بایگانی برچسب‌ها: شاهین نجفی

وقتی شاهین نجفی ها تکثیر میشوند / « مهدی بیا »؛ ترانه رپ زیبا از افشین

چند ماه پیش شاهین نجفی در حرکتی جالب توجه، ترانه ای با نام نقی منتشر کرد که خشم افراطیون شیعه و آخوندهای حکومتی را برانگیخت به طوریکه شماری از آخوندها او را مرتد و خون او را مباح اعلام کردند. کار تا جایی بالا گرفت که چندین موسسه حکومتی اعلام کردند که به قاتل شاهین نجفی، تا سقف ۱۰۰ هزار دلار پاداش خواهند داد. بر کسی پوشیده نیست که هدف آنها از این کارها، ایجاد جو رعب و وحشت میباشد تا دیگر کسی اقدام به تکرار چنین کارهایی، خلق چنین ترانه هایی و به طور کلی پرداختن به چنین موضوعآتی ننماید. علت را هم به طور مفصل در این مطلب توضیح داده بودم.

اما حکومت مثل دفعات پیش شکست خورد. افراطیون مذهبی باید بدانند که در قرن ۲۱ دیگر این روشهای وحشیانه و این ترفندهای متحجرانه جواب نمیدهد و افرادی هستند که به هیچ وجه حاضر به فدا کردن حق آزادی بیان خود نمیشوند و در مقابل تهدید و فشار مقاومت میکنند. شاهین نجفی همچنان به کارش ادامه میدهد و الان هم در حال برگزاری کنسرت در آمریکاست. اخیرا هم افشین یک خواننده رپ دیگر ترانه ای پرمحتوا و زیبا با مضمون مهدی امام دوازدهم شیعیان را خوانده است که جالب توجه است. آفرین به شجاعت هر دو، هم شاهین و هم افشین.

قسمتی از متن ترانه مهدی بیا:

مهدی پاشو به منم مال بده
مثل علی به منم حال بده
مهدی بیا با هم بریم امام رضا
تو حرمش،کلاه شرعی سرم بزار
تو حرمش همه چیز عالیه
چون صیغه حکم اسلامیه
مهدی ذوالفقار جاش خالیه
بمب اتم داریم چقدر عالیه
مهدی بیا با هم 1 سر بریم اوین
بریم 209 اینو خودت ببین
تو اونجا حکم تو جاریه
ولی انسانیت جاش خالیه
مهدی میگن تو هم ریش داری
سر چاه آنتن و دیش داری
غایبی سفر کیش داری
چقدر مال غصبی تو تجریش داری
مهدی راست میگی برو به غزه
درد ایرون واسه ماها بسه
مهدی سفره هامون همه خالیه
میگن لطف تو چقدر عالیه
مهدی فقر امروز عزته
سیر کردن غزه لذته
مهدی مهر نمازات چینیه
حکم اعدام رو میز توی سینیه
مهدی می خای ظهور کنی چی کار کنی؟
می خای بیای آخوندارو بی کار کنی!
مهدی کل کابینه میرن نیویورک
مال مفت میخورن شدن گردن کلفت …

دانلود ترانه: مدیا فایر

در همین زمینه:

نقی – شاهین نجفی

در ستایش کسانی که ایستاده مردن را برگزیدند؛ از احمد کسروی و فریدون فرخزاد تا شاهین نجفی …!

با شیوه «نقد راستین» از نوع سروش بهتر آشنا شویم…!؛ سروش: علی دشتی هوسرانی فرومایه و بی‌اعتقاد بود!

عبدالکریم سروش در یادداشت اخیر خود [۱] «دین ستیزان» و «منکران» دین را مورد عتاب و خطاب قرار میدهد و آنها را به عدم آشنایی با شیوه نقد راستین متهم میکند و از آنها میخواهد که با مومنان از در دوستی در آمده و خود را آماده شنیدن نقد و نظر آنها کنند. وی در ادامه آنچه را که «روی آوردن به شنعت زدن و خبث گفتن» خوانده نکوهش نموده و دگراندیشان را متهم میکند که از توهین و تمسخر مقدسات مومنان لذت میبرند!

اولا بنده به این موضوع باور ندارم که منکران دین از حمله به مقدسات دینداران لذت میبرند و اگر هم نوشته تند و نقد نیش داری بر ضد دین و باورهای دینی منتشر میشود اغلب برای خرافه زدایی و افزایش آگاهی مردم و در نقش تشری به آنهاست تا بلکه اندکی اندیشه کنند. چه آنکه بسیاری از این به اصطلاح «مقدسات» اساسا معلوم نیست بر چه اساسی مورد احترام قرار گرفته‌اند…! مثلا مشخص نیست پیامبر اسلام یا اهل بیت وی چه خدمتی به بشریت کرده‌اند…؟! مشخص نیست چطور چندین هزار امامزاده در کشور وجود دارد و چطور این مردگان میتوانند شفا بدهند و یا منشا اثری باشند …؟!

دوما همانطور که دوست عزیز اندیشه هم در مطلب خود به خوبی توضیح داده است، اکثر این رفتارها، در واقع واکنش و به دیگر سخن اعتراضی هستند به محدودیت‌ها، فشارها و سرکوبهایی که سالهاست از سوی حکومت دینی جمهوری اسلامی بر دگراندیشان وارد شده و میشوند. این رفتارها در واقع عکس العملی هستند به دخالت اسلامگرایان در کوچکترین زوایای زندگی خصوصی افراد و تلاش شبانه روزی آنها برای فرو کردن باورهای مذهبی خود در چشم مردم و زمینه به بهشت رفتن زورکی آنها را فراهم کردن …! دلیل اصلی را باید در همین احکام ارتداد، شلاق، اعدام همجنسگرایان، قطع دست و پا، تبعیض جنسیتی، فشار بر اقلیت‌های مذهبی و عدم تحمل دگراندیشان جستجو کرد. متاسفانه جناب سروش ریشه موضوع را نمیبیند…!بدیهی است که هر هر عملی را عکس‌العملی است و هر چه عمل رادیکالتر شود، عکس العمل هم شدیدتر خواهد شد! من فکر نمیکنم اگر دولتی سکولار میداشتیم، این حجم از حملات بر ضد مذهب و باورهای مذهبی را شاهد میبودیم.

اما از همه اینها گذشته بد نیست ببینیم جناب سروش که اینطور به فغان آمده و دگراندیشان را ناآشنا با شیوه نقد اصولی معرفی میکند، خود در گذشته چگونه رفتار کرده است. بد نیست نگاهی بیندازیم به سابقه کلام و نوشتار سروش درباره دگراندیشان و واکنش وی به منتقدان از خود، تا بهتر با نقد راستینی که او از آن سخن میگوید آشنا شویم! تا سیه روی شود هر که در او غش باشد…!

 – سروش در سخنرانی خود تحت عنوان «درباره روشنفکری» در دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۵، جریان روشنفکری ایران را متشکل از «نفاق پیشگان جبون و زبونی» میداند که به قول وی «سر تا پا جامه الحاد و نفاق بر تن کرده بودند و به همه طعن می‌زدند، حال آنکه خود از همه مطعون‌تر بودند». وی در ادامه میگوید: «روشنفکری، علی ‌الاغلب، در دیار ما برخلاف آنچه در اروپا گذشت، با بی‌دینی و سست عقیدگی آغاز شد و با بی‌بند و باری درآمیخت و اغلب به مارکسیسم منتهی گردید. میرزا آقاخان [کرمانی] و احمد روحی و افضل الملک بی‌دین بودند و [محمد علی] فروغی سست عقیده‌ای عمله ظلم و [صادق] هدایت فرویدیستی بورژوامنش و [علی] دشتی هوسرانی فرومایه و بی‌اعتقاد» [۲].

 – وی از آنچه بی بند و باری و روحانیت ستیزی در دوران پهلوی بوده انتقاد کرده و روشنفکران آن زمان را مورد حمله قرار میدهد و میگوید: «روشنفکران در ایران چه بسیار آمدند و چون مرغی بر کوهسار جامعه نشستند و برخاستند و نه بر آن کوه افزوده‌اند و نه از آن کوه کاستند. یا در حسرت فرج و گلو سخنی گفتند و یا مقلدانه از مارکسیسم دم زدند. بی‌سبب نبود که کثیری از این خلق انبوه در برابر شیده‌ها و حیله‌های ضد دینی نظام پیشین، عاشوراکشی‌هایش، روحانیت ستیزهایش و ترویج عریانی و ادبیات جنسی و…. کوچک‌ترین انگشتی به اعتراض بلند نکردند.» [۳]

 – سروش درباره آرامش دوستدار مینویسد [۴]: «روشنفكری هم نوعی از تفكر است و بنابراین جمع میان روشنفكری و دینداری هم ممكن است. مگر اینكه كسی از ابتدا مدعی شود كه اساسا تفكر و تدین با هم نمی‌سازند مثل آن آقایی كه در آلمان نشسته و نه دوستدار حقیقت است و نه حقیقت در او آرامشی پدید آورده است. او بر طبل این اندیشه ناصواب می‌كوبد كه تدین و تفكر با همدیگر قابل جمع نیستند.»

 – در واکنشی خشم آلود به سخنان محمود دولت آبادی در انتقاد از نقش سروش در انقلاب فرهنگی، سروش مینویسد[۵]: «به جستجو برآمدم که قصه چيست و محمود دولت‌آباد کيست. خبر آوردند خفته‌ای است در غاری نزديک دولت‌آباد که پس از ۳۰ سال ناگهان بی‌خواب شده و دست و رو نشسته به پشت ميز خطابه پرتاب شده و به حيا و ادب پشت کرده و صدا درشت کرده و با «سخافت و شناعت» از معلمی ‌به نام عبدالکريم سروش سخن رانده و او را «شيخ انقلاب فرهنگی» خوانده و دروغ در دغل کرده و متکبرانه با حق جدل کرده است و اين همه عقده‌گشايی و ناخجستگی در مجلسی به نام و حمايت از مهندس موسوی که در پی پوشيدن قبای خجسته‌ی صدارت است. گزافه و ياوه بسيار شنيده بودم اما اين گاف‌های گزاف واقعا نوبر بود. از جنسی ديگر بود…. او می‌‌توانست به اين خفته‌ی پريشان‌گو بياموزد… شيخ ستاد بودن نه حسن است، نه عيب آن که عيب است دروغ زنی و دريوزگی و چاپلوسی کردن و سابقه‌ی استالينی داشتن و فرصت‌طلبانه ژست آزادی ‌خواهی گرفتن است…حالا بنگريد خفته در غاری که فرق انقلاب فرهنگی و ستاد انقلاب فرهنگی و شورای انقلاب فرهنگی را نمی‌‌داند و اعضايشان را نمی‌‌شناسد و از کارهاشان خبر ندارد و ديروز و امروز را به هم می‌‌بافد و زمان را در می‌‌نوردد و دروغ بر دروغ می‌‌انبارد و جهل بر جهل می‌‌تند، چون ماموری نامعذور به اميد پاداشی موعود حمله بر معلمی‌يک قبا می‌‌آورد که از ديدگاه استالينی، جز استقلال رای و مسلمانی و دموکراسی ‌خواهی جرمی‌ و خطيئه‌ای ندارد…. به تاوان داشتن رايی مستقل و مشروع، آنان را پيش گلادياتورها می‌‌افکنند و پوست و پوستينشان را می‌‌کنند و هلهله‌ کنان قصه‌اش را بر سر بازار و برزن می‌‌گويند و در رسانه‌های خبری خود می‌‌آورند. اما مباد از ياد ببرند که ناقدان را خوراک درندگان کردن، تصوير موحشی است که هيچ گاه از ياد جوانان اين ديار نخواهد رفت.»

قضاوت با شما…!

منابع:

[۱] – رجوع شود به اینجا

[۲] – عبدالکریم سروش، رازدانی و روشنفکری و دینداری، چاپ چهارم، انتشارات صراط، تهران: ۱۳۷۷، ص ۲۹۳.

[۳] – تأملات ایرانی، همان، ص ۱۳۵.

[۴] – رجوع شود به اینجا

[۵] – رجوع شود به اینجا

مطالب مرتبط:

سنگسار نوجوانان عراقی به خاطر داشتن ظاهری شبیه پیروان سبک غربی ایمو

ننگ بر آیینی که در آن یک جوان تنها به خاطر ابراز عقیده بایستی کشته شود!

در ستایش کسانی که ایستاده مردن را برگزیدند؛ از احمد کسروی و فریدون فرخزاد تا شاهین نجفی …!

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

چرا ائمه‌ قدرتمندی که قادر به شفا‌ دادن مریضان صعب العلاج هستند، شاهین نجفی را ادب نمیکنند؟! علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

در ستایش کسانی که ایستاده مردن را برگزیدند؛ از احمد کسروی و فریدون فرخزاد تا شاهین نجفی …!

پس از صدور فتواهای متعدد ارتداد از سوی مراجع تقلید شیعه در قم علیه شاهین نجفی به خاطر خواندن ترانه «نقی» و نیز اقدام سایت شیعه آنلاین و برخی دیگر از رسانه‌های حکومتی در قرار دادن جایزه‌های هنگفت برای سر او، حالا شاهین نه تنها از اقدام خود عقب نشینی نکرده و دچار ترس و وحشت نشده است که بر عکس در مقابل تندروهای اسلامی و حکومت ظالم و جنایتکار جمهوری اسلامی قد برافراشته و با انتشار ترانه‌ای جدید به قول خودش «ایستاده مردن» را برگزیده است.

پرسشی که مطرح است این است که اساسا چرا یک شاعر، یک خواننده و یک هنرمند باید به خاطر سرودن و خواندن یک ترانه کشته شود؟! این چگونه دینی است که هیچ نظر و عقیده‌ای بر خلاف میل خود را تحمل نمیکند به گونه‌ای که در قرآن به قتل کفار (غیر مسلمانان) دستور داده شده است. این چگونه دینی است که پیروان آن جواب دگراندیشان را با چماق و سنگ و شمشیر و از بالای کوه برت کردن و به چاه انداختن و سر به نیست کردن و شکم دریدن و خفه کردن و عملیات انتحاری و قتل و ترور میدهند؟! به یاد داریم که چگونه احمد کسروی را آنگونه سلاخی کردند، فریدون فرخزاد را به همین ترتیب…! اگرچه اکنون اسلام خشن‌ترین دین موجود است و به همین خاطر اکثر اعتراض ها خطاب به این دین میباشد، اما واقعیت این است که در طول تاریخ عدم تحمل دیگران فقط محدود به اسلام نبوده است. بسیار کسان دیگری که در طول تاریخ مورد حمله طرفداران ادیان مختلف قرار گرفتند و کشته شدند!  به راستی آیا «دین» به جز بدبختی و فلاکت فایده دیگری برای بشریت داشته است؟! به راستی این خدا اگر واقعا وجود دارد، پس چرا هیچ نمیگوید؟ چرا هیچ اعتراضی به این همه ظلم و جور نمیکند؟! نکند او خود موافق این خشونتهاست؟! نکند او خواب است؟! یا اینکه اصلا خدایی نیست…؟! نکند خدا دست پرورده و مخلوق انسان باشد؟!

درود بر احمد کسروی ها، فریدون فرخزادها و شاهین نجفی هایی که در طول تاریخ ایران، راه مبارزه با ظلم، خرافات و مقابله با تسلط دین و اندیشه دینی بر جامعه و اخیرا در قدرت در کشورمان را برگزیدند و در این راه از پای ننشستند و نمینشینند!

ترانه زیبای ♫«ایستاده مردن»♫ اثر جدید شاهین نجفی را از طریق این لینکها میتوانید دریافت (دانلود) کنید:

لینک فورشرد 

لینک مدیا فایر

متن ترانه:

سری میان دست تو بریده/ نگاه من به ساعت پوکیده/ و شعرهای غمگین و عاصی/ و گرگ خسته کز تفنگ نترسیده/

به شبهه های من به اصل هستی/ به بغض بی کسیت وقت مستی/ وحسرت تو را و بو کشیدن/ و عمق فاجعه: تو را ندیدن/

رگی که سرنوشتش انسداد است/ و جرم تو که داد پیش باد است/ همیشه انتهای قصه تلخ است/ و شاعری که حکم اش ارتداد است/

—-

خدای خوب و خوابِ تو کتابم/ منی خشک روی تخت خوابم/ خدای خوبِ خشم و قتل و فتوا/ و گریه های من به شعر یغما/

مرا بخوان به کاکتوس ماندن/ بمان کنار من که شعر خواندن/ کنار تو به عهد با کویری/ که رمز ماست ایستاده مردن/

بگو حدیث ما حدیث خون بود/ شرارتی که ناشی از جنون بود/ بگو چگونه ما واندادیم/ بگو که مردیم و ایستادیم/

خدای خواب و خوبِ تو کتابم/ منی خشک روی تخت خوابم/ خدای خوبِ خشم و قتل و فتوا/ و گریه های من به شعر یغما/

مرا بخوان به کاکتوس ماندن/ بمان کنار من که شعر خواندن/ کنار تو به عهد با کویری/ که رمز ماست ایستاده مردن

در ضمن بعد از شنیدن ترانه شاهین نجفی ناخودآگاه به یاد شهید محمد مختاری افتادم که چند روز پیش از کشته شدن به دست عمال و چماق کشان حکومتی گفته بود: «خدایا ایستاده مردن را نصبیم کن که از نشسته زیستن در ذلت خسته ام!». چه قرابت غریبی…! یاد همگی‌شان گرامی.

لینکهای مرتبط:

نقی – شاهین نجفی

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

چرا ائمه‌ قدرتمندی که قادر به شفا‌ دادن مریضان صعب العلاج هستند، شاهین نجفی را ادب نمیکنند؟! علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

عدم محکومیت فتوای تروریستی بر علیه شاهین نجفی توسط گروههای سیاسی، به منزله همراهی با جنایتکاران و عدم پایبندی عملی به موازین حقوق بشر میباشد

عدم محکومیت فتوای تروریستی بر علیه شاهین نجفی توسط گروههای سیاسی، به منزله همراهی با جنایتکاران و عدم پایبندی عملی به موازین حقوق بشر میباشد

حدود دو هفته از صدور فتواهای تروریستی و ضد بشری بر علیه شاهین نجفی میگذرد. صرفنظر از توهین آمیز بودن یا نبودن ترانه «نقی»، هر انسان پایبند به حقوق بشری با من هم عقیده است که تلاش برای به قتل رساندن یک فرد آن هم تنها به خاطر گفتن چند جمله، رذیلانه و جنایتکارانه میباشد و در تضاد کامل با همه موازین اخلاقی و انسانی قرار دارد. بدیهی است که از افراد مطرح و به ویژه از گروههای سیاسی مختلف انتظار میرود که این فتواها را شدیدا محکوم نمایند. حتی اگر این ترانه را توهین آمیز میدانند، باید خودِ نفس صدور فتوای قتل و صدور مجوز برای کشتن یک انسان بدون برگزاری دادگاه عادلانه را محکوم نمایند. سکوت کردن در این زمینه به هیچ وجه قابل قبول نخواهد بود. بالاخره باید مشخص شود فرق آنها با حاکمان جمهوری اسلامی که مردم را بدون دادگاه به قتل میرسانند در کجاست؟ عدم محکومیت این فتواها میتواند به منزله عدم پایبندی و اعتقاد عملی گروههای مختلف سیاسی به موازین حقوق بشر و یا ارزش نداشتن جان انسانها در نزد آنها، تلقی گردد.

تاکنون تنها رضا پهلوی، بنی صدر (محکومیت تلویحی) و برخی از گروهها و شخصیت‌های چپ این فتواها را محکوم نموده‌اند. اما همچنان شاهد عدم موضع‌گیری شفاف دیگر گروههای سیاسی نظیر اصلاح طلبان (خاتمی، مشارکت، مجاهدین انقلاب، …)، ملی مذهبی‌ها، شورای هماهنگی راه سبز امید، مجاهدین خلق و غیره میباشیم. این گروهها و شخصیت‌های برجسته آنها باید هرچه سریعتر موافقت یا مخالفت خود با این فتوای قتل را مشخص نمایند/ این حق مردم ایران است که از مواضع گروههای مختلف سیاسی در موارد گوناگون آگاه شوند تا از این طریق بهتر بتوانند نسبت به صداقت این گروهها در گفتار و کردار و همچنین پایبندی عملی آنها به موازین حقوق بشر تصمیم گیری نمایند. بدیهی است که عدم موضع گیری صریح نسبت به این فتواها ممکن است به «سکوت علامت رضاست» تعبیر گردد.

سکوت در این زمینه به منزله تایید آن است. 

مطالب مرتبط:

♫ نقی – شاهین نجفی ♫

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

چرا ائمه‌ قدرتمندی که قادر به شفا‌ دادن مریضان صعب العلاج هستند، شاهین نجفی را ادب نمیکنند؟! علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

چرا ائمه‌ قدرتمندی که قادر به شفا‌ دادن مریضان صعب العلاج هستند، شاهین نجفی را ادب نمیکنند؟! علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

یک هفته است که ذهن من درگیر حکم قتل شاهین نجفی است. برای من هنوز جا نیفتاده است که چرا شاهین نجفی باید کشته بشود؟ من که هیچ توهین خاصی به کسی یا چیزی در اون ترانه نمیبینم. حالا اصلا فرض کنیم که توهینی به ائمه شده باشد، خوب ائمه ای که بنا به اعتقاد شیعیان، با خدا در ارتباط هستند و شفاعت مومنان را میکنند به گونه‌ای که حتی دخیل بستن بر ضریح یا زیارت قبور آنها موجب شفا یافتن بیماران زیادی میشود، چطور نمیتوانند مستقیم یا غیر مستقیم یک بلایی سر شاهین بیاورند و مثلا او را ادب بکنند؟! یا مثلا اون سلمان رشدی که کتاب آیات شیطانی را نوشت، چرا بعد از بیست و خرده‌ای سال نه تنها تبدیل به سنگ نشده که پولدار هم شده و سُر و مُر و گنده دارد زندگی اش را میکند؟! چگونه است که خدای قادر توانا نتوانسته هیچ بلایی سر او بیاورد؟! یا مثلا اون کاریکاتوریست دانمارکی که کاریکاتور محمد را کشید به همین ترتیب! ممکنه بگویید خدایی نیست! یا بگویید یا فکر کنید که خدا ناتوانه که در اینصورت با آنچه در قرآن گفته شده در تناقض هست! یا ممکنه بگویید خدا بیش از اینها گرفتاره که به این مسائل جزیی بپردازه و وقت این چیزها را نداره یا اینکه خدا رحمان و رحیمه، خوب اگر این چیزها براش پیش پا افتاده است و یا رحمان و رحیم هست، پس چرا مسلمانان کاسه داغتر از آش شده‌اند؟ اگر امام نقی مساله‌ای با ترانه شاهین ندارد و عکس العملی نشان نمیدهد، پس چرا شیعیان از خود امام، امام تر شده‌اند؟! مگر حق خدا، پیامبر خدا و و یا ائمه بر خودشان از حق مردم بر آنها کمتر است که آنها وکیل و وصی بخواهند؟!

سوال دیگه‌ای که تو ذهن من هست این هست که چطور خروج از اسلام ارتداد هست و مجازات مرگ را به همراه دارد اما ورود به اسلام از ادیان دیگر ارتداد نیست و مجازاتی ندارد؟ مگر نه اینکه پیروان ادیان دیگر که به اسلام میگروند خود مرتد به دین قبلی خود شده‌اند؟ پس چرا پیروان آن ادیان آنها را نمیکشند و چرا رهبران آن ادیان فتوای مرگ برای آنها صادر نمیکنند؟ چرا این فتواهای مرگ و ارتداد دستکم در قرن حاضر تنها مختص به اسلام است؟ به نظر من دلیلش در دو مورد زیر نهفته است:

۱- اسلام دین خشنی است و در قرآن به صراحت به قتل کفار (غیر مسلمانان) دستور داده شده است. علاوه بر این بر خلاف دیگر ادیان سنتی، اسلام از بدو تاسیس تاکنون تغییر چندانی نیافته و مهمتر آنکه هنوز کشورهایی با حاکمیت اسلامی به ویژه در میان کشورهای عقب مانده جهان سوم وجود دارند.

دخیل بستن بر ضریح امامان و امامزاده‌ها از عقاید شیعیان مبنی بر قدرت شفادهی آنها ناشی میشود.

۲- اسلام (ادیان) هنگامی که با سیاست عجین شود بسیار خطرناک‌تر است. فتواهای مرگ و پناه بردن به حذف فیزیکی دگراندیشان در حقیقت نشان دهنده جایگاه متزلزل مسلمانان از نظر استدلال، منطق و گفتگو و صد البته عدم آشنایی اکثر آنها با مفاهیم نوینی چون حقوق بشر و آزادی بیان میباشد. قتل دگراندیشان در قرون وسطی که کلیسا در اروپا حکومت را در اختیار داشت، بسیار مرسوم بوده است. اما اکنون به دلیل قطع کردن دست دین از دولت و پیدایش دموکراسی و رسانه‌های آزاد، شاهد آن جنایتها نیستیم!

به نظر من علت اصلی صدور فتوای قتل برای شاهین نجفی از سوی برخی از رهبران شیعه نظیر صافی گلپایگانی و یا مکارم شیرازی وحشت این افراد از فراگیر شدن آزادی بیان و به ویژه آزادی عقیده و خروج علنی عده  زیادی از ایرانیان از دین اسلام میباشد. چیزی که خواه ناخواه موجب کساد شدن بازار خرافه و مرده پرستی و در نتیجه به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی ملایان به نام «سهم امام»، خمس و زکات و پول نذورات و غیره میشود! یعنی پولهای مفتی که مردم نادان و جاهل به جیب گشاد این جماعت کلاش و حقه باز میریزند! تصور کنید اگر برای مدت یک سال مردم پولی از بابت سهم امام، خمس، روضه خوانی و نذورات به آخوند جماعت ندهند و یا در ضریح دهها هزار امامزاده (!) موجود در کشور پولی نریزند، قطع به یقین نه تنها همه آخوندها از فرط گرسنگی به گدایی روی خواهند آورد که اقتصاد کشور ترقی عظیمی خواهد نمود.

مسلما دهها هزار ایرانی وجود دارند که تنها به واسطه به دنیا آمدن در یک خانواده مسلمان، مسلمان لقب گرفته‌اند و پس از آشنا شدن با ماهیت اسلام، هیچ ارادتی به آن، محمد و یا ائمه نداشته و ندارند و سالهاست که مناسک مسلمانان را به جا نمی‌آورند. در یک جامعه آزاد این عده قطعا خود را بی دین معرفی میکنند اما حالا به واسطه این احکام ارتداد و مرگ، از ترس جانشان سکوت کرده‌اند و به طور علنی خود را بی دین معرفی نمیکنند. به نظر من دلیل اصلی این فتواهای تروریستی دقیقا همین موضوع یعنی ایجاد ترس و وحشت در دل دگراندیشان و جلوگیری از اعلام علنی مخالفت با خرافات و مرده پرستی میباشد. چرا که چنین چیزی دکان کاسبی ملایان را به هم خواهد زد.

چاره کار افزایش آگاهی در میان مردم و فراگیر کردن پرسشگری و تفکر و نهایتا استقرار حکومتی مبتنی بر سکولاریسم میباشد. یعنی حکومتی که در آن ادیان هیچ نقش و تاثیری در قدرت سیاسی، نظام آموزشی و یا اداری در جامعه ندارند و تنها به حوزه خصوصی افراد محدود میشوند.

به امید روزی که دیگر پولی به داخل ضریح‌ها ریخته نشود، روزی که پولی به عنوان سهم امام پرداخت نشود و روزی که چیزی به عنوان نذری وجود نداشته باشد.

به امید ریشه‌کن شدن خرافات در کشور عزیزمان ایران!

مطالب مرتبط:

♫ نقی – شاهین نجفی ♫

خدای سنگدلِ بی‌عرضه …!

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

ادعای کشیش معروف: قیامت حتمی است، ۵ ماه اشتباه کردم! تاریخ دقیق ۲۱ اکتبر!

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

شاهین نجفی در اوج تاثیر از بمباران تبلیغاتی اسلامیون

میگه حرام زاده است، ولد الحیضه…! میگم کی؟ میگه همین مردک بی شعور، شاهین نجفی را میگم دیگه. میگم چطور…؟ مگه تو با مادرش صحبت کردی، یا ازش آزمایش دی ان ای گرفتی؟! میگه نه، اما خوب تو روایتهای موثق اومده هر کی به ائمه توهین کنه یا زنازاده است یا ولد الحیض! میگم مگه توهین کرده حالا؟ میگه آره بابا، مگه ندیدی مردک بی شعور چه ترانه‌ای خونده؟ میگم حالا مگه چی گفته؟ به کی توهین کرده؟ میگه مرتیکه حرام زاده کلی به امام نقی توهین کرده…! میگم امام نقی امام چندم بود؟ یکم فکر میکنه زیر لبش زمزمه میکنه: محمد باقر، موسی کاظم، … محمد تقی، …، میگه امام دهم! میگم میتونی تو چند جمله برای من توضیح بدی امام نقی چکار کرده بوده که انقدر بهش علاقه داری؟ مجددا یک کم فکر میکنه اما بیشتر از دفعه قبل، انگار که کلافه شده باشه میگه: نه! ببین الان من درست یادم نیست ولی تو مدرسه خونده بودیم دربارش. بعد یکهو گویا چیزی بهش فشار آورده باشه میگه: اصلا من چی دارم میگم تو چی داری میگی…؟! من دارم میگم توهین کرده به ائمه، خونش مباحه…! میفهمی؟!

این قسمتی بود از مباحثه من با یکی از دوستان مذهبی. جالبی داستان این هست که اگر از امثال این فرد بخواهید ۵ دقیقه، فقط ۵ دقیقه برای شما درباره امام نقی صحبت کنند، عمرا نمیتوانند. انسان عاقل و عاری از تعصب، بدون دلیل برای کسی احترام قائل نمیشود. میشود؟! این دوستان باید از خودشان صادقانه سوال کنند که مگر امام نقی چه کرده است که این چنین شایسته احترام باشد که هیچ کس حق نداشته باشد حتی نام او را در ترانه خود بیاورد؟ برای من نوعی به عنوان مثال ادیسون یا فردوسی بسیار بسیار قائل احترام تر و سزاوارتر به ستایش و احترام هستند تا یک نفری که هیچ خدمتی به بشریت ارائه نداده و هیچ کار مفیدی در زندگی خود نکرده است! لطفا یک نفر برای من توضیح دهد چرا من باید به نقی یا حتی سایر ائمه احترام بگذارم؟ مگر اینها چه خدمتی به بشریت ارائه کرده‌اند؟

به نظر من در ترانه شاهین نجفی هیچ گونه توهینی به کسی دیده نمیشود، او با زبانی طنزگونه، تنها تلاش کرده است که به پاره‌ای از مشکلات اجتماعی و تناقض‌های موجود در مملکت ما اشاره کند. منتهی همانطور که میدانیم مفهوم توهین یک چیز سلیقه‌ای و تعریفی است و افراد مختلف مسائل مختفی را ممکن است توهین تلقی کنند که من نوعی ممکن است چنین برداشتی نداشته باشم. اصلا بگذارید چیزی که تو دلم هست را بگویم، به نظر من حتی اگر شاهین توهین هم  کرده باشه خوب کاری کرده است! دمش هم گرم…! چونکه همین نقی ها و علی ها و ابوالفضل ها هستند که کشور من را نابود کرده‌اند. همین صدقه دادن ها، پول به داخل ضریح انداختن ها، نذری دادن ها و مکه و کربلا رفتن ها و توسل به مرده و خرافات است که مردم مرا  به رخوت و عدم تلاش و متوسل شدن به قضا و قدر کشانده و ما را بیچاره کرده است! همین حدها و تعزیرات اسلامی است که جوانان وطن را به مرگ و نقص عضو کشانده و شکنجه‌هایی مثل شلاق و سنگسار را مجاز کرده. همین حکومت اسلام است که وطن ما را از ما گرفته است و روز به روز به نیستی و نابودی نزدیکتر میکند.

آقا اصلا فرض کنید شاهین نجفی مرتد است، شیعه زاده شده است، اما الان نمیخواهد مسلمان بماند، به بقیه چه ربطی دارد؟! چرا تفتیش عقیده میکنید؟ چرا باید گردنش زده شود؟ مگر شاهین‌های این مملکت به میل خود به اسلام گرویده‌اند که حالا آنها را مرتد میدانید؟! این چگونه دینی است که هرکس که از آن برگردد باید بمیرد؟ چرا مسلمانان نمیتوانند نظر مخالف خود را تحمل کنند؟ این همه کلیپ تمسخر کردن کلیسا و پاپ و مسیح در کشورهای مختلف ساخته میشود آیا کشیشی جرات دارد که حکم به مرگ کسی بدهد و برای سرش جایزه تعیین کنند؟! این رفتارهای تند مسلمانان بسیار دیده شده است. مدتی پیش یک جوان عربستانی به خاطر اظهار نظر درباره پیامبر اسلام به مرگ تهدید شده بود (+)، دهها نوجوان عراقی به خاطر پوشیدن لباسهای سبک جدید سنگسار شده بودند (+). لذا اغراق نکرده‌ایم اگر اسلام را دین وحشت، ترس و مرگ بنامیم!  البته کلیسا هم زمانی این چنین قدرتمند بود و مخالفان و دگراندیشان را نابود میکرد، اما با بیداری مردم و کوتاه کردن دست دین از حکومت و قدرت و جایگزین شدن حکومت قانون مبتنی بر حقوق بشر، الان دیگر کلیسا نه تنها جرات نمیکند حکم به مرگ کسی بدهد که باید در مقابل رسانه‌های جمعی در مقابل انگ پدوفیلی به پاپ و دیگر اسقف‌ها جواب پس بدهد! دم شاهین گرم که جرات کرد که از اسلام برگردد و آن را فریاد بزند! مذهبی که جز شلاق، قطع دست و پا، کشتن و گردن زدن نمیداند و تنها مجوزی است بر استثمار زنان و برده داری و دکانی است برای به دست آوردن پول بی زحمت برای ملایان، همان بهتر که مورد توهین و تمسخر قرار بگیرد و شب و روز کوبیده شود! بالاخره روزی میرسد که مسلمانان یاد بگیرند دیگران را تحمل کنند و آنها را نجس، حرامزاده  و شایسته مرگ ندانند!

دوستان لطفا این گروه تروریستی فیسبوکی که به دنبال قتل شاهین هست را گزارش کنید تا بسته شود.

از شاهین هم حمایت کنیم، او به حمایت ما نیاز دارد. سپاس

لینکهای مرتبط:

نقی – شاهین نجفی

وقتی بنیانگذار رژیم یک بیمار جنسی بوده است، از مزدوران حکومتی چه انتظاری میتوان داشت؟!

سنگسار نوجوانان عراقی به خاطر داشتن ظاهری شبیه پیروان سبک غربی ایمو

ننگ بر آیینی که در آن یک جوان تنها به خاطر ابراز عقیده بایستی کشته شود!

گلشیفته برده شما نیست و بدن او به شما تعلقی ندارد!

♫ نقی – شاهین نجفی ♫

با این ترانه جدید شاهین در حمایت از کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان خیلی حال کردم. از اینجا بشنوید:

از اینجا دانلود کنید.

متن ترانه:

نقی تو رو قسم به شوخ طبعیت/ به این بیرون از گودِ تُو تبعید/ به این آلتِ بزرگ زندگانی/ که پشت ما نشسته رو به تحدید/ نقی تو رو به طول و عرض تحریم/ دلارِ رو به رشد و حس تحقیر/ نقی تو رو به امام مقوایی/ به طفل علی گوی توی رحم گیر/ به درس فقه تُو اطاق عمل بینی/ به آقا و تسبیح و جا نماز چینی/ نقی تو رو به انگشت شیث رضایی/ به دینی که اوت شد و فوتبال دینی

آی نقی!/ حالا که مهدی خوابه، ما تو رو صدا میزنیم/ آی نقی!/ تو ظهور کن که ما آماده تُو کفنیم/ آی نقی!

نقی تو رو قسم به عشق و ویاگرا/ تو رو به لنگای هوا شده وچاکرا/ تو رو به سنگک و مرغ و گوشت و ماهی/ سینه ی سیلیکُنی و بکارت راه راه/ نقی تو رو به ممه های گلشیفته/ به آبروی نداشته که از ما ریخته/ نقی تو رو به نژاد آریایی/ به پلاکی که به گردن آویخته/ نقی جون من تو رو به شوشول فرنود/ سه هزار میلیارد زیر گنبد کبود/ خلیج فارس و ارومیه هم قصه بود/ راستی اسم رهبر جنبش سبز چی بود؟

آی نقی!/ حالا که مهدی خوابه، ما تو رو صدا میزنیم/ آی نقی!/ تو ظهور کن که ما آماده تُو کفنیم/ آی نقی!

به رحلت جانگوز امام امّت/ به سیاسیون فسیلی تُو غربت/ به بیوه های با کلاس پلاس دیسکو/ به بحثای روشنفکری تُو چت/ به غیرت مردای اون کاره/ به زنان مدافع حقوق مرد/ به انقلاب رنگی از تُو تلویزیون/ به سه درصد جمعیت کتاب خون/ تو رو به شعارای آبکی و تُو خالی/ نقی تو رو به این جماعت حالی به حالی/ صبح زنده باد میگن و شب مرده باد/ به قهرمانای قصه های خیالی

آی نقی!/ حالا که مهدی خوابه، ما تو رو صدا میزنیم/ آی نقی!/ تو ظهور کن که ما آماده تُو کفنیم/ آی نقــــــــــــی!/

وای نقــــــــــــــی!

– به نظر من کمپین از طریق مطالب طنز و سرگرمی نقش مهم و تاثیرگذاری در خرافه زدایی و خُرد کردن بت‌های پوچِ ساخته شده توسط شیعیان و وسیعتر از آن مسلمانان و فراتر از آن دینداران ایفا میکند!

پی نوشت: لینک کمکی برای دانلود

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: