بایگانی برچسب‌ها: مصطفی احمدی روشن

آقای جمهوری اسلامی، بالاخره اصغر فرهادی حرف سیاسی بزند یا نزند؟!

بر کسی پوشیده نیست که برخلاف عموم مردم ایران، هواداران رژیم و رسانه‌های وابسته به آن نه تنها از موفقیت‌های چشمگیر فیلم جدایی نادر از سیمین اثر اصغر فرهادی خوشحال نشدند که ناراحتی و بغض خود را به طور علنی بروز دادند. در نظر این عده، جدایی نادر از سیمین از یک سو به دلیل ترسیم چشم اندازی تاریک از زندگی در ایران و از سوی دیگر به دلیل حمایت کارگردان آن از اعتراضات گسترده پس از انتخابات، مورد توجه ویژه منتقدین سینمایی و انجمن‌های فیلم غربی و هالیوودی قرار گرفته است. به همین دلیل و به ویژه در ۲ هفته اخیر پس از دریافت جایزه معتبر گلدن گلوب، اصغر فرهادی مورد هجمه سهمگین رسانه‌های حکومتی و هواداران رژیم قرار گرفته و انواع تهمت‌ها و توهین‌ها به وی نسبت داده شده است (نمونه: + ، +). فقط کم مانده است که وی را جاسوس آمریکا و اسرائیل بنامند!

اما امروز در فاصله کمتر از چهار هفته مانده به مراسم اسکار، رسانه‌های حکومتی که شانس فرهادی در برنده شدن اسکار را بالا ارزیابی میکنند، در حرکتی هماهنگ در صدد تعیین تکلیف برای او برآمده و از وی خواسته‌اند که موقع حضور بر روی سن جهت دریافت جایزه اظهار نظری سیاسی کرده و ترور اخیر یکی از دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای ایران را محکوم کند! در مطلبی که سایتهای حکومتی به شکل یکسان منتشر کرده‌اند، به اقدام مارلون براندو در عدم پذیرش جایزه اسکار خود برای فیلم پدر خوانده در سال ۱۹۷۳ (*) اشاره شده است (+ ، +).

نکته اول اینکه همانطور که در بیانیه مارلون براندو به رسانه‌ها در آن زمان هم گفته شده است، عدم پذیرش اسکار توسط او اقدامی نمادین جهت اعتراض به بدرفتاریها و برخوردهای نژادپرستانه با بومیان سرخپوست آمریکا در صنعت فیلم هالیوود و نیز در داخل جامعه آمریکا و دولت آن کشور بوده است. لذا اقدام براندو مربوط به یک موضوع اجتماعی بوده و غیر مرتبط با هالیوود نبوده است زیرا در آن زمان فیلمهای متعددی ساخته میشد که اغلب چهره سرخپوستان را بد و منفی ترسیم میکرد.

حال آنکه صحبت کردن از ترور یک فرد غیر آمریکایی به ویژه در میان عده‌ای هنرمند اغلب آمریکایی، اقدامی سیاسی و اصولا عجیب و خارج از کانتکست (موضوع) است زیرا از یک سو دلیل و مدرک محکمه پسندی وجود ندارد که دولت آمریکا مسئول آن ترور بوده است و دیگر اینکه اساسا انجمن علوم و هنرهای تصویری متحرک که سالانه جوایز اسکار را اهدا میکند، موسسه‌ای غیر انتفاعی و متشکل از ۶۰۰۰ متخصص فیلم و سینماست و هیچ ربطی به دولت آمریکا ندارد. برندگان اسکار با رای این افراد انتخاب میشوند.

نکته دوم اینکه واقعا وقاحت رژیم و مزدوران آن حد و مرزی ندارد! همین سال گذشته اصغر فرهادی در چهاردهمین جشن خانه سینما تنها به دلیل نام بردن از چند هنرمند مورد غضب حکومت، از سوی کیهان «هتاک» خوانده شده و پروانه ساخت فیلم در حال فیلمبرداری‌اش (که اتفاقا همین فیلم جدایی نادر از سیمین بود)، به دلیل «سخنان ساختارشکنانه» به طور موقت لغو شده بود (+). در آن مراسم اصغر فرهادی گدته بود:

ای کاش وضع مملکت طوری شود که گلشیفته (فراهانی) بتواند برگردد، امیدوارم که بهرام بیضایی برگردد، امیر نادری بتواند در ایران فیلم بسازد و امیدوارم که جعفر پناهی هم بتواند در ایران فیلم بسازد.

حکومتی که ظرفیت تحمل اظهارات دلسوزانه یک فیلمساز درباره همکارانش را ندارد و او را به ظن خودشان به دلیل «اظهارات سیاسی» و به اصطلاح «ناجور» مورد فشار قرار میدهند، حالا به شکلی بیشرمانه از او انتظار دارند که در مراسم اسکار اظهار نظری سیاسی کرده و در جمع عده ای بازیگر، تهیه کننده و فیلمساز از کشته شدن یک دست‌اندرکار هسته‌ای ایران سخن بگوید! البته اینگونه رفتارهای متناقض از حکومت عجیب نیست. در نظر این حکومت هیچ کسی نباید کاری بکند، مگر آنکه مطابق با خواست و منویات و یا منافع آنها باشد وگرنه هرگونه اظهار نظر یا رفتار غیر منطبق با چهارچوبهای تنگ آنان، میتواند به لغو پروانه فعالیت، ممنوع التصویر شدن، ممنوع الخروج شدن و یا زندان منجر شود! چیزی که دقیقا عملکرد دیکتاتورگونه حکومت را نشان میدهد!

*: سایتهای حکومتی سالی که مارلون براندو جایزه اسکار خود را نپذیرفت را ۱۹۷۲ ذکر کرده اند که اشتباه است. عدد صحیح ۱۹۷۳ است.

مطالب مرتبط:

جدایی نادر از سیمین برنده جایزه گلدن گلوب؛ ستایش از اصغر فرهادی برای شاد کردن میلیونها ایرانی

تصویر؛ سوزش مزدوران رژیم از دریافت جایزه گلدن گلوب توسط اصغر فرهادی

چه کسی دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای ایران را ترور میکند و چرا؟

ترور مصطفی احمدی روشن معاون بازرگانی تاسیسات هسته‌ای نطنز جدیدترین نمونه از زنجیره ترور دستندرکاران برنامه هسته‌ای ایران در سالهای اخیر میباشد. در عرض دو سال گذشته پنج مورد ترور به شکلی مشابه و با چسباندن بمب مغناطیسی به خودروی فرد مورد حمله انجام شده که در چهار مورد به مرگ فرد مورد نظر انجامیده است. پرسشی که مطرح میشود این است که چه کسی این حملات را انجام میدهد و چرا؟ انگیزه چنین کاری چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید ببینیم چه گروهی از کشته شدن این افراد سود میبرد. سه مظنون احتمالی عبارتند از: ۱- اسرائیل و کشورهای غربی، ۲- گروههای داخلی مخالف جمهوری اسلامی و ۳- خود جمهوری اسلامی.

با توجه به دقت به کار رفته در انجام این عملیات‌ها و برنامه‌ریزی صورت گرفته از سوی مهاجمان که نیازمند دانستن موقعیت فرد مورد حمله، جزییات رفت و آمد و زمانهایی که او از خودرو استفاده میکند و نیز دسترسی مهاجمان به بمب‌های ساعتی میباشد، احتمال دست داشتن گروه دوم به تنهایی در انجام این ترورها منتفی است. تنها نیروهای اطلاعاتی کشورهای خارجی از جمله موساد و نیز وزارت اطلاعات خود جمهوری اسلامی هستند که میتوانند چنین عملیات‌هایی را به دقت انجام دهند.

خوب حالا ببینیم جمهوری اسلامی چه اهدافی میتواند از این ترورها داشته باشد و اسرائیل چه اهدافی.

— چند احتمال وجود دارد که وقوع این ترورها را برای جمهوری اسلامی موجه نماید:

۱- ممکن است جمهوری اسلامی در زمانهای مخلتف متوجه میشود که افرادی در داخل برنامه هسته‌ایش هستند که جاسوس هستند و با بیگانه ارتباط دارند و لذا اقدام به حذف فیزیکی آنها میکند. این احتمال منطقی است، منتهی مشکل این احتمال این است که لزومی ندارد وزارت اطلاعات برای حذف جاسوس‌های نفوذی اقدام به بمب گذاری در ماشین آنها و ایجاد سر و صدای زیاد بنماید! میتوانند جاسوس های احتمالی را در خفا و بی سر و صدا و مثلا با تزریق آمپول هوا به قتل برسانند و بعدا عنوان کنند که فرد مذکور بر اثر سکته مرده است. اینطوری به وجهه خودشان هم صدمه‌ای وارد نمیشود.

۲- برخی به ویژه در میان اپوزیسیون احتمال میدهند که جمهوری اسلامی به عمد و جهت هیاهوی تبلیغاتی برای مصرف داخلی این افراد نه چندان مهم را به قتل میرساند تا به قول معروف مظلوم‌نمایی کند و بگوید که کشور تحت تهدید دشمن است، دشمن هر کاری میکند تا ما به اهداف هسته‌ای خود نرسیم. علاوه بر این با امنیتی کردن شرایط میتوانند به اهداف خاص خود برسند.

این احتمال منطقی نیست زیرا ضررهایی که از ترورهای اینگونه با بمب، وسط شهر و با سر و صدای زیاد نصیب جمهوری اسلامی میشود به مراتب از مزایای آن بیشتر است. اولا چرا جمهوری اسلامی باید متخصصان خود را به قتل برساند؟! دوما فضا که در حال حاضر به شدت امنیتی است. حتی اگر جمهوری اسلامی به دنبال تشدید این فضای امنیتی باشد هم لزومی ندارد که در وسط شهر تهران با بمب به هدف برسد، میتواند مثلا خمپاره‌ای را در یکی از شهرهای مرزی منفجر کند و بگوید از بیرون مرز و توسط گروههای جدایی طلب یا دشمنان شلیک شده بود! وقوع این ترورهای پر سر و صدا و با بمب وسط شهر موجب ترس و وحشت متخصصان درگیر در برنامه هسته‌ای میشود، پای کسانی که میخواهد به این برنامه بپیوندند را لرزان کرده و از طرفی جمهوری اسلامی را فاقد ثبات و نیروهای امنیتی آن را بی عرضه و فاقد مهارت نشان میدهد چرا که برای چندمین بار بمبی در وسط شهر منفجر میشود بدون آنکه اینها بتوانند جلوی آن را بگیرند. لذا این احتمال هم منطقی نیست.

— با توجه به دقت عملیات و منافع، تنها احتمال منطقی دخالت سرویس‌های اطلاعاتی خارجی به ویژه موساد در این ترورهاست. منتهی از آنجایی که حضور فیزیکی ماموران مستقیم این سرویس‌ها در ایران بسیار دشوار است و افراد آنها آشنایی خوبی با منطقه انجام ترور ندارند، به احتمال قریب به یقین این ترورها توسط گروههای داخلی مخالف رژیم و با هماهنگی و کمک اطلاعاتی سرویس‌های اطلاعاتی خارجی صورت میگیرد. از جمله گروههای احتمالی درگیر در این ترورها میتوان به مجاهدین خلق، کردها و یا بلوچ‌های جدایی طلب اشاره کرد.

روزنامه فیگارو در گزارشی به نقل از منابع اطلاعاتی احتمال دخالت کردهای جدایی طلب مخالف جمهوری اسلامی که توسط موساد در منطقه کردستان تحت کنترل عراق تعلیم دیده‌اند را مطرح کرده است. این روزنامه مدعی شده است که: «سرویس جاسوسی اسرائیل عده‌ای از مخالفان جمهوری اسلامی از کردستان عراق را استخدام کرده تا به جمع‌آوری اطلاعات درباره برنامه هسته‌ای ایران و هدف قرار دادن متخصصان این کشور اقدام کنند (+)». همچنین گاردین گزارش کرده است که بنی گانتز فرمانده ارتش اسرائیل تنها یک روز پیش از انجام ترور اخیر به یک کمیته در پارلمان آن کشور گفته بوده است که سال ۲۰۱۲ برای ایران سالی بحرانی خواهد بود که در آن «وقایعی غیر عادی» رخ خواهد داد (+).

به نظر میرسد که انجام این ترورها در ادامه جنگ پنهانی علیه جمهوری اسلامی میباشد که از دو سال پیش و با ساخت ویروس استاکس‌نت و نفوذ آن به داخل شبکه کامپیوتری برنامه هسته‌ای ایران شروع و در ادامه به وقوع انفجارهای متعدد در تاسیسات هسته‌ای و موشکی ایران در چند ماه اخیر کشیده شد.

در نهایت موارد زیر را میتوان به عنوان اهداف و انگیزه احتمالی سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) از انجام این ترورها با کمک گروهی از مخالفین داخلی جمهوری اسلامی مطرح نمود:

 ۱- صدمه به برنامه هسته‌ای ایران و کند کردن پیشرفت کار آن جهت خرید زمان برای پیش بردن دیپلماسی یا تعویق حمله نظامی.

۲- ایجاد فضای رعب و وحشت در میان دستندرکاران برنامه هسته‌ای ایران و افزایش هزینه فعالیت در این زمینه برای آنها.

۳- کاهش شمار محققان احتمالی که قصد پیوستن به برنامه هسته‌ای ایران را دارند، از طریق ایجاد فضای رعب و وحشت.

۴- نشان دادن ایران به عنوانی کشوری بی ثبات، ضعیف نشان دادن نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به عنوان سرویس اطلاعاتی که توانایی جلوگیری از وقوع چندباره این ترورها در وسط پایتخت را نداشته است.

۵- جلوگیری و یا به تعویق انداختن دستیابی ایران به دانش روشهای جدید غنی‌سازی اورانیوم به غیر از سانتریفیوژ گاز (توضیح: الجزیره  گزارش داده است که مصطفی احمدی روشن فرد ترور شده اخیر بر روی پروژه‌ای در ارتباط با ساخت غشاهای پلیمری برای جدایش گاز فعالیت میکرده است. به گزارش استراتفور نفوذ گاز در کنار سانتریفیوژ گاز، دو روش عمده غنی‌سازی اورانیوم میباشند.)

۶- تحریک جمهوری اسلامی به اقدام متقابل جهت تلافی کردن ترورها به منظور مجاب کردن کشورهای غربی به ویژه آمریکا به حمله نظامی علیه ایران.

مطلب مرتبط:

آیا اسرائیل پشت ماجرای ترور مصطفی احمدی روشن است؟

آیا اسرائیل پشت ماجرای ترور مصطفی احمدی روشن است؟

اگرچه موضع رسمی اسرائیل همچون همیشه اتخاذ سیاست لاپوشانی و ایهام کلامی بوده است اما تحلیگران معتقدند که به احتمال زیاد موساد با هماهنگی دیگر سرویس‌های اطلاعاتی خارجی به قصد افزایش فشار بر جمهوری اسلامی، دست به این ترور زده است. همچنین آنها معتقدند که با محاسبات موجود انجام این کار از سوی اسرائیل منطقی به نظر میرسد.

میر الرام تحلیگر ارشد در موسسه مطالعات امنیت ملی در اسرائیل میگوید: «اگر مزایا و معایب ترورهای اخیر را مورد بررسی قرار دهید متوجه میشوید که ترورهای اخیر روشی محاسبه‌شده‌تر و احتمالا در درازمدت سازنده‌تر از یک حمله نظامی گسترده میباشد.»

عده کمی معتقدند که این نوع ترورها منجر به ممانعت ایران از دستیابی به تکنولوزی هسته ای میشود اما ناظران معتقدند که این جنگ پنهانی علیه ایران موجب کند شدن پیشرفت هسته‌ای ایران شده و نهایتا زمان بیشتری را برای دیپلماتهای غربی میخرد و همچنین احتمال وقوع حمله نظامی را به تعویق می‌اندازد.

متخصصان امر میگویند احتمالا بیش از یک سرویس اطلاعاتی خارجی درگیر ترور اخیر بوده و احتمالا برخی گروههای ناراضی داخل ایران هم با آنها همکاری کرده‌اند. جرالد ستینبرگ استاد علوم سیاسی میگوید در گذشته سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل با گروههایی در مراکش و الجزایر متحد شده بودند تا با شبه نظامیان بجنگند. او میگوید با توجه به پیشرفته بودن عملیات اخیر، شمار وقایع اتفاق افتاده و گستردگی شبکه در سرتاسر ایران، به نظر میرسد که این عملیات‌ها به شکل گروهی انجام شده باشد.

یوسی ملمان نویسنده کتابی درباره سازمانهای جاسوسی اسرائیل و ستون‌نویس روزنامه هاآرتز میگوید این ترورها با سه هدف انجام میشود: ۱- ترور افراد درگیر در برنامه هسته‌ای ایران و ایجاد ترس و وحشت در میان آنها، ۲- ایجاد ترس در میان دانشمندان جوانی که قصد دارند به این برنامه بپیوندند و در نتیجه جلوگیری از پیوستن آنها و ۳- تخریب وجهه ایران، ضعیف نشان دادن ایران و پیام به ملت و رهبری ایران که ما هرکجا و در هر زمانی که بخواهیم شما را به دام می اندازیم.

میر جاودانفر تحلیگر مسائل ایران مقیم اسرائیل میگوید: «بزرگترین تهدید برای رژیم ترورهایی مشابه ترور دیروز نیست. بزرگترین تهدید تحریم‌های اقتصادی است زیرا اقتصاد است که رهبری جمهوری اسلامی را در قدرت نگه میدارد و نه دانشمندان هسته‌ای.»

ترجمه مقاله کریستین ساینس مانیتور

مطلب مرتبط:

ترور دانشمند هسته‌ای ایران پس از هشدار فرمانده ارتش اسرائیل به وقوع «وقایع غیر عادی» رخ داد

فیگارو: احتمال دخالت ناراضیان کرد تعلیم دیده از سوی موساد در ترور مصطفی احمدی روشن

فیگارو: احتمال دخالت ناراضیان کرد تعلیم دیده از سوی موساد در ترور مصطفی احمدی روشن

مصطفی احمدی روشن معاون بازرگانی سایت غنی سازی اورانیوم نطنز

جنگ پنهانی. یک منبع اطلاعاتی به فیگارو گفته است که موساد با پیش بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق، در ماههای اخیر حضور خود در ناحیه کردستان عراق در همسایگی ایران را افزایش داده بوده است. منابع اطلاعاتی فرانسه مستقر در عراق هم این افزایش حضور ماموران موساد را تایید میکنند.

اگرچه نمیتوان به طور قطع گفت که ترور مصطفی احمدی روشن کار مزدوران کرد آموزش دیده توسط موساد بوده است اما کارشناسان با توجه به تشابه حمله اخیر به حملات قبلی و نیز نوع و چگونگی انجام حمله، رد موساد را در این ماجرا مشاهده میکنند. اسرائیل همواره در گذشته سعی کرده است که دشمنان خود را قبل از آنکه به توانایی تهدید امنیت او برسند، حذف کند.

همکاری موساد با اداره اطلاعات عراق به پیش از انقلاب و زمان شاه ایران برمیگردد. این همکاری پس از انقلاب ایران کاهش یافت اما پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ مجددا موساد و ماموران ارتش اسراییل با موافقت مقام‌های محلی از جمله مسعود بارزانی رهبر منطقه خودمختار کردستان عراق به مناطق کردنشین شمال عراق نفوذ کرده و در خفا به آموزش نیروهای امنیتی کرد پرداختند. در سالهای اخیر و با افزیش تنش بر سر موضوع هسته‌ای ایران، اسرائیل از کرستان به عنوان پایگاهی برای استخدام و تربیت ناراضیان کرد ایرانی پناهنده شده حاضر در منطقه استفاده کرده تا آنها را برای انجام ماموریت به داخل خاک ایران گسیل کند.

مطلب مرتبط:

ترور دانشمند هسته‌ای ایران پس از هشدار فرمانده ارتش اسرائیل به وقوع «وقایع غیر عادی» رخ داد

ترور دانشمند هسته‌ای ایران پس از هشدار فرمانده ارتش اسرائیل به وقوع «وقایع غیر عادی» رخ داد

مصطفی احمدی روشن روز چهارشنبه در تهران ترور شد

ترور دانشمند هسته‌ای ایرانی مصطفی احمدی روشن در کمتر از ۲۴ ساعت پس از هشدار فرمانده ارتش اسرائیل به رژیم ایران در مورد وقوع خوادث «غیر عادی» در سال جاری میلادی رخ میدهد. این موضوع گمانه‌زنی‌ها درباره دخالت سرویس اطلاعاتی اسرائیل در ترور اخیر را تقویت میکند.

بنی گانتز رییس ستاد مشترک نیروهای دفاعی اسرائیل به یک کمیته در پارلمان این کشور گفته بود که: «برای ایران سال ۲۰۱۲ سالی بحرانی خواهد بود؛ به دلیل توام شدن ادامه برنامه هسته‌ای، تغییرات داخلی در رهبری جمهوری اسلامی، ادامه گسترش فشار بین‌المللی و وقوع حوادت غیر عادی در ایران.» گفته میشود که این وقایع «غیر عادی» افزایش جنگ پنهانی در تخریب توانایی هسته‌ای ایران میباشد که به شکل وقوع ترورهای رازآلود و انفجارهای متعدد در دو سال اخیر خود را نشان داده است.

روزنامه فیگارو چاپ فرانسه به محض ترور امروز در ایران، گزارشی را منتشر کرد و مدعی شد که سرویس جاسوسی اسرائیل عده‌ای از مخالفان جمهوری اسلامی از کردستان عراق را استخدام کرده تا به جمع آوری اطلاعات درباره برنامه هسته‌ای ایران و هدف قرار دادن متخصصان این کشور اقدام کنند. دو سال پیش در روز پنج شنبه یکی دیگر از دانشمندان هسته‌ای ایران در اثر انفجاری بیرون از خانه‌اش در تهران کشته شده بود. از آن زمان تاکنون ۳ ترور رازآلود دیگر از جمله ترور اخیر روشن به همراه چندین انفجار توضیح داده نشده در ایران به وقوع پیوسته است.

در ماه آگوست، روزنامه آلمانی اشپیگل گزارشی را منتشر کرد و به نقل از منابع اطلاعاتی اسراییل نوشت که اسرائیل جنگی مخفی را علیه ایران آغاز کرده است. این سیاست اخیر اسرائیل را تمیر پاردو رییس جدید موساد پیشنهاد کرده است. گفتنی است موساد سابقه طولانی در طراحی و اجرای عملیات‌های مخفی و انجام ترور بر روی اهداف از پیش تعیین شده در بیرون از اسرائیل دارد. موساد مظنون به ترور شبه نظامیان فلسطینی از جمله محمود المبهوح فرمانده حماس دو سال پیش در هتلی در دوبی با استفاده از پاسپورتهای اروپایی و نیز ترور محمد سلیمان رییس برنامه هسته‌ای سوریه در سال ۲۰۰۸ میباشد./ ترجمه مقاله گاردین

مطلب مرتبط:

تحلیگران غربی : «احتمالا» سیا یا موساد پشت ماجرای ترور رضایی نژاد دانشمند ایرانی هستند

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: