بایگانی برچسب‌ها: لیبرالیسم

علی شریعتی موجودی واپسگرا

دو روز پیش سالگرد فوت علی شریعتی بود. این فرد یکی از عقب مانده ترین و متحجرترین افراد به اصطلاح روشنفکر (!) در تاریخ معاصر ایران بوده است. اگر به نوشته جات وی مراجعه کنید و یا به سخنان او گوش فرا دهید، به عمق واپسگرایی این فرد پی میبرید. غلو نکرده‌ایم اگر  حکومت اسلامی کنونی را جلوه عملی اندیشه‌ها و نظریات علی شریعتی بدانیم. او به دموکراسی اعتقاد نداشت و معتقد بود که بایستی یک امام و یک رهبر غیر انتخابی بر جامعه حکومت کند و مردم را به سمت و جهتی که او آن را سعادتمندانه میدانست هدایت کند. علی شریعتی با استناد به تاریخ اسلام، خشونت را توجیه میکرد و شهادت را هدف عالی و برتر میدانست. از مخلوط تفکرات وی درباره ولایت، شهادت، مکتب و مجاز بودن خشونت، سازمان تروریستی مجاهدین خلق شکل گرفت (به این عکس نگاه کنید). علاوه بر این، هم ساواک و هم ملایان از نظرات و اندیشه او بهره بسیار بردند. اولی برای مقابله فکری و اندیشه‌ای با گروههای چپ و کمونیست و دومی برای پایه ریزی یک حکومت فاشیستی مذهبی مثل حکومت کنونی. در مجموع به نظر من نقش علی شریعتی در تاریخ معاصر ایران بسیار مخرب بوده است. دکتر عباس میلانی او را فردی افسرده میداند که میان ساواک و ملایان بند بازی بسیار کرد. همچنین در مورد چگونگی دادن کرسی استادی در دانشگاه مشهد به وی و نقش ساواک در این ارتباط سخنان جالبی گفته است که در زیر آنها را میتوانید بشنوید.

نمونه‌ای از نظرات علی شریعتی درباره ولایت، رهبری، دموکراسی و آزادی را میتوانید در زیر ملاحظه کنید.

  مردم باید زمام خود را به دست ولی بدهند وگرنه به گمراهی افتاده اند… امامت، منصبی است الهی و نه شورایی و انتخابی… امامت یک حق ذاتی است ناشی از ماهیت خود امام نه ناشی از عامل خارجی انتخاب. (۱)

 –  قبول و ارزش همه عقاید و اعمال دینی، منوط به اصل ولایت است. (۲)

 – آزادی و دموکراسی و لیبرالیسم غربی چونان حجاب عصمت به چهره فاحشه است. (۳)

 – باید اطاعتی کورکورانه و تشکیلاتی داشت… این معنای تقلیدی است که در تشیع وجود داشت و همین تقلید نیز برای غیر امام که نایب اوست در شیعه شناخته می شود. تقلید نه تنها با تعقل ناسازگار نیست، بلکه اساسا اقتضای عقل، تعبد و تقلید است. (۴)

 – اصل حکومت دموکراسی برخلاف تقدس شورانگیزی که این کلمه دارد، با اصل تغییر و پیشرفت انقلابی و رهبری فکری مغایر است، بنابراین رهبر انقلاب و بنیانگذار مکتب حق ندارد دچار وسوسه لیبرالیسم غربی شود و انقلاب را به دموکراسی راس ها بسپارد… (۵)

 – جهل توده‌های عوام مقلد منحط و بنده واری که رای شان را به یک سواری خوردن یا یک شکم آبگوشت به هر که بانی شود اهداء می کنند و تازه اینها، غیر از آراء اسیر گوسفندی است… آراء راس ها… رهبری نمی تواند خود زاده آراء عوام و تعیین شده پسند عموم و برآمده از متن توده منحط باشد… (۶)

 – امام، انسان مافوق و پیشوا است. ابرمردی است که جامعه را سرپرستی، زعامت و رهبری می کند. دوام و قوام جامعه بوجود امام بستگی دارد. امام عامل حیات و حرکت امت است. وجود و بقای امام است که وجود و بقای امت را ممکن می سازد. امام، پیشوا است تا نگذارد امت به بودن و خوش بودن و لذت پرستی تسلیم شود و بالاخره پیشوا است تا در پرتو هدایت او، امت حرکت و جهت خویش را گم نکند. (۷)

 – رسالت سنگین رهبری در راندن جامعه و فرد از آنچه هست بسوی آنچه باید باشد به هر قیمت ممکن، بر اساس یک ایدئولوژی ثابت… اگر اصل را در سیاست و حکومت به دو شعار رهبری و پیشرفت- یعنی تغییر انقلابی مردم- قرار دهیم آنوقت انتخاب این رهبری بوسیله افراد همین جامعه، امکان ندارد زیرا افراد جامعه هرگز به کسی رای نمی دهند که با سنت ها و عادات و عقاید و شیوه زندگی رایج همه افراد آن جامعه مخالف است… کسی که با کودکان به سختی رفتار می کند و آنها را در یک نظم دقیق متعهد می کند و به آنها درس جدید تحمیل می کند، مسلما رای نخواهد آورد… امام مسوول است که مردم را بر اساس مکتب تغییر و پرورش دهد حتی علیرغم شماره آراء… رهبری باید بطور مستمر، به شیوه انقلابی- نه دموکراتیک- ادامه یابد… او هرگز سرنوشت انقلاب را بدست لرزان دموکراسی نمی سپارد… (۸)

 – امام در کنار قدرت اجرایی نیست. هم پیمان و هم پیوند با دولت نیست، نوعی همسازی با سیاست حاکم ندارد. او خود مسوولیت مستقیم سیاست جامعه را داراست و رهبری مستقیم اقتصاد، ارتش، فرهنگ، سیاست خارجی و اداره امور داخلی جامعه با اوست. یعنی امام، هم رئیس دولت است و هم رئیس حکومت و … شیعه پیروی از امام را بر اساس آیه اطیعوالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم توصیه می کند و امام را ولی امر می داند که خدا اطاعتش را در ردیف اطاعت از خود و اطاعت از رسول شمرده است و این تقلید نیز برای رهبری غیر امام که نایب اوست در شیعه شناخته می شود…. (۹)

منابع:

۱) شیعه یک حزب تمام ص ۱۵۱ و ۱۶۷

۲) اسلامشناسی، ج اول، ص ۸۶

۳) حسین وارث آدم ص ۹۹

۴) یاد و یادآوران، حسین وارث آدم

۵) امت و امامت و شیعه یک حزب تمام

۶) امت و امامت صفحات ۵۰۴ و ۶۰۴

۷) شیعه یک حزب تمام، امت و امامت

۸) امت و امامت و مسوولیت شیعه بودن و انتظار مذهب اعتراض

۹) امت و امامت

 

 مطالب مرتبط:

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

با شیوه «نقد راستین» از نوع سروش بهتر آشنا شویم…!؛ سروش: علی دشتی هوسرانی فرومایه و بی‌اعتقاد بود!

 احسنت به کسی که تندیس گوسفند را جایگزین تندیس علی شریعتی نمود!

علی شریعتی، جاده صاف کن خمینی بود، نقش او در بدبختی امروز ما، اگر بیشتر از خمینی نباشد، کمتر نیست! (لینک به بیرون)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: