بایگانی برچسب‌ها: سکوت

داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

داروهای ضروری نایاب شده است، بسیاری از کارخانه ها و واحدهای تولیدی تعطیل شده اند و بقیه هم به شدت تعدیل نیرو کرده اند. تولید خودرو نسبت به پارسال نصف شده است، اجناس ساعت به ساعت گران و گرانتر میشوند، روزانه ۲۰۰ میلیون دلار به دلیل عدم توانایی در فروش نفت به اقتصاد کشور ضرر میخورد. ریال با شتابی بی سابقه به طور روزانه اعتبار خود را از دست میدهد، چیزی که به دلیل مشخص نبودن آینده عملا رکود در بازار و معاملات را رقم زده است. صادرات گاز در آستانه تحریم بین المللی است و کشتیرانی ایران تحریم کامل شده است.

اینها تنها گوشه ای از وضعیت کنونی کشور است که صد البته نقش تحریم های بین المللی در پیدایش این شرایط بسیار موثر بوده است. . تحریم ها به خاطر پافشاری جمهوری اسلامی بر ادامه برنامه هسته ای خود وضع گردیده است. از آنجایی که حرف اول و آخر در تعیین سیاست های کلان رژیم را شخص علی خامنه ای میزند، لذا مسئولیت مستقیم تحریم ها و در نتیجه وضعیت فعلی با شخص خامنه ای است. در روزهای گذشته و به دنبال وخیم تر شدن وضعیت اقتصادی کشور و افزایش نارضایتی مردمی، با هدایت و خط دهی شخص علی خامنه ای، نهادها و چهره های حکومتی از سرداران سپاه و مجلس گرفته تا صدا و سیما و امامان جمعه، همگی حملات متعدد و برنامه ریزی شده ای را علیه دولت و شخص احمدی نژاد صورت داده اند، تا او و دولتش را مسئول وضع کنونی معرفی کنند و انگشت اتهام مردم را از سمت علی خامنه ای به سمت احمدی نژاد منحرف کنند. اگرچه دولت احمدی نژاد به دلیل باندبازی، عدم برنامه ریزی، سوء مدیریت و اتخاذ سیاستهای پوپولیستی در هفت سال گذشته در نابودی و به فلاکت نشاندن کشور نقش داشته است، اما همین ماندن احمدی نژاد هم نه در نتیجه رای مردم که در نتیجه خواست شخص علی خامنه ای صورت گرفته است و لذا حتی در ناکارآمدی و اظهارات تنش زای احمدی نژاد در عرصه بین المللی هم مجددا شخص خامنه ای مسئولیت مستقیم دارد.

امروز علی خامنه ای در سخنانی در بجنورد، تحریم ها را غیر منطقی و وحشیانه خوانده است. وقتی خامنه ای که همواره کلمات خود را با وسواس زیاد انتخاب میکند، از چنین صفاتی استفاده میکند، تنها و تنها یک معنا میدهد و آن اینکه رژیم و در راس آن شخص علی خامنه ای، از تحریم های بین المللی به شدت درمانده و کلافه شده است و تحریم ها در حال اثر گذاری هستند.

علی خامنه ای باید بداند که دو راه بیشتر ندارد، یا اینکه جام زهر را سر بکشد و بی خیال رسیدن به بمب اتمی بشود و یا اینکه همین روند را ادامه بدهد آنگاه آینده ای مشابه سرنوشت صدام حسین در عراق خواهد داشت و یا اینکه دیر یا زود انقلابی مردمی او و رژیمش را سرنگون خواهد کرد.

اما مردم ایران باید بدانند که اگر رژیم به خواسته های بین المللی تن ندهد، ابتدا یارانه ها قطع خواهد شد، سپس شاهد بیکاری، قحطی و فقر گسترده خواهیم بود. با روند فعلی اگر دیدید مدتی دیگر برنامه نفت در برابر غذا برای ایران به اجرا درآمد زیاد تعجب نکنید! باید از سرنوشت مردم کره شمالی و عراق عبرت گرفت. همانطور که قبلا هم بارها و بارها نوشته ام (+ ، +)، اگر رخوت و بی تفاوتی کنونی در میان مردم ادامه یابد و نسبت به سیاستهای رژیم اعتراض نکنند، متاسفانه تنها دو حالت برای ایران متصور است، کشوری دارای سلاح اتمی اما قحطی زده و در انزوای کامل بین المللی مثل کره شمالی و یا کشوری ویران، جنگ زده با صدها هزار کشته و چه بسا تجزیه شده چیزی شبیه به عراق.

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

 مطالب مرتبط: 

سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

قله مد نظر خامنه‌ای کدام است؟ تحریم‌ها برای کوبا ۵۰ سال طول کشید و در مورد عراق به حمله خارجی منجر شد

چرا تحریم‌ها بر ضد حکومت، گریبانگیر ایرانیان شده است؟! مقصر کیست؟

سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

فرض کنید شما و خانواده‌تان به عنوان مسافر در داخل اتوبوسی در حال حرکت در جاده‌ای کوهستانی و باریک نشسته‌اید. اگر ببینید که راننده اتوبوس بی توجه به جان دهها مسافری که به او اعتماد کرده‌اند، با سرعت زیاد رانندگی میکند و با بی مبالاتی کامل، در داخل پیچ‌های تند از ماشین‌های مقابل سبقت میگیرد، چه خواهید کرد؟ واکنش شما به عنوان یک مسافر چه خواهد بود؟ آیا توجهی نکرده و سکوت میکنید تا وی همچنان به رفتار خود ادامه دهد و نهایتا اتوبوس، شما و خانواده عزیزتان را به داخل دره‌ای عمیق بیندازد یا اینکه بی خیالی را به کناری نهاده و از جای خود بلند میشوید و به راننده تذکر میدهید که از نحوه رانندگی‌اش رضایت ندارید؟ آیا شرط عقل این نیست که به عنوان کسی که جان و امنیت خود و خانواده‌اش در خطر است، از راننده بخواهید که آرامتر و با دقت بیشتری براند؟

حالا به جای اتوبوس، کشور ایران، به جای مسافران، مردم ایران و به جای راننده حکومت جمهوری اسلامی را در نظر بگیرید که سران آن هدایت این مملکت را در دست دارند. تمرکزمان را بگذاریم روی همین چند سال اخیر. مگر نه اینکه در سالهای اخیر وضع اقتصادی کشور روز به روز وخیم تر شده است؟ مگر نه اینکه جمهوری اسلامی به ویژه با اتخاذ سیاست غلط هسته‌ای، تصویب تحریم‌های سخت اقتصادی از جانب دیگر کشورها بر ایران را موجب گردیده است؟ مگر نه اینکه پول ملی ما به عنوان شاخص مهم اقتصاد کشورها، تنها در عرض هفته گذشته بیش از ۴۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است؟ به عبارت دیگر یعنی اگر حقوق یک فرد ماهی ۱ میلیون تومان بوده است، در عرض یک هفته گذشته حقوق او در واقع به ۶۰۰ هزار تومان کاهش یافته است، در حالیکه همه اجناس گرانتر شده‌اند! مگر نه اینکه تورم بسیار بالا و بیکاری گسترده گریبان مردم ما را گرفته است؟ مگر نه اینکه اقتصاد ما بیش از ۸۵ درصد به نفت وابستگی دارد و مسلما با ادامه ناتوانی دولت در فروش نفت و عدم وجود درآمد ارزی، در ماههای آینده شاهد وخیم تر شدن هر چه بیشتر شرایط، تعطیلی هرچه بیشتر کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی، و چه بسا قطع کامل یارانه‌ها و ناتوانی دولت و کارفرمایان در پرداخت دستمزد کارمندان و کارگران خواهیم بود؟

وقتی همه ما می‌بینیم که کشور با سرعتی سرسام آور در حال حرکت به سمت دره‌ نابودی است، چرا هیچ کس واکنشی نشان نمیدهد؟ چرا هیچ کس از این راننده بی مبالات نمیخواهد که آرامتر و بهتر رانندگی کند؟ میشود درک کرد که به دلیل عدم وجود آلترناتیوی مشخص و قابل اعتماد  برای حکومت، سرکوب گسترده اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸، و مواردی دیگر، احتمالا مردم عزم و اراده لازم برای ایجاد تغییرات بنیادین در ساختار حکومت فعلی را ندارند. اما قطعا این سکوت مرگبار حاکم بر جامعه را نمیتوان درک کرد. الزاما لازم نیست تنها برای تغییر بنیادین به خیابان آمد. میتوان اعتراض خود را به مسائل و مشکلات اقتصادی محدود کرد. دو روز پیش عده‌ای از دانشجویان در اعتراض به عدم پرداخت ارز دانشجویی مقابل مجلس تجمع کردند، نه کسی با آنها برخوردی کرد و نه آنها شعار سیاسی دادند. تنها به یک سیاست اقتصادی دولت که مستقیما زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده بود، اعتراض کردند. باید اعتراض‌‌های مشابهی از سوی مردم در مقابل استانداری‌ها، فرمانداری‌ها، بخش داری‌ها، مجلس و یا بانک مرکزی صورت بگیرد. برای جلوگیری از برخورد حاکمیت، میتوان شعارها و درخواستها را تنها به موارد و مشکلات اقتصادی متمرکز کرد. یک کارگری، یک معلمی، یک کارمندی که در اثر سیاست‌های غلط دولت بیکار شده است، حق دارد بیاید بگوید چرا من را بیکار کردید! مردمی که در عرض یک سال، ارزش پولشان یک سوم شده و به همان نسبت قدرت خریدشان کاهش یافته است، حق دارند بیایند بگویند چرا؟!

این رخوت و بی تفاوتی که الان شاهدش هستیم اصلا نتیجه خوبی نخواهد داشت. این بی توجهی و بی تفاوتی مردم، مطمئنا در نقش «چراغ سبز» عمل خواهد کرد و موجب خواهد شد که حکومت به همین روش خود ادامه دهد و در نتیجه اوضاع بدتر و بدتر خواهد شد. اما اگر مردم اعتراض کنند، اگر مردم بی تفاوت نباشند، مطمئنا حکومت مجبور خواهد شد که روش و سیاست خود را تغییر دهد.

متاسفانه این روزها احساس میشود که روز به روز بر تعداد افرادی که به امید مداخله نظامی خارجی برای رهایی از شر جمهوری اسلامی نشسته‌اند افزوده میشود. این یک اشتباه محض است اگر فکر کنیم که دولت‌های خارجی مایل خواهند بود اقتصاد در حال بازیابی از رکود خود را هزاران هزار میلیارد دلار متحمل هزینه کنند و چندین سال خود را در کشوری به مراتب قویتر از عراق مشغول کنند تا ما را از بند یوغ استبداد مذهبی برهانند! این یک اشتباه استراتژیک است. اگر حمله‌ای هم صورت بگیرد قطعا محدود به نابودی تاسیسات اتمی خواهد بود، چیزی که منجر به سقوط رژیم نخواهد شد! بسیار بسیار بعید است که کشورهای خارجی تمایلی برای ارسال نیروههای زمینی و اشغال کشور که لازمه تغییر رژیم از طریق نظامی است، داشته باشند. حتی اگر به فرض محال چنین چیزی هم اتفاق بیفتد به احتمال زیاد منجر به تجزیه ایران و غوطه‌ور شدن کشور در جنگ داخلی خواهد شد؛ چیزی که قطعا مطلوب هیچ ایرانی وطن دوستی نیست.

لذا بهترین گزینه، اعتراضهای مردمی و از داخل کشور است. مطمئن باشید اگر اعتراضی نکنیم، جمهوری اسلامی به همین روند خود ادامه خواهد داد، و در نتیجه تحریم‌ها هم ادامه خواهد یافت و همانطور که قبلا هم نوشته بودم (مطلب مرتبط)، در چنین شرایطی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور خواهد آمد، یا همچون کره شمالی به کشوری قحطی زده، بدبخت و منزوی اما مسلح به سلاح اتمی تبدیل خواهیم شد و یا همچون عراق کشوری خواهیم داشت ویران و جنگ زده و با احتمال تجزیه کامل! از کره شمالی و عراق درس بگیریم و رخوت، سستی و بی تفاوتی را به کناری بزنیم و از رژیم بخواهیم که روش خود را تغییر دهد!

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب مرتبط:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

آی ملت بیدار شید! وطن از دست رفت!

شاید اغراق نباشد اگر گلستان و ترکمانچای را جزو ننگین‌ترین قراردادهای تاریخ معاصر کشور بدانیم. در نتیجه این دو عهدنامه که در دوران فتحعلی شاه قاجار صورت گرفت، قسمتهای مهمی از ایالات شمال ایران از گرجستان و بادکوبه (باکو) گرفته تا ارمنستان به روسیه واگذار شد. امروز با خواندن تاریخ ناخودآگاه این فکر به ذهن خطور میکند که پس مردم ایران آن زمان چه میکردند؟ چرا در مقابل این خیانت‌ها اعتراض نکردند؟ پس عرق میهنی و حس وطن پرستی شان کجا رفته بود؟! برخی حتی ممکن است مردم را به دلیل همین رخوت و سکوت، شریک در خیانت و وطن فروشی شاه و مسئولان وقت بدانند.

مردم احتمالا همین کاری را میکردند که ما الان داریم میکنیم! هر کسی مشغول زندگی خود بود، بی توجه به خیانتی که دارد صورت میگیرد. آنها حداقل این بهانه را دارند که بگویند خبردار نشده بوده‌اند. ما چه؟ ما که در عصر ماهواره و اینترنت به سر میبریم! پس در مقابل خیانت‌ها، دزدی‌ها و وطن فروشی جمهوری اسلامی چه کردیم؟ هر روز خبری منتشر میشود که گوشه‌ای از کثافت کاری اینها را روشن میکند. از برملا شدن اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی باند احمدی نژاد (+) و واریز ۲۶۰۰ میلیارد تومانی پول زبان بسته نفت مردم به حساب پسر خامنه‌ای (+) گرفته تا افشای قرارداد ننگین نفتی با چین (+) و خبر احتمال واگذاری جزایر سه گانه جنوب کشور به امارات! (+)

شاید با اطمینان بتوان گفت اگر یک صدم این دزدی‌ها و خیانت‌ها در کشور دیگری صورت میگرفت، خشم مردم در اندک زمانی بساط دولت وقت را بر هم چیده بود! در عوض ما فقط به نظاره نشسته‌ایم. چه بسا حتی بدمان نمی‌آید که خودمان را به ندیدن و نشنیدن بزنیم تا بلکه از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم! به نظر شما عجیب نیست که مهمترین موضوع مورد توجه ایرانیان در سه ماه گذشته نه اختلاس‌ها و دزدی‌ها، نه وطن فروشی و خیانت حاکمان، که برهنه شدن گلشیفته فراهانی بوده است؟! گویی نسبت به وطن فروشی و خیانت بی‌تفاوت شده‌ایم! با این وضع رخوت و بی‌خیالی، به نظرم اگر روزی از خواب بیدار شویم و در خبرها بخوانیم که کشور چند تکه شده و دیگر چیزی به نام ایران وجود ندارد، کار خاصی نکنیم. احتمالا همچنان هرکس به طور عادی به زندگی خود ادامه میدهد گویی اتفاق خاصی نیفتاده! وای بر ما! آیندگان درباره ما چه خواهند گفت؟ آیا از ما به عنوان موجوداتی بی‌تفاوت و بی مسئولیت یاد نخواهند کرد؟ آیا ما را شریک خیانت‌ها و وطن فروشی سران جمهوری اسلامی نخواهند دانست؟ آیا اگر مردم اینقدر بی‌تفاوت نبودند جمهوری اسلامی جرات میکرد اینگونه رفتار کند؟

این کلیپ کوتاه از مجموعه تلویزیونی هزاردستان خیلی گویا و البته تاسف برانگیز است. فیلم احتمالا دوران قاجار را به تصویر میکشد. فردی در میانه روز در وسط شهر با گلوله کشته شده است. پلیس از افراد مختلف سوال میکند تا بلکه ردی از ضارب به دست آورد. غافل از اینکه مردم یا چرت میزده‌اند یا اینکه پای بساط و منقل در هپروت و نشئگی به سر میبرده‌اند، به گونه‌ای که بیخ گوششان جنایتی رخ داده بدون اینکه جانی را شناسایی یا تلاشی برای دستگیری او کرده باشند! جماعت خواب، اجتماع خواب زده، جامعه چرتی!

و ملک الشعرای بهار چه خوش گفت که:

این دود سیه فام كه از بام وطن خاست

از ماست كه بر ماست

وین شعله سوزان كه برآمد ز چپ و راست

از ماست كه بر ماست

جان گر به لب ما رسد، از غیر ننالیم

با كس نگسالیم

از خویش بنالیم كه جان سخن اینجاست

از ماست كه بر ماست

 

مطالب مرتبط:

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

شلاق خوردن پیمان عارف و مسئولیت ما

پیمان عارف

روز دیگری آمد و باز خبر رسید که حکومت جهل و جور کینه اهریمنی خود را با ضربات شلاق مجریان به اصطلاح عدالتش بر پیکره خون آلوده مردم ایران خالی کرده و یکی از فرزندان آزاده ایران زمین به نام پیمان عارف را شلاق زده است!

صرفنظر از دلیل اجرای چنین مجازاتی که اتهام واهی توهین به «رییس جمهور» (که البته من احمدی نژاد را رییس جمهور ایران نمیدانم!) ذکر شده است و اینکه اساسا سلام نکردن به یک فرد نمیتواند مصداق توهین تلقی شود، به نظر من تک تک ما در ادامه اجرای همه روزه چنین احکامی مسئولیم.

سکوت ما چراغ سبزی است به این حکومت برای ادامه اجرای این جنایت ها و ظلم ها. شک نکنید اگر هریک از ما به اجرای چنین احکام وحشیانه ای اعتراض کنیم، این حکومت جرات نخواهد کرد بار دیگر چنین احکامی را به اجرا درآورد. در قرن ۲۱ حتی حیوانات را هم دیگر کتک نمیزنند و هر نوع بدرفتاری با یک حیوان مورد اعتراض شدید مردم و رسانه های کشورهای مختلف قرار میگیرد. چگونه است که در مملکت ما انسانی را به جرم «انتقاد»، ۷۴ مرتبه با کابل شلاق میزنند و کسی دم برنمی آورد؟! آخر ما را چه شده است؟! چرا چنین حکومتی گریبان ما را گرفته است؟ مطمئنا رخوت و سستی امروز ما موجبات ادامه حیات این حکومت و زمینه وقوع همه روزه چنین جنایت هایی را فراهم کرده است.

واقعیت این است که مدتی است ما به ملتی مجازی تبدیل شده ایم! ملتی که فقط لایک میزند و کامنت میگذارد! ملتی که در اینترنت انقلاب میکند! لایک ها، عوض کردن عکس پروفایل و لینک گذاشتن ها از مسوولیت ما کم نخواهد کرد. باید اعتراض ما به مرحله فعلیت برسد و نمود عملی بیابد. تصویر را ببینید، کبودی کمر پیمان را بنگرید! شلاق خوردن او به صورت مجازی صورت نگرفته، ضربات شلاق به طور واقعی بر پیکر او فرود آمده است.

نگذاریم اجرای این شکنجه ها (شلاق نمونه بارز شکنجه است) و مجازات های وحشیانه برایمان عادی شود. نگذاریم اجرای چنین احکام وحشیانه و غیر انسانی ای برای این حکومت عادی شود! فراموش نکنیم که همه ما مسئولیم!

ما با سکوتمان و با انفعال و رخوت خود، چراغ سبز اجرای چنین مجازات هایی را به حکومت میدهیم و لذا مسئولیم!

مطالب مرتبط:

بررسی نقش شبکه های اجتماعی بر اعتراض های مردمی؛ مزایا و معایب

فضا را عوض کنید!

دویستمین روز حصر خانگی موسوی و کروبی

۲۰۰ روز از حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان گذشت و ما همچنان در سکوت و انفعال به سر میبریم! مطمئنا سکوت ما تضمین کننده ادامه حصر آنها خواهد بود. باید این سکوت مرگ بار را شکست و کاری کرد. ترسم از آن است که همچون منتظری، حکومت این دو را هم چندین سال در حصر خانگی نگاه دارد!

سکوت ما حصر آنهاست – طرح از محسن موسوی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: