بایگانی برچسب‌ها: فتوا

الیوم انگولک کردن مومنان و مومنات نه تنها حلال که مستحب است…!

به گزارش خبرنگار باشگاه پا اندازان جوان به نقل از رجا نیوز و اونم دوباره به نقل از حوزه نیوز، آیت الله العظمی جواتی حشرکی (قدس الله نفسه الزکیه) فتوایی بدین شرح از خود صادر نمودند:

«الیوم استفاده از انگشت برای هدایت و رهنمون کردن مومنان و مومنات حلال اندر حلال است. انجام این «فعل» برای علمای عظام و طلاب معزز نه تنها حلال که مستحب موکد میباشد.» از بیت ایشان نقل شده است که این فتوا پس از ملاقات این عالم روانی ربانی با امام زمان در چاه جمکران و تاکید حضرت بر استفاده از همه ابزارها و امکانات برای هدایت جامعه به بهشت برین و مقام قرب الهی، صادر شده است.

خبرنگاران ما از نقاط مختلف کشور گزارش میدهند که در پی صدور این فتوای حماسی، طلاب و کفن پوشان با دهانهایی کف کرده و انگشانی سیخ شده، دسته دسته برای رهنمون کردن مردم روانه مراکز شهرها، میادین و محلهای پرتردد شده‌اند. همچنین دقایقی قبل روابط عمومی نیروی انتظامی و سازمان زندانها با انتشار بیانیه‌های جداگانه‌ای آمادگی کامل خود برای پیاده کردن فتوای مذکور هم با انگشت و هم با شیشه نوشابه و وسایلی از این دست را اعلام کردند. در ویدئوی زیر یکی از  طلاب معزز حوزه علمیه چگونگی هدایت یکی از مومنات فریب خورده را به شکل عملی و مرحله به مرحله توضیح میدهند. لطفا ویدئوی آموزشی زیر را با دقت مشاهده بفرمایید. /انتهای پیام

دانلود ورژن موبایل

مطالب مرتبط:

وقتی بنیانگذار رژیم یک بیمار جنسی بوده است، از مزدوران حکومتی چه انتظاری میتوان داشت؟!

تهدید، ارعاب، صدور فتوای ارتداد و حالا گروگانگیری؛ آیا این همه نشانه وحشت و استیصال رژیم نیست؟

من برای مقابله با تاریکی شمشیر نمیکشم، بلکه چراغ می‌افروزم.

شاید اغراق نباشد اگر بنا و اساس حکومت اسلامی را بر خرافات و اعتقادات پوچ و ساختگی بدانیم. ممکن است از خود بپرسید چرا با وجود اینکه کمر اقشار مختلف مردم زیر فشار سنگین تورم، بیکاری و فقر خم شده است، شاهد اعتراض و قیام مردمی نیستیم؟ بدون شک مذهبی بودن حکومت کنونی و تلاش شبانه روزی سردمداران حکومت برای ارائه چهره‌ای قدسی و الهی از ولی فقیه به مردم، یکی از مواردی است که موجب شده است که مردم به ویژه اقشار فقیر که از قضا مذهبی تر هم هستند تا آنجا که میتوانند دندان سر جگر بگذارند و تحمل کنند و دم نزنند. البته سرکوب گسترده هر گونه نقد و اعتراض، مسلما تاثیر زیادی در ایجاد جو خفقان کنونی داشته است اما به باور من دلیل اصلی سکوت نسبی که شاهد آن هستیم، از یک سو ترس از انقلاب مجدد با آینده نامشخص و از آن مهمتر مذهبی بودن اکثریت مردم و رودربایستی آنها با یک حکومت مذهبی -حکومتی که رهبران دینی آن را به دست دارند- میباشد!

بدون شک آگاهی میتواند رمز شکستن قفلِ ستبرِ خرافات بر مغز افراد جامعه باشد. بسیاری از افراد مذهبی اساسا نمیدانند امامان شیعه چه کرده‌اند و برای چه باید مورد احترام باشند یا اینکه اطلاعاتی تحریف شده دارند و تنها از روی تقلید و به شکل کورکورانه کارهای پدران و نیاکان خود را تکرار میکنند و برای مردگان ۱۴۰۰ سال پیش بر سر و سینه خود میکوبند. بسیاری از آنها از میزان قساوت و ظلمی که این افراد و پدران آنها بر نیاکان ما و مردمان دیگر روا داشتند و جنایاتی که مرتکب شدند آگاه نیستند.

از سوی دیگر کیست که نداند بهترین روش آگاهی بخشی و مبارزه با باورهای پوچ و تقلیدات کورکورانه، سرگرمی و زبان طنز است؛ آن هم به ویژه در زمانه‌ای که مردم سیاست زده شده‌اند و بیش از پیش به طنز و سرگرمی تمایل دارند. این دقیقا روشی است که کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان در پیش گرفته است. کمپینی که با ابزار قدرتمند سرگرمی و طنز، باورهای قدسی که حکومت کنونی بر آنها بنا شده است را هدف قرار داده است. لذا جای تعجب نیست که می‌بینیم حکومت به شدت از تشکیل چنین کمپینی عصبانی میشود و ابتدا از طریق سپاه سایبری خود تلاش میکند که افراد را تهدید و کمپین را تعطیل کند، سپس به وسیله صدور فتواهای ارتداد از سوی مراجع حکومتی برای شاهین نجفی و تعیین کردن جایزه برای سر او حداکثر تلاش خود را میکند تا دگراندیشان را ارعاب کند و آنها را از ادامه راه باز دارد.

این مقدمه نسبتا طولانی را نوشتم تا به اینجا برسم که متاسفانه امروز با خبر شدم که یکی از افراد فعال (+ ، +) در این کمپین تحت فشار حکومت قرار گرفته است. به گفته این فرد، وزارت اطلاعات پدر وی را مدت چند هفته است که گروگان گرفته و از او خواسته است که به ایران برگردد وگرنه پدرش را خواهند کشت! چنین اقدامی به روشنی گویای میزان استیصال و زبونی یک حکومت است که چون به خود فرد دسترسی ندارد، خانواده او را تحت فشار میگذارد؛ خانوده‌ای که هیچ نقشی در این ماجرا نداشته است و چه بسا اصلا از هیچ چیز خبر ندارد! این اقدام جنایتکارانه در ادامه عملکرد ضد بشری حکومت در ارعاب و تهدید مخالفان، منتقدان و دگراندیشان ارزیابی میگردد. چند ماه پیش هم خبر مشابهی پخش شد مبنی بر اینکه حکومت خانواده کارکنان بی بی سی فارسی و سپس رادیو فردا را تحت فشار قرار داده است تا از آنها بخواهند که از ادامه فعالیت خود دست بردارند.

ضمن ابراز همدردی و همراهی با این دوست عزیز، این حرکت زشت و شرم آور حکومت جمهوری اسلامی را که تنها از آدم ربایان حرفه‌ای و مافیاهای بین المللی بر می‌آید را محکوم میکنم. مطمئنا اعتراض‌های گسترده نسبت به این ظلم آشکار و نقض فاحش حقوق بشر از سوی وبلاگ‌نویسان، فعالان عرصه رسانه و فضای مجازی در افزایش حساسیت عمومی به موضوع و در نتیجه کاهش فشارها به خانواده این فرد موثر خواهد بود.

مطالب قبلی:

این مذهب است که میتواند موجب انجام چنین کارهای وحشتناکی بشود

در ستایش کسانی که ایستاده مردن را برگزیدند؛ از احمد کسروی و فریدون فرخزاد تا شاهین نجفی …!

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

در ستایش کسانی که ایستاده مردن را برگزیدند؛ از احمد کسروی و فریدون فرخزاد تا شاهین نجفی …!

پس از صدور فتواهای متعدد ارتداد از سوی مراجع تقلید شیعه در قم علیه شاهین نجفی به خاطر خواندن ترانه «نقی» و نیز اقدام سایت شیعه آنلاین و برخی دیگر از رسانه‌های حکومتی در قرار دادن جایزه‌های هنگفت برای سر او، حالا شاهین نه تنها از اقدام خود عقب نشینی نکرده و دچار ترس و وحشت نشده است که بر عکس در مقابل تندروهای اسلامی و حکومت ظالم و جنایتکار جمهوری اسلامی قد برافراشته و با انتشار ترانه‌ای جدید به قول خودش «ایستاده مردن» را برگزیده است.

پرسشی که مطرح است این است که اساسا چرا یک شاعر، یک خواننده و یک هنرمند باید به خاطر سرودن و خواندن یک ترانه کشته شود؟! این چگونه دینی است که هیچ نظر و عقیده‌ای بر خلاف میل خود را تحمل نمیکند به گونه‌ای که در قرآن به قتل کفار (غیر مسلمانان) دستور داده شده است. این چگونه دینی است که پیروان آن جواب دگراندیشان را با چماق و سنگ و شمشیر و از بالای کوه برت کردن و به چاه انداختن و سر به نیست کردن و شکم دریدن و خفه کردن و عملیات انتحاری و قتل و ترور میدهند؟! به یاد داریم که چگونه احمد کسروی را آنگونه سلاخی کردند، فریدون فرخزاد را به همین ترتیب…! اگرچه اکنون اسلام خشن‌ترین دین موجود است و به همین خاطر اکثر اعتراض ها خطاب به این دین میباشد، اما واقعیت این است که در طول تاریخ عدم تحمل دیگران فقط محدود به اسلام نبوده است. بسیار کسان دیگری که در طول تاریخ مورد حمله طرفداران ادیان مختلف قرار گرفتند و کشته شدند!  به راستی آیا «دین» به جز بدبختی و فلاکت فایده دیگری برای بشریت داشته است؟! به راستی این خدا اگر واقعا وجود دارد، پس چرا هیچ نمیگوید؟ چرا هیچ اعتراضی به این همه ظلم و جور نمیکند؟! نکند او خود موافق این خشونتهاست؟! نکند او خواب است؟! یا اینکه اصلا خدایی نیست…؟! نکند خدا دست پرورده و مخلوق انسان باشد؟!

درود بر احمد کسروی ها، فریدون فرخزادها و شاهین نجفی هایی که در طول تاریخ ایران، راه مبارزه با ظلم، خرافات و مقابله با تسلط دین و اندیشه دینی بر جامعه و اخیرا در قدرت در کشورمان را برگزیدند و در این راه از پای ننشستند و نمینشینند!

ترانه زیبای ♫«ایستاده مردن»♫ اثر جدید شاهین نجفی را از طریق این لینکها میتوانید دریافت (دانلود) کنید:

لینک فورشرد 

لینک مدیا فایر

متن ترانه:

سری میان دست تو بریده/ نگاه من به ساعت پوکیده/ و شعرهای غمگین و عاصی/ و گرگ خسته کز تفنگ نترسیده/

به شبهه های من به اصل هستی/ به بغض بی کسیت وقت مستی/ وحسرت تو را و بو کشیدن/ و عمق فاجعه: تو را ندیدن/

رگی که سرنوشتش انسداد است/ و جرم تو که داد پیش باد است/ همیشه انتهای قصه تلخ است/ و شاعری که حکم اش ارتداد است/

—-

خدای خوب و خوابِ تو کتابم/ منی خشک روی تخت خوابم/ خدای خوبِ خشم و قتل و فتوا/ و گریه های من به شعر یغما/

مرا بخوان به کاکتوس ماندن/ بمان کنار من که شعر خواندن/ کنار تو به عهد با کویری/ که رمز ماست ایستاده مردن/

بگو حدیث ما حدیث خون بود/ شرارتی که ناشی از جنون بود/ بگو چگونه ما واندادیم/ بگو که مردیم و ایستادیم/

خدای خواب و خوبِ تو کتابم/ منی خشک روی تخت خوابم/ خدای خوبِ خشم و قتل و فتوا/ و گریه های من به شعر یغما/

مرا بخوان به کاکتوس ماندن/ بمان کنار من که شعر خواندن/ کنار تو به عهد با کویری/ که رمز ماست ایستاده مردن

در ضمن بعد از شنیدن ترانه شاهین نجفی ناخودآگاه به یاد شهید محمد مختاری افتادم که چند روز پیش از کشته شدن به دست عمال و چماق کشان حکومتی گفته بود: «خدایا ایستاده مردن را نصبیم کن که از نشسته زیستن در ذلت خسته ام!». چه قرابت غریبی…! یاد همگی‌شان گرامی.

لینکهای مرتبط:

نقی – شاهین نجفی

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

چرا ائمه‌ قدرتمندی که قادر به شفا‌ دادن مریضان صعب العلاج هستند، شاهین نجفی را ادب نمیکنند؟! علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

عدم محکومیت فتوای تروریستی بر علیه شاهین نجفی توسط گروههای سیاسی، به منزله همراهی با جنایتکاران و عدم پایبندی عملی به موازین حقوق بشر میباشد

عدم محکومیت فتوای تروریستی بر علیه شاهین نجفی توسط گروههای سیاسی، به منزله همراهی با جنایتکاران و عدم پایبندی عملی به موازین حقوق بشر میباشد

حدود دو هفته از صدور فتواهای تروریستی و ضد بشری بر علیه شاهین نجفی میگذرد. صرفنظر از توهین آمیز بودن یا نبودن ترانه «نقی»، هر انسان پایبند به حقوق بشری با من هم عقیده است که تلاش برای به قتل رساندن یک فرد آن هم تنها به خاطر گفتن چند جمله، رذیلانه و جنایتکارانه میباشد و در تضاد کامل با همه موازین اخلاقی و انسانی قرار دارد. بدیهی است که از افراد مطرح و به ویژه از گروههای سیاسی مختلف انتظار میرود که این فتواها را شدیدا محکوم نمایند. حتی اگر این ترانه را توهین آمیز میدانند، باید خودِ نفس صدور فتوای قتل و صدور مجوز برای کشتن یک انسان بدون برگزاری دادگاه عادلانه را محکوم نمایند. سکوت کردن در این زمینه به هیچ وجه قابل قبول نخواهد بود. بالاخره باید مشخص شود فرق آنها با حاکمان جمهوری اسلامی که مردم را بدون دادگاه به قتل میرسانند در کجاست؟ عدم محکومیت این فتواها میتواند به منزله عدم پایبندی و اعتقاد عملی گروههای مختلف سیاسی به موازین حقوق بشر و یا ارزش نداشتن جان انسانها در نزد آنها، تلقی گردد.

تاکنون تنها رضا پهلوی، بنی صدر (محکومیت تلویحی) و برخی از گروهها و شخصیت‌های چپ این فتواها را محکوم نموده‌اند. اما همچنان شاهد عدم موضع‌گیری شفاف دیگر گروههای سیاسی نظیر اصلاح طلبان (خاتمی، مشارکت، مجاهدین انقلاب، …)، ملی مذهبی‌ها، شورای هماهنگی راه سبز امید، مجاهدین خلق و غیره میباشیم. این گروهها و شخصیت‌های برجسته آنها باید هرچه سریعتر موافقت یا مخالفت خود با این فتوای قتل را مشخص نمایند/ این حق مردم ایران است که از مواضع گروههای مختلف سیاسی در موارد گوناگون آگاه شوند تا از این طریق بهتر بتوانند نسبت به صداقت این گروهها در گفتار و کردار و همچنین پایبندی عملی آنها به موازین حقوق بشر تصمیم گیری نمایند. بدیهی است که عدم موضع گیری صریح نسبت به این فتواها ممکن است به «سکوت علامت رضاست» تعبیر گردد.

سکوت در این زمینه به منزله تایید آن است. 

مطالب مرتبط:

♫ نقی – شاهین نجفی ♫

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

چرا ائمه‌ قدرتمندی که قادر به شفا‌ دادن مریضان صعب العلاج هستند، شاهین نجفی را ادب نمیکنند؟! علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

چرا ائمه‌ قدرتمندی که قادر به شفا‌ دادن مریضان صعب العلاج هستند، شاهین نجفی را ادب نمیکنند؟! علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

یک هفته است که ذهن من درگیر حکم قتل شاهین نجفی است. برای من هنوز جا نیفتاده است که چرا شاهین نجفی باید کشته بشود؟ من که هیچ توهین خاصی به کسی یا چیزی در اون ترانه نمیبینم. حالا اصلا فرض کنیم که توهینی به ائمه شده باشد، خوب ائمه ای که بنا به اعتقاد شیعیان، با خدا در ارتباط هستند و شفاعت مومنان را میکنند به گونه‌ای که حتی دخیل بستن بر ضریح یا زیارت قبور آنها موجب شفا یافتن بیماران زیادی میشود، چطور نمیتوانند مستقیم یا غیر مستقیم یک بلایی سر شاهین بیاورند و مثلا او را ادب بکنند؟! یا مثلا اون سلمان رشدی که کتاب آیات شیطانی را نوشت، چرا بعد از بیست و خرده‌ای سال نه تنها تبدیل به سنگ نشده که پولدار هم شده و سُر و مُر و گنده دارد زندگی اش را میکند؟! چگونه است که خدای قادر توانا نتوانسته هیچ بلایی سر او بیاورد؟! یا مثلا اون کاریکاتوریست دانمارکی که کاریکاتور محمد را کشید به همین ترتیب! ممکنه بگویید خدایی نیست! یا بگویید یا فکر کنید که خدا ناتوانه که در اینصورت با آنچه در قرآن گفته شده در تناقض هست! یا ممکنه بگویید خدا بیش از اینها گرفتاره که به این مسائل جزیی بپردازه و وقت این چیزها را نداره یا اینکه خدا رحمان و رحیمه، خوب اگر این چیزها براش پیش پا افتاده است و یا رحمان و رحیم هست، پس چرا مسلمانان کاسه داغتر از آش شده‌اند؟ اگر امام نقی مساله‌ای با ترانه شاهین ندارد و عکس العملی نشان نمیدهد، پس چرا شیعیان از خود امام، امام تر شده‌اند؟! مگر حق خدا، پیامبر خدا و و یا ائمه بر خودشان از حق مردم بر آنها کمتر است که آنها وکیل و وصی بخواهند؟!

سوال دیگه‌ای که تو ذهن من هست این هست که چطور خروج از اسلام ارتداد هست و مجازات مرگ را به همراه دارد اما ورود به اسلام از ادیان دیگر ارتداد نیست و مجازاتی ندارد؟ مگر نه اینکه پیروان ادیان دیگر که به اسلام میگروند خود مرتد به دین قبلی خود شده‌اند؟ پس چرا پیروان آن ادیان آنها را نمیکشند و چرا رهبران آن ادیان فتوای مرگ برای آنها صادر نمیکنند؟ چرا این فتواهای مرگ و ارتداد دستکم در قرن حاضر تنها مختص به اسلام است؟ به نظر من دلیلش در دو مورد زیر نهفته است:

۱- اسلام دین خشنی است و در قرآن به صراحت به قتل کفار (غیر مسلمانان) دستور داده شده است. علاوه بر این بر خلاف دیگر ادیان سنتی، اسلام از بدو تاسیس تاکنون تغییر چندانی نیافته و مهمتر آنکه هنوز کشورهایی با حاکمیت اسلامی به ویژه در میان کشورهای عقب مانده جهان سوم وجود دارند.

دخیل بستن بر ضریح امامان و امامزاده‌ها از عقاید شیعیان مبنی بر قدرت شفادهی آنها ناشی میشود.

۲- اسلام (ادیان) هنگامی که با سیاست عجین شود بسیار خطرناک‌تر است. فتواهای مرگ و پناه بردن به حذف فیزیکی دگراندیشان در حقیقت نشان دهنده جایگاه متزلزل مسلمانان از نظر استدلال، منطق و گفتگو و صد البته عدم آشنایی اکثر آنها با مفاهیم نوینی چون حقوق بشر و آزادی بیان میباشد. قتل دگراندیشان در قرون وسطی که کلیسا در اروپا حکومت را در اختیار داشت، بسیار مرسوم بوده است. اما اکنون به دلیل قطع کردن دست دین از دولت و پیدایش دموکراسی و رسانه‌های آزاد، شاهد آن جنایتها نیستیم!

به نظر من علت اصلی صدور فتوای قتل برای شاهین نجفی از سوی برخی از رهبران شیعه نظیر صافی گلپایگانی و یا مکارم شیرازی وحشت این افراد از فراگیر شدن آزادی بیان و به ویژه آزادی عقیده و خروج علنی عده  زیادی از ایرانیان از دین اسلام میباشد. چیزی که خواه ناخواه موجب کساد شدن بازار خرافه و مرده پرستی و در نتیجه به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی ملایان به نام «سهم امام»، خمس و زکات و پول نذورات و غیره میشود! یعنی پولهای مفتی که مردم نادان و جاهل به جیب گشاد این جماعت کلاش و حقه باز میریزند! تصور کنید اگر برای مدت یک سال مردم پولی از بابت سهم امام، خمس، روضه خوانی و نذورات به آخوند جماعت ندهند و یا در ضریح دهها هزار امامزاده (!) موجود در کشور پولی نریزند، قطع به یقین نه تنها همه آخوندها از فرط گرسنگی به گدایی روی خواهند آورد که اقتصاد کشور ترقی عظیمی خواهد نمود.

مسلما دهها هزار ایرانی وجود دارند که تنها به واسطه به دنیا آمدن در یک خانواده مسلمان، مسلمان لقب گرفته‌اند و پس از آشنا شدن با ماهیت اسلام، هیچ ارادتی به آن، محمد و یا ائمه نداشته و ندارند و سالهاست که مناسک مسلمانان را به جا نمی‌آورند. در یک جامعه آزاد این عده قطعا خود را بی دین معرفی میکنند اما حالا به واسطه این احکام ارتداد و مرگ، از ترس جانشان سکوت کرده‌اند و به طور علنی خود را بی دین معرفی نمیکنند. به نظر من دلیل اصلی این فتواهای تروریستی دقیقا همین موضوع یعنی ایجاد ترس و وحشت در دل دگراندیشان و جلوگیری از اعلام علنی مخالفت با خرافات و مرده پرستی میباشد. چرا که چنین چیزی دکان کاسبی ملایان را به هم خواهد زد.

چاره کار افزایش آگاهی در میان مردم و فراگیر کردن پرسشگری و تفکر و نهایتا استقرار حکومتی مبتنی بر سکولاریسم میباشد. یعنی حکومتی که در آن ادیان هیچ نقش و تاثیری در قدرت سیاسی، نظام آموزشی و یا اداری در جامعه ندارند و تنها به حوزه خصوصی افراد محدود میشوند.

به امید روزی که دیگر پولی به داخل ضریح‌ها ریخته نشود، روزی که پولی به عنوان سهم امام پرداخت نشود و روزی که چیزی به عنوان نذری وجود نداشته باشد.

به امید ریشه‌کن شدن خرافات در کشور عزیزمان ایران!

مطالب مرتبط:

♫ نقی – شاهین نجفی ♫

خدای سنگدلِ بی‌عرضه …!

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

ادعای کشیش معروف: قیامت حتمی است، ۵ ماه اشتباه کردم! تاریخ دقیق ۲۱ اکتبر!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: