بایگانی برچسب‌ها: نسرین ستوده

از آزادی زندانیان سیاسی هم خوشحالم هم نگران!

hasrشب خوبی است، چندین زندانی سیاسی از جمله نسرین ستوده،  فیض الله عرب سرخی، محسن امین زاده، میرطاهر موسوی و چندین زندانی سیاسی زن دیگر که پس از اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ زندانی شده بودند آزاد شده اند! همچنین گفته میشود که عیسی سحرخیز و احمد زيدآبادی دو تن از چهره‌های فعال سياسی و مطبوعاتی در ایران نيز آزاد شده‌ اند. آزادی این عزیزان مایه خوشحالی و امیدواری بیشتر به آینده دولت روحانی است.

منتهی امیدوارم این آزادی ها و این گشایش ها در فضای سیاسی و اجتماعی موقتی و برای مصرف تبلیغاتی در آستانه سخنرانی هفته آینده روحانی در صحن سازمان ملل متحد در نیویورک نباشد! امیدوارم این اقدامات به مثابه «سوپاپ اطمینان» و جهت فریفتن مردم در داخل و دولتهای غربی در آستانه مذاکرات هسته ای نباشد! امیدوارم این حرکتها و اقدامات نشانه ای از تغییر نگرش حکومت به انتقاد و سوال، تغییر در سیاستهای کلی نظام و نشانه ای از «جذب حداکثری» باشد!

میخواهم خوش بین باشم اما ته دلم هنوز قرص نیست، هنوز غصه دارم، هنوز نگرانم! وقتی می بینم که موسوی و رهنورد و کروبی در حصر هستند! وقتی هنوز صدها زندانی سیاسی دیگر از جمله مجید توکلی و عبدالفتاح سلطانی در زندان هستند بدون اینکه اجازه مرخصی داشته باشند! بیش از ۱۰۰ اعدامی در دو سه ماه اخیر حتی به فرض اینکه به جرم مواد مخدر یا تجاوز هم باشد باز به هیچ وجه قابل قبول نیست! همین هفته پیش یک بهایی در بندرعباس با شلیک گلوله به سر به قتل رسید! اینها را که می بینم میگویم نکند اینها همه اش موقتی و برای بهره برداری سیاسی باشد؟!

آقای روحانی مردم به امید «تغییر» و به امید «اعتدال» در داخل و خارج به تو رای دادند چون تندروها را قبول ندارند! با آزادی موسوی و کروبی نشان بده که مردم اشتباه نکرده اند و تو مرد میدانهای سخت هستی! تو اگر به خواسته های مردم عمل کنی، مردم هم هوای تو را خواهند داشت، مطمئن باش!

در همین زمینه:

تا حالا: رای به روحانی درست بود!

از اعتصاب غذای مهدی خزعلی تا نسرین ستوده؛ چرا حنای مهدی خزعلی دیگر رنگی ندارد؟

مهدی خزعلی پس از ۶۷ روز اعتصاب غذا به کوهنوردی رفت

مهدی خزعلی پس از ۶۷ روز اعتصاب غذا به کوهنوردی رفت

آیا هرگز با خود اندیشیده اید که چرا به جز چند خبرگزاری اصلاح طلب، کسی برای اعتصاب غذای کذایی مهدی خزعلی، تره هم خرد نمیکند؟! رسانه های اصلاح طلب از قول مهدی خزعلی مدعی شده اند که او بیش از ۹۰ روز است که در اعتصاب غذا به سر میبرد. علیرغم اینکه عدد ادعایی بسیار بزرگ و در طول تاریخ کم نظیر میباشد، اما مردم، رسانه های خارجی و شخصیت های بین المللی توجهی به آن نمیکنند و به قول معروف گویی دیگر حنای مهدی خزعلی رنگی ندارد…! علت چیست؟

پیش از بررسی علت، بد نیست مقایسه کوتاهی انجام بدهیم میان واکنش ها به اعتصاب غذای ۴۹ روزه نسرین ستوده وکیل حقوق بشر و اعتصاب غذای ۹۰ روزه مهدی خزعلی منتقد احمدی نژاد.

نسرین ستوده چند ماه پیش در اعتراض به ندادن مرخصی به او و نیز ممنوع الخروج شدن غیر قانونی دخترش، دست به اعتصاب غذا زد. در مدت اعتصاب غذا، شاهد حمایت گسترده مردمی از او، امضای پتیشن های متعدد به منظور آزادی او، به راه افتادن طوفان های توییتری، حمایت های گسترده وبلاگ نویسان و شخصیت های مطرح سیاسی و اجتماعی، اطلاع رسانی گسترده رسانه های مطرح جهانی و نیز واکنش شخصیت ها، نهادها و سازمان های بین المللی از وزارت خانه های خارجه کشورهای غربی گرفته تا پارلمان اروپا، سازمان ملل، عفو بین الملل و … بودیم که همگی با صدور بیانیه های شدیدالحن و اعتراضی ضمن حمایت همه جانبه از نسرین ستوده خواستار توجه جمهوری اسلامی به خواسته های او و فراتر از آن آزادی فوری او شده بودند.

از آن طرف مهدی خزعلی را داریم که علیرغم ۹۰ روز اعتصاب غذای ادعا شده، مورد حمایت هیچ سازمان و شخصیت بین المللی قرار نگرفته و تنها چند سایت فکسنی حزبی وابسته به اصلاح طلبان، أخبار او را پوشش رسانه ای داده اند.

برخی از علل احتمالی عدم حمایت از مهدی خزعلی و حمایت گسترده از نسرین ستوده در حین اعتصاب غذا چنین است:

۱- تفاوت ماهوی: نسرین ستوده یک فعال حقوق بشر و وکیل برجسته میباشد که تنها به دلیل دفاع از موکلین خود که از جمله شامل مخالفان و منتقدان جمهوی اسلامی و کودکان محکوم به اعدام بوده اند، به شکل ناعادلانه ای به زندان طولانی مدت محکوم شده است. مهدی خزعلی یک فعال سیاسی درون نظام است که تنها به حضور احمدی نژاد در قدرت اعتراض دارد. او نه تنها با نظام مخالف نیست که سابقه همکاری با عوامل رژیم را هم در پرونده دارد. وی سابقه دوستی با سعید امامی شکنجه گر وزارت اطلاعات را دارد و در پروژه هویت با او همکاری نزدیکی داشته و حتی کتاب اعترافات اجباری گرفته شده از روشنفکران، نویسندگان و دگراندیشان در دهه ۷۰ را نیز منتشر کرده و بر آن مقدمه ای هم نگاشته است (+ ، +).

۲- علت اعتصاب غذا: نسرین ستوده به دلیل عدم برخورداری از مرخصی در طول ۲ سال بازداشت و از آن مهمتر در اعتراض به ممنوع الخروج شدن غیر قانونی دختر نوجوانش دست به اعتصاب غذا زد و خواسته مشخصی داشت. از آن سو اما علت اعتصاب غذای مهدی خزعلی و خواسته او مشخص نیست!

۳- تفاوت در اهداف: نسرین ستوده یک شخصیت سیاسی نیست و تمرکز خود را بر مسائل حقوق بشری قرار داده است. اما مهدی خزعلی یک فعال سیاسی است که به دنبال دستیابی به قدرت است.

۴- عملکرد مشکوک مهدی خزعلی: به نظر من یکی از مهمترین دلایلی که موجب شده است که دیگر حنای خزعلی برای مردم رنگی نداشته باشد به عملکرد گذشته او پس از آزادی از زندان باز میگردد. در واپسین ماههای سال ۹۰ هم ادعا شد که مهدی خزعلی به مدت ۶۷ روز در اعتصاب غذا بوده است. پس از این مدت طولانی و در آستانه نوروز ۹۱، وی با حکم مستقیم علی خامنه ای از زندان آزاد شد. هنوز چند روزی از آزادی وی نگذشته بود که او شروع به انتشار اخبار و تصاویری از کوهنوردی های هفتگی خود و تشویق مردم به شرکت در انتصابات مجلس شورای اسلامی در وبلاگش نمود.

در عکس های منشر شده، وی بسیار سرحال به نظر میرسید و به هیچ وجه اثری از اعتصاب غذای طولانی مدت که قاعدتا بایستی بدن او را به شدت تحلیل برده باشد مشاهده نمیشد. در بازه زمانی ۶ هفته ای آزادی از زندان تا برگزاری مرحله دوم انتخابات حکومتی در اواسط اردیبهشت ماه، وی با انتشار دهها مطلب وبلاگی، حضور مکرر در شبکه های تلویزیونی خارجی و انتشار ویدئوهای مختلف در یوتیوب، به تبلیغ گسترده ایده عجیب خود مبنی بر «تک رای به مطهری» مبادرت ورزید و علیرغم اعتراض های گسترده مردمی، به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی همت گماشت (+)!

این اقدام ها نه تنها شک و شبهه هایی درباره کیفیت اعتصاب غذای کذایی او را به وجود آورد که منجر به ریزش گسترده طرفداران و خوانندگان وبلاگ او گردید. ایده احمقانه او هم با شکست مفتضحانه ای مواجه شد به نحوی که آرای مرحله دوم علی مطهری -عنصر متحجر و واپسگرا- در پی تبلیغ مهدی خزعلی از آرای او در مرحله اول هم کمتر شد (منبع).

لذا سابقه خراب مهدی خزعلی در همکاری با عناصر اطلاعاتی همچون سعید امامی در پروژه هویت، عملکرد مشکوک و عجیب او پس از آزادی از زندان با حکم خامنه ای در جهت گردم کردن تنور انتخابات حکومتی و علاوه بر این حضور او در شبکه های مختلف خارجی از جمله صدای آمریکا و بی بی سی و تاکید مکرر بر پایبندی بر رژیم جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن و نیز اعتقاد کامل به اصل عقب مانده ولایت فقیه و تنها نسبت به دولت احمدی نژاد انتقاد داشتن، موجب بدبینی گسترده نسبت به اخبار منتشر شده درباره او شده است به گونه ای که دیگر سرنوشت او برای کسی اهمیتی ندارد! با توجه به تجربه قبلی، بسیاری بر این عقیده اند که اعتصاب غذای کذایی مهدی خزعلی تنها یک بازارگرمی از سوی حکومت است تا از او یک اپوزیسیون خودی ساخته و به جامعه تحویل داده شود!

حمله هماهنگ رسانه های امنیتی به نسرین ستوده، نشان دهنده اوج درماندگی و خشم حکومت از محبوبیت و پایداری اوست

نسرین ستوده در زندان – اثر توکا نیستانی

از چند ساعت پیش سایتهای خبری وابسته به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم حمله هماهنگ و همه جانبه ای را علیه نسرین ستوده آغاز کرده و اتهام های واهی جدیدی را به این وکیل محبوب و در حال اعتصاب غذا نسبت داده اند (+ ، +). یکی از موارد اتهامی جدیدی که مطرح شده است، اتهام های واهی و بی شرمانه جنسی در زندان میباشد!! اما اوج بی شرفی و رذالت این رسانه های امنیتی زمانی مشخص میشود که در ادامه مطلب علنا نسرین ستوده را به مطرح کردن این پاپوش ها در بیدادگاه های حکومتی که در آن خود وکیل و دادستان و قاضی و به عبارتی همه کاره هستند، تهدید کرده اند! مطرح کردن اتهامات جنسی علیه نسرین ستوده در زمان حضور او در زندان در شرایطی مطرح میشود که هنوز لکه های کریه ناشی از جنایتها، شکنجه ها و تجاوزهای زندانبانان حزب اللهی به زندانیان سیاسی در دهه ۶۰، تجاوز به دختران باکره پیش از اعدام و قتل عام بیش از ۳۰۰۰ زندانی سیاسی در تابستان سال ۶۷ و نیز تجاوزهای مکرر به جوانان بازداشت شده در کهریزک، بر پیشانی های پینه بسته جنایتکاران رژیم خودنمایی میکند. جنایتهایی که برایش هیچ دادگاهی حتی به شکل صوری ترتیب نیافته است و عاملان و آمران آنها همچون مصطفی پورمحمدی و سعید مرتضوی نه تنها از کار کنار گذاشته نشده که در طول سالهای گذشته بارها و بارها ارتقای مقام هم یافته اند!!

البته همانطور که پیشتر هم نوشته بودم، تفکر و اندیشه جنسی حاکم بر ذهن وابستگان رژیم ریشه در اندیشه های قائد و رهبر فقیدشان یعنی خمینی جنایتکار دارد که در کتابهای متعدد خود از جمله تحریرالوسیله مجوز بهره جویی جنسی حتی از نوزادان و کودکان خردسال را هم صادر کرده و بدین ترتیب بیمار بودن خود را به منصه ظهور رسانده است.

مطلب بلندبالای مملو از دروغ و اتهامات واهی رسانه های حکومتی علیه نسرین ستوده، اوج استیصال و درماندگی حکومت در مقابل وجدان کاری، پایداری و اراده پولادین وی چه در دوران وکالت، چه در زمان تحمل زندان و چه در زمان اعتصاب غذاهای متعدد را نشان میدهد. سابقه نسرین در بر عهده گرفتن وکالت پرونده های سیاسی و حقوق بشری از جمله پرونده های شیرین عبادی، حشمت‌الله طبرزدی، عیسی سحرخیز، محمد صدیق کبودوند و بسیاری دیگر از چهره های سرشناس مدافع حقوق بشر و مخالف رژیم، افتخار بزرگی است که هر وکیل آزاده و مدافع حقوق بشری، آرزوی داشتن چنین سابقه ای را دارد.

اما این حمله همه جانبه، حکایت از چیست و چرا در این برهه خاص زمانی صورت میگیرد؟

۱- نسرین محبوب است، نسرین در اعتصاب غذاست، همه از او حمایت میکنند. این اتهام های واهی به منظور شکستن مقاومت نسرین و خانواده اوست. 

نسرین ستوده ۱۴ روز است که در اعتصاب غذا به سر میبرد. این اعتصاب غذا در اعتراض به فشار حاکمیت بر خانواده او، ندادن مرخصی برای دیدار با فرزندان و ممنوع الخروج شدن دختر نوجوان او از سوی حاکمیت صورت میپذیرد. از آنجایی که نسرین به هیچ گروه سیاسی خاصی وابسته نیست و تنها به جرم نشان دادن وجدان کاری بالا و دفاع از موکلین خود در راه دفاع از حقوق بشر، به زندان جور و ستم ولی فقیه افتاده است، این اعتصاب غذا حمایت بسیار گسترده و همه جانبه کلیه افراد جامعه از هر قشر و صنف و دسته و گروهی را به همراه داشته و به حق محبوبیت وی را دوچندان کرده است.

۲- جمهوری اسلامی به شدت از اهدای جایزه حقوق بشری ساخاروف به نسرین ستوده و متعاقب آن محروم شدن از یک فرصت ناب تبلیغاتی در پی لغو سفر هیات پارلمانی اتحادیه اروپا به ایران، خشمگین است و به دنبال انتقام جویی از نسرین ستوده میباشد.

چند روز پیش جایزه معتبر حقوق بشری ساخاروف برای اولین بار به یک ایرانی یعنی نسرین ستوده تعلق گرفت. پس از این اتفاق، نمایندگان پارلمان اروپا که برنامه از پیش تعیین شده ای برای سفر به ایران و تحت فشار قرار دادن حکومت برای پایبندی به موازین حقوق بشر داشتند، سفر خود را منوط به دیدار با نسرین ستوده و جعفر پناهی کردند، چیزی که خشم حاکمان جمهوری اسلامی را برانگیخت. اگرچه سفر پارلمان اروپا به ایران با هدف فشار بر حاکمیت صورت میگرفت، اما جمهوری اسلامی دندان تیز کرده بود تا در این شرایطی که در اوج انزوای بین المللی قرار دارد و هیچ مقامی از کشورهای مهم جهان به ایران سفر نمیکند، بتواند از این سفر خوراک تبلیغاتی برای داخل فراهم کند تا نشان دهد که منزوی نیست! اما پس از مشروط شدن سفر هیات اروپایی به ایران به دیدار با نسرین ستوده، جمهوری اسلامی شرط را نپذیرفت و بدین ترتیب سفر ملغی و طرح جمهوری اسلامی برای بهره برداری تبلیغاتی از این سفر شکست خورد.

قبلا هم نوشته بودم:

نسرین مجرم است زیرا …

در همین زمینه:

تصاویر نسرین ستوده، منصور اسانلو، سیمین بهبهانی و مهوش ثابت بر روی تمبر پستی هلند

نه ماه پس از مصاحبه، هوتن کیان وکیل سکینه آشتیانی همچنان در زندان / شادی صدر: او را شکنجه کرده اند

وقتی بنیانگذار رژیم یک بیمار جنسی بوده است، از مزدوران حکومتی چه انتظاری میتوان داشت؟!

نسرین مجرم است زیرا …

نسرین ستوده الان ۲ ساله که زندانه، قراره ۴ سال دیگه هم زندان باشه، برخلاف بقیه زندانی ها تا حالا حتی ۱ ساعت هم به مرخصی نرفته.

نسرین مجرمه…!

جرم نسرین اینه که اولا زنه. در حکومت اسلامی زن بودن خود به خود جرم حساب میشه. چه برسه به اینکه یک زن بخواهد فعالیت اجتماعی هم داشته باشه!!

جرم دومش اینه که وکیله. در حکومت اسلامی شما فقط حق داری وکیل الدوله باشی مثل اینهایی که در مجلس هستند. شما حق نداری وکالت غیر خودی ها را بر عهده بگیری وگرنه خود به خود تبدیل به مجرم میشی! مثلا وقتی یک آخوند تشخیص داده که یک زن باید سنگسار بشه شما به چه حقی میایی وکالت او را برعهده میگیری و ازش دفاع میکنی؟! یعنی میگی آخونده نمیفهمه اما شما میفهمی؟!!

جرم سوم نسرین ستوده اینه که وکیلی بوده که حداکثر تلاشش را برای درست انجام دادن کارش (یعنی دفاع از موکلش) انجام میداده. خوب این هم جرم بزرگی است چون با این کارش سیستم قضایی ننگین جمهوری اسلامی را به چالش میکشیده و رسوای عالم میکرده! به همین دلیل هست که حکومت در موارد اتهامی او تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی را مطرح کرده. حرف درستی است چون او با وجدان کاری که داشته، آیین دادرسی و قوانین کیفری ضد بشری جمهوری اسلامی را به چالش کشیده بوده!

اما به نظر من مهمترین و اصلی ترین جرم نسرین این هست که عضو کانون مدافعین حقوق بشر بوده، به طور کلی از آنجایی که جمهوری اسلامی با بشریت مشکل داره و این را در این سالها به خوبی نشون داده، به طریق اولی با فعالین حقوق بشر مشکل جدی داره! اصلا در جمهوری اسلامی، بشر چه حقی میتونه داشته باشه …؟! در حکومت اسلامی همه حقوق از آن امام است، بقیه هیچ حقی ندارند، تنها مقلدینی هستند که موظف به پرداخت مالیات، خمس، جزیه و سهم امام میباشند!

نسرین به دلایل بالا مجرم است و الان در حال نوشیدن آب خنک و محروم از دیدار با خانواده میباشد.

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

اول از همه بگویم که من نسبت به زندانی شدن بی دلیل و نقض آزادی بیان مهدی خزعلی مطلب نوشتم و اعتراض کردم  (+)، پس از آزادی او هم باز مطلب نوشتم و ابراز خوشحالی کردم (+). اما اعتصاب غذا، زندانی شدن و یا حتی کشته شدن یک فرد به دست یک دیکتاتور جنایتکار موجب نمیشود که نسبت به طرز فکر و عملکرد او انتقادی صورت نگیرد. اصولا اعتراض به زندانی شدن بی دلیل یک فرد الزاما نشانه تایید او و افکار او نیست بلکه به حرمت آزادی بیان و حقوق بشر صورت میگیرد.

اصل مطلب:

مهدی خزعلی از زمان آزادی از زندان حداکثر تلاش خود را به کار گرفته است تا مردم را به پای صندوق‌های رای بکشاند. در این راستا وی در هفت روز گذشته ۷ مطلب در توجیه شرکت در انتخابات نمایشی بر روی وبسایتش قرر داده است. مهدی خزعلی یک اصلاح طلب است و به رژیم وفادار و همانگونه که خودش هم در برنامه پارازیت گفت به ولایت فقیه پایبند است لذا شرکت او در انتخابات حکومتی چندان عجیب نیست همانطور که شرکت خاتمی عجیب نبود. اما چیزی که عجیب است تفاوت رفتاری مهدی خزعلی پس از آزادی از زندان با پیش از زندانی شدن است. قبل از زندان هم مهدی خزعلی معتقد بود که باید در انتخابات شرکت کرد و تحریم را مساوی با انفعال تفسیر میکرد (+)، اما خوب بعد از مشاهده مخالفت گسترده مردم به سرعت قانع شد و به قول خودش نه نامزد شد و نه رای داد (+). اما این بار با وجود مخالفت گسترده مردم [که هم در سایتش و هم در شبکه‌های اجتماعی به خوبی قابل مشاهده است] بر حرف خود اصرار میورزد، در حالیکه این ایده او از پیش شکست خورده است و چیزی بهتر از یک اسب تراوای دیگر از آب درنخواهد آمد [قبلا توضیح داده ام + +]. در نتیجه سوالی که پیش می‌آید این است که مگر چه چیزی تغییر کرده که رفتار خزعلی با ۴ ماه پیش تا به این حد متفاوت شده است و این چنین بر طبل انتخابات حکومتی میکوبد؟! جواب: در رفتار حاکمیت هیچ تفاوتی مشاهده نمیشود، تنها تفاوت در ۱- رای دادن سید محمد خاتمی و ۲- زندان رفتن خود خزعلی است.

لذا دو احتمال را میتوان درباره اصرار زیاد مهدی خزعلی به شرکت مردم در انتخابات و تبلیغ بی‌امان وی در اینباره مطرح کرد:

 ۱- همراهی با دیگر اصلاح طلبان برای پیشبرد پروژه‌ای که محمد خاتمی در ۱۲ اسفند آن را شروع کرد و هدف آن چیزی نیست جز فراهم کردن شرایط بازگشت مجدد اصلاح طلبان به بدنه قدرت. بدیهی است که اگر اصلاح طلبان بتوانند به هر روش و بهانه‌ای مردم را به پای صندوق بکشانند میتوانند از آن به عنوان اهرم فشاری برای تسریع بازگشت مجدد خود در بدنه قدرت استفاده کنند [اینجا بیشتر توضیح داده‌ام]. درست است که خزعلی سمت بالایی در تشکیلات اصلاح طلبان نداشته اما خاطرات خوش تجارت پر رونق و آسان زمان دولت اصلاحات برای انتشارات حیان و شرایط دشوار کنونی ممکن است او را به این سمت سوق داده باشد.

 ۲- احتمال دیگر این است که آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به تبلیغ برای انتخابات بوده باشد. این احتمال زمانی تقویت میشود که میبینیم در موارد قبلی مثل نسرین ستوده، هدی صابر یا زندانیان بسیار دیگر، نه تنها اعتصاب غذای آنها منجر به آزادی از زندان نشد که در مورد اول هنوز که هنوز است از دادن کوچکترین مرخصی به وی خودداری شده است و در مورد دوم به مرگ زندانی منجر گردید. از سوی دیگر آنطور که غلامعلی رجایی در وبلاگ خود مینویسد و میگوید که مهدی خزعلی هم تایید کرده است، وی با دستور مستقیم شخص رهبری از زندان آزاد شده است. سوالی که مطرح میشود این است که چگونه است که خامنه‌ای شخصا برای آزادی خزعلی وارد عمل میشود، اما زندانیان سیاسی دیگر به دادستان یا حتی به وکیل هم دسترسی ندارند؟! این احتمال وجود دارد که حاکمیت پس از مشاهده اعتراض اعضای جنبش سبز به زندانی شدن و اعتصاب غذای مهدی خزعلی و کاهش شدید شرکت کنندگان در مرحله اول انتخابات از یک سو و با توجه به پایبندی خزعلی به رژیم و ولایت فقیه و نیز دست به قلم بودن و شمار بالای خوانندگان نوشته‌های او از سوی دیگر، تصمیم گرفته باشد که به شرط نوشتن و تشویق مردم به شرکت در انتخابات، او را آزاد کنند تا با یک تیر دو نشان زده باشند [هم از فشار افکار عمومی و سازمانهای بین‌المللی به خاطر زندانی بودن و اعتصاب غذای او بکاهند و هم اینکه شاید نوشته‌جات او بتواند جنبش سبز را به پای صندوق بکشاند].

دلیل این تغییر رفتار خزعلی هرچه که باشد خوشبختانه تاکنون جواب نداده است. زیرا مردم با هوشیاری تمام یک نــــــه بزرگ به دعوت خزعلی برای شرکت در انتخابات حکومتی و گرم کردن تنور آن برای حاکمیت گفته‌اند. این مخالفت‌های گسترده هم در وبلاگ و فیسبوک خزعلی و هم در شبکه‌های اجتماعی با حجم زیاد مطالب اعتراضی به وضوح قابل مشاهده است.

مطالب مرتبط:

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

قرار گرفتن نام پنجاه ایرانی در لیست سیاه سفر به آمریکا، کانادا و انگلیس

ویلیام هیگ وزیر امور خارجه انگلیس

انگلیس، آمریکا و کانادا نام ۵۰ نفر دیگر از مقام های جمهوری اسلامی از جمله مسوولان قضایی و زندان ها را به لیست سیاه سفر به این کشورها اضافه کرده اند. روز جمعه ویلیام هیگ وزیر امور خارجه انگلیس اعلام کرد که این محدودیت ها بر روی افرادی اعمال شده است که در برنامه هسته ای یا نقض حقوق بشر در ایران دخیل بوده اند.

از ورود دانشمندان، مهندسان و سازندگان تجهیزات هسته ای ایران به این کشورها ممانعت خواهد شد. همچنین وزرا، مقام های قضایی، مسوولان زندان ها و دیگر افرادی که در نقض حقوق بشر و سرکوب وحشیانه مردم ایران در جریان اعتراض های پس از انتخابات ۲۰۰۹ در ایران نقش داشته اند، مشمول این تحریم ها خواهند شد.

اگرچه انگلیس نام این ۵۰ نفر را ذکر نکرده است اما اعتقاد بر این است که آن دسته از قضات و مسوولان زندان ها که در دستگیری فعالین حقوق بشر، از جمله بازداشت و محکومیت وکیل سرشناس نسرین ستوده به ۱۱ سال زندان ، دست داشته اند، در این لیست قرار داده شده باشند. همچنین به نظر میرسد دادستان ها و مقام های امنیتی – نظامی جمهوری اسلامی از جمله مقام های سپاه و پلیس ایران نیز در این لیست قرار داده شده باشند.

در حال حاضر ۳۲ نفر از فرماندهان نظامی، قضات و مسوولان زندان ها که مرتکب نقض حقوق بشر شده اند، در لیست تحریم اتحادیه اروپا قرار دارند. وزارت امور خارجه انگلیس میگوید این اقدام جدید در جهت افزودن نام ۵۰ نفر دیگر به لیست میباشد. این افراد از قسمت های مختلفی از حکومت جمهوری اسلامی میباشند؛ از جمله وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت اطلاعات، وزارت دادگستری و وزارت کشور. ویلیام هیگ میگوید افراد تحریم شده از وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، به دلیل نقششان در سرکوب اعتراض های مردمی در سوریه در لیست قرار داده شده اند.

پتکین آذرمهر، وبلاگنویس ایرانی مقیم لندن، با اشاره به قرار گرفتن صالحی در لیست تحریم های سفر اتحادیه اروپا و سپس لغو آن به دلیل ارتقای وی به سمت وزیر امور خارجه، معتقد است که نباید به هیچ وجه استثنایی در تحریم های وضع شده بر این افراد قائل شد چرا که چنین چیزی، کل ماهیت تحریم ها را مورد استهزاء قرار داده و آنها را پوچ و بی ارزش نشان خواهد داد.

مطلب ترجمه از گاردین 

نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر

تصاویر نسرین ستوده، منصور اسانلو، سیمین بهبهانی و مهوش ثابت بر روی تمبر پستی هلند

از راست به چپ، بالا : نسرین ستوده - مهوش ثابت / پایین : سیمین بهبهانی - منصور اسانلو

پست هلند اقدام به انتشار تمبرهای مخصوصی کرده است که بر روی آنها عکسهای چهار تن از قربانیان نقض حقوق بشر در ایران به تصویر کشیده شده است. بر روی این تمبرها تصاویر سیمین بهبهانی، شاعر معروف، منصور اسانلو، رهبر اتحادیه کارگری، مهوش ثابت، یکی از هفت رهبر بهایی در بند و نسرین ستوده، وکیل نامی حقوق بشر قرار داده شده است. این تمبرها به طور رسمی توسط پست ملی هلند مورد پذیرش قرار گرفته و میتوان از آنها برای ارسال نامه استفاده کرد. ایده انتشار این تمبرها ابتدا از سوی مینا سعدادی، سردبیر شهرزاد نیوز، مطرح شده بوده است. تاکنون ۵۰۰۰ نسخه از تمبرهای حاوی عکس مهوش ثابت چاپ شده است. همچنین فدراسیون اتحادیه های تجاری هلند در مکاتبات خود با ایران در مورد وضعیت منصور اسانلو رهبر زندانی اتحادیه کارگران اتوبوسرانی، از تمبری که تصویر منصور اسانلو بر روی آن بوده، استفاده کرده است.

شایان ذکر است که مهوش ثابت در حال حاضر در حال گذراندن محکومیت ۲۰ ساله خود در زندان اوین میباشد. نسرین ستوده در حال گذراندن محکومیت ۱۱ ساله زندان خود است. شاعر مطرح ایرانی سیمین بهبهانی به دلایل سیاسی ممنوع الخروج است و منصور اسانلو رهبر سندیکای کارگران شرکت اتوبسرانی تهران و حومه نیز از سال ۲۰۰۷ تاکنون در زندان به سر میبرد.

منبع : فیسبوک نسرین ستوده ، سایت خبری بهاییان جهان

نه ماه پس از مصاحبه، هوتن کیان وکیل سکینه آشتیانی همچنان در زندان / شادی صدر: او را شکنجه کرده اند

هوتن کیان - سکینه محمدی آشتیانی

هوتن کیان وکیل سکینه محمدی آشتیانی که به جرم زنا به سنگسار محکوم شده است، پس از گذشت نه ماه از زمان مصاحبه با رسانه ها همچنان در زندان به سر میبرد. منابع حقوق بشری نسبت به وضعیت وی در زندان ابراز نگرانی شدید میکنند.

هوتن کیان، ۳۷ ساله، از سوی حکومت به عنوان وکیل [تسخیری] برای سکینه محمدی آشتیانی تعیین شد. اما او برخلاف هشدارهای متعدد حکومت، در مورد وضعیت موکل خود با رسانه های خارجی مصاحبه کرد. همین رسانه ای کردن ماجرا موجب واکنش شدید بین المللی علیه حکم سنگسار صادره گردید که جمهوری اسلامی را وادار به تعلیق موقت حکم نمود. اما حالا هوتن کیان پس از گذشت ۹ ماه همچنان در زندان است.

شادی صدر وکیل مطرح ایرانی که وکالت چندین زن محکوم به سنگسار را بر عهده داشته است میگوید که اطلاعات جدیدی از یک منبع در تبریز به دست آورده است که حکایت از بدرفتاری شدید با هوتن کیان و شکنجه او در زندان دارد. شادی صدر میگوید کیان و محمد مصطفایی، دیگر وکیل سکینه آشتیانی که او هم به خاطر مصاحبه با رسانه ها مورد غضب جمهوری اسلامی قرار گرفت، خود قربانی شدند. جرم آنها تنها دفاع از موکلانشان بوده است!

وکلای دیگری نیز مورد هجمه جمهوری اسلامی قرار گرفته اند. سال گذشته نسرین ستوده به ۱۱ سال زندان محکوم شده بود و اخیرا نیز محمد علی دادخواه به ۹ سال زندان محکوم شده است.

ماه مارچ گذشته نامه ای توسط کیان نوشته و به بیرون از زندان انتقال یافته بود که مورد توجه رسانه های مخالف حکومت قرار گرفته بود، اما رسانه های خارجی به دلیل عدم امکان تایید واقعی بودن آن به آن نپرداخته بودند. حالا شادی صدر میگوید که نامه واقعا توسط کیان نوشته شده بوده است. کیان در نامه به شکنجه شدید خود در زندان اشاره کرده و مینویسد: «علائم شکنجه هنوز هم بر روی بدن من وجود دارد … روزی ۶۰ بار مرا با سیگار میسوزانند، بر روی پاها، بیضه ها و کف پاهایم (۵ سیگار). به من تنها روزی یک وعده موقع صبح غذا میدهند؛ یک بار تنها تکه ای پنیر و دفعه دیگر سه عدد خرما». «تقریبا همه دندانهایم در اثر ضربه پوتین شکسته شده اند، همینطور بینی ام که مرتب خونریزی میکند». «یک بار در نیمه های شب مرا در سرمای زمستان با بدنی کاملا خیس رها کرده و دست و پایم را بستند، تا اینکه ساعت ۴ صبح مرا به بازجویی بردند».
شادی صدر میگوید سابقه فعالیت سیاسی خانواده کیان نیز بر رفتار بد حاکمیت بر وی موثر بوده است، پدر وی در اوایل انقلاب به جرم حمایت از یک گروه سیاسی اعدام شده بوده است.

مطلب ترجمه مقاله گاردین

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: