشین را تولید کرده، نه آن کشوری که صرفا آن ماشین را وارد میکند!

ملاک پیشرفته بودن، تولید فکر و تکنولوژی، اقتصاد شکوفا، برخورداری از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، سطح بالای آموزش و بهداشت، جامعه پویا و عاری از تبعیض و نابرابری است.

اینکه بیش از ۹۰ درصد درآمد کشوری از فروش نفت خام باشد و کلیه محصولات مصرفی مردم آن کشور از آب آشامیدنی گرفته تا خوراکی جات و لباس و پوشاک از خارج وارد شود، به هیچ وجه نماد پیشرفتگی نیست بلکه نشان دهنده عقب‌ماندگی و وابستگی است. به هیچ وجه دشوار نیست تصور میزان فلاکت و بدبختی این کشورهای نفت خیز عربی در فردای روزی که نفت آنها تمام شود. شکی نیست که اگر به همین روند ادامه دهند قطعا با مغز به زمین خواهند خورد! آیا عدم برخورداری از سیستم دموکراتیک و حاکم بودن سیستم پادشاهی وراثتی آن هم در قرن بیست و یکم در این کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نشان‌دهنده پیشرفت است؟! آیا سرکوب مطبوعات و ممنوع بودن تشکیل اتحادیه‌های کارگری و اعتصاب و تجمعات صنفی و کارگری در کشوری مثل امارات یا عربستان نشان‌دهنده پیشرفت است؟! الگوی پیشرفت برای ما باید کشوری مثل ژاپن، کره جنوبی یا حتی هند و ترکیه باشد نه کشوری چون امارات! بسیار عجیب است اگر کسی حسرت این کشورهای عربی را بخورد…!

این مطلب واکنشی است به مطلب وبلاگی سعید شعبانی که در نوشته‌ای «حسرت آلود» با اشاره به اقدام پلیس در خرید یک دستگاه لامبورگینی، مدعی شده بود که امارات یک کشور «پیشرفته» شده است، در حالیکه حاکم آن چهل سال پیش در دیدار با شاه از او خواسته بوده که به قول این وبلاگ نویس «دست آنها را هم بگیرد و آنها را مانند ایران پیشرفته و آباد کند…»!

در همین زمینه:

تاریخ را سیاه و سفید نگاه نکنیم!

وجه مشترک سلطنت و امامت: انتقال قدرت و جایگاه ویژه از طریق «اسپرم»

از واردات ۱۶ هزار خودروی لوکس خارجی با ارز دولتی تا ترک تحصیل به خاطر قطع ارز دانشجویی

آغاز تحریم های «نفت در برابر غذا»

فعلا همه سرگرم تماشای دعواهای مافیایی مراکز قدرت در داخل جمهوری اسلامی هستند، گویا فراموش کرده اند که از فردا دور جدید تحریم ها علیه ایران اعمال میشود. در نتیجه این تحریم های بسیار جدی، جمهوری اسلامی از دریافت ارز و یا فلزات گرانبها در ازای فروش نفت و گاز به کشورهای دیگر ناتوان خواهد شد. طبق مفاد تحریم های جدید، کشورهای دیگر بایستی پول ناشی از فروش نفت و گاز ایران را به شکل ارز محلی نزد بانک های خود نگاه دارند و ایران تنها میتواند با آن پول، محصولات غذایی و دارو وارد و از خدمات تولیدی کشور وارد کننده نفت استفاده کند. به عبارت دیگر تحریم های جدید، بسیار شبیه به تحریم های «نفت در برابر غذاست» که سالها پیش بر عراق اعمال شد. با توجه به سهم ۹۰ درصدی نفت و گاز در تولید ناخالص ملی ایران، تحریم های جدید جمهوری اسلامی را با مشکل اساسی در تامین ارز خارجی مواجه خواهد نمود، چیزی که سقوط ارزش پول ملی را تسریع، صنایع داخلی را نابود و فقر، تورم و بیکاری را تشدید خواهد نمود!

این همه در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی همچنان بر بلندپروازی های هسته ای خود اصرار و بر ادامه غنی سازی غیر ضروری اورانیوم تاکید میکند! توجه به واقعیت هایی همچون وجود منابع عظیم نفت و گاز در کنار میزان کم و کیفیت بسیار پایین اورانیوم موجود در کشور که عملا تولید برق را کاملا غیر اقتصادی مینماید، شکی باقی نمیگذارد که این همه اصرار بر ادامه غنی سازی اورانیوم با وجود فشارهای بین المللی و وارد آمدن هزینه های جبران ناشدنی به اقتصاد کشور، تنها و تنها حکایت از عزم جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح اتمی یا تکنولوژی تولید سلاح حکایت دارد و دقیقا به همین دلیل است که کشورهای خارجی به برنامه هسته ای ایران مشکوک و بدبین هستند!

در همین زمینه:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

 سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

اتحاد مردم با بازاریان و ادامه اعتراض‌ها همراه با سر دادن شعارهای اقتصادی و مخالفت با سیاست هسته‌ای

داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است

بلوف احمقانه وزیر نفت جمهوری اسلامی

تحریم ها بدجور مقامات رژیم را کلافه کرده است. امروز وزیر نفت جمهوری اسلامی در بلوفی خنده دار ادعا کرده است که اگر تحریم ها تشدید شود صادرات نفت خود را متوقف میکنیم!! این حرف آنقدر مضحک است که مرغ پخته را هم به خنده می اندازد!! جمهوری اسلامی پارسال در این موقع روزانه ۲/۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر میکرد. در اثر تحریم ها این رقم امروز به کمتر از ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است یعنی یک سوم شده است. تازه حکومت از دریافت پول حاصل از فروش همین میزان اندک نفت هم عاجز هست زیرا مورد تحریم های گسترده بانکی و مالی قرار گرفته است.

این همه در حالی است که سال گذشته یش از ۸۵ درصد از درآمد کشور از طریق فروش نفت بوده است. لذا هرکسی به سادگی متوجه میشود که اولین کسی که از عدم فروش نفت ایران ضرر میکند، خود حکومت است. در حال حاضر وابستگی کشورهای دیگر به نفت ایران کمتر از هر زمان دیگری است زیرا ۸۰۰ هزار بشکه در روز رقم ناچیزی به شمار میرود و کافی است که عربستان. عراق، امارات یا کویت اندکی بیشتر نفت تولید کنند تا به سرعت جای خالی ایران در بازار پر شود. لذا بلوف اخیر وزیر نفت جمهوری اسلامی در تهدید به قطع صادرات نفت تنها از وضعیت اسفناک رژیم حکایت میکند که هیچ اهرم فشاری بر غربی ها ندارد و به ناچار مجبور شده است به لفاظی و جنگ روانی روی بیاورد تا شاید بتواند اندکی قیمت نفت در بازار جهانی را افزایش دهد. البته طبق گزارش اخیر نیویورک تایمز، جمهوری اسلامی در این امر هم شکست خورده است زیرا اظهارات اخیر وزیر نفت جمهوری اسلامی هیچ تاثیری بر قیمت نفت در بازار جهانی نداشته است.

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

در نتیجه سیاستهای غلط اقتصادی در زیمبابوه و چاپ پول به شکل بی رویه توسط دولت، نرخ تورم در این کشور در سال ۲۰۰۶ به ۲۰۰ میلیون درصد رسید و ارزش پول این کشور به شدت سقوط کرد به گونه‌ای که شهروندان مجبور بودند برای خرید سه عدد تخم مرغ معادل ۱۰۰ میلیارد دلار زیمبابوه پول پرداخت کنند!!

یکی از شاخصه‌های سلامت اقتصادی، ثبات در بازار ارز و عدم نوسان شدید در شاخص پول ملی یک کشور است. در ماههای اخیر شاهد سقوط شدید ارزش ریال در مقابل ارزهای بین المللی بوده‌ایم به گونه‌ای که قیمت دلار نسبت به زمان مشابه در سال گذشته حدودا ۲ برابر شده است. قیمت دلار از حدود ۱۳۰۰ تومان در شهریور سال گذشته به حدود ۲۶۰۰ تومان در روز گذشته افزایش یافته است. علاوه بر این در هفته‌های اخیر نرخ کاهش ارزش ریال سیر صعودی داشته است به گونه‌ای که تنها در دو روز گذشته بیش از ۱۲ درصد از ارزش ریال از دست رفته است!

سوال مهمی که مطرح میشود این است که علت سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

ارزش ارزهای خارجی مانند هر کالای دیگر تابع عرضه و تقاضا در بازار است. افزایش تقاضا منجر به افزایش قیمت و افزایش عرضه منجر به کاهش قیمت یک کالا میشود. قیمت ارزهای خارجی هم دقیقا از چنین مکانیزمی پیروی میکند. با افزایش تقاضا برای خرید ارزهای خارجی قیمت آنها بالا رفته و ارزش پول ملی سقوط میکند. در این میان کاهش عرضه در کنار افزایش تقاضا منجر به افزایش فزاینده قیمت ارزهای خارجی شده است،

دلیل کاهش عرضه، کاهش شدید ورود ارز به داخل کشود است. تا سال گذشته حدودا ۸۰ درصد درآمد ارزی ایران از طریق فروش نفت و فرآورده‌های نفتی به کشورهای خارجی بوده است. بعد از اعمال تحریم‌های شدید بانکی از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا از حدودا ۱۰ ماه پیش به این طرف و به ویژه پس از خودداری اتحادیه اروپا از خرید نفت ایران از حدودا ۳ ماه پیش به این طرف، دولت عملا درآمد ارزی خود را از دست داده است زیرا اولا صادرات نفت ایران نسبت به زمان مشابه در سال گذشته حدودا یک میلیون و دویست هزار بشکه در روز کاهش یافته است و ثانیا معدود مشتری‌های کنونی نفت ایران همچون هند، چین و کره جنوبی هم به دلیل تحریم‌های بانکی قادر به دادن ارزهای بین‌المللی به ایران نیستند. لذا جمهوری اسلامی ناچار شده است در ازای فروش نفت به این کشورها، پولهای نه چندان با ارزش مثل روپیه دریافت کند (که عملا فقط برای واردات از هند قابل استفاده است) و یا اینکه به طور کلی از دریافت پول صرفنظر کرده و به مبادله پایاپای با این کشورها روی آورده است. یعنی اینکه ایران نفت میدهد و آنها به ایران کالاهای اساسی مثل گندم و برنج و یا لوازم خانگی و یا اقلام دیگر میدهند. این موضوع منجر به کاهش شدید ورود ارز به داخل کشور شده است که به ویژه به دلیل خالی بودن صندوق ذخیره ارزی (پس از برداشت‌های بی حساب و کتاب و صرف دهها میلیارد دلار از ذخیره آن برای مصارف جاری حکومت)، «بحران ارزی» را موجب گردیده است. دلیل اصلی حذف ارز مسافرتی و کاهش شدید ارز زیارتی در ماههای اخیر و نیز به صدا درآمدن زمزمه‌های حذف ارز دانشجویی در آینده نزدیک، دقیقا از آنجا ناشی میشود که دولت با کمبود شدید ارز روبروست.

نکته تاثیر گذار دیگر در ثبات ارزش پول ملی، اعتماد مردم و یا اثر روانی بر قیمت بازار است. وقتی اعتماد عمومی نسبت به پول ملی کاهش یابد، ارزش آن به شدت سقوط میکند. در شرایط کنونی و به دلیل تحریم‌های بین‌المللی، بحران اقتصادی و نیز نگرانی روزافزون از احتمال حمله نظامی به کشور، مردم نسبت به ریال و آینده بازار بیش از پیش بی اعتماد شده‌اند چیزی که منجر به سقوط پی در پی ارزش پول ملی و به همان نسبت افزایش مجدد سطح بی اعتمادی مردم به ریال شده است. با افزایش بی اعتمادی مردم نسبت به پول ملی، اشتیاق آنها برای خرید ارزهای خارجی و یا طلا افزایش می‌یابد و همانطور که پیشتر هم گفته شد از آنجاییکه ورود ارزهای خارجی به کشور به دلیل کاهش درآمد نفتی ناشی از تحریم‌های نفتی و بانکی به شدت کاهش یافته است، قیمت ارزهای خارجی روز به روز افزایش و ارزش پول ملی کاهش می‌یابد. این همه در کنار وجود نقدینگی سرگردان حدودا ۳۰۰ هزار میلیارد تومانی در دست مردم و هجوم این سرمایه به سمت بازار ارز و طلا، افزایش شدید ارزش ارزهای خارجی در مقابل ریال را قابل درک میسازد.

اما با همه این تفاسیر و توجیهات و با عنایت به درآمد بیش از ۸۰۰ میلیارد دلاری حکومت از فروش نفت در هفت سال گذشته، قاعدتا نباید بحران ارزی بدین شکل در کشور حاکم میشد و صندوق ذخیره ارزی خالی…! مشخص نیست این همه درآمد ارزی کجا خرج و صرف چه کاری شده است؟! علاوه بر صرف این درآمد هنگفت در مصارف عمومی حکومت و تغذیه گروههای تروریستی خارجی و دولت سرکوبگر بشار اسد، به نظر می‌رسد که مبالغ هنگفتی از این حجم زیاد ارز نفتی، در نتیجه وحشت سران حکومت و فرماندهان سپاه از سقوط و فروپاشی کامل اقتصاد مملکت، به شکلی از کشور خارج شده و در کشورهای دیگر سرمایه گذاری و یا پس انداز شده باشد. تنها در یک نمونه شاهد بودیم که چطور بیش از ۳ هزار میلیارد تومان معادل ۳ میلیارد دلار، در جریان پرونده اختلاس آریا، خاوری و غیره معروف به پرونده اختلاس بانک صادرات، از گردونه اقتصادی کشور خارج شد. مسلما موارد بسیاری از این دزدی ها و اختلاسها وجود دارد که سران نظام در آنها دخیل هستند و ما از آنها مطلع نیستیم. دزدی‌هایی که اثر مضاعفی در بحران ارزی کنونی داشته و البته خواهند داشت.

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب اقتصادی دیگر که پیشتر در این وبلاگ منتشر شده است:

پروژه انتقال آب دریای خزر به مرکز ایران به نفع مردم یا سرداران سپاه؟

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

اخراج ایران از سویفت به معنای نابودی کامل اقتصاد ایران است

عواقب وخیم معرفی سپاه پاسداران به عنوان عامل عملیات تروریستی در هند

تصویری از صفحه اول گذرنامه مسعود صداقت زاده [به احتمال زیاد نام مستعار] که از او به عنوان سرکرده گروه و مغز متفکر عملیات تروریستی در گرجستان، بانکوک و دهلی نو نام برده میشود.

امروز روزنامه تایمز چاپ هند نتایج تحقیقات کارشناسی پلیس این کشور درباره بمب گذاری چند ماه پیش در دهلی نو که منجر به زخمی شدن همسر یک دیپلمات اسراییلی در آن کشور شد را منتشر کرد. (خبر) در این گزارش نام ۷ تن (یک هندی و ۶ ایرانی) به عنوان عوامل بمب گذاری آورده شده است. پلیس هند این افراد را وابسته به سپاه پاسداران معرفی کرده و گفته است که این افراد از حدود یک سال و نیم پیش [در پی ترور چند دانشمند هسته‌ای ایرانی که جمهوری اسلامی اسرائیل را مسئول ترور آنها میداند]، برنامه ریزی ها و هماهنگی هایی را برای انجام عملیات تروریستی بر ضد منافع اسرائیل در گرجستان، باکو و دهلی  نو انجام داده بوده‌اند. بر طبق گزارش روزنامه تایمز، پلیس هند از جمهوری اسلامی خواسته است که درباره این شش ایرانی که گویا تعدادی از آنها هم به ایران فرار کرده‌اند اطلاعاتی را در اختیار آنها قرار دهد.

این نخستین بار است که سپاه پاسداران به طور رسمی به عنوان عامل عملیات تروریستی صورت گرفته معرفی میشود. این موضوع میتواند عواقب وخیمی را برای جمهوری اسلامی و ایران در پی داشته باشد از جمله:

۱- تصمیم هند مبنی بر قطع خرید نفت خام از ایران و یا حتی قطع روابط دیپلماتیک دو کشور در صورت عدم عذرخواهی رسمی جمهوری اسلامی

۲- ارسال نامه اعتراضی هند و یا اسرائیل به شورای امنیت سازمان ملل، محکومیت جمهوری اسلامی در سطح بین المللی، اتخاذ تصمیمات تنبیهی بیشتر و وضع تحریم‌های شدیدتر بر ضد ایران

۳- فراهم کردن بهانه لازم جهت افزایش تهدیدات نظامی اسرائیل علیه ایران

۴- دشوارتر شدن اخذ روادید توریستی هند و دیگر کشورهای منطقه جنوب آسیا برای ایرانیان

مورد اول به ویژه از آن جهت حائز اهمیت است که هند از جمله معدود کشورهایی است که با وجود تحریم‌های شدید بانکی و نفتی آمریکا بر جمهوری اسلامی، هنوز مقدار قابل توجهی نفت از ایران وارد میکند. اخیرا برای دور زدن تحریم‌ها دو کشور حتی به مبادله پایاپای دست زده بودند. یعنی اینکه جمهوری اسلامی به هند نفت میداد و در ازای آن هند اقدام به صادر کردن گندم و یا برنج به ایران میکرد. نکته جالب توجه اینکه از چند روز پیش به این طرف هند از پهلوگیری چندین نفت کش بزرگ جمهوری اسلامی در بنادر آن کشور جلوگیری کرده است (منبع). این در حالی است که تا پیش از این با وجود فشارهای زیاد آمریکا مبنی بر کاهش و قطع واردات نفت از جمهوری اسلامی، هند به دلیل نیاز شدید به منابع انرژی از تن دادن به درخواستهای آمریکا اجتناب میکرد. بعید نیست که این تغییر رفتار دولت هند، در پی انتشار گزارش اخیر پلیس هند مبنی بر دخلت سپاه پاسداران در عملیات تروریستی در دهلی نو باشد.

اما نکته تاسف آور دیگری که در این ماجرا وجود دارد و میتواند به طور مستقیم بر ایرانیان تاثیر آنی و فوری بگذارد این است که این افراد با ویزای توریستی به هند و در مورد دیگر به تایلند رفته و اقدام به بمب گذاری و عملیات تروریستی کرده‌اند. این موضوع میتواند سخت گیری های بیشتر دولتهای منطقه و حتی فرامنطقه‌ای در صدور ویزا به ایرانیان را در پی داشته باشد.

سپاه پاسداران به معنای واقعی کلمه یک سازمان تروریستی است. در داخل مردم را سرکوب میکند، و در در خارج از کشور سالهاست که به دولتهای دیکتاتوری مثل بشار اسد در سوریه، معمر قذافی در لیبی (+) و گروههای تروریستی مثل حماس و حزب الله کمک مالی و تجهیزاتی میکند. سپاه حالا کارش به جایی رسیده که مستقیما دست به گروگانگیری و بمب گذاری در کشورهای دیگر میزند. در گذشته سپاه حساب شده تر عمل میکرد و مستقیما وارد این کارها نمیشد و آنها را به سازمانهای تروریستی مورد حمایت خود مثل حزب الله می‌سپرد. این دفعه هم خودش مستقیما وارد کار تروریستی شده و هم اینکه عملیات را هم با افتضاح زیادی به پایان برده است! این شلختگی و بی برنامه‌گی در عملکرد سپاه را شاید بتوان نمادی از حال آشفته و نزار رژیم دانست.

مطالب مرتبط:

پروژه انتقال آب دریای خزر به مرکز ایران به نفع مردم یا سرداران سپاه؟

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

چرا تحریم‌ها بر ضد حکومت، گریبانگیر ایرانیان شده است؟! مقصر کیست؟

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

کمک تسلیحاتی سپاه قدس جمهوری اسلامی به معمر قذافی با دستور مستقیم خامنه‌ای

با این شل کن سفت کن کردنها، تحریم‌ها بر علیه جمهوری اسلامی بی‌نتیجه خواهد ماند!

بزرگترین واردکننده‌گان نفت از ایران

چند ماه پیش در مطلبی نوشتم که برای اینکه تحریم‌های نفتی بر علیه جمهوری اسلامی موفقیت آمیز باشد بایستی علاوه بر کشورهای اروپایی، کشورهای آسیایی خریدار نفت ایران که بیش از ۶۵ درصد از نفت صادراتی ایران به آنها صادر میشود هم به این تحریم‌ها بپیوندند و از خرید نفت از ایران خودداری کنند. امروز اما دولت اوباما قیدی به قانون تنبیه خریداران نفت ایران اضافه کرده که در نتیجه آن ژاپن  و ۱۰ کشور اروپایی از مجازات مستثنی شده‌اند! واقعا شگفت انگیز است که آمریکا چنین تصمیمی را اتخاذ کرده است زیرا حتی در صورت خروج کامل ۲/۲ میلیون بشکه در روز نفت تولیدی ایران از چرخه بازار نفت، عملا اتفاق خاصی نیفتاده و دیگر کشورهای عمده تولید کننده همچون عربستان، عراق و امارات میتوانند به راحتی جای خالی ایران را پر کنند! با توجه به لابی شدید دیگر کشورهای آسیایی همچون چین، هند و کره جنوبی (مجموعا خریدار ۵۰ درصد کل نفت صادراتی ایران) هیچ بعید نیست که این کشورها هم از مجازات معاف شوند به ویژه اینکه کلینتون در بیانیه امروز خود از ۱۱ کشور معاف شده اخیر به عنوان «گروه نخست» کشورهای معاف از مجازات نام برده است!

قطعا با این شل کن سفت کن کردنها تحریم‌ها بی‌نتیجه خواهد ماند و جمهوری اسلامی همچنان قادر خواهد بود به فروش نفت و کسب درآمد ادامه دهد! آمریکا اگر واقعا به دنبال فشار بر جمهوری اسلامی است باید هرچه قدر که میتواند تحریم نفتی و بانکی ایران را جدی‌تر و گسترده‌تر دنبال کند تا نهایتا حاکمان جمهوری اسلامی قادر به کسب درآمد از طریق فروش نفت نبوده و بدین وسیله ۸۰ درصد از درآمد خود را از دست بدهند. تنها با یک تحریم نفتی تمام عیار و همه جانبه است که فشاری فلج کننده به جمهوری اسلامی وارد خواهد شد.

قسمتی از خبر اخیر که در نیویورک تایمز منتشر شده است را ترجمه کرده‌ام:

روز سه شنبه دولت اوباما ژاپن و ۱۰ کشور اروپایی را از تحریم کشورهای خریدار نفت از ایران مستنی کرد. تحریم‌هایی که اواخر سال گذشته به منظور افزایش فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی جهت متوقف کردن برنامه هسته‌ای آن کشور وضع شده بود دولت را در موقعیت دشوار تنبیه کردن برخی از شرکای نزدیک آمریکا قرار داده بود. اما امروز هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا قیدی را به این قانون اضافه کرد که به دولت این اجازه را میدهد که برخی از کشورها را از این قانون مستثنی کند. در بیانیه‌ای که کلینتون منتشر کرده، از این کشورها به عنوان «گروه نخست» از کشورهایی که معاف از مجازات خواهند بود نام برده شده است و این احتمال مطرح شده که ممکن است کشورهای دیگری هم به این لیست اضافه شوند! ۱۰ کشور اروپایی که علاوه بر ژاپن معاف از مجازات شده‌اند عبارتند از بلژیک، فرانسه، آلمان، چک، هلند، اسپانیا، ایتالیا، لهستان، یونان و انگلیس.

مطالب مرتبط:

تحریم نفتی ایران تنها موقعی جواب میدهد که خریداران عمده نفت ایران یعنی چین، هند، ژاپن و کره جنوبی هم به این تحریم‌ها بپیوندند!

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

اخراج ایران از سویفت به معنای نابودی کامل اقتصاد ایران است

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: