بایگانی برچسب‌ها: شورای هماهنگی راه سبز امید

در پاسخ به مجتبی واحدی؛ چرا مهدی خزعلی را جاعل و دروغگو نامیدم؟

جناب مجتبی واحدی در واکنش به مطالب اعتراضی برخی از وبلاگ‌نویسان نسبت به اقدام تعجب برانگیز روز پنج شنبه مهدی خزعلی در انتشار یک بیانیه جعلی، مطلبی را منتشر کرده‌اند. به عنوان یکی از کسانی که به این بدعت زننده خزعلی واکنش شدید نشان داده بودند بر خود لازم میدانم خطاب به آقای واحدی، پاسخی را درج نمایم. دیروز گفتم بیانیه جعلی، هنوز هم معتقدم جعلی است، زیرا شورایی که هنوز اعلام موجودیت نکرده بوده و هیچ کجا حتی اسمش هم مطرح نبوده است، نمیتواند به یکباره در شب انتخابات آن هم از جانب جنبش سبز بیانیه بدهد! من فکر نمیکنم در هیچ کجای دنیا اینگونه باشد که کسی مطلبی را در وبلاگش یا وبسایتش منتشر کرده و مدعی کل یک جنبش چند میلیونی شود! آیا هرکسی به تنهایی میتواند برای پیشبرد اهداف خود مدعی شود که شورایی تشکیل داده و از قول جنبش سبز بیانیه بدهد؟! اگر اینطور است پس من هم از قول جنبش سبز بیانیه بدهم! به نظر شما مسخره نیست؟!

مجتبی واحدی مینویسد:

آنها ابتدا این فرضیه رامطرح کرده‌اند که «خزعلی، عنوان شورای هماهنگی راه سبز امید را سرقت نموده است». سپس «عمل سرقت» توسط خزعلی را تقبیح ونهایتا حکم «مهدور الدم بودن» را همراه با «مجوز هتک حرمت» او اجرا نموده‌اند.

تشکیل شورا ضوابط و شرایطی دارد. بایستی ابتدا شورا اعلام موجودیت نماید و همزمان اساسنامه‌ای بیان کننده اصولی که شورا بر مبنای آنها شکل گرفته، ضرورت شکل‌گیری و اهداف شورا منتشر گردد. اعضا باید به طور علنی مشخص و شورا باید دارای دفتر، سخنگو و سایت باشد. با توجه به برخوردهای احتمالی حاکمیت، میتوان درک کرد که شورا [به ویژه اگر در داخل از کشور تشکیل شود] ممکن است نتواند نفرات خود را اعلام کند. قبول…! اما حتما پیش از صدور بیانیه بایستی اعلام موجودیت شود و اساسنامه و اهداف شورا در رسانه‌ها منتشر گردد تا مردم بدانند آیا شورای مذکور مورد قبول آنها هست و در جهت خواست آنها حرکت میکند یا نه! هیچ کدام از این مراحل درباره شورای کذایی طی نشده است! هر عقل سلیمی با دیدن یک اعلامیه از سوی یک گروه ناشناس در یک وبلاگ شخصی متوجه میشود که یک جای کار میلنگد! چگونه است که این شورای ناشناس به یکباره در شب انتخاباتی که مهدی خزعلی از ۳ هفته پیش یکسره برای گرم کردن تنور آن تبلیغ میکرده است تشکیل میشود و بیانیه‌ای را در سایت او و در حمایت از طرح او برای جلوگیری از تکرار حماسه تحریم دور اول انتخابات مجلس صادر میکند؟!  من از جناب واحدی تعجب میکنم که به عنوان یک فرد سیاسی، به جای اینکه به بیانیه جعلی منتشر شده در سایت خزعلی اعتراض کرده و از وی درباره چند و چون کار پرسش نمایند، به حمایت از وی میپردازند! شاید هم در پشت ماجرا هماهنگی‌هایی صورت گرفته است و ما بی‌خبریم!؟

هیچکس هم تاکنون از طرف خدا یا خلق خدا، جنبش سبز را به صورت یکجا تقدیم دوستانی که من هم اکثریت آنها را نمی‌شناسم ـ شورای هماهنگی راه سبز امید ـ نکرده نا هیچکس دیگر حق نداشته باشد از عنوان «جنبش سبز» برای انجام فعالیت سیاسی استفاده کند.

من خودم نسبت به ناشناس بودن نفرات شورای هماهنگی راه سبز معترض بوده و هستم. اما دستکم آنها منشوری (اساسنامه) را منتشر کرده و اهداف و اصول خود را آنجا بیان نموده‌اند! منِ نوعی به عنوان یک وبلاگ‌نویس میتوانم بروم منشور آنها را بخوانم و ببینم آیا آنها را میتوانم سخنگوی خود بدانم یا نه! با داشتن اساسنامه میتوانم از آنها انتقاد کنم (کماینکه کرده‌ام)، میتوانم بررسی کنم ببینم اقدامات و بیانیه‌های آنها در راستای اهداف ذکر شده در اساسنامه هست یا نیست!

باور کنید نمی‌توانستم آنچه را که می‌دیدم باور کنم. گویی همه فعالان اپوزیسیون، به صورت یکجا دچار مکاشفه شده و عامل اصلی همه نابسامانی‌ها وظلم ها در داخل ایران را شناسایی کرده‌اند . طبق این مکاشفه یا کشفیه، اگر مهدی خزعلی در حین اعتصاب غذا در زندان جمهوری اسلامی ، جان به جان آفرین تسلیم می‌کرد امروز، «ایران» یک «گلستان به تمام معنا» بود

جناب واحدی برداشت من این است که مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند. شخصیت‌های سیاسی تا زمانی مورد حمایت و توجه مردم هستند که حرف دل آنها را بزنند و در جهت خواسته‌های آنها فعالیت کنند. سیاستمداران و فعالین سیاسی مادامی که در این مسیر حرکت میکنند مورد حمایتند اما به محض اینکه از مسیرِ خواست مردم منحرف شدند، مورد انتقاد قرار گرفته و چه بسا مغضوب و مطرود میشوند. در مورد جناب خزعلی هم دقیقا همین اتفاق افتاد. تا زمانیکه ایشان [تا حدودی] در کنار مردم بود و افشاگری میکرد و از حاکمیت انتقاد مینمود، از حمایت نسبی مردم برخوردار بود، اما به محض اینکه در جهت گرم کردن تنور انتخاباتی حکومت حرکت کرد مورد انتقاد قرار گرفت. مهدی خزعلی باید از خود بپرسد که در این مدت پس از آزادی از زندان چه کرده است که حامیان خود را به منتقدان جدی مبدل نموده است؟ وقتی کسی دست به تلاشی شبانه روزی میزند و با انتشار دهها مطلب وبلاگی گوی سبقت را در گرم کردن تنور نمایش انتخابات از رسانه‌های حکومتی میرباید، مسلم است که مورد انتقاد قرار میگیرد. وقتی مهدی خزعلی به جای پاسخ دادن به دهها سوال مطرح شده درباره طرح بحث برانگیز خود و شنیدن صدای انبوه مردم تحریم کننده، سخنان آزادی خواهانی چون پیمان عارف را به جهت پیشبرد اهداف خود تحریف و از قول زندانیان سیاسی بی نام و نشان بیانیه حمایتی منتشر میکند و نهایتا در جهت پیشبردن اهداف خود اقدام به انتشار بیانیه جعلی تکنفره از سوی جنبش سبز نموده و از این طریق در صفوف جنبش انشقاق و چند دستگی ایجاد مینماید، بدیهی است که از چشم مردم می‌افتد و حامیان خود را از دست میدهد! واقعیت این است که انتخابات سال ۸۸ نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود. به اعتقاد من انتخابات در جمهوری اسلامی به خط قرمزی برای مردم تبدیل شده است و هرکسی از این خط قرمز رد شود به سرعت مورد خشم و نفرت عمومی قرار میگیرد چه آنکه در مورد خاتمی دیدیم که چطور با رای دادن خود منفور مردم گردید. شرکت در انتخابات حکومتی تا زمانیکه قاتلان کشته‌شدگان اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸ مجازات نشده‌اند و نخبگان مملکت در زندان‌های رژیم به سر میبرند، خط قرمز باقی خواهد ماند.

توضیح:

۱- نگارنده ایرادات اساسی نسبت به اساسنامه منتشر شده از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید دارد و به ویژه آنجاییکه بر قانون اساسی رژیم تاکید شده است را قبول ندارد و با آن مخالف است.

۲- نگارنده پیشتر در هنگامه اعتصاب غذای مهدی خزعلی نسبت به وخامت حال او ابراز نگرانی نموده و پس از آزادی او قلبا خوشحال شده است! منتهی نگارنده بت و پیغمبر ندارد، از کسی بت نمیسازد، اگر اعتراضی بوده به خفه کردن صدای مخالف از سوی حاکمیت و به زندان بردن بی‌دلیل یک وبلاگ‌نویس منتقد و برای دفاع از آزادی بیان و عقیده بوده است. منتهی اگر سخنی را نابجا تشخیص دهد با دلیل و منطق با آن مخالفت میکند حتی اگر از سوی کسی باشد که مورد قبول همه مردم است!

مطالب مرتبط:

«بسیجی خیبر» جاعل و دروغگو از آب درآمد…!

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

«بسیجی خیبر» جاعل و دروغگو از آب درآمد…!

در دو هفته گذشته روزی نبوده که من گودرم (گوگل ریدر) را چک بکنم و مطلب عجیبی از مهدی خزعلی نبینم!  یک روز مانده به روز انتخابات اما «بسیجی خیبر» پا را از حد فراتر گذاشته و با دست یازیدن به جعل و دروغ تلاش میکند که از طریق فریب مردم، مطامع و منویات خود و اربابان بالادستی‌اش در شرکت مردم در انتخابات حکومتی را جامه عمل بپوشاند! (لینک)

همانطور که در عکس زیر مشاهده میکنید، مهدی خزعلی با انتشار مطلبی از سوی نهادی جعلی با نام «شورای هماهنگی جنبش سبز ایران» تلاش میکند اینطور نشان دهد که پیشنهاد بحث برانگیزش مبنی بر «تک رای به علی مطهری» مورد قبول طرفداران جنبش سبز قرار گرفته است. در این زمینه دو نکته وجود دارد:

۱- شورای مذکور اساسا وجود خارجی نداشته و ندارد و تاکنون هیچ بیانیه‌ای از سوی چنین شورایی صادر نشده است.

۲- نام انتخاب شده برای این شورای جعلی، مشابه با نام «شورای هماهنگی راه سبز امید» میباشد و احتمالا از روی قصد و جهت فریفتن مردم این کار صورت گرفته است. این عمل شیطنت‌بار در حالی از سوی این بسیجی دلاور صورت میگیرد که شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه خود بر لزوم تحریم نمایش انتخاباتی تاکید کرده است (+).

فکر میکنم برای کسانی که اهل تفکر و مشاهده هستند، تا حالا دست خزعلی کاملا رو شده باشد. قبلا گمانه‌زنی‌هایی را درباره چرایی تلاشهای شبانه روزی مهدی خزعلی پس از آزادی از زندان جهت گرم کردن تنور انتخاباتی مطرح کرده بودم، همچنان معتقد هستم که دلیل فعالیت خزعلی و توسل او به جعل، دروغ و عوامفریبی، دستکم یکی از موارد ذکر شده است. علاوه بر این پیشتر استدلالهای عجیب او درباره شرکت در انتخابات و رای به مطهری را هم به چالش کشیده و سوالاتی کلیدی را در اینباره مطرح کرده بودم که میتوانید در این مطلب آنها را ملاحظه نمایید.

متوسل شدن مهدی خزعلی به جعل و دروغ برای پیشبرد اهداف خود

مطالب مرتبط:

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

درخواست شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم برای راهپیمایی در سکوت، خیانت به خون شهدای جنبش سبز است

اعضای ناشناس شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم خواسته‌اند که در روز ۲۲ خرداد و در سالگرد تقلب بزرگ در سکوت راهپیمایی کنند [۱]. چرا در سکوت؟! چگونه ممکن است مردم خواسته‌های خود را در سکوت فریاد بزنند؟! یا چگونه ممکن است سکوت تظاهرکنندگان موجب تغییر رفتار حاکمیت شود؟! اساسا حکومت چگونه میتواند خواست تظاهرکنندگان را از سکوت آنها بفهمد؟! قرار دادن درخواست آنها از مردم برای انجام راهپیمایی در سکوت و عدم پاسخ به شعارها در کنار رفتارهای گذشته ایشان آنجا که به پایبندی جنبش سبز به قانون اساسی جمهوری اسلامی اشاره می‌کنند و یا استفاده مکررشان از عباراتی همچون »امام راحل» و »آرمانهای انقلاب»، نشان میدهد که آنها از داده شدن شعارهای ضد حکومتی همچون شعار »نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و یا »جمهوری ایرانی» که اساس رژیم را هدف قرار میدهند و خواست اصلی طرفداران جنبش سبز می‌باشند، بیمناک هستند. نگویید از ترس واکنش خشونت آمیز حکومت گفته‌اند راهپیمایی در سکوت که اصلا قابل قبول نیست، چرا که تجربه دو سال اخیر به خوبی نشان داده است که این حکومت با هر نوع حرکت اعتراضی چه در سکوت و چه همراه با شعار برخورد شدید کرده است. به یاد بیاورید راهپیمایی سکوت میلیونی مردم در روز ۲۵ خرداد سال ۸۸ را که حکومت چطور وحشیانه دستکم ۱۸ نفر [۲] را به شهادت رسانید (توضیح: منابع حکومتی مدعی هستند که در این روز ۷ نفر کشته شده‌اند[۳]).

به قیام‌های منطقه‌ای بنگرید و درس بگیرید! مردم کدام‌یک از قیام‌های چند ماه اخیر منطقه با تظاهرات در سکوت موفق به شکست دادن دیکتاتورهای کشورهای خود شده‌اند؟! ببینید چطور مردم سوریه نه در سکوت که با فریاد، خواست خود را بر دیکتاتور آن کشور تحمیل می کنند. در حالی که حکومت ظالم بشار اسد به راحتی آب خوردن آدم می کشد، عزم  مردم سوریه برای تغییر، دیکتاتور آن کشور را مجبور کرده است که هر روز از موضع قبلی خود عقب‌نشینی کند؛ چند هفته پیش لغو حالت فوق العاده پس از ۴۰ سال و دیروز صدور فرمان عفو عمومی در این کشور. اساسا در هر کجای دنیا که بنگرید معترضان در راهپیمایی‌ها پلاکاردهایی حاوی شعارهای خود را حمل میکنند و خواست خود را فریاد می‌زنند.

راهپیمایی در سکوت ۲ ایراد عمده دارد:
۱- نه تنها حرکت اعتراضی مردم را در نزد حکومت بی‌آزار و معترضان را فاقد اراده لازم برای مطرح کردن خواسته‌های خود نشان میدهد، بلکه به حکومت این فرصت را می‌دهد که اعتراض مردم و اهداف آن را تحریف کند. کمااینکه در دفعات گذشته دیدیم چطور عده ای از کودتاچیان با کمال بی‌شرمی مدعی شده بودند که مردم برای خرید به خیابان آمده بوده‌اند [۴].
۲- از آنجاییکه مردم در نتیجه خفقان تحمیلی شورای هماهنگی نمی‌توانند خواست خود را فریاد بزنند و صدای فریاد یکدیگر را بشنوند، رفته رفته شور خود برای شرکت در راهپیمایی‌های بعدی را از دست خواهند داد. همچنین زمینه برای سوء استفاده نفوذی های جمهوری اسلامی از جمله اصلاحات‌چی‌ها برای مصادره حرکت مردمی به نفع منافع حزبی و جناحی خود که چیزی جز ادامه حکومت کنونی نمی‌باشد، فراهم خواهد شد و آنها خواست خود را به عنوان خواست مردم مطرح خواهند کرد. در چنین شرایطی نهایتاً شأن جنبش سبز از یک خروش ملی در اعتراض به خفقان، دروغ، فساد و تبعیض موجود در دیکتاتوری جمهوری اسلامی، به یک لشگرکشی حزبی و قدرت نمایی به رقیب تنزل پیدا خواهد کرد. اتفاق ناخوشایندی که خیانت تمام عیار به خون شهدای دو سال اخیر جنبش سبز خواهد بود.

اگر حرفهای اخیر آقای خاتمی مبنی بر عذرخواهی از رهبری، شایعه‌های منتشر شده از سوی سایت‌های حکومتی مربوط به انتشار جزوه اصلاحات نوین و طرح آشتی ملی از سوی اصلاح‌طلبان [۵-۷] و رفتارهای محتاطانه شورای هماهنگی راه سبز امید که تنها نقش سرعت‌گیر در مسیر حرکت اعتراضی مردم را داشته است را در کنار درخواست اخیر آنها مبنی بر راهپیمایی سکوت قرار دهیم، نگرانی‌ها نسبت به تلاش اصلاح‌طلبان حکومتی برای مصادره جنبش سبز به سود منافع حزبی خود به شدت افزایش می‌یابد.

ختم کلام اینکه دعوت مردم به حضور در خیابان‌ها به نشانه اعتراض امر مطلوبی می‌باشد اما درخواست از مردم برای سکوت و عدم فریاد زدن خواسته‌هایشان نه تنها منطقی نیست بلکه مشکوک است. برآوردن بانگ الله اکبر بر فراز پشت بام ها هم امر مناسبی است و موجب وحشت در دل کودتاچیان شده، روحیه جنبش سبز را تقویت خواهد کرد اما چه بهتر که شعارهای ضد حکومتی نیز چاشنی این حرکت گردد.

منابع:
۱- سایت کلمه
۲- سایت رادیو فردا
۳- سایت بی بی سی
۴- سایت آخرین نیوز
۵- مشرق نیوز
۶- آزادی نیوز
۷- انتخاب نیوز

تجدید میثاق شورای هماهنگی راه سبز امید با »آرمانهای امام راحل»!

بالاخره پس از مدتها انتظار و بی‌تحرکی، بیانیه‌ای از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید منتشر شد. با اشتیاق زیاد سایت کلمه را باز کرده و بیانیه مذکور را خواندم؛ خط به خط، کلمه به کلمه. قسمت های ابتدایی بیانیه نسبتا خوب و امیدوار کننده بود اما دریغا که هرچه به پایان بیانیه نزدیک میشدم، امید و شور ابتدایی، جای خود را به تلخی و ناامیدی می‌داد. برخلاف انتظار خبری از مشخص کردن موعد تظاهرات بعدی یا حتی اعلام فراخوان برای الله اکبر گفتن بر پشت‌ بام‌ها نبود! تنها در پاراگراف آخر به صورت کوتاه وعده‌هایی داده شده بود. در عوض بیانیه پر بود از کلمه های تکراری و تلخی همچون »معمار بزرگ انقلاب»، »آرمانهای انقلاب» و »اسلام رحمانی»!
در قسمتی از بیانیه به مرگ آیت الله خمینی اشاره و از او به عنوان »معمار بزرگ انقلاب» که مرگش موجب داغدار شدن میلیونها انسان شده، یاد شده است! این بیانیه به گونه‌ای نوشته شده است که گویی شورای مذکور در سوگ امام راحل خود به سر میبرد و دلتنگ دوران طلایی اوست! گویی تجدید میثاقی است با آرمانهای وی! همچنین در این بیانیه برای چندمین بار در طی ماههای اخیر ادعا شده است که جنبش سبز به دنبال بازگشت به آرمانهای انقلاب و احیای آنهاست!

با خواندن این جملات و این کلمات، خشم و اندوه همزمان بر وجودم چیره شد. خشم از آن جهت که باز از جانب جنبش سبز ادعا شده است که به دنبال بازگشت به آرمانهای امام و انقلاب است و ناراحتی از اینکه شورای مذکور باز هم فرصت دیگری برای فراخواندن مردم به راهپیمایی و تظاهرات خیابانی را از دست داده است. از اینرو بر خود لازم دیدم چند جمله ای خطاب به شورای کذایی راه سبز امید بنویسم که در زیر می‌آید:

اعضای ناشناس شورای راه سبز امید، پیش خود چه فکر کرده‌اید؟! منظور شما از عباراتی چون »آرمانهای امام و انقلاب» یا »حیات پربار امام» چیست؟! از کدامین آرمانها سخن میگویید؟! از سرکوب و کشتن و به بند کشیدن اقلیت‌های قومی و مذهبی؟! از تصفیه دانشگاهها از نیروهای نخبه و دانشمندان برجسته در قالب انقلاب فرهنگی؟! از کشیدن تیغ به صورت دختران و زنان به جرم آزاد بودن و مخالفت با حجاب اجباری؟! از تجاوز و شکنجه زندانیان سیاسی و عقیدتی؟! از اعدام های سیاسی؟! گفته‌اید حیات پربار خمینی، معمار بزرگ انقلاب! از کدامین حیات پربار سخن میگویید؟! آیا منظورتان دستور صریح خمینی در کشتار چندین هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ است؟! آیا منظورتان به کشتن دادن هزاران جوان در اثر غرور بیجای خمینی و قدرت طلبی او و در نتیجه خودداری از امضای توافقنامه صلح با عراق در سال ۶۱ است؟!

میگویید که انتظار داشته‌اید که خمینی پس از جنگ، مردمسالاری را در ایران پیاده کند! دریغا از این همه بی‌درایتی و خوش‌خیالی یا آگاهانه خود را به بی‌خردی و نا‌آگاهی زدن! آخر چطور ممکن است خمینی که خود مطرح کننده تئوری ولایت فقیه (دیکتاتوری دینی) بوده است، به دنبال پیاده کردن مردمسالاری و برچیدن تحجر در جامعه بوده باشد؟! مگر نه اینکه ولایت فقیه در مفهوم و در ذات خود متحجرانه است و با مردمسالاری جمع ناشدنی؟!

میگویید معمار بزرگ انقلاب! لابد این بنیانگذار بزرگ، پایه‌گذار آرمانهایی است که در پاراگرافهای ابتدایی بیانیه از آن سخن رانده‌اید و مدعی شده‌اید که جنبش سبز به دنبال بازگشت و زنده نگاه داشتن آنهاست! آنگونه که من جنبش سبز را در ۲ سال اخیر شناخته‌ام، نخیر، اینگونه نیست! ما به دنبال آرمانهای امام راحل شما نیستیم! ما به دنبال احیای »اسلام رحمانی» نیستیم! جنبش سبز از استبداد و تک‌محوری بیزار است. جنبش سبز جنبشی است که جلوی استبداد و دیکتاتوری ایستاد. چنین جنبشی با چنین مشخصه‌هایی چگونه میتواند به دنبال بازگشت به دوران خمینی جلاد و دوران طلایی او باشد؟!

اعضای شورای راه سبز امید، لطفا به جای مردم ایران و از جانب جنبش سبز سخن نگویید! از بیانیه‌هایتان چنین برمی‌آید که هدفی جز زنده نگه‌داشتن حکومت فاسد و خونخوار حاکم بر ایران ندارید.  هدف شما نه تغییر نظام و روی کار آمدن دموکراسی و رای و نظر مردم که جلوگیری از سقوط رژیم کنونی یا در حالت خوشبینانه اعمال اصلاحاتی محدود در آن است. این نکته را از نسخه دوم منشور جنبش سبز که چند ماه پیش منتشر کردید نیز میتوان به خوبی استنباط کرد. آنجا که جنبش سبز را پایبند به قانون اساسی جمهوری اسلامی دانسته و از قول اعضای جنبش سبز میگویید که ما به دنبال »احیای همه اصول قانون اساسی» هستیم! همان قانون اساسی که یکی از اصول مهم آن اصل ۱۱۰ یعنی اصل ولایت فقیه است!

شورای هماهنگی راه سبز امید! ما را به خیر شما امیدی نیست. جنبش سبز را به حال خود واگذارید یا اینکه نگرش خود نسبت به جنبش سبز را واقع‌‌بینانه‌تر کرده، خواست مردم  را بشنوید!

دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۰

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: