بایگانی برچسب‌ها: سینما

یهودی ستیزی؛ از اکبر عبدی تا شیخ اجل سعدی …!

الهام یعقوبیان هموطن یهودی، نامه ای سرگشاده خطاب به اکبر عبدی نوشته و از او به سبب سخنان یهودی ستیزانه و اصرارش بر استفاده از عبارت «جهود» که یهودی ها آن را توهین آمیز و جهت تحقیر می دانند، انتقاد کرده است.

به احتمال زیاد عبدی برای خودشیرینی جلوی احمدی نژاد که بارها هولوکاست را انکار و از این طریق خاطر بازماندگان جنایات نازی ها را آزرده کرده، چنین سخنانی را بر زبان آورده است و البته از آدمی به شدت پولکی مثل عبدی هم بر میاد چنین حرفهایی، به خصوص وقتی که یک کیف سکه طلا بهش جایزه داده شده باشه!!

اما گذشته از حرفهای عبدی، میخواستم بگم که متاسفانه این حالات یهودی ستیزانه ریشه عمیقی در ایران داره و البته به آموزه های اسلامی برمیگرده، وقتی که در قرآن الله در آیات متعدد به قوم یهود توهین میکنه، وقتی محمد پیامبر مسلمانان سابقه وحشتناکی در یهودی کشی از جمله نابودی یهودیان غیر مسلح بنی قریظه داره، دیگه از پیروان اینها چه انتظاری میشه داشت؟!

این فرهنگ یهودی ستیزی به حدی است که بارقه های آن در میان اشعار و نوشته های ادبا و فرهیختگان ایرانی هم دیده میشه. به عنوان مثال به این ۲ نمونه از یهودی ستیزی در کلام سعدی توجه کنید (مورد دوم البته «غیر مسلمان ستیزی» است چون سعدی برای هر دو گروه یهودیان و مسیحیان آرزوی مرگ میکنه):

۱- سعدی در گلستان در باب چهارم مینویسد:

«در عقد بیع سرایی متردّد بودم، جهودی گفت آخر من از کدخدایان این محلم وصف این خانه چنان که هست از من پرس، بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم بجز آن که تو همسایه منی.
خانه ام را که چون تو همسایه است
ده درم سیم بد عیار ارزد
لکن امیدوار باید بود
که پس از مرگ تو هزار ارزد

۲- یکی از موعظه های سعدی (لینک):

سپاس دار خدای لطیف دانا را
که لطف کرد و به هم برگماشت اعدا را
همیشه باد خصومت جهود و ترسا را
که مرگ هر دو طرف تهنیت بود ما را

شایان ذکر است که «ترسا» به پیروان حضرت عیسی می گفته اند.

این وضعیت به گونه ای است که حتی عده ای بر این باورند که در شعر مشهور «بنی آدم اعضای یک پیکرند …»، در واقع منظور سعدی از «بنی آدم» تنها مسلمانان هستند و نه همه انسانها…!

مطالب قبلی:

آقای داوود رشیدی قدر خود را بدانید!

قلاده بستن به خود و سگ شدن برای حسین در خلال مراسم مذهبی اربعین!

فرج الله سلحشور؛ از آتش زدن سینماها و کشتار مردم بی گناه تا ساخت سریال درباره پیامبران…!

اهدای اسکار به «آرگو» رنگ و بوی سیاسی داشت!

معرفی آرگو به عنوان بهترین فیلم سال در مراسم اسکار توسط میشل اوباما به طور مستقیم از داخل کاخ سفید!

جایزه اسکار بهترین فیلم سال به «آرگو» رسید، فیلمی درباره گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران؛ یعنی دقیقا موضوع حساسی که عامل اصلی قطع روابط دو کشور ایران و آمریکا و ادامه خصومت ۳۴ ساله میان دو کشور بوده است!

اصلا دوست ندارم فردی باورمند به «تئوری توطئه» جلوه بکنم اما واقعیت این است که احساسی که حالا و مدت اندکی پس از تماشای اهدای اسکار به آرگو دارم این است که این حرکت، سیاسی بود یا حداقل با رنگ و بوی سیاسی صورت گرفت! به گمانم اصلی ترین عاملی که موجب این احساس شد، اهدای جایزه از سوی میشل اوباما -همسر رئیس جمهور آمریکا- بود. برای معرفی برنده اسکار بهترین فیلم سال، ابتدا جک نیکلسون بازیگر مشهور به روی صحنه آمد اما پس از سخنانی کوتاه، تریبون در اختیار میشل اوباما در داخل کاخ سفید قرار گرفت و او از طریق ویدئو کنفرانس، نامزدهای جایزه و سپس برنده اسکار یعنی آرگو را معرفی کرد!

برای من دشوار است که بپذیرم همه اینها اتفاقی و از روی تصادف به وقوع پیوسته است! این اولین باری بوده که فردی از داخل کاخ سفید، برنده جایزه اسکار را معرفی کرده است! در این برهه زمانی خاص، به فیلمی غیر دقیق با موضوعی سیاسی درباره ایران، از سوی همسر رئیس جمهور آمریکا، اسکار داده میشود! یعنی همه اینها تصادفی است؟! شکی ندارم که این واقعه، زمینه بهره برداری تبلیغاتی رسانه های حکومتی همچون فارس، کیهان و غیره را فراهم خواهد کرد. اینها سالهاست که مدعی «ماهیت سیاسی» جوایز سینمایی غربی به ویژه اسکار بوده اند. این واقعه مطمئنا آب به آسیاب آنها خواهد ریخت!

تصور من بر این است که این اتفاق پیامی هم برای مقام های جمهوری اسلامی داشت. آرگو در دو ماه اخیر جوایز متعددی از جمله جایزه بهترین فیلم سال را در دیگر جشنواره های مطرح سینمایی از جمله بفتا و گلدن گلوب هم برنده شده بود، لذا احتمال برنده شدن این فیلم در اسکار بیش از بقیه فیلم ها بود. حال با توجه به این نکته، اینکه میشل اوباما و آنهم از داخل کاخ سفید، اقدام به معرفی برنده جایزه کرد، به نظر من حاوی پیامی برای مقام های جمهوری اسلامی بود. این قضیه به ویژه در زمانی که فشارها و تحریم ها علیه ایران بیش از گذشته شده است و اوباما مرتبا بر فشارها بر مقام های جمهوری اسلامی به منظورعقب نشینی آنها از بلندپروازی های هسته ای خود می افزاید، حائز اهمیت میباشد….

کلیپ مربوط به معرفی آرگو به عنوان بهترین فیلم سال در مراسم اسکار توسط میشل اوباما آنهم از داخل کاخ سفید را میتوانید در زیر مشاهده کنید:

مطالب قبلی:

آقای داوود رشیدی عزیز قدر خود را بدانید!

امین حیایی! ۲۷۰ میلیون تومان گرفتی و در فیلم ضد مردمی بازی کردی! آیا ارزشش را داشت؟!

فرج الله سلحشور؛ از آتش زدن سینماها و کشتار مردم بی گناه تا ساخت سریال درباره پیامبران…!

فرج الله سلحشور؛ از آتش زدن سینماها و کشتار مردم بی گناه تا ساخت سریال درباره پیامبران…!

فرج الله سلحشور کارگردان محبوب خامنه ای، اعتراف کرده است که پیش از انقلاب در به آتش کشیدن سینماها دخیل بوده است!

فرج الله سلحشور کارگردان محبوب خامنه ای، اعتراف کرده است که پیش از انقلاب در به آتش کشیدن سینماها دخیل بوده است!

فرج الله سلحشور کارگردان مورد علاقه علی خامنه ای است. او نویسنده و سازنده سریالهای متعدد با مضامین دینی و برگرفته از داستانهای قرآنی همچون «ایوب پیامبر»، «یوسف پیامبر» و «اصحاب کهف» میباشد. او کسی است که پیشتر سینمای ایران را «فاحشه خانه» خوانده بود (منبع).

اما امروز سلحشور در سخنانی جدید صراحتا اعلام کرد که پیش از انقلاب، کارش آتش زدن سینما بوده است. خبرگزاری های مختلف گزارش کرده اند که فرج‌الله سلحشور در اختتامیه «جشنواره شعر و سرود انقلاب» در مشهد گفته است که «من جزء کسانی بودم که قبل از انقلاب سینما آتش زدم …» وی در جای دیگری از سخنرانی خود اظهار عقیده کرده است که «سینمای اسلامی به دنبال دروغ نیست و حقایق را بیان می‌کند و تنها کسی که خوب می‌داند این سینما چیست، مقام معظم رهبری هستند.» (منبع)

این سخنان بسیار حائز اهمیت و در واقع اعتراف صریحی هستند که سلحشور به طور مستقیم در قتل ایرانیان عادی و بی گناه دست داشته است. پیش از انقلاب در چند نوبت از جمله در قم و در آبادان. سینماها به آتش کشیده شدند. برای نمونه در آتش سوزی سینما رکس آبادان، ۶۰۰ نفر انسان بی گناه زغال شدند! انسانهای بی گناهی که تنها برای تماشای یک فیلم و گذراندن چند ساعت به تفریح و سرگرمی به سینما آمده بودند. در اواسط فیلم و در شرایطی که جمعیت زیادی در داخل سینما حضور داشتند، عده ای سینما را به آتش کشیدند و سپس درب سینما را از پشت قفل کردند تا کسی نتواند خارج شود. در موردی دیگر آیت الله لاهوتی در مصاحبه با روزنامه کیهان صراحتا عنوان میکند که سینما نیاگارا در قم به دستور احمد خمینی فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی آتش زده شد (منبع، عکس روزنامه). گفتنی است وی در زمان کوتاهی پس از انقلاب در سال ۱۳۶۰ به طرز مشکوکی درگذشت.

اسلامگرایان افراطی همواره «هنر هفتم» را تهدیدی برای ایدئولوژی اسلامی خود میپنداشته اند. آتش زدن سینماها پیش از انقلاب هم از سوی همین گروه و با این توجیه که سینما «دریچه گسترش فساد و تبلیغ فرهنگ غربی» است، صورت گرفت. دقیقا همین نوع دیدگاه و طرز تفکر را در سخنان امثال سلحشور هم میتوان به خوبی مشاهده کرد. سخنان اخیر سلحشور نشان میدهد که دستان او به خون مردم ایران آلوده است و بایستی در یک دادگاه منصفانه محاکمه و سپس به مجازات برسد. جای تاسف و اندوه است که فردی که تا چند صباحی پیش به سینماها حمله میکرده و آنها را آتش میزده است، حالا به جایگاهی رسیده که برای تلویزیون، سریال و فیلم تولید میکند و در عین حال به سینماگران و هنرمندان دیگر هم به طور مرتب توهین میکند و افترا میبندد، بدون اینکه برخوردی با او صورت بگیرد! واقعا کسانی که زیر دست چنین فردی کار میکنند و با او همکاری دارند باید در تصمیم خود بازنگری اساسی داشته باشند! آیا میتوان با کسی که با بی شرمی تمام به آتش زدن سینماها و دست داشتن در جنایتها اعتراف کرده است، «همکاری هنری» داشت؟!

مطالب قبلی:

آقای داوود رشیدی عزیز قدر خود را بدانید!

آخر هفته‌ای که بار دیگر تفاوت عملکرد سینماگران مردمی و سینماگران حکومتی را نشان داد

هنرمند ولایتمدار: پس از دیدار با حضرت آقا، آنتن منزل من را شکستند و در خیابان به من متلک گفتند

امین حیایی! ۲۷۰ میلیون تومان گرفتی و در فیلم ضد مردمی بازی کردی! آیا ارزشش را داشت؟!

آخر هفته‌ای که بار دیگر تفاوت عملکرد سینماگران مردمی و سینماگران حکومتی را نشان داد

سینمای ایران در آخر هفته گذشته شاهد وقوع دو اتفاق بسیار متمایز بود که به خوبی تفاوت عملکرد میان «سینمای مردمی» و «سینمای حکومتی» را نشان داد. در یک سو شماری از سینماگران میانی سینمای ایران بر سر سفره رییس دولتی نشستند که با تقلب در انتخابات و سرکوب مردم بر سر کار آمده و با سوء مدیریت خود کشور را به پرتگاه سقوط و تباهی کشانیده و حتی از صدور پیام تسلیت برای زلزله زدگان خودداری کرده است. و اما در سوی دیگر  شماری از چهره‌های برتر سینمای ایران مانند پرویز پرستویی، فاطمه معتمد آریا، رضا کیانیان، پوران درخشنده، حسن پورشیرازی، جعفر پناهی و غیره دست به ابتکاری جالب توجه زدند و با حضور در سینما آزادی تهران به جمع آوری کمکهای مردمی برای زلزله زدگان آذربایجان شتافتند. وه که تفاوت از کجا به کجا! شگفتا که فاصله سینمای مردمی از سینمای حکومتی چقدر زیاد است!

در یک طرف کسانی که سابقه حضور در فیلمهای حکومتی مثل اخراجی ها و قلاده های طلا و یا شرکت در مراسم‌های حکومتی دیگر مثل تحلیف احمدی نژاد و یا دیدارهای دوره‌ای به عنوان «اهالی هنر» (!) با دیکتاتور بزرگ را در پرونده دارند، برای تامین منافع شخصی خود، در مجلس افطار احمدی نژاد حاضر می‌شوند، با او عکس یادگاری می‌گیرند و البته زمینه بهره برداری سیاسی دولت از حضورشان را فراهم می‌کنند و در سوی دیگر هنرمندانی مردمی که دغدغه مردم دارند، با مردم عکس یادگاری میگیرند، به آنها گل می دهند و نه برای منافع شخصی خود که در راستای کمک به زلزله زدگان نیازمند از خود و اعتبار خود مایه می‌گذارند.

هر دو گروه را باید شناخت و نام و عملکردشان را باید به خاطر سپرد. گروه اول را باید تحریم و گروه دوم را باید حمایت کرد و البته قدرشان را باید دانست.

گروهی از سینماگرانی که در جهت منافع شخصی خود، به دیدار رییس دولت متقلب و سرکوبگر شتافتند.

سینماگرانی که دغدغه مردم داشتند و مشغول جمع آوری کمک های مردمی برای زلزله زدگان شدند.

مطالب پیشنهادی:

آقای داوود رشیدی عزیز قدر خود را بدانید!

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

اذعان تلویحی هنرمند عاشق ولایت به نفرت مردم از رژیم؛ «پس از دیدار با حضرت آقا، آنتن منزل من را شکستند و در خیابان به من متلک گفتند»

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

سحر ریحانی بازیگر سینما – آیت الله واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی

اگر به مشهد سفر کرده و به زیارت حرم امام رضا رفته باشید زنان و مردان زیادی را می‌بینید که مقادیر زیادی پول و چه بسا جواهرات خود را به داخل ضریح می‌ریزند. اگر از آنها علت را جویا شوید جواب مشابهی را دریافت میکنید؛ «نذر داشتم». یکی نذر کرده بوده که خانه دار بشود، یکی دیگه نذر کرده بوده که کنکور قبول بشود، یکی دیگه میخواسته اجاقش از کوری دربیاد، یکی دیگه نذر کرده بوده که به عشقش برسه و الی آخر! حالا طرف بعد از کلی قرض و وام گرفتن و دربدری کشیدن تونسته یک خانه نقلی پایین شهر بخره، میاد میگه اینها همه از «کَرَم آقا امام رضاست» و النگو و انگشتر طلاش را میندازه تو ضریح تا نذرش را ادا کرده باشه!

 این انداختن پول و جواهرات به داخل ضریح فقط مختص به حرم امام رضا نیست، این داستان را در محل دفن همه امامهای شیعه و حتی در چند هزار (!) امامزاده موجود در کشور هم شاهد هستیم. حالا این سوال که اصلا چطور ممکن است که یک آدم مرده یتواند خواسته‌های زنده‌‌ها که از قرار معلوم هیچ موقع هم تمام نمیشود و چه بسا برخی با هم تلاقی و تضاد هم دارد را برآورده کند موضوع این مطلب نیست و در اینجا به آن نمی‌پردازم، اما موضوع این است که این پولها و جواهرات توسط مسئولین حرم جمع آوری می‌شود و معلوم نیست کجا خرج میشود. مثلا درباره حرم امام رضا، آنقدر حجم نذورات و وقوفات مردم زیاد است که سازمان عریض و طویلی به نام آستان قدس رضوی به وجود آمده است که از همین پول نذورات مردم الان چند صد هزار هکتار زمین کشاورزی و چند صد کارخانه و هتل و غیره را صاحب شده است و به طور کامل از پرداخت مالیات هم معاف است. در راس این سازمان یک آخوند مفت خوری قرار دارد به نام آیت الله «عباس واعظ طبسی» که از زمان انقلاب تا حالا رییس این سازمان بوده و به عبارتی از جهل و خرافات مردم استفاده کرده و با پول مردم می‌خورد و می‌خوابد! گوشه‌ای از فسادهای او را هم «عباس پالیزدار» افشا کرده بود که البته به زندان افتاد!

حالا اینها همه را گفتم تا به اینجا برسم که آی مردم ببینید نذوراتتان را چطور برای مقاصد شخصی خودشان خرج می‌کنند! در خبرها آمده که فرزند این آیت الله، به نام مصطفی که با توجه به کهولت سن پدرش، ریاست دفتر آستان قدس را بر عهده دارد و عملا همه کاره آنجاست، یک پول قلمبه‌ای به میزان یک و نیم میلیارد تومان را درسته داده به یک دختر ۲۷ ساله با نام «سحر ریحانی» (لینک خبر)! ظاهر قضیه هم این هست که این دختر یک فیلم سینمایی با نام «زلال بی انتها» از اتفاقاتی که داخل حرم می‌افتد (مثل انداختن نذری، غبار روبی و شستشوی حرم، نقاره زنی و غیره) تهیه کند. قسمت تعجب برانگیز ماجرا این است که اولا این دختر جوان هیچ سابقه تهیه کنندگی و کارگردانی ندارد، رشته‌ دانشگاهی اش ریاضی بوده و تنها در چند فیلم سینمایی بازی کرده است و دوما اینکه این فیلم هیچ بازیگری ندارد و معلوم نیست این بودجه سنگین برای چیست؟! خود وی در مصاحبه‌ای که انجام داده است (لینک مصاحبه)، اقرار کرده است که در یک جلسه تجلیل از برگزیدگان المپیاد ریاضی با مصطفی واعظ طبسی آشنا شده و به او گفته است که «میخواهد به سرعت پولدار شود» و «حاج آقا» هم به سرعت قبول کرده است که چنین پول هنگفتی را به او بدهد!! تازه گویا قرار است پروژه‌های بسیار بزرگتری را هم با آستان انجام دهد! برای درک بزرگی این مبلغ کافیست به این نکته توجه کنید که کل هزینه ساخت فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» که افتخار اسکار را به دست آورد، حدود ۸۰۰ میلیون تومان بوده است.

من به رابطه احتمالی پشت پرده‌ای که بین این دختر جوان و پسر آیت الله وجود دارد کاری ندارم، اما دلم به حال آن مردمی میسوزد که علیرغم وضع نامناسب مالی، النگو و انگشتر خود را به عنوان ادای نذر به داخل ضریح و به عبارتی به شکم آیت الله‌های مفت خور میریزند! هیچ فکر کرده‌اید با این پول هنگفتی که به عنوان نذر و وقف پرداخت میشود، چند هزار بیکار را می‌شود به سر کار فرستاد، برای چند هزار دختر جوان می‌شود جهیزیه تهیه کرد و چند هزار نفر مجبور نخواهند بود از زور فقر کلیه خودشان را بفروشند؟ امیدوارم روزی برسد که هرکسی وضع زندگی و یا تغییر در سرنوشت خودش را نتیجه مستقیم عوامل مادی و عملکرد و تلاش خود بداند و نه نتیجه متوسل شدن به مردگان مقدس…!

جمع کردن کوهی از نذورات مردم در حرم امام رضا در مشهد

مطلب پیشنهادی:

علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

اذعان تلویحی هنرمند عاشق ولایت به نفرت مردم از رژیم؛ «پس از دیدار با حضرت آقا، آنتن منزل من را شکستند و در خیابان به من متلک گفتند»

رضا توکلی

خبرگزاری حکومتی جهان امروز مصاحبه‌ای را که اخیرا خبرگزاری حزب اللهی دانشجو با یکی از هنرمندان طرفدار رژیم و عاشق ولایت صورت داده را بازنشر نموده است که حاوی نکات جالب توجه‌ای میباشد و به خوبی عمق نفرت مردم از رژیم و شخص خامنه‌ای و عدم وجود پایگاه مردمی آنها را نشان میدهد. این مصاحبه با «رضا توکلی» یکی از بازیگران ثابت فیلمها و سریالهای حکومتی و دارای سابقه همکاری با «مسعود دهنمکی» – یکی از سرچماقداران سابق رژیم – انجام شده است. رضا توکلی توصیف میکند که چطور به دلیل همکاری با ده نمکی و حضور در مجالس خامنه‌ای و دریافت چفیه از او و انداختن عکس در کنار او، مورد متلک و برخورد تند مردم از راننده آژانس گرفته تا آدمهای معمولی کوچه و خیابان و همسایه‌ها قرار گرفته است. وی میگوید:

«من در آژانس وقتی نشستم به من با متلك می‌گويند چفيه حضرت آقا خوب بود؟ به من می‌گويند شما هم؟ روی ماشين من با برگه‌ای نوشتند خجالت دارد با دهنمكی بازی می‌كنی.»

«من نزد حضرت آقا رفتم و چون عكسم در ديدار با ايشان منتشر شد؛ آنتن منزل من را شكستند و در خيابان به من متلك می‌گفتند.»

وی میگوید بیش از ۱ سال است که بازی نکرده است و فقط در فیلمها و سریالهایی بازی میکند که با «معیارهای انقلابی و اسلامی» او سازگار هستند. این هنرپیشه ولایی ضمن اعتراض به عدم وجود جسارت و شجاعت کافی در نزد مسئولان فرهنگی رژیم خواستار حذف «جریان انحرافی» از عرصه فرهنگی میشود و میگوید: «تنها جنبه‌ای که سینما ندارد جنبه اسلامی بودن آن است». او از اینکه سینما به دست عده‌ای که آنها را «ژیگول» میخواند افتاده، به شدت ناراحت است و میگوید همه فیلمها را به اینها میدهند و «آنها فیلمهایی را به خورد مردم میدهند که در شان آنها نیست». او در این مصاحبه خواستار «عمل به دستورات رهبری» در عرصه فرهنگی میشود.

در پایان وی که به شدت دلخور از حجم متلکها، مسخره کردن‌ها و فشارهای وارده از جانب مردم به او به دلیل همراهی با رژیم و چماقداران حکومتی و نیز عدم دریافت پیشنهادهای کاری جدید به نظر میرسد، خواستار حمایت بیشتر حکومت از جریان همسو با انقلاب و فراتر از آن «برخورداری از مصونیت» در جامعه میشود! او میگوید کسی نباید جرات کند به ما فحش بدهد! او میگوید:

«چرا اين كارها را با ما می‌كنند؟ چون فيلمي بازی كرده‌ايم كه در جهت اهداف انقلاب بوده؟ اگر بنا باشد كه از يك طرف تحت فشار قرار بگيريم و مسئولين هم از جريان هنری همسوی انقلاب اسلامي دفاع نكنند پس لابد بايد از گرسنگی بميريم.»

– تصویر فریز شده از صفحه خبر

عکس رضا توکلی در دیدار هنرمندان ولایی صدا و سیما با خامنه‌ای

مطالب مرتبط:

آقای داوود رشیدی عزیز قدر خود را بدانید!

عکس نیمه برهنه گلشیفته نمیتواند فتوشاپی بوده باشد

گلشیفته فراهانی - عکس تهیه شده از کلیپ

انتشار عکس گلشیفته فراهانی در اینترنت که اول بار در مجله فرانسوی مادام لی فیگارو و فیسبوک خود گلشیفته فراهانی صورت گرفت، جنجال زیادی به پا کرد. اما دقایقی پیش اتفاق عجیبی افتاد. ابتدا پدر گلشیفته –بهزاد فراهانی از بازیگران مطرح تئاتر- اعلام کرد که عکس منتشر شده به دخترش تعلق ندارد و «این عمل زشت فتوشاپ» است و اینکه دخترش «اهل این مسائل و بازی‌ها» نیست. بعد از این اظهارات عکس گلشیفته در فیسبوک و در مجله فرانسوی حذف شد. هنوز توضیحی در این ارتباط داده نشده است.

برخلاف گفته‌های آقای فراهانی به نظر نمیرسد که عکس مذکور فتوشاپ باشد زیرا از طرفی مجله مطرح فرانسوی اهل فتوشاپ کاری و انتشار عکسهای قلابی نیست و از سوی دیگر فیلمی هم در همین زمینه منتشر شده و در یوتیوب قرار گرفته که نشان دهنده نیمه برهنه شدن گلشیفته در کنار دیگر افراد گروه بازیگر در کلیپ میباشد. به نظر میرسد بعد از اظهارات آقای فراهانی و ناراحتی او از انتشار این عکس، گلشیفته مجبور شده است که عکس را از فیسبوک بردارد و از مجله فرانسوی هم بخواهد که عکس را حذف کند. این در حالیست که هنوز ویدئو مربوطه بر روی یوتیوب قرار دارد. در هر حال به نظر میرسد لازم باشد که توضیحی از سوی گلشیفته داده شود چرا که هزاران کامنت و مطلب در این مورد نوشته شده، کلی بحث در گرفته است و درست نیست که به مردم هیچ توضیحی داده نشود!

توضیح درباره کلیپ:

گلشیفته فراهانی در این فیلم کوتاه تبلیغاتی برای مراسم سالیانه جایزه سینمای سزار در فرانسه شرکت کرده است. وی امسال نامزد جایزه بهترین بازیگر زن تازه‌کار در این مراسم است. او در زمان ۳۰ ثانیه این کلیپ میگوید: «من به رویاهای شما جان می‌بخشم»

مطلب قبلی من در این رابطه:

انتشار تصویر نیمه برهنه گلشیفته فراهانی و شکست سیاست‌های فرهنگی رژیم

انتشار تصویر نیمه برهنه گلشیفته فراهانی و شکست سیاست‌های فرهنگی رژیم

تصویر گلشیفته فراهانی در فیگارو

 انتشار تصویری نیمه برهنه از گلشیفته فراهانی بازیگر جوان و محبوب سینمای ایران که در پی غضب مسئولان وزارت ارشاد و بازجویی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به خاطر بازی در یک فیلم هالیوودی مدتی است که مجبور به تبعید اجباری و سکونت در فرانسه شده است، موجب بهت بسیاری از ایرانیان شده و عکس‌العمل‌های متفاوتی اعم از تایید یا رد این عمل را در پی داشته است. (به کامنتهای زیر پست مربوطه در صفحه فیسبوک گلشیفته مراجعه شود)

من این کار او را تایید یا رد نمیکنم، چون این تصمیم شخصی او بوده است. اما به شخصه به گلشیفته فراهانی به خاطر شجاعت و جسارتش تبریک میگویم. کار او چیزی مشابه با کاری است که علیا ماجده المهدی – وبلاگنویس مصری – در اعتراض به تبعیض علیه زنان و حجاب اجباری کرد.

انتشار این عکس جنبه دیگری هم دارد و آن این است که سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی به طور کامل شکست خورده است. گلشیفته متولد ۱۳۶۲ است. این بدان معناست که او در دوران حکومت جمهوری اسلامی به دنیا آمده، تحت آموزه‌های اسلامی همین رژیم که بر محرم و نامحرم و حجاب اجباری برای زنان تاکید کرده، بزرگ شده و رشد کرده است. انتشار این عکس نشان میدهد که دختران ایرانی بسیاری هستند که با حجاب اجباری مخالفند، خود را مالک بر بدن و تصمیم گیرنده نوع پوشش خود میدانند. قیم نمیخواهند و دوست دارند که دیگران قبل از هر چیز دیگری به آنها به چشم یک انسان نگاه کنند و به خواسته‌ها و تصمیم‌های فردی آنها احترام بگذارند.

قطعا گلشیفته پس از انتشار این عکس با واکنش سهمگین حکومت، متحجران و اسلامگرایان تندرو مواجه خواهد شد اما بی‌شک ایرانیان بسیاری هم هستند که ظاهر شدن او به شکل نیمه برهنه در جلوی دوربین عکاسی را تصمیم فردی او دانسته و به این تصمیم او احترام خواهند گذاشت. خوشبختانه او خارج از ایران است و از گزند متحجران زن‌ستیز در امان خواهد بود.

چند مطلب مرتبط با اسلام:

عدم حضور دانشجویان مسلمان در کلاسهای زیست شناسی در انگلیس به دلیل تضاد نظریه تکامل با قرآن

بازداشت یک مرد مسلمان در فرانسه به دلیل کتک‌زدن پرستاری که قصد برداشتن حجاب همسرش را در حین زایمان داشت

شدت گرفتن حرکتهای طالبانی و عزم جمهوری اسلامی برای نابودی تاریخ و هویت ملی ایرانیان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: