بایگانی برچسب‌ها: عربستان

مقایسه واکنش مقام های جمهوری اسلامی و سریلانکا به اعدام شهروندان خود توسط عربستان

۸ ماه پیش عربستان ۱۸ ایرانی را اعدام کرد. (+)  در آن زمان پاسخ جمهوری اسلامی محدود شد به این واکنش منفعلانه ی معاون وزیر امور خارجه که گفته بود: «این موضوع نشان داد که میان قوای مجریه و قضاییه سعودی ها هماهنگی وجود ندارد زیرا وزیر امور خارجه آنها به ما قول داده بود که اتباع ایرانی را اعدام نکند.» حالا اینکه در سیستم دیکتاتوری و ملوک الطوایفی سعودی ها اصلا تفکیک قوا معنی نداره، بماند اما این واکنش ضعیف و منفعلانه را مقایسه کنید با واکنش مقام های سریلانکا. چند روز پیش عربستانی ها، یک زن جوان سریلانکایی را گردن زدند، مقام های سریلانکا بلافاصله اعتراض کردند و با فراخواندن سفیر خود، شدت ناخشنودی خودشان را به عربها نشان دادند (+)!

حضرات مرتب از «اقتدار و عزت ملی» سخن میگویند… اقتدار این کاری بود که سریلانکا کرد، عزت ملی به حرف و سخن نیست، به عمل کردن هست، به دفاع از حقوق مردم در داخل و خارج کشور هست، به ندادن باج به روسیه و چین هست (+) …

ننگ بر آیینی که در آن یک جوان تنها به خاطر ابراز عقیده بایستی کشته شود!

نوشته پلاکارد: قتل عام کنید آنهایی را که به اسلام توهین میکنند!

در خبرها آمده که یک جوان عربستانی با نام حمزة كاشغري در پی ابراز عقیده درباره پیامبر اسلام در صفحه توئیتر خود در خطر مرگ قرار گرفته است. واقعا این چگونه آیینی است که کسی تنها به دلیل ابراز نظر خود باید کشته شود؟! شگفتا! واقعا ناراحت کننده و تاسف برانگیز است که در قرن بیست و یکم و در زمانه‌ای که بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر، آزادی بیان و عقیده جزو ابتدایی ترین حقوق افراد محسوب میشود، هنوز شاهد نقض گسترده حقوق بشر در کشورهای اسلامی هستیم!

چرا چنین است؟ چرا کشورهای اسلامی همواره در صدر کشورهای ناقض حقوق بشر بوده اند؟ علت دین اسلام است. این دین تاکنون با قوانین ننگین ضد بشری خود موجب مرگ دهها هزار انسان شده است! بر طبق مبانی اسلامی و آیات صریح قرآنی، مسلمانان موظف هستند که افراد بدون کتاب را با زور شمشیر به اسلام بیاورند  و افراد اهل کتاب هم بایستی به حاکم اسلامی جزیه (پول زور) بدهند. از آن طرف کسانی که مسلمان هستند، اگر از اسلام برگردند مرتد شناخته شده و باید کشته شوند! یعنی قتل و ترور در اسلام نه تنها جایز، که صراحتا به آن امر شده است!  

حمزة كاشغري خبرنگار اهل جده عربستان

مگر حمزه کاشغری چه کرده است که باید کشته شود؟! 

او این چند جمله را در آستانه سالگرد تولد محمد پیامبر مسلمانان، در صفحه توئیتر خود منتشر کرده است:

* در روز تولدت، خواهم گفت من آن شورشی در درون تو را دوست دارم، و از اين رو تو هميشه منبع الهام من بودي، و اينکه من آن هاله تقدس دور تو را دوست ندارم و برايت دعا نخواهم کرد.

*در روز تولدت، من به هرسو برگردم تو را خواهم يافت. و خواهم گفت من برخی چيزها در تو را دوست دارم و از برخی چيزهای تو بيزارم، و بسياری چيزها را درنمی يابم.

*در روز تولدت من در برابر تو خم نمی شوم، دست هايت را نمی بوسم. بلکه مثل يک آدم برابر با تو دست خواهم داد و به تو لبخند خواهم زد همانطور که تو به من لبخند خواهی زد. من با تو مثل يک دوست صحبت خواهم کرد نه بيشتر از آن.

میبینید که هیچ چیز خاصی هم نگفته است! حتی اگر به پیامبر اسلام فحش هم میداد دلیل بر این نیست که حتی ۱ ساعت زندان شود چه برسد به اینکه بخواهند او را بکشند! شرم آور است که بیش از ۲۰ هزار نفر مسلمان در یک صفحه فیسبوک عضو شده و خواهان مرگ او شده‌اند! البته چنین چیزی تعجب آور نیست، چرا که آنها به دین خود عمل میکنند! اشکال از اصل آن دین است، اشکال از آنجاست که عده‌ای بدون فکر و اندیشه و کورکورانه پیرو چنین دینی شده‌اند!

صفحه فیسبوک مربوطه

حمزه پس از اینکه به مرگ تهدید میشود، از عربستان خارج شده و به مالزی پناه میبرد. اما دولتهای مالزی و عربستان همچون جانیان بین المللی بر ضد او با یکدیگر تبانی کرده و مالزی او را به عربستان برمیگرداند و عملا زمینه مرگ او را فراهم میکند! واقعا که ننگ بر دولت مالزی!

دولتهای مالزی و عربستان و دیگر دولتهای اسلامی همچون جمهوری اسلامی باید بدانند که دیگر عصر این تفکرات متحجرانه و اقدامات وحشیانه به سر آمده و آزادی‌خواهان جهان نمیتوانند چنین اعمال شنیع و غیر قابل توجیهی را بپذیرند! 

نهایتا این کلیپ را ببینید که چطور یک مفتی عربستانی با اشک و آه خواهان مرگ این جوان ۲۳ ساله میشود! او استدلال میکند که اگر او را نکشند، خداوند بر آنها عذاب میفرستد! عجب…!

مطالب پیشنهادی:

عدم حضور دانشجویان مسلمان در کلاسهای زیست شناسی در انگلیس به دلیل تضاد نظریه تکامل با قرآن

بازداشت یک مرد مسلمان در فرانسه به دلیل کتک‌زدن پرستاری که قصد برداشتن حجاب همسرش را در حین زایمان داشت

مشکوک بودن اتهامات اخیر مقام های آمریکایی در مورد دخالت ایران در انجام عملیات تروریستی در خاک آمریکا

ایران - آمریکا

اتهامات اخیر مقام های آمریکایی در متهم کردن جمهوری اسلامی به برنامه ریزی، تجهیز مالی و هدایت یک عملیات تروریستی در آمریکا جهت ترور سفیر عربستان در خاک آمریکا و همچنین منفجر کردن سفارتخانه های عربستان و اسرائیل در واشنگتن، از چند جهت مشکوک و پذیرش درستی آن بسیار دشوار میباشد.

چگونگی انجام عملیات با شیوه شناخته شده سپاه قدس متفاوت است. 

رابرت بائر، یکی از تحلیگران ارشد سابق سی آی ای با ۲۱ سال سابقه فعالیت در این سازمان در مورد مسائل خاورمیانه و دهها سال مطالعه در مورد ایران معتقد است که مقام های آمریکایی اشتباه کرده اند. او معتقد است که سابقه فعالیت های تروریستی سپاه قدس ایران نشان میدهد که «آنها بسیار بهتر از این عمل میکنند. آنها به هیچ وجه به حساب شخصی کسی در بانکی در نیویورک پول ارسال نمیکنند»، زیرا میدانند که فرد مورد نظر به راحتی لو خواهد رفت. او میگوید «معامله کردن با یک کارتل مکزیکی هم به هیچ وجه شیوه عمل آنها نیست. سپاه قدس هیچ گاه به طور مستقیم مرحله عملیاتی یک عملیات تروریستی را برعهده نمیگیرد، بلکه آنها همواره از یک پروکسی (یک عامل واسطه، مثل حزب الله لبنان) برای انجام عملیات استفاده میکند.» نمونه چنین عملیات هایی را در سال ۱۹۸۳ در بمبگذاری در سفارت آمریکا در بیروت لبنان یا حمله به برجهای خوبار در عربستان در ۱۹۹۶ هر دو توسط حزب الله لبنان شاهد بوده ایم. به عجیب بودن این عملیات منصوب به سپاه قدس همچنین در مقاله تحلیلی یکی از تحلیگران اطلاعاتی سایت استراتفور نیز اشاره شده است.

سوء پیشینه فرد دستگیر شده و سفرهای متعدد وی در سال گذشته به ایران از ناشیانه بودن انتخاب چنین فردی حکایت دارد. 

اتهاماتی که مقام های آمریکایی مطرح کرده اند همگی از اعتراف های منصور ارباب سیار فرد ایرانی- آمریکایی مقیم تگزاس آمریکا بدست آمده است. او اعتراف کرده که با سپاه قدس همکاری کرده و مقام های آمریکایی هم آن را تکرار میکنند! اطلاعات ثبت شده در اداره پلیس نوسس تگزاس نشان میدهد که منصور ارباب سیار در سال ۲۰۰۱ به اتهام سرقت محکوم و بازداشت شده بوده است. همچنین چندین مورد خلاف دیگر از جمله رانندگی بدون گواهینامه در پرونده اش دیده میشود. اثر چاقوی بر روی گونه سمت چپش هم در اثر درگیری بوده است. همچنین منصور ارباب سیار در سال۲۰۱۰ و پس از ۲۹ سال زندگی در آمریکا، جهت اقامت به ایران برمیگردد، به همین منظور در مدت مذکور سفرهای متعددی را بین دو کشور انجام میدهد. آیا سپاه قدس آنقدر احمق است که با یک محکوم و سابقه دار همکاری کند؟! یا مهره اصلی یک نقشه برنامه ریزی شده اندک زمانی پیش از اجرای عملیات مرتب به ایران سفر میکند تا خود را لو دهد؟! یا به حساب بانکی اش از خارج از کشور پول واریز میشود تا آمریکایی ها او را شناسایی کنند؟!

انجام چنین عملیاتی در خاک آمریکا به هیچ وجه به سود جمهوری اسلامی نیست. 

حتی اگر از نقطه نظر سود و زیان چنین حمله ای را مورد بررسی قرار دهیم، انجام چنین حمله ای جز تنش و فشار بیشتر بین المللی، هیچ سودی برای حاکمان جمهوری اسلامی ندارد، به ویژه در شرایطی که:

۱- جنگ داخلی قدرت در داخل خود رژیم در جریان است و دو جناح اصلی صاحب قدرت در ایران به سرکردگی خامنه ای و احمدی نژاد در حال آماده شدن برای انتخابات مجلس هستند.

۲- فشار بین المللی بر جمهوری اسلامی به شکل تحریم های همه جانبه به خاطر ادامه غنی سازی اورانیوم و عدم توجه به خواست جامعه جهانی بر لزوم توقف آنها و نیز به دلیل نقض گسترده حقوق بشر در ایران به حداکثر خود رسیده است.

۳- نگرانی مقام های جمهوری اسلامی نسبت به سرنوشت دولت بشار اسد، شریک استراتژیکشان در منطقه، در اثر ادامه قیام مردمی در سوریه به شدت افزایش یافته است و نفوذ ترکیه در منطقه روز به روز افزایش میابد.

همانطور که محمد سهیمی در مقاله خود در تهران بیورئو مینویسد برخلاف سیاست سرکوبگرایانه داخلی، مقام های جمهوری اسلامی در سالهای زمامت خود بر ایران نشان داده اند که در سیاست خارجی خود از سیاستی واقع گرایانه پیروی کرده و سعی میکنند ابتدا از هرگونه مواجه نظامی با کشورهای دیگر اجتناب کرده و خود را مصون نگاه دارند و در مرحله بعد تا جایی که ممکن است به گسترش نفوذ خود بپردازند. مذاکره با آمریکا و دریافت اسلحه از اسرائیل در جریان ایران کنترا در میانه جنگ ایران و عراق، خودداری از کمک به صدام در جریان حمله نیروهای غربی به عراق در سال ۱۹۹۰ (برخلاف وجود درخواست های زیاد داخلی برای حمایت از عراق در مقابل حمله نیروهای غربی) و کمک قابل توجه جمهوری اسلامی به آمریکا در جریان حمله این کشور به طالبان در افغانستان در سال ۲۰۰۱، نمونه هایی از این رفتار جمهوری اسلامی است.

تلاش جمهوری اسلامی برای ترور سفیر عربستان یا حمله به سفارت اسرائیل در خاک آمریکا بسیار غیر منطقی و نامحتمل به نظر میرسد.

محمد سهیمی در مقاله خود مینویسد: «چرا ایران باید به سفیر عربستان در خاک آمریکا حمله کند؟ اگر واقعا ایران میخواسته به دلیل رشد روزافزون نفوذ عربستان در منطقه به آن کشور ضربه بزند، چرا این کار را در مناطق ناآرام جهان مثل افغانستان، عراق یا یمن که سطح امنیتی سفارتخانه ها هم پایینتر است انجام ندهد؟ چرا عملیاتی تخریبی را در میدان های نفتی واقع در شرق عربستان که اکثر ساکنان آن هم شیعه هستند انجام ندهد؟» این کار نه تنها موجب افزایش قیمت نفت میشود و به اقتصاد کشورهای غربی صدمه میزند، بلکه میتواند آتش درگیری ها میان شیعیان منطقه با حکومت وهابی آل سعود را هم شعله ور کند، که هر دو به سود ایران است. «علاوه بر این ترور سفیر عربستان درست زمانی که به موعد حج نزدیک میشویم، منطقی به نظر نمیرسد.»

از سوی دیگر به دلیل وجود محافظت امنیتی شدید از سفارت اسرائیل در واشنگتن این عملیات منطقی به نظر نمیرسد. آیا آسانتر نبود اگر جمهوری اسلامی عده ای را در ترکیه، مصر یا اردن هماهنگ میکرد تا به سفارت اسرائیل در آن کشورها حمله کنند؟ چنین اتفاقی دقیقا چند هفته پیش در مصر به وقوع پیوست! پس سوالی که پیش می آید این است که چرا ایران باید علاقمند باشد چنین عملیاتی را در خاک آمریکا انجام دهد؟ چنین کاری در شرایطی که گزینه های جایگزین بسیار بهتر و کم هزینه تری وجود دارد، منطقی به نظر نمیرسد.

به دلایل فوق پذیرش داستان مطرح شده از سوی مقام های آمریکایی بسیار دشوار به نظر میرسد. چرا باید جمهوری اسلامی به چنین عملیات ناشیانه ای دست بزند در حالیکه هیچ سود و منفعتی برایش به همراه ندارد؟! ضمن اینکه همانطور که به تفصیل بیان شد، شیوه سپاه قدس به صورت انجام مستقیم عملیات نیست و همواره با استفاده از پروکسی هایی مثل حزب الله لبنان کارهای تروریستی و تخریبی خود را انجام میدهد. از سوی دیگر فرد دستگیر شده سابقه دار و به قول معروف پیشانی سفید بوده است.  به نظر من سپاه قدس آنقدر احمق نیست که از یک سابقه دار برای انجام عملیات تروریستی خود استفاده کند و یا مبلغ هنگفتی پول را به حسابی در نیویورک وایر کند! چنین رفتارهایی منطقی به نظر نمیرسد و تنها از عده ای ناشی و آماتور بر می آید و نه از سپاه قدس که همواره حساب شده عمل میکرده و پس از سالها آمریکا هنوز از اثبات دخالت عوامل آن در بمبگذاری در سفارت خود در بیروت در سال ۱۹۸۳ یا انفجار در برجهای خوبار عربستان در سال ۱۹۹۶، ناتوان است. 

ممکن است واقعا گروه کوچکی در سپاه قدس خودسرانه به این عملیات ناشیانه دست زده باشد، اما احتمال بزرگتر این است که این ماجرا سناریویی طراحی شده از سوی مقام های آمریکایی و جهت فراهم کردن بهانه لازم و نیز حمایت جامع بین المللی برای افزایش فشار بر ایران از طریق تحریم های فلج کننده مثل تحریم دریایی، هوایی و تحریم نفتی و یا شروع حمله نظامی احتمالی به ایران باشد؛ چیزی که متاسفانه به طور قطع در مرحله اول دودش نه به چشم مقام های جمهوری اسلامی که به چشم مردم ایران خواهد رفت.  

مطالب مرتبط:

دزدیدن موشکهای پیشرفته سطح به هوای ساخت روسیه در لیبی توسط سپاه پاسداران و انتقال آنها به پایگاهی در سودان

کمک تسلیحاتی سپاه قدس جمهوری اسلامی به معمر قذافی با دستور مستقیم خامنه ای

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: