بایگانی برچسب‌ها: محمد باقر قالیباف

با در نظر گرفتن احتمال تقلب مردم در ۲ حالت برد میکنند، تحریم کامل یا حضور گسترده و رای به کاندید معتدل!

n00285029-bبا نگاهی گذرا به تقلب در انتخابات سال ۸۸ و اعتراض های پس از آن در می یابیم که تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری برای نظام بسیار پرهزینه است. درست است که حکومت با دست بردن در آرا، در آن سال نگذاشت فرد مورد نظر مردم به ریاست جمهوری برسد اما ما نباید هزینه های زیادی که نظام در پی آن متحمل شد، ضربه سختی که به پیکره نظام وارد گردید و میلیونها نفری که در پی آن تقلب به جمع مخالفان خامنه ای پیوستند را نادیده بگیریم. امثال نوریزاد را نگاه کنید، ببینید چه ریزش های شدیدی در حاکمیت رخ داد. همین اتحاد جهانی که الان بر ضد حاکمیت شکل گرفته است تا میزان زیادی در نتیجه همین سرکوب های سال ۸۸ است. اگر مطابق با توصیه های ۳۵ ساله اپوزیسیون منفعل خارج نشین -که توانایی حتی ۱ ساعت نشستن دور هم را هم ندارند- کسی در سال ۸۸ رای نمیداد، آیا اساسا جنبشی اعتراضی شکل میگرفت؟! آیا اساسا این ریزش ها رخ میداد؟ آیا ماهیت نظام برای شمار بسیاری از مردم روشن میگردید؟

لذا به نظر من حضور در این انتخابات به شرطی که این حضور به شکل گسترده باشد لزوما کار اشتباهی نیست بلکه میتواند به عنوان یک حرکت استراتژیک توجیه پذیر باشد تا قشر متوسط آزادیخواه و دموکراسی طلب که در شرایط کنونی دچار فقر و مشکلات اقتصادی شده است از این مشکلات رهایی یابد تا بدنه جنبش های اعتراضی مجددا تقویت شود. با روی کار آمدن افرادی معتدل مثل روحانی یا عارف در نتیجه آرای بالای مردمی در مقابل افرادی تندرو و سپاهی مثل جلیلی یا قالیباف که مورد حمایت خامنه ای و سپاه هستند، امید به اصلاح روند کنونی و حاکمیت عقلانیت دستکم در حوضه مسائل اجرایی. اقتصاد و تا حدودی مسائل اجتماعی کشور افزایش می یابد. درست است که رییس جمهور همه کاره نیست اما هیچ کاره هم نیست، وگرنه این همه تقلا نمیکردند که عده زیادی را رد صلاحیت کنند یا در انتخابات قبلی تقلب کنند! به هر حال تفاوت عمده شرایط اجتماعی و اقتصادی در دو دوره خاتمی و احمدی نژاد در حالی که رهبر در هر دو دوره یک نفر بوده است، و در حالی که نفت در دوره خاتمی یک دهم دوره احمدی نژاد قیمت داشته است، غیر قابل انکار است.

در صورت حضور گسترده مردم، محتمل به نظر نمی رسد که نظام بخواهد بار دیگر با تقلب گسترده در انتخابات هزینه سنگینی را بر خود تحمیل کند به ویژه اینکه الان از یک طرف در سوریه در حال جنگ هستند و بعید نیست که با دخالت غربی ها به طور مستقیم به وادی جنگ بیفتند، و از سوی دیگر تحریم های شدید جهانی منابع درآمدی و ارزی رژیم را به شدت کاهش داده است و در نتیجه آنها با مشکلات متعددی درگیر هستند. حتی اگر تقلب بکنند هم باز مردم ضرر نمیکنند چون این کار تیر دیگری بر ادعای نظام بر مردمی بودن آن خواهد بود و عده بیشتری از خودی ها ریزش خواهند کرد و حلقه نظام تنگتر و تنگتر خواهد شد و فشار خارجی ها بر نظام تشدید خواهد گردید. بحث اینکه نظام از این حضور مردم به نفع خود بهره برداری تبلیغاتی میکند هم به نظر حداقل در این انتخابات توجیه زیادی ندارد چون به هر حال درصدی از مردم به ویژه در شهرهای کوچک برای انتخابات شورای شهر که به طور همزمان برگزار میشود شرکت خواهند کرد و در نتیجه خواه ناخواه حکومت از آن بهره تبلیغاتی خواهد برد و درصد مشارکت را هم بالا اعلام خواهد کرد چه مردم انتخابات ریاست جمهوری را تحریم کنند و چه نکنند!

حرف آخر اینکه در ۲ صورت مردم میتوانند خواسته خود را به نظام تحمیل کنند و به هدف خود برسند، یکی تحریم کامل به گونه ای که محلهای رای گیری به طور محسوسی خالی باشد و آبروریزی بزرگی به بار بیاورد و دیگری حضور گسترده و رای دادن به کاندید معتدل! حالت اول عملا ممکن نیست چون دستکم چند میلیون وابسته به نظام هستند که همیشه شرکت میکنند. اما در صورت حضور گسترده مردم و رای به یک کاندید خاص مثل روحانی یا عارف (این ۲ حتما باید ائتلاف کنند)، احتمال اینکه نظام جرات کند بار دیگر با تقلب گسترده ریسک ماهها تنش و درگیری را برای خود بخرد، اندک است، حتی اگر این کار را بکند باز هم به دلایل ذکر شده در بالا مردم ضرر نخواهند کرد.

در همین زمینه:

سوریه باتلاق جمهوری اسلامی!

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

هدف آمریکا از تحریم های جدید: فشار مستقیم بر ایرانیان؛ پیام تحریمها: نگذارید جلیلی رییس جمهور شود!

قله مد نظر خامنه‌ای کدام است؟ تحریم‌ها برای کوبا ۵۰ سال طول کشید و در مورد عراق به حمله خارجی منجر شد

خامنه‌ای با اشاره به افزایش تحریم‌ها علیه ایران گفت:«تجدیدنظر نخواهیم کرد٬ مردم صرفه‌جویی کنند»!

علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با مسئولان ارشد رژیم سخنانی مملو از مغلطه را بر زبان رانده است که در این مطلب به بررسی اجمالی آنها میپردازم:

حضرت آیت الله خامنه ای، تصور دستیابی به آرمانها بدون دادن هزینه را لغزشگاهی دیگر برشمردند و افزودند تکیه بر بخشی از واقعیات و ندیدن همه مسائل واقعی در کنار یکدیگر،  لغزشگاه دیگری است که باید مراقب آن بود. ایشان کُند و ناکارآمد شدن حربه تحریم در صورت مقاومت مدبرانه در مقابل آن را یکی دیگر از واقعیات دانستند و افزودند: فشارهای اقتصادی کنونی بر ضد نظام اسلامی، همچون گذرگاه و برهه ای است که کشور از آن عبور خواهد کرد زیرا ادامه طولانی مدت آن به نفع کشورهای غربی نیست. ایشان تأکید کردند: مشکلات اقتصادی کشورهای غربی با مشکلات اقتصادی کشور ما تفاوت اساسی دارد زیرا مشکلات ما همانند مشکلات گروه کوهنوردی است که در حال حرکت به سمت قله، دچار مشکلاتی می شود اما حرکتش همچنان ادامه دارد در حالیکه مشکلات اقتصادی غرب همانند اتوبوسی است که در زیر بهمن مانده است.

خامنه‌ای از رسیدن به آرمان و قله سخن میگوید و مشکلات اقتصادی کنونی که به ویژه بر اثر تحریمهای بین المللی به شدت تشدید شده است را هزینه رسیدن به آرمانها میداند. او از کدام آرمان سخن میگوید؟! مردم ایران برای رسیدن به کدام هدف «متعالی» این چنین مورد فشار قرار گرفته‌اند؟! تحریمهای شدیدی که در چند سال گذشته بر کشور وضع شده و به ویژه در چند ماه گذشته تشدید شده است، بر اثر بلندپروازی‌های هسته‌ای سران رژیم بوده است. لذا به نظر میرسد آرمان بزرگی که خامنه‌ای از آن سخن میگوید در حقیقت آرزوی او و دیگر ملایان و نظامیان در راس قدرت میباشد که چیزی جز دستیابی به سلاح اتمی نیست. اینها سلاح اتمی را تضمین کننده قدرت خود میدانند وگرنه این کدامین قله است که مردم ایران خود از حرکت به سمت فتح آن ناآگاهند؟! اساسا چگونه به خود اجازه میدهند مردم ایران را ناخواسته به کوهنوردی ببرند؟! خامنه‌ای و اطرافیانش، ۷۵ میلیون ایرانی را گروگان گرفته‌اند تا به بلندپروازی‌های هسته‌ای خود جامه عمل بپوشانند و حالا با بی شرمی تمام به مردم میگویند که صرفه جویی کنید، از آنها میخواهند که تحمل کنند!!

بر خلاف سخن خامنه‌ای، هیچ نشانه‌ای مبنی بر کاهش تحریم‌ها دیده نمیشود. در حقیقت در سالهای گذشته بر شدت تحریم‌ها به شدت افزوده شده است. این که خامنه‌ای میگوید ادامه تحریم‌ها به نفع کشورهای غربی نیست، سخن درستی است. اما موضوع این است که هزینه دستیابی یک رژیم تروریستی و دیوانه به بمب اتمی برای کشورهای غربی‌ها به مراتب بیشتر از محروم شدن آنها از منافع مبادلات تجاری با حکومت است و دقیقا به همین خاطر تحریم‌ها وضع شده است. تحریم در حقیقت گزینه غیر نظامی برای اعمال فشار بر کشورهای یاغی است. گذرگاه  و برهه‌ای که خامنه‌ای از آن سخن میگوید برای کوبا بیش از ۵۰ سال است که ادامه یافته و همچنان این کشور تحت تحریم‌های همه جانبه است. این «برهه» برای کشور عراق بیش از ۱۲ سال طول کشید، منجر به مرگ بیش از ۵۰۰ هزار کودک عراقی بر اثر قحطی شد و در نهایت به حمله نظامی به عراق و انهدام همه زیرساخت‌های آن کشور و کشته شدن صدها هزار نفر عراقی بی‌گناه منجر گردید. برای کره شمالی هم به همچنین.

در حقیقت با افزایش تولید نفت عربستان و عراق، عملا رفته رفته نفت ایران از چرخه بازار در حال کنار رفتن است. با تحریم بانک‌های ایرانی، صادرات کشور به نابودی کشیده شده، ارزش پول ملی در ظرف چند ماه نصف شده است و هزاران نفر بیکار شده‌اند.

   ایشان افزودند: واقعیت دیگر این است که دشمنی این چند دولت مستکبر با نظام اسلامی به اصل نظام برمی گردد اما آنها تلاش می کنند که علت مقابله با ملت ایران را،  مسئله هسته ای و دفاع از حقوق بشر جلوه دهند.

این سخن مغلطه آمیز خامنه‌ای، ترفندی است برای فریفتن آن دسته از دلبستگان رژیم که با ادامه برنامه اتمی به دلیل هزینه‌های زیاد آن مخالف هستند. خامنه‌ای تلاش میکند اینطور نشان دهد که حتی اگر برنامه اتمی هم نمیبود، باز هم این تحریم‌ها و فشارها وجود میداشت. در حالی که این سخن دروغ محض است زیرا این سطح از تحریم کاملا بی سابقه بوده است و در هیچ دوره‌ای از عمر رژیم حتی در زمان جنگ یا گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا، وجود نداشته است.

حضرت آیت الله خامنه ای استثنا شدن 20 کشور از تحریم نفتی ایران و تلاش برخی کشورهای غربی برای دور زدن تحریم ها را از نشانه های امکان پذیر نبودن ادامه شرایط کنونی بر شمردند و خاطر نشان کردند: همه این واقعیات نشان می‌دهد که باید با توکل بر خدا،  افزایش خطرپذیری، استفاده از تدبیر و درایت، راه مقاومت را ادامه داد.

این سخن هم به هیچ وجه با واقعیت همخوانی ندارد. سیاستی که آمریکا دنبال میکند این است که به آن دسته از کشورهای متحد آن کشور که اقدام به کاهش قابل توجه خرید نفت ایران کرده‌اند، فرجه‌ای را میدهد. در حقیقت سیاست آمریکا این است که با اعمال فشار به دیگر کشورها، میزان فروش نفت ایران نهایتا به صفر برسد. بر اثر این سیاست، میزان فروش نفت ایران در چند ماه اخیر نصف شده و مشتریهای سابق نفت ایران به سمت عربستان و عراق و دیگر کشورهای نفت خیز متمایل شده و نفت آنها را جایگزین نفت ایرانی میکنند.

در نهایت اینکه بمب اتمی ممکن است بتواند بازدارندگی دفاعی ایجاد کند و رژیم خامنه‌ای را از خطر سقوط بر اثر حمله خارجی مصون کند، اما مسلما خطر اصلی که رژیم را تهدید میکند نه از خارج که از داخل و در نتیجه خشم مردم میباشد. ادامه فشارهای شدید اقتصادی بر مردم، در کنار ادامه سرکوب‌ها و نقض گسترده حقوق بشر، روز به روز بر خشم مردم خواهد افزود تا زمانی که این خشم و نفرت به نقطه انفجار برسد، آن زمان دیگر حتی بمب اتمی هم نمیتواند قدرت را در چنگال خامنه‌ای حفظ کند.  

سخنان نقل قول شده از سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی برداشته شده است.

در ضمن این نشاندن قالیباف بالای مجلس بغل دست خامنه‌ای هم جالب توجه است، به نظر میرسد دارند او را آماده بر عهده گرفتن پست‌های مهمتری میکنند!!

مطالب مرتبط:

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: