بایگانی برچسب‌ها: مصباح یزدی

اعدام گروهبان دانایی فر و تفاوت رفتار جمهوری اسلامی در قبال گروگانهای سپاهی و غیر سپاهی

جیش العدل

ساعتی پیش گروه سنی افراطی جیش العدل اعلام کرد که یکی از سربازان ایرانی به گروگان گرفته شده با نام گروهبان جمشید دانایی فر را به تلافی کشته شدن فردی با نام «»علی نارویی» توسط جمهوری اسلامی، اعدام کرده است. همچنین این گروه به مقام های جمهوری اسلامی هشدار داده است که اگر تا ۱۰ روز دیگر زندانیان سنی دربند را آزاد نکند، یک نفر دیگر از سربازان به گروگان گرفته شده را اعدام خواهد کرد.

این اتفاق را از چند جهت میتوان مورد بررسی قرار داد:

۱- بی تفاوتی مقام های نظام

با وجود گذشت ۶ هفته از به گروگان گرفته شدن این افراد که از سرهای تراشیده شده شان مشخص است سربازان وظیفه بوده و در مرزبانی خدمت میکرده اند، جمهوری اسلامی هیچ توفیقی در جهت آزادی آنها نداشته است. حتی به نظر میرسد تلاش دیپلماتیک، اطلاعاتی یا نظامی چندانی هم برای آزادی آنها صورت نگرفته است. این بی تفاوتی و بی عملی را مقایسه کنید با تلاش شبانه روزی ارگانهای مختلف جمهوری اسلامی برای آزادی حدود ۴۰ سپاهی که حدودا ۱ سال پیش در سوریه و توسط مخالفان بشار اسد به گروگان گرفته شده بودند! این موضوع نشان می دهد که جمهوری اسلامی به هیچ وجه ارزشی را که برای نیروهای سپاهی و بسیجی خود قائل است برای سربازان وظیفه قائل نیست وگرنه به جای اعزام  چند سرباز وظیفه آموزش ندیده با تجهیزات اندک به چنین منطقه خطرناکی، از نفرات زبده تر و آموزش دیده تر خود در سپاه استفاده میکرد.

۲- توهین روزمره به اقلیت سنی مذهب در ایران و محروم نگه داشتن استانهای مرزی

یکی از اصلی ترین دلایل شکل گیری گروههای افراطی مانند جندالله و بعد از آن جیش العدل، توهین، تحقیر و محدودیتهای روزمره ای است که آخوندهای شیعه افراطی در قدرت در کشور به اقلیت سنی مذهب روا می دارند. به عنوان مثال جیش العدل عملیات اخیر خود  برای گروگان گرفتن سربازان ایرانی را «حضرت عثمان» نام گذاری کرده بود که اشاره ای است به اهانت هایی که چند روز قبل از انجام این عملیات توسط آخوند حکومتی آیت الله مصباح یزدی به یکی از خلفای اسلامی مورد احترام اهل سنت یعنی عثمان صورت گرفته بود. یا مثلا در تهران با این جمعیت زیاد، اجازه ساخت حتی ۱ مسجد برای اهل سنت داده نمیشود! از سوی دیگر عدم تقسیم ثروت و درآمدهای ملی در سطح کشور و تمرکز منابع و امکانات در شهرهای مرکزی، موجب محروم ماندن استانهای مرزی و بالابودن بیکاری و فقر در این مناطق شده است که نارضایتی مردم را به همراه خواهد داشت.

 ۳- دخالت رژیم در سوریه و سرکوب کلیه خواسته های مدنی

شکی نیست که جیش العدل دستکم از نظر مالی، از سوی دولتهای عرب منطقه حمایت میشود. اما نکته مهم  این است که اساسا چرا  ما باید بر خلاف منافع ملی خود از دولت بشار اسد جنایتکار که به خاطر ماندن بر قدرت، تاکنون صدها هزار نفر از مردم این کشور را کشته است حمایت کنیم؟! چرا به جای حمایت از مردم یک کشور، از دولت جنایتکار آن کشور حمایت میکنیم؟ چرا  به جای صرف درآمدهای نفتی در داخل کشور و جهت مقابله با فقر و بیکاری، میلیاردها دلار سرمایه ملی مردم ایران صرف سرکوب مردم سوریه میشود؟! مسلما در چنین شرایطی کشورهای منطقه از فرصت استفاد میکنند و با حمایت مالی و  تحریک کردن گروههای افراطی، شرایط برای پر و بال گرفتن ایدئولوژیک  و ابراز وجود  گروههای مسلح با خواسته های فرقه ای چون جیش العدل فراهم میشود!

از سوی دیگر واکنش خشن مقام های جمهوری اسلامی با خواسته های مدنی و سرکوب کلیه منتقدین با مشت آهنین و اعدام های زیاد نیز در افزایش تنش در جامعه موثر است. اساسا چرا این تعداد زیاد سنی مذهب در زندانهای ایران هستند؟ مگر آنها چه کار کرده اند؟ چرا جمهوری اسلامی تحمل کوچکترین خواسته مدنی یا انتقادی را ندارد؟! مسلم است که در چنین شرایطی امکان گفتگو وجود نخواهد داشت و گروههای منتقد رفته رفته افراطی تر شده و نهایتا به مبارزه مسلحانه برای دستیابی به خواسته های خود متوسل خواهند شد

در چنین شرایطی خشک و تر با هم خواهند سوخت و امثال گروهبان دانایی فر که تنها به کار مرزبانی مشغول بوده و هیچ نقشی در جنایتهای جمهوری اسلامی و یا اعمال سیاستهای آنها نداشته اند در آتش انتقام و خشم افراطیون از یک طرف و اهمال و بی تفاوتی از طرف دیگر، پر پر میشوند! 

در همین زمینه:

جیش العدل، فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را تحقیر کرد!

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و محرومیت و تبعیض را

جیش العدل، فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را تحقیر کرد!

جیش العدلامروز فیلمی چند دقیقه ای در اینترنت منتشر شده که نحوه غافلگیر شدن و دستگیری ۵ نفر از نیروهای نظامی جمهوری اسلامی توسط گروه «جیش العدل» در جنوب شرق ایران را به تصویر می کشد. در ابتدای فیلم، نام عملیات «حضرت عثمان» معرفی میشود که اشاره ای است به اهانت هایی که چند روز قبل از انجام این عملیات توسط آخوند حکومتی آیت الله مصباح یزدی به یکی از خلفای اسلامی مورد احترام اهل سنت یعنی عثمان صورت گرفته بود. میتوان اینگونه نتیجه گیری کرد که مصباح یزدی موجب جریحه دار شدن احساسات اعضای گروه جیش العدل که سنی مذهب هستند شده است و در نتیجه جرقه انجام این کار توسط آنها جهت «انتقام جویی» را زده است. سرتاسر ویدئو پر است از خواندن آیه های قرآن و جملاتبا مضامین مذهبی و حتی فیلمبردار جیش العدل در حین عملیات مرتب ذکر میگوید! این نشان میدهد که این یک جنگ با انگیزه فرقه ای بین دو گروه شیعه و سنی است!

در ادامه فیلم نحوه غافلگیر شدن و دستگیری نظامیان ایرانی که از سرهای تراشیده شان مشخص است اکثرا سرباز وظیفه هستند به تصویر کشیده میشود. گویا همگی در چادر در حال چرت زدن یا استراحت بوده اند و علیرغم داشتن یک تیربار سنگین در کنار چادر، نتوانسته اند از آن استفاده کنند. چادری که آنها در آن هستند بسیار بدقواره و پوسیده و فاقد هرگونه امکانات اولیه است! این را مقایسه کنید با یال و کوپال سهمگین ماموران سرکوبگر رژیم و امکانات و ادوات  به غایت پیشرفته و مدرن آنها برای سرکوب هرگونه اعتراض و انتقاد مردمی در خیابانها. این واقعیت نشان می دهد که رژیم دیکتاتوری اسلامی آنقدری که از مردم داخل ایران وحشت دارد از دشمنان خارجی وحشت ندارد!

علاوه بر این فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی انقدر کثیف و خبیث هستند که عده ای سرباز وظیفه را به چنین نقطه مرزی خطرناکی فرستاده اند علیرغم اینکه میدانسته اند در ماههای گذشته گروه جیش العدل در منطقه فعال بوده است. به عبارت دیگر از این سربازان به عنوان گوشت قربانی استفاده شده است والا چرا از چند نفر نظامی کادری باسابقه و آموزش دیده با تجهیزات کافی برای مرزبانی استفاده نشده است؟! شکی نیست که در هر کجای دنیا چنین فضاحتی رخ داده بود، چندین فرمانده ارشد نظامی استعفا داده و بقیه هم توبیخ شده بودند!

موضوع خنده دار اینکه جمهوری اسلامی که ناتوان و عاجز از برقراری امنیت مرزهای خود است و قادر به مقابله با یک گروه چند نفره مسلح نیست و بعد از گذشت ۲ هفته از بازداشت ۵ نظامی خود قادر به آزادی آنها نیست، پس چگونه مرتب رجزخوانی میکند و ارتش قدرتمند و مدرن آمریکا را حریف می طلبد؟! آدم وقتی این چادر پوسیده، ادوات زهوار در رفته، نیروهای چرتی و ناکارآمد و عدم وجود پشتیبانی اطلاعاتی از آنها را می بیند واقعا خنده اش میگیرد از آن همه رجزخوانی ها و هارت و پورت کردن و حریف طلبیدن های بی حد و اندازه مقام های ارشد جمهوری اسلامی و فرماندهان نظامی وابسته به آنها در بستن تنگه هرمز و با خاک یکسان کردن اسرائیل و شکستن هژمونی آمریکا در جهان و …

شکی نیست که علت انتشار فیلم از سوی گروه جیش العدل، تحقیر نظامیان جمهوری اسلامی و افزایش فشار افکار عمومی بر رژیم به منظور تلاش بیشتر برای آزادی گروگان ها از طریق رسیدن به توافق با گروه جیش العدل می باشد که خواسته خود را قبلا اعلام کرده که خواهان آزادی عده ای از نفرات زندانی خود و عده ای از سنی های دربند جمهوری اسلامی است.

اما نکته آخر اینکه همانطور که در مطلب قبلی در این مورد هم نوشتم، مقام های جمهوری اسلامی نمیتوانند انتظار داشته باشد که همه گروههای مذهبی و قومی را سرکوب کنند، به آنها توهین کنند، استانهای آنها را عقب مانده و فاقد امکانات نگه دارند و با کلیه درخواستهای آنها با مشت آهنین پاسخ دهند و از آن طرف هیچ واکنشی را دریافت نکنند!

در همین زمینه:

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و محرومیت و تبعیض را

سعید امامی فقط یک مزدور بود و دستورات را اجرا میکرد، حکم قتل احمد خمینی از سوی خامنه‌ای و رفسنجانی صادر شده بود

سعید امامی که به ویژه نامش پس از قتلهای زنجیره‌ای، مشکوک و وحشیانه نویسندگان مخالف حکومت همچون پاینده، مختاری و فروهر در سال ۷۷ بر سر زبانها افتاد، تنها یک مزدور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بود که اوامر بالادستی‌های خود یعنی خامنه‌ای (رهبر) و هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهور) را اجرا میکرد.

به دلیل حساسیت وزارت اطلاعات و تاثیر مستقیم عملکرد این وزارتخانه بر بقای حکومت و ثبات قدرت، وزیر اطلاعات در جمهوری اسلامی  همواره از سوی شخص رهبر تعیین میشده و سپس رئیس جمهور فرد مورد نظر را منصوب میکرده است. اختلاف چند ماه پیش میان خامنه‌ای و احمدی نژاد درباره حضور مصلحی در این پست گویای همین مطلب است چرا که احمدی نژاد با وی مخالف بود اما خامنه‌ای میخواست که شخص وی بماند و نهایتا حرف خود را به کرسی نشاند.

احمد خمینی در ۲۵ اسفند سال ۱۳۷۳ در حالیکه تنها ۴۹ سال داشت به طرز مشکوکی درگذشت. در حالیکه به طور رسمی علت مرگ او سکته قلبی عنوان شد، اما همواره گمانه زنی‌هایی درباره قتل وی توسط وزارت اطلاعات و به دستور مقامهای بالاتر رژیم وجود داشته است. پیشتر عماد الدین باقی به نقل از حسن خمینی فرزند احمد خمینی اظهار کرده بود که نیازی مسئول دادگاه نیروهای مسلح به حسن خمینی گفته بوده که اعترافاتی از مجرمان قتلهای زنجیره‌ای مبنی بر قتل احمد خمینی به دست آمده بوده است که حسن خمینی بعدا در نامه‌ای درستی اظهارات باقی را تایید کرد (راديو فرانسه ۲ مهر ماه ۱۳۷۹). به تازگی اما سندی از اعترافات سعید امامی فرد مجری قتلهای زنجیره‌ای در وزارت اطلاعات که در دولتهای هاشمی و خاتمی حضور داشته است، به دست آمده که وی در آن صراحتا اعتراف کرده است که دستور قتل احمد خمینی از سوی فلاحیان وزیر وقت اطلاعات در زمان دولت هاشمی رفسنجانی به وی داده شده است و مصباح یزدی، محسنی اژه‌ای، بادامچیان و خوش وقت (از بیت خامنه‌ای) هم از این موضوع اطلاع داشته‌ و بر آن تاکید کرده بوده‌اند. او گفته است که احمد خمینی در جلسات خصوصی به مسئولان نظام از جمله به خامنه‌ای اهانت میکرده است.

چرا خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی خواهان مرگ احمد خمینی بوده‌اند؟

سعید امامی تنها یک مزدور چماق‌کش و قاتل زنجیره‌ای بوده است. بدیهی است که او تنها اوامر مقام‌های بالاتر خود را اجرا میکرده است. به دلیل اختلافی که خامنه‌ای و رفسنجانی با احمد خمینی پیدا کرده بوده‌اند و ترسی که خامنه‌ای از جایگاه احمد خمینی به عنوان فرزند خمینی داشته است و برای قبضه کردن تمام و کمال قدرت و خارج کردن رقبای احتمالی خود تصمیم گرفته بوده است که سر احمد خمینی را زیر آب کند. لذا به فلاحیان وزیر اطلاعات دستور داده شده بوده و سعید امامی هم دستور را عملی میکرده است.

هاشمی رفسنجانی هم به شدت از دست احمد خمینی ناراحت بوده است. احمد خمینی انتقادات شدید اللحنی را نسبت به سیاستهای اقصادی دولت هاشمی و حضور سرمایه داران بزرگ همچون هاشمی در بدنه اقتصادی کشور مطرح کرده بوده است که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های خارجی داشته و به مذاق هاشمی خوش نمی‌آمده است. علی لاریجانی رئیس وقت صدا و سیما بعدها گوشه‌ای از مشاهدات خود در این ارتباط را در روزنامه جام جم بیان نمود (به انتهای مطلب مراجعه شود).

جالبی داستان این است که در مغز افرادی همچون امامی با کمک مباحث دینی و با استفاده از مفاهیم ایدئولوژیک اینگونه جا انداخته و به عبارتی آنها را شستشوی مغزی کرده بوده‌اند که حفظ نظام از هر چیز دیگر مهم‌تر و ارجح‌تر است و در این راه حتی قتل انسانها هم مجاز است. البته یک موقع تصور نکنید که احمد خمینی موجود خیلی خوب و بی‌گناهی بوده و به دنبال احقاق حقوق مردم بوده است! نه! او هم یک جنایتکار قدرت‌طلب دیگری بوده است که احتمالا به دنبال این بوده که خودش قدرت را به دست بگیرد که در نهایت در این جنگ قدرت، سرش را زودتر از اینکه بتواند کاری بکند زیر آب کرده‌اند. برای شناخت بهتر احمد خمینی همین کافیست که با مراجعه به کتاب خاطرات آیت الله منتظری متوجه شوید که یکی از عوامل کلیدی در زیر آب زنی بر علیه منتظری و عزل وی به دلیل اعتراض به اعدام هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷ همین احمد خمینی بوده است.

گوشه‌ای از اعترافات سعید امامی به همراه سند را در زیر میتوانید ملاحظه کنید (+):

«من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامی و مقام ولایت بوده و هستم، هیچگاه بدون کسب اجازه و یا بدون دستورات مقامات عالی نظام کاری انجام نداده‌ام. هرچه را که به صلاح نظام و اسلام دانسته‌ام به عنوان پیشنهاد به مسئولانم ارائه کرده‌ام. من خود را گناهکار نمی‌دانم. کسانی که حذف شده‌اند، مرتد، ناصبی و محارب بوده‌اند. حکم مجازات آنها مثل همیشه به ما تکلیف شده است و ما آنچه کرده‌ایم اجرای تکالیف شرعی بوده است نه قتل و جنایت … حکم اعدام داریوش فروهر و پروانه اسکندری را به روال معمول همیشگی حجت‌الاسلام علی فلاحیان به من داد. احکام اعدام سایر محاربین قبلا” در زمان وزارت فلاحیان صادر شده بود. از مدتها پیش قرار بر این بود که عوامل مؤثر فرهنگی وابسته که توطئه‌ تهاجم فرهنگی را در ایران پیاده می‌کردند و جمعا” صد نفر بودند اعدام شوند.

حکم حذف ۲۹ نفر از نویسندگان از مدتها پیش مشخص و احکام قبلا” صادر شده بود که در مورد 7 تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علی فلاحیان اجرا شده بود.

گوشه‌ای از بازجوئی (اعترافات) سعید امامی که در آن پرده از نقش وزارت اطلاعات در قتل احمد خمینی برداشته است. (عکس از سایت جرس)

وقتی حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسیدیم که تکلیف احکام معطل مانده اعضای کانون نویسندگان چه می‌شود که حاج آقا دری نیز گفتند هرچه سریعتر اقدام شود بهتر است و این بار نیز مثل ماقبل انجام شد با فرق اینکه بجای ابلاغ از سوی فلاحیان امور از طریق حاج ‌آقا دری نجف‌آبادی هماهنگ می‌شد.» در جلد ۱۶ پرونده صفحه ۳۸۴ پرونده بازجویی سعید امامی نیز ، هنگامی که بازجو از امامی سؤال می کند که آیا اعدامها رویه امنیتی داشت و با حکم “حفظ نظام از واجبات است” انجام می‌شد یا حکمهای موضوعی نیز داشت ، سعید امامی پاسخی می دهد که شابد بتوان آنرا مهم ترین فراز بازجوئی‌های وی تلقی نمود. وی در جواب می‌گوید: « فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولا” و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصا” صادر نمی‌کرد. او این احکام را از آیت‌الله خوشوقت، آیت‌الله مصباح، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله جنتی و گاها” نیز از حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای دریافت می‌کرد و بدست ما می‌داد. ما فقط به آقایان اخبار و اطلاعات می‌رساندیم و بعد هم منتظر دستور می‌ماندیم. مثلا” وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت می‌کند. آنرا ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت‌الله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژه‌ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعدا” حاج آقا خوشوقت هم از بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت می‌کنند، رحم کرد

خاطرات علی لاریجانی رئیس وقت صدا و سیما که در روزنامه جام جم منتشر شد و وی در آن پرده از ناراحتی هاشمی رفسنجانی از صحبتها و موضع‌گیری‌های احمد خمینی درباره اقدامات اقتصادی دولت هاشمی و نیز حضور سرمایه داران بزرگ در بدنه اقتصادی کشور بر می‌دارد، در زیر آمده است:

– علي لاريجانی در خاطرات روز سه شنبه ۵ مهر ۱۳۷۳ (حدود شش ماه قبل از مرگ احمد خمينی) خود نوشته است: «در اخبار داخلی، موضع‌گيری و انتقاد شديد اللحن حجت الاسلام آقای حاج سيد احمد خمينی خبر مهمي بود، سخنان ايشان در رسانه‌های داخلی وخارجی انعكاس گسترده داشت. صحبتهای ايشان چند محور داشت: ۱- ما نبايد تابع سياستهای اقتصادی غرب باشيم. ۲- از موقعي كه سرمايه داران تحت لوای بخش خصوصی به تخريب اقتصادی مشغول هستند، هر روز سنگی در مقابل توان اقتصادی مردم مظلوم و مستضعف انداخته‌اند. ۳- يك عده سرمايه دار زالو صفت به اين بهانه كه افتصاد دولتی مضر است، به حال خود رها شده و به جان اين ملت افتاده‌اند. ۴- اگر با سرمايه داران همانند منافقين برخورد می‌كرديم، اوضاع كشور به اين صورت در نمی‌آمد. رسانه‌های خارجی اين سخنان را مخالفت با سياستهای دولت آقای هاشمی تلقی كرده و روی آن داستان سرايی كرده‌اند. هرچند اين مطالب مخالفت با سياست‌های دولت آقای هاشمی است ولي نه آنطور كه در رسانه های خارجی بزرگ شد.

– لاريجانی در خاطرات روز بعد چهارشنبه ۶ مهر در مورد احوالات هاشمي رفسنجاني نوشته است:«عصر در جلسه هيات دولت شركت كردم. هاشمي قدري گرفته به نظر مي رسيد. احتمال مي دهم به دليل نوع موضعگيريهايي كه اين روزها برخي شخصيتها و روزنامه ها در برنامه و كارنامه دولت داشته اند، خوشحال نيست. در حاشيه جلسه هيات دولت هم چند نفر از وزرا به اين مطلب اشاره كردند كه نشان مي داد تا حدي مساله فراگير تر است؛ به ويژه آقاي روغني زنجاني، رئيس سازمان برنامه و بودجه كه خيلي صريح الهجه است، اين گونه سخنان را مانع توسعه كشور مي دانست». وي در ادامه خاطراتش در روز بعد مي نويسد«آقاي محمدی (معاون سياسي) تماس گرفت و درباره سخنان امروز حجت الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد احمد خميني خبر داد. ايشان ظاهرا در ديدار اعضاي معاونت پژوهشي موسسه تنظيم و نشر آثار امام، مجددا نقدي تلويحي به مسائل جاري اقتصادي دولت داشته اند و گفته اند كه مبارزه با مرفهين بي درد و سرمايه داران بزرگ بايد نصب العين همه در گفتار و عمل باشد». اين توجه به اظهارات احمد خميني نشانگر اهميتي است كه آن روزها موضعگيريهاي احمد خميني براي دستگاه ولايت فقيه داشته و نيز نشانگر اثر منفي آن بر برنامه هاي اقتصادي « سردار سازندگي» است، آن اندازه اهميت كه تا احمد خميني جايي سخن مي گفته، گزارشش به مقامات بالا داده مي شد.

– لاریجانی در يادداشت روز ۱۹ مهرماه همان سال (۱۳۷۳) در مورد مساله گرانی وبحثهای مربوط به آن نوشته است: «غوغايی از موضعگيری است! راه حلها هم الي ماشاالله است؛ از راه اندازی تعاونيهای کوچک گرفته تا فروشگاههای بزرگ دولتی و اعلام هر روزه قيمت كالاها از صدا وسيما و …. همه هم موضعگيری كرده‌اند اما در اين ميان مواضع حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد آقا از سنخ ديگری است. ايشان روز گذشته در ديدار مسئولان امنيت داخلی وزارت اطلاعات بار دبگر گفته‌اند نفوذ سرمايه داران بزرگ در پيكره اقتصادی كشور منشاء گرانی و اخلال در امور است و بايد با تروريستهای اقتصادی و سرمايه داران بزرگ كه سر فصل سرمايه داران وابسته به خارج هستند بشدت برخورد كنيم. مواضع حاج سيد احمد آقا به دليل جايگاه ايشان، تاثير گذاري زيادی در كشور و مسئولان دولتی دارد.»

مطالب پیشنهادی:

مرگ مشکوک احمد رضایی در دوبی؛ یافته های یک جستجوگر مستقل

خامنه‌ای پرورش یافته دانشگاهی روسی معروف به آکسفورد ترور؟

مسوولیت آیت الله موسوی اردبیلی به عنوان رییس وقت قوه قضاییه در اعدام های سال ۶۷

ویکیلیکس: همکار العقیلی [قاچاقچی و شریک محسن رضایی] می گوید قاچاق سیگار جی تی آی [وینستون] در ایران در اختیار مافیای لبنان [حزب الله] است

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: