بایگانی برچسب‌ها: شورای نگهبان

مخمصه نظام در تایید یا رد صلاحیت مشایی و هاشمی

هاشمی رفسنجانی دوشادوش رهبر - نماز عید فطر سال ۸۴

هاشمی رفسنجانی دوشادوش رهبر – نماز عید فطر سال ۸۴

در حالیکه بیش از ۶۷۰ نفر کاندید انتخابات ریاست جمهوری آینده شده اند، اما در یک هفته گذشته اکثر خبرهای انتخاباتی در رسانه های حکومتی درباره ۲ کاندیدا بوده است: مشایی و هاشمی رفسنجانی. قسمت عمده این اخبار به بازتاب مصاحبه ها و سخنرانی های چهره های نزدیک به بیت رهبری و سپاه بر ضد این دو نفر اختصاص داشته است. این موضوع نشان می دهد که نظام (رهبر و سپاه) از کاندید شدن این ۲ نفر ناخشنود است و به دنبال فراهم کردن زمینه رد صلاحیت آنها یا اگر نشد (به دلیل هزینه سنگین) کوبیدن آنها به منظور کاهش رای آنها و باز اگر نشد دستکاری در رایها و نهایتا ربودن آرای آنها به نفع نامزد نظام می باشد.

– علت ناخشنودی حکومت از نامزدی مشایی و هاشمی چیست؟

مغضوب بودن مشایی و هاشمی در نزد نظام به این معنا نیست که آنها در راستای منافع مردم حرکت میکنند یا افرادی عاری از فساد و به دور از باندبازی هستند، بل علت این است که استبداد رای، انحصار فکر و تنگ نظری در نزد خامنه ای به حدی گسترش یافته است که حالا دیگر او همچون پادشاهان خودکامه تنها به دنبال چاکران و چه بسا دریوزگانی بله قربان گوست که صرفا او را ستایش و تمجید کنند، تابع محض اوامر و فرمایشات او باشند و کوچکترین اختلاف سلیقه ای از خود بروز ندهند. حالا دیگر حلقه نظام آنقدر تنگ شده است که هاشمی رفسنجانی که خود یکی از ارکان اصلی این نظام است هم «غیر خودی» محسوب می شود و به دلیل عدم محکومیت صریح جنبش سبز و خطبه های نماز جمعه اش در تیرماه سال ۸۸ مورد غضب قرار گرفته است.

از آن طرف سپاه را داریم که حالا دیگر اقتصاد کشور را به طور کامل در دست گرفته است و به راحتی در حال چپاول و غارت مملکت است. در واقع دو علت اصلی همراهی نظامیان با آخوندها یکی وابستگی مذهبی و دیگر همین بهره مندی اقتصادی است. سپاه بر سر این سفره رنگینی که به قیمت گسترش روزافزون فقر و بیکاری در کشور پهن شده نشسته است و تمایلی ندارد که با گروه جدیدی این پروژه ها، این پولهای بادآورده و غارت ثروت مردم ایران را شریک شود. لذا با ورود افراد و گروههای تازه یا بازگشت بیرون رانده شده ها به داخل حلقه قدرت به شدت مخالفت میکند. دقیقا مانند گروهای مافیایی. اگرچه هاشمی در پیدایش این مافیا نقش عمده ای داشته است، اما حالا که با تلاش زیاد از داخل مافیا بیرون زده شده است، برای بازگشت مجدد با مزاحمت و دشواری روبروست.

– استراتژی نظام در شرایط فعلی چیست؟

راهکاری که نظام و رسانه های وابسته به حکومت در شرایط فعلی دنبال میکنند، استراتژی دوجانبه تخریب و رد صلاحیت است. نظام در مخمصه بدی گرفتار شده است. در حالیکه رد صلاحیت هاشمی و مشایی بسیار پرهزینه به نظر میرسد، هجمه رسانه ای و کوبیدن آنها به مراتب کم هزینه تر است.

۱- در صورت رد صلاحیت مشایی، احتمال طغیان احمدی نژاد بسیار زیاد است. احمدی نژاد در سالهای گذشته نشان داده است که ارادت ویژه ای به مشایی دارد و علیرغم اعتراض های مکرر اطرافیان خامنه ای، در سالها و به ویژه ماههای اخیر هر کجا که رفته است او را هم همراه با خود برده است، در معرض دوربین ها قرار داده، برای معرفی اش به مردم چندین مراسم بزرگ (اما شکست خورده) ترتیب داده، او را برای ثبت نام تا داخل وزارت کشور همراهی کرده، وعده افزایش مجدد یارانه ها داده و خلاصه به گونه ای روی او سرمایه گذاری کرده است که پس از خودش، او به ریاست جمهوری برسد. احمدی نژاد میداند که اگر چاره ای نیندیشد تا کمتر از ۳ ماه دیگر به طور کامل از حلقه قدرت به بیرون پرت خواهد شد لذا قطعا در مقابل رد صلاحیت مشایی سکوت نخواهد کرد و احتمال اینکه از برگزاری انتخابات سر باز بزند زیادست.

نظام هم البته اینها را میداند لذا در یک هفته اخیر نفرات خامنه ای با همه قوا از تمامی رسانه ها و تریبون های حکومتی استفاده کرده و مرتبا هشدار داده اند که باید مطیع نظر شورای نگهبان بود. حتی به این هم اکتفا نکرده و صراحتا به احمدی نژاد هشدار داده اند که اگر نظر شورای نگهبان را نپذیرد، سرنوشت بنی صدر و عزل از طریق رای عدم کفایت سیاسی در مجلسِ زیر نظر خامنه ای، در انتظارش خواهد بود. با این تفاسیر از مجموع اظهار نظرها و اقدامها اینطور به نظر میرسد که مشایی به احتمال بسیار زیاد رد صلاحیت خواهد شد. در واقع عدم رد صلاحیت او مشکل زا خواهد بود چه آنکه این سوال را مطرح خواهد کرد که فردی که صلاحیت معاونت ریاست جمهوری را هم ندارد و رهبر برای عزل وی از آن مقام مجبور به متوسل شدن به حکم حکومتی و دستور به رییس جمهور میشود، پس چگونه ممکن است که بتواند صلاحیت پست بالاتر را داشته باشد؟! در واقع خامنه ای با حکم حکومتی خود پیش از شورای نگهبان، مشایی را رد صلاحیت کرده است!

۲- در مورد هاشمی رفسنجانی قضیه قدری پیچیده تر است. هاشمی قبل از کاندیداتوری با ترفندی زیرکانه ادعا کرده بود که تنها در صورت جلب نظر مساعد رهبر خواهد آمد. این یعنی اینکه حالا که آمده ام با نظر موافق خامنه ای بوده است، در حالیکه ثبت نام دقیقه ۹۰ هاشمی، شوکه شدن نامزدهای نزدیک به خامنه ای و نیز حملات تریبون داران و رسانه های حکومتی  به وی در روزهای اخیر نشان میدهد که خامنه ای به هیچ وجه چراغ سبز به هاشمی نشان نداده بوده و در واقع این کلکی است که هاشمی زده است. یکی از نوچه های رهبر در اینجا تلویحا به اینکه خامنه ای موافق آمدن او نبوده اذعان میکند. واقعیت این است که هاشمی یکی از ارکان این نظام بوده و در صورت برگشت به قدرت، مطیع خامنه ای نخواهد بود و با توجه به روحیه پراگماتیک خود احتمالا تلاش خواهد کرد که قضیه هسته ای را با سازش با غرب به پایان برساند و نیز با ورود مجدد خانواده خود و اطرافیانش، اقتصاد کشور را تا حدودی از قبضه سپاه خارج خواهد کرد، به همه این دلایل لذا نظام بازگشت او را در راستای خواست خود نمیداند.

اما رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی ممکن نیست. چطور ممکن است کسی که با حکم رهبر چندین سال بر کرسی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام تکیه زده است، فاقد صلاحیت باشد؟! رد صلاحیت او در واقع تف سر بالا خواهد بود. اگرچه چندین امام جمعه و نماینده مجلس نزدیک به رهبر سخنانی درباره لزوم در نظر گرفتن شرایط سنی کاندیداها هنگام بررسی صلاحیت ها توسط شورای نگهبان مطرح کرده و شریعتمداری مهره رسانه ای خامنه ای در کیهان بر لزوم رد صلاحیت هاشمی به دلیل خودداری از محکوم کردن جنبش سبز و نزدیکی به موسوی، کروبی و خاتمی، تاکید کرده است، اما به دلیل موارد ذکر شده در بالا، تایید صلاحیت او تقریبا قطعی به نظر میرسد. هاشمی هم گویا خود متوجه این موضوع شده و مشغول ایجاد تشکیلات و ستاد انتخاباتی شده است. در مورد هاشمی استراتژی حکومت بیشتر حول پر رنگ کردن سن ۸۰ ساله او و نیز بیرون کشیدن پرونده عملکرد اقتصادی او در دوران ریاست جمهوریش خواهد بود تا اینکه او را از ادامه کار منصرف کند یا نهایتا آرای او را کاهش دهد.

– نهایتا چه خواهد شد؟

اینکه نهایتا هاشمی یا مشایی تایید یا رد صلاحیت بشوند البته بستگی مستقیمی دارد به اینکه آیا هنوز اندکی خرد و تعقل در نظام باقی مانده است یا نه. چرا که اگر نظام به دنبال تامین مهمترین خواسته خود از انتخابات آتی یعنی حضور بالای مردم میباشد باید هر دو را تایید صلاحیت کند چرا که از قضا هاشمی، مشایی و البته در کنار قالیباف ۳ کاندیدایی هستند که در مقایسه با دیگر چهره های حکومتی کاندید شده، از بیشترین اقبال عمومی برخوردار هستند و میتوانند تنور انتخابات را برای خامنه ای گرم نگه دارند. رد صلاحیت هر کدام از اینها به خصوص هاشمی قطعا منجر به سردی انتخابات حکومتی خواهد شد. البته حتی تایید صلاحیت آنها به منزله خارج شدن اسمشان از صندوق رای نیست و احتمال تقلب به ویژه در صورت رد صلاحیت مشایی بسیار بالاست.

بدترین حالت برای مردم حالتی است که مشایی رد و هاشمی تایید صلاحیت شود و درصد بالایی از مردم جلب شعارهای اقتصادی هاشمی شده و به امید اندکی بهبود در اوضاع اسفناک کنونی در انتخابات حکومتی شرکت کنند و آن وقت حکومت آرای آنها را به نفع نامزد مطلوب نظام (قالیباف، جلیلی یا لنکرانی) مصادره کند…!

در همین زمینه:

ورود زنان و غیر مسلمانان ممنوع، ورود لات ها آزاد!

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

مهدی خزعلی همگام و همصدا با علی خامنه‌ای از مردم دعوت کرده است که در انتخابات حکومتی شرکت کنند. وی در این راستا به تلاشی بی وقفه و شبانه روزی دست زده و در حمایت از طرح خود مبنی بر «تک رای به علی مطهری» دلایل عجیبی را ارائه میکند. در زیر به بررسی اجمالی برخی از این استدلالهای عجیب و بعضا متناقض میپردازم:

۱- مهدی خزعلی از یک سو به موفقیت کم نظیر مردم در تحریم نمایش انتخاباتی روز ۱۲ اسفند اذعان میکند و شهر در آن روز را شهر مردگان میخواند:

در دور نخست ـ دوازدهم اسفند ـ تن به نظرسنجی فضای مجازی داده و به احترام همه، از کانديداتوری منصرف و نوشتم که از خانه بيرون نميايم و رای نخواهم داد و پيش بينی کردم که شهر بوی مرده خواهد داد. آری چنين شد و شهر شهر مردگان بود

با این وجود وی در مطلب دیگری (+) و نیز در ویدئوی منتشر کرده مدعی میشود که تحریم بی نتیجه است و برای گفته خود دلیل می‌آورد که اپوزیسیون نظام ۳۳ سال است که تحریم کرده‌اند اما به نتیجه ای نرسیده اند! وی میگوید ما هر جا به نتیجه رسیدیم از طریق شرکت در انتخابات بود و در این مورد انتخابات سال ۷۶ را مثال میزند.

استدلال اول مهدی خزعلی یک ایراد اساسی دارد و آن اینکه بعد از تشکیل حکومت از سال ۵۷ تاکنون، این اولین باری بوده است که اکثریت مطلق گروهها و احزاب از احزاب درون حکومتی مثل مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی گرفته تا رهبران نمادین جنبش سبز در کنار تحریم کنندگان سنتی انتخابات قرار گرفته بودند و در نتیجه اولین باری بود که یک تحریم تمام عیار و تقریبا بی نظیر شکل گرفته بود و به همین خاطر روز رای گیری شهر دقیقا به شهر مردگان تبدیل شده بود؛ به گونه‌ای که با گذشت چندین هفته از زمان رای گیری هنوز ریز نتایج هر حوزه را منتشر نکرده‌اند! علاوه بر این به نظر من حرکت حکومت به سمت کوتاه آمدن از مواضع قبلی خود در قضیه هسته‌ای که از ابراز رضایت کشورهای ۵+۱ از مذاکرات مشهود بود خود یکی از نتایج این تحریم گسترده بود. تحریم گسترده مردم یکی از عوامل تاثیر گذاری بود که حاکمیت را به سرکشیدن جام زهر مجبور کرد و موجب شد که سران حکومت از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود که میرفت تا کشور را به جنگی خانمان برانداز با غرب و اسرائیل بکشاند کوتاه بیایند.

استدلال دوم مهدی خیلی هم بی اساس است، چه آنکه در دوران اصلاحات برای مدت ۸ سال، دولت و مجلس در اختیار اصلاح طلبان بود اما آنها نتوانستند کاری از پیش ببرند و شاهد لغو امتیاز فله‌ای مطبوعات، سرکوب مردم و دانشجویان در جریان کوی دانشگاه، قتلهای زنجیره‌ای و رد پی در پی طرحها و لوایح در شورای نگهبان بودیم که به روشنی و در عمل، عدم اصلاح پذیری رژیم با قانون اساسی کنونی را به اثبات رسانید.

مهدی خزعلی باید با شفافیت توضیح دهد چرا اینطور بر طبل انتخابات حکومتی میکوبد و تلاش میکند ضمن جلوگیری از تکرار حماسه تحریم گسترده انتخابات حکومتی، با فریب گروههایی از معترضان، شخصیت متحجر و واپسگرایی چون علی مطهری که مردان را چشم چران نامیده و با رسوم ایرانی و زبان فارسی سر جنگ دارد را روانه مجلس کند؟! اصلا فرض کنیم علی مطهری از بقیه بهتر است، کل مجلس اصلاحات نتوانست کاری از پیش ببرد، یک نفر در آن مجلس میخواهد چه کند؟!

۲- مهدی خزعلی در ویدئو منتشر شده از وی مدعی میشود که اکثر شخصیت‌های اصلاح طلب و مجمع روحانیون مبارز از جمله خاتمی، موسوی خویینی‌ها، منتجب نیا و غیره در نمایش حکومتی ۱۲ اسفند شرکت کرده‌اند و از این طریق میکوشد که برای طرح خود دلیل بیاورد. اگر واقعا این افراد رای داده‌اند [که داده‌اند] این افراد خیانت خود به خون کشته شدگان جنبش را نشان داده‌اند. این افرادی که رای داده‌اند دروغ گویی و بدقولی خود را اثبات کرده‌اند چرا که پیشتر اعلام کرده بودند تا مهیا نشدن شرایط شرکت نمیکنند، اما با وجود اینکه هیچ چیزی تغییر نکرده بود و بسیاری از افراد هنوز در زندان هستند و موسوی و کروبی در حصر خانگی به سر میبرند، شرکت کردند! با وجودی که مرتضوی قاتل کهریزک ارتقا مقام یافته بود و قاتلین ندا و سهراب و غیره پیدا نشده و مجازات نشده‌اند شرکت کردند! آقای خزعلی آن کسانی که رای دادند خائن هستند، شما هم اگر میخواهی به عنوان خائن شناخته بشوی برو رای بده! چه قبول کنید و چه نکنید، بازی در نمایش حکومت، تایید غیر مستقیم جنایت‌ها، دزدی‌ها و دروغهاست. شرکت در انتخابات با هر دلیل و توجیهی که باشد به معنای تایید رژیم است. از کی تا حالا کار ناشایست یک عده میتواند توجیه کننده کار ناشایست دیگری باشد؟! اینهایی که رای دادند به دنبال قدرتند، مردم ما خواهان تغییر و بهبود امور هستند که با رای دادن حاصل نمیشود زیرا رژیم از ریشه فاسد است!

۳-  مهدی خزعلی در مقاله خود در گویا مینویسد «در زندان که بودم نمی‌دانيد بازجوی من چه مانوری می‌داد که فلانی و فلانی و فلانی رای دادند». آقای خزعلی چطور شما متوجه نمیشوی که چیزی که بازجوها و بالادستی‌های آنها را خوشحال میکند همین رای دادنهاست؟ چرا تلاش میکنید که با اقدامات خود آنها را خوشحال کنید؟ روز شنبه پس از انتخابات را تصور کنید که بازجوهای اوین و رجایی شهر کرج و غیره بر سر زندانیان نگون بخت سیاسی ریخته و رای احتمالی شما را همچون پتک بر سر آنها میکوبند و تلاش میکنند که با پررونق نشان دادن انتخابات، آنها را از لحاظ روانی بشکنند. آیا با فکر کردن به این موضوع دچار عذاب وجدان نمیشوید؟ چرا با طرح خود سوهان روح زندانیان سیاسی میشوید و تن جانباختگان را در گور میلرزانید؟!

۴- مهدی خزعلی در چند مطلب مختلف در وبسایت خود مدعی میشود که به دلیل رقابت میان نماینگان دولت و اصولگرایان نزدیک به خامنه‌ای، نظارت بر انتخابات کنونی زیاد است و از این موضوع نتیجه گیری میکند که احتمال تقلب بسیار پایین می‌آید! این استدلال هم بسیار عجیب است. بالاخره ما یا تقلب در انتخابات سال ۸۸ را قبول داریم یا نداریم! اگر قبول داریم پس بایستی بپذیریم که وزارت کشور همان وزارت کشوری است که آن تقلب گسترده را انجام داد و شورای نگهبان هم تغییری نکرده است فلذا احتمال تقلب وجود دارد. آقای خزعلی باید توضیح دهد که چه تضمینی وجود دارد که تقلب و جا به جایی در آرا صورت نگیرد و آرای ما را به نفع باهنر، توکلی، کوثری، بذرپاش و بقیه نوچگان ولایت یا دولت شمارش نکنند؟

با توجه به توضیحات داده شده، از مهدی خزعلی انتظار میرود که به صراحت و با شفافیت به سوالات زیر پاسخ دهد:

۱- چه اختلافی میان دعوت علی خامنه‌ای از مردم و دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات حکومتی وجود دارد؟ چرا او همسو و همراستا با خواست حاکمیت حرکت میکند؟

۲- چرا مهدی خزعلی تلاش میکند که موفقیت باشکوه مردم در تحریم گسترده انتخابات در روز ۱۲ اسفند را لوث کند، آن را بی نتیجه نشان دهد و از تکرار آن در روز ۱۵ اردیبهشت جلوگیری کند؟

۳- چه تضمینی وجود دارد که در انتخابات پیش رو رای مردم شمرده شود و آرای مردم به نفع نامزدهای مورد حمایت رهبری یا دولت شمرده نشود؟! چرا مهدی خزعلی این انتخابات را مستثنی میداند و میگوید تقلبی نمیشود؟!

۴- وقتی کل مجلس اصلاحات (مجلس ششم) به دلیل قانون اساسی غیر دموکراتیک (وجود شورای نگهبان و رهبری) نتوانست هیچ کاری از پیش ببرد و هیچ طرح یا لایحه متفاوتی به تصویب نرسید، چطور یک فرد میتواند (اگر فرض کنیم بخواهد) نقش تعیین کننده‌ای ایفا کند؟

مطالب مرتبط:

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

ابطال آرای حوزه انتخابیه دماوند معنادار و در حکم تو دهنی به اصلاح طلبان است!

ندا جان داد، خاتمی رای داد. کارتون از نیک آهنگ کوثر

سید محمد خاتمی که همواره حفظ نظام را دغدغه اصلی خود عنوان کرده و با عناوین مردم فریبی چون «مردمسالاری دینی» و گشایش محدود و البته هماهنگ شده در محیط جامعه و رسانه‌ها توانسته بود مردم را به اصلاح رژیم خوشبین و از این طریق دستکم برای مدت ۸ سال بر عمر جمهوری اسلامی بیفزاید، پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۸۸ که با تقلب گسترده و اعتراض‌های مردمی پس از آن همراه گردید، همچون گذشته موضعی انفعالی اتخاذ کرد. او نه تنها خود را عضوی از خیل عظیم مردم معترض ندانست که هیچ گاه حتی کوچکترین اشاره‌ای به تقلب در انتخابات نکرد. در عوض از ۸ ماه قبل از انتخابات مجلس نهم شروطی را برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مطرح کرد [شروطی مثل اجرای قانون اساسی که خوب ولایت مطلقه فقیه هم در آن هست!]، انگار نه انگار که در انتخابات قبلی مردم به خاک و خون کشیده شده بوده‌اند و انگار نه انگار که تقلبی صورت گرفته و جنایتکارانی چون مرتضوی نه تنها به زندان نیفتاده که ترفیع مقام هم گرفته‌اند! هرچند خامنه‌ای هیچ اعتنایی به اظهار تمایل اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات نکرد و در نتیجه بسیاری از آنها هم از ترس رد صلاحیت گسترده، اصلا نامزد نشدند.

همه اینها گذشت تا اینکه روز ۱۲ اسفند و پس از فراخوان گسترده و کم نظیر طیف وسیعی از احزاب و گروهها از منتقدان داخل نظام (جبهه مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی، شورای هماهنگی، نهضت آزادی) گرفته تا گروههای مخالف جمهوری اسلامی به تحریم انتخابات و عدم شرکت در نمایش انتخاباتی، جناب خاتمی نه در تهران که به عقیده من جهت کاهش احتمال رسانه‌ای شدن خبر رای دادن خود، در دماوند در کنار ویلای برادر خود، رای خود را به صندوق رای انداخت و اعلام کرد که بر روی برگه رای نوشته بوده «جمهوری اسلامی». رای دادن خاتمی حرف و حدیث زیادی به راه انداخت. اصلاح طلبان نزدیک به او همچون ابطحی، موسوی خویینی‌ها، عبدی، خرازی و ابراهیم نبوی از این حرکت او دفاع  و شروع به ماله کشی کردند. اما اکثریت منتقدان و مخالفان رژیم هم از رای دادن او به شدت انتقاد کردند، بعضی از بستگان کشته شدگان اعتراضهای مردمی پس از انتخابات ۸۸ هم از این حرکت او به شدت گلایه و اظهار ناراحتی کردند (+). البته به نظر من شرکت امثال خاتمی در انتخابات این حسن را داشت که دست اینها بیش از پیش برای مردم رو شد و مردم فهمیدند که اصلاح طلبان هدفی جز ادامه بقای حکومت ندارند و حتی اگر خون مردم هم پایمال شود، آنها اهمیتی نمیدهند و همچنان در نمایش‌های انتخاباتی که در آنها افراد زیادی رد صلاحیت شده و شمارش آرا هم همراه با تقلب و جعل گسترده میباشد و در حقیقت افراد نه از طریق صندوق رای که در بیت رهبری از پیش تعیین شده‌اند، شرکت میکنند تا از این طریق رژیم را دارای پشتوانه مردمی نشان دهند.

امروز اما خبر جالبی منتشر شد و آن اینکه شورای نگهبان رای گیری در حوزه انتخابیه دماوند را باطل اعلام کرده است (+). به قولی رای خاتمی که از همان ابتدا باطله محسوب میشد، حالا دیگه از اساس باطل اندر باطل شد! 🙂 به نظر من این اقدام شورای نگهبان به احتمال زیاد دارای پیام سیاسی است و هدف از این اقدام تو دهنی زدن به خاتمی است. خامنه‌ای با ابطال آرای این حوزه انتخابی، به طور غیر مستقیم به خاتمی و کلیه اصلاح طلبان پیام داده است که دیگر حاضر نیست به آنها سهمی از قدرت را بدهد و البته دلیل هم مشخص است چون با حضور روزافزون سپاه در بدنه قدرت، نه تنها دیگر جایی برای حضور بقیه وجود ندارد بلکه حکومت رادیکالتر و تندروتر شده و در نتیجه به غیر از افرادی که کاملا در دایره خودی‌ها قرار دارند، کس دیگری را تحمل نمیکنند. اگرچه خامنه‌ای پیشتر با عدم توجه به درخواست خاتمی از وی برای بخشیدن مردم (!) و نیز درخواست برای فراهم کردن شرایط جهت شرکت اصلاح طلبان در انتخابات، دست رد به سینه خاتمی و دیگر اصلاح طلبان نزدیک وی زده بود، اما اقدام اخیر به ویژه از آن جهت حائز اهمیت دارد که ابطحی و البته خود خاتمی (+ ، +) دلیل شرکت و رای دادن در نمایش انتخاباتی را نشان دادن حمایت خود از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و امید به «باز نگاه داشتن روزنه‌های اصلاح طلبی» [بخوانید امید به حضور مجدد در قدرت] عنوان کرده بودند.

البته حالا هم اتفاق خاصی نیفتاده، آقای خاتمی میتواند روز ۱۵ اردیبهشت مجددا به دماوند رفته و در دور دوم انتخابات شرکت کرده و با انداختن رای «دشمن شکن» خود در صندوق، بار دیگر در آستان دیکتاتور جنایتکاری چون خامنه‌ای تقاضای حضور نماید! شاید که خامنه‌ای دلش به رحم آید و مجددا اصلاح طلبان را در قدرت سهیم کند! 🙂

مطالب مرتبط:

آقای خاتمی خواهشا درش را بگذارید، بوی گندش آزارمان میدهد!

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: