بایگانی برچسب‌ها: مهدی هاشمی

بررسی تصویری نتیجه حضور ۸۱ روزه مهدی هاشمی در موسسه لاغری اوین

موسسه لاغری اوین یکی از مشهورترین موسسه های خاورمیانه است. تاکنون دهها نفر پس از ثبت نام و حضور در سلولهای تناسب اندام این موسسه موفق شده اند در کوتاهترین زمان ممکن، دهها کیلو از وزن خود را کاهش دهند. چه بسا افرادی بوده اند که سالها در حسرت تنها چند کیلو کاهش وزن مانده بوده اند اما پس از آشنایی با این موسسه و برخورداری از آموزشهای جسمی و روحی آن  موفق شده اند در عرض چند هفته بیست سی کیلو وزن کم کنند! به همین خاطر این موسسه در سالهای گذشته از شهرت و اعتبار خاصی در این زمینه برخوردار شده است…!

مهدی هاشمی یکی از کسانی است که اخیرا در این موسسه ثبت نام و به مدت ۸۱ روز در سلولهای تناسب اندام آن شرکت جسته است. در این عکس به بررسی نتیجه این حضور ۸۱ روزه در کاهش وزن و قطر گردن نامبرده پرداخته ایم…!

مهدی هاشمی قبل و بعد از زندان

مهدی هاشمی قبل و بعد از زندان

چند مطلب دیگر:

ظاهر شدن پیامبر عظیم الشان اسلام در جمع نمازگزاران مسجد النبی در عربستان…!

یک عکس و یک سوال؛ کدام گزینه، توضیح مناسبتری برای عکس زیر میباشد؟

تصویری از خاتمی در حال تلاش برای حفظ روزنه‌های اصلاح طلبی!

نکاتی پیرامون فایل صوتی سوم مهدی هاشمی و فاش شدن ارتباطات تنگاتنگ میان اصلاح طلبان با بیت رهبری

از راست: محمد رضا خاتمی، مسعود خامنه ای، صادق خرازی

از راست: محمد رضا خاتمی، مسعود خامنه ای، صادق خرازی

امروز یکی دیگر از فایلهای ضبط شده تلفنی صحبت های مهدی هاشمی پسر اکبر هاشمی رفسنجانی در گفتگو با نیک آهنگ کوثر خبرنگار، به شکل عمومی منتشر گردید. این فایل هم جزو همان فایلهایی بوده که در نتیجه ارسال حکم دادگاه توسط وکلای مهدی هاشمی برای نیک آهنگ کوثر به عنوان شاهد در ارتباط با پرونده شکایت بوذری از مهدی هاشمی و چند نفر دیگر از سران رژیم، به دادگاه ارائه شده و به طریقی به شکل عمومی منتشر میشود. به نظر من انتشار عمومی این فایلها به نفع مردم است و مردم به عنوان صاحب این کشور، حق دارند که بدانند سیاستمداران در پشت پرده چه میکنند و چه میگویند و طرز فکر و عملشان چگونه است و آیا ظاهر و باطنشان یکی هست یا نیست! به قول معروف آنکس که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟!

صرفنظر از اینکه چه کسی این فایلها را منتشر میکند، به نظر من چیزی که برای ما مردم عادی باید مهم باشد محتوای آنهاست و اینکه در پشت پرده چه میگذرد؟ لذا من بنا دارم هر بار که فایلی منتشر میشود، خلاصه ای از محتوای آن را به همراه تحلیل شخصی ام، در اینجا بنویسم. این فایل جدید را هم کامل گوش کردم.

در این مصاحبه یا مکالمه که ۲ سال پیش ضبط شده است، اطلاعاتی پیرامون ۳ موضوع زیر ارائه میشود:

۱- در این مکالمه به جزییات ریز سفرهای پرهزینه و چند میلیون دلاری محمود احمدی نژاد و همراهانش به نیویورک، هزینه هتل های گران قیمت، و نیز هدایای زیادی که در این سفرها به خبرنگاران خارجی داده شده است اشاره میشود.
۲- به سفرهای اروپایی خانواده محمد محمدی گلپایگانی رئیس دفتر خامنه ای و اقامت در سفارتخانه های مختلف رژیم در اروپا اشاره میشود.
۳- در نهایت مهدی هاشمی در صحبت های خود خبر از دیدارهای هفتگی مسعود خامنه ای پسر علی خامنه ای با محمد رضا خاتمی در منزل صادق خرازی میدهد.

گفتنی است صادق خرازی برادر زن مسعود خامنه ای و پسرش، داماد محمد رضا خاتمی است. ضمنا صادق خرازی همان کسی است که سال پیش و پس از رای دادن دزدکی سید محمد خاتمی در دماوند، از این اقدام او حمایت قاطع کرده بود. احتمالا این ملاقات ها در جهت متقاعد کردن خاتمی و سران اصلاح طلبان به پذیرش عدم تقلب در انتخابات سال ۸۸ و نیز به منظور ترغیب کردن آنها به شرکت در انتخابات مجلس در سال ۹۰ بوده است. البته نهایتا هم دیدیم که موفق شدند، زیرا هیچ موقع خاتمی به تقلب در انتخابات اشاره نکرد و بعد هم دیدیم که برخلاف گفته اولیه خودش، رفت و در انتخابات شرکت کرد و رای خود را به صندوق نظام ریخت…! هم از این مکالمه و هم از مکالمه قبلی به راحتی میتوان وجود تماس های مستمر و ارتباط های تنگاتنگ میان اصلاح طلبان و بیت رهبری را برداشت نمود.

چه کسی فایل صوتی سخنان مهدی هاشمی را منتشر کرده و هدف از آن چه بوده است؟

هوشنگ بوذری - نیک آهنگ کوثر - مهدی هاشمی

هوشنگ بوذری – نیک آهنگ کوثر – مهدی هاشمی

روز گذشته در فضای مجازی (سایت ساند کلاد) دو فایل صوتی در مجموع بیست دقیقه ای از مکالمه تلفنی نیک آهنگ کوثر کارتونیست و صاحب سایت خودنویس و مهدی هاشمی از فرزندان اکبر هاشمی رفسنجانی که در اکتبر سال ۲۰۱۰ انجام گرفته است، منتشر شد. در این گفتگو نیک آهنگ کوثر مهدی هاشمی را مشمول واژه «برانداز» معرفی میکند و از او میخواهد که نقش فعالتری در عرصه خبرسازی و مصاحبه با رسانه ها ایفا کند. مهدی هاشمی اما میگوید که نقش او فراتر از این حرفهاست و با حمله به علی خامنه ای تلویحا او را فردی «دیکتاتور» میخواند که در شرایط فعلی «به خدا هم باج نمیدهد». وی همچنین ادعا میکند که پیش از انتخابات به موسوی گفته بوده است که خامنه ای نخواهد گذاشت او رای بیاورد.

حرفهای زده شده توسط مهدی هاشمی در این مکالمه تلفنی که در ابتدای امر نیک آهنگ کوثر آن را «دوطرفه و خصوصی» میخواند، میتواند برای او که اکنون در مرحله بازجویی و در اوین زندانی است، گران تمام شود و بازجوها میتوانند از آن علیه او استفاده کنند. برای من به شخصه اصلا مهم نیست اگر این حرفها برای او گران تمام شود یا نشود چه آنکه او را موجودی کلاهبردار و شریک دزدی های دیگر سردمداران رژیم میدانم و چه حالا مجازات شود و چه بعد از سقوط رژیم برای من فرقی ندارد، اما خیلی مهم است که بدانیم چه کسی این گفتگوها (منتشر کننده ادعا میکند که بیش از ۱۸ فایل صوتی دیگر را هم در اختیار دارد) را عمومی کرده و هدفش چه بوده و دلیل اصلی نوشتن این مطلب هم همین است.

با انتشار این مکالمه تلفنی اولین کسی که در مظان اتهام قرار میگیرد نیک آهنگ کوثر است چرا که تنها طرف مکالمه که اکنون آزاد است او بوده و او بوده که مکالمه را ضبط کرده است. اما نیک آهنگ کوثر میگوید که او این کار را نکرده اما در عین حال میگوید که سال گذشته و در جریان رسیدگی به شکایت هوشنگ بوذری از مهدی هاشمی و برخی دیگر از مقام های رژیم (هاشمی رفسنجانی، محسنی اژه ای، فلاحیان، …) به اتهام شکنجه، آدم ربایی و اخاذی، دادگاه کانادایی از او خواسته است که به عنوان شاهد کلیه مدارک و مستندات ارتباطات خود با مهدی هاشمی را در اختیار دادگاه و دو طرف دعوا یعنی مهدی هاشمی و وکلا و هوشنگ بوذری و وکلا قرار دهد. با توجه به خارجی بودن وکلای بوذری و مسوولان دادگاه و ذینفع نبودن آنها در این ماجرا، تنها سه عامل میتوانسته اند این فایلها را به بیرون درز داده باشند، نیک آهنگ کوثر، هوشنگ بوذری، وکلای مهدی هاشمی و البته یک احتمال دیگر هم وجود دارد و آن دستیابی وزارت اطلاعات به این فایلها از طریق یکی از سه عامل مذکور و انتشار این فایلها میباشد.

با فرض اینکه همه طرفها، به شکل منطقی رفتار کرده باشند، برای اینکه بتوانیم عامل پشت پرده را شناسایی کنیم باید ۳ عامل اصلی را در نظر قرار دهیم: ۱- انگیزه ۲- هدف ۳- عامل سودبرنده.

لذا در زیر ۴ عامل احتمالی منتشر کننده فایلها را یکی یکی بررسی میکنیم:

۱- نیک آهنگ کوثر 

با دیدن تیتر «مکالمه صوتی خصوصی نیک آهنگ کوثر و مهدی هاشمی»، اولین چیزی که به ذهن هر فرد حتی قبل از شنیدن مکالمه میرسد این است که نیک آهنگ عجب آدم نامردی بوده است! نیک آهنگ کوثر احتمالا انگیزه انجام این کار را داشته است، از نوع پوشش اخبار مربوط به پرونده شکایت از مهدی هاشمی در دادگاه کانادایی و نیز انتشار مطالب متعدد درباره پذیرش سوال برانگیز مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد در سایت خودنویس متعلق به نیک آهنگ کوثر میتوان به این نتجه رسید که احتمالا نیک آهنگ از مهدی هاشمی خوشش نمی آید و این احساس احتمالا ریشه دارتر از این حرفها و به زمان مدیریت مهدی هاشمی بر سازمان بهینه سازی مصرف سوخت کشور و همکاری نیک آهنگ با آن سازمان برمیگردد. اما کیست که از مهدی هاشمی و به طور کلی از خانواده هاشمی خوشش بیاید؟! تا آنجا که من دیده ام اکثر ایرانیان احساس خوبی نسبت به این خاندان ندارند و همواره اسم آنها همراه با دزدی، چپاول و کلاهبرداری آورده میشود!

اما نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که با انتشار این فایلهای صوتی، کسی که بیشترین ضربه حیثیتی چه از نظر جایگاه در میان اپوزیسیون و چه از نظر جایگاه خبرنگاری را متحمل شده است، نیک آهنگ کوثر است چرا که او به هر ترتیب عامل اولیه درز رفتن گفتگوها به بیرون بوده است، گفتگوهایی که قرار بوده خصوصی باقی بماند. اما اگر فرض بگیریم که نیک آهنگ کوثر اینقدر احمق نبوده و میدانسته است که با انتشار این فایلها خودش بیشترین ضربه را میخورد، لذا اینکه او این فایلها را در سایت علنی کرده باشد بسیار بعید است. اما علیرغم این نتیجه گیری، رفتار نیک آهنگ در این ماجرا بسیار عجیب بوده و ابهام هایی زیادی را ایجاد کرده است. برخی از این رفتارها عبارتند از:

– ضبط یک مکالمه خصوصی بدون مطلع کردن طرف گفتگو نه تنها عجیب و مشکوک که بسیار غیر اخلاقی است و در تناقض با اصول اولیه خبرنگاری قرار دارد.

– تلاش برای ورود به پرونده شکایت بوذری از هاشمی. هوشنگ بوذری از مهدی هاشمی برای دخالت در ماجرای آدم ربایی، اخاذی و شکنجه ۱۹ سال پیش خود توسط وزارت اطلاعات شکایت میکند، این وسط نیک آهنگ چه کاره است؟! من متوجه نمیشوم چرا نیک آهنگ باید به عنوان شاهد به دادگاه فراخوانده شود؟! یک جای کار لنگ میزند!

– دادن فایل های ضبط شده به دادگاه کانادایی. نیک آهنگ کوثر ادعا میکند که به عنوان شاهد بایستی همه مدارک و اسناد مربوط به مکالمات و ارتباط خود با مهدی هاشمی را در اختیار دادگاه و طرفین دعوا قرار میداده است! مشخص نیست وی چرا فکر کرده است که این فایل صوتی که هیچ ربطی به شکایت بوذری ندارد، به درد دادگاه میخورد و چرا آن را به دادگاه برده است؟!

– انتشار مطلبی ۱۰ روز پیش از انتشار فایل صوتی در سایت خودنویس. نیک آهنگ کوثر تقریبا ۱۰ روز پیش از آنکه این فایل صوتی در اینترنت منتش شود، در مطلبی در سایت خودنویس با عنوان «یک درخواست از شاکی مهدی هاشمی» از بوذری میخواهد که فایلها را منتشر نکند. این خیلی عجیب است! آیا نیک آهنگ میخواسته دست پیش بگیرد که پس نیفتد و یا اینکه واقعا از اینکه قرار است این فایلها منتشر شود مطلع شده بوده است؟ از کجا به چنین نتیجه ای رسیده بوده است؟ چرا مدارک و مستندات خود در این باره را منتشر نمیکند؟

۲- وزارت اطلاعات

اگر فرض بگیریم کامپیوتر هیچ کدام از طرفین از طرف وزارت اطلاعات هک نشده بوده باشد، ممکن است نیک آهنگ کوثر، هوشنگ بوذری و یا یکی از وکلای مهدی هاشمی که به فایلها دسترسی یافته بوده اند، این فایلها را به شکل ناشناس به وزارت اطلاعات داده باشند. اما باید ببینیم چرا وزارت اطلاعات باید آن فایلها را به شکل عمومی و آن هم در سایت خارجی ساند کلاد منتشر کند؟ این رفتار با رویه کلی وزارت اطلاعات در تضاد قرار دارد، رویه کلی وزارت اطلاعات در موارد قبلی اینگونه بوده است که با در اختیار قرار گرفتن یک سند (چه اصلی چه جعلی)، از آن علیه متهم و برای گرفتن اعترافات اجباری در جهت بازی کردن در سناریوهای از پیش طراحی شده استفاده و سپس آن سند و اعترافات را در تلویزیون و رسانه های حکومتی به شکل گسترده پخش میکند.

از طرف دیگر انتشار این فایل صوتی به این شکل در راستای منافع رژیم نیست چرا که با توجه به نوع گفته ها و اظهارات صریح مهدی هاشمی در این مکالمه تلفنی و حمله وی به علی خامنه ای ، انتشار عمومی این فایل میتواند منجر به کاهش تنفر عمومی از خاندان هاشمی در نزد منتقدان حکومت که البته اکثریت مردم را تشکیل میدهند بشود. اصلا مگر ساند کلاد چقدر بازدیدکننده دارد؟ اینکه این فایل از طریق یک سایت خارجی منتشر شده است و نه سایتهای حکومتی مثل باشگاه خبرنگاران جوان یا بولتن نیوز، نشان میدهد که هدف تحت تاثیر قرار دادن وابستگان به حکومت و یا مردم عادی که معمولا هدف وزارت اطلاعات از انتشار چنین اعتراف ها و یا سندسازی هایی میباشد نیست و در نتیجه وزارت اطلاعات نمیتواند عامل انتشار دهنده این فایلها بوده باشد، هرچند یک احتمال هم وجود دارد و آن اینکه فردی یا طیفی در داخل وزارت اطلاعات به این فایلها دسترسی یافته و سپس به دنبال اخاذی از خانواده هاشمی برآمده و برای نشان دادن جدیت خود اقدام به انتشار علنی یکی از فایلها کرده تا خاندان هاشمی را برای پذیرش درخواستهایش تحت فشار قرار دهد.

۳- هوشنگ بوذری 

هوشنگ بوذری از هر ۳ عامل انگیزه، هدف و سود شخصی برای انتشار این فایلها برخوردار بوده است. وی که از مشاوران سابق وزارت نفت و نزدیک به نهادهای قدرت در داخل رژیم بوده است، از اواخر دهه ۶۰ هجری از سمت های دولتی استعفا داده و به خارج از کشور میرود و با استفاده از «رانت اطلاعاتی» خود در زمینه صنایع نفت و گاز ایران، پولهای بادآورده کلانی را به شکل کمیسیون از شرکت های خارجی به جیب میزند. وی ادعا میکند که ایده پارس جنوبی برای او بوده است و پس از جنگ پای اکثر شرکت های نفتی خارجی را او به ایران باز کرده است. وی همچنین ادعا میکند که در اوایل دهه ۷۰ مهدی هاشمی ۲۲ ساله فرزند رییس جمهور وقت از او میخواهد که ۵۰ میلیون دلار به او بدهد تا «کارها را خراب نکند». پس از امتناع وی، وزرات اطلاعات به سرکردگی علی فلاحیان با دستور اکبر هاشمی رفسنجانی اقدام به ربودن و شکنجه او برای مدت ۸ ماه میکند و از خانواده او ۳ میلیون دلار برای آزاد کردن او گرفته میشود. او با طرح این موارد در دادگاهی کانادایی، علیه مهدی هاشمی، اکبر هاشمی رفسنجانی، محسنی اژه ای، علی فلاحیان و دو شکنجه گر خود اقامه دعوا میکند و نهایتا دادگاه در حکمی غیابی، مجرمان را به پرداخت ۱۳ میلیون دلار کانادایی محکوم میکند.

اگر واقعا حرفهای بوذری درست باشد و مهدی هاشمی موجب بازداشت و شکنجه او شده باشد، او از انگیزه کافی برای انتقام جویی از مهدی هاشمی برخوردار بوده است، او میداند که انتشار این فایلهای صوتی در شرایط فعلی که مهدی هاشمی در اوین به سر میبرد میتواند برایش بسیار گران تمام شود. اما یک احتمال دیگر هم هست و آن اینکه او با این کار به دنبال اخاذی از خاندان هاشمی هم هست تا از آنها پول بگیرد و از انتشار بقیه فایلها خودداری کند. البته شاید هم احتمال اخاذی درست نباشد چون گزارش هایی مبنی بر مشارکت هوشنگ بوذری در سازمانهای حقوق بشری و ضد شکنجه در سالهای اخیر منتشر شده است و از طرف دیگر به نظر میرسد وی از تمکن مالی خوبی برخوردار است و احتمالا نیازی به پول بیشتر ندارد. اما در هر حال وجود انگیزه انتقام جویی عامل قدرتمندی برای انتشار علنی فایلها میتواند باشد که غیر قابل چشمپوشی است.

۴- وکلای مهدی هاشمی 

وکلای مهدی هاشمی در دادگاه کانادایی از طریق نیک آهنگ کوثر به فایلها دسترسی یافته اند. این احتمال وجود دارد که یکی از آنها فایل را به وزارت اطلاعات داده و یکی از افراد وزارت راسا و برای اخاذی این فایل را عمومی کرده باشد، احتمال دیگر هم این است که یکی از وکلای مهدی، برای اخاذی از خانواده هاشمی این فایل را علنی کرده باشد.

در کل به نظر میرسد دلیل انتشار علنی این فایلها، اخاذی از خانواده هاشمی و یا انتقام جویی از مهدی هاشمی و یا هر دو باشد هرچند نهایتا حکومت هم میتواند از این فایلها در جهت منافع خود بهرده برداری و از آنها برای تحت فشار قرار دادن بیشتر مهدی هاشمی و پدرش استفاده کند. اما با دانسته های فعلی نمیتوان با قطعیت عامل منتشر کننده را معرفی کرد، شاید زمان این معما را حل کند. البته خانواده هاشمی هم میتوانند با پاسخ به یک پرسش کلیدی بسیاری از ابهام ها را از بین ببرند و این پرسش آن است که آیا آنها برای باج دادن به شخص و یا اشخاص خاصی تحت فشار قرار گرفته اند یا خیر؟

بازداشت فائزه در این زمان، برای منصرف کردن مهدی هاشمی از بازگشت به ایران صورت می‌گیرد

مهدی و فائزه هاشمی

بعد از گذشت شش ماه از تایید حکم بازداشت فائزه هاشمی به دلایل سیاسی مرتبط با اعتراض های پس از انتخابات سال ۸۸، روز شنبه به طور ناگهانی وی بازداشت شد. خبرگزاری ها گزارش کرده اند که ابتدا عصر روز شنبه با وی تماس گرفته و از وی خواسته میشود که برای اجرای حکم شش ماه زندان خود، فورا به اوین مراجعه کند اما در پاسخ او به آنها میگوید که فردا صبح به آنجا خواهد رفت. در پی آن پس از مدت زمانی کوتاه، چند مامور به خانه او رفته و او را با خود میبرند.

از طرف دیگر مهدی هاشمی فرزند دیگر هاشمی رفسنجانی -از افراد پرنفوذ رژیم- که در پی انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و اعتراض های پس از آن به ظاهر برای تحصیل به بریتانیا رفته بود، چند روزی است که در دوبی اقامت گزیده و مترصد بازگشت به کشور است. این در حالی است که در سه سال گذشته سرکوبگران و سران رژیم در رسانه های جمعی اتهام های متعددی را به وی وارد ساخته و او را یکی از مهره های اصلی آنچه آن را «فتنه سبز» مینامند، دانسته بودند و حتی دادستان رژیم و دیگر شخصیت های قضایی قول داده بودند که به محض بازگشت او به کشور، او را به دادگاه بکشانند.

ظاهرا مهدی هاشمی قصد داشته است که عصر روز شنبه از دوبی به تهران بیاید. حتی عده ای از بسیجیان و وابستگان به رژیم هم در محل فرودگاه تجمع کرده بوده اند و با در دست داشتن پلاکاردهایی خواستار محاکمه و بازداشت وی بوده اند. اما به هر حال از قرائن و شواهد پیداست که مهدی هاشمی به ایران نیامده است. جالبی داستان این است که دستگیری فائزه هاشمی درست در زمانی اتفاق می افتد که مهدی هاشمی قصد داشته است پس از ۳ سال و چند ماه به ایران برگردد. به نظر من بین این دو موضوع به یکدیگر مرتبط هستند و هدف رژیم از بازداشت فائزه در این زمان به خصوص، احتمالا به منظور زهر چشم گرفتن و منصرف کردن مهدی هاشمی از بازگشت به کشور بوده است.

بیش از یک سال از زمان صدور حکم دادگاه بدوی و نیز حدودا ۶ ماه از زمان تایید حکم محکومیت فائزه در دادگاه تجدید نظر میگذرد، پس چرا الان او را بازداشت کرده اند؟ چرا ۶ ماه دست روی دست گذاشته بودند؟ این موضوع زمانی جالبتر میشود که مد نظر داشته باشیم که فائزه چند هفته پیش ظاهرا برای تماشای بازیهای المپیک و البته در پس پرده برای دیدار و تبادل نظر با برادر خود به لندن سفر کرده بود. یعنی اینکه با وجود محکومیت وی در دادگاه، با تایید برخی مقام های خاص او اجازه یافته بود که به راحتی از کشور خارج شود در حالی که محکومان دستگاه قضایی تقریبا همواره تا زمانی که حکم خود را تحمل نکرده اند، ممنوع الخروج محسوب میشوند!!

با توجه به اینکه اطلاعات زیادی از پشت پرده این ماجرا در دسترس نیست، ناچار به گمانه زنی هستیم. به نظر من فائزه در سفر اخیر خود به لندن و دیدار با مهدی، از قول پدر به او خبر میدهد که حضور او در ایران برای ساماندهی تشکیلات اصلاح طلبان حکومتی برای گرم کردن تنور انتخابات سال آینده لازم است و از طرفی با توجه به وضعیت وخیم رژیم در شرایط کنونی و فشارهای زیاد خارجی و نیز بحرانهای اقتصادی در داخل، رژیم تمایلی برای افزایش میزان تنش با گروهها و چهره های سیاسی داخل از جمله هاشمی رفسنجانی ندارد و لذا احتمال بازداشت او اندک است. پس از آن مهدی تصمیم میگیرد که در زمانی که محمود احمدی نژاد برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل از ایران خارج شده است، به کشور برگردد. اما پس از آنکه تبلیغ های شدید رسانه های رژیم در روزهای اخیر ظاهرا بی تنیجه مانده و تغییری در تصمیم مهدی هاشمی برای بازگشت به کشور نداده بود، رژیم برای منصرف کردن مهدی هاشمی از بازگشت به ایران، فائزه را به سرعت بازداشت میکند.

اما چرا حکومت دوست ندارد مهدی هاشمی به ایران برگردد؟

شاید یکی از دلایل این باشد که از یک طرف برخورد با مهدی هاشمی هزینه هایی را برای رژیم خواهد داشت که قابل تصورترین آنها خراب تر شدن رابطه هاشمی و باند او با خامنه ای می باشد. چیزی که در شرایط بحرانی کنونی به سود رژیم نیست و علاوه بر این تلاشهای رژیم برای مشارکت اصلاح طلبان حکومتی در انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری سال آینده را با مشکل مواجه خواهد کرد. نمیتوان منکر این شد که هاشمی هنوز مهره قدرتمندی در داخل رژیم است. اما از طرف دیگر اگر مهدی هاشمی به ایران برگردد، با آن همه تبلیغات منفی و اتهام هایی که در این سه سال اخیر به او نسبت داده شده است، او حتما باید بازداشت شود و حکم شدیدی دریافت کند وگرنه همه این تشرها و رجزخوانی ها، بلوف زنی و هارت و پورت تعبیر خواهد شد و باعث بی اعتبارتر شدن مقام های رژیم حتی در نزد طرفدارانش خواهد گردید و ناخشنودی آنها را در پی خواهد داشت. علاوه بر این عدم برخورد با مهدی هاشمی ممکن است نزد طرفداران حکومت، به واهمه از رفسنجانی تعبیر شود، تفسیری که مسلما خامنه ای و سپاهیان اطراف او نمیخواهند زمینه ترویج آن را فراهم کنند. لذا ترجیح میدهند که مهدی هاشمی اصلا به ایران نیاید!

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: