بایگانی برچسب‌ها: قانون اساسی

از قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تا وجدان بیدار ایرانیان آزاده!

قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تنها به جرم دزدی!!

قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تنها به جرم دزدی!!

بهمن، ماه به قدرت رسیدن آخوندها در سال ۵۷ در ایران و آغاز سقوط کشورمان به دره تباهی و نابودی است و چه تقارن عجیب و هولناکی که صبح امروز مصادف با اولین روز بهمن ماه سال ۹۱، آخوندهای حکومتی، جنایتی دیگر را مرتکب شدند و ۲ جوان تهدیست ایرانی را به قتل رساندند.

جرم این دو جوان که تنها ۲۳ و ۲۰ سال سن داشتند، «زورگیری» یا به عبارت دیگر تهدید یک فرد با چاقو و دزدیدن پولهای او بوده است. هر انسان بالغ و عاقلی میداند که باید میان جرم و مجازات، تناسبی وجود داشته باشد. علم به این موضوع، به داشتن تحصیلات حقوقی نیازی ندارد. این یک چیز منطقی و بسیار بدیهی است. این دو جوان حداکثر مرتکب جرم دزدی و تهدید با استفاده از چاقو شده اند که حداکثر مجازات آن، زندان است و شکی نیست که اعدام این دو جوان، قتل عمد محسوب میشود.

قتل این دو جوان ایرانی که به خاطر فقر و برای تامین ۴ میلیون تومان پول مورد نیاز برای درمان مادر بیمار متهم ردیف اول به دزدی متوسل شده بوده اند، قلب هر انسان آزاده ای را به درد می آورد. هر ایرانی با وجدانی باید به این رفتار وحشیانه حاکمان جمهوری اسلامی اعتراض کند.

جمهوری اسلامی نه تنها مرتکب قتل دیگری شده است که حتی در متوسل شدن این دو جوان به دزدی هم مسئولیت مسقیم دارد. بر اساس اصل ۴۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی، حکومت موظف است که نیازهای اساسی مانند تحصیل، مسکن، خوراک، پوشاک و درمان را به شکل رایگان در اختیار همه مردم ایران قرار دهد. اگر آخوندها به جای دزدی های چند هزار میلیاردی و صرف پول نفت برای کشتن مردم سوریه توسط رژیم بشار اسد و حمایت از تروریسم در سطح منطقه و یا باج دادن به چین و روسیه و دیگر کشورها، پول بیت المال را صرف همین مردم و در داخل ایران و صرف ایجاد شغل و مسکن و فقر زدایی میکردند، مادر این جوان در بیمارستان درمان میشد و چه بسا این دزدی اصلا صورت نمیگرفت!

لذا به عنوان نتیجه گیری نکات زیر را متذکر میشوم:

۱- دزدی و زورگیری کار زشت و ناپسندی است و شکی نیست که فرد مجرم باید مجازات شود، اما مجازات همواره بایستی با جرم، متناسب باشد. اعدام یک فرد به خاطر دزدی، غیر منطقی، ضد بشری و غیر قابل قبول است و قطعا و یقینا «قتل عمد» محسوب میشود.

۲- اعدام، قطع کردن آخرین حلقه از زنجیره ی وقوع جرم یعنی مجرم میباشد. در واقع مجازات مرگ، همچون پاک کردن صورت مساله است. سلسله عوامل زیادی دست به دست هم میدهند تا جرمی صورت بگیرد. باید به همه این حلقه های زنجیر پرداخت و مشکلاتی همچون «فقر»، «بیکاری» و «تبعیض» که در اغلب موارد از دلایل اصلی وقوع جرم میباشند را برطرف کرد، وگرنه قطعا کشتن مجرم، موجب جلوگیری از تکرار جرم در آینده نخواهد شد.

۳- در سال ۲۰۱۲،جمهوری اسلامی حدود ۵۸۰ نفر را اعدام کرده است که در مقایسه با سالهای پیش، جهشی شدید و هشدار دهنده را نشان میدهد. این افزایش قابل توجه از یک سو به خاطر عزم حکومت برای تشدید فضای رعب و وحشت حاکم بر جامعه به منظور جلوگیری از وقوع اعتراض ها به سوء مدیریت سران رژیم و گرانی های فزاینده است و از طرف دیگر حکایت از عدم نتیجه بخش بودن مجازات مرگ در کاهش وقوع جرم و نیز افزایش وقوع جرم و جنایت به دلیل وخیم تر شدن شرایط اقتصادی ایران در سالهای اخیر دارد.

در همین زمینه:

سرزمین من…!

اندر حکایت مردمی که به قصد تماشای «جان کندن» یک انسان به ورزشگاه رفته بودند…!

درخواست شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم برای راهپیمایی در سکوت، خیانت به خون شهدای جنبش سبز است

اعضای ناشناس شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم خواسته‌اند که در روز ۲۲ خرداد و در سالگرد تقلب بزرگ در سکوت راهپیمایی کنند [۱]. چرا در سکوت؟! چگونه ممکن است مردم خواسته‌های خود را در سکوت فریاد بزنند؟! یا چگونه ممکن است سکوت تظاهرکنندگان موجب تغییر رفتار حاکمیت شود؟! اساسا حکومت چگونه میتواند خواست تظاهرکنندگان را از سکوت آنها بفهمد؟! قرار دادن درخواست آنها از مردم برای انجام راهپیمایی در سکوت و عدم پاسخ به شعارها در کنار رفتارهای گذشته ایشان آنجا که به پایبندی جنبش سبز به قانون اساسی جمهوری اسلامی اشاره می‌کنند و یا استفاده مکررشان از عباراتی همچون »امام راحل» و »آرمانهای انقلاب»، نشان میدهد که آنها از داده شدن شعارهای ضد حکومتی همچون شعار »نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و یا »جمهوری ایرانی» که اساس رژیم را هدف قرار میدهند و خواست اصلی طرفداران جنبش سبز می‌باشند، بیمناک هستند. نگویید از ترس واکنش خشونت آمیز حکومت گفته‌اند راهپیمایی در سکوت که اصلا قابل قبول نیست، چرا که تجربه دو سال اخیر به خوبی نشان داده است که این حکومت با هر نوع حرکت اعتراضی چه در سکوت و چه همراه با شعار برخورد شدید کرده است. به یاد بیاورید راهپیمایی سکوت میلیونی مردم در روز ۲۵ خرداد سال ۸۸ را که حکومت چطور وحشیانه دستکم ۱۸ نفر [۲] را به شهادت رسانید (توضیح: منابع حکومتی مدعی هستند که در این روز ۷ نفر کشته شده‌اند[۳]).

به قیام‌های منطقه‌ای بنگرید و درس بگیرید! مردم کدام‌یک از قیام‌های چند ماه اخیر منطقه با تظاهرات در سکوت موفق به شکست دادن دیکتاتورهای کشورهای خود شده‌اند؟! ببینید چطور مردم سوریه نه در سکوت که با فریاد، خواست خود را بر دیکتاتور آن کشور تحمیل می کنند. در حالی که حکومت ظالم بشار اسد به راحتی آب خوردن آدم می کشد، عزم  مردم سوریه برای تغییر، دیکتاتور آن کشور را مجبور کرده است که هر روز از موضع قبلی خود عقب‌نشینی کند؛ چند هفته پیش لغو حالت فوق العاده پس از ۴۰ سال و دیروز صدور فرمان عفو عمومی در این کشور. اساسا در هر کجای دنیا که بنگرید معترضان در راهپیمایی‌ها پلاکاردهایی حاوی شعارهای خود را حمل میکنند و خواست خود را فریاد می‌زنند.

راهپیمایی در سکوت ۲ ایراد عمده دارد:
۱- نه تنها حرکت اعتراضی مردم را در نزد حکومت بی‌آزار و معترضان را فاقد اراده لازم برای مطرح کردن خواسته‌های خود نشان میدهد، بلکه به حکومت این فرصت را می‌دهد که اعتراض مردم و اهداف آن را تحریف کند. کمااینکه در دفعات گذشته دیدیم چطور عده ای از کودتاچیان با کمال بی‌شرمی مدعی شده بودند که مردم برای خرید به خیابان آمده بوده‌اند [۴].
۲- از آنجاییکه مردم در نتیجه خفقان تحمیلی شورای هماهنگی نمی‌توانند خواست خود را فریاد بزنند و صدای فریاد یکدیگر را بشنوند، رفته رفته شور خود برای شرکت در راهپیمایی‌های بعدی را از دست خواهند داد. همچنین زمینه برای سوء استفاده نفوذی های جمهوری اسلامی از جمله اصلاحات‌چی‌ها برای مصادره حرکت مردمی به نفع منافع حزبی و جناحی خود که چیزی جز ادامه حکومت کنونی نمی‌باشد، فراهم خواهد شد و آنها خواست خود را به عنوان خواست مردم مطرح خواهند کرد. در چنین شرایطی نهایتاً شأن جنبش سبز از یک خروش ملی در اعتراض به خفقان، دروغ، فساد و تبعیض موجود در دیکتاتوری جمهوری اسلامی، به یک لشگرکشی حزبی و قدرت نمایی به رقیب تنزل پیدا خواهد کرد. اتفاق ناخوشایندی که خیانت تمام عیار به خون شهدای دو سال اخیر جنبش سبز خواهد بود.

اگر حرفهای اخیر آقای خاتمی مبنی بر عذرخواهی از رهبری، شایعه‌های منتشر شده از سوی سایت‌های حکومتی مربوط به انتشار جزوه اصلاحات نوین و طرح آشتی ملی از سوی اصلاح‌طلبان [۵-۷] و رفتارهای محتاطانه شورای هماهنگی راه سبز امید که تنها نقش سرعت‌گیر در مسیر حرکت اعتراضی مردم را داشته است را در کنار درخواست اخیر آنها مبنی بر راهپیمایی سکوت قرار دهیم، نگرانی‌ها نسبت به تلاش اصلاح‌طلبان حکومتی برای مصادره جنبش سبز به سود منافع حزبی خود به شدت افزایش می‌یابد.

ختم کلام اینکه دعوت مردم به حضور در خیابان‌ها به نشانه اعتراض امر مطلوبی می‌باشد اما درخواست از مردم برای سکوت و عدم فریاد زدن خواسته‌هایشان نه تنها منطقی نیست بلکه مشکوک است. برآوردن بانگ الله اکبر بر فراز پشت بام ها هم امر مناسبی است و موجب وحشت در دل کودتاچیان شده، روحیه جنبش سبز را تقویت خواهد کرد اما چه بهتر که شعارهای ضد حکومتی نیز چاشنی این حرکت گردد.

منابع:
۱- سایت کلمه
۲- سایت رادیو فردا
۳- سایت بی بی سی
۴- سایت آخرین نیوز
۵- مشرق نیوز
۶- آزادی نیوز
۷- انتخاب نیوز

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: