بایگانی برچسب‌ها: مهدی خزعلی

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

چند ماه پیش مهدی خزعلی عزم جزم کرده بود که در انتخابات مجلس نامزد بشود. این مطلب را در سایت خود هم نوشته بود (+) و با تفاسیر خاص خود مدعی میشد که تحریم منفعلانه است و باید در انتخابات شرکت کرد. من در آن زمان در اعتراض به این حرکت مطلبی نوشتم، خوشبختانه آن زمان جوی هماهنگ در میان اپوزیسیون برای عدم شرکت در انتخابات فرمایشی شکل گرفته بود و حتی اصلاح طلبان [مشارکت، مجاهدین، اعتماد ملی، …] هم که شانس رد صلاحیت نامزدهای خود را بالا میدیدند، با آن همصدا شده بودند. با مشاهده این وضعیت و نیز عدم همراهی مردم، مهدی خزعلی هم از حرف خود کوتاه آمد و به گفته خود نه نامزد شد و نه رای داد (+). از آن سو دیدیم که محمد خاتمی با وجود اینکه شرایط ۳ گانه‌اش برآورده نشده بود، روز ۱۲ اسفند رفت و دور از انظار عمومی در دماوند (!) رای داد و حرکت خود را «رای به جمهوری اسلامی» و علت شرکت را «تلاش برای باز نگاه داشتن پنجره‌های اصلاح طلبی»، [بخوانید: تلاش برای حضور مجدد اصلاح طلبان در قدرت] معرفی کرد (+). از چند روز پیش دو خبر جدید و حائز اهمیت منتشر شد، ۱- درخواست مهدی خزعلی در سایتش برای حضور مردم در انتخابات و رای دادن به علی مطهری، با وجود همه اظهارات ضد ایرانی و طرز فکر شدیدا مذهبی و دفاعش از حجاب اجباری! و ۲- سخنان محمد رضا خباز از حزب اعتماد ملی که از عزم اصلاح طلبان برای مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ با محوریت خاتمی سخن گفته است (+).

این اتفاقات نشان میدهد که اصلاح طلبان بی توجه به تقلب بزرگ، سرکوب و کشتار مردم در خیابان و کهریزک، ادامه حصر موسوی، کروبی و رهنورد و احکام حبس طولانی مدت زندانیان سیاسی و عقیدتی در سه سال اخیر همچنان پایبند به دیکتاتوری ولایت فقیه هستند و به دنبال روزنه‌ای برای ورود مجدد در بدنه قدرت. در این میان آنها به دنبال این هستند که با فریفتن [دستکم] قسمتی از جنبش سبز و قانع کردن آنها برای شرکت در انتخابات فرمایشی دور دوم مجلس شورای اسلامی، پایگاه اجتماعی [نداشته] خود را به رخ حاکمیت کشانده و از آن به عنوان ابزار چانه زنی برای تسریع ورود مجدد خود در ساختار قدرت استفاده کنند. برخلاف ادعای مضحک مهدی خزعلی، خیلی مشخص و مبرهن است که حضور مردم در پای صندوق و رای دادن به علی مطهری به هیچ وجه نمیتواند اعتراض بر علیه حاکمیت تلقی شود و همچون طرح اسب تروا از پیش شکست خورده است زیرا از یک سو حاکمیت به سرعت با ابزارهای تبلیغاتی خود آن را تایید مشروعیت و محبوبیت خود تفسیر کرده و از سوی دیگر به راحتی میتواند آرا را به نفع فرد دیگری مهندسی کند [همانطور که قبلا میلیونها رای را جا به جا کرده است]. گمانه زنی‌ها درباره تلاش اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز زمانی به واقعیت نزدیکتر میشود که میبینیم امروز مجددا فراخوانی خطاب به «جنبش مدنی ایران» [جنبش سبز ؟] برای حضور در انتخابات فرمایشی و رای دادن به علی مطهری از سوی یکی دیگر از اصلاح طلبان یعنی «رحمت الله بیگدلی» در سایت مهدی خزعلی منتشر میشود تا این سایت را علنا تبدیل به ارگان تبلیغاتی ستاد علی مطهری و جولانگاهی برای فریب جنبش سبز و مصادره حضور احتمالی طرفداران آن در انتخابات به عنوان پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان، کرده باشد!

البته با توجه به هوشیاری مردم و سلب اعتماد از حاکمیت و اصلاح طلبان [به ویژه پس از رای دادن خاتمی]، پروژه حضرات از پیش شکست خورده به نظر میرسد، چه آنکه اکثریت قریب به اتفاق نظرات مردم در زیر دو مطلب سایت مهدی خزعلی اعتراضی و اعلام عدم حضور در انتخابات است.

مطالب مرتبط:

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

ابطال آرای حوزه انتخابیه دماوند معنادار و در حکم تو دهنی به اصلاح طلبان است!

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

چند بار از یک سوراخ باید گزیده شد؟! چند بار میخواهید از میان بد و بدتر، بد را انتخاب کنید؟ سال ۷۶ از ترس ناطق نوری، به محمد خاتمی رای داده شد! سال ۸۴ از میان بدتر هاشمی رفسنجانی، بد احمدی نژاد را انتخاب کردند! انتخابات مجلس و شوراها به همین ترتیب! حالا این بار زمزمه‌هایی از لزوم انتخاب بد علی مطهری از میان بدترها شنیده میشود و این بار مهدی خزعلی پیشقراول ماجرا شده است! این دعوت به حضور در انتخابات در شرایطی از سوی خزعلی صورت میگیرد که تقریبا برای اکثر مردم مشخص شده است که سیستم انتخابات کنونی در جمهوری اسلامی به دلیل رد صلاحیت گسترده، از همان ابتدا کاملا غیر دموکراتیک بوده و علاوه بر آن در آرای مردمی هم دست برده شده و تقلب‌های عمده‌ای صورت میگیرد به گونه‌ای که برندگان نهایی انتخابات نه با رای مردم و از طریق صندوق رای که از قبل و در بیت رهبری مشخص شده‌اند. واقعا برای من عجیب است چرا عده‌ای نمیتوانند [یا نمیخواهند؟!] این واقعیت را بپذیرند که در جمهوری اسلامی رای دادن یا ندادن آنها کوچکترین تاثیری در انتخاب شدن یا نشدن یک فرد نداشته و این ولی فقیه است که نهایتا تصمیم میگیرد اسم چه کسی از صندوق بیرون بیاید! شاید هم همه اینها را میدانند و مانند خاتمی میروند رای خود به جمهوری اسلامی را در صندوق بیندازند و از این طریق پایبندی خود به سیستم را اثبات کنند؟!

امروز مهدی خزعلی در وبلاگ خود مطلبی نوشته و از مردم دعوت کرده است که در دور دوم انتخابات مجلس که ۳ هفته دیگر برگزار میشود شرکت کرده و به علی مطهری رای دهند! تاکتیک به کار رفته همان تاکتیک رسانه‌های حکومتی مبنی بر جلب حضور مردم و گرم کردن تنور انتخابات حکومتی است منتهی تکنیک اندکی با آنها متفاوت آنهاست. خزعلی تحریم و عدم شرکت در انتخابات حکومتی را نشانه «رادیکالیسم و انفعال» دانسته و با نادیده گرفتن غیر آزاد بودن پروسه انتخابات و سابقه حکومت در مهندسی گسترده آرا از مردم دعوت میکند که به پای صندوق رای رفته و در اقدامی احمقانه از سوراخ مذکور مجددا نیش خورده و بسان گذشته، از میان بدترها، بد [یعنی علی مطهری] را انتخاب کنند!

وی مینویسد:

این بار بجای انفعال و تحریم، همه به پای صندوق های رای می رویم و با تک رای به «دکتر علی مطهری»، تنها صدای اعتراض مجلس هشتم را تایید می کنیم، این یک تلاش مدنی و یک اعتراض مسالمت آمیز است، ما همه نقد های خویش را به همه خطاهای جناح حاکم، در یک برگ تک رای به صندوق می اندازیم. ما با این تک رای به حبس و رد صلاحیت رقیب اعتراض می کنیم، به تعطیلی ۶۳ درصد اصول قانون اساسی اعتراض می کنیم، اگر نمی توانیم طبق اصل ۲۷ قانون اساسی تظاهرات مسالمت آمیز داشته باشیم، با انداختن یک تک رای به صندوق های تهران، راهپیمایی اعتراض آمیز خاموشی را سامان می دهیم!

مهدی خزعلی ادعا میکند که رای دادن به علی مطهری که به گفته او تنها صدای اعتراض مجلس هشتم بوده است، به منزله اعتراض به حاکمیت و تعطیلی قانون اساسی است. مشخص نیست بر چه اساس و منطقی او به چنین نتیجه‌ای رسیده است! مگر نه اینکه عدم شرکت مردم در انتخابات [انتصابات]، خود قوی‌ترین و رساترین فریاد اعتراضی است که هر فرد میتواند به غیر آزاد بودن انتخابات داشته باشد؟

علی مطهری کیست؟

علی مطهری اگر واقعا در چارچوب استانداردهای رژیم عمل نمیکرد و پایبند به حکومت و پیرو بی چون و چرای ولی فقیه نمیبود، اصولا از فیلتر شورای نگهبان رد نمیشد، مشابه بقیه باصلاحیت‌ها و آدم‌های مستقل همان اول کار رد صلاحیت میشد. علی مطهری همان فرد دگم و متحجری است که مردان را «چشم چران» خوانده و برای حجاب اجباری سینه چاک میکند به گونه‌ای که صدای اعتراض تاجزاده هم از داخل زندان بلند میشود (+ ، +). علی مطهری همان کسی است که با استناد به اینکه «عربی زبان دین ماست» به شدت به فرهنگستان زبان فارسی به خاطر تولید لغات جایگزین فارسی برای لغات عربی [فارسی سازی زبان] اعتراض میکند (+). علی مطهری همان کسی که به بهانه انتقاد از جریان انحرافی، به صحبت کردن از دو شخصیت ملی ایرانیان یعنی فردوسی و کوروش اعتراض کرده و از لزوم پرداختن به فرهنگ وارداتی و البته تحمیل شده اسلامی و دینی سخن میگوید (+)! یک چنین فرد متحجر، با تفکرات واپسگرا و البته ضد ایرانی تبدیل شده است به قهرمان عده‌ای و سنبل اعتراض به حاکمیت، به گونه‌ای که میخواهند بروند به او رای بدهند! واقعا مضحک و البته رقت‌انگیز است!

اصلا فرض کنید علی مطهری به مجلس راه یافت. مجلسی که خود هیچ کاره است و از خود هیچ اختیاری ندارد و فقط دنباله روی ولی فقیه بوده و به جز پیروی کورکورانه از بیت رهبری قدم از قدم نمیتواند بردارد، چه ارزشی دارد؟ چه چیزی را میخواهد تغییر دهد؟ کل مجلس بی اختیار است، یک نفر چکار میتواند بکند؟ البته که مثل مجلس هشتم، هیچ کار!

افسوس که عده‌ای متوجه نیستند یا شاید هم نمیخواهند متوجه بشوند؟! نمیدانم…!

مطالب مرتبط:

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

ابطال آرای حوزه انتخابیه دماوند معنادار و در حکم تو دهنی به اصلاح طلبان است!

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

مهدی خزعلی بالاخره پشت ضحاک را به خاک مالید

مهدی خزعلی آزاد شد

دکتر مهدی خزعلی که برای بار چندم و به دلایل واهی در دیماه امسال به زندان افتاده بود، از همان ابتدای بازداشت دست به اعتصاب غذا زد و علیرغم تحمل فشار جسمی و روحی زیاد در نتیجه حضور در سلول انفرادی، بازجویی های طاقت فرسا و حمله قلبی نهایتا موفق شد پس از ۷۰ روز اعتصاب غذای تر و خشک، پشت دیکتاتور را به خاک بمالد.

او با استقامت و اراده پولادین خود موفق شد خواست خود را بر حاکمیت جمهوری اسلامی تحمیل کرده و آنها را مجبور کند که او را آزاد کنند. او از همان زمان بازداشت گفته بود که تا زمان شهادت و به نشانه اعتراض، اعتصاب غذا خواهد کرد. این است قدرت اعتصاب غذا. این است قدرت اراده. زنده باد مهدی خزعلی و به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و نابودی جمهوری اسلامی در سال جدید!

مطلب قبلی:

مهدی خزعلی در اعتصاب غذا

مهدی خزعلی در اعتصاب غذا

مهدی خزعلی در اعتصاب غذاست.

دو هفته پیش مزدوران حکومت مهدی خزعلی را با ضرب و شتم شدید بازداشت کردند. از آن زمان تاکنون او در اعتصاب غذا به سر میبرد و اعلام کرده تا زمانیکه در زندان هست، اعتصاب غذای خودش را نخواهد شکست. جرم او ابراز عقیده است. حکومت به این دلیل با او چپ افتاده که او منتقد آنهاست، از طریق وبلاگش آنها را به چالش کشیده و به طور علنی اعلام کرده بود که در انتخابات فرمایشی اسفندماه شرکت نخواهد کرد. البته اولش قصد داشت نامزد بشه چون معتقد بود که با رد صلاحیت شدن توسط شورای نگهبان، «حقانیت» خودش را ثابت می‌کنه و هر برگ رد صلاحیت را «سند رسوایی انحصارطلبان» میدانست (+،+)، اما بعدش که با مخالفت اکثر خوانندگان وبلاگ مواجه شد، علنا اعلام کرد که نه تنها نامزد نشده که روز انتخابات حتی از خونه هم بیرون نمیاد! (+)

بدیهی است که مهدی خزعلی منتقد درون نظام است و هنوز بر این عقیده است که نظام کنونی اصلاح‌پذیر است. من با او در این موضوع هم‌عقیده نیستم و جمهوری اسلامی را غیر قابل اصلاح میدونم. اما نمیتونم سکوت کنم. نمیتونم ببینم یک وبلاگ‌نویس تنها به دلیل بیان آن چیزی که در ذهنش هست، به دلیل انتقاد و ابراز عقیده به زندان بیفته و مورد ضرب و شتم قرار بگیره.

از حمد و ثنا خوشم نمیاد، فقط خواستم بگم مهدی خزعلی در زندان هست و زندگیش در خطر! خسته‌ام از این همه بی‌تحرکی و رخوت، حالم بده از اینکه هیچ کاری نمیکنیم و فقط دست روی دست میگذاریم! بدم میاد از اینکه این همه بی‌عدالتی و ظلم را میبینیم و هیچ واکنشی نشون نمیدیم. یک گوشه نشستیم منتظریم بقیه یک کاری بکنند یا اینکه اصلا بی‌خیال داریم زندگیمون را میکنیم! غافل از اینکه این من و تو با هم هستیم که میتونیم ما بشیم. قطعا از یک نفر کاری برنمیاد. اگر هرکس به امید دیگری بشینه، هیچ کاری از پیش نخواهد رفت! رمز پیروزی اتحاد و عمل هست. تا ابد هم بشینیم برای زندانیان سیاسی پوستر و عکس بسازیم، لینک و کامنت بگذاریم، لایک بزنیم، به رژیم فحش بدهیم، اما در بیرون خونه هیچ کاری نکنیم، چیزی درست نمیشه!

توضیح: لینکها به وبسایت مهدی خزعلی باز نمیشوند، احتمالا چون حکومت به طریقی وبسایت او را از دسترس خارج کرده است.

دو مطلب من خطاب به مهدی خزعلی پیش از بازداشت:

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

با شرکت در انتخابات فرمایشی، تنور انتخابات را برای حکومت جنایتکار گرم نکنیم!

دو روز پیش در واکنش به فراخوان دکتر مهدی خزعلی مبنی بر لزوم نامزد شدن همه «بی صلاحیت‌ها» در انتخابات پیش رو، مطلبی نوشته و حضور در انتخابات را زمینه‌سازی برای سوء استفاده حکومت دانسته بودم. در پاسخ آقای خزعلی مطلبی در وبلاگ خود منتشر کردند. در زیر جوابیه من به آن مطلب ارائه میشود:

دکتر جان سلام، ممنون از پاسخ شما.

آقای خزعلی عزیز، بسیاری از مواردی که شما عنوان میکنید بیشتر حالت شعاری دارند. برخی از آنها هم به شدت ایده‌آل گرایانه هستند و با واقعیت میدان سیاسی حال حاضر ایران فاصله زیادی دارند. مثلا نوشته‌اید:

من با انفعال مخالفم، با تحریم مشکل ما حل نمی شود، من مبارزه با جناح انحصارطلب را در همه صحنه‌ها و میدان‌ها، توصیه می کنم،

بسیار عالی است. من هم با انفعال مخالفم. برای همین هم بر خلاف سالهای قبل در انتخابات سال ۸۸ شرکت کردم. چرا که هنوز اندک امیدی داشتم که امکان اصلاح رژیم وجود دارد. اما وقتی آن تقلب گسترده و سرکوب وحشیانه مردم پس از آن را دیدم، دیگر مطمئن شدم که این رژیم اصلاح‌شدنی نیست! چطور میخواهیم رژیمی را اصلاح کنیم که هیچ ابایی از انجام هر نوع جنایت ندارد؟ دکتر جان آیا عاملان و آمران مرگ بیش از ۷۵ شهید جنبش سبز مجازات شدند؟ سرانجام گزارش مجلس در مورد قاضی مرتضوی چه شد؟ آیا او مجازات شد؟! پس با چه رویی در انتخابات مشارکت کنیم؟!

مگر نه اینکه خامنه‌ای مسئول مستقیم شکنجه‌ها و سرکوب‌های صورت گرفته است؟ مگر نه اینکه او ولی فقیه و رهبر کنونی انقلاب است؟ مگر نه اینکه طبق نص صریح قانون نماینده مجلس باید التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه داشته باشد؟ (+) مگر نه اینکه التزام عملی به معنی پذیرش بی چون و چرا است؟ خامنه‌ای گفت که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است! او اعتراض‌های پس از انتخابات را فتنه نامید. در نظر او معترضان همه عامل بیگانه، بی‌بصیرت و فریب‌خورده بودند!  ماههاست که موسوی و کروبی به دستور مستقیم او در حصر هستند. نخبگان سیاسی و منتقدین در زندان‌های قوه قضاییه‌ای هستند که رییس آن مستقیما از سوی رهبری منصوب میشود!  آیا شما با بیانات و عملکرد خامنه‌ای موافقید؟ اگر نیستید پس شما التزام عملی به ولایت فقیه ندارید! یعنی بر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصولا انسانهای با وجدان و با شرف صلاحیت نماینده شدن در مجلس را ندارند!

آقای خزعلی، هدفم از این حرفها این است که به شما نشان دهم که مشکل ریشه‌ای تر و عمیق‌تر از این حرفهاست. مشکل از قانون اساسی است. قانون اساسی که دیکتاتور پرور است! قانون اساسی که اختیارات فراقانونی نظیر حکم حکومتی را به رهبر داده است! قانون اساسی که اختیاراتی نظیر نظارت استصوابی را به شورای نگهبان داده است؛ شورای نگهبانی که میتواند مصوبه مجلس را رد کند! یعنی چند نفر منصوب شده از سوی رهبر، میتوانند نظر چند صد نماینده که با رای مردم انتخاب شده‌اند را رد کنند! به همین راحتی!

گفته‌اید «با تحریم مشکل ما حل نمیشود». درست است اما با نامزد شدن و تحریم نکردن چه؟ فرض بگیرید که به دروغ مدعی شدید که التزام عملی به ولایت فقیه دارید و نامزد شدید و از فیلتر شورای نگهبان رد شدید و فرض محال بگیرید تقلبی هم صورت نگرفت و رای آوردید و رسما نماینده مجلس شدید. خوب یک ساز ناکوک در مجلسی فرمایشی چکار میتواند بکند؟ مگر نه اینکه تصویب مصوبات و طرح‌ها به رای اکثریت نمایندگان نیاز دارد؟ اصلا فرض محال بگیرید که سیستم نظارت استصوابی شورای نگهبان از کار افتاده بود و جمهوری اسلامی تقلب کردن و دست بردن در آرا را هم فراموش کرده بود و تعداد نمایندگان منتقد در داخل مجلس زیاد بود! دیگر مجلسی قوی‌تر از مجلس ششم متشکل از دو سوم نماینده منتقد و اصلاح‌طلب که تشکیل نمیشود! اگر به خاطر داشته باشید بیش از ۷۵ درصد مصوبات مجلس ششم با ایراد واهی «مغایرت با قانون اساسی» توسط شورای نگهبان منصوب خامنه‌ای رد شد. آیا حکم حکومتی خامنه‌ای به آن مجلس مبنی بر توقف بازنگری قانون اصلاح مطبوعات را به خاطر دارید؟ با این اوصاف شما به عنوان یک نماینده منتقد تنها میتوانید در نطق پیش از دستور نظرات خود را بگویید. تازه در همان نطق هم اگر پا را فراتر از خط  قرمزها بگذارید رادیو صدای شما را پخش نخواهد کرد! روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌ها هم که همه در دست حکومت و سپاه است! حتی ممکن است به خاطر ابراز نظرات خود به زندان بیفتید زیرا اخیرا و با تصویب طرح «نظارت بر نمایندگان» عملا مصونیت قانونی نمایندگان مجلس از تعقیب قضایی از بین رفته است!

با این حساب قطعا ضرر شرکت در انتخابات و داغ کردن تنور آن برای حکومت، به مراتب بیشتر از سود احتمالی در نتیجه ورود عده معدودی نماینده «غیر خودی» به داخل مجلسی تماما فرمایشی و مطیع رهبری و یا سود ناشی از رد صلاحیت گسترده و بی‌آبرو‌ شدن هرچه بیشتر حکومت میباشد. خوشبختانه امروز در خبرها آمده بود که شمار نامزدهای ثبت نام کرده به مراتب کمتر از دوره‌های قبلی بوده و از سوی اصلاح‌‌طلبان تنها عده‌ای معدود همچون تابش و یا اعلمی آن هم به صورت مستقل نامزد شده‌اند. البته آنها هم به احتمال زیاد رد صلاحیت خواهند شد!

نوشته‌اید:

مگر سلطنت‌طلب‌ها که 33 سال تحریم کردند به کجا رسیدند؟  کسانی که دهه 60 از قطار انقلاب پیاده شدند نیز سه دهه از حربه تحریم استفاده کردند!  آزموده را آزمودن خطاست، ما نمی خواهیم قطار انقلاب و نظام را به دست حرامیان و دزدان و رهزنان بسپاریم، ما در قطار می مانیم و می جنگیم و حرامیان و دزدان را بیرون می اندازیم.

آقای خزعلی عزیز، قطار انقلاب سالهاست که به بیراهه رفته است. در حقیقت به نظر من قطار انقلاب از همان زمانی که خلخالی ملعون با چراغ سبز خمینی بیرحمانه افراد زیادی را به قتل رسانید، از مسیر خود منحرف شد و هنوز که هنوز است به مسیر اصلی برنگشته است. مردم ایران برای به روی کار آمدن یک دیکتاتور دیگر به جای دیکتاتور قبلی انقلاب نکرده بودند! مردم ایران برای رسیدن به حکومتی دموکراتیک که در آن قانون برای همه برابر است، که در آن از فساد و دزدی از بیت‌المال خبری نیست، که در آن مملکت به تاراج نمیرود انقلاب کرده بودند. نه برای اینکه دزدی و دیکتاتوری در لوای سلطنت و اشرافیت به دزدان و جانیان در لباس دین و مذهب تغییر یابد!

آقای خزعلی! قطار انقلاب ترمز بریده است! اکنون قطار انقلاب با همه سرنشینان جنایتکار و فاسد خود با حرکتی شتابان در حال سقوط به زباله‌دان تاریخ است، خودتان را از آن قطار بیرون بیندازید و به جمع آزادی خواهان وطن بپیوندید!

در بخشی از مطلب خود نوشته‌اید:

من هر برگه رد صلاحیت را سندی متقن بر رسوایی انحصارطلبان می دانم، پس  داشتن 300 برگه رد صلاحیت، سندی محکمه پسند برای طرح دعاوی در مراجع قانونی است،

دکتر جان کدام مراجع قانونی؟! از چه سخن میگویید؟! وقتی میگویم سخنان شما شعاری است و با واقعیت فاصله دارد به همین خاطر است! مگر ما مراجع قانونی و قوه قضاییه مستقل و منصف داریم که بشود به آنجا اعتراض برد و نتیجه‌ای گرفت؟! مگر عاملان و آمران قتلهای زنجیره‌ای، فاجعه کوی دانشگاه سال ۷۸، کشتارهای سال ۸۸ و جانیان و تجاوزگران زندان کهریزک به مجازات رسیدند؟ شما به چه دلخوش کرده‌اید؟! وقتی نخست وزیر و رییس مجلس سابق همین نظام که معتقد به قانون اساسی و اصول این نظام هستند، بیش از ۳۰۰ روز است که بدون حکم دادگاه، جابرانه در حصر هست، وقتی که قائم مقام رهبری همین نظام تنها به دستور رهبر حکومت و بدون هیچ دادگاهی چندین سال در حصر خانگی بود، دادگاه کدام است؟ مراجع قانونی چیست؟!

در نهایت پیشنهاد من این است که به جای تحریم منفعلانه، انتخابات را فعالانه تحریم کنیم! یعنی اینکه از فضای نسبتا باز سیاسی که معمولا حکومت اندک زمانی قبل از هر انتخابات و برای تحریک مردم به شرکت فعال‌تر در انتخابات ایجاد میکند حداکثر استفاده را ببریم و مثل بهمن و اسفند سال گذشته آکسیون‌هایی را برنامه‌ریزی کنیم. همچنین پیشنهاد میکنم که در روز انتخابات به جای نشستن در خانه‌ها، در مکانی غیر از مکان‌های اخذ رای جمع شویم، عکس و فیلم بگیریم و نشان دهیم که در انتخابات شرکت نکرده‌ایم! البته حتما بایستی این مکان‌ها را از طریق شبکه‌های اجتماعی از چند روز قبل اطلاع‌رسانی کنیم. مطمئنا تحریم فعال، منفعلانه نیست، بلکه نوعی مبارزه مدنی و بسیار اثرگذار است.

دکتر جان پیام همسر شهید همت را خوانده‌اید؟

کلمه به نقل از او نوشته:

چون در انتخابات سال ۸۸ به شعور من توهین شده و بی بصیرت هستم و غیر خودی بعد از ۳۳ سال در انتخابات شر کت نمی کنم.

آقای خزعلی عزیز سپاس از وقتی که گذاشتید. برای شما سلامتی و بهروزی آرزو میکنم.

ارادتمند،

آلفرد

————-

پی‌نوشت: این مطلب پیش از اعلام عدم نامزدی دکتر خزعلی در انتخابات نوشته شده بود.

مطلب مرتبط:

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

تقلب در انتخابات

دکتر مهدی خزعلی منتقد حکومت در وبلاگ شخصی خود مطلبی با عنوان «همه بی‌صلاحیت‌ها کاندیدا شوند» نگاشته است. او در این مطلب خود از همه به اصطلاح رانده‌شدگان، «غیر خودی‌ها» و به طور کلی مغضوبین حکومت خواسته است که نامزد انتخابات مجلس شوند تا حکومت آنها را رد صلاحیت کند و بدین سو هرچه بیشتر رسوا شود.

به نظر من این پیشنهاد خطرناکی است که میتواند مورد سوء استفاده حکومت قرار بگیرد. ما با حکومتی طرف هستیم که پایبند به هیچ نوع ضوابط اخلاقی نیست و به راحتی دست به تقلب و سوء استفاده میزند. رد صلاحیت گسترده اگرچه به ضرر حکومت است و آبروی نداشته او را بیش از پیش بر باد خواهد داد اما حکومت از نامزد شدن غیر خودی‌ها میتواند به دو شیوه سود بزرگی ببرد:

 ۱- حکومت میتواند با تبلیغات وسیع در رسانه‌ها اینطور به مردم القا کند که مخالفان و منتقدین حکومت از راه قبلی خود برگشته‌اند، پشیمان شده و فهمیده‌اند که اشتباه کرده و در نتیجه نامزد شده‌اند. این مورد موجب سرخوردگی مردم (به هر حال عده زیادی از مردم ممکن است از هدف واقعی امثال خزعلی آگاه نباشند) و ناامید شدن از جنبش و حرکت‌های اعتراضی آینده و نیز بدبین شدن نسبت به مبارزان سیاسی شود.

 ۲- در صورت نامزد شدن عده زیادی از مخالفان و منتقدان، حکومت ممکن است سوء استفاده بزرگتری بکند. ممکن است برای ترغیب مردم برای حضور، آنها را تایید صلاحیت کند و پس از حضور مردم در پای صندوق‌های رای و بهره‌برداری سیاسی از آن، دست به تقلب گسترده بزند و نامزدهای خودی را به عنوان برنده معرفی کند! در این حالت حکومت نه تنها از حضور مردم در پای صندوق‌ها استفاده به مطلوب کرده، بلکه افراد غیر خودی را هم با تقلب، بازدنده انتخابات و بدون پایگاه مردمی معرفی میکند. چیزی که به شدت به ضرر مبارزان سیاسی و مخالفان است.

در کل به نظر میرسد که نباید چنین ریسک بزرگی کرد و حتی با هدف رد صلاحیت گسترده هم نباید نامزد انتخابات شد و خود را بازیچه دست حکومت قرار داد؛ حکومتی که به هیچ ضابطه اخلاقی پایبند نیست و ممکن است بیشترین سوء استفاده‌ها را از این حرکت بکند. تنها تحریم کامل و اعلام علنی اینکه به دلیل تقلب، در زندان بودن مبارزان سیاسی و سرکوب مردم در جریان اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸ دست به تحریم کامل انتخابات زده‌ایم، میتواند به طور کامل به ضرر حکومت تمام شود و حضور مردم را کاهش دهد.

مسوولیت آیت الله موسوی اردبیلی به عنوان رییس وقت قوه قضاییه در اعدام های سال ۶۷

دو روز پیش سایت جرس (لینک) به نقل از وبسایت شخصی دکتر مهدی خزعلی (لینک) نوشته بود که آیت الله عبدالکریم موسوی اردبیلی در دیدار با مهدی خزعلی گفته است که «مخالف اعدام های سال ۶۷ بوده و در آن اعدام ها دخالتی نداشته است».

درست است که آیت الله خمینی دستور انجام آن جنایتها را صادر و نیری (قاضی شرع)، اشراقی (دادستان وقت تهران) و پورمحمدی (نماینده وزارت اطلاعات) مامور دستچین کردن و اجرای اعدام مجاهدین حاضر در زندانها بوده اند. اما جناب آیت الله، شما یک فرد عادی نبوده اید که ادعا میکنید هیچ دخالتی نداشته اید! آیا جنابعالی به عنوان رییس وقت قوه قضاییه (رییس شورای عالی قضایی) و رییس دیوان عالی کشور نمیتوانستید کاری انجام دهید یا حداقل مخالفت و اعتراض خود را نشان دهید؟! به هر حال فرق است میان کسی مثل شما که به خاطر حفظ پست و مقام، دم فرو میبندد و اعتراض نمیکند با مثلا آیت الله منتظری که به عالیترین پست جمهوری اسلامی یعنی مقام رهبری پشت پا زد و آزادانه به آن جنایت ها اعتراض کرد و فریاد برآورد.

جناب موسوی اردبیلی، شما نمیتوانید ادعا کنید که در آن اعدام ها دخالتی نداشته اید. بواسطه ریاست بر قوه قضاییه، در کنار آمران و عاملان آن جنایت ها، شما نیز مسوول هستید و باید جواب پس بدهید. از آنجاییکه هر پست و مقامی در کنار امتیاز و قدرت مسوولیتی به همراه می آورد، اساسا همه مسوولان عالیرتبه جمهوری اسلامی در زمان اعدام های سال ۶۷ مسوول هستند و بایستی پاسخگو باشند.

در زیر و برای یادآوری، متن دستور آیت الله خمینی به اجرای اعدام های سال ۶۷ و نیز تصویر پشت نامه مذکور و پرسش احمد خمینی از پدرش در مورد تماس تلفنی آیت الله موسوی اردبیلی راجع به اعدام های سال ۶۷ که از کتاب خاطرات آیت الله منتظری برداشت شده است، ارائه میشود:

متن نامه خمینی / نامه بدون تاریخ که دستور قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ را صادر میکند:
«بسم ‏الله ‏الرحمن ‏الرحيم‏
از آنجا كه منافقين خائن به هيچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه میگويند از روى حيله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پيدا كرده ‏اند، و با توجه به محارب ‏بودن آنها و جنگهاى كلاسيک آنها در شمال و غرب و جنوب كشور با همكاريهاى حزب بعث عراق و نيز جاسوسى آنان براى صدام عليه ملت مسلمان ما، و با توجه به ارتباط آنان با استكبار جهانى و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتداى تشكيل نظام جمهورى اسلامى تاكنون، كسانى كه در زندانهاى سراسر كشور بر سر موضع نفاق خود پافشارى كرده و میكنند محارب و محكوم به اعدام میباشند و تشخيص موضوع نيز در تهران با راى اكثريت آقايان حجت السلام نيرى دامت ‏افاضاته (قاضى شرع) و جناب آقاى اشراقى (دادستان تهران) و نماينده ‏اى از وزارت اطلاعات میباشد، اگر چه احتياط در اجماع است، و همين طور در زندانهاى مراكز استان كشور راى اكثريت آقايان قاضى شرع، دادستان انقلاب و يا داديار و نماينده وزارت اطلاعات لازم ‏الاتباع می‏باشد، رحم بر محاربين ساده ‏انديشى است، قاطعيت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول ترديد ناپذير نظام اسلامى است، اميدوارم با خشم و كينه انقلابى خود نسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوند متعال را جلب نمائيد، آقايانى كه تشخيص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شك و ترديد نكنند و سعى كنند [اشداء على الكفار] باشند. ترديد در مسائل قضائى اسلام انقلابى ناديده ‏گرفتن خون پاك و مطهر شهدا میباشد. والسلام.
روح ‏الله الموسوى الخمينى»

در پشت نامه بالا احمد پسر خمینی نوشته است:
«پدر بزرگوار حضرت امام مد ظله ‏العالى‏
پس از عرض سلام، آيت ‏الله موسوى ‏اردبيلى در مورد حكم اخير حضرتعالى درباره منافقين ابهاماتى داشته ‏اند كه تلفنى در سه سوال مطرح كردند:
۱- آيا اين حكم مربوط به آنهاست كه در زندانها بوده‏ اند و محاكمه شده ‏اند و محكوم به اعدام گشته ‏اند ولى تغيير موضع نداده‏ اند و هنوز هم حكم در مورد آنها اجرانشده است، يا آنهايى كه حتى محاكمه هم نشده ‏اند محكوم به اعدامند؟
۲- آيا منافقين كه محكوم به زندان محدود شده‏ اند و مقدارى از زندانشان را هم كشيده ‏اند ولى بر سرموضع نفاق مى‏باشند محكوم به اعدام می‏باشند؟
۳- در مورد رسيدگى به وضع منافقين آيا پرونده‏ هاى منافقينى كه در شهرستانهائى كه خود استقلال قضائى دارند و تابع مركز استان نيستند بايد به مركز استان ارسال گردد يا خود مى‏توانند مستقلا عمل كنند؟
فرزند شما، احمد “

زير اين نامه و در جواب احمد، خمینی نوشته است:
” بسمه ‏تعالى‏
در تمام موارد فوق هر كس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حكمش اعدام است، سريعا دشمنان اسلام را نابود كنيد، در مورد رسيدگى به وضع پرونده‏ ها در هر صورت كه حكم سريعتر انجام گردد همان مورد نظر است.»

تصویر پشت نامه مذکور (پرسش احمد خمینی از پدرش در مورد تماس تلفنی آیت الله موسوی اردبیلی رییس وقت قوه قضاییه در مورد اعدام ها):

دستور خمینی به اعدام های سال ۶۷

دستور خمینی به اعدام های سال ۶۷

منبع عکس و مکاتبات: کتاب خاطرات آیت الله حسینعلی منتظری

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: