بایگانی برچسب‌ها: علی خامنه ای

علت افزایش حملات حکومتی به موسوی و کروبی و تشدید نقض حقوق بشر در ایران چیست؟

بازنشر سخنان تقابل جویانه ۲ سال پیش علی خامنه ای در سایت رسمی اش با این پوستر حاوی عبارت"نابخشودنی"
بازنشر سخنان تقابل جویانه ۲ سال پیش علی خامنه ای در سایت رسمی اش با این پوستر حاوی عبارت»نابخشودنی»

در روزهای اخیر بعد از مدتها مجددا از تریبونهای حکومتی مانند نماز جمعه یا صدا و سیما شاهد درخواست اعدام برای موسوی و کروبی از سوی شخصیت های تندرو وابسته به حکومت هستیم. حتی سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی با انتشار یادداشتی با عنوان «نابخشودنی» به بازشر اظهارات ۲ سال و نیم پیش خامنه ای در حمله و تخطئه جنبش سبز پرداخته و صراحتا عزم حکومت برای افزایش تقابل و برخوردها را نشان داده است. این  همه در حالی روی میدهد که بسیاری از مردم و حتی فعالان سیاسی امیدوار بودند که با ریاست جمهوری روحانی و شعار «اعتدال» وی، رفته رفته شاهد کاهش فشارها بر زندانیان سیاسی و نهایتا رهایی موسوی، کروبی و رهنورد از حصر باشیم.

بررسی اظهارنظرها و تحلیل رفتار مقام های حکومتی به ویژه رهبری رژیم در ماههای اخیر نشان می دهد که حکومت از دو اتفاق مهم امسال به شدت به خود غره شده و به قول معروف کبکش خروس میخواند و لذا فرصت را برای تسویه حساب های سیاسی، افزایش فشار بر مخالفان و عقده گشایی از منتقدان و رقبای سیاسی سابق مناسب یافته است تا همانطور که چهره های حکومتی مختلف هم در اظهارات خود به اشکال مختلف اذعان کرده اند، درس عبرتی را به دیگر منتقدان و مخالفان خود داده باشند. دو اتفاق مهم امسال یکی انتخابات ریاست جمهوری و دیگر توافق هسته ای با کشورهای ۱+۵ است.

مقام های ارشد رژیم و در صدر آنها علی خامنه ای، از برگزاری آرام، نسبتا پررونق و به زعم خود «موفقیت آمیز» انتخابات ریاست جمهوری و به روی کار آمدن فردی از حلقه خودی ها با سابقه ۳ دهه حضور در مناصب ارشد امنیتی و مدیریتی نظام به عنوان ریاست جمهور، بسیار خرسند هستند. درست است که بخشی از مردم به ناچار و برای کاهش فشار سنگین تحریم ها به روحانی که در مقایسه با بقیه کاندیدهای به شدت تندرو، میانه رو محسوب میشد رای دادند اما شکی نیست که همین حضور درصد بالایی از مردم در انتخابات علیرغم تقلب گسترده ای که در انتخابات قبلی رخ داد و سرکوب و کشتار وحشیانه معترضان پس از آن، به نوعی ثبات رژیم را دستکم در کوتاه مدت تضمین کرد. این اتفاق و نیز رفتن احمدی نژاد دردسر ساز و بلندپرواز، یک آرامش نسبی و اطمینانی را در فضای سیاسی حکومتی حاکم کرد. شاید همین موضوع دلیل اصلی افزایش بی سابقه اعدام ها در ماههای اخیر پس از انتخابات ریاست جمهوری باشد.

این فضای آرامش و اطمینان از آینده با توافق نصفه و نیمه هسته ای با قدرتهای جهانی و در نتیجه آن از بین رفتن احتمال هرگونه حمله نظامی و یا تشدید تحریم ها در آینده نزدیک و نیز آزادی ۸ میلیارد دلار از پولهای ایران در خارج از کشور، بیشتر و بیشتر شده است. علم به این واقعیت که مساله نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران، سرکوب مخالفان و روزنامه نگاران و نیز حصر موسوی و کروبی اساسا در جریان مذاکرات هسته ای مطرح نشده و حکومت هیچ گونه فشاری را از این ناحیه متحمل نگردیده است، افزایش شمار اعدام ها و نیز حملات اخیر به موسوی و کروبی و عقده گشایی ها علیه آنها را قابل درک می سازد!

شکی نیست که حملات اخیر به موسوی و کروبی و فراخوانهای اعدام برای آنها در رسانه ها و تریبونهای حکومتی، جهت افزایش فشار بر آنها به منظور نوشتن «توبه نامه» می باشد تا خامنه ای که مدتهاست به دیکتاتوری خودکامه تبدیل شده است بار دیگر از طریق تحقیر مخالفان و منتقدان خود به نوعی «ارضا» شود. اما سوال اینجاست که آیا نمی شد در ماههای اخیر به نحوی به حکومت فشار آورد؟ آیا اصلاح طلبان و در صدر آنها خاتمی نمیتوانستند به جای حمایت همه جانبه و بی چون و چرا از شخص روحانی در انتخابات، حضور خود و نیروهای حامی خود را مشروط به آزادی موسوی و کروبی بنمایند؟ آیا اگر آن گروه از رای دهندگان به روحانی که در سال ۸۸ به موسوی و کروبی رای داده بودند به جای «تشکر»های گاه و بی گاه خود از وی، هرچه صریح تر و قاطع تر از وی میخواستند که کاری برای رفع حصر و کاهش فشار از زندانیان سیاسی انجام دهد، اکنون کار به اینجا کشیده بود؟!

سوال دیگر این است که چگونه کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا که بانگ حمایت از حقوق بشرشان همه جا را فرا گرفته، در جریان مذاکرات هسته ای که مناسبترین موقع برای گرفتن امتیاز از رژیم است کوچکترین صحبتی از موارد نقض حقوق بشر در ایرانِ تحت حاکمیت جمهوری اسلامی نکردند و نمیکنند؟! چرا ادامه مذاکرات را مشروط به آزادی مخالفان سیاسی از جمله موسوی و کروبی نمیکنند؟! چرا اپوزیسیون خارج از کشور با این همه شوراهای جور واجور که همگی صفت «ملی» را یدک میکشند با این کشورها لابی نمیکنند تا در حین مذاکرات مساله نقض حقوق بشر و زندانیان سیاسی و از جمله حصر موسوی و کروبی را با طرف ایرانی مطرح کنند؟! اگر این دورنگری ها و فعالیت ها از سوی منتقدان داخلی و مخالفان خارجی رژیم صورت میگرفت آیا اکنون جمهوری اسلامی جرات میکرد که این چنین به خود غره شود و دست خود را باز ببینند تا سرکوب ها و فشارها را تشدید کند؟!

آقای ظریف لطفا دروغ نگویید؛ خامنه ای در چندین نوبت هولوکاست را افسانه خوانده است! + سند

zarifدر ادامه تلاشهای دولت جدید برای نشان دادن چهره ای متفاوت از جمهوری اسلامی، جواد ظریف وزیر امور خارجه امروز در برنامه زنده شبکه ای بی سی آمریکا هولوکاست را نسل کشی خواند و آن را محکوم کرد. اما وقتی با پرسش مجری برنامه مبنی بر اینکه سخنان او با علی خامنه ای رهبر حکومت که هولوکاست را «افسانه» خوانده متفاوت است مواجه شد، مجبور گردید که دروغ بگوید و با عنوان کردن اینکه ترجمه سخنان خامنه ای به خوبی انجام نشده است تلاش کرد که قضیه را به شکلی ماستمالی کند!

اینکه جواد ظریف به عنوان وزیر خارجه به طور صریح به کشتار سیستماتیک یهودیان توسط نازی ها در جنگ جهانی دوم اذعان میکند بسیار پسندیده و خوب است به ویژه با توجه به اینکه احمدی نژاد سالها در مجامع بین المللی هولوکاست را انکار و بازماندگان آن جنایات وحشتناک را آزرده خاطر نمود. از سوی دیگر همین نفس محکوم کردن هولوکاست و گرفتن بهانه «یهودی ستیزی» از لابی های قدرتمند یهودی موثر در سیاست خارجی آمریکا میتواند در کاهش تنش بین ایران و کشورهای غربی که در قالب تحریم های فزاینده و فراگیر نقش منفی خود را در زندگی مردم عادی نشان داده است، موثر باشد.

اما جواد ظریف در این راستا مجبور شد یک دروغ بزرگ هم تحویل بینندگان غربی و مجری تلویزیونی شبکه ای بی سی بدهد و آن اینکه او مدعی شد که علی خامنه ای به عنوان فرمانده کل قوا و نفر اول مملکت، هولوکاست را انکار نکرده و ایراد از ترجمه است!! این یک دروغ محض است و با بررسی اجمالی وب سایت رسمی رهبری جمهوری اسلامی و وبسایت شخص خامنه ای میتوان به این موضوع پی برد. خامنه ای اولین بار در روز ۱۸ بهمن ۸۴ در جمع پرسنل نیروی هوایی و آخرین بار در ۲۷ شهریور ۹۱ در دانشگاه علوم دریایی نوشهر، در مورد هولوکاست تشکیک ابراز و آن را «افسانه» و «مجهول الحال» دانسته است.

جناب ظریف شاید بتواند با چنین توجیهی بر سر مخاطب انگلیسی زبان کلاه بگذارد اما مسلما مخاطب فارسی زبان به راحتی میتواند با مقایسه متن و فیلم صحبتهای خامنه ای و ترجمه صحبتهای او متوجه بشود که اتفاقا ترجمه هیچ ایرادی ندارد بلکه ایراد از کسی است که این سخنان را بر زبان رانده است! لذا آقای ظریف بهتر است به جای ماستمالی سخنان خامنه ای، او را متقاعد کند که هولوکاست افسانه نیست و واقعا اتفاق افتاده است!

برای شفاف سازی در زیر چند اسکرین شات از مواردی که علی خامنه ای در سخنرانی های خود در سالهای گذشته هولوکاست را انکار و آن را «افسانه» نامیده، با استناد به وبسایت شخصی او آورده شده است.

ویدئو سخنان خامنه ای درباره هولوکاست که آن را افسانه میخواند.

قسمتی از سخنان خامنه ای در ديدار پرسنل نيروى هوايى، ۱۸ بهمن ۸۴

قسمتی از سخنان خامنه ای در ديدار پرسنل نيروى هوايى، ۱۸ بهمن ۸۴

لینک به مطلب اصلیلینک مطلب فریز شدهلینک ترجمه انگلیسیلینک ترجمه انگلیسی فریز شده 

قسمتی از سخنان خامنه ای در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌، ۱۸ اسفند ۹۰

قسمتی از سخنان خامنه ای در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌، ۱۸ اسفند ۹۰

لینک به مطلب اصلی – لینک مطلب فریز شده – لینک ترجمه انگلیسی – لینک ترجمه انگلیسی فریز شده

قسمتی از سخنان خامنه ای در دانشگاه علوم دريايى امام خمينى نوشهر، ۲۷ شهریور ۹۱

قسمتی از سخنان خامنه ای در دانشگاه علوم دريايى امام خمينى نوشهر، ۲۷ شهریور ۹۱

لینک به مطلب اصلی – لینک به مطلب فریز شده 

هدف آمریکا از تحریم های جدید: فشار مستقیم بر ایرانیان؛ پیام تحریمها: نگذارید جلیلی رییس جمهور شود!

تحریم های جدید مردم عادی را هدف قرار داده است.

تحریم های جدید مردم عادی را هدف قرار داده است.

در عرض ۳ روز گذشته و در حالی که کمتر از ۱۰ روز تا انتخابات ریاست جمهوری در ایران باقی مانده است، آمریکا حجم عظیمی از تحریم های جدید را بر ایران اعمال کرده است (+). از یک طرف ریال و از طرف دیگر صنایع پتروشیمی و خودرو مورد تحریم های جدید قرار گرفته اند. گفته شده است که منظور از تحریم ریال بی ارزش کردن آن در خارج از ایران است و هدف، مورد تحریم قرار گرفتن بانکها، موسسات، شرکتها و افرادی است که حجم بالایی از ریال را در خارج از ایران مبادله می کنند. همانطور که می دانید اصولا ریال در خارج از ایران مبادله نمی شود و لذا این تحریم، تنها جنبه روانی بر بازار خواهد داشت. اما دو تحریم دیگر، یعنی تحریم پتروشیمی و صنعت خودرو ایران، تاثیر بسیار شدیدی بر اقتصاد کشور و سطح زندگی و رفاه ایرانیان بر جای خواهد گذاشت.

صنعت پتروشیمی ایران در سال ۲۰۱۲ بیش از ۱۲ میلیارد دلار صادرات داشته است یعنی چیزی حدود ۲۰ درصد کل درآمد ارزی ایران متعلق به این بخش بوده است. مسلما تحریم آن جلوی فعالیت کشورها و شرکتهای خارجی در ایران را خواهد گرفت، صادرات را متوقف خواهد کرد و منجر به بیکاری عظیمی در این بخش خواهد شد و با کاهش حجم درآمد ارزی دولت، منجر به کاهش ارزش ریال می گردد.

از طرف دیگر، تا ۲ سال گذشته، بیش از ۳۰۰ هزار نفر به طور مستقیم در صنعت خودرو کشور و تولید قطعات خودرو مشغول به کار بوده اند؛ صنعتی که وابستگی شدیدی به کشورهای خارجی دارد. از ۲ سال گذشته و با توسعه ابعاد تحریم ها از جمله تحریم های بانکی به تدریج همکاری خودروسازهای خارجی با بخش خودرو ایران کاهش یافت، چیزی که منجر به رکود در این بخش و کاهش تولید گردید. اکنون آمریکا بخش خودرو را به طور مستقیم هدف قرار داده است. یعنی اینکه دیگر هرگونه همکاری با صنعت خودرو ایران و از جمله صادرات خودرو و قطعات آن به ایران ممنوع شده است و هر شرکتی که با ایران معامله کند، از سوی آمریکا جریمه خواهد شد. این موضوع منجر به افزایش رکود در این صنعت، افزایش دامنه بیکاری ها، افزایش قیمت خودرو و قطعات خودرو خواهد شد. همچنین دارندگان خودروهای خارجی، با مشکلات متعددی برای تامین قطعات یدکی مورد نیاز خودرو خود مواجه خواهند شد.

هدف از تحریم های جدید:

اگر بتوان با خوش بینی، هدف از تحریم صنعت پتروشیمی ایران را کاهش درآمد ارزی حکومت و اعمال فشار مضاعف بر آن دانست، اما با هیچ ترفندی نمیتوان نسبت به حسن نیت آمریکا در تحریم صنعت خودرو خوش بین بود. شکی نیست که هدف آمریکا از تحریم خودرو و ریال ایران، اعمال فشار مستقیم بر مردم ایران است. آمریکا تقریبا تمامی منابع ارزی و درآمدی رژیم را مسدود کرده است و حالا کم کم وارد فاز تحریم هایی می شود که مستقیما مردم ایران را هدف قرار میدهد. هدف آمریکا از اعمال این تحریم ها، دشوار کردن زندگی مردم عادی و افزایش نارضایتی ایرانیان می باشد به این امید که شاید گسترش نارضایتی ها منجر به شورش و آشوب علیه حکومت بشود تا در نتیجه حکومت از بلندپروازی های هسته ای خود دست بردارد و یا اینکه به طور کلی حکومت سرنگون بشود!

اما تجربه نشان داده است که آمریکا از این ترفند راه به جایی نخواهد برد و این سیاست شکست خورده است. به چند دلیل: ۱- در طول تاریخ ایرانیان نشان داده اند که انسانهای مغروری هستند. فشار بیشتر بر آنها نه تنها آنها را وادار به حرکت به سوی خواسته های آمریکا نخواهد کرد، بلکه در طول زمان کینه عمیقی در دل مردم ایران ایجاد خواهد نمود و نهایتا منجر به پافشاری جمعیت بیشتری از مردم بر حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای خواهد گردید. ۲- اصولا با توجه به تجربه تلخ انقلاب سال ۵۷، عدم وجود آلترناتیوی مشخص و قابل اعتماد و نیز به دلیل سابقه سرکوبهای وحشیانه حرکتهای اعتراضی از سوی حکومت، وقوع هرگونه حرکت اعتراضی از سوی مردم به دلیل اعمال تحریمها، دستکم در کوتاه مدت منتفی به نظر میرسد.

پیام تحریم های جدید:

نکته مهم دیگر که نباید از آن غافل شد، «زمان» خاصی است که این تحریم های سه گانه بر ایران و ایرانیان اعمال میشود. در کنار دلایل مطرح شده در بالا، بدون شک یکی از اهداف آمریکا از اعمال تحریم های جدید، پیام به مردم ایران است. پیام آمریکا به ایرانیان این است که اگر تحریم های بیشتری نمی خواهید، از به قدرت رسیدن هر شخصی که به دنبال افزایش تنش با غرب می باشد و بر موضع لجوجانه حکومت بر ادامه برنامه هسته ای خود اصرار می ورزد جلوگیری کنید. منظور از این چنین فردی به طور اخص شخص «سعید جلیلی» می باشد که در ۵ سال گذشته زیر نظر علی خامنه ای، مسئولیت تلف کردن وقت غربی ها در مذاکرات متعدد اما بی حاصل را بر عهده داشته است و در مبارزات انتخاباتی خود به طور مکرر بر «مقاومت» و «گفتمان انقلاب اسلامی» تاکید کرده است! اگر نگاهی به حامیان او بیندازید می بینید که اکثریت افراد و گروههای حکومتی که سال ۸۴ از احمدی نژاد حمایت میکردند، اکنون از جلیلی حمایت میکنند، لذا پر بیراه نیست اگر او را نامزد اصلی حاکمیت بدانیم.

اگرچه سیاست خارجی رژیم از جمله تصمیم گیری درباره برنامه هسته ای مستقیما زیر نظر علی خامنه ای است اما رییس جمهور به هر حال تا میزانی در تصمیم گیری ها موثر است. به قدرت رسیدن فردی همچون حسن روحانی که به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده هسته ای ایران، سابقه تعامل سازنده و اعتماد سازی با غرب را در پرونده خود دارد میتواند از یک طرف به عنوان شاخه زیتونی به نشانه صلح از سوی مردم ایران تعبیر شود و از طرف دیگر گویای «نه بزرگ» ایرانیان به سیاستهای تنش زا و ماجراجویانه خامنه ای و مردود شدن او در رفراندوم هسته ای باشد! مردم ایران اگرچه با استفاده صلح آمیز از برنامه هسته ای موافقند اما خواهان همکاری کامل با آژانس اتمی هستند، چیزی که خامنه ای و جلیلی مانع آن بوده اند. آمریکایی ها امیدوارند مردم ایران از خارج شدن اسم جلیلی از صندوق رای جلوگیری کنند، هرچند حاکمیت نشان داده است که در مواقع لزوم ابایی از تقلب و دست بردن در آرای مردم نخواهد داشت…!

در همین زمینه:

احساس عشق و نفرت نسبت به تحریم‌ها

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

ای هاشمی قدر قدرت، ای قهرمان، ای اکبر شاه، بیا این فلک زدگان را از بیچارگی و دربدری نجات بده…!

hashemiهاشمی می آید، هاشمی نمی آید!! آیا هاشمی نمی آید؟! هاشمی بیاید!! اگر هاشمی نیاید چه کنیم…؟!

یک عده دهن ما را سرویس کردند این چند روزه!! خوب میخواهد بیاید میخواهد نیاید!! ببین بدبختی و حقارت یک عده به کجا رسیده است که دست به دامن یک آخوند پیر ۸۰  ساله شده اند!! آنچنان از این پیرمرد دم موت سخن میگویند که گویی وی منجی بزرگی است که قرار است سوار بر اسبی سفید و بالدار، از آسمانها به زمین فرود آید و با ید موسایی و نفس اهورایی خود این فلک زدگان و بیچارگان را از حضیض ذلت و بدبختی برهاند و آنها را به اوج عزت و عظمت رهنمون سازد!! گویی با آمدن وی یک شبه همه مشکلات مملکت حل میشود!! انگار نه انگار که این فرد امتحان خود را پس داده، و تا همین چند سال پیش به مدت  ۸ سال متوالی رییس دولت و چه بسا نفر اول مملکت بوده و البته در این آزمون مردود شده است!! انگار نه انگار که وی و خانواده اش، جزو کسانی بوده اند (و هستند) که بیشترین غارتها و چپاولها از بیت المال را انجام داده و برای مدت مدیدی از بیشترین رانتها برخوردار بوده و برای چندین نسل پس از خود هم برداشته اند. گویی فراموش کرده اند که در دوران ریاست افتضاح همین فرد بود که دلار به یکباره جهش چند برابری پیدا کرد و به ۹۰۰ تومان رسید!

فراموش کرده اند یا شاید نمی خواهد به یاد بیاورند که در دوران همین آخوند حیله کار بود که جنایتهای میکونوس با دستور مستقیم مقام های ارشد رژیم و به دست وزارت اطلاعات تحت امر علی فلاحیان اتفاق افتاد. همان زمان بود که بمبگذاری مورد حمایت جمهوری اسلامی در مرکز یهودیان در آرژانتین به مرگ صدها نفر منجر شد. فراموش کرده اند یا شاید هم برایشان مهم نیست که در دوران همین آخوند جنایتکار بود که دکتر شاپور بختیار و دکتر فریدون فرخزاد و بسیاری دیگر از مخالفان و منتقدان حکومت در خون گرم خود غلطیدند، بسیاری از منتقدان به زندان افتادند و بسیاری از آزادی خواهان زیر شکنجه جان باختند…! اتفاقا آن زمان خامنه ای هنوز قدرت مطلقه نشده بود و رفسنجانی اگر نگوییم قدرتمندتر از او که همردیف وی بود! اگر می بینید حالا کل اقتصاد کشور در چنبره قدرت سپاه است و این سازمان نظامی کل مملکت را تصاحب کرده، سنگ بنای این وضعیت و نقطه شروع این روند در دوران هاشمی رفسنجانی بود.

من نمیدانم این عده بر چه اساسی فکر میکنند که هاشمی حالا با هاشمی آن زمان فرق دارد! یا شاید هم همان هاشمی را میخواهند، آخر گروهی از سفره پهن شده از بیت المال مردم ایران در دوران او به نان و نوایی رسیدند و هنوز مزه اش زیر دندانش مانده است…!!

 حداد عادل، قالیباف، مشایی، هاشمی … اینها با هم چه فرقی دارند؟! اینها همه وابستگان به حکومتند، یکی دزدتر و جنایتکارتر، یکی کمتر!! آخر انتخاب بین بد و بدتر تا کجا؟ مگر یک انسان عاقل چند بار باید از یک سوراخ نیش بخورد تا درس بگیرد؟! چند بار باید از چاه به چاله و از چاله به چاه بیفتیم؟!! بس است دیگر، اندکی به خود آیید، اندکی بیندیشید! انتخاباتی در کار نیست! ملتی که حتی اجازه انتخاب نوع پوشش خود را هم ندارد، چطور ممکن است اجازه بیابد که برای خود رییس جمهور تعیین کند؟!! این شوی انتصابات دیگر به شدت تکراری و مهوع شده است!

انتشار گسترده نظرسنجی غیر معتبر «موسسه گالوپ» با اهداف خاص!

تصور کنید یک آدم ناشناس به خانه شما تلفن بزند و نظرتان را درباره سیاست های کلان نظام بپرسد. واکنش شما چه خواهد بود؟ آیا شما نظر قلبی تان را خواهید گفت، یا اینکه با در نظر گرفتن سابقه طولانی حکومت در سرکوب دگراندیشان، منتقدان و مخالفان، جرات نخواهید کرد نظری مخالف سیاست کلی نظام ابراز کنید؟!

اینها را گفتم تا برسم به این نظر سنجی تلفنی جدیدی که موسسه گالوپ برگزار کرده و نتایج آن به طور گسترده و «احتمالا هدفمند» در سایتهای مختلف در حال انتشار است! افرادی از خارج از کشور با ۱۰۰۰ نفر از ایرانیان داخل کشور تماس تلفنی برقرار کرده و نظر آنها را درباره موضوع هایی سیاسی همچون «برنامه هسته ای»، «نقش تحریم ها در زندگی فردی و بر اقتصاد کشور» و اینکه «چه کسی را مسئول تحریم ها» میدانند، جویا شده اند! آخر این چه نظرسنجی احمقانه ای است؟! مسلم است که مردم عادی جرات نمیکنند پشت تلفن نظر قلبی و واقعی خود را بگویند و صد البته که این احتمال منطقی مطرح هست که رژیم تماس های تلفنی خارجی را کنترل میکند!

واقعا باید به سلامت عقل و خرد افرادی که این نوع نظرسنجی ها را انجام میدهند شک کرد و در عین حال به حسن نیت رسانه هایی همچون بی بی سی که بدون اشاره به «جو خفقان و سرکوب» حاکم بر ایران، این نوع آمارهای غیر مستند و غیر واقعی را به عنوان «تیتر اول» رسانه خود انتخاب میکنند هم باید مظنون بود. مشخص نیست این رسانه ها چه اهدافی را از انتشار وسیع این آمارها دنبال میکنند اما میتوان حدس زد که انتشار این نوع آمارها، بی ارتباط با گفتگوهای ۳ هفته آینده ۱+۵ با جمهوری اسلامی بر سر برنامه هسته ای رژیم نیست…!

شکی وجود ندارد که برنامه اتمی رژیم به دلیل عدم وجود معادن اورانیوم با کیفیت و فراوان در کشور، وجود ذخایر عظیم نفت و گاز در ایران و نیز هزینه بالای تولید برق از انرژی هسته ای، به هیچ وجه صرفه اقتصادی ندارد و تنها با اهداف سیاسی و به منظور دستیابی به سلاح اتمی یا تکنولوژی ساخت سلاح اتمی صورت میپذیرد. از سوی دیگر با توجه به اعمال تروریستی رژیم در ۳ دهه گذشته در اقصی نقاط جهان، حمایت مالی و تسلیحاتی از گروههای تروریستی، تهدیدهای مکرر کشورهای مختلف و نیز بنا نهادن سیاست خارجی بر پایه «اصول ایدئولوژیک و انقلابی» به جای «حفظ منافع ملی»، کشورهای دیگر حق دارند که نسبت به ماهیت برنامه اتمی رژیم مشکوک و بدبین باشند. لذا مسئولیت وارد آمدن هرگونه فشار بر ایرانیان عادی به خاطر وضع تحریم های بین المللی، مستقیما متوجه سران جمهوری اسلامی به ویژه شخص علی خامنه ای میباشد.

در همین زمینه:

آغاز تحریم های نفت در برابر غذا

داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است

قله مد نظر خامنه‌ای کدام است؟ تحریم‌ها برای کوبا ۵۰ سال طول کشید و در مورد عراق به حمله خارجی منجر شد

خوانندگی کردن صد مرتبه شرف دارد به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی…!

مهدی خزعلی و عملکردی مشکوک

مهدی خزعلی و عملکردی مشکوک

ماجرا از چند روز پیش آغاز شد زمانی که محمد حسین خزعلی فرزند دیگر آیت الله ابوالقاسم خزعلی به رسانه ها گفته بود که پدرش از «مهدی قطع امید کرده و اگر مهدی در زندان هم بمیرد کاری به کار او ندارد!» پس از این صحبت ها بود که گنگ اصلاح طلبان طرفدار رژیم با اتکا به قوای رسانه ای خود شروع به حمله به این فرد کرد. محمد حسین خزعلی که گویا مدتی است با نام مستعار «سمیر زند» به خوانندگی روی آورده است، مورد غضب حضرات اصلاح طلب قرار گرفته است و در مطالب متعدد خود به این اعتراض میکنند که چرا وزارت ارشاد به آلبوم او مجوز داده است و چرا او میتواند خوانندگی کند!

بر کسی پوشیده نیست که این افراد از سخنان برادر خزعلی از قول پدرش ناخشنود و چه بسا عصبانی هستند و با انتشار مطالبی مبنی بر فعالیت خوانندگی او آن هم در سبک پاپ که احتمالا در نظر این افراد خط امامی حرام و گناه محسوب میشود، میخواهند انتقام جویی کنند!

باید به این افراد سبز حزب اللهی طرفدار خزعلی گوشزد کرد که خوانندگی کردن و کسب درآمد از راه انتشار آلبوم موسیقی صد مرتبه شرف دارد به نوشتن کتاب اعتراف های اجباری زندانیان سیاسی و گرم کردن تنور انتخابات حکومتی! من کاری به این ندارم که محمد حسین خزعلی طرفدار رژیم هست یا نیست، اما آنچه مشخص است این است که این فرد سرش به کار موسیقی خودش گرم است، برخلاف مهدی خزعلی که دوست و همکار عوامل اطلاعاتی و امنیتی همچون سعید امامی بوده و در برنامه اعتراف های اجباری نویسندگان و فعالین سیاسی در دهه ۷۰ با وی همکاری نزدیک داشته و در انتشار کتاب اعتراف های اجباری زندانیان و دگراندیشان (کتاب هویت) نقش موثر ایفا کرده است (سند)، کارهایی که مهدی خزعلی بارها و بارها سعی کرده است از پاسخ دهی به آنها به نحوی منفعلانه و بدون ارائه توضیحات کافی و بدون عذرخواهی کردن از مردم، شانه خالی کند.

از آن سو امروز مجتبی واحدی در وبلاگ خود مطلبی را درباره مهدی خزعلی منتشر کرده است که جای تاسف دارد! مجتبی واحدی در مطلب خود با عنوان «یک هابیل و دو قابیل در خاندان خزعلی» با تشبیه کردن مهدی خزعلی به «هابیل» به قدیس و قهرمان سازی از وی روی آورده است. مجتبی واحدی در قسمتی از مطلب سوال برانگیز خود از نویسندگان و فعالین اجتماعی و سیاسی نسبت به عدم پوشش مناسب زندانی شدن خزعلی گله میکند و مینویسد:

متأسفانه علیرغم آگاهی از تبدیل زندان های ولی فقیه به قتلگاه آزادیخواهان، آنگونه که باید و شاید در مورد شرایط دکتر خزعلی  سخن نمی گوییم و نمی نویسیم.

بنده برای جناب واحدی ارزش زیادی قائل هستم و او را در قماش اصلاح طلبان حکومتی نمیدانم کما اینکه خود او چند ماه پیش صراحتا از آنها اعلام جدایی نمود و خود را قائل به تغییر رژیم که اصلاح ناپذیر است داسنته بود (مطلب مرتبط). اما من با این مطلب ایشان کاملا مخالف هستم و در جواب به ایشان میگویم که بله درست است کسی درباره خزعلی نمینویسد! دلیل دارد، دلیل آن هم موجه و البته نتیجه مستقیم رفتار و عملکرد وی پس از آزادی اخیر از زندان در اواخر سال ۹۰ میباشد. اگر شما و یا هرکسی دیگر به گوشه ای از عملکرد سوال برانگیز او نگاه مجدد بیندازید شاید متوجه شوید که چرا به جز اندک اصلاح طلبان اسلامیست طرفدار رژیم، دیگر کسی از خزعلی یادی نمیکند.

مهدی خزعلی بعد از اعتصاب غذای طولانی مدت که البته شک و شبهه بسیاری را هم به وجود آورده بود به ناگاه و با دستور مستقیم شخص علی خامنه ای در آستانه انتخابات حکومتی مجلس از زندان اوین آزاد شد. هنوز چند روزی از آزادی نگذشته او به کوه پیمایی های متعددی رفت (که توانایی انجام آن برای فردی که چندین ماه در اعتصاب بوده عجیب است)، و پس از اندک زمانی با انتشار روزانه چندین مطلب وبلاگی، چندین ویدئو خانگی و نیز مصاحبه های متعدد و مکرر با شبکه های ماهواره ای از جمله صدای آمریکا به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی و تشویق کردن مردم به رای دادن به شخصیت متحجر، ضد ایرانی و عقب مانده ای به نام علی مطهری پرداخت (+). علی مطهری همان کسی است که پیش از آن توهین های مکررش به فردوسی و تمدن ایران باستان، طرفداری اش از حجاب اجباری و چند همسری و صیغه برای مردان، در رسانه های مختلف منتشر شده بود (مطلب مرتبط: علی مطهری کیست؟).

در آن فاصله زمانی یک ماهه تا انتخابات مجلس، مهدی خزعلی در حالی با انتشار دهها مطلب گوی سبقت در کوبیدن بر طبل انتخابات حکومتی را از رسانه های امنیتی و نظامی وابسته به رژیم میربود که در همان زمان وبلاگ نویسان و فعالین سیاسی  متعددی به او گوشزد میکردند که طرح او مبنی بر «تک رای به مطهری» چیزی نیست جز آب به آسیاب رژیم ریختن! اما خزعلی را گوش شنوایی نبود! تا اینکه نهایتا در شب دور دوم انتخابات مجلس، وی شمشیر را از رو بست و به طور ناگهانی اقدام به انتشار بیانیه ای تک نفره از قول جنبش سبز نمود و اعلام کرد که جنبس سبز از طرح وی حمایت کرده است (مطلب مرتبط)!!

اگرچه طرح مهدی خزعلی شکست مذبوحانه ای را متحمل شد و تعداد آرای مطهری از دور اول هم کمتر بود (لینک مرتبط) اما عملکرد بحث برانگیز او در آن برهه زمانی به ویژه پس از آزادی مشکوک با حکم مستقیم خامنه ای، نویسندگان و فعالین مستقل را نسبت به اهداف او بیش از پیش بدبین کرد و اعتمادی که وی در طول چند سال و از راه افشاگری و نوشتن مطالب انتقادی علیه دولت محمود احمدی نژاد به دست آورده بود را نابود ساخت….! به نظر من رژیم هیچ بدش نمی آید که مهدی خزعلی را به عنوان اپوزیسیون معرفی کند! اپوزیسیونی دست ساز و خودی که بارها و بارها در مطالب و مصاحبه هایش بر پایبندی عملی و اعتقاد راسخ خود به ولایت فقیه، انقلاب اسلامی و رژیم جمهوری اسلامی تاکید و تصریح کرده است…!

در همین زمینه:

«بسیجی خیبر» جاعل و دروغگو از آب درآمد…!

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

در پاسخ به مجتبی واحدی؛ چرا مهدی خزعلی را جاعل و دروغگو نامیدم؟

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: