بایگانی برچسب‌ها: فیسبوک

چرا صفحه خامنه ای در فیسبوک هک نمیشود؟!

jzarif

استاتوس های گزارش گونه ظریف خطاب به مردم بسیار جالب توجه است!

جواد ظریف وزیر امور خارجه «دولت تدبیر و امید» که چند روز پیش به خاطر «شادباش سال نو یهودی» در شبکه «ممنوعه» توییتر و رد و بدل پیام توییتری با دختر نانسی پلوسی رهبر دموکرات های کنگره آمریکا، مورد انتقاد شدید کیهان، رجا نیوز و دیگر رسانه های تندرو حکومتی قرار گرفته بود، امروز در تحولی دیگر شاهد هک شدن صفحه فیسبوک خود بود! ظریف در مصاحبه با خبرگزاری ها اعلام کرده است که از شب قبل دسترسی به صفحه فیسبوکش را از دست داده و صبح در محل کار در وزارتخانه هم اینترنت قطع شده بوده است و به همین دلیل مدت زیادی طول کشیده تا متوجه بشود که کسی یا گروهی به فیسبوکش نفوذ کرده و کنترل آن را در دست گرفته است!

به دلایل مختلف به نظر میرسد که این کار ارتش سایبری جمهوری اسلامی بوده است:

۱- ترس گروههای تندرو جمهوری اسلامی از ارتباط مستقیم مسئولان دولتی با مردم

فعالیت صفحه فیسبوک ظریف یکی از دوست داشتنی ترین و جالب ترین وقایعی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری امسال اتفاق افتاد. در کشوری که برای دیدن یک بخشدار ساده باید کلی منت کشید و با هزار بدبختی شاید بشود یک دقیقه طرف را دید، ارتباط مستقیم مردم و یک مقام عالی رتبه در سطح وزیر با یکدیگر واقعا جالب توجه و چه بسا کم نظیر بوده و هست. جالبتر از آن استاتوس های گزارش گونه ظریف از یک روز کاری اش به مردم بود که حس خوب و وصف ناشدنی «پاسخگو بودن» یک مسئول نسبت به ولی نعمت خود یعنی مردم و ارزش نهادن به آنها را به هر فردی القا میکرد.

در این صفحه که در مدت کوتاهی بیش از ۱۹۰ هزار نفر طرفدار پیدا کرده است، حتی گاهی مواقع دیده می شد که ظریف شخصا به کامنتهای مردم پاسخ می داد! مسلما شخصیت های تندرو در داخل حکومت به هیچ وجه دوست ندارند که یک مسئول عالی رتبه در سطح وزیر به طور مستقیم با مردم در ارتباط باشد و نظرات، خواسته ها و انتظارات آنها را بدون سانسور رسانه های حکومتی دریافت کند! آنها ترجیح میدهند رسانه های کنترل شده، سانسورچی و وابسته حکومتی تنها وسیله ارتباطی مردم و مسئولان باشند.

۲- ممنوعیت استفاده از فیسبوک و توییتر و دیگر شبکه های اجتماعی

جمهوری اسلامی از ترس ارتباط مردم با یکدیگر و نیز از ترس دسترسی مردم به اخبار کنترل نشده و یا فرهنگ غربی، از زمان اعتراض های ۴ سال پیش به تقلب در نتایج انتخابات ریاست جمهوری، اقدام به فیلترینگ شبکه های اجتماعی نمود و در پی آن دور زدن فیلتر را هم «جرم» معرفی کرد تا دسترسی مردم به این شبکه ها را بسیار دشوار کند. اما در این امر با شکست مواجه شد چرا که در حال حاضر میلیونها ایرانی در شبکه های اجتماعی عضو هستند و هر روزه فیلترینگ را دور میزنند. حال کار به جایی رسیده که وزیر و معاون اول رییس جمهور و بسیاری از شخصیت های دولتی هم صفحه فیسبوک درست کرده اند!

این صفحه ها عملا یک نوع تودهنی به سیستم فیلترینگ و سند شکست سیاست سانسور و کنترل دستگاههای حکومتی هستند زیرا حکومت مجبور است که یا وزرا و شخصیت های بلندپایه سیاسی فعال در صفحه های اجتماعی را هم «مجرم» بداند و آنها را مورد تعقیب قضایی قرار دهد که عملی نیست و یا اینکه کلا شبکه های اجتماعی را از فیلتر خارج کند که در تضاد با سیاست خفقان و کنترل و سانسور قرار دارد! پس راهی نمی ماند مگر فشار مستقیم و غیر مستقیم به شخصیت های سیاسی تا از شبکه های اجتماعی استفاده نکنند.

۳- سابقه ارتش سایبری در هک کردن سایتها و صفحات فیسبوکی

همین چند روز پیش صفحه مرضیه افخم توسط ارتش سایبری جمهوری اسلامی هک شده بود (لینک). البته این کار ظاهرا به بهانه «جعلی بودن» این صفحه صورت گرفته است! اما موضوع این است که تاکنون صفحات فیسبوکی متعددی توسط این گروه وابسته به سپاه پاسداران هک شده است از صفحات  پرطرفدار غیر سیاسی مثل «بفرمایید شام» تا صفحات سیاسی مخالف حکومت. همچنین این گروه تاکنون سایتهای معتبر مثل توییتر و بایدو را هم در گذشته برای مدت کوتاهی هک نموده است لذا از نظر تکنیکی توانایی هک صفحه فیسبوک ظریف را داشته است. این در حالی است که صفحه فیسبوک یا توییتر منتسب به دفتر خامنه ای یا دیگر چهره های ارشد نظام تاکنون هیچ گاه هک نشده اند!

لذا به نظر میرسد جمهوری اسلامی در هک صفحه فیسبوک ظریف نقش داشته است تا بلکه او را از این رسانه «صهیونیستی» و «جاسوسی» که در داخل نظام اسلامی فیلتر و استفاده از آن ممنوع است باز دارد تا نه تنها از ارتباط مستقیم میان مردم و او جلوگیری و او از ادامه فعالیت منصرف شده باشد تا بلکه شخصیت های سیاسی دیگر هم به دلیل ترس از وقوع اتفاقات مشابه و به خطر افتادن موقعیت شغلی شان قید فیسبوک و توییتر را بزنند و به همان صدا و سیمای حکومتی و روزنامه های سانسور شده و تحت کنترل و ممیزی برای ارتباط با مردم بسنده کنند!

اطلاعیه بهرام مشیری درباره سابقه موضوع مناظره با شاهزاده رضا پهلوی

این مطلب صرفا به انتشار (بازنشر) اطلاعیه بهرام مشیری منتشر شده به تاریخ ٣١ ژانویه ٢٠١٣ برابر با ١٢ بهمن ١٣٩١ اختصاص دارد:

————————————

moshiri-2

moshiri-1چند ماه پیش ضمن یک مصاحبه تلویزیونی با آقای فرامرز فروزنده برنامه ساز تلویزیون اندیشه، این سخن از سوی ایشان به میان آمد که «آیا شما حاضرید با شاهزاده رضا پهلوی مناظره کنید؟» در جواب عرض کردم که «من با شاهزاده مشکلی ندارم و حاضرم با ایشان مناظره کنم.»

پس از گذشت چند ماه مجددا این سخن بطور خصوصی با آقای فروزنده مطرح شد. آقای فروزنده اعلام کردند که «ما دو بار با دفتر شاهزاده تماس گرفتیم و از ایشان دعوت نمودیم که در این مناظره شرکت کنند. اما گفتند که شاهزاده حاضر به مناظره نیست.»

در همین مواقع در صفحه فیسبوک من چند نقل قول از شاهزاده به همراه تصویر ایشان مشاهده میشد که حاکی از استنکاف شاهزاده و اعلام این نظر در فیسبوک ایشان بود.

با توجه به سابقه امر «یعنی عدم تمایل ایشان به مناظره»، گزارش حقیقی به نظر میرسید. مبتنی بر این حقایق بود که آن مطلب در برنامه افق از جانب من مطرح شد. حال بنده نمیدانم غوغا و جنجال از برای چیست؟ حقیقت آنست که این شاهزاده محترم حاضر به مناظره نیست و دو بار دعوت تلویزیون اندیشه را رد نموده است. باقی مطالب غوغاگری و جنجال است.

جمیع کسانی که عضو فیسبوک من هستند این عکسها و مطالب را دیده اند و آقای فروزنده شاهد زنده ای بر استنکاف شاهزاده از مناظره است.

من گمان میکنم که طرفداران محترم شاهزاده بهتر است از ایشان بپرسند که موضوع مربوط به آن مصاحبه معروف با فوکوس آنلاین چه شد؟ ایشان در مقابل ملت ایران اعلام فرمودند که «وکیل گرفته اند» تا آن نوار مشهور را از آن سازمان خبری بگیرند و در اختیار مردم بگذارند تا معلوم شود که ایشان چه گفته اند (اگرچه رسم است که نوار مصاحبه شونده بلافاصله پس از مصاحبه به ایشان تحویل میشود).

با سپاس

بهرام مشیری

————————————

جنایتکارها، جانی ها! شما ها مایه ننگ بشریت هستید!

حالم خیلی بده، بغضی سخت گلویم را فشار میده، نمیتونم چیزی بگم، سرم درد میکنه، اعصابم داغونه! بدنم داره میلرزه! نفس کشیدن هم برام سخت شده! باور کردنی نیست! مگر او چه کرده بود؟ به کدامین گناه؟ به چه جرمی؟ به جزم نوشتن؟ به جرم استفاده از فیسبوک؟ شرمتان باد…! این چه حکومتی است که از نوشتن هم میترسد؟ این چه حکومتی است که با قلم زدن از هم فرو میپاشد؟! اقدام علیه امنیت ملی از طریق استفاده از فیسبوک؟! خاک بر سرتان که انقدر حکومت سست و بی بنیادی دارید که هر چیزی و هر کاری اقدام علیه امنیت ملی ننگین شما تلقی میشود!! خانه عنکبوت پایدارتر از حکومت شماست! کشتنش! سالم بود، چند روز پیش بردندش، امروز زنگ زده اند میگویند بروید قبر بخرید، مرده!! جنایتکارها، جانی ها! کثافت های لجن! شما ها مایه ننگ بشریتید! شماها لکه ننگی هستید بر انسانیت و بر این جهان!

فاجعه ای دیگر در زندان اوین/ پلیس امنیت خطاب به خانواده ستار بهشتی: بیایید جنازه را تحویل بگیرید (لینک خبر)

پی نوشت: غمگینم از بی تفاوتی ها، از رومزرگی ها، از فراموش کردنها، از عادت کردن به شنیدن این خبرهای تلخ، از این رخوت و عدم تحرک، باید بروم تا اعصابم کمی راحت شود. برای مدتی نامعلوم نخواهم بود…

شغل ایرانی ها در فیسبوک…!

نمیدونم به قسمت «شغل» در پروفایل فیسبوک ایرانی ها توجه کردید یا نه! اما من اکثر پروفایلها را که میبینم، طرف یا زده دانشجوی فلان جا یا زده مدیر، مدیر عامل، رییس، صاحب شرکت، بیزینس خودم. …! من نمیدونم یعنی تو این مملکت کارمند و کارگر پیدا نمیشه؟! یعنی همه مدیر عامل و رییس هستند؟! یعنی هرکسی از دانشگاه فارغ التحصیل میشه مستقیم میره مدیر کل یک جایی یا یک شرکتی میشه؟! مگه میشه چنین چیزی؟! این هم یک مشکل فرهنگیه دیگه!

هر مملکتی، هر شهری، هر محله ای نانوا و بقال و قصاب و راننده تاکسی و کارگر و کارمند و غیره هم لازم داره! این شغل ها هم همگی خوب هستند، ارزش انسانها که به شغل و مقامشان نیست، ارزش انسانها به ادب و شعور و انسانیته. والا بلا اگر اداره ای کارمند نداشته باشه، اگر کارخانه ای کارگر نداشته باشه، مدیر آن اداره یا مدیر آن کارخانه هیچ کاری از دستش برنمیاد. لذا هیچ شغلی خجالت آور نیست. حتی آن کسی که شغلش رفتگری هست هم کارش بسیار با ارزش و مهم هست، تصور کنید یک هفته، فقط برای یک هفته، شهرداری آشغالها را جمع نکنه، یا کارگرهای شهرداری خیابان ها را تمیز نکنند، چنان بوی گند و نکبتی کل شهر را برمی دارد که اصلا قابل توصیف نیست…!! به طریق مشابه، وجود بقیه شغلها هم در گردش اقتصاد یک کشور و پویایی یک جامعه کاملا لازم و حیاتی هست. این نکته ای بودم که خواستم با شما در میان بگذارم. نظر شما در این ارتباط چیه؟

توضیح: ایده اولیه نوشتن این مطلب زمانی به ذهن من خطور کرد که پست یکی از دوستان در دنیای مجازی را دیدم که بدین وسیله از او تشکر مینمایم.

از همین وبلاگ:

از عکس جدید گلشیفته تا برداشت های جنسی و نژاد پرستی به سبک آریایی…!

از واردات ۱۶ هزار خودروی لوکس خارجی با ارز دولتی تا ترک تحصیل به خاطر قطع ارز دانشجویی

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

دروغی که با سرعتی زیاد در حال انتشار در شبکه‌های اجتماعی است!

اخیرا عکس زیر به طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی و وبلاگهای کپی پیستی زیادی پخش شده و با سرعتی زیاد در حال انتشار است. اما موضوعی که موجب نوشتن این مطلب شد این هست که توضیح همراه این عکس کاملا غلط هست. در توضیح مربوط به این عکس که اغلب هم توسط گروههای وابسته به سلطنت طلبان منتشر میشود، ادعا شده است که در دوران رضا شاه به دلیل فشار وی به آخوندها، آنها به سفارت انگلیس پناه برده و درخواست پناهندگی کرده بوده‌اند تا از ایران خارج شوند! اینکه آیا واقعا رضا شاه با آخوندها بد بوده یا نبوده، موضوع این مطلب نیست، موضوع این است که این عکس هیچ ربطی به دوران رضا شاه ندارد. حقیقت این است که این عکس مربوط به یکی از بست نشینی‌ها (تحصن‌های اعتراضی) در جریان انقلاب مشروطه (دوره قاجار) و متعلق به سال ۱۹۰۶ میلادی یا ۱۲۸۵ هجری شمسی میباشد. اساسا آن موقع رضا شاه هیچ کاره بوده است! این عکس در کتاب جهان اسلام «National Geographic’s The World of Islam» گردآوردی شده توسط جاناتان سویفت «Jonathan Swift» چاپ شده ودر قسمت توضیح زیر عکس به این موضوع اشاره شده است که این عکس مربوط به دوران انقلاب مشروطه و بست نشینی در کنار سفارت انگلیس میباشد (دیواری که در عکس دیده میشود، دیوار سفارت بریتانیاست). در منابع متعدد دیگر (از جمله در آرشیو نشنال جئوگرافیک ، همراه با توضیح) هم به این موضوع اشاره شده است که این عکس مربوط به دوران انقلاب مشروطه است. (این عکس در شهروند امروز، این عکس در سایت آفتاب نیوز) ، (لینک منابع بیشتر)

باور کنید برای این چند خط توضیحی که نوشتم، چه فحش‌هایی که به من داده نشد!! آقا جان من نه ساندیس خورم، نه آخوندم، نه طرفدار آخوندم، نه مزدورم، نه مصدقی هستم، نه مخالف مصدق هستم، نه از اینکه به آخوندها فحش بدهید بدم میاد…!! من فقط به یک واقعیت تاریخی اشاره کردم و از افرادی که این عکس را در فیسبوک و یا گوگل پلاس گذاشته بودند، خواستم که توضیحات زیر عکس را اصلاح کنند تا منطبق بر واقعیت باشد. به جای اینکه توضیح‌ها را درست کنند، کلی انگ زدند، کلی فحش دادند، کامنت حذف کردند!! آخه این چه کاریه؟! فکر کرده‌اید با دروغ و دغل بازی برای رضا شاه اعتبار میخرید؟! حتی اگر فرض کنیم این غلط سهوی بوده و عمدی در کار نبوده است [که با توجه به رفتار اینها و اصرار بر دروغ گویی چنین به نظر نمیرسید]، خوب اینکه کسی به شما تذکر بدهد که توضیحات را اصلاح کنید که بسیار بهتر از آن است که چند روز دیگر خبرگزاری‌های حکومتی مثل تابناک مطلب بنویسند و شما و ناآگاهی شما را مضحکه قرار دهند؟! اگر اشتباه میکنم بگو اشتباه میگم!!

بست نشینی در جریان انقلاب مشروطه سال ۱۹۰۶ میلادی در کنار سفارت انگلیس در تهران

توضیح غلطی که زیر این عکس نوشته شده بود (مثال یک ، مثال دو ، مثال سه لینک بالاترین ، مثال چهار گوگل پلاس):

دوستان عزیز میهن پرست من به این عکس تاریخی خوب نگاه کنید. اینجا جلوی سفارت انگلیس در سال ۱۹۲۱ میلادی ( ۱۳۰۰ شمسی) در تهران است. به خاطر فشاری که رضا شاه به این آخوند‌ها در آن زمان آورده بود که گورشان را از ایران ما گم کنند،، ، اینها به این صورت برای گرفتن ویزا در جلوی سفارت انگلیس هر روز جمع می‌شدند تا به انگلیس پناهنده شوند.

شلاق خوردن پیمان عارف و مسئولیت ما

پیمان عارف

روز دیگری آمد و باز خبر رسید که حکومت جهل و جور کینه اهریمنی خود را با ضربات شلاق مجریان به اصطلاح عدالتش بر پیکره خون آلوده مردم ایران خالی کرده و یکی از فرزندان آزاده ایران زمین به نام پیمان عارف را شلاق زده است!

صرفنظر از دلیل اجرای چنین مجازاتی که اتهام واهی توهین به «رییس جمهور» (که البته من احمدی نژاد را رییس جمهور ایران نمیدانم!) ذکر شده است و اینکه اساسا سلام نکردن به یک فرد نمیتواند مصداق توهین تلقی شود، به نظر من تک تک ما در ادامه اجرای همه روزه چنین احکامی مسئولیم.

سکوت ما چراغ سبزی است به این حکومت برای ادامه اجرای این جنایت ها و ظلم ها. شک نکنید اگر هریک از ما به اجرای چنین احکام وحشیانه ای اعتراض کنیم، این حکومت جرات نخواهد کرد بار دیگر چنین احکامی را به اجرا درآورد. در قرن ۲۱ حتی حیوانات را هم دیگر کتک نمیزنند و هر نوع بدرفتاری با یک حیوان مورد اعتراض شدید مردم و رسانه های کشورهای مختلف قرار میگیرد. چگونه است که در مملکت ما انسانی را به جرم «انتقاد»، ۷۴ مرتبه با کابل شلاق میزنند و کسی دم برنمی آورد؟! آخر ما را چه شده است؟! چرا چنین حکومتی گریبان ما را گرفته است؟ مطمئنا رخوت و سستی امروز ما موجبات ادامه حیات این حکومت و زمینه وقوع همه روزه چنین جنایت هایی را فراهم کرده است.

واقعیت این است که مدتی است ما به ملتی مجازی تبدیل شده ایم! ملتی که فقط لایک میزند و کامنت میگذارد! ملتی که در اینترنت انقلاب میکند! لایک ها، عوض کردن عکس پروفایل و لینک گذاشتن ها از مسوولیت ما کم نخواهد کرد. باید اعتراض ما به مرحله فعلیت برسد و نمود عملی بیابد. تصویر را ببینید، کبودی کمر پیمان را بنگرید! شلاق خوردن او به صورت مجازی صورت نگرفته، ضربات شلاق به طور واقعی بر پیکر او فرود آمده است.

نگذاریم اجرای این شکنجه ها (شلاق نمونه بارز شکنجه است) و مجازات های وحشیانه برایمان عادی شود. نگذاریم اجرای چنین احکام وحشیانه و غیر انسانی ای برای این حکومت عادی شود! فراموش نکنیم که همه ما مسئولیم!

ما با سکوتمان و با انفعال و رخوت خود، چراغ سبز اجرای چنین مجازات هایی را به حکومت میدهیم و لذا مسئولیم!

مطالب مرتبط:

بررسی نقش شبکه های اجتماعی بر اعتراض های مردمی؛ مزایا و معایب

فضا را عوض کنید!

ما همه جا هستیم؛ مردان و زنان همجنسگرای ایرانی در فیسبوک ابراز وجود میکنند

دگرباشان جنسی

صدها دگرباش جنسی ایرانی از داخل و خارج ایران (شامل افراد همجنس‌گرا، دوجنس‌گرا و دگرجنس گونه) جهت نشان دادن وجود خود در جامعه و برجسته کردن وجود تبعیض بر علیه خود در ایران به صفحه فیسبوکی با نام «ما همه جا هستیم» پیوسته اند و ویدئوها یا پیام های صوتی خود را بر روی این صفحه منتشر کرده اند. جمهوری اسلامی رژیمی است که همجنسگرایی را جرم تلقی میکند؛ جرمی که میتواند مجازات مرگ را در پی داشته باشد. این صفحه فیسبوک از ایرانیان دگرباش جنسی دعوت کرده است تا به این صفحه پیوسته و داستان زندگی خود و سختی هایی را که متحمل شده اند را از طریق اینترنت با دیگران به اشتراک بگذارند. اعضای داخل ایران پیام های صوتی و ویدئوهای خود را به گونه ای منتشر کرده اند تا هویتشان فاش نشود، در حالیکه برخی از اعضای مقیم خارج از ایران، با آزادی کامل به ابراز تمایلات جنسی خود پرداخته اند.

یکی از اعضای صفحه که خود را «مهدی» معرفی میکند، ویدئویی از خود را منتشر کرده است. وی در این ویدئو میگوید: «به عنوان یک همجنسگرا، بزرگترین مشکل من در ایران این است که نمیتوانم خودِ واقعی ام باشم. همواره باید نقش بازی کنم. همواره باید وجود خود و قسمتی از هویت خود را سرکوب کنم. همواره باید خود را از ترس جامعه و مشکلات احتمالی که ممکن است برایم به وجود بیاید پنهان کنم.» در این ویدئو مهدی تنها قسمت دهان به پایین صورت خود را نشان داده است. او میگوید: «مثل همین ویدئو، همیشه در زندگی باید قسمتی از خودم را از جامعه پنهان کنم.»

در ویدئوی دیگری یک مرد ایرانی همجنسگرا که در خارج از ایران زندگی میکند ویدئویی از خود را منتشر کرده اما در آن صورت خود را حذف نموده است. او متن سخنان خود را بر روی یک حوله کاغذی نوشته و آن را مقابل دوربین نشان میدهد. او نوشته است: «از ایران فرار کردم. از خانواده ام گریختم. مجبور به فرار از ایران شدم. حالا یک پناهنده همجنسگرا مقیم ترکیه هستم و منتظر روزی هستم که ما همه جا باشیم.»

ترکیه مقصد بسیاری از همجنسگراهای ایرانی است که از طریق کوهها و جهت پناهندگی از ایران گریخته اند. بسیاری از این افراد نسبت به وجود احساسات «همجنسگرا هراسی» در جامعه ترکیه شکایت دارند.

در سالهای اخیر، همجنسگرایان ایرانی دستکم دو نهاد مربوط به دگرباشان جنسی (LGBT) را در خارج ایران تاسیس کرده اند. برخی از رسانه های ضد حکومتی همچون «رادیو زمانه«، یک شبکه رادیویی فارسی واقع در آمستردام، در برنامه های خود قسمتی را مخصوص به مباحث مرتبط با مسائل همجنسگرایان جنسی اختصاص داده اند.

مطلب بالا برگردان مقاله روز یکشنبه گاردین بود.

 یک هفته پیش جمهوری اسلامی یکبار دیگر خوی حیوانی خود را نشان داد و متاسفانه ۳ همجنسگرای ایرانی را با طناب به قتل رسانید (اعدام کرد). مردم ایران و جهان و همه حکومت ها باید بدانند که همجنسگرایی نه جرم است و نه بیماری. یک چیز طبییعی است که در برخی وجود دارد و در برخی وجود ندارد. همجنسگرایی حتی در حیوانات هم دیده میشود. انسانها باید یاد بگیرند که به تمایلات و خواسته های یکدیگر احترام بگذارند. احترام به یکدیگر یکی از ارکان حقوق بشر است.

ویدئوی صحبتهای مهدی را اینجا مشاهده کنید. (یوتیوب)

ویدئوی صحبتهای یکی از خانم های عضو این صفحه را اینجا مشاهده کنید. (یوتیوب)

صحبتهای شایان یکی از اعضای صفحه مذکور را بشنوید:

بررسی نقش شبکه های اجتماعی بر اعتراض های مردمی؛ مزایا و معایب

نوید حسن پور دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه ییل آمریکا در قالب تز خود به بررسی نقش شبکه های اجتماعی بر سازماندهی اعتراض ها و نیز نقش آنها در حین اعتراض ها. مزایا و معایب آنها پرداخته است. او میگوید شبکه های اجتماعی مثل توییتر، فیسبوک و غیره میتوانند برای نشان دادن اعتراض و انتقاد، مدیریت اجتماعات و برنامه ریزی آنها بسیار مهم و مفید باشد اما در هنگام اعتراض ها، استفاده از آنها موجب کاهش گستردگی سطح اعتراض ها خواهد شد زیرا این نوع از شبکه های اجتماعی انسان را بی تفاوت کرده، تحرک و خلاقیت را از وی میگیرد. در چنین شرایطی شما ترجیح میدهید که از روی مبل خود تنها به تماشای وقایع بپردازید حال آنکه همه چیز در خیابان و در دنیای واقعی دارد رقم میخورد. وی به مصر اشاره کرده و میگوید هنگامی که دولت مصر در جریان اعتراض های اخیر اینترنت را به کلی مسدود کرد، بر گستردگی اعتراض های مردمی در خیابان افزوده شد و گروه بزرگتری از جامعه به جمع معترضین پیوستند. در حالی که حکومت ایران هوشیارانه تنها به کاهش سرعت و پهنای باند اینترنت و نه مسدود کردن کامل آن بسنده میکند.

او میگوید: «به عبارت دیگر همه این توییت کردن ها، استاتوس نوشتن ها و استفاده از فیسبوک و دیگر شبکه های اجتماعی، در حالی که بسیار میتوانند برای تدارک و سازمان دهی اعتراض ها و نشان دادن انتقاد و اعتراض فرد مفید باشند اما در عین حال در جریان اعتراض ها میتوانند موجب افزایش سطح محافظه کاری، افزایش میزان تاخیر و نیز سردرگمی در فرد بشوند. یا میتوانند در فرد این حس را به وجود آورند که من برای سیاست وقت ندارم، دیدی لیدی گاگا چی پوشیده بود؟!» در مورد اعتراض های اخیر در مصر او میگوید: قطع کامل اینترنت و سیستم تلفن همراه توسط حکومت حسنی مبارک حداقل از سه طریق به گسترده شدن اعتراض ها منجر گردید: ۱- شهروندان غیر سیاسی از وقوع اعتراض ها باخبر و نسبت به موضوع حساس شدند. ۲- این موضوع موجب افزایش ارتباط از طریق چهره به چهره در میان مردم و در نتیجه افزایش حضور فیزیکی مردم در خیابان ها گردید و ۳- موجب تمرکز زدایی حضور معترضین در سطح جامعه و در نتیجه افزایش دشواری برخورد با آنها برای حکومت مصر گردید. با قطع کامل اینترنت و موبایل، معترضین به جای اینکه تنها در میدان تحریر قاهره متمرکز شده باشند، به نقاط بیشتری پراکنده شدند و در نتیجه برخورد با آنها دشوارتر گردید.

 مقاله کامل را میتوانید در سایت نیویورک تایمز بخوانید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: