بایگانی برچسب‌ها: محمد مصطفایی

آیا رضا پهلوی دروغگوست؟

reza pahlaviسال پیش درست در چنین روزهایی رضا پهلوی با سفر به شهر لاهه در هلند مدعی شد که با همکاری یک تیم حقوقی از جمله با حضور «محمد مصطفایی» وکیل حقوق بشر، یک پرونده مفصل حقوقی از موارد متعدد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی تحت رهبری علی خامنه‌ای را در قالب شکایت به دادگاه بین المللی لاهه در هلند تقدیم کرده است. آن زمان من به عنوان وبلاگ نویسی مستقل و طرفدار حقوق بشر از این عمل ادعایی رضا پهلوی دفاع کردم و حتی با انتشار مطلبی کلیه گروههای اپوزیسیون را دعوت کردم که دستکم در این زمینه اختلافات خود را کنار بگذارند و همه با هم متحد شده و دست به دست هم بدهند و موارد نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی را به تیم حقوقی ادعایی ارسال کنند تا پرونده ارائه شده به لاهه پر و پیمان تر و مستدلتر از قبل شود.

اگرچه همان زمان هم شبهه هایی درباره تبلیغاتی بودن و غیر واقعی بودن این ادعای رضا پهلوی مطرح گردید و خیلی زود مشخص شد که حتی ویدئویی که اول بار فیسبوک و کانال یوتیوب رسمی رضا پهلوی با عنوان «سخنرانی رضا پهلوی در دادگاه لاهه» منتشر کرده بود نه سخنرانی در دادگاه که مربوط به یک کافه در شهر مذکور بوده است، اما با این وجود من تا همین ۱ ساعت پیش تصور میکردم که رضا پهلوی واقعا پرونده ای حقوق بشری را تقدیم دادگاه لاهه کرده بوده است اگرچه می دانستم که بررسی رسمی آن پرونده به دلیل عدم عضویت جمهوری اسلامی در کنوانسیون مربوطه، تنها منوط به ارجاع پرونده به لاهه از سوی شورای امنیت سازمان ملل خواهد بود.

اما امروز از طریق محمد مصطفایی در کمال ناباوری متوجه شدم که رضا پهلوی هیچ پرونده ای را به لاهه تقدیم نکرده و دادگاه مذکور از وجود چنین پرونده ای به کلی ابراز بی اطلاعی میکند!! محمد مصطفایی در این ارتباط در فیسبوک خود ضمن بیان حضور خود در دادگاه لاهه برای شرکت در جلسه رسیدگی به جنایات دیکتاتور سابق کنیا موارد دیگری را هم متذکر میشود از جمله اینکه (لینک):

از مسول ثبت، دفتر دادستان و دادگاه پرسیدم که آیا آقای رضا پهلوی درخواست و یا شکایتی در این دادگاه ثبت کرده اند که همگی اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند تاکنون درخواست و شکایتی از ایشان به دست ما نرسیده است.

مصطفایی به نقل از مسوولان دادگاه لاهه صراحتا میگوید که چنین پرونده ای وجود خارجی ندارد!

فکر نمیکنم مسئولان لاهه یا مصطفایی دلیلی برای دروغ گفتن داشته باشند. پس اولا برای خودم متاسفم که ساده اندیشی کردم و ادعاهای تبلیغاتی رضا پهلوی را باور کردم و دوما برای رضا پهلوی بیشتر متاسفم که ظاهرا برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی خود، به مفاهیم و آرمانهای گرانقدری چون «حقوق بشر» هم رحم نمیکند و از آنها هم سوء استفاده میکند!! نفس دروغ و دروغگویی، بد و زشت است چه از جانب احمدی نژاد باشد چه از جانب اپوزیسیون!

رضا پهلوی اگر فکر میکند اینگونه نیست و سوء تفاهمی به وجود آمده است، بهتر است هرچه زودتر نسبت به این خبر واکنش نشان داده و با ارائه مدرکی دال بر تقدیم پرونده حقوق بشری به دادگاه لاهه، نسبت به روشن شدن ابهامات و از بین رفتن شبهه ها اقدام کند. بدیهی است تا آن زمان و روشن شدن قضیه، منِ نوعی دیگر به هیچ یک از سخنان رضا پهلوی اعتماد نخواهم داشت چرا که احساس میکنم از حسن نیتم سوء استفاده و به شعورم توهین شده است!

در همین زمینه:

مصاحبه بحث برانگیز و کاری که دبیرخانه رضا پهلوی باید انجام دهد

تحریفهای تاریخی در پیام اخیر رضا پهلوی به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطه

گروههای مختلف اپوزیسیون به جای تخریب یکدیگر و اتهام زنی، جهت محکومیت علی خامنه‌ای در دادگاه بین المللی با یکدیگر همکاری کنند

یکی از خصلتهای ناپسند و آزاردهنده‌ی نمیگویم همه که بعضی از ایرانیان این بوده و هست که اغلب از پیشرفت دیگران نه تنها خوشحال نمیشوند که چه بسا در راه فرد سنگ اندازی هم میکنند تا بیشتر از این نتواند جلو برود. نمیدانم این ویژگی چه دلیلی دارد و از کجا ناشی میشود اما شاید یکی از دلایل آن حسادت و یا رقابت باشد…! در هر حال، متاسفانه این وضعیت را در رفتارهای گروههای سیاسی مختلف هم کم و بیش شاهد بوده و هستیم. با وجود هدف مشترک، بارها شده است که یک گروه مخالف رژیم اقدامی مثبت و رو به جلو در جهت تضعیف و به چالش کشیدن حاکمیت انجام داده است اما با کمال تعجب دیده‌ایم که دیگر گروههای سیاسی اپوزیسیون نه تنها حمایت نکرده، که به تخریب، تخطئه و زیر سوال بردن کل ماهیت آن عمل پرداخته‌اند. مثلا چنین حالتی را در شرایط اوج جنبش سبز شاهد بودیم که بعضی از گروهها به جای حمایت از جنبش سبز و اعتراض‌های مردمی، همگام و همراه با حکومت و رسانه‌های وابسته به آن به تخریب و حمله به جنبش میپرداختند!

الان هم وضع مشابهی پیش آمده است. رضا پهلوی با همکاری یک تیم حقوقی از جمله متشکل از محمد مصطفایی وکیل حقوق بشر، یک پرونده مفصل حقوقی از موارد متعدد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی تحت رهبری علی خامنه‌ای را در قالب شکایت به دادگاه بین المللی لاهه در هلند تقدیم کرده است. متاسفانه مشابه با روند ۳۴ سال گذشته و درگیری‌ها میان گروههای مختلفِ مخالف رژیم، در این مورد هم از زمان تقدیم شکایت به دادگاه حملات متعددی از سوی برخی از گروهها و شخصیتها صورت گرفته است و این اقدام، تبلیغاتی و به منظور بهره برداری سیاسی عنوان گردیده است. درست است که به دلیل امضا نکردن معاهده توسط ایران، دادگاه مذکور مگر در شرایطی که شورای امنیت پرونده را به آن بفرستد صلاحیت رسیدگی به شکایت را ندارد، اما فکر نمیکنم کسی بتواند در نفس کار در جمع آوری مدارک و مستندات نقض حقوق بشر و به چالش کشیدن جمهوری اسلامی در عرصه‌های بین المللی ایرادی وارد کند و آنرا مطلوب و قابل ستایش نداند.

دوستان و عزیزان اپوزیسیون بهتر است از کارهای مثبت یکدیگر حمایت و پشتیبانی کنند. امکان سرنگونی جمهوری اسلامی تنها و تنها در نتیجه اتحاد همه ایرانیان با همه نگاهها، طرز فکرها و خواستگاههای اجتماعی مختلف، قابل تصور است. قطعا یک دست صدا ندارد. آیا بهتر نیست که به جای مشغول شدن به درگیری‌های ناتمام درون گروهی و بین گروهی با یکدیگر متحد شوید و در کنار هم به دنبال چاره باشید؟ این پرونده حقوقی تهیه شده است و تنها نیاز هست که شورای امنیت پرونده را به دادگاه لاهه بدهد. اگر چنین اتفاقی بیفتد و علی خامنه‌ای در دادگاه محکوم شود موفقیت برزگی برای همه اپوزیسیون و فراتر از آن مردم ایران و کلیه کسانی که مورد ستم رژیم قرار گرفته‌اند، خواهد بود. به جای اینکه ناخواسته به کمک جمهوری اسلامی آمده و همدیگر را تخریب کنید و به یکدیگر تهمت بزنید، انرژی خود را بر روی این موضوع متمرکز نمایید که کشورهای عضو شورای امنیت یعنی آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین را متقاعد کنید که به این پرونده در شورای امنیت رای مثبت بدهند تا به دادگاه ارجاع شود. با وجود اینکه شرایط بین المللی و افکار جهانی به شدت بر ضد رژیم جمهوری اسلامی است دستیابی به این هدفِ مهم نیازمند کار تیمی و گروهی گسترده است و از عهده یک گروه و حزب به تنهایی بر نخواهد آمد. باید با این کشورها لابی کرد، به دولتمردان آنها فشار آورد، باید از طریق ترجمه این پرونده حقوقی به زبانهای مختلف و انتشار آن به شکل مقاله در نشریات بین المللی و ذکر کردن آن در رسانه‌های معتبر خارجی، افکار مردم این پنج کشور را تحت تاثیر قرار داد تا بتوان سران این کشورها به ویژه روسیه و چین که روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی دارند را متقاعد کرد تا در شورای امنیت به این پرونده رای مثبت دهند. باید با نماینده های مجلس در این کشورها جلسه گذاشت و این پرونده را به آنها تقدیم کرد و موارد نقض حقوق بشر در ایران را به آنها گوشزد نمود. باید با تکیه بر مشترکات، پنجره اختلافهای زبون فردی و گروهی را بست و دروازه‌ای به سمت اتحاد و یکپارچگی گشود. باید دور هم نشست، فکر کرد و دید چه راههای دیگری برای پیشبرد این هدف بزرگ وجود دارد. این میتواند آزمون بزرگی برای گروههای مختلف اپوزیسیون باشد تا در عمل نشان دهند که آیا میتوانند دست به دست هم دهند و علیه جمهوری اسلامی به فعالیت موثر دست بزنند یا نه…!

مطلب قبلی:

بررسی دلایل فراز و فرود جنبش سبز

تشکیل شورای ملی؛ اصول و مزایا، بررسی ماهیت مخالفان و چرایی وحشت آنها از تشکیل شورا

نه ماه پس از مصاحبه، هوتن کیان وکیل سکینه آشتیانی همچنان در زندان / شادی صدر: او را شکنجه کرده اند

هوتن کیان - سکینه محمدی آشتیانی

هوتن کیان وکیل سکینه محمدی آشتیانی که به جرم زنا به سنگسار محکوم شده است، پس از گذشت نه ماه از زمان مصاحبه با رسانه ها همچنان در زندان به سر میبرد. منابع حقوق بشری نسبت به وضعیت وی در زندان ابراز نگرانی شدید میکنند.

هوتن کیان، ۳۷ ساله، از سوی حکومت به عنوان وکیل [تسخیری] برای سکینه محمدی آشتیانی تعیین شد. اما او برخلاف هشدارهای متعدد حکومت، در مورد وضعیت موکل خود با رسانه های خارجی مصاحبه کرد. همین رسانه ای کردن ماجرا موجب واکنش شدید بین المللی علیه حکم سنگسار صادره گردید که جمهوری اسلامی را وادار به تعلیق موقت حکم نمود. اما حالا هوتن کیان پس از گذشت ۹ ماه همچنان در زندان است.

شادی صدر وکیل مطرح ایرانی که وکالت چندین زن محکوم به سنگسار را بر عهده داشته است میگوید که اطلاعات جدیدی از یک منبع در تبریز به دست آورده است که حکایت از بدرفتاری شدید با هوتن کیان و شکنجه او در زندان دارد. شادی صدر میگوید کیان و محمد مصطفایی، دیگر وکیل سکینه آشتیانی که او هم به خاطر مصاحبه با رسانه ها مورد غضب جمهوری اسلامی قرار گرفت، خود قربانی شدند. جرم آنها تنها دفاع از موکلانشان بوده است!

وکلای دیگری نیز مورد هجمه جمهوری اسلامی قرار گرفته اند. سال گذشته نسرین ستوده به ۱۱ سال زندان محکوم شده بود و اخیرا نیز محمد علی دادخواه به ۹ سال زندان محکوم شده است.

ماه مارچ گذشته نامه ای توسط کیان نوشته و به بیرون از زندان انتقال یافته بود که مورد توجه رسانه های مخالف حکومت قرار گرفته بود، اما رسانه های خارجی به دلیل عدم امکان تایید واقعی بودن آن به آن نپرداخته بودند. حالا شادی صدر میگوید که نامه واقعا توسط کیان نوشته شده بوده است. کیان در نامه به شکنجه شدید خود در زندان اشاره کرده و مینویسد: «علائم شکنجه هنوز هم بر روی بدن من وجود دارد … روزی ۶۰ بار مرا با سیگار میسوزانند، بر روی پاها، بیضه ها و کف پاهایم (۵ سیگار). به من تنها روزی یک وعده موقع صبح غذا میدهند؛ یک بار تنها تکه ای پنیر و دفعه دیگر سه عدد خرما». «تقریبا همه دندانهایم در اثر ضربه پوتین شکسته شده اند، همینطور بینی ام که مرتب خونریزی میکند». «یک بار در نیمه های شب مرا در سرمای زمستان با بدنی کاملا خیس رها کرده و دست و پایم را بستند، تا اینکه ساعت ۴ صبح مرا به بازجویی بردند».
شادی صدر میگوید سابقه فعالیت سیاسی خانواده کیان نیز بر رفتار بد حاکمیت بر وی موثر بوده است، پدر وی در اوایل انقلاب به جرم حمایت از یک گروه سیاسی اعدام شده بوده است.

مطلب ترجمه مقاله گاردین

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: