بایگانی برچسب‌ها: عباس فخرآور

لمپنیسم فخرآور، میراث شوم ملایان فاشیست حاکم بر ایران

نویسنده: «شهاب ورکوهی»

۲۷ سپتامبر ۲۰۱۲ 

لمپنیسم اصطلاحی است که اولین بار در کتاب مشترک مارکس و انگلس (۱۸۴۵) زیر عنوان ایدئولوژی آلمانی (۱) مورد استفاده قرار گرفت. به باور این دو پژوهشگر سرشناس، لومپن‌ ها خرده‌ طبقه‌ای از پیکره اجتماع هستند که برخلاف بورژوازی و پرولتاریا در حاشیه تمامی مناسبات تولید و بازدهی قرار دارند و از راه‌های ناسالم نظیر دزدی و کلاهبرداری امرار معاش می‌کنند. به بیان ساده اینان زندگی انگلی دارند و دسترنج دیگران را به تاراج می برند. از جمله ویژگی های بارز گروه های موسوم به لمپن می توان به مشکلات اخلاقی و استعداد بالای آنان در کلاهبرداری، دروغگویی، جعل عنوان و اوباشگری در وقت مقتضی اشاره نمود. پر واضح است که تمامی این صفات در شخصیت خمینی، رهبر فقید حکومت ملایان، متجلی بود. پیرمرد آشفته حالی که در هشتاد سالگی عاشق عروس خود فاطمه طباطبایی شد و شبها به مغازله با او می پرداخت و در همان زمان احمد خمینی در اتاق مجاور به خودسازی مشغول بود. به یقین خمینی را می توان شاخص ترین نماد لمپنیسم اسلام سیاسی معاصر در ایران دانست. روضه خوان های مرتجع حاکم بر سرنوشت ایران امروز همگی ادامه دهندگان راستین خط مشی واپسگرای خمینی و از نمونه های شاخص لمپن های اسلامی مدل شیعه هستند. لمپنیسم روحانیت شیعه در ایران قدمتی به درازای تاریح اسلام سیاسی دارد. نخستين موج‌ لمپنيسم اسلام سیاسی به سرکردگی خمینی اقدام به سربازگيري از میان چماق بدستان و آخوندهای کوچه بازاری نمود بلکه عقب افتاده ترین احکام ضد انسانی را به جامعه ایرانی تحمیل کند. استخدام اراذل و اوباش از لایه های مختلف اجتماعی نظیر طبقات کاسب، اداری، بالاي شهری و پائين شهری.، افراد چرک و ژوليده یا اتوکشيده و ادکلن‌ زده سیاستی است که طی سی و اندی سال عمر ننگین حکومت اسلامی همواره از سوی سرکردگان این رژیم تعقیب شده است. با بر ملا شدن نقش ملایان در حذف فیزیکی مخالفین برون مرزی خود از بدو استقرار رژیم تا اواخر دهه ۱۳۷۰ و افشای ماهیت تروریستی نظام تمامیت خواه، استراتژی حکومت از دهه ۸۰ به این سو متحول گردیده و بر مدار سیاست مشت آهنین در داخل و ترور شخصیتی مخالفین برون مرز تنظیم شده است. در راستای اجرای سیاست ترور شخصیتی مخالفین نظام آخوندی، اداره برون مرزی وزارت اطلاعات اقدام به استخدام و آموزش گروهی از مجرمین، کلاهبرداران و افراد واجد سوء سابقه اخلاقی و اعزام آنان به خارج از کشور نمود تا تحت نام آپوزیشن برانداز به ایجاد تفرقه و تشتت در جبهه نیروهای واقعی مخالف نظام آخوندی بپردازند.

به تازگی حمید رضا ذاکری کارشناس عالی رتبه و عضو اسبق وزارت اطلاعات اسناد معتبری دال بر همکاری نزدیک امیر عباس فخرآور با وزارت اطلاعات آخوندی منتشر نموده است (۲). بر پایه اسناد منتشره، فخرآور به دلیل خرید و فروش عتیقه جات ممنوعه زیر خاکی، حفاری غیر مجاز و دو فقره محکومیت دیگر شامل تجاوز به یک زن و یک دختر مجموعاً به ۸ سال حبس تعزیری و ۲۴۰ ضربه شلاق محکوم گردیده که حسب نیاز اداره سوم وزارت اطلاعات به شروع همکاری اطلاعاتی با نامبرده، دوران محکومت و زندان او بخشیده و پس از طی دوره های آموزشی اطلاعات و ضد اطلاعات رسماً بعنوان جاسوس حرفه ای و استراتژیک آن وزارتخانه به ایالات متحده گسیل شده است.

عباس فخرآور از جمله کسانی است که خود را مخالف سرسخت حکومت اسلامی معرفی کرده اما عملکرد او در سالهای حضورش در امریکا تنها منحصر به فحاشی و تخریب چهره های سرشناس جریان خواهان براندازی نظام آخوندی بوده است. لمپنیسم سازمان یافته وزارت اطلاعات ملایان و فخرآور یکی از سکانداران برون مرزی آن در تلاشند با بهره گیری از زشت ترین شیوه های اخلاقی از قبیل دروغ پردازی، توهین، تهدید و … به تخریب چهره های مطرح جنبش دانشجویی و دیگر رهبران گروه های ساختارشکن ضد نظام اسلامی بپردازند. نکته بسیار جالب توجه آنکه در رزومه عباس فخرآور، ایشان بعنوان نویسنده، متفکر و مدرس میهمان در دانشگاه امنیت ملی و روابط بین الملل شهر واشنگتن معرفی شده است (۳) حال آن که حداقل مدرک تحصیلی پایه جهت تدریس در یک مؤسسه آموزش عالی ایالات متحده دکترای تخصصی می باشد. بعلاوه فارغ التحصیلان مقطع دکتری می باید حداقل دوره یک ساله فوق دکتری را در کارنامه پژوهشی خود به ثبت برسانند تا اجازه یابند با عنوان مدرس تمام وقت، نیمه وقت و یا میهمان در دانشگاه های امریکایی به تدریس و فعالیت تحقیقاتی بپردازند. بر خلاف اطلاعات کاملا کذب موجود در وب سایت رسمی ایشان که وی را به عنوان دانشجوی رشته پزشکی معرفی نموده، نامبرده صرفاً دانشجوی دوره کاردانی (فوق دیپلم) اتاق عمل دانشگاه ارومیه بوده است. این تنها نمونه کوچکی از دروغ پردازی های یک لمپن های ساخته و پرداخته دست وزارت اطلاعات ملایان است. در بخشی از وب سایت سرتا پا جعلی ایشان می خوانیم:

فوریه سال ۲۰۱۰، امیر عباس فخر آور نویسنده و خبرنگار برتر ایرانی سال
عضویت افتخاری انجمن قلم کانادا در سال ۲۰۰۴
عضویت افتخاری انجمن قلم انگلستان در سال ۲۰۰۳

به چند نمونه از یادداشت های کوتاه این عضو برجسته انجمن قلم کانادا و انگلستان توجه بفرمایید:

(توجه: تصویر زیر حاوی عبارات رکیک و نامناسب میباشد!)

(توجه: برای بزرگ شدن تصاویر بر روی آنها کلیک بفرمایید!)

این قبیل یادداشت های ادبی ؟؟؟ در پاسخ به انتقادات مستند برخی چهره های شاخص و فعالین سیاسی نگاشته شده است.

وزارت اطلاعات رسوا و دروغ پرداز رژیم آخوندی در پی افشا شدن اسناد جاسوسی فخرآور آخرین سناریوی مضحک خود زیر نام «پشت پرده تحرک دو ضد انقلاب در تعطیلی سفارت ایران در کانادا» را به اجرا گذارده شاید عروسک کند ذهن و جاه طلب خود را از چنگال قدرتمند افشای حقیقت نجات دهد. در ادامه افشاگری های حمیدرضا ذاکری علیه نظام ملایان، این سناریوی بی اساس نیز خیلی سریع ابطال و به زباله دانی افکنده شد. وزارت اطلاعات نظام آخوندی با بهره گیری از ناهنجاری های روحی و جنسی افرادی پادو صفت همچون فخرآور در تلاش است فرآیند اتحاد میان گروه های سیاسی خواهان سرنگونی رژیم ملایان قرون وسطایی را ولو برای مدت کوتاهی به تأخیر افکند. در این راستا ارسال عواملی از این دست به خارج از کشور نه اولین پروژه است و نه آخرین خواهد بود. نظام استبداد دینی فریب، دروغ و تخریب چهره مخالف خود را به بهای حفظ حکومتش مقدس می شمارد.

در روزهای اخیر به همت فعالان سیاسی شناخته شده اولین فراخوان ملی با هدف حرکت بسوی برپایی شورای ملی ایران پس از سی و چهار سال منتشر گردیده است. هزاران تن از هموطنان داخل و خارج از ایران به این حرکت ملی پیوسته و منشور پیشنهادی آن را به امضا رسانده اند. با کمال تعجب در لیست افراد (۴) و سازمان های امضا کننده (۵) این منشور اسم امیر عباس فخرآور مشاهده می شود؛ فردی که ردپا و حضور او در هر حرکت و مناسبتی مورد شک و ابهام بسیاری از فعالین و چهره های موجه سیاسی است. نویسنده مقاله بر این باور است که اغلب سازمان ها و عوامل دست اندرکار تنظیم و ارائه منشور شورای ملی از باورمندان به سربلندی و آینده درخشان ایران هستند با این وجود امید است که تحرکات و حضور مشکوک افرادی نظیر فخرآور و سازمانی که وی داعیه دبیر کلی آن را دارد به دقت از سوی امضا کنندگان منشور، کمیته موقت هماهنگی شورا و نیز گردانندگان تارنمای شورای ملی رصد شود تا امکان هر گونه سوء استفاده سازمان یافته وزارت اطلاعات و عوامل فرصت طلب خارج نشین آن از این حرکت به غایت ملی سلب گردد.

پی نوشت ها:

۱. Marks, K., and Engels, F., 1845. The German Ideology.from Marx and Engels Collected Works, V. 5.

۲. http://www.facebook.com/zakeri.hamidreza

۳. وب سایت شخصی امیر عباس فخرآور به آدرس http://fakhravar.com

۴. https://www.farakhanmeli.org/wp-content/uploads/2012/09/ف-ی.pdf

۵. https://www.farakhanmeli.org/member/organization-2

———–

توضیح آلفرد: این مقاله را جناب آقای شهاب ورکوهی برای من ارسال کردند و من هم آن را برای اطلاع هموطنان منتشر نمودم./

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

دیگر مطالب پیشنهادی از همین وبلاگ:

حقایقی که عباس فخرآور نمیخواهد شما بدانید + سند تصویری

وقتی بنیانگذار رژیم یک بیمار جنسی بوده است، از مزدوران حکومتی چه انتظاری میتوان داشت؟!

حقایقی که عباس فخرآور نمیخواهد شما بدانید

عباس فخرآور یکی از کسانی است که خود را مخالف جمهوری اسلامی معرفی میکند اما رفتار و عملکرد او در سالهای گذشته منحصر به فحاشی، اتهام زنی و تخریب چهره های شاخص مخالف رژیم به ویژه چهره های دانشجویی و زندانیان سیاسی سابق و تنها در جهت منافع حکومت و به منظور فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای رسانه های حکومتی جهت مسخره کردن و متفرق نشان دادن گروههای مختلف اپوزیسیون بوده است. رسانه های امنیتی وابسته به حکومت از جمله بولتن نیوز، جهان نیوز، باشگاه خبرنگاران جوان و بسیاری دیگر بارها و بارها از نظرات، گفته ها و نوشته جات او جهت تخریب و تحقیر گروههای مختلف مخالف رژیم استفاده کرده اند. این همه در حالی است که خبرهای منتشر شده درباره فخرآور در خبرگزاری های حکومتی همگی در جهت فعال نشان دادن او در عرصه های بین المللی و پراهمیت نشان دادن کارهای او در به ظاهر مخالفت با نظام بوده است، اما شخصا تاکنون ندیده ام که رسانه های حکومتی حتی در حد یک پاراگراف نسبت به انتشار اظهار نظرهای دیگر چهره های سیاسی مخالف رژیم و یا همبندان سابق او در اوین درباره شخصیت و عملکرد او، مطلبی را منتشر کرده باشند. رفتاری که سالهاست به وفور و به طور مستمر و هماهنگ توسط رسانه های حکومتی علیه دیگر چهره های مخالف حکومت صورت میپذیرد! به راستی علت چیست؟ فخرآور چگونه مخالف حکومتی است که قسمت بزرگی از فعالیت هایش بر روی انگ زنی و تخریب دیگر مخالفان حکومت متمرکز شده است؟ چگونه است که سخنان او و حتی ظاهرا سوتی های او مرتبا خوراک رسانه های حکومتی قرار میگیرد و پوشش خبری گسترده می یابد؟!

رفتارهای مشکوک امیرعباس فخرآور تنها منحصر به سالهای پس از خروج وی از ایران نبوده و سالهای حضور وی در ایران و در زندان را هم به طور کامل شامل میشود که در زیر به شماری از آنها اشاره میگردد:

۱) اساسا علت به زندان افتادن فخرآور برخلاف آنچه وی ادعا میکند، به دلیل فعالیت های سیاسی نبوده است بلکه به خاطر تجاوز به یک دختر دانشجو و نیز چند فقره سرقت و فروش اشیای عتیقه و زیرخاکی بوده است. ۲) وی خود در مصاحبه با پارازیت به این موضوع اذعان میکند (+) که در زمان اعتراض های دانشجویی تیرماه سال ۷۸، دانشجو نبوده و بلکه سرباز نیروی انتظامی بوده است!! ۳) فخرآور پس از کشیدن چند ماه حبس در بند قاچاقچیان و جنایتکاران زندان قصر ناگهان به بند سیاسی اوین منتقل میشود! ۴) بنا بر اظهارات صریح عده زیادی از زندانیان سیاسی وقت (از جمله دکتر ناصر زرافشان حقوقدان، فعال حقوق بشر و وکیل پرونده قتل های زنجیره ای) که در زمان حضور فخرآور در زندان اوین با او هم بند بوده اند، وی بارها و بارها در داخل بند سیاسی اوین در حال حرف زدن با موبایل دیده شده است! به نظر شما چگونه ممکن است که یک زندانی آن هم نه یک زندانی معمولی که یک زندانی سیاسی بتواند به راحتی در داخل زندان موبایل به همراه داشته باشد؟!

رفتارهای مشکوک فخرآور محدود به این چند مورد اتفاق ذکر شده نبوده است. ۵) در مورد دیگری و در حالی که زندانیان سیاسی اوین برای ابراز همدردی با زندانی سیاسی پیمان پیران که خانواده اش مورد فشار مزدوران حکومتی قرار گرفته بوده است، اقدام به اجرای یک اعتصاب غذای دست جمعی کرده بوده اند، بنا به اظهارات زندانیان سیاسی آن زمان (از جمله عباس توانچه)، فخرآور اقدام به تلاشی همه جانبه برای از بین بردن اتحاد زندانیان برای اعتصاب غذا و ایجاد تفرقه و اختلاف پراکنی و ایجاد جو بدبینی در میان آنها مینماید و حتی در مواردی اقدام به ضرب و شتم عده ای از زندانیان اعتصاب کننده مینماید.

خروج امیر عباس فخرآور از ایران از طریق مرز رسمی با گذرنامه جمهوری اسلامی با اطلاعات واقعی و سپس دریافت ویزای آمریکا در دوبی

گذشته از همه این موارد، نحوه خروج فخرآور از ایران هم بسیار مشکوک و سوال برانگیز است. عباس فخرآور پس از دخالت در ضرب و شتم زندانیان سیاسی و تخریب اعتصاب غذای گروهی آنها در زندان، از ترس انتقام جویی و شورش زندانیان علیه او به مرخصی فرستاده میشود. وی پس از مدتی مدعی میشود که از طرف شعبه اجرای احکام حکم بازداشت مجدد او صادر شده است و او هم اکنون زندانی فراری محسوب میشود. وی پا را از این هم فراتر گذاشته و ادعا میکند که حتی حکم تیر برای دستگیری اش صادر شده است!! ۶) وی در حالی این ادعاها را مطرح میکند که مدت کوتاهی بعد از آن برای دیدن یک وکیل در شعبه اجرای احکام ظاهر میشود بدون اینکه کسی او را دستگیر کند و یا تیری به سمت او شلیک شود! ۷) وی پس از اندک مدتی با در دست داشتن پاسپورت واقعی جمهوری اسلامی و با اسم و فامیل و مشخصات واقعی به فرودگاه امام تهران رفته و بدون اینکه با هیچ مشکلی مواجه شود از ایران خارج و به دوبی میرود! به نظر شما چگونه ممکن است که یک فرد زندانی فراری که برای دستگیری او حکم تیر صادر شده است، بتواند به راحتی از مرز رسمی کشور آن هم از فرودگاه فوق امنیتی امام خارج شود بدون اینکه با مشکلی مواجه شود؟! فخرآور خود در مصاحبه هایش ادعا میکند که ۳ میلیون تومان رشوه داده است و پاسپورت جعلی گرفته و فرار کرده است. اما این حرف او دروغ محض است زیرا اولا وزارت امور خارجه آمریکا به راحتی میتواند گذرنامه تقلبی را از واقعی تشخیص بدهد و مسئولان این وزارتخانه به هیچ وجه برگه ویزا را بر روی یک پاسپورت جعلی نمیزنند و ثانیا ادعای خروج از ایران از طریق فرودگاه امام به وسیله  رشوه ششصد هزار تومانی نه تنها مضحک که بسیار احمقانه است. زیرا در طول شبانه روز دهها مامور امنیتی در فرودگاه مذکور حضور دارند، آیا میتوان پذیرفت که فخرآور به همه آنها رشوه داده است؟! چنین چیزی محال است!

همه این سوالها زمانی به جواب میرسد که در نظر بگیریم که عباس فخرآور پس از نشان دادن میزان پلیدی، دروغ گویی و سطح رذالت خود به مسئولان حراست زندان قصر، مورد توجه وزارت اطلاعات قرار گرفته و از آن زمان به استخدام آنها درآمده و اقدام به همکاری با آنها کرده است. با در نظر گرفتن چنین چیزی به راحتی کلیه رفتارهای او در همه سالهای گذشته، چه در داخل و چه در خارج از ایران منطقی و موجه جلوه مینماید. همکاری او با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، دلیل رفتارهای او در زندان علیه زندانیان سیاسی و تلاش برای برهم زدن اعتصاب غذای آنها، به همراه داشتن موبایل در زندان، خروج آزادانه و بدون دغدغه از طریق مرز رسمی و با پاسپورت و مشخصات واقعی از ایران و نیز رفتارهای او پس از خروج از ایران در تخریب گروههای مختلف مخالف نظام و شخصیت های مطرح دانشجویی، را نشان میدهد.

احمد باطبی از چهره های سرشناس جنبش دانشجویی که تنها به خاطر بالای دست گرفتن پیراهن خونی دوست خود در جریان اعتراض های تیر ماه ۷۸ و جهانی شدن تصویرش، ابتدا به اعدام محکوم و سپس با کاهش حکم، مجبور شد سالهای زیادی از جوانی خود را در زندان اوین سپری کند، افشاگری های جالب توجه و بسیار مستندی را علیه امیر عباس فخرآور منتشر نموده است، که خواندن آنها و شنیدن فایلهای صوتی اظهارات زندانیان سیاسی سابق درباره فخرآور خالی از لطف نیست و ماهیت وی را بیش از پیش رسوا میسازد. برای خواندن مطالب باطبی به اینجا (+ ، +) مراجعه کنید.

مطالب پیشنهادی دیگر:

مرگ مشکوک احمد رضایی در دوبی؛ یافته های یک جستجوگر مستقل

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

سعید امامی فقط یک مزدور بود و دستورات را اجرا میکرد، حکم قتل احمد خمینی از سوی خامنه‌ای و رفسنجانی صادر شده بود

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: