بایگانی برچسب‌ها: مجلس

جلسه امروز مجلس با حضور رئیس دولت به روایت تصویر

اوباش - Copy

در پاسخ به مجتبی واحدی؛ چرا مهدی خزعلی را جاعل و دروغگو نامیدم؟

جناب مجتبی واحدی در واکنش به مطالب اعتراضی برخی از وبلاگ‌نویسان نسبت به اقدام تعجب برانگیز روز پنج شنبه مهدی خزعلی در انتشار یک بیانیه جعلی، مطلبی را منتشر کرده‌اند. به عنوان یکی از کسانی که به این بدعت زننده خزعلی واکنش شدید نشان داده بودند بر خود لازم میدانم خطاب به آقای واحدی، پاسخی را درج نمایم. دیروز گفتم بیانیه جعلی، هنوز هم معتقدم جعلی است، زیرا شورایی که هنوز اعلام موجودیت نکرده بوده و هیچ کجا حتی اسمش هم مطرح نبوده است، نمیتواند به یکباره در شب انتخابات آن هم از جانب جنبش سبز بیانیه بدهد! من فکر نمیکنم در هیچ کجای دنیا اینگونه باشد که کسی مطلبی را در وبلاگش یا وبسایتش منتشر کرده و مدعی کل یک جنبش چند میلیونی شود! آیا هرکسی به تنهایی میتواند برای پیشبرد اهداف خود مدعی شود که شورایی تشکیل داده و از قول جنبش سبز بیانیه بدهد؟! اگر اینطور است پس من هم از قول جنبش سبز بیانیه بدهم! به نظر شما مسخره نیست؟!

مجتبی واحدی مینویسد:

آنها ابتدا این فرضیه رامطرح کرده‌اند که «خزعلی، عنوان شورای هماهنگی راه سبز امید را سرقت نموده است». سپس «عمل سرقت» توسط خزعلی را تقبیح ونهایتا حکم «مهدور الدم بودن» را همراه با «مجوز هتک حرمت» او اجرا نموده‌اند.

تشکیل شورا ضوابط و شرایطی دارد. بایستی ابتدا شورا اعلام موجودیت نماید و همزمان اساسنامه‌ای بیان کننده اصولی که شورا بر مبنای آنها شکل گرفته، ضرورت شکل‌گیری و اهداف شورا منتشر گردد. اعضا باید به طور علنی مشخص و شورا باید دارای دفتر، سخنگو و سایت باشد. با توجه به برخوردهای احتمالی حاکمیت، میتوان درک کرد که شورا [به ویژه اگر در داخل از کشور تشکیل شود] ممکن است نتواند نفرات خود را اعلام کند. قبول…! اما حتما پیش از صدور بیانیه بایستی اعلام موجودیت شود و اساسنامه و اهداف شورا در رسانه‌ها منتشر گردد تا مردم بدانند آیا شورای مذکور مورد قبول آنها هست و در جهت خواست آنها حرکت میکند یا نه! هیچ کدام از این مراحل درباره شورای کذایی طی نشده است! هر عقل سلیمی با دیدن یک اعلامیه از سوی یک گروه ناشناس در یک وبلاگ شخصی متوجه میشود که یک جای کار میلنگد! چگونه است که این شورای ناشناس به یکباره در شب انتخاباتی که مهدی خزعلی از ۳ هفته پیش یکسره برای گرم کردن تنور آن تبلیغ میکرده است تشکیل میشود و بیانیه‌ای را در سایت او و در حمایت از طرح او برای جلوگیری از تکرار حماسه تحریم دور اول انتخابات مجلس صادر میکند؟!  من از جناب واحدی تعجب میکنم که به عنوان یک فرد سیاسی، به جای اینکه به بیانیه جعلی منتشر شده در سایت خزعلی اعتراض کرده و از وی درباره چند و چون کار پرسش نمایند، به حمایت از وی میپردازند! شاید هم در پشت ماجرا هماهنگی‌هایی صورت گرفته است و ما بی‌خبریم!؟

هیچکس هم تاکنون از طرف خدا یا خلق خدا، جنبش سبز را به صورت یکجا تقدیم دوستانی که من هم اکثریت آنها را نمی‌شناسم ـ شورای هماهنگی راه سبز امید ـ نکرده نا هیچکس دیگر حق نداشته باشد از عنوان «جنبش سبز» برای انجام فعالیت سیاسی استفاده کند.

من خودم نسبت به ناشناس بودن نفرات شورای هماهنگی راه سبز معترض بوده و هستم. اما دستکم آنها منشوری (اساسنامه) را منتشر کرده و اهداف و اصول خود را آنجا بیان نموده‌اند! منِ نوعی به عنوان یک وبلاگ‌نویس میتوانم بروم منشور آنها را بخوانم و ببینم آیا آنها را میتوانم سخنگوی خود بدانم یا نه! با داشتن اساسنامه میتوانم از آنها انتقاد کنم (کماینکه کرده‌ام)، میتوانم بررسی کنم ببینم اقدامات و بیانیه‌های آنها در راستای اهداف ذکر شده در اساسنامه هست یا نیست!

باور کنید نمی‌توانستم آنچه را که می‌دیدم باور کنم. گویی همه فعالان اپوزیسیون، به صورت یکجا دچار مکاشفه شده و عامل اصلی همه نابسامانی‌ها وظلم ها در داخل ایران را شناسایی کرده‌اند . طبق این مکاشفه یا کشفیه، اگر مهدی خزعلی در حین اعتصاب غذا در زندان جمهوری اسلامی ، جان به جان آفرین تسلیم می‌کرد امروز، «ایران» یک «گلستان به تمام معنا» بود

جناب واحدی برداشت من این است که مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند. شخصیت‌های سیاسی تا زمانی مورد حمایت و توجه مردم هستند که حرف دل آنها را بزنند و در جهت خواسته‌های آنها فعالیت کنند. سیاستمداران و فعالین سیاسی مادامی که در این مسیر حرکت میکنند مورد حمایتند اما به محض اینکه از مسیرِ خواست مردم منحرف شدند، مورد انتقاد قرار گرفته و چه بسا مغضوب و مطرود میشوند. در مورد جناب خزعلی هم دقیقا همین اتفاق افتاد. تا زمانیکه ایشان [تا حدودی] در کنار مردم بود و افشاگری میکرد و از حاکمیت انتقاد مینمود، از حمایت نسبی مردم برخوردار بود، اما به محض اینکه در جهت گرم کردن تنور انتخاباتی حکومت حرکت کرد مورد انتقاد قرار گرفت. مهدی خزعلی باید از خود بپرسد که در این مدت پس از آزادی از زندان چه کرده است که حامیان خود را به منتقدان جدی مبدل نموده است؟ وقتی کسی دست به تلاشی شبانه روزی میزند و با انتشار دهها مطلب وبلاگی گوی سبقت را در گرم کردن تنور نمایش انتخابات از رسانه‌های حکومتی میرباید، مسلم است که مورد انتقاد قرار میگیرد. وقتی مهدی خزعلی به جای پاسخ دادن به دهها سوال مطرح شده درباره طرح بحث برانگیز خود و شنیدن صدای انبوه مردم تحریم کننده، سخنان آزادی خواهانی چون پیمان عارف را به جهت پیشبرد اهداف خود تحریف و از قول زندانیان سیاسی بی نام و نشان بیانیه حمایتی منتشر میکند و نهایتا در جهت پیشبردن اهداف خود اقدام به انتشار بیانیه جعلی تکنفره از سوی جنبش سبز نموده و از این طریق در صفوف جنبش انشقاق و چند دستگی ایجاد مینماید، بدیهی است که از چشم مردم می‌افتد و حامیان خود را از دست میدهد! واقعیت این است که انتخابات سال ۸۸ نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود. به اعتقاد من انتخابات در جمهوری اسلامی به خط قرمزی برای مردم تبدیل شده است و هرکسی از این خط قرمز رد شود به سرعت مورد خشم و نفرت عمومی قرار میگیرد چه آنکه در مورد خاتمی دیدیم که چطور با رای دادن خود منفور مردم گردید. شرکت در انتخابات حکومتی تا زمانیکه قاتلان کشته‌شدگان اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸ مجازات نشده‌اند و نخبگان مملکت در زندان‌های رژیم به سر میبرند، خط قرمز باقی خواهد ماند.

توضیح:

۱- نگارنده ایرادات اساسی نسبت به اساسنامه منتشر شده از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید دارد و به ویژه آنجاییکه بر قانون اساسی رژیم تاکید شده است را قبول ندارد و با آن مخالف است.

۲- نگارنده پیشتر در هنگامه اعتصاب غذای مهدی خزعلی نسبت به وخامت حال او ابراز نگرانی نموده و پس از آزادی او قلبا خوشحال شده است! منتهی نگارنده بت و پیغمبر ندارد، از کسی بت نمیسازد، اگر اعتراضی بوده به خفه کردن صدای مخالف از سوی حاکمیت و به زندان بردن بی‌دلیل یک وبلاگ‌نویس منتقد و برای دفاع از آزادی بیان و عقیده بوده است. منتهی اگر سخنی را نابجا تشخیص دهد با دلیل و منطق با آن مخالفت میکند حتی اگر از سوی کسی باشد که مورد قبول همه مردم است!

مطالب مرتبط:

«بسیجی خیبر» جاعل و دروغگو از آب درآمد…!

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

مهدی خزعلی همگام و همصدا با علی خامنه‌ای از مردم دعوت کرده است که در انتخابات حکومتی شرکت کنند. وی در این راستا به تلاشی بی وقفه و شبانه روزی دست زده و در حمایت از طرح خود مبنی بر «تک رای به علی مطهری» دلایل عجیبی را ارائه میکند. در زیر به بررسی اجمالی برخی از این استدلالهای عجیب و بعضا متناقض میپردازم:

۱- مهدی خزعلی از یک سو به موفقیت کم نظیر مردم در تحریم نمایش انتخاباتی روز ۱۲ اسفند اذعان میکند و شهر در آن روز را شهر مردگان میخواند:

در دور نخست ـ دوازدهم اسفند ـ تن به نظرسنجی فضای مجازی داده و به احترام همه، از کانديداتوری منصرف و نوشتم که از خانه بيرون نميايم و رای نخواهم داد و پيش بينی کردم که شهر بوی مرده خواهد داد. آری چنين شد و شهر شهر مردگان بود

با این وجود وی در مطلب دیگری (+) و نیز در ویدئوی منتشر کرده مدعی میشود که تحریم بی نتیجه است و برای گفته خود دلیل می‌آورد که اپوزیسیون نظام ۳۳ سال است که تحریم کرده‌اند اما به نتیجه ای نرسیده اند! وی میگوید ما هر جا به نتیجه رسیدیم از طریق شرکت در انتخابات بود و در این مورد انتخابات سال ۷۶ را مثال میزند.

استدلال اول مهدی خزعلی یک ایراد اساسی دارد و آن اینکه بعد از تشکیل حکومت از سال ۵۷ تاکنون، این اولین باری بوده است که اکثریت مطلق گروهها و احزاب از احزاب درون حکومتی مثل مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی گرفته تا رهبران نمادین جنبش سبز در کنار تحریم کنندگان سنتی انتخابات قرار گرفته بودند و در نتیجه اولین باری بود که یک تحریم تمام عیار و تقریبا بی نظیر شکل گرفته بود و به همین خاطر روز رای گیری شهر دقیقا به شهر مردگان تبدیل شده بود؛ به گونه‌ای که با گذشت چندین هفته از زمان رای گیری هنوز ریز نتایج هر حوزه را منتشر نکرده‌اند! علاوه بر این به نظر من حرکت حکومت به سمت کوتاه آمدن از مواضع قبلی خود در قضیه هسته‌ای که از ابراز رضایت کشورهای ۵+۱ از مذاکرات مشهود بود خود یکی از نتایج این تحریم گسترده بود. تحریم گسترده مردم یکی از عوامل تاثیر گذاری بود که حاکمیت را به سرکشیدن جام زهر مجبور کرد و موجب شد که سران حکومت از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود که میرفت تا کشور را به جنگی خانمان برانداز با غرب و اسرائیل بکشاند کوتاه بیایند.

استدلال دوم مهدی خیلی هم بی اساس است، چه آنکه در دوران اصلاحات برای مدت ۸ سال، دولت و مجلس در اختیار اصلاح طلبان بود اما آنها نتوانستند کاری از پیش ببرند و شاهد لغو امتیاز فله‌ای مطبوعات، سرکوب مردم و دانشجویان در جریان کوی دانشگاه، قتلهای زنجیره‌ای و رد پی در پی طرحها و لوایح در شورای نگهبان بودیم که به روشنی و در عمل، عدم اصلاح پذیری رژیم با قانون اساسی کنونی را به اثبات رسانید.

مهدی خزعلی باید با شفافیت توضیح دهد چرا اینطور بر طبل انتخابات حکومتی میکوبد و تلاش میکند ضمن جلوگیری از تکرار حماسه تحریم گسترده انتخابات حکومتی، با فریب گروههایی از معترضان، شخصیت متحجر و واپسگرایی چون علی مطهری که مردان را چشم چران نامیده و با رسوم ایرانی و زبان فارسی سر جنگ دارد را روانه مجلس کند؟! اصلا فرض کنیم علی مطهری از بقیه بهتر است، کل مجلس اصلاحات نتوانست کاری از پیش ببرد، یک نفر در آن مجلس میخواهد چه کند؟!

۲- مهدی خزعلی در ویدئو منتشر شده از وی مدعی میشود که اکثر شخصیت‌های اصلاح طلب و مجمع روحانیون مبارز از جمله خاتمی، موسوی خویینی‌ها، منتجب نیا و غیره در نمایش حکومتی ۱۲ اسفند شرکت کرده‌اند و از این طریق میکوشد که برای طرح خود دلیل بیاورد. اگر واقعا این افراد رای داده‌اند [که داده‌اند] این افراد خیانت خود به خون کشته شدگان جنبش را نشان داده‌اند. این افرادی که رای داده‌اند دروغ گویی و بدقولی خود را اثبات کرده‌اند چرا که پیشتر اعلام کرده بودند تا مهیا نشدن شرایط شرکت نمیکنند، اما با وجود اینکه هیچ چیزی تغییر نکرده بود و بسیاری از افراد هنوز در زندان هستند و موسوی و کروبی در حصر خانگی به سر میبرند، شرکت کردند! با وجودی که مرتضوی قاتل کهریزک ارتقا مقام یافته بود و قاتلین ندا و سهراب و غیره پیدا نشده و مجازات نشده‌اند شرکت کردند! آقای خزعلی آن کسانی که رای دادند خائن هستند، شما هم اگر میخواهی به عنوان خائن شناخته بشوی برو رای بده! چه قبول کنید و چه نکنید، بازی در نمایش حکومت، تایید غیر مستقیم جنایت‌ها، دزدی‌ها و دروغهاست. شرکت در انتخابات با هر دلیل و توجیهی که باشد به معنای تایید رژیم است. از کی تا حالا کار ناشایست یک عده میتواند توجیه کننده کار ناشایست دیگری باشد؟! اینهایی که رای دادند به دنبال قدرتند، مردم ما خواهان تغییر و بهبود امور هستند که با رای دادن حاصل نمیشود زیرا رژیم از ریشه فاسد است!

۳-  مهدی خزعلی در مقاله خود در گویا مینویسد «در زندان که بودم نمی‌دانيد بازجوی من چه مانوری می‌داد که فلانی و فلانی و فلانی رای دادند». آقای خزعلی چطور شما متوجه نمیشوی که چیزی که بازجوها و بالادستی‌های آنها را خوشحال میکند همین رای دادنهاست؟ چرا تلاش میکنید که با اقدامات خود آنها را خوشحال کنید؟ روز شنبه پس از انتخابات را تصور کنید که بازجوهای اوین و رجایی شهر کرج و غیره بر سر زندانیان نگون بخت سیاسی ریخته و رای احتمالی شما را همچون پتک بر سر آنها میکوبند و تلاش میکنند که با پررونق نشان دادن انتخابات، آنها را از لحاظ روانی بشکنند. آیا با فکر کردن به این موضوع دچار عذاب وجدان نمیشوید؟ چرا با طرح خود سوهان روح زندانیان سیاسی میشوید و تن جانباختگان را در گور میلرزانید؟!

۴- مهدی خزعلی در چند مطلب مختلف در وبسایت خود مدعی میشود که به دلیل رقابت میان نماینگان دولت و اصولگرایان نزدیک به خامنه‌ای، نظارت بر انتخابات کنونی زیاد است و از این موضوع نتیجه گیری میکند که احتمال تقلب بسیار پایین می‌آید! این استدلال هم بسیار عجیب است. بالاخره ما یا تقلب در انتخابات سال ۸۸ را قبول داریم یا نداریم! اگر قبول داریم پس بایستی بپذیریم که وزارت کشور همان وزارت کشوری است که آن تقلب گسترده را انجام داد و شورای نگهبان هم تغییری نکرده است فلذا احتمال تقلب وجود دارد. آقای خزعلی باید توضیح دهد که چه تضمینی وجود دارد که تقلب و جا به جایی در آرا صورت نگیرد و آرای ما را به نفع باهنر، توکلی، کوثری، بذرپاش و بقیه نوچگان ولایت یا دولت شمارش نکنند؟

با توجه به توضیحات داده شده، از مهدی خزعلی انتظار میرود که به صراحت و با شفافیت به سوالات زیر پاسخ دهد:

۱- چه اختلافی میان دعوت علی خامنه‌ای از مردم و دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات حکومتی وجود دارد؟ چرا او همسو و همراستا با خواست حاکمیت حرکت میکند؟

۲- چرا مهدی خزعلی تلاش میکند که موفقیت باشکوه مردم در تحریم گسترده انتخابات در روز ۱۲ اسفند را لوث کند، آن را بی نتیجه نشان دهد و از تکرار آن در روز ۱۵ اردیبهشت جلوگیری کند؟

۳- چه تضمینی وجود دارد که در انتخابات پیش رو رای مردم شمرده شود و آرای مردم به نفع نامزدهای مورد حمایت رهبری یا دولت شمرده نشود؟! چرا مهدی خزعلی این انتخابات را مستثنی میداند و میگوید تقلبی نمیشود؟!

۴- وقتی کل مجلس اصلاحات (مجلس ششم) به دلیل قانون اساسی غیر دموکراتیک (وجود شورای نگهبان و رهبری) نتوانست هیچ کاری از پیش ببرد و هیچ طرح یا لایحه متفاوتی به تصویب نرسید، چطور یک فرد میتواند (اگر فرض کنیم بخواهد) نقش تعیین کننده‌ای ایفا کند؟

مطالب مرتبط:

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

مسعود بهنود در حوزه علمیه فیضیه

جناب مسعود بهنود که یادتان هست؟ ایشان همان کسی است که حدود هشت ماه پیش در برنامه پارازیت با افتخار تمام اعلام کرد که در تمامی معرکه‌های انتخاباتی در جمهوری اسلامی شرکت کرده است. وی در آن برنامه با چشم بستن بر تقلب و جا به جایی گسترده آرا در انتخابات پیشین و جنایتها و سرکوب شدید اعتراض‌های پس از آن، بر لزوم مشارکت مردم در انتخابات حکومتی تاکید و حضور مردم را بیش از ۶۰ درصد پیش بینی کرد! چه اتفاق جالبی که آمار پیش بینی شده ایشان دقیقا مطابق با آمار حکومتی از آب در آمد. البته امیدواریم که ایشان از آمار مشارکت واقعی که اخیرا لو رفته است -حدود ۳۸ درصد در کل کشور و ۱۸ درصد در تهران- هم مطلع شده باشند (منبع).

  اصل مطلب اینکه جناب مسعود بهنود سراسیمه به کمک برادر مهدی خزعلی شتافته و با بهره گیری از تسلط خویش بر ادبیات داستانی، مطلبی را در حمایت از پیشنهاد مهدی خزعلی و همراستا با تلاش‌های شبانه روزی وی جهت گرم کردن تنور انتخابات حکومتی نگاشته است. مطلب با اشاره بهنود به گزارشی قدیمی که وی مدعی است چهل سال پیش نگاشته است شروع شده و در ادامه نویسنده با استفاده از درونمایه عاطفی ماجرا (داستان) تلاش میکند که احساسات خوانندگان را برانگیخته و از آن جهت توجیه یا بهتر است بگوییم تبلیغ حضور مردم در پای صندوق‌های رای بهره برداری نماید. او در انتهای مطلب خود تکرار اشتباه انتخاب «بد» از میان «بدتر» را به مردم پیشنهاد میکند و میگوید که به «علی مطهری» رای دهید!

پایه‌های اصلی داستان بهنود را «استادی قفس ساز»، «مادری سخت کوش اما فقیر»، «کودکی معلول» و «قفسی فلزی» -که روزها در زمان خروج مادر از خانه جهت کار و رخت شویی، کودک در آن قرار داده میشود- تشکیل میدهند. بهنود از ناراحتی مادران از خرید قفس برای کودکان معلول خود میگوید و اینکه مدتها طول میکشد که از لحاظ اخلاقی قانع شوند که قفسی را سفارش دهند. در این داستان، قفس استعاره از صندوق رای است، چه آنکه بهنود خود در ابتدای مطلب میگوید «بر این قفس دخیل میبندیم» و یا باز در جای دیگر میگوید «بر این ضریح دخیل میبندیم». وی میگوید:

ما را با صندوق رای، مظهر انتخابات آزاد، به قاعده پیوندی است که با جان به در رود. ما در اطراف این ضریح می پلکیم. بر آن دخیل می بندیم . دنبال بهانه نمی گردیم برای گذاشتن و گذشتن. برعکس چشم از این صندوق بر نمی داریم. قهر نمی کنیم

استاد قفس‌ ساز، مادر سخت‌کوش و کودک معلول به ترتیب استعاره از حکومت، مردم و «دموکراسی نیم بند» هستند! بهنود خود به نقل از استاد قفس‌ ساز اشاره میکند که بارها شده است که مادری قفسی را سفارش داده است اما جرات بردن سفارش را نیافته است، یا به عبارتی زمانی که مردم به دلیل بی حاصل و اغلب غیر اخلاقی بودن شرکت در انتخابات حکومتی (بی توجهی به خون کشته‌شدگان)، رای نمیدهند. گاهی هم شده است که مادری یواشکی و نیمه شب آمده و قفس را به خانه برده است، چرا که تصور می‌کند که کار خلاف اخلاقی دارد انجام میدهد. این قسمت بسیار شبیه به ماجرای رای دادن پنهانی جناب سید خندان محمد خاتمی در دماوند است! پدر کودک در داستان بهنود غایب است. پدر استعاره از تحریم کنندگان انتخابات هستند که به پای کودک معلول (دموکراسی نیم بند) نمانده‌اند یا به عبارتی دموکراسی را در صندوق‌های رای حکومتی نمی‌یابند. بهنود در داستان خود از مادران سخت‌کوش اما فقیر (مردمی که رای میدهند) که بر این قفس دخیل می‌بندند و در انتخابات شرکت میکنند ستایش و پدران (تحریمی‌ها) را نکوهش میکند و لذا همگام با خزعلی، تلاش میکند که مردم را دعوت به حضور در انتخابات حکومتی بنماید.

اشتباه بهنود اما آنجاست که نمیداند یا نمیخواهد بداند یا خود را به ندانستن میزند که آن کودک معلول مدتهاست که مرده است. به عبارت دیگر از این امامزاده آبی گرم نمیشود! وقت خود تلف میکنید و زحمت ما میدارید (عمر حکومت را طولانی میکنید)!جناب بهنود، قفس خریدن برای کودک مرده به چه سود آید؟ این کاری عبث است و تنها پول به جیب استاد قفس ساز میریزد! جناب بهنود، حضور مردم در انتخابات حکومتی هیچ سودی برای آنها ندارد چه آنکه آن طفلِ علیلِ دموکراسی و نقش مردم در حاکمیت، دیر زمانی است که جان به جان آفرین تسلیم کرده است. کار درست را آن پدران تحریمی میکنند که به دنبال چاره رفته و به دنبال براندازی رژیم ضد مردمی و سرکوبگر جمهوری اسلامی هستند. آن مادرانی که هنوز بر این قفس‌ها دخیل میبندند ناآگاهند و احساسی رفتار میکنند. اینان با امید بستن به این قفس‌ها (رای دادن در انتخابات حکومتی) فقط حجره کاسبی استاد قفس ساز را گرم کرده و پول به جیب او میریزند.

کودک مرده قفس میخواهد چکار؟! از استاد قفس ساز قفس نخرید تا برشکست شود.

مطالب مرتبط:

مسعود بهنود و جهت وزش باد!

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

اول از همه بگویم که من نسبت به زندانی شدن بی دلیل و نقض آزادی بیان مهدی خزعلی مطلب نوشتم و اعتراض کردم  (+)، پس از آزادی او هم باز مطلب نوشتم و ابراز خوشحالی کردم (+). اما اعتصاب غذا، زندانی شدن و یا حتی کشته شدن یک فرد به دست یک دیکتاتور جنایتکار موجب نمیشود که نسبت به طرز فکر و عملکرد او انتقادی صورت نگیرد. اصولا اعتراض به زندانی شدن بی دلیل یک فرد الزاما نشانه تایید او و افکار او نیست بلکه به حرمت آزادی بیان و حقوق بشر صورت میگیرد.

اصل مطلب:

مهدی خزعلی از زمان آزادی از زندان حداکثر تلاش خود را به کار گرفته است تا مردم را به پای صندوق‌های رای بکشاند. در این راستا وی در هفت روز گذشته ۷ مطلب در توجیه شرکت در انتخابات نمایشی بر روی وبسایتش قرر داده است. مهدی خزعلی یک اصلاح طلب است و به رژیم وفادار و همانگونه که خودش هم در برنامه پارازیت گفت به ولایت فقیه پایبند است لذا شرکت او در انتخابات حکومتی چندان عجیب نیست همانطور که شرکت خاتمی عجیب نبود. اما چیزی که عجیب است تفاوت رفتاری مهدی خزعلی پس از آزادی از زندان با پیش از زندانی شدن است. قبل از زندان هم مهدی خزعلی معتقد بود که باید در انتخابات شرکت کرد و تحریم را مساوی با انفعال تفسیر میکرد (+)، اما خوب بعد از مشاهده مخالفت گسترده مردم به سرعت قانع شد و به قول خودش نه نامزد شد و نه رای داد (+). اما این بار با وجود مخالفت گسترده مردم [که هم در سایتش و هم در شبکه‌های اجتماعی به خوبی قابل مشاهده است] بر حرف خود اصرار میورزد، در حالیکه این ایده او از پیش شکست خورده است و چیزی بهتر از یک اسب تراوای دیگر از آب درنخواهد آمد [قبلا توضیح داده ام + +]. در نتیجه سوالی که پیش می‌آید این است که مگر چه چیزی تغییر کرده که رفتار خزعلی با ۴ ماه پیش تا به این حد متفاوت شده است و این چنین بر طبل انتخابات حکومتی میکوبد؟! جواب: در رفتار حاکمیت هیچ تفاوتی مشاهده نمیشود، تنها تفاوت در ۱- رای دادن سید محمد خاتمی و ۲- زندان رفتن خود خزعلی است.

لذا دو احتمال را میتوان درباره اصرار زیاد مهدی خزعلی به شرکت مردم در انتخابات و تبلیغ بی‌امان وی در اینباره مطرح کرد:

 ۱- همراهی با دیگر اصلاح طلبان برای پیشبرد پروژه‌ای که محمد خاتمی در ۱۲ اسفند آن را شروع کرد و هدف آن چیزی نیست جز فراهم کردن شرایط بازگشت مجدد اصلاح طلبان به بدنه قدرت. بدیهی است که اگر اصلاح طلبان بتوانند به هر روش و بهانه‌ای مردم را به پای صندوق بکشانند میتوانند از آن به عنوان اهرم فشاری برای تسریع بازگشت مجدد خود در بدنه قدرت استفاده کنند [اینجا بیشتر توضیح داده‌ام]. درست است که خزعلی سمت بالایی در تشکیلات اصلاح طلبان نداشته اما خاطرات خوش تجارت پر رونق و آسان زمان دولت اصلاحات برای انتشارات حیان و شرایط دشوار کنونی ممکن است او را به این سمت سوق داده باشد.

 ۲- احتمال دیگر این است که آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به تبلیغ برای انتخابات بوده باشد. این احتمال زمانی تقویت میشود که میبینیم در موارد قبلی مثل نسرین ستوده، هدی صابر یا زندانیان بسیار دیگر، نه تنها اعتصاب غذای آنها منجر به آزادی از زندان نشد که در مورد اول هنوز که هنوز است از دادن کوچکترین مرخصی به وی خودداری شده است و در مورد دوم به مرگ زندانی منجر گردید. از سوی دیگر آنطور که غلامعلی رجایی در وبلاگ خود مینویسد و میگوید که مهدی خزعلی هم تایید کرده است، وی با دستور مستقیم شخص رهبری از زندان آزاد شده است. سوالی که مطرح میشود این است که چگونه است که خامنه‌ای شخصا برای آزادی خزعلی وارد عمل میشود، اما زندانیان سیاسی دیگر به دادستان یا حتی به وکیل هم دسترسی ندارند؟! این احتمال وجود دارد که حاکمیت پس از مشاهده اعتراض اعضای جنبش سبز به زندانی شدن و اعتصاب غذای مهدی خزعلی و کاهش شدید شرکت کنندگان در مرحله اول انتخابات از یک سو و با توجه به پایبندی خزعلی به رژیم و ولایت فقیه و نیز دست به قلم بودن و شمار بالای خوانندگان نوشته‌های او از سوی دیگر، تصمیم گرفته باشد که به شرط نوشتن و تشویق مردم به شرکت در انتخابات، او را آزاد کنند تا با یک تیر دو نشان زده باشند [هم از فشار افکار عمومی و سازمانهای بین‌المللی به خاطر زندانی بودن و اعتصاب غذای او بکاهند و هم اینکه شاید نوشته‌جات او بتواند جنبش سبز را به پای صندوق بکشاند].

دلیل این تغییر رفتار خزعلی هرچه که باشد خوشبختانه تاکنون جواب نداده است. زیرا مردم با هوشیاری تمام یک نــــــه بزرگ به دعوت خزعلی برای شرکت در انتخابات حکومتی و گرم کردن تنور آن برای حاکمیت گفته‌اند. این مخالفت‌های گسترده هم در وبلاگ و فیسبوک خزعلی و هم در شبکه‌های اجتماعی با حجم زیاد مطالب اعتراضی به وضوح قابل مشاهده است.

مطالب مرتبط:

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

چند ماه پیش مهدی خزعلی عزم جزم کرده بود که در انتخابات مجلس نامزد بشود. این مطلب را در سایت خود هم نوشته بود (+) و با تفاسیر خاص خود مدعی میشد که تحریم منفعلانه است و باید در انتخابات شرکت کرد. من در آن زمان در اعتراض به این حرکت مطلبی نوشتم، خوشبختانه آن زمان جوی هماهنگ در میان اپوزیسیون برای عدم شرکت در انتخابات فرمایشی شکل گرفته بود و حتی اصلاح طلبان [مشارکت، مجاهدین، اعتماد ملی، …] هم که شانس رد صلاحیت نامزدهای خود را بالا میدیدند، با آن همصدا شده بودند. با مشاهده این وضعیت و نیز عدم همراهی مردم، مهدی خزعلی هم از حرف خود کوتاه آمد و به گفته خود نه نامزد شد و نه رای داد (+). از آن سو دیدیم که محمد خاتمی با وجود اینکه شرایط ۳ گانه‌اش برآورده نشده بود، روز ۱۲ اسفند رفت و دور از انظار عمومی در دماوند (!) رای داد و حرکت خود را «رای به جمهوری اسلامی» و علت شرکت را «تلاش برای باز نگاه داشتن پنجره‌های اصلاح طلبی»، [بخوانید: تلاش برای حضور مجدد اصلاح طلبان در قدرت] معرفی کرد (+). از چند روز پیش دو خبر جدید و حائز اهمیت منتشر شد، ۱- درخواست مهدی خزعلی در سایتش برای حضور مردم در انتخابات و رای دادن به علی مطهری، با وجود همه اظهارات ضد ایرانی و طرز فکر شدیدا مذهبی و دفاعش از حجاب اجباری! و ۲- سخنان محمد رضا خباز از حزب اعتماد ملی که از عزم اصلاح طلبان برای مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ با محوریت خاتمی سخن گفته است (+).

این اتفاقات نشان میدهد که اصلاح طلبان بی توجه به تقلب بزرگ، سرکوب و کشتار مردم در خیابان و کهریزک، ادامه حصر موسوی، کروبی و رهنورد و احکام حبس طولانی مدت زندانیان سیاسی و عقیدتی در سه سال اخیر همچنان پایبند به دیکتاتوری ولایت فقیه هستند و به دنبال روزنه‌ای برای ورود مجدد در بدنه قدرت. در این میان آنها به دنبال این هستند که با فریفتن [دستکم] قسمتی از جنبش سبز و قانع کردن آنها برای شرکت در انتخابات فرمایشی دور دوم مجلس شورای اسلامی، پایگاه اجتماعی [نداشته] خود را به رخ حاکمیت کشانده و از آن به عنوان ابزار چانه زنی برای تسریع ورود مجدد خود در ساختار قدرت استفاده کنند. برخلاف ادعای مضحک مهدی خزعلی، خیلی مشخص و مبرهن است که حضور مردم در پای صندوق و رای دادن به علی مطهری به هیچ وجه نمیتواند اعتراض بر علیه حاکمیت تلقی شود و همچون طرح اسب تروا از پیش شکست خورده است زیرا از یک سو حاکمیت به سرعت با ابزارهای تبلیغاتی خود آن را تایید مشروعیت و محبوبیت خود تفسیر کرده و از سوی دیگر به راحتی میتواند آرا را به نفع فرد دیگری مهندسی کند [همانطور که قبلا میلیونها رای را جا به جا کرده است]. گمانه زنی‌ها درباره تلاش اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز زمانی به واقعیت نزدیکتر میشود که میبینیم امروز مجددا فراخوانی خطاب به «جنبش مدنی ایران» [جنبش سبز ؟] برای حضور در انتخابات فرمایشی و رای دادن به علی مطهری از سوی یکی دیگر از اصلاح طلبان یعنی «رحمت الله بیگدلی» در سایت مهدی خزعلی منتشر میشود تا این سایت را علنا تبدیل به ارگان تبلیغاتی ستاد علی مطهری و جولانگاهی برای فریب جنبش سبز و مصادره حضور احتمالی طرفداران آن در انتخابات به عنوان پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان، کرده باشد!

البته با توجه به هوشیاری مردم و سلب اعتماد از حاکمیت و اصلاح طلبان [به ویژه پس از رای دادن خاتمی]، پروژه حضرات از پیش شکست خورده به نظر میرسد، چه آنکه اکثریت قریب به اتفاق نظرات مردم در زیر دو مطلب سایت مهدی خزعلی اعتراضی و اعلام عدم حضور در انتخابات است.

مطالب مرتبط:

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

ابطال آرای حوزه انتخابیه دماوند معنادار و در حکم تو دهنی به اصلاح طلبان است!

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

چند بار از یک سوراخ باید گزیده شد؟! چند بار میخواهید از میان بد و بدتر، بد را انتخاب کنید؟ سال ۷۶ از ترس ناطق نوری، به محمد خاتمی رای داده شد! سال ۸۴ از میان بدتر هاشمی رفسنجانی، بد احمدی نژاد را انتخاب کردند! انتخابات مجلس و شوراها به همین ترتیب! حالا این بار زمزمه‌هایی از لزوم انتخاب بد علی مطهری از میان بدترها شنیده میشود و این بار مهدی خزعلی پیشقراول ماجرا شده است! این دعوت به حضور در انتخابات در شرایطی از سوی خزعلی صورت میگیرد که تقریبا برای اکثر مردم مشخص شده است که سیستم انتخابات کنونی در جمهوری اسلامی به دلیل رد صلاحیت گسترده، از همان ابتدا کاملا غیر دموکراتیک بوده و علاوه بر آن در آرای مردمی هم دست برده شده و تقلب‌های عمده‌ای صورت میگیرد به گونه‌ای که برندگان نهایی انتخابات نه با رای مردم و از طریق صندوق رای که از قبل و در بیت رهبری مشخص شده‌اند. واقعا برای من عجیب است چرا عده‌ای نمیتوانند [یا نمیخواهند؟!] این واقعیت را بپذیرند که در جمهوری اسلامی رای دادن یا ندادن آنها کوچکترین تاثیری در انتخاب شدن یا نشدن یک فرد نداشته و این ولی فقیه است که نهایتا تصمیم میگیرد اسم چه کسی از صندوق بیرون بیاید! شاید هم همه اینها را میدانند و مانند خاتمی میروند رای خود به جمهوری اسلامی را در صندوق بیندازند و از این طریق پایبندی خود به سیستم را اثبات کنند؟!

امروز مهدی خزعلی در وبلاگ خود مطلبی نوشته و از مردم دعوت کرده است که در دور دوم انتخابات مجلس که ۳ هفته دیگر برگزار میشود شرکت کرده و به علی مطهری رای دهند! تاکتیک به کار رفته همان تاکتیک رسانه‌های حکومتی مبنی بر جلب حضور مردم و گرم کردن تنور انتخابات حکومتی است منتهی تکنیک اندکی با آنها متفاوت آنهاست. خزعلی تحریم و عدم شرکت در انتخابات حکومتی را نشانه «رادیکالیسم و انفعال» دانسته و با نادیده گرفتن غیر آزاد بودن پروسه انتخابات و سابقه حکومت در مهندسی گسترده آرا از مردم دعوت میکند که به پای صندوق رای رفته و در اقدامی احمقانه از سوراخ مذکور مجددا نیش خورده و بسان گذشته، از میان بدترها، بد [یعنی علی مطهری] را انتخاب کنند!

وی مینویسد:

این بار بجای انفعال و تحریم، همه به پای صندوق های رای می رویم و با تک رای به «دکتر علی مطهری»، تنها صدای اعتراض مجلس هشتم را تایید می کنیم، این یک تلاش مدنی و یک اعتراض مسالمت آمیز است، ما همه نقد های خویش را به همه خطاهای جناح حاکم، در یک برگ تک رای به صندوق می اندازیم. ما با این تک رای به حبس و رد صلاحیت رقیب اعتراض می کنیم، به تعطیلی ۶۳ درصد اصول قانون اساسی اعتراض می کنیم، اگر نمی توانیم طبق اصل ۲۷ قانون اساسی تظاهرات مسالمت آمیز داشته باشیم، با انداختن یک تک رای به صندوق های تهران، راهپیمایی اعتراض آمیز خاموشی را سامان می دهیم!

مهدی خزعلی ادعا میکند که رای دادن به علی مطهری که به گفته او تنها صدای اعتراض مجلس هشتم بوده است، به منزله اعتراض به حاکمیت و تعطیلی قانون اساسی است. مشخص نیست بر چه اساس و منطقی او به چنین نتیجه‌ای رسیده است! مگر نه اینکه عدم شرکت مردم در انتخابات [انتصابات]، خود قوی‌ترین و رساترین فریاد اعتراضی است که هر فرد میتواند به غیر آزاد بودن انتخابات داشته باشد؟

علی مطهری کیست؟

علی مطهری اگر واقعا در چارچوب استانداردهای رژیم عمل نمیکرد و پایبند به حکومت و پیرو بی چون و چرای ولی فقیه نمیبود، اصولا از فیلتر شورای نگهبان رد نمیشد، مشابه بقیه باصلاحیت‌ها و آدم‌های مستقل همان اول کار رد صلاحیت میشد. علی مطهری همان فرد دگم و متحجری است که مردان را «چشم چران» خوانده و برای حجاب اجباری سینه چاک میکند به گونه‌ای که صدای اعتراض تاجزاده هم از داخل زندان بلند میشود (+ ، +). علی مطهری همان کسی است که با استناد به اینکه «عربی زبان دین ماست» به شدت به فرهنگستان زبان فارسی به خاطر تولید لغات جایگزین فارسی برای لغات عربی [فارسی سازی زبان] اعتراض میکند (+). علی مطهری همان کسی که به بهانه انتقاد از جریان انحرافی، به صحبت کردن از دو شخصیت ملی ایرانیان یعنی فردوسی و کوروش اعتراض کرده و از لزوم پرداختن به فرهنگ وارداتی و البته تحمیل شده اسلامی و دینی سخن میگوید (+)! یک چنین فرد متحجر، با تفکرات واپسگرا و البته ضد ایرانی تبدیل شده است به قهرمان عده‌ای و سنبل اعتراض به حاکمیت، به گونه‌ای که میخواهند بروند به او رای بدهند! واقعا مضحک و البته رقت‌انگیز است!

اصلا فرض کنید علی مطهری به مجلس راه یافت. مجلسی که خود هیچ کاره است و از خود هیچ اختیاری ندارد و فقط دنباله روی ولی فقیه بوده و به جز پیروی کورکورانه از بیت رهبری قدم از قدم نمیتواند بردارد، چه ارزشی دارد؟ چه چیزی را میخواهد تغییر دهد؟ کل مجلس بی اختیار است، یک نفر چکار میتواند بکند؟ البته که مثل مجلس هشتم، هیچ کار!

افسوس که عده‌ای متوجه نیستند یا شاید هم نمیخواهند متوجه بشوند؟! نمیدانم…!

مطالب مرتبط:

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

ابطال آرای حوزه انتخابیه دماوند معنادار و در حکم تو دهنی به اصلاح طلبان است!

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

با شرکت در انتخابات فرمایشی، تنور انتخابات را برای حکومت جنایتکار گرم نکنیم!

دو روز پیش در واکنش به فراخوان دکتر مهدی خزعلی مبنی بر لزوم نامزد شدن همه «بی صلاحیت‌ها» در انتخابات پیش رو، مطلبی نوشته و حضور در انتخابات را زمینه‌سازی برای سوء استفاده حکومت دانسته بودم. در پاسخ آقای خزعلی مطلبی در وبلاگ خود منتشر کردند. در زیر جوابیه من به آن مطلب ارائه میشود:

دکتر جان سلام، ممنون از پاسخ شما.

آقای خزعلی عزیز، بسیاری از مواردی که شما عنوان میکنید بیشتر حالت شعاری دارند. برخی از آنها هم به شدت ایده‌آل گرایانه هستند و با واقعیت میدان سیاسی حال حاضر ایران فاصله زیادی دارند. مثلا نوشته‌اید:

من با انفعال مخالفم، با تحریم مشکل ما حل نمی شود، من مبارزه با جناح انحصارطلب را در همه صحنه‌ها و میدان‌ها، توصیه می کنم،

بسیار عالی است. من هم با انفعال مخالفم. برای همین هم بر خلاف سالهای قبل در انتخابات سال ۸۸ شرکت کردم. چرا که هنوز اندک امیدی داشتم که امکان اصلاح رژیم وجود دارد. اما وقتی آن تقلب گسترده و سرکوب وحشیانه مردم پس از آن را دیدم، دیگر مطمئن شدم که این رژیم اصلاح‌شدنی نیست! چطور میخواهیم رژیمی را اصلاح کنیم که هیچ ابایی از انجام هر نوع جنایت ندارد؟ دکتر جان آیا عاملان و آمران مرگ بیش از ۷۵ شهید جنبش سبز مجازات شدند؟ سرانجام گزارش مجلس در مورد قاضی مرتضوی چه شد؟ آیا او مجازات شد؟! پس با چه رویی در انتخابات مشارکت کنیم؟!

مگر نه اینکه خامنه‌ای مسئول مستقیم شکنجه‌ها و سرکوب‌های صورت گرفته است؟ مگر نه اینکه او ولی فقیه و رهبر کنونی انقلاب است؟ مگر نه اینکه طبق نص صریح قانون نماینده مجلس باید التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه داشته باشد؟ (+) مگر نه اینکه التزام عملی به معنی پذیرش بی چون و چرا است؟ خامنه‌ای گفت که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است! او اعتراض‌های پس از انتخابات را فتنه نامید. در نظر او معترضان همه عامل بیگانه، بی‌بصیرت و فریب‌خورده بودند!  ماههاست که موسوی و کروبی به دستور مستقیم او در حصر هستند. نخبگان سیاسی و منتقدین در زندان‌های قوه قضاییه‌ای هستند که رییس آن مستقیما از سوی رهبری منصوب میشود!  آیا شما با بیانات و عملکرد خامنه‌ای موافقید؟ اگر نیستید پس شما التزام عملی به ولایت فقیه ندارید! یعنی بر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصولا انسانهای با وجدان و با شرف صلاحیت نماینده شدن در مجلس را ندارند!

آقای خزعلی، هدفم از این حرفها این است که به شما نشان دهم که مشکل ریشه‌ای تر و عمیق‌تر از این حرفهاست. مشکل از قانون اساسی است. قانون اساسی که دیکتاتور پرور است! قانون اساسی که اختیارات فراقانونی نظیر حکم حکومتی را به رهبر داده است! قانون اساسی که اختیاراتی نظیر نظارت استصوابی را به شورای نگهبان داده است؛ شورای نگهبانی که میتواند مصوبه مجلس را رد کند! یعنی چند نفر منصوب شده از سوی رهبر، میتوانند نظر چند صد نماینده که با رای مردم انتخاب شده‌اند را رد کنند! به همین راحتی!

گفته‌اید «با تحریم مشکل ما حل نمیشود». درست است اما با نامزد شدن و تحریم نکردن چه؟ فرض بگیرید که به دروغ مدعی شدید که التزام عملی به ولایت فقیه دارید و نامزد شدید و از فیلتر شورای نگهبان رد شدید و فرض محال بگیرید تقلبی هم صورت نگرفت و رای آوردید و رسما نماینده مجلس شدید. خوب یک ساز ناکوک در مجلسی فرمایشی چکار میتواند بکند؟ مگر نه اینکه تصویب مصوبات و طرح‌ها به رای اکثریت نمایندگان نیاز دارد؟ اصلا فرض محال بگیرید که سیستم نظارت استصوابی شورای نگهبان از کار افتاده بود و جمهوری اسلامی تقلب کردن و دست بردن در آرا را هم فراموش کرده بود و تعداد نمایندگان منتقد در داخل مجلس زیاد بود! دیگر مجلسی قوی‌تر از مجلس ششم متشکل از دو سوم نماینده منتقد و اصلاح‌طلب که تشکیل نمیشود! اگر به خاطر داشته باشید بیش از ۷۵ درصد مصوبات مجلس ششم با ایراد واهی «مغایرت با قانون اساسی» توسط شورای نگهبان منصوب خامنه‌ای رد شد. آیا حکم حکومتی خامنه‌ای به آن مجلس مبنی بر توقف بازنگری قانون اصلاح مطبوعات را به خاطر دارید؟ با این اوصاف شما به عنوان یک نماینده منتقد تنها میتوانید در نطق پیش از دستور نظرات خود را بگویید. تازه در همان نطق هم اگر پا را فراتر از خط  قرمزها بگذارید رادیو صدای شما را پخش نخواهد کرد! روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌ها هم که همه در دست حکومت و سپاه است! حتی ممکن است به خاطر ابراز نظرات خود به زندان بیفتید زیرا اخیرا و با تصویب طرح «نظارت بر نمایندگان» عملا مصونیت قانونی نمایندگان مجلس از تعقیب قضایی از بین رفته است!

با این حساب قطعا ضرر شرکت در انتخابات و داغ کردن تنور آن برای حکومت، به مراتب بیشتر از سود احتمالی در نتیجه ورود عده معدودی نماینده «غیر خودی» به داخل مجلسی تماما فرمایشی و مطیع رهبری و یا سود ناشی از رد صلاحیت گسترده و بی‌آبرو‌ شدن هرچه بیشتر حکومت میباشد. خوشبختانه امروز در خبرها آمده بود که شمار نامزدهای ثبت نام کرده به مراتب کمتر از دوره‌های قبلی بوده و از سوی اصلاح‌‌طلبان تنها عده‌ای معدود همچون تابش و یا اعلمی آن هم به صورت مستقل نامزد شده‌اند. البته آنها هم به احتمال زیاد رد صلاحیت خواهند شد!

نوشته‌اید:

مگر سلطنت‌طلب‌ها که 33 سال تحریم کردند به کجا رسیدند؟  کسانی که دهه 60 از قطار انقلاب پیاده شدند نیز سه دهه از حربه تحریم استفاده کردند!  آزموده را آزمودن خطاست، ما نمی خواهیم قطار انقلاب و نظام را به دست حرامیان و دزدان و رهزنان بسپاریم، ما در قطار می مانیم و می جنگیم و حرامیان و دزدان را بیرون می اندازیم.

آقای خزعلی عزیز، قطار انقلاب سالهاست که به بیراهه رفته است. در حقیقت به نظر من قطار انقلاب از همان زمانی که خلخالی ملعون با چراغ سبز خمینی بیرحمانه افراد زیادی را به قتل رسانید، از مسیر خود منحرف شد و هنوز که هنوز است به مسیر اصلی برنگشته است. مردم ایران برای به روی کار آمدن یک دیکتاتور دیگر به جای دیکتاتور قبلی انقلاب نکرده بودند! مردم ایران برای رسیدن به حکومتی دموکراتیک که در آن قانون برای همه برابر است، که در آن از فساد و دزدی از بیت‌المال خبری نیست، که در آن مملکت به تاراج نمیرود انقلاب کرده بودند. نه برای اینکه دزدی و دیکتاتوری در لوای سلطنت و اشرافیت به دزدان و جانیان در لباس دین و مذهب تغییر یابد!

آقای خزعلی! قطار انقلاب ترمز بریده است! اکنون قطار انقلاب با همه سرنشینان جنایتکار و فاسد خود با حرکتی شتابان در حال سقوط به زباله‌دان تاریخ است، خودتان را از آن قطار بیرون بیندازید و به جمع آزادی خواهان وطن بپیوندید!

در بخشی از مطلب خود نوشته‌اید:

من هر برگه رد صلاحیت را سندی متقن بر رسوایی انحصارطلبان می دانم، پس  داشتن 300 برگه رد صلاحیت، سندی محکمه پسند برای طرح دعاوی در مراجع قانونی است،

دکتر جان کدام مراجع قانونی؟! از چه سخن میگویید؟! وقتی میگویم سخنان شما شعاری است و با واقعیت فاصله دارد به همین خاطر است! مگر ما مراجع قانونی و قوه قضاییه مستقل و منصف داریم که بشود به آنجا اعتراض برد و نتیجه‌ای گرفت؟! مگر عاملان و آمران قتلهای زنجیره‌ای، فاجعه کوی دانشگاه سال ۷۸، کشتارهای سال ۸۸ و جانیان و تجاوزگران زندان کهریزک به مجازات رسیدند؟ شما به چه دلخوش کرده‌اید؟! وقتی نخست وزیر و رییس مجلس سابق همین نظام که معتقد به قانون اساسی و اصول این نظام هستند، بیش از ۳۰۰ روز است که بدون حکم دادگاه، جابرانه در حصر هست، وقتی که قائم مقام رهبری همین نظام تنها به دستور رهبر حکومت و بدون هیچ دادگاهی چندین سال در حصر خانگی بود، دادگاه کدام است؟ مراجع قانونی چیست؟!

در نهایت پیشنهاد من این است که به جای تحریم منفعلانه، انتخابات را فعالانه تحریم کنیم! یعنی اینکه از فضای نسبتا باز سیاسی که معمولا حکومت اندک زمانی قبل از هر انتخابات و برای تحریک مردم به شرکت فعال‌تر در انتخابات ایجاد میکند حداکثر استفاده را ببریم و مثل بهمن و اسفند سال گذشته آکسیون‌هایی را برنامه‌ریزی کنیم. همچنین پیشنهاد میکنم که در روز انتخابات به جای نشستن در خانه‌ها، در مکانی غیر از مکان‌های اخذ رای جمع شویم، عکس و فیلم بگیریم و نشان دهیم که در انتخابات شرکت نکرده‌ایم! البته حتما بایستی این مکان‌ها را از طریق شبکه‌های اجتماعی از چند روز قبل اطلاع‌رسانی کنیم. مطمئنا تحریم فعال، منفعلانه نیست، بلکه نوعی مبارزه مدنی و بسیار اثرگذار است.

دکتر جان پیام همسر شهید همت را خوانده‌اید؟

کلمه به نقل از او نوشته:

چون در انتخابات سال ۸۸ به شعور من توهین شده و بی بصیرت هستم و غیر خودی بعد از ۳۳ سال در انتخابات شر کت نمی کنم.

آقای خزعلی عزیز سپاس از وقتی که گذاشتید. برای شما سلامتی و بهروزی آرزو میکنم.

ارادتمند،

آلفرد

————-

پی‌نوشت: این مطلب پیش از اعلام عدم نامزدی دکتر خزعلی در انتخابات نوشته شده بود.

مطلب مرتبط:

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: