بایگانی برچسب‌ها: علی مطهری

خوانندگی کردن صد مرتبه شرف دارد به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی…!

مهدی خزعلی و عملکردی مشکوک

مهدی خزعلی و عملکردی مشکوک

ماجرا از چند روز پیش آغاز شد زمانی که محمد حسین خزعلی فرزند دیگر آیت الله ابوالقاسم خزعلی به رسانه ها گفته بود که پدرش از «مهدی قطع امید کرده و اگر مهدی در زندان هم بمیرد کاری به کار او ندارد!» پس از این صحبت ها بود که گنگ اصلاح طلبان طرفدار رژیم با اتکا به قوای رسانه ای خود شروع به حمله به این فرد کرد. محمد حسین خزعلی که گویا مدتی است با نام مستعار «سمیر زند» به خوانندگی روی آورده است، مورد غضب حضرات اصلاح طلب قرار گرفته است و در مطالب متعدد خود به این اعتراض میکنند که چرا وزارت ارشاد به آلبوم او مجوز داده است و چرا او میتواند خوانندگی کند!

بر کسی پوشیده نیست که این افراد از سخنان برادر خزعلی از قول پدرش ناخشنود و چه بسا عصبانی هستند و با انتشار مطالبی مبنی بر فعالیت خوانندگی او آن هم در سبک پاپ که احتمالا در نظر این افراد خط امامی حرام و گناه محسوب میشود، میخواهند انتقام جویی کنند!

باید به این افراد سبز حزب اللهی طرفدار خزعلی گوشزد کرد که خوانندگی کردن و کسب درآمد از راه انتشار آلبوم موسیقی صد مرتبه شرف دارد به نوشتن کتاب اعتراف های اجباری زندانیان سیاسی و گرم کردن تنور انتخابات حکومتی! من کاری به این ندارم که محمد حسین خزعلی طرفدار رژیم هست یا نیست، اما آنچه مشخص است این است که این فرد سرش به کار موسیقی خودش گرم است، برخلاف مهدی خزعلی که دوست و همکار عوامل اطلاعاتی و امنیتی همچون سعید امامی بوده و در برنامه اعتراف های اجباری نویسندگان و فعالین سیاسی در دهه ۷۰ با وی همکاری نزدیک داشته و در انتشار کتاب اعتراف های اجباری زندانیان و دگراندیشان (کتاب هویت) نقش موثر ایفا کرده است (سند)، کارهایی که مهدی خزعلی بارها و بارها سعی کرده است از پاسخ دهی به آنها به نحوی منفعلانه و بدون ارائه توضیحات کافی و بدون عذرخواهی کردن از مردم، شانه خالی کند.

از آن سو امروز مجتبی واحدی در وبلاگ خود مطلبی را درباره مهدی خزعلی منتشر کرده است که جای تاسف دارد! مجتبی واحدی در مطلب خود با عنوان «یک هابیل و دو قابیل در خاندان خزعلی» با تشبیه کردن مهدی خزعلی به «هابیل» به قدیس و قهرمان سازی از وی روی آورده است. مجتبی واحدی در قسمتی از مطلب سوال برانگیز خود از نویسندگان و فعالین اجتماعی و سیاسی نسبت به عدم پوشش مناسب زندانی شدن خزعلی گله میکند و مینویسد:

متأسفانه علیرغم آگاهی از تبدیل زندان های ولی فقیه به قتلگاه آزادیخواهان، آنگونه که باید و شاید در مورد شرایط دکتر خزعلی  سخن نمی گوییم و نمی نویسیم.

بنده برای جناب واحدی ارزش زیادی قائل هستم و او را در قماش اصلاح طلبان حکومتی نمیدانم کما اینکه خود او چند ماه پیش صراحتا از آنها اعلام جدایی نمود و خود را قائل به تغییر رژیم که اصلاح ناپذیر است داسنته بود (مطلب مرتبط). اما من با این مطلب ایشان کاملا مخالف هستم و در جواب به ایشان میگویم که بله درست است کسی درباره خزعلی نمینویسد! دلیل دارد، دلیل آن هم موجه و البته نتیجه مستقیم رفتار و عملکرد وی پس از آزادی اخیر از زندان در اواخر سال ۹۰ میباشد. اگر شما و یا هرکسی دیگر به گوشه ای از عملکرد سوال برانگیز او نگاه مجدد بیندازید شاید متوجه شوید که چرا به جز اندک اصلاح طلبان اسلامیست طرفدار رژیم، دیگر کسی از خزعلی یادی نمیکند.

مهدی خزعلی بعد از اعتصاب غذای طولانی مدت که البته شک و شبهه بسیاری را هم به وجود آورده بود به ناگاه و با دستور مستقیم شخص علی خامنه ای در آستانه انتخابات حکومتی مجلس از زندان اوین آزاد شد. هنوز چند روزی از آزادی نگذشته او به کوه پیمایی های متعددی رفت (که توانایی انجام آن برای فردی که چندین ماه در اعتصاب بوده عجیب است)، و پس از اندک زمانی با انتشار روزانه چندین مطلب وبلاگی، چندین ویدئو خانگی و نیز مصاحبه های متعدد و مکرر با شبکه های ماهواره ای از جمله صدای آمریکا به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی و تشویق کردن مردم به رای دادن به شخصیت متحجر، ضد ایرانی و عقب مانده ای به نام علی مطهری پرداخت (+). علی مطهری همان کسی است که پیش از آن توهین های مکررش به فردوسی و تمدن ایران باستان، طرفداری اش از حجاب اجباری و چند همسری و صیغه برای مردان، در رسانه های مختلف منتشر شده بود (مطلب مرتبط: علی مطهری کیست؟).

در آن فاصله زمانی یک ماهه تا انتخابات مجلس، مهدی خزعلی در حالی با انتشار دهها مطلب گوی سبقت در کوبیدن بر طبل انتخابات حکومتی را از رسانه های امنیتی و نظامی وابسته به رژیم میربود که در همان زمان وبلاگ نویسان و فعالین سیاسی  متعددی به او گوشزد میکردند که طرح او مبنی بر «تک رای به مطهری» چیزی نیست جز آب به آسیاب رژیم ریختن! اما خزعلی را گوش شنوایی نبود! تا اینکه نهایتا در شب دور دوم انتخابات مجلس، وی شمشیر را از رو بست و به طور ناگهانی اقدام به انتشار بیانیه ای تک نفره از قول جنبش سبز نمود و اعلام کرد که جنبس سبز از طرح وی حمایت کرده است (مطلب مرتبط)!!

اگرچه طرح مهدی خزعلی شکست مذبوحانه ای را متحمل شد و تعداد آرای مطهری از دور اول هم کمتر بود (لینک مرتبط) اما عملکرد بحث برانگیز او در آن برهه زمانی به ویژه پس از آزادی مشکوک با حکم مستقیم خامنه ای، نویسندگان و فعالین مستقل را نسبت به اهداف او بیش از پیش بدبین کرد و اعتمادی که وی در طول چند سال و از راه افشاگری و نوشتن مطالب انتقادی علیه دولت محمود احمدی نژاد به دست آورده بود را نابود ساخت….! به نظر من رژیم هیچ بدش نمی آید که مهدی خزعلی را به عنوان اپوزیسیون معرفی کند! اپوزیسیونی دست ساز و خودی که بارها و بارها در مطالب و مصاحبه هایش بر پایبندی عملی و اعتقاد راسخ خود به ولایت فقیه، انقلاب اسلامی و رژیم جمهوری اسلامی تاکید و تصریح کرده است…!

در همین زمینه:

«بسیجی خیبر» جاعل و دروغگو از آب درآمد…!

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

در پاسخ به مجتبی واحدی؛ چرا مهدی خزعلی را جاعل و دروغگو نامیدم؟

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

مهدی خزعلی همگام و همصدا با علی خامنه‌ای از مردم دعوت کرده است که در انتخابات حکومتی شرکت کنند. وی در این راستا به تلاشی بی وقفه و شبانه روزی دست زده و در حمایت از طرح خود مبنی بر «تک رای به علی مطهری» دلایل عجیبی را ارائه میکند. در زیر به بررسی اجمالی برخی از این استدلالهای عجیب و بعضا متناقض میپردازم:

۱- مهدی خزعلی از یک سو به موفقیت کم نظیر مردم در تحریم نمایش انتخاباتی روز ۱۲ اسفند اذعان میکند و شهر در آن روز را شهر مردگان میخواند:

در دور نخست ـ دوازدهم اسفند ـ تن به نظرسنجی فضای مجازی داده و به احترام همه، از کانديداتوری منصرف و نوشتم که از خانه بيرون نميايم و رای نخواهم داد و پيش بينی کردم که شهر بوی مرده خواهد داد. آری چنين شد و شهر شهر مردگان بود

با این وجود وی در مطلب دیگری (+) و نیز در ویدئوی منتشر کرده مدعی میشود که تحریم بی نتیجه است و برای گفته خود دلیل می‌آورد که اپوزیسیون نظام ۳۳ سال است که تحریم کرده‌اند اما به نتیجه ای نرسیده اند! وی میگوید ما هر جا به نتیجه رسیدیم از طریق شرکت در انتخابات بود و در این مورد انتخابات سال ۷۶ را مثال میزند.

استدلال اول مهدی خزعلی یک ایراد اساسی دارد و آن اینکه بعد از تشکیل حکومت از سال ۵۷ تاکنون، این اولین باری بوده است که اکثریت مطلق گروهها و احزاب از احزاب درون حکومتی مثل مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی گرفته تا رهبران نمادین جنبش سبز در کنار تحریم کنندگان سنتی انتخابات قرار گرفته بودند و در نتیجه اولین باری بود که یک تحریم تمام عیار و تقریبا بی نظیر شکل گرفته بود و به همین خاطر روز رای گیری شهر دقیقا به شهر مردگان تبدیل شده بود؛ به گونه‌ای که با گذشت چندین هفته از زمان رای گیری هنوز ریز نتایج هر حوزه را منتشر نکرده‌اند! علاوه بر این به نظر من حرکت حکومت به سمت کوتاه آمدن از مواضع قبلی خود در قضیه هسته‌ای که از ابراز رضایت کشورهای ۵+۱ از مذاکرات مشهود بود خود یکی از نتایج این تحریم گسترده بود. تحریم گسترده مردم یکی از عوامل تاثیر گذاری بود که حاکمیت را به سرکشیدن جام زهر مجبور کرد و موجب شد که سران حکومت از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود که میرفت تا کشور را به جنگی خانمان برانداز با غرب و اسرائیل بکشاند کوتاه بیایند.

استدلال دوم مهدی خیلی هم بی اساس است، چه آنکه در دوران اصلاحات برای مدت ۸ سال، دولت و مجلس در اختیار اصلاح طلبان بود اما آنها نتوانستند کاری از پیش ببرند و شاهد لغو امتیاز فله‌ای مطبوعات، سرکوب مردم و دانشجویان در جریان کوی دانشگاه، قتلهای زنجیره‌ای و رد پی در پی طرحها و لوایح در شورای نگهبان بودیم که به روشنی و در عمل، عدم اصلاح پذیری رژیم با قانون اساسی کنونی را به اثبات رسانید.

مهدی خزعلی باید با شفافیت توضیح دهد چرا اینطور بر طبل انتخابات حکومتی میکوبد و تلاش میکند ضمن جلوگیری از تکرار حماسه تحریم گسترده انتخابات حکومتی، با فریب گروههایی از معترضان، شخصیت متحجر و واپسگرایی چون علی مطهری که مردان را چشم چران نامیده و با رسوم ایرانی و زبان فارسی سر جنگ دارد را روانه مجلس کند؟! اصلا فرض کنیم علی مطهری از بقیه بهتر است، کل مجلس اصلاحات نتوانست کاری از پیش ببرد، یک نفر در آن مجلس میخواهد چه کند؟!

۲- مهدی خزعلی در ویدئو منتشر شده از وی مدعی میشود که اکثر شخصیت‌های اصلاح طلب و مجمع روحانیون مبارز از جمله خاتمی، موسوی خویینی‌ها، منتجب نیا و غیره در نمایش حکومتی ۱۲ اسفند شرکت کرده‌اند و از این طریق میکوشد که برای طرح خود دلیل بیاورد. اگر واقعا این افراد رای داده‌اند [که داده‌اند] این افراد خیانت خود به خون کشته شدگان جنبش را نشان داده‌اند. این افرادی که رای داده‌اند دروغ گویی و بدقولی خود را اثبات کرده‌اند چرا که پیشتر اعلام کرده بودند تا مهیا نشدن شرایط شرکت نمیکنند، اما با وجود اینکه هیچ چیزی تغییر نکرده بود و بسیاری از افراد هنوز در زندان هستند و موسوی و کروبی در حصر خانگی به سر میبرند، شرکت کردند! با وجودی که مرتضوی قاتل کهریزک ارتقا مقام یافته بود و قاتلین ندا و سهراب و غیره پیدا نشده و مجازات نشده‌اند شرکت کردند! آقای خزعلی آن کسانی که رای دادند خائن هستند، شما هم اگر میخواهی به عنوان خائن شناخته بشوی برو رای بده! چه قبول کنید و چه نکنید، بازی در نمایش حکومت، تایید غیر مستقیم جنایت‌ها، دزدی‌ها و دروغهاست. شرکت در انتخابات با هر دلیل و توجیهی که باشد به معنای تایید رژیم است. از کی تا حالا کار ناشایست یک عده میتواند توجیه کننده کار ناشایست دیگری باشد؟! اینهایی که رای دادند به دنبال قدرتند، مردم ما خواهان تغییر و بهبود امور هستند که با رای دادن حاصل نمیشود زیرا رژیم از ریشه فاسد است!

۳-  مهدی خزعلی در مقاله خود در گویا مینویسد «در زندان که بودم نمی‌دانيد بازجوی من چه مانوری می‌داد که فلانی و فلانی و فلانی رای دادند». آقای خزعلی چطور شما متوجه نمیشوی که چیزی که بازجوها و بالادستی‌های آنها را خوشحال میکند همین رای دادنهاست؟ چرا تلاش میکنید که با اقدامات خود آنها را خوشحال کنید؟ روز شنبه پس از انتخابات را تصور کنید که بازجوهای اوین و رجایی شهر کرج و غیره بر سر زندانیان نگون بخت سیاسی ریخته و رای احتمالی شما را همچون پتک بر سر آنها میکوبند و تلاش میکنند که با پررونق نشان دادن انتخابات، آنها را از لحاظ روانی بشکنند. آیا با فکر کردن به این موضوع دچار عذاب وجدان نمیشوید؟ چرا با طرح خود سوهان روح زندانیان سیاسی میشوید و تن جانباختگان را در گور میلرزانید؟!

۴- مهدی خزعلی در چند مطلب مختلف در وبسایت خود مدعی میشود که به دلیل رقابت میان نماینگان دولت و اصولگرایان نزدیک به خامنه‌ای، نظارت بر انتخابات کنونی زیاد است و از این موضوع نتیجه گیری میکند که احتمال تقلب بسیار پایین می‌آید! این استدلال هم بسیار عجیب است. بالاخره ما یا تقلب در انتخابات سال ۸۸ را قبول داریم یا نداریم! اگر قبول داریم پس بایستی بپذیریم که وزارت کشور همان وزارت کشوری است که آن تقلب گسترده را انجام داد و شورای نگهبان هم تغییری نکرده است فلذا احتمال تقلب وجود دارد. آقای خزعلی باید توضیح دهد که چه تضمینی وجود دارد که تقلب و جا به جایی در آرا صورت نگیرد و آرای ما را به نفع باهنر، توکلی، کوثری، بذرپاش و بقیه نوچگان ولایت یا دولت شمارش نکنند؟

با توجه به توضیحات داده شده، از مهدی خزعلی انتظار میرود که به صراحت و با شفافیت به سوالات زیر پاسخ دهد:

۱- چه اختلافی میان دعوت علی خامنه‌ای از مردم و دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات حکومتی وجود دارد؟ چرا او همسو و همراستا با خواست حاکمیت حرکت میکند؟

۲- چرا مهدی خزعلی تلاش میکند که موفقیت باشکوه مردم در تحریم گسترده انتخابات در روز ۱۲ اسفند را لوث کند، آن را بی نتیجه نشان دهد و از تکرار آن در روز ۱۵ اردیبهشت جلوگیری کند؟

۳- چه تضمینی وجود دارد که در انتخابات پیش رو رای مردم شمرده شود و آرای مردم به نفع نامزدهای مورد حمایت رهبری یا دولت شمرده نشود؟! چرا مهدی خزعلی این انتخابات را مستثنی میداند و میگوید تقلبی نمیشود؟!

۴- وقتی کل مجلس اصلاحات (مجلس ششم) به دلیل قانون اساسی غیر دموکراتیک (وجود شورای نگهبان و رهبری) نتوانست هیچ کاری از پیش ببرد و هیچ طرح یا لایحه متفاوتی به تصویب نرسید، چطور یک فرد میتواند (اگر فرض کنیم بخواهد) نقش تعیین کننده‌ای ایفا کند؟

مطالب مرتبط:

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

مسعود بهنود در حوزه علمیه فیضیه

جناب مسعود بهنود که یادتان هست؟ ایشان همان کسی است که حدود هشت ماه پیش در برنامه پارازیت با افتخار تمام اعلام کرد که در تمامی معرکه‌های انتخاباتی در جمهوری اسلامی شرکت کرده است. وی در آن برنامه با چشم بستن بر تقلب و جا به جایی گسترده آرا در انتخابات پیشین و جنایتها و سرکوب شدید اعتراض‌های پس از آن، بر لزوم مشارکت مردم در انتخابات حکومتی تاکید و حضور مردم را بیش از ۶۰ درصد پیش بینی کرد! چه اتفاق جالبی که آمار پیش بینی شده ایشان دقیقا مطابق با آمار حکومتی از آب در آمد. البته امیدواریم که ایشان از آمار مشارکت واقعی که اخیرا لو رفته است -حدود ۳۸ درصد در کل کشور و ۱۸ درصد در تهران- هم مطلع شده باشند (منبع).

  اصل مطلب اینکه جناب مسعود بهنود سراسیمه به کمک برادر مهدی خزعلی شتافته و با بهره گیری از تسلط خویش بر ادبیات داستانی، مطلبی را در حمایت از پیشنهاد مهدی خزعلی و همراستا با تلاش‌های شبانه روزی وی جهت گرم کردن تنور انتخابات حکومتی نگاشته است. مطلب با اشاره بهنود به گزارشی قدیمی که وی مدعی است چهل سال پیش نگاشته است شروع شده و در ادامه نویسنده با استفاده از درونمایه عاطفی ماجرا (داستان) تلاش میکند که احساسات خوانندگان را برانگیخته و از آن جهت توجیه یا بهتر است بگوییم تبلیغ حضور مردم در پای صندوق‌های رای بهره برداری نماید. او در انتهای مطلب خود تکرار اشتباه انتخاب «بد» از میان «بدتر» را به مردم پیشنهاد میکند و میگوید که به «علی مطهری» رای دهید!

پایه‌های اصلی داستان بهنود را «استادی قفس ساز»، «مادری سخت کوش اما فقیر»، «کودکی معلول» و «قفسی فلزی» -که روزها در زمان خروج مادر از خانه جهت کار و رخت شویی، کودک در آن قرار داده میشود- تشکیل میدهند. بهنود از ناراحتی مادران از خرید قفس برای کودکان معلول خود میگوید و اینکه مدتها طول میکشد که از لحاظ اخلاقی قانع شوند که قفسی را سفارش دهند. در این داستان، قفس استعاره از صندوق رای است، چه آنکه بهنود خود در ابتدای مطلب میگوید «بر این قفس دخیل میبندیم» و یا باز در جای دیگر میگوید «بر این ضریح دخیل میبندیم». وی میگوید:

ما را با صندوق رای، مظهر انتخابات آزاد، به قاعده پیوندی است که با جان به در رود. ما در اطراف این ضریح می پلکیم. بر آن دخیل می بندیم . دنبال بهانه نمی گردیم برای گذاشتن و گذشتن. برعکس چشم از این صندوق بر نمی داریم. قهر نمی کنیم

استاد قفس‌ ساز، مادر سخت‌کوش و کودک معلول به ترتیب استعاره از حکومت، مردم و «دموکراسی نیم بند» هستند! بهنود خود به نقل از استاد قفس‌ ساز اشاره میکند که بارها شده است که مادری قفسی را سفارش داده است اما جرات بردن سفارش را نیافته است، یا به عبارتی زمانی که مردم به دلیل بی حاصل و اغلب غیر اخلاقی بودن شرکت در انتخابات حکومتی (بی توجهی به خون کشته‌شدگان)، رای نمیدهند. گاهی هم شده است که مادری یواشکی و نیمه شب آمده و قفس را به خانه برده است، چرا که تصور می‌کند که کار خلاف اخلاقی دارد انجام میدهد. این قسمت بسیار شبیه به ماجرای رای دادن پنهانی جناب سید خندان محمد خاتمی در دماوند است! پدر کودک در داستان بهنود غایب است. پدر استعاره از تحریم کنندگان انتخابات هستند که به پای کودک معلول (دموکراسی نیم بند) نمانده‌اند یا به عبارتی دموکراسی را در صندوق‌های رای حکومتی نمی‌یابند. بهنود در داستان خود از مادران سخت‌کوش اما فقیر (مردمی که رای میدهند) که بر این قفس دخیل می‌بندند و در انتخابات شرکت میکنند ستایش و پدران (تحریمی‌ها) را نکوهش میکند و لذا همگام با خزعلی، تلاش میکند که مردم را دعوت به حضور در انتخابات حکومتی بنماید.

اشتباه بهنود اما آنجاست که نمیداند یا نمیخواهد بداند یا خود را به ندانستن میزند که آن کودک معلول مدتهاست که مرده است. به عبارت دیگر از این امامزاده آبی گرم نمیشود! وقت خود تلف میکنید و زحمت ما میدارید (عمر حکومت را طولانی میکنید)!جناب بهنود، قفس خریدن برای کودک مرده به چه سود آید؟ این کاری عبث است و تنها پول به جیب استاد قفس ساز میریزد! جناب بهنود، حضور مردم در انتخابات حکومتی هیچ سودی برای آنها ندارد چه آنکه آن طفلِ علیلِ دموکراسی و نقش مردم در حاکمیت، دیر زمانی است که جان به جان آفرین تسلیم کرده است. کار درست را آن پدران تحریمی میکنند که به دنبال چاره رفته و به دنبال براندازی رژیم ضد مردمی و سرکوبگر جمهوری اسلامی هستند. آن مادرانی که هنوز بر این قفس‌ها دخیل میبندند ناآگاهند و احساسی رفتار میکنند. اینان با امید بستن به این قفس‌ها (رای دادن در انتخابات حکومتی) فقط حجره کاسبی استاد قفس ساز را گرم کرده و پول به جیب او میریزند.

کودک مرده قفس میخواهد چکار؟! از استاد قفس ساز قفس نخرید تا برشکست شود.

مطالب مرتبط:

مسعود بهنود و جهت وزش باد!

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

اگر تصور میکنید کیهان، رجا نیوز، فارس و یا ایرنا در صف مقدم تبلیغات حکومتی برای تشویق مردم به شرکت در دور دوم انتخابات مجلس قرار دارند سخت در اشتباهید. مهدی خزعلی خود یک تنه و به شکل خستگی ناپذیر و شبانه روزی در حال کشیدن جور رسانه‌های حکومتی است و این مسئولیت خطیر را بر عهده گرفته است! مهدی خزعلی از دو هفته پیش تاکنون و در راستای منافع رژیم بیش از ۲۳ مطلب وبلاگی و چندین ویدئو جهت تشویق مردم [جنبش سبز] به شرکت در نمایش حکومتی انتخابات منتشر کرده و از آنها میخواهد که به شعور خود توهین کرده و به یکی از ضد ایرانی‌ترین و افراطی‌ترین مذهبیون موجود رای مجدد دهند.

در آخرین پیشنهاد خود، مهدی خزعلی از طرفداران جنبش سبز میخواهد که برای نشان دادن اعتراض خود به حکومت، در بعد از ظهر روز انتخابات در حوزه‌های مطرح رای گیری در تهران که پوشش رسانه‌ای خوبی توسط صدا و سیمای حکومت در آنها صورت میگیرد حضور یابند. مشخص نیست این طرح چگونه میتواند به نفع مخالفان تمام شود؟ چگونه میتوان مخالفان را از موافقان تشخیص داد؟ اتفاقا به نظر من این کار دقیقا به نفع حکومت است. چون با حضور در این شعبه‌هایی که به طور مکرر تصاویر آنها در تلویزیون پخش میشود، حکومت به راحتی میتواند حضور مردم را پرشمار نشان داده و آن را دلیلی بر تایید رژیم از سوی مردم و محبوبیت حکومت در نزد مردم معرفی نماید!

تاکنون دهها وبلاگ‌نویس [از جمله خود من] و فعال سیاسی شناخته شده به طرح اخیر مهدی خزعلی اعتراض کرده و با دلایل منطقی نشان داده‎اند که به دلیل ماهیت غیر دموکراتیک انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی و سابقه تقلبها و جا به جایی‎های گسترده در آرای مردمی در انتخابات پیشین، حضور در پای صندوق‎های رای به هر دلیلی که باشد تنها و تنها در راستای منافع رژیم بوده و نتیجه‎ای جز فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای رسانه‎های حکومتی جهت سوء استفاده از حضور مردم به نفع خود نخواهد داشت. اما خزعلی علیرغم همه این مخالفتها و دلایل منطقی، همچنان حتی بلندتر از رسانه‎های حکومتی بر طبل انتخابات میکوبد! این رفتار خزعلی حتی گمانه‎زنی‎ها و سوالاتی را درباره اهداف احتمالی به زندان افتادن و سپس آزادی وی در آستانه انتخابات حکومتی و نیز واقعیت پشت پرده اعتصاب غذای او مطرح کرده است. در این راستا ۲ سوال اصلی به ذهن میرسد و آن اینکه:

** آیا بازداشت ظاهرا وحشیانه مهدی خزعلی توسط وزارت اطلاعات، اعتصاب غذای ظاهرا طولانی مدت وی در زندان و حکم زندان و تبعید ظاهرا طولانی مدت او [که البته اجرا نشده است!]، پروژه‎ای جهت اپوزیسیون سازی از وی و تلاشی برای افزایش هوشمندانه سطح محبوبیت او جهت بهره برداری در آینده به نفع حکومت نبوده است؟!

** اکثر اعتصاب غذا کنندگان حداکثر بین ۵۰ تا ۶۵ روز دوام می‌آورند. رکورد اعتصاب غذا در دست یکی از ناراضیان ایرلندی است که در دهه ۸۰ میلادی پس از ۷۳ روز اعتصاب غذا جان خود را از دست داد. بابی ساندز ناراضی مطرح پس از ۶۶ روز اعتصاب غذا جان سپرد. مهدی خزعلی ادعا میکند که ۷۰ روز در اعتصاب غذای تر و خشک بوده است! با توجه به تاریخچه اعتصاب غذا کننده‌گان در طول تاریخ چگونه میتوان پذیرفت که فرد پس از چنین اعتصاب غذای طولانی، پس از آزادی بلافاصله فعالیت‌های روزانه خود را از سر گرفته و هر هفته به کارهای طاقت فرسایی چون کوهنوردی نیز بپردازد؟! آیا فرد به هیچ زمان فرجه‌ای برای بازیابی قوای تحلیل رفته و جبران وزن نیاز ندارد؟!

اصرار خزعلی بر حرف خود مبنی بر حضور مردم در انتخابات علیرغم مخالفتهای گسترده، احتمالات زیر را به ذهن متبادر میسازد:

 ۱- آزادی مهدی خزعلی از زندان و کاهش احتمالی محدودیت‌ها بر انتشارات حیان در آینده، مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی از طریق فریفتن گروههایی از جنبش سبز بوده است (+).

 ۲- به دلیل افول جنبش سبز [به ویژه بر اثر سرکوب شدید حاکمیت]، مهدی خزعلی نسبت به متنفع شدن از به نتیجه رسیدن جنبش در آینده نزدیک نا امید گشته و بر آن شده است که همراستا با منافع اصلاح‌طلبان از محبوبیت پس از اعتصاب غذای اخیر خود استفاده کرده و با تشویق معترضان به حضور در انتخابات از آن به عنوان اهرم فشاری بر حاکمیت جهت ورود مجدد اصلاح‌طلبان به بدنه قدرت استفاده کند. بر طبق این احتمال، پیشنهاد مهدی خزعلی با هماهنگی با اصلاح‌طلبان و در راستای تحرکات اخیر محمد خاتمی و دیگر اصلاح‌طلبان حکومتی در رای دادن در روز ۱۲ اسفند و نیز اعلام برنامه جهت شرکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری صورت میگیرد. (+)

 ۳- به زندان افتادن، اعتصاب غذا و نیز حکم طولانی مدت مهدی خزعلی همه و همه سناریوی از پیش طراحی شده وزارت اطلاعات برای اپوزیسیون سازی از وی و محبوب کردن او در نزد بدنه جنبش سبز جهت بهره برداری در آینده به نفع رژیم بوده است. دعوت دنباله‌دار وی به حضور در انتخابات با متوسل شدن به انواع ترفندها در این راستا ارزیابی میگردد.

ممکن است هر سه احتمال بالا غلط باشد و مهدی خزعلی فقط یک طرح ساده و مضحک را مطرح کرده باشد اما این اصرار وی بر طرح خود با علم به تقلب در انتخابات و جا به جایی آرا و تلاش شبانه روزی وی در تشویق مردم به حضور در انتخابات حکومتی علیرغم مخالفتها و اعتراضهای منطقی، درست بودن دستکم یکی از احتمالات بالا را تقویت میکند.

توضیح: وقتی با معدود طرفداران پیشنهاد خزعلی صحبت میکنم و با آنها دلایل مخالفت خود با طرح وی را در میان میگذارم، به جای شنیدن پاسخ منطقی، مرتبا با مغلطه بحث را منحرف کرده و اعتصاب غذای او را به رخ من میکشند! گویی که من یا بقیه مردم از خزعلی خواسته بوده‌اند یا کسی او را مجبور کرده بوده که اعتصاب غذا کند. اگر کسی صادقانه تصمیمی گرفته است و به نشانه اعتراض دست به اعتصاب غذا زده است، تصمیم خودش بوده، چرا منتش را بر سر ما میگذارید؟! وانگهی اعتصاب غذا، زندان رفتن و حتی مرگ یک نفر به معنای این نیست که نتوان هیچ گونه انتقادی از او کرد و دیدگاه‌ها و اظهارات او را نقد نکرد! چرا به دنبال بت سازی از افراد هستید؟! من به شخصه هیچ نظر غیر منطقی را نمیپذیرم از سوی هرکسی که صادر شده باشد!

مطالب مرتبط:

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

چند ماه پیش مهدی خزعلی عزم جزم کرده بود که در انتخابات مجلس نامزد بشود. این مطلب را در سایت خود هم نوشته بود (+) و با تفاسیر خاص خود مدعی میشد که تحریم منفعلانه است و باید در انتخابات شرکت کرد. من در آن زمان در اعتراض به این حرکت مطلبی نوشتم، خوشبختانه آن زمان جوی هماهنگ در میان اپوزیسیون برای عدم شرکت در انتخابات فرمایشی شکل گرفته بود و حتی اصلاح طلبان [مشارکت، مجاهدین، اعتماد ملی، …] هم که شانس رد صلاحیت نامزدهای خود را بالا میدیدند، با آن همصدا شده بودند. با مشاهده این وضعیت و نیز عدم همراهی مردم، مهدی خزعلی هم از حرف خود کوتاه آمد و به گفته خود نه نامزد شد و نه رای داد (+). از آن سو دیدیم که محمد خاتمی با وجود اینکه شرایط ۳ گانه‌اش برآورده نشده بود، روز ۱۲ اسفند رفت و دور از انظار عمومی در دماوند (!) رای داد و حرکت خود را «رای به جمهوری اسلامی» و علت شرکت را «تلاش برای باز نگاه داشتن پنجره‌های اصلاح طلبی»، [بخوانید: تلاش برای حضور مجدد اصلاح طلبان در قدرت] معرفی کرد (+). از چند روز پیش دو خبر جدید و حائز اهمیت منتشر شد، ۱- درخواست مهدی خزعلی در سایتش برای حضور مردم در انتخابات و رای دادن به علی مطهری، با وجود همه اظهارات ضد ایرانی و طرز فکر شدیدا مذهبی و دفاعش از حجاب اجباری! و ۲- سخنان محمد رضا خباز از حزب اعتماد ملی که از عزم اصلاح طلبان برای مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ با محوریت خاتمی سخن گفته است (+).

این اتفاقات نشان میدهد که اصلاح طلبان بی توجه به تقلب بزرگ، سرکوب و کشتار مردم در خیابان و کهریزک، ادامه حصر موسوی، کروبی و رهنورد و احکام حبس طولانی مدت زندانیان سیاسی و عقیدتی در سه سال اخیر همچنان پایبند به دیکتاتوری ولایت فقیه هستند و به دنبال روزنه‌ای برای ورود مجدد در بدنه قدرت. در این میان آنها به دنبال این هستند که با فریفتن [دستکم] قسمتی از جنبش سبز و قانع کردن آنها برای شرکت در انتخابات فرمایشی دور دوم مجلس شورای اسلامی، پایگاه اجتماعی [نداشته] خود را به رخ حاکمیت کشانده و از آن به عنوان ابزار چانه زنی برای تسریع ورود مجدد خود در ساختار قدرت استفاده کنند. برخلاف ادعای مضحک مهدی خزعلی، خیلی مشخص و مبرهن است که حضور مردم در پای صندوق و رای دادن به علی مطهری به هیچ وجه نمیتواند اعتراض بر علیه حاکمیت تلقی شود و همچون طرح اسب تروا از پیش شکست خورده است زیرا از یک سو حاکمیت به سرعت با ابزارهای تبلیغاتی خود آن را تایید مشروعیت و محبوبیت خود تفسیر کرده و از سوی دیگر به راحتی میتواند آرا را به نفع فرد دیگری مهندسی کند [همانطور که قبلا میلیونها رای را جا به جا کرده است]. گمانه زنی‌ها درباره تلاش اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز زمانی به واقعیت نزدیکتر میشود که میبینیم امروز مجددا فراخوانی خطاب به «جنبش مدنی ایران» [جنبش سبز ؟] برای حضور در انتخابات فرمایشی و رای دادن به علی مطهری از سوی یکی دیگر از اصلاح طلبان یعنی «رحمت الله بیگدلی» در سایت مهدی خزعلی منتشر میشود تا این سایت را علنا تبدیل به ارگان تبلیغاتی ستاد علی مطهری و جولانگاهی برای فریب جنبش سبز و مصادره حضور احتمالی طرفداران آن در انتخابات به عنوان پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان، کرده باشد!

البته با توجه به هوشیاری مردم و سلب اعتماد از حاکمیت و اصلاح طلبان [به ویژه پس از رای دادن خاتمی]، پروژه حضرات از پیش شکست خورده به نظر میرسد، چه آنکه اکثریت قریب به اتفاق نظرات مردم در زیر دو مطلب سایت مهدی خزعلی اعتراضی و اعلام عدم حضور در انتخابات است.

مطالب مرتبط:

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

ابطال آرای حوزه انتخابیه دماوند معنادار و در حکم تو دهنی به اصلاح طلبان است!

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

چند بار از یک سوراخ باید گزیده شد؟! چند بار میخواهید از میان بد و بدتر، بد را انتخاب کنید؟ سال ۷۶ از ترس ناطق نوری، به محمد خاتمی رای داده شد! سال ۸۴ از میان بدتر هاشمی رفسنجانی، بد احمدی نژاد را انتخاب کردند! انتخابات مجلس و شوراها به همین ترتیب! حالا این بار زمزمه‌هایی از لزوم انتخاب بد علی مطهری از میان بدترها شنیده میشود و این بار مهدی خزعلی پیشقراول ماجرا شده است! این دعوت به حضور در انتخابات در شرایطی از سوی خزعلی صورت میگیرد که تقریبا برای اکثر مردم مشخص شده است که سیستم انتخابات کنونی در جمهوری اسلامی به دلیل رد صلاحیت گسترده، از همان ابتدا کاملا غیر دموکراتیک بوده و علاوه بر آن در آرای مردمی هم دست برده شده و تقلب‌های عمده‌ای صورت میگیرد به گونه‌ای که برندگان نهایی انتخابات نه با رای مردم و از طریق صندوق رای که از قبل و در بیت رهبری مشخص شده‌اند. واقعا برای من عجیب است چرا عده‌ای نمیتوانند [یا نمیخواهند؟!] این واقعیت را بپذیرند که در جمهوری اسلامی رای دادن یا ندادن آنها کوچکترین تاثیری در انتخاب شدن یا نشدن یک فرد نداشته و این ولی فقیه است که نهایتا تصمیم میگیرد اسم چه کسی از صندوق بیرون بیاید! شاید هم همه اینها را میدانند و مانند خاتمی میروند رای خود به جمهوری اسلامی را در صندوق بیندازند و از این طریق پایبندی خود به سیستم را اثبات کنند؟!

امروز مهدی خزعلی در وبلاگ خود مطلبی نوشته و از مردم دعوت کرده است که در دور دوم انتخابات مجلس که ۳ هفته دیگر برگزار میشود شرکت کرده و به علی مطهری رای دهند! تاکتیک به کار رفته همان تاکتیک رسانه‌های حکومتی مبنی بر جلب حضور مردم و گرم کردن تنور انتخابات حکومتی است منتهی تکنیک اندکی با آنها متفاوت آنهاست. خزعلی تحریم و عدم شرکت در انتخابات حکومتی را نشانه «رادیکالیسم و انفعال» دانسته و با نادیده گرفتن غیر آزاد بودن پروسه انتخابات و سابقه حکومت در مهندسی گسترده آرا از مردم دعوت میکند که به پای صندوق رای رفته و در اقدامی احمقانه از سوراخ مذکور مجددا نیش خورده و بسان گذشته، از میان بدترها، بد [یعنی علی مطهری] را انتخاب کنند!

وی مینویسد:

این بار بجای انفعال و تحریم، همه به پای صندوق های رای می رویم و با تک رای به «دکتر علی مطهری»، تنها صدای اعتراض مجلس هشتم را تایید می کنیم، این یک تلاش مدنی و یک اعتراض مسالمت آمیز است، ما همه نقد های خویش را به همه خطاهای جناح حاکم، در یک برگ تک رای به صندوق می اندازیم. ما با این تک رای به حبس و رد صلاحیت رقیب اعتراض می کنیم، به تعطیلی ۶۳ درصد اصول قانون اساسی اعتراض می کنیم، اگر نمی توانیم طبق اصل ۲۷ قانون اساسی تظاهرات مسالمت آمیز داشته باشیم، با انداختن یک تک رای به صندوق های تهران، راهپیمایی اعتراض آمیز خاموشی را سامان می دهیم!

مهدی خزعلی ادعا میکند که رای دادن به علی مطهری که به گفته او تنها صدای اعتراض مجلس هشتم بوده است، به منزله اعتراض به حاکمیت و تعطیلی قانون اساسی است. مشخص نیست بر چه اساس و منطقی او به چنین نتیجه‌ای رسیده است! مگر نه اینکه عدم شرکت مردم در انتخابات [انتصابات]، خود قوی‌ترین و رساترین فریاد اعتراضی است که هر فرد میتواند به غیر آزاد بودن انتخابات داشته باشد؟

علی مطهری کیست؟

علی مطهری اگر واقعا در چارچوب استانداردهای رژیم عمل نمیکرد و پایبند به حکومت و پیرو بی چون و چرای ولی فقیه نمیبود، اصولا از فیلتر شورای نگهبان رد نمیشد، مشابه بقیه باصلاحیت‌ها و آدم‌های مستقل همان اول کار رد صلاحیت میشد. علی مطهری همان فرد دگم و متحجری است که مردان را «چشم چران» خوانده و برای حجاب اجباری سینه چاک میکند به گونه‌ای که صدای اعتراض تاجزاده هم از داخل زندان بلند میشود (+ ، +). علی مطهری همان کسی است که با استناد به اینکه «عربی زبان دین ماست» به شدت به فرهنگستان زبان فارسی به خاطر تولید لغات جایگزین فارسی برای لغات عربی [فارسی سازی زبان] اعتراض میکند (+). علی مطهری همان کسی که به بهانه انتقاد از جریان انحرافی، به صحبت کردن از دو شخصیت ملی ایرانیان یعنی فردوسی و کوروش اعتراض کرده و از لزوم پرداختن به فرهنگ وارداتی و البته تحمیل شده اسلامی و دینی سخن میگوید (+)! یک چنین فرد متحجر، با تفکرات واپسگرا و البته ضد ایرانی تبدیل شده است به قهرمان عده‌ای و سنبل اعتراض به حاکمیت، به گونه‌ای که میخواهند بروند به او رای بدهند! واقعا مضحک و البته رقت‌انگیز است!

اصلا فرض کنید علی مطهری به مجلس راه یافت. مجلسی که خود هیچ کاره است و از خود هیچ اختیاری ندارد و فقط دنباله روی ولی فقیه بوده و به جز پیروی کورکورانه از بیت رهبری قدم از قدم نمیتواند بردارد، چه ارزشی دارد؟ چه چیزی را میخواهد تغییر دهد؟ کل مجلس بی اختیار است، یک نفر چکار میتواند بکند؟ البته که مثل مجلس هشتم، هیچ کار!

افسوس که عده‌ای متوجه نیستند یا شاید هم نمیخواهند متوجه بشوند؟! نمیدانم…!

مطالب مرتبط:

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

ابطال آرای حوزه انتخابیه دماوند معنادار و در حکم تو دهنی به اصلاح طلبان است!

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

هوشیار باشیم؛ مبادا در دام رژیم افتاده و با مطرح کردن «خطر جبهه پایداری»، تنور انتخابات فرمایشی را گرم کنیم!

تحریم انتخابات فرمایشی

مطلبی با عنوان زیر در سایت همبستگی نیوز و نیز موضوع داغی با همین عنوان در سایت بالاترین منتشر شده است:

«خطر جبهه پایداری را باید جدی گرفت؛ همفکران سعید امامی در صدد تسخیر مجلس و تمامی ارکان نظام هستند.»

از این عنوان دو برداشت کلی میتوان استخراج نمود:

۱- عده‌ای نسبت به خطر جبهه‌ای موسوم به جبهه پایداری متشکل از نزدیکان به احمدی نژاد و وفاداران به مصباح یزدی هشدار میدهند و میگویند که آنها در صدد تسخیر مجلس و سپس تصاحب نظام و انقلاب هستند.
۲- برای جلوگیری از رسیدن جبهه پایداری به هدف خود، بایستی مردم در انتخابات شرکت کنند از میان بد و بدتر، بد را انتخاب کنند!

اصلا فرض کنیم مجلس به دست این جبهه بیفتد و به قول علی مطهری با قدرت گرفتن این جبهه «انقلاب و نظام به خطر بیفتد». مگر ما به عنوان مخالفان جمهوری اسلامی دغدغه انقلاب و نظام اینان را داریم؟ همان بهتر که با قدرت گیری این جریان تندرو، چهره واقعی این رژیم جنایتکار هرچه بیشتر افشا شود! مسلما هر چقدر رژیم رادیکالتر شود، احتمال شورش و اعتراض عمومی بیشتر میشود!

بگذاریم نیروهای مختلف داخل رژیم به جان هم بیفتند. مبادا در دام اینها افتاده و با بها دادن به چنین مباحثی تنور انتخابات فرمایشی را برای رژیم گرم کنیم! تکلیف امثال علی مطهری که مشخص است، اما امیدوارم جناب تاجزاده چنین منظوری نداشته باشد. چنین سخنانی در آستانه انتخابات خواسته یا ناخواسته ممکن است به نفع رژیم تمام شود!

لینکها: لینک خبر در همبستگی نیوز، لینک سخنان تاجزاده در مردمک

مطالب مرتبط:

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: