بایگانی برچسب‌ها: عراق

کشتار وحشیانه ایرانیان غیر مسلح ساکن کمپ اشرف، قلب هر انسان آزاده ای را به درد می آورد!

بار دیگر جمهوری اسلامی از طریق عوامل خود در عراق و نیروهای نظامی این کشور، ایرانیان بی دفاع و غیر مسلح ساکن پایگاه اشرف را به خاک و خون کشید (منبع). صرفنظر از نوع دیدگاه فکری و عقیدتی مجاهدین، این جنایت ددمنشانه. قلب هر انسانی را به درد می آورد.

این مرتبه اولی نیست که چنین اتفاقی در کمپ اشرف می افتد. در دفعات قبل هم شاهد جنایات عراقی ها و عوامل جمهوری اسلامی در راکت پراکنی علیه ساکنان بی دفاع این پایگاه بودیم که منجر به کشته و زخمی شدن عده زیادی شده بود. اما به نظر می رسد با توجه به عدم واکنش قاطع کشورهای غربی و اکثر گروهها و شخصیت های پرنفوذ ایرانی نسبت به جنایات قبلی، دولت های عراق و جمهوری اسلامی با پروای بیشتری به جنایات خود ادامه می دهند به طوریکه این بار تعداد کشته شده ها بسیار زیاد و بر طبق برخی گزارشها به رقم تکان دهنده ۷۰ نفر می رسد!

طبق گزارشها و تصاویر منتشر شده دستان بسیاری از ایرانیان کشته شده ابتدا بسته شده و سپس تیر به سر و صورت آنها شلیک شده است. این موضوع در کنار این واقعیت که کلیه ساکنان این پایگاه از زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ غیر مسلح می باشند، شکی در مقصر بودن نیروهای عراقی در وقوع این جنایت باقی نمی گذارد. اگرچه مجاهدین و مسئولان عراقی روایات متفاوتی از آنچه رخ داده است را مطرح کرده اند اما با رجوع به روایات نقل شده از سوی دو طرف در پی وقوع حوادث مشابه در گذشته و نیز انتشار بیانیه فوری و سرشار از شادمانی سپاه پاسداران، می توان با اطمینان بالایی گفت روایتی که مسئولان عراقی و ایرانی مطرح می کنند تحریف شده بوده و این جنایت از پیش برنامه ریزی شده بوده است.

صرفنظر از مسئولیت مستقیم حکومتهای عراق و جمهوری اسلامی در این جنایت، به نظر می رسد کشورهای غربی و گروههای مختلف ایرانی مخالف جمهوری اسلامی هم مسئولیت غیر مستقیم در تکرار این جنایات برعهده دارند. چه بسا اگر کشورهای غربی در دفعات قبلی به اعمال فشار شدید بر حکومت عراق می پرداختند و دولت عراق را که وابستگی شدیدی به فروش نفت خام دارد را وادار به مجازات عاملان جنایات قبلی و عدم پیروی از منویات سران جمهوری اسلامی می نمودند و از آنها تعهد لازم برای عدم تکرار چنین وقایعی را دریافت می کردند دیگر امروز شاهد چنین جنایتی نمی بودیم.

چه بسا اگر گروههای مختلف اپوزیسیون و ایرانیان صاحب نفوذ در کشورهای غربی، سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری، اختلاف دیدگاه سیاسی و یا عقیدتی خود با مجاهدین را به کناری می گذاشتند و از اعتبار و نفوذ خود برای اعمال فشار به کشورهای غربی، دولت عراق و سازمانهای بین المللی استفاده می کردند و خواستار مجازات عاملان و آمران جنایات قبلی می شدند امروز شاهد تشدید این جنایتها نمی بودیم.

من در همین وبلاگ مطالب متعددی در نقد و یا افشاگری نسبت به سازمان مجاهدین و عملکرد آنها منتشر کرده ام، اما اختلاف دیدگاه سیاسی و عقیدتی من با این سازمان و به ویژه نقد من نسبت به عملکرد رهبران این سازمان به هیچ وجه به معنی این نیست و نباید باشد که چشم بر به خاک و خون کشیده شدن و آزار و اذیت آنها ببندم. من وقتی بیانیه مشمئز کننده سپاه را دیدم واقعا تنم لرزید از این همه شقاوت و سیاهی قلب این جنایتکاران.

در پایان از افرادی که به بهانه عملکرد ۳۰ سال پیش مجاهدین مسلح آن زمان، جنایات علیه اعضای غیر مسلح و بی دفاع کنونی آنها را توجیه می کنند تقاضا میکنم که قدری با خود تامل کنند. آیا واقعا شلیک تیر در سر یک فرد غیر مسلحی که دستانش از پشت بسته شده است، قابل توجیه است؟ آیا چنین رفتاری وحشیانه نیست؟ اصلا فرض کنیم مقتول گناهکار بوده، آیا هیچ دادگاه و محکمه ای لازم نیست؟ چگونه میتوان از چنین جنایتی اظهار خوشحالی نمود؟!

ویدئویی از کشته شدگان که هدف اصابت گلوله از ناحیه سر قرار گرفته و قبل از کشته شدن دستانشان از پشت بسته شده بوده است:

حمله به پایگاه لیبرتی و کشتار پناهجویان بی دفاع قویا محکوم است!

هموطنان کشته شده در حمله موشکی به کمپ لیبرتی در عراق

هموطنان کشته شده در حمله موشکی به کمپ لیبرتی در عراق

شکی وجود ندارد که سیاست های غلط رهبری مجاهدین خلق در دهه های گذشته در متوسل شدن به خشونت و ترور جهت پیشبرد اهداف سیاسی و یا همکاری با صدام حسین در زمان حمله عراق به ایران، غیر قابل قبول بوده و قویا محکوم است. در همین راستا تاکنون در این وبلاگ مطالب مستند و تحلیلی متعددی در نقد عملکرد مجاهدین خلق در سالهای گذشته منتشر شده است. اما عملکرد افراطی و غلط رهبری مجاهدین خلق نباید موجب شود که حقوق انسانی اعضای عادی این سازمان نادیده گرفته شود. به ویژه اینکه نزدیک به ۱۰ سال از زمان خلع سلاح مجاهدین مستقر در عراق میگذرد و آنها افرادی غیر مسلح،  بی دفاع و متقاضی پناهندگی از سازمان ملل تلقی میشوند.

امروز خبرگزاری های مختلف از حمله موشکی و خمپاره ای به کمپ لیبرتی خبر داده اند که به کشته و زخمی شدن دهها تن از ایرانیان عضو این سازمان منجر شده است. این حمله بسیار تاسف آور و محکوم است. افزون بر ۲۰۰۰ هموطن ایرانی در این کمپ با شرایط بسیار نامساعد زندگی میکنند. این افراد همگی بدون سلاح میباشند و با توجه به مخالفت دولت حاکم بر عراق با ماندن آنها در این کشور، از سازمان ملل تقاضای پناهندگی کرده اند و مراحل دادن پناهندگی به آنها در حال طی شدن است. با توجه به اینکه این کمپ زیر نظر سازمان ملل اداره میشود، حمله به این کمپ در واقع حمله به تمامیت و موجودیت سازمان ملل است و دولت نوری المالکی در این ارتباط مسئولیت مستقیم دارد. اگرچه هنوز مشخص نشده است که حمله موشکی و خمپاره ای امروز از سوی جمهوری اسلامی بوده و یا از جانب عراقی ها، اما امر مسلم این است که طبق تفاهم نامه امضا شده، دولت عراق موظف به حفظ امنیت ساکنان کمپ بوده و در این ارتباط کوتاهی کرده است و لذا بایستی پاسخگو باشد.

اما بلافاصله پس از این حمله، تلویزیون مجاهدین از تقاضای رهبری این سازمان برای بازگشت اعضا به کمپ قدیمی اشرف خبر میدهد. این اقدام شک و شبهه زیادی را ایجاد کرده است. عده ای بر این باور هستند که مجاهدین عده ای از خود را کشته اند تا مظلوم نمایی کنند تا به کمپ محبوب خود برگردند. به نظر میرسد که این سخنان تنها از نوع «تئوری توطئه» بوده و هیچ پایه و اساس مستند و منطقی ندارد. چه اینکه در عید سال ۸۹ هم حمله مشابهی توسط نیروهای عراقی به کمپ اشرف صورت گرفت که به کشته و زخمی شدن عده زیادی از هموطنان مستقر در آن کمپ منجر گردید. در آن زمان هم عده ای شبهاتی را مطرح کردند اما هیچ یک نتوانستند ادعاهای خود را اثبات کنند و بعدا مشخص شد که گفته های مجاهدین درست بوده و حقیقتا ارتش عراق به پایگاه آنها حمله کرده بوده است.

آنچه مشخص است این است که علاوه بر افراد نزدیک به حاکمیت جمهوری اسلامی، بسیای از ایرانیان عادی هم دیدگاهی منفی نسبت به عملکرد خشونت بار این گروه در دهه های گذشته داشته و دارند اما همانطور که در ابتدای مطلب هم اشاره شد بایستی میان سیاستهای غلط رهبری مجاهدین و اعضای عادی آنها در کمپ اشرف یا لیبرتی که بدون سلاح و به دنبال پناهندگی هستند، تفاوت بسیار قائل شد. این افراد به عشق وطن و و برای مقابله با رژیم سرکوبگر و جنایتکار جمهوری اسلامی به پا خواسته بوده و در حال حاضر در کمپی کوچک و در شرایطی بسیار بد گرفتار شده اند. حمله به این افراد بی دفاع و متقاضی پناهندگی، حمله به موازین حقوق بشر و حمله به سازمان ملل است و بایستی به شدیدترین شکل ممکن از سوی تمامی گروههای اپوزیسیون محکوم گردد. مسلما دادگاهی شدن عاملان این حملات جنایتکارانه در کنار دادگاهی شدن رهبران ارشد مجاهدین خلق که در دهه های گذشته مرتکب جنایات بسیاری شده و به ترور و خشونت دست یازیده اند، میتواند خواسته مناسبی باشد که از سوی همه گروههای سیاسی و ایرانیان مستقل دنبال گردد.

مطلب قبلی در همین زمینه:

خروج مجاهدین خلق از لیست گروههای تروریستی به چه معناست و چرا در این زمان صورت می‌گیرد؟

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم!

با اینکه خبرگزاری فارس را «فالس نیوز» میدانم و بسیار ازش بدم میاد اما سعی میکنم بخش عکس سایتشون را از دست ندهم. امروز هم رفتم سرکی کشیدم تا اینکه به مطلبی با عنوان «بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم» برخوردم. عکس های متعددی بود از تجمع مردم قم در اطراف این ضریح جدید! یکی از عکسها از همه بیشتر خودنمایی و جلب توجه میکرد! در عکس در و تخته فلزی ضریح بر روی تریلری دیده میشوند و مردم زیادی به دور آن تجمع کرده اند و سینه زنان، شیون و زاری کنان و بر سر کوبان، در حال تلاش برای لمس آن میباشند! عکس بسیار جالب و البته تاسف آوری است که هزاران حرف در خود دارد و عمق نفوذ خرافات در جامعه ما و یا دستکم در میان افراد کمتر تحصیل کرده جامعه را به خوبی نشان میدهد…!

این ضریح را با هزینه بیش از ۱۴ میلیارد تومان و با استفاده از صدها کیلو طلا، نقره و مس ساخته اند! جالبی داستان این هست که این ضریح تا چند روز پیش در یک کارگاه و در حال ساخت بوده، بر قطعات فلزیش چکش و قلم زده اند، بعد به زیر دستگاه تراش و فرز رفته و و در نهایت برقش انداخته و تمیزش کرده اند تا اینکه در نهایت شده این چیزی که الان میبینید! بعد این مردم بدون توجه به این مسائل می آیند و ضریح را میبوسند و دخیل به آن میبندند، لباس خود را به آن میمالند و تبرک میجویند!! سوالی که برای من پیش آمده این است که این در و پیکر فلزی، دقیقا چه زمانی و چگونه از حالت یک فلز ساده بودن به یک ضریح متبرک و قابل احترام تبدیل شدند؟! اساسا چه تفاوت ماهوی میان قطعات فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان با قطعات فلزی موجود در کارگاههای تراشکاری وجود دارد که مردم به اولی بوسه میزنند و به دومی نگاه هم نمیکنند؟!

در عکس چند نفر هم دیده میشوند که گریه میکنند و بر سر و کله خودشان میکوبند!! یک کسی نیست به اینها بگوید باید هم گریه کرد اما نه به خاطر آن چیزی که شما برایش گریه میکنید بلکه برای اینکه در نتیجه اشاعه خرافات در این مملکت، دهها میلیارد پول بی زبان خیلی راحت دارد از کشورخارج میشو در حالیکه این همه فقیر و بیکار در جامعه داریم و زلزله زدگان آذربایجان هم در فصل سرما هنوز در چادر زندگی میکنند…! واقعا که!

در همین زمینه:

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

کارهای مفیدی که با ۱۳ میلیارد تومان پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید امام حسین میشد انجام داد

محرم ماه شکنجه جسمی و روحی کودکان + چند تصویر

محرم را شاید بتوان یکی از عذاب آورترین ماهها برای کودکانی دانست که در خانواده هایی شیعه و به ویژه در کشورهایی به شدت مذهبی مثل ایران، عراق و پاکستان به دنیا می آیند. در ایران که تلویزیون جمهوری اسلامی همواره حالتی حزن آلود دارد، از یک هفته به شروع محرم تا آخر ماه صفر یعنی چیزی حدود ۲ ماه به شدت ملال آورتر میشود و برنامه کودک هم از این قاعده مستثنی نیست. در این دو ماه تقریبا کلیه موسیقی های شاد و برنامه های خنده دار از تلویزیون حذف میشوند. لذا از برنامه کودک و لباسهای سیاه و تیره بر تن مردم و یا پارچه های عزای آویزان بر خیابانها و کوچه ها گرفته تا انواع مراسم سینه زنی و نوحه خوانی و مراسم شیرخوارگان حسین و فداییان علی اصغر و غیره، همه و همه جوی سراسر حزن آلود و غم انگیز همراه با گریه، غم و تاریکی را در جلوی دیدگان کودک قرار میدهند که نوعی از شکنجه روحی و روانی است. تازه این همه ماجرا نیست، در بسیاری از کشورها از جمله در عراق، پاکستان و شمال هند، قمه زدن کودکان و ایجاد شکاف در پیشانی نوزادان جزیی از مراسم عزاداری حسین در روز عاشورا میباشد که همه ساله توسط عده زیادی از مردم خرافاتی اجرا میشود و صحنه های دلخراشی را پدید می آورد.

یکی از دلایل اذیت و آزار کودکان در این ماه را شاید بتوان اعتقاد شیعیان به کشته شدن نوزادی به نام «علی اصغر» به علت فرو رفتن تیر در گلو در جریان جنگ حسین و یزید در صحرای کربلا در سال ۶۱ هجری دانست. تلقین حس مظلومیت علی اصغر و برانگیختن احساسات عمومی جهت ترویج عزاداری ها، اعتقادات مذهبی شدید مانند برخورداری از ثواب و پاداش اخروی، جو گیری و تحت تاثیر محیط قرار گرفتن و نشان دادن عملی علاقه خود به حسین و خاندانش  را شاید بتوان از جمله عوامل اصلی چرایی تحت فشار قرار دادن کودکان و ارتکاب اعمال جنایتکارانه مانند قمه زنی و وارد آوردن دیگر انواع آسیب های جسمی و روحی از سوی پدران و مادران به شدت مذهبی به کودکان خردسال در ماه محرم، برشمرد. به اعتقاد من دلیل اصلی و به عبارتی علت العلل وقوع موارد مذکور هم نادانی و غلبه خرافات بر عقلانیت میباشد.

در زیر نمونه هایی از این فشارهای شدید روحی و روانی و نیز اعمال فجیع که در ماه محرم بر روی کودکان صورت میگیرد را مشاهده  میکنید:

توجه: بعضی از عکسها دلخراش میباشند!

کودک را شکنجه میکنند تا بگویند علی اصغر مظلوم بود…! صحنه هایی از نمایش حمله لشگریان یزید به خیمه های امام حسین – (ایران)

ایجاد شکاف در پیشانی کودک توسط پدر و مادر!! وادار کردن کودکان به انجام عمل احمقانه قمه زنی و وارد کردن آسیب بدنی عمدی به خود…! (عکسها از کشورهای مختلف: پاکستان، هند و عراق)

وارد کردن فشار روحی شدید به کودکان خردسال و به گریه انداختن آنها به منظور تحریک احساسات عمومی و همچنین نشان دادن علاقه خود به علی اصغر!! (نمایش شیرخوارگان حسین در ایران)

نوحه خواندن برای کودکان، فرو بردن آنها در حزن و اندوه و وادار کردن آنها به سینه زدن در حالیکه اساسا آنها نه میدانند حسین که بود و نه میدانند چرا باید غمگین و ناراحت باشند!! (ایران)

بهره برداری از کودک خردسال جهت تحریک احساسات عمومی از طریق وادار کردن وی به نوحه خوانی در مجالس عزای حسین، در حالیکه کودک اساسا نمیداند این چیزهایی که برایش نوشته اند تا بخواند به چه معناست و ملت برای چه گریه میکنند و بر سر و سینه خود میزنند!! (ایران)

در همین زمینه:

مراسم عزاداری حسین در واقع یک مهمانی بزرگ است منتهی به سبک خاورمیانه ای…!

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

از هزینه ۲ میلیارد دلاری برای طلاکاری گنبد و گسترش صحن حرم در عراق تا زندگی زلزله زدگان آذربایجانی در چادر و مقابله با برف و سرما

از هزینه ۲ میلیارد دلاری برای طلاکاری گنبد و گسترش صحن حرم در عراق تا زندگی زلزله زدگان آذربایجانی در چادر و مقابله با برف و سرما

پرده اول: شش سال پیش وقتی جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و حزب الله لبنان به پایان رسید، جمهوری اسلامی سیل بی امانی از کمک های نقدی و غیر نقدی را روانه جنوب لبنان کرد به گونه ای که برخی گزارش ها حاکی از تکمیل بازسازی خانه های ویران شده در کمتر از چند ماه داشت. در حالی ایران کلیه هزینه های بازسازی جنوب لبنان را تامین کرد که در آمد سرانه این کشور ۹۰۰۰ دلار در سال یعنی بیش از دو برابر درآمد سرانه هر ایرانی است. رقم دقیق هزینه شده از سوی ایران مشخص نیست اما برآوردها از هزینه حدودا ۱ میلیارد دلاری حکایت دارد که خوب البته دیگه هیچ وقت به کشور باز نخواهد گشت.

اما آیا مقام های حکومتی همه جا این چنین به یاری آسیب دیدگان میشتابند؟ آیا حاضرند برای مردم داخل کشور هم همین هزینه ها را بکنند؟

پرده دوم: دو ماه پیش زلزله ای نه چندان قوی استان آذربایجان شرقی در شمال غرب کشور را لرزاند. اگرچه زلزله قوی نبود اما به دلیل عدم رعایت اصول مهندسی در ساختمان سازی و استاندارد نبودن سازه ها خسارات زیادی به بار آورد، دهها تن کشته و هزاران نفر بی خانمان شدند. اگرچه برای کنترل احساسات جریحه دار شده عمومی و به منظور جلوگیری از تجمع داوطلبان امداد رسان از میان مردم و به تبع آن احتمال پیدایش اعتراض های خودجوش بر ضد حکومت، قول های فراوانی از جانب مقام های حکومتی مبنی بر بازسازی سریع خانه ها و اماکن تخریب شده و رسیدگی فوری به وضعیت زلزله زدگان منتشر شد و حتی شخص خامنه ای در حرکتی تبلیغاتی در منطقه حضور یافت، اما عملا تاکنون حکومت هیچ حرکت جدی در جهت حل مشکلات آسیب دیدگان انجام نداده است. نه تنها هیچ حرکتی نکرده است که حتی داوطلبان مردمی از جمله حسین رونقی ملکی که برای کمک به زلزله زدگان به منطقه رفته بودند به دفعات مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی قرار گرفته و حتی بازداشت شده اند. از سوی دیگر مجلس فرمایشی که زیر نظر مستقیم دفتر رهبری فعالیت میکند، در حرکتی ننگین و ضد مردمی، فوریت طرح تسریع در بازسازی اماکن تخریب شده و کمک به آسیب دیدگان را رد نمود!!

پرده سوم: روز گذشته حکومت از در دست اجرا بودن دو پروژه بسیار بزرگ با پول ایران در عراق پرده برداشته است. یکی از این پروژه ها، ساخت ۲۰۰ هزار متر مربع  صحن جدید برای حرم امام علی در نجف به ارزش۷۵۰ میلیارد تومان و دیگری پروژه طلاکاری گنبد و ساخت رواق های «حرمین عسگرین» به ارزش ۱۵۰۰ میلیارد تومان میباشد.

هزینه هنگفت بلاعوض ۲۰۰۰ میلیارد تومانی حکومت در یک کشور خارجی برای طلاکاری گنبد و ساخت صحن به مساحت ۲۰۰ هزار متر مربع بر سر مزار چند عرب مرده در حالی صورت میگیرد که مردم زلزله زده آذربایجان در سرمای زیر صفر درجه این استان در چادر زندگی میکنند و هر شب هزاران بار به خود میلرزند تا اینکه آفتاب طلوع کند و روز سخت دیگری را آغاز کنند. زلزله زدگان از روی ناچاری و برای مقابله با سرما مجبور به استفاده از وسایل گرمایشی در داخل چادر هستند؛ کاری که بسیار خطرناک است و تاکنون دستکم در یک مورد منجر به مرگ یک کودک خردسال بر اثر آتش سوزی در چادر شده و جان دیگر زلزله زدگان را هم به دلیل احتمال آتش سوزی و هم به دلیل احتمال خفگی ناشی از تولید شدن گازهای سمی در داخل چادر تهدید میکند.

با توجه به موارد ذکر شده در بالا فکر کنم بی مورد نباشد اگر حکومت کنونی را حکومتی ضد ایرانی بنامیم که تنها دغدغه لبنان، عراق، حزب الله، حماس و دیگر کشورهای اسلامی و یا آفریقایی را دارد و هیچ اعتنایی به وضعیت مردم ایران و رنج و دشواری روزمره آنها نمیکند. مگر کل هزینه ساخت خانه برای چند هزار نفری که بر اثر زلزله خانه و کاشانه خود را از دست داده اند چقدر است؟! یعنی از ۲۰۰۰ میلیاردی که حکومت برای طلاکاری گنبد در عراق خرج میکند، بیشتر است…؟!

در همین زمینه:

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

کارهای مفیدی که با ۱۳ میلیارد تومان پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید امام حسین میشد انجام داد

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

کارهای مفیدی که با ۱۳ میلیارد تومان پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید امام حسین میشد انجام داد

برخی از کارهای مفیدی که میشد با پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید برای قبر امام حسین، انجام داد!

خوب به سلامتی ضریح جدید امام حسین هم ساخته شد! از ماه آینده مومنان میتوانند به این ضریح جدید بوسه بزنند و چشم و روی خود را به آن بمالند و به آن دخیل ببندند تا بیمارانشان شفا بیابند و مشکلاتشان از بیکاری و بی پولی گرفته تا مشکل جهاز دختر دم بخت و مستاجر نشینی همگی در یک چشم بر هم زدن حل شود! در این ضریح جدید فقط ۱۲۰ کیلوگرم طلای ۱۸ عیار به کار رفته است (منبع). با یک حساب دو دو تا چهار تا یعنی اینکه فقط چیزی حدود ۱۲ میلیارد و سیصد میلیون تومان صرف خرید طلای این ضریح شده است!! با این پول کارهای خیلی مفیدی میشد انجام داد که به چند نمونه‌اش در عکس بالا اشاره کرده‌ام.

با این پول دستکم ۲۰۰ کلاس درس میشد ساخت و در نتیجه دیگه دختر و پسرهای روستایی زیادی مجبور نمی‌بودند که در کپر درس بخوانند و یا روزانه دهها کیلومتر را در سرما و گرما برای رفتن به مدرسه‌ای در نزدیکترین آبادی طی کنند! با این پول دستکم ۸ بیمارستان مجهز ۱۰۰ تختخوابی میشد ساخت. یکیش را هم میشد مثلا در ورزقان آذربایجان شرقی ساخت که هیچ بیمارستانی ندارد و در زلزله اخیر دچار مشکل شده بود! (مطلب مرتبط) با این پول میشد ۲۵۰ نفر مهندس یا تکنسینی که مدتهاست بیکار هستند و خانه نشین شده‌اند را سر کار فرستاد و در نتیجه این عده میتوانستند خانواده تشکیل بدهند و به زندگی امیدوار بشوند!!

کارهای خیلی زیادی میشد با این پول انجام داد اما به جای آن ضریح جدیدی برای بوسه زدن و تبرک جستن ساخته شد و به کشور دوست و برادر عراق هدیه گردید! آخه میدونید ضریح قبلی از بس که بوسیده شده بود دیگه پوسیده بود و به درد نمیخورد! راستی زلزله‌زدگان آذربایجان هنوز تو چادر هستند و باز امشب از سرما به خود خواهند لرزید!

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب پیشنهادی:

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

درسی که ناشر مجله فرانسوی «شارلی هبدو» به مسلمانان افراطی داد! + تصاویر

آیا پیامبران معصوم هستند؟ تجاوز داوود نبی به زن شوهردار و سپس کشتن شوهر زن …!

علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

قله مد نظر خامنه‌ای کدام است؟ تحریم‌ها برای کوبا ۵۰ سال طول کشید و در مورد عراق به حمله خارجی منجر شد

خامنه‌ای با اشاره به افزایش تحریم‌ها علیه ایران گفت:«تجدیدنظر نخواهیم کرد٬ مردم صرفه‌جویی کنند»!

علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با مسئولان ارشد رژیم سخنانی مملو از مغلطه را بر زبان رانده است که در این مطلب به بررسی اجمالی آنها میپردازم:

حضرت آیت الله خامنه ای، تصور دستیابی به آرمانها بدون دادن هزینه را لغزشگاهی دیگر برشمردند و افزودند تکیه بر بخشی از واقعیات و ندیدن همه مسائل واقعی در کنار یکدیگر،  لغزشگاه دیگری است که باید مراقب آن بود. ایشان کُند و ناکارآمد شدن حربه تحریم در صورت مقاومت مدبرانه در مقابل آن را یکی دیگر از واقعیات دانستند و افزودند: فشارهای اقتصادی کنونی بر ضد نظام اسلامی، همچون گذرگاه و برهه ای است که کشور از آن عبور خواهد کرد زیرا ادامه طولانی مدت آن به نفع کشورهای غربی نیست. ایشان تأکید کردند: مشکلات اقتصادی کشورهای غربی با مشکلات اقتصادی کشور ما تفاوت اساسی دارد زیرا مشکلات ما همانند مشکلات گروه کوهنوردی است که در حال حرکت به سمت قله، دچار مشکلاتی می شود اما حرکتش همچنان ادامه دارد در حالیکه مشکلات اقتصادی غرب همانند اتوبوسی است که در زیر بهمن مانده است.

خامنه‌ای از رسیدن به آرمان و قله سخن میگوید و مشکلات اقتصادی کنونی که به ویژه بر اثر تحریمهای بین المللی به شدت تشدید شده است را هزینه رسیدن به آرمانها میداند. او از کدام آرمان سخن میگوید؟! مردم ایران برای رسیدن به کدام هدف «متعالی» این چنین مورد فشار قرار گرفته‌اند؟! تحریمهای شدیدی که در چند سال گذشته بر کشور وضع شده و به ویژه در چند ماه گذشته تشدید شده است، بر اثر بلندپروازی‌های هسته‌ای سران رژیم بوده است. لذا به نظر میرسد آرمان بزرگی که خامنه‌ای از آن سخن میگوید در حقیقت آرزوی او و دیگر ملایان و نظامیان در راس قدرت میباشد که چیزی جز دستیابی به سلاح اتمی نیست. اینها سلاح اتمی را تضمین کننده قدرت خود میدانند وگرنه این کدامین قله است که مردم ایران خود از حرکت به سمت فتح آن ناآگاهند؟! اساسا چگونه به خود اجازه میدهند مردم ایران را ناخواسته به کوهنوردی ببرند؟! خامنه‌ای و اطرافیانش، ۷۵ میلیون ایرانی را گروگان گرفته‌اند تا به بلندپروازی‌های هسته‌ای خود جامه عمل بپوشانند و حالا با بی شرمی تمام به مردم میگویند که صرفه جویی کنید، از آنها میخواهند که تحمل کنند!!

بر خلاف سخن خامنه‌ای، هیچ نشانه‌ای مبنی بر کاهش تحریم‌ها دیده نمیشود. در حقیقت در سالهای گذشته بر شدت تحریم‌ها به شدت افزوده شده است. این که خامنه‌ای میگوید ادامه تحریم‌ها به نفع کشورهای غربی نیست، سخن درستی است. اما موضوع این است که هزینه دستیابی یک رژیم تروریستی و دیوانه به بمب اتمی برای کشورهای غربی‌ها به مراتب بیشتر از محروم شدن آنها از منافع مبادلات تجاری با حکومت است و دقیقا به همین خاطر تحریم‌ها وضع شده است. تحریم در حقیقت گزینه غیر نظامی برای اعمال فشار بر کشورهای یاغی است. گذرگاه  و برهه‌ای که خامنه‌ای از آن سخن میگوید برای کوبا بیش از ۵۰ سال است که ادامه یافته و همچنان این کشور تحت تحریم‌های همه جانبه است. این «برهه» برای کشور عراق بیش از ۱۲ سال طول کشید، منجر به مرگ بیش از ۵۰۰ هزار کودک عراقی بر اثر قحطی شد و در نهایت به حمله نظامی به عراق و انهدام همه زیرساخت‌های آن کشور و کشته شدن صدها هزار نفر عراقی بی‌گناه منجر گردید. برای کره شمالی هم به همچنین.

در حقیقت با افزایش تولید نفت عربستان و عراق، عملا رفته رفته نفت ایران از چرخه بازار در حال کنار رفتن است. با تحریم بانک‌های ایرانی، صادرات کشور به نابودی کشیده شده، ارزش پول ملی در ظرف چند ماه نصف شده است و هزاران نفر بیکار شده‌اند.

   ایشان افزودند: واقعیت دیگر این است که دشمنی این چند دولت مستکبر با نظام اسلامی به اصل نظام برمی گردد اما آنها تلاش می کنند که علت مقابله با ملت ایران را،  مسئله هسته ای و دفاع از حقوق بشر جلوه دهند.

این سخن مغلطه آمیز خامنه‌ای، ترفندی است برای فریفتن آن دسته از دلبستگان رژیم که با ادامه برنامه اتمی به دلیل هزینه‌های زیاد آن مخالف هستند. خامنه‌ای تلاش میکند اینطور نشان دهد که حتی اگر برنامه اتمی هم نمیبود، باز هم این تحریم‌ها و فشارها وجود میداشت. در حالی که این سخن دروغ محض است زیرا این سطح از تحریم کاملا بی سابقه بوده است و در هیچ دوره‌ای از عمر رژیم حتی در زمان جنگ یا گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا، وجود نداشته است.

حضرت آیت الله خامنه ای استثنا شدن 20 کشور از تحریم نفتی ایران و تلاش برخی کشورهای غربی برای دور زدن تحریم ها را از نشانه های امکان پذیر نبودن ادامه شرایط کنونی بر شمردند و خاطر نشان کردند: همه این واقعیات نشان می‌دهد که باید با توکل بر خدا،  افزایش خطرپذیری، استفاده از تدبیر و درایت، راه مقاومت را ادامه داد.

این سخن هم به هیچ وجه با واقعیت همخوانی ندارد. سیاستی که آمریکا دنبال میکند این است که به آن دسته از کشورهای متحد آن کشور که اقدام به کاهش قابل توجه خرید نفت ایران کرده‌اند، فرجه‌ای را میدهد. در حقیقت سیاست آمریکا این است که با اعمال فشار به دیگر کشورها، میزان فروش نفت ایران نهایتا به صفر برسد. بر اثر این سیاست، میزان فروش نفت ایران در چند ماه اخیر نصف شده و مشتریهای سابق نفت ایران به سمت عربستان و عراق و دیگر کشورهای نفت خیز متمایل شده و نفت آنها را جایگزین نفت ایرانی میکنند.

در نهایت اینکه بمب اتمی ممکن است بتواند بازدارندگی دفاعی ایجاد کند و رژیم خامنه‌ای را از خطر سقوط بر اثر حمله خارجی مصون کند، اما مسلما خطر اصلی که رژیم را تهدید میکند نه از خارج که از داخل و در نتیجه خشم مردم میباشد. ادامه فشارهای شدید اقتصادی بر مردم، در کنار ادامه سرکوب‌ها و نقض گسترده حقوق بشر، روز به روز بر خشم مردم خواهد افزود تا زمانی که این خشم و نفرت به نقطه انفجار برسد، آن زمان دیگر حتی بمب اتمی هم نمیتواند قدرت را در چنگال خامنه‌ای حفظ کند.  

سخنان نقل قول شده از سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی برداشته شده است.

در ضمن این نشاندن قالیباف بالای مجلس بغل دست خامنه‌ای هم جالب توجه است، به نظر میرسد دارند او را آماده بر عهده گرفتن پست‌های مهمتری میکنند!!

مطالب مرتبط:

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

کشاکش استراتژیک جمهوری اسلامی و ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای

گزیده‌ای از مقاله من در سایت خودنویس:

اصطکاک دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و ترکیه و جنگ لفظی اخیر میان مقام‌های دو کشور را باید از زاویه‌ای بسیار فراتر از یک درگیری معمولی بر سر میزبانی ترکیه در گفتگوهای ۱+۵ با ایران و یا ناخرسندی مقام‌های حکومت از میزبانی اخیر ترکیه از مخالفان بشار اسد نگریست. دولتمردان ایرانی از زمان صفویه تاکنون، به دنبال تبدیل ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای و احیای گذشته باشکوه امپراتوری پارس بوده‌اند. وجود امپراتوری عثمانی تا جنگ جهانی اول، کشف نفت در منطقه و حضور قدرت‌های جهانی چون بریتانیا، آمریکا و شوروی در منطقه و چنبره آنها بر مناسبات منطقه‌ای تا زمان فروپاشی شوروی و پس از آن وجود صدام حسین در عراق تا سال ۲۰۰۳، همچون موانعی سترگ در راه رسیدن ایرانیان به آرزوی دیرین خود یعنی تبدیل شدن مجدد به یک قدرت منطقه‌ای عمل کرده بودند. اما پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین به عنوان دشمن اصلی ایران در منطقه، شرایط برای دستیابی به این مهم فراهم گردید. پس از سقوط صدام، جمهوری اسلامی با استفاده از نفوذ خود در عراق، از یک سو دولتی شیعه و نزدیک به خود را در آنجا بر سر کار آورد که عملا تضمین کننده منافع حکومت در آن کشور بود و از سوی دیگر با حمایت از گروههای تندروی عراقی همچون سپاه صدر و حتی فرستادن سپاه برون مرزی قدس خود به داخل عراق تلاش کرد که با افزایش شمار کشته‌شدگان عراقی و آمریکایی، علاوه بر بالا بردن هزینه حضور آمریکا در عراق و افزایش نارضایتی عراقی‌ها از حضور آمریکا در آن کشور، جنگ آمریکا در عراق را شکست خورده نشان داده و با طولانی کردن درگیری، هژمونی آمریکا در جهان و به ویژه در میان کشورهای منطقه را مخدوش نماید. خروج چند ماه پیش نیروهای آمریکایی از عراق، عملا زمینه نفوذ هرچه بیشتر جمهوری اسلامی در این کشور و بهره برداری از خلاء به وجود آمده را فراهم نمود. دستیابی ایران به [تکنولوژی] سلاح اتمی – که از طریق برنامه بحث برانگیز اتمی رژیم دنبال میشود -، حلقه آخر از زنجیره وقایعی بود که میرفت با وقوع آن عملا ایران به قدرت منطقه‌ای تبدیل شده و توازن قدرت در منطقه [بر ضد منافع غربی‌ها] به طور کامل بر هم بخورد.

در این میان اما پیدایش جنبش‌ها و قیام‌ها در برخی از کشورهای منطقه‌ موسوم به «بهار عرب»، تزلزل قدرت در رژیم حاکم سوریه به عنوان مهمترین متحد جمهوری اسلامی در منطقه و از همه مهمتر عزم دولتمردان ترکیه برای ایفای نقشی جدی‌تر در مناسبات منطقه‌، به یکباره به شکل موانعی پیش بینی نشده قد علم کرده و خواب خوش حاکمان جمهوری اسلامی را بر هم زد! ….

(ادامه مطلب را در سایت خودنویس بخوانید)

مطالب مرتبط:

افزودن نام سه ایرانی به لیست تحریمها در ارتباط با سرکوب مردمی در سوریه

«خریدن زمان» تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هدف اصلی اوباما از ارسال پیام به خامنه‌ای

همکاری جمهوری اسلامی با سوریه در ساخت پایگاهی نظامی جهت انتقال مستقیم محموله های نظامی به این کشور

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: