بایگانی برچسب‌ها: فیلم

فیلم یک طرفه «من و تو» درباره رضا شاه

reza shahفیلم سفارشی من و تو با نام «رضا شاه» را دیدم. این هر چیزی بود به جز مستند. مستند تعریف و مشخصات خاصی دارد، کل منابع استفاده شده که در پایان فیلم ذکر شده بود ۴ تا کتاب اکثرا خاطرات نزدیکان و خانواده پهلوی بوده است!! بد نیست یک کسی به مسئولان «من و تو» گوشزد کند که مستند چیست و این چیزی که اینها ساخته اند و البته قبلا هم به همت رها اعتمادی برای محمد رضا شاه ساخته بودند (از تهران تا قاهره)، اسمش مستند نیست! حداکثر یک روایت تاریخی است که یک گروه خاص (طرفداران دیکتاتوری پهلوی) ارائه میکنند! مستند چیزی است که بر اساس مدارک و شواهد مورخان و تاریخ دانان معتبر و بی طرف ساخته میشود و از آن مهمتر نظر هر دو گروه طرفدار و مخالف به شکل بی طرفانه شنیده و آنهایی که واقعیت است بدون کم و کاست بازتاب داده میشود.

در این فیلم تنها به دستاوردهای دوران سلطنت رضا شاه پرداخته شده بود و کوچکترین اشاره ای به فساد دربار و شخص شاه، استبداد رضا شاه، و سرکوب وحشتناکی که بر کلیه اشخاص و گروههای منتقد و مخالف در دوران او و به ویژه از ۱۳۱۱ به بعد صورت گرفت، نشده بود! حالا بنده یک سوالی دارم! مگر فقط دستاوردهای مادی و راه و جاده و اینها ملاک است؟! اگر اینگونه است که همین آخوندهای متحجر و وحشی حاکم بر ایران هم کم خدمات نداشته اند! مگر در همین حکومت آخوندی کم سد و جاده و بزرگراه و دانشگاه و کارخانه صنعتی و اینها ساخته شده؟ مگر نه اینکه تقریبا به همه ایران، برق و آب و گاز و تلفن رسانده شده است؟! مگر نه اینکه میلیونها نفر دانشجو داریم؟! پس لابد بر طبق منطق مسئولان من و تو، آخوندها هم «پدر ایران مدرن» در دهه های اخیر هستند!! آخه این چه منطقیه؟! مگر میشود جنایتها و سرکوبها و زندانها و شکنجه ها و فسادها و دزدی ها و رشوه ها و حق خوری ها را ندید و فقط راه و جاده و راه آهن و ظواهر پیشرفت را دید؟!

یرواند آبراهامیان تاریخ دان برجسته دانشگاه های پرینستون و آکسفورد در صفحه ۱۳۹ کتاب «تاریخ ایران مدرن»» به یک نمونه از فساد رضا شاه اشاره میکند. او به نقل از یکی از مورخان هوادار رضا شاه (تاکید میکنم هوادار!) مینویسد که هنگام مرگ، رضا شاه حدود ۳ میلیون پوند پول ثروت داشته و حدود ۱ و نیم میلیون هکتار زمین حاصلخیز به ویژه در مازندران را در دوران سلطنت خود تصاحب کرده بوده است!! بماند که روزنامه واشنگتن پست آمریکا موجودی حسابهای رضا شاه در خارج از ایران را دستکم ۲۰ میلیون دلار برآورده کرده بوده است! رقمی که با توجه به ۱۸ برابر بودن ارزش دلار ۷۰ سال پیش نسبت به حال حاضر، به رقم نجومی ۳۶۰ میلیون دلار فعلی میرسد! (اسناد مربوطه و اطلاعات بیشتر در این لینک)

درباره سرکوب شدید مخالفان و منتقدان توسط رضا شاه هم که اسناد و مدارک غیر قابل انکاری وجود دارد. اکثرا یا زندانی شدند یا کشته شدند یا به مناطق دورافتاده تبعید شدند! حتی همین اطرافیان رضا شاه مثل تیمورتاش و داور و بسیاری دیگر که اسمشان در این فیلم هم آمد و جزو افراد بسیار نزدیک به شاه و در زمره معتمدان او بودند هم در سالهای پایانی مورد غضب شاهِ تمامیت خواه قرار گرفتند و یا ترور شدند یا به زندان افتادند و یا به شکل مرموزی سر به نیست شدند! این فیلم سفارشی به هیچ کدام از اینها اشاره نمیکند!

در ضمن در ابتدای این فیلم در ۲ قسمت به دکتر محمد مصدق -اولین دارنده دکترای حقوق در ایران- اشاره شد. جالب است بدانید که مصدق در دوران سلطنت رضا شاه تنها به صرف اینکه حاضر به پذیرش پست وزارت نشد و جزو منتقدان شاه محسوب می گردید به مدت ۱۶ سال از سال ۱۳۰۳ تا ۱۳۱۹ در حبس خانگی بود. سپس در سال ۱۳۱۹، رضا شاه حتی مصدقِ در حبس خانگی را هم نتوانست تاب بیاورد و او را برای مدت ۶ ماه به زندان انداخت. تمام اینها مستند است بروید بخش مربوط به «دکتر محمد مصدق» جلد اول کتاب Eminent Persians اثر دکتر عباس میلانی را بخوانید این موضوع در آن کتاب هم آمده است!

لازم به تاکید مجدد نیست که رضا شاه خدمات خوبی در مجهز کردن ایران به سخت افزار مدرنیته ارائه کرد اما نباید نقاط منفی او را نادیده گرفت! اصولا من معتقدم که نباید تاریخ را سیاه و سفید دید، اشکال اکثر ما ایرانی ها این است که تمایل داریم از یک فرد فرشته یا شیطان بسازیم! این چنین چیزی امکان پذیر نیست! تاریخ و شخصیت های تاریخی خاکستری اند و باید هم نقاط مثبت را دید هم عملکرد منفی را! تاریخ را سیاه و سفید نگاه نکنیم!

در پایان متاسفم که شبکه تلویزیونی پر بیننده من و تو -که من خودم هم به برنامه هایش علاقه زیادی دارم-، حاضر نشد فیلمی به معنای واقعی مستند و بی طرفانه از دوران سلطنت رضا شاه بسازد و به ارائه نمایشی سفارشی گونه که صرفا نقاط مثبت را در بر میگرفت، بسنده کرد، دقیقا شبیه فیلم قبلی با عنوان «از تهران تا قاهره» که در آن تنها از یک زاویه به قضیه پرداخته و تنها به بازتاب سخنان و درد دلهای بیوه شاه سابق بسنده شده بود!! نگویید شاید بلد نیستند مستند بسازند که اتفاقا به نظرم اگر بخواهند خیلی خوب بلدند چرا که مستند ۳۷ روز (درباره نخست وزیری زنده یاد بختیار) را خیلی خوب ساخته بودند!

اهدای اسکار به «آرگو» رنگ و بوی سیاسی داشت!

معرفی آرگو به عنوان بهترین فیلم سال در مراسم اسکار توسط میشل اوباما به طور مستقیم از داخل کاخ سفید!

جایزه اسکار بهترین فیلم سال به «آرگو» رسید، فیلمی درباره گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران؛ یعنی دقیقا موضوع حساسی که عامل اصلی قطع روابط دو کشور ایران و آمریکا و ادامه خصومت ۳۴ ساله میان دو کشور بوده است!

اصلا دوست ندارم فردی باورمند به «تئوری توطئه» جلوه بکنم اما واقعیت این است که احساسی که حالا و مدت اندکی پس از تماشای اهدای اسکار به آرگو دارم این است که این حرکت، سیاسی بود یا حداقل با رنگ و بوی سیاسی صورت گرفت! به گمانم اصلی ترین عاملی که موجب این احساس شد، اهدای جایزه از سوی میشل اوباما -همسر رئیس جمهور آمریکا- بود. برای معرفی برنده اسکار بهترین فیلم سال، ابتدا جک نیکلسون بازیگر مشهور به روی صحنه آمد اما پس از سخنانی کوتاه، تریبون در اختیار میشل اوباما در داخل کاخ سفید قرار گرفت و او از طریق ویدئو کنفرانس، نامزدهای جایزه و سپس برنده اسکار یعنی آرگو را معرفی کرد!

برای من دشوار است که بپذیرم همه اینها اتفاقی و از روی تصادف به وقوع پیوسته است! این اولین باری بوده که فردی از داخل کاخ سفید، برنده جایزه اسکار را معرفی کرده است! در این برهه زمانی خاص، به فیلمی غیر دقیق با موضوعی سیاسی درباره ایران، از سوی همسر رئیس جمهور آمریکا، اسکار داده میشود! یعنی همه اینها تصادفی است؟! شکی ندارم که این واقعه، زمینه بهره برداری تبلیغاتی رسانه های حکومتی همچون فارس، کیهان و غیره را فراهم خواهد کرد. اینها سالهاست که مدعی «ماهیت سیاسی» جوایز سینمایی غربی به ویژه اسکار بوده اند. این واقعه مطمئنا آب به آسیاب آنها خواهد ریخت!

تصور من بر این است که این اتفاق پیامی هم برای مقام های جمهوری اسلامی داشت. آرگو در دو ماه اخیر جوایز متعددی از جمله جایزه بهترین فیلم سال را در دیگر جشنواره های مطرح سینمایی از جمله بفتا و گلدن گلوب هم برنده شده بود، لذا احتمال برنده شدن این فیلم در اسکار بیش از بقیه فیلم ها بود. حال با توجه به این نکته، اینکه میشل اوباما و آنهم از داخل کاخ سفید، اقدام به معرفی برنده جایزه کرد، به نظر من حاوی پیامی برای مقام های جمهوری اسلامی بود. این قضیه به ویژه در زمانی که فشارها و تحریم ها علیه ایران بیش از گذشته شده است و اوباما مرتبا بر فشارها بر مقام های جمهوری اسلامی به منظورعقب نشینی آنها از بلندپروازی های هسته ای خود می افزاید، حائز اهمیت میباشد….

کلیپ مربوط به معرفی آرگو به عنوان بهترین فیلم سال در مراسم اسکار توسط میشل اوباما آنهم از داخل کاخ سفید را میتوانید در زیر مشاهده کنید:

مطالب قبلی:

آقای داوود رشیدی عزیز قدر خود را بدانید!

امین حیایی! ۲۷۰ میلیون تومان گرفتی و در فیلم ضد مردمی بازی کردی! آیا ارزشش را داشت؟!

فرج الله سلحشور؛ از آتش زدن سینماها و کشتار مردم بی گناه تا ساخت سریال درباره پیامبران…!

از عکس جدید گلشیفته تا برداشت های جنسی و نژاد پرستی به سبک آریایی…!

خاک تو سرش، لیاقتش هم بیشتر از یه عرب نیست!
عرب ملخ خور شد آدم که رفته باهاش عکس انداخته؟!
حالم بهم خورد كثافت چرا عرب؟ تو اسطوره بودی…!
فقط مونده به عربها ب..ده
تف تو روش! آخه چرا عرب؟! آمریکایی بود زور نداشت! عرب آخه؟!
برا پول در آوردن تویی که لخت شدیو پا روی هر چی اخلاقیات گذاشتی همخوابه شدن با یه عرب سوسمار خور چیزی برات نیست.
اه اه اه ..عرب؟
هر كاری كردی و ميشه يه جورايی ناديده گرفت ولی آخه چرا ديگه رفتی سراغه عربا ؟!
من به شخصه گلشيفته رو خيلي دوست دارم ولي حالم از عرباي سوسمار خور بهم مي خوره كه عقلشون تو شرتشونه!
عرب در بیابان ملخ میخورد…سگ اصفهان آب یخ میخورد!!
خاک تو سرش – رفته بغل عربه
تن ایرانی شریف است به عرب ندهندش
نباید بره تو بغل این عرب ملخ خور، وای بر ما
واقعا متاسفم.ایرانی با عرب سوسمار خور عکس بگیره اونوقت نیشش اینقده باز باشه؟!
آخه چرا با این موش خور عکس گرفتی؟!

———-

عبارات بالا تنها گوشه ای بود از هزاران کامنتی که زیر عکسهای اخیر گلشیفته فراهانی در فیسبوک گذاشته شده است (لینک به دو نمونه + +). این نظرات آنقدر شگفت انگیز هستند که تصور میکنم ارزش یک کار آکادمیک جامعه شناختی را داشته باشد. من در اینجا به طور خلاصه نظرات شخصیم در این رابطه را بیان میکنم. به نظر من از اکثر کامنتها چند نتیجه بارز و مشخص زیر را میتوان گرفت:

۱- برداشت جنسی از عکسی معمولی. اکثریت این افراد، عکس گرفتن گلشیفته فراهانی با این فردی که با لباس عربی در تصویر دیده میشود را به منزله هم خوابگی با او تعبیر کره اند!! مشخص نیست چگونه این افراد با دیدن این عکس به چنین نتیجه ای رسیده اند؟! آنطور که من متوجه شدم در سومین روز از جشنواره فیلم ابوظبی، به افتخار میهمانان برنامه شامی تدارک دیده شده بوده که گلشیفته هم به عنوان بازیگر و با لباس رسمی در این برنامه شرکت کرده است. خوش و بش کردن و عکس گرفتن هنرمندان با یکدیگر و یا با دستندرکاران جشنواره یا برگزار کننده مراسم یک موضوع خیلی متداول و مرسوم هست که در همه جای دنیا صورت میگیرد و الزما معنا و مفهوم خاصی مبنی بر داشتن رابطه ندارد.

۲- غیرت، ناموس و احساس مالکیت بر جنس زن. برای رسیدن به این نتیجه باید عکس العمل ایرانی ها در قبال عکس منتشر شده  اصغر فرهادی با آنجلینا جولی در جریان مراسم گلدن گلوب که چند ماه پیش برگزار شده بود را به خاطر بیاوریم. هیچ کجا من به یاد ندارم که کسی آن عکس را به منزله همخوابگی فرهادی با جولی تعبیر کرده باشد یا مثلا به فرهادی به خاطر گرفتن عکس مذکور اعتراض کرده باشد (البته رسانه های حکومتی به دست دادن او با جولی اعتراض کرده بودند!). اما الان درباره عکس اخیر گلشیفته، در بسیاری از نظرات دیده میشود که افراد به این موضوع اعتراض دارند که چرا وی با یک مرد عرب عکس گرفته و به تعبیر آنها با او همخوابه شده است…! از مقایسه این دو واکنش متفاوت نسبت به دو عکسی که با شرایط مشابه گرفته شده است میتوان به این نتیجه رسید که تحت تاثیر فرهنگ دینی و اسلامی، ایرانیان بسیاری وجود دارند که شاید حتی به طور ناخودآگاه از اینکه یک زن ایرانی با یک مرد خارجی رابطه داشته باشد و یا حتی اگر فقط در کنار هم ایستاده باشند، خشمگین میشوند و به قول معروف غیرتشان غلیان کرده و خونشان به جوش می آید…!

۳- نژادپرستی. اما صرفنظر از دو مورد بالا، مهمترین چیزی که در اکثریت مطلق این نظرات به وضوح موج میزند، نژادپرستی است. نژادپرستی شاخ و دم ندارد! استفاده از عباراتی تحقیر آمیز نظیر ملخ خور، سوسمار خور و یا بوگندو در مورد اعراب که یک گروه بزرگ انسانی را تشکیل میدهند مصداق بارز نژادپرستی است.

در تعریف نژادپرستی میخوانیم:

نژاد پرستی تفکّر برتر دانستن یک نژاد بر نژاد (های) دیگر است. نژادپرستی نوع خاصی از تعصب است که بر مبنای استدلالات نادرست و عمومیت دادن برخی خصوصیات به گروهی از انسانها، به گونه‌ای غیر قابل انعطاف، شکل می‌گیرد. نژادپرستی میتواند به راحتی به تبعیض نژادی بینجامد. هرگاه فردی اجازه دهد عقاید متعصبانه اش مانع از رشد و حرکت دیگری شود تبعیض نژادی رخ داده‌است. و آنان که همه ی افراد یک نژاد را از برخی مشاغل خاص، مسکن، حقوق سیاسی، فرصتهای تحصیلی یا تعاملات اجتماعی محروم می‌کنند عاملان تبعیض نژادی هستند.

امروزه تقریبا در تمامی کشورهای پیشرفته، نژادپرستی یک بیماری روانی و دیوانگی فکری به حساب می آید و دولتها به کمک مدارس، رسانه ها و موسسات فرهنگی از سنین کم کودکان را آموزش میدهند که هیچ نژادی بر نژاد دیگر برتر نیست، هیچ نژادی هم پست و حقیر نیست. اصولا ارزش انسانها و موقعیت اجتماعی آنها نه با معیار نژاد، رنگ پوست، جنسیت و یا مذهب که بر اساس قابلیت های فردی، سوابق و تجربیات کاری و میزان تحصیلات تعیین میشود.

من از این افرادی که چنین کامنتهایی میگذارند و به منظور تحقیر، عربها را سوسمار خور، موش خور و یا ملخ خور میخوانند سوال میکنم که آیا میدانید که در گذشته ایرانیان هم در موارد متعدد در زمان قحطی و گسترش بیماری های واگیردار مثل وبا و تیفوس، به ملخ خواری، حشره خواری و خوردن علف و یوبجه روی آورده بوده اند؟ آیا دوست دارید نژادهای دیگر شما را آدم خوار بنامند؟ این به هیچ وجه سخنی یاوه نیست. در زمان قحطی بزرگ در ایران در بازه زمانی سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸، گزارش های متعددی از آدم خواری در شهرهای مختلف ایران ثبت شده است. برای نمونه محمد قلی مجد در فصل های دوم و سوم کتاب خود با نام «قحطی بزرگ» [که موجب مرگ بیش از نیمی از مردم ایران شد] به نقل از فرانسیس وایت و داناهو کارگزاران خارجی مقیم ایران مینویسد (لینک به کتاب):

فرانسیس وایت در گزارشی مینویسد: فقر همه جا را گرفته است. مردم به ناچار به خوردن علف و یونجه روی آورده اند. در همدان در موارد متعددی افراد به خوردن گوشت انسان روی آورده اند و دیدن نزاع کودکان و سگها بر سر لاشه حیوانات و یا تصاحب زباله ای در کنار خیابان، امری غیر عادی نیست. داناهو گزارش میدهد که اما حوادث بدتری در راه بود. مردم گرسنه ای که رنج بی غذایی آنها را به جنون دچار کرده بود به خوردن گوشت یکدیدگر روی آورده بودند…! داناهو در گزارشی دیگر مینویسد: روز بعد در هشتم ماه می مورد دهشتناک دیگری از آدم خواری کشف شد. دو زن، مادر و دختر، با دستان خون آلود دستگیر شدند. آنها دختر هشت ساله ای را کشته و مشغول پختن جنازه او بودند ….

خوب اگر دوست ندارید کسی به شما بگوید علف خور، یونجه خور و یا آدم خوار، شما هم نباید به دیگران بگویید ملخ خور، سوسمارخور، موش خور و بوگندو!! اینکه ما از یک طرف خود را فرزندان کوروش بنامیم و اولین منشور حقوق بشر را ایرانی بدانیم، با اینکه یکی از نژادهای انسانی را تحقیر کنیم و به چنین شکل مشمئز کننده ای دچار نژادپرستی باشیم، سازگار نیست! نه تنها سازگار نیست که در تناقض کامل با مبانی و مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر قرار دارد! همیشه به یاد داشته باشیم که محل تولد انسانها و اینکه در بین چه قومی متولد شوند، غیر اختیاری است. یعنی اینکه هیچ نوزادی نمیتواند تصمیم بگیرد که کجا به دنیا بیاید. ممکن بود من و شما به جای اینکه در خانواده ای ایرانی به دنیا بیاییم، در خانواده ای عرب، یهودی، هندی و یا آفریقایی به دنیا می آمدیم، لذا ملاک روابط انسانی و یا موقعیت اجتماعی افراد نباید بر اساس عوامل غیر اختیاری و خارج از کنترل انسانها مانند نژاد، رنگ پوست و یا جنسیت باشد.

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید.  

مطالب مرتبط:

به تبعیض نژادی با صدای بلند نـــــــه بگوییم!

گلشیفته برده شما نیست و بدن او به شما تعلقی ندارد!

گدایی اعتبار رسانه‌های حکومتی از طریق موضع گیری به جای رونالدو!

فوتوشاپ ابزاری که رسانه‌های حکومتی همه روزه از آن بهره می‌جویند!

جمهوری اسلامی که به دلیل تحریم‌های گسترده بین المللی و ناتوانی در فروش نفت، بسته شدن سفارتش در کانادا، و نیز عدم موافقت دولت بریتانیا در گشودن کنسولگری در شهر لندن به شدت عصبانی و برآشفته است و به انتقام جویی فکر میکند، در پی انتشار یک فیلم بر ضد محمد پیامبر اسلام، و اعتراض‌های خشونت بار مسلمانان افراطی به آن، بهانه لازم برای بهره برداری رسانه‌ای و تبلیغاتی علیه کشورهای غربی را به دست آورده است.

یکی از مهمترین مراحل پروپاگاندا، تحریک احساسات عمومی از طریق وارونه نشان دادن واقعیتهاست. ادعای اسراییلی بودن سازنده فیلم مذکور و یا ساخت آن زیر نظر دولت آمریکا و با تایید مقامات آن کشور یکی از راهها برای دستیابی به این هدف میباشد. راه دیگر این است که به دروغ یک یا چند نفر از خارجی‌های سرشناس را معترض به قضیه نشان دهند تا در ظاهر نشان دهند که فیلم چقدر بد بوده است که حتی صدای خارجی‌ها را هم در آورده است!! اینها دقیقا کارهایی است که رسانه های حکومتی در چند روز اخیر انجام داده‌اند. در یکی از این موارد باشگاه خبرنگاران جوان که زیر نظر مستقیم صدا و سیما فعالیت میکند، با چاپ عکسی فوتوشاپی از کریستیانو رونالدو مهاجم سرشناس پرتغالی باشگاه رئال مادرید اسپانیا مدعی میشود که وی به ساخت فیلم «بی‌گناهی مسلمانان» شدیدا اعتراض کرده است! این خبر همچون گذشته، در اندک زمانی به شکل زنجیره‌ای در دیگر خبرگزاری‌های حکومتی هم کپی پیست میشود تا برادران علاوه بر به نمایش گذاشتن گدایی خود برای کسب اعتبار برای اسلام و مسلمانان، عدم پایبندی خود به اصول حرفه‌ای خبرنگاری و بی طرفی، تخصص و تبحر ویژه خود در امر پر برکت کپی پیست را هم به منصه ظهور برسانند! (+ ، + ، +)

این همه در حالی است که پس از جستجوی زیاد در سایتهای خبری متوجه شدم که رونالدو هیچ گونه موضع گیری نسبت به ساخت فیلم مذکور نداشته است و چه بسا اساسا روحش هم از ساخت چنین فیلمی خبر ندارد…! همانطور که مشاهده میکنید رسانه‌های حکومتی با وقاحت تمام عکس اصلی که تصویر رونالدو در حین بازی کردن در زمین فوتبال بوده است را حذف و عکسی با مضمون «لا اله الا الله محمد رسول الله» را جایگزین آن کرده‌اند. تصویر اصلی مربوط به دو سال و نیم پیش و متعلق به اولین جشن تولد رونالدو در باشگاه رئال مادرید بوده است (منبع).

رسا نه‌های حکومتی در توضیح عکس فوتوشاپی خود این مطلب را نوشته‌اند:

کاربران “فیسبوک” با انتشار این عکس از بهترین بازیکن جهان در سال ۲۰۰۸ میلادی، اعلام کردند که ستاره پرتغالی قوهای سفید مادرید که یک مسیحی کاتولیک است، خواسته با این کار، اعتراض خود را به پخش فیلم آمریکایی توهین کننده به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) نشان دهد!

در خاتمه اینکه رسانه‌های حکومتی بهتر است به جای گدایی اعتبار برای اسلام با استفاده از فوتوشاپ (که خود البته ابزاری آمریکایی و چه بسا صهیونیستی است!!)، تلاش کنند که با آموزش و اطلاع رسانی سطح تحمل مسلمانان را بالا ببرند تا با خوردن تقی به توقی، به سمت سفارتخانه‌های ممالک پیشرفته جهان حمله ور نشوند و افراد بی گناه را نکشند و محل را در آتش خشم و تعصب خود به آتش نکشانند و در عوض به جای این کارها اندکی فکر کنند…!

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب مرتبط: 

سیاستهای کثیف تبلیغاتی رسانه‌های حکومتی برای تحریف افکار و تحریک احساسات عمومی

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

تهدید، ارعاب، صدور فتوای ارتداد و حالا گروگانگیری؛ آیا این همه نشانه وحشت و استیصال رژیم نیست؟

با شیوه «نقد راستین» از نوع سروش بهتر آشنا شویم…!؛ سروش: علی دشتی هوسرانی فرومایه و بی‌اعتقاد بود!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: