بایگانی برچسب‌ها: سپاه

کشتار وحشیانه ایرانیان غیر مسلح ساکن کمپ اشرف، قلب هر انسان آزاده ای را به درد می آورد!

بار دیگر جمهوری اسلامی از طریق عوامل خود در عراق و نیروهای نظامی این کشور، ایرانیان بی دفاع و غیر مسلح ساکن پایگاه اشرف را به خاک و خون کشید (منبع). صرفنظر از نوع دیدگاه فکری و عقیدتی مجاهدین، این جنایت ددمنشانه. قلب هر انسانی را به درد می آورد.

این مرتبه اولی نیست که چنین اتفاقی در کمپ اشرف می افتد. در دفعات قبل هم شاهد جنایات عراقی ها و عوامل جمهوری اسلامی در راکت پراکنی علیه ساکنان بی دفاع این پایگاه بودیم که منجر به کشته و زخمی شدن عده زیادی شده بود. اما به نظر می رسد با توجه به عدم واکنش قاطع کشورهای غربی و اکثر گروهها و شخصیت های پرنفوذ ایرانی نسبت به جنایات قبلی، دولت های عراق و جمهوری اسلامی با پروای بیشتری به جنایات خود ادامه می دهند به طوریکه این بار تعداد کشته شده ها بسیار زیاد و بر طبق برخی گزارشها به رقم تکان دهنده ۷۰ نفر می رسد!

طبق گزارشها و تصاویر منتشر شده دستان بسیاری از ایرانیان کشته شده ابتدا بسته شده و سپس تیر به سر و صورت آنها شلیک شده است. این موضوع در کنار این واقعیت که کلیه ساکنان این پایگاه از زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ غیر مسلح می باشند، شکی در مقصر بودن نیروهای عراقی در وقوع این جنایت باقی نمی گذارد. اگرچه مجاهدین و مسئولان عراقی روایات متفاوتی از آنچه رخ داده است را مطرح کرده اند اما با رجوع به روایات نقل شده از سوی دو طرف در پی وقوع حوادث مشابه در گذشته و نیز انتشار بیانیه فوری و سرشار از شادمانی سپاه پاسداران، می توان با اطمینان بالایی گفت روایتی که مسئولان عراقی و ایرانی مطرح می کنند تحریف شده بوده و این جنایت از پیش برنامه ریزی شده بوده است.

صرفنظر از مسئولیت مستقیم حکومتهای عراق و جمهوری اسلامی در این جنایت، به نظر می رسد کشورهای غربی و گروههای مختلف ایرانی مخالف جمهوری اسلامی هم مسئولیت غیر مستقیم در تکرار این جنایات برعهده دارند. چه بسا اگر کشورهای غربی در دفعات قبلی به اعمال فشار شدید بر حکومت عراق می پرداختند و دولت عراق را که وابستگی شدیدی به فروش نفت خام دارد را وادار به مجازات عاملان جنایات قبلی و عدم پیروی از منویات سران جمهوری اسلامی می نمودند و از آنها تعهد لازم برای عدم تکرار چنین وقایعی را دریافت می کردند دیگر امروز شاهد چنین جنایتی نمی بودیم.

چه بسا اگر گروههای مختلف اپوزیسیون و ایرانیان صاحب نفوذ در کشورهای غربی، سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری، اختلاف دیدگاه سیاسی و یا عقیدتی خود با مجاهدین را به کناری می گذاشتند و از اعتبار و نفوذ خود برای اعمال فشار به کشورهای غربی، دولت عراق و سازمانهای بین المللی استفاده می کردند و خواستار مجازات عاملان و آمران جنایات قبلی می شدند امروز شاهد تشدید این جنایتها نمی بودیم.

من در همین وبلاگ مطالب متعددی در نقد و یا افشاگری نسبت به سازمان مجاهدین و عملکرد آنها منتشر کرده ام، اما اختلاف دیدگاه سیاسی و عقیدتی من با این سازمان و به ویژه نقد من نسبت به عملکرد رهبران این سازمان به هیچ وجه به معنی این نیست و نباید باشد که چشم بر به خاک و خون کشیده شدن و آزار و اذیت آنها ببندم. من وقتی بیانیه مشمئز کننده سپاه را دیدم واقعا تنم لرزید از این همه شقاوت و سیاهی قلب این جنایتکاران.

در پایان از افرادی که به بهانه عملکرد ۳۰ سال پیش مجاهدین مسلح آن زمان، جنایات علیه اعضای غیر مسلح و بی دفاع کنونی آنها را توجیه می کنند تقاضا میکنم که قدری با خود تامل کنند. آیا واقعا شلیک تیر در سر یک فرد غیر مسلحی که دستانش از پشت بسته شده است، قابل توجیه است؟ آیا چنین رفتاری وحشیانه نیست؟ اصلا فرض کنیم مقتول گناهکار بوده، آیا هیچ دادگاه و محکمه ای لازم نیست؟ چگونه میتوان از چنین جنایتی اظهار خوشحالی نمود؟!

ویدئویی از کشته شدگان که هدف اصابت گلوله از ناحیه سر قرار گرفته و قبل از کشته شدن دستانشان از پشت بسته شده بوده است:

مخمصه نظام در تایید یا رد صلاحیت مشایی و هاشمی

هاشمی رفسنجانی دوشادوش رهبر - نماز عید فطر سال ۸۴

هاشمی رفسنجانی دوشادوش رهبر – نماز عید فطر سال ۸۴

در حالیکه بیش از ۶۷۰ نفر کاندید انتخابات ریاست جمهوری آینده شده اند، اما در یک هفته گذشته اکثر خبرهای انتخاباتی در رسانه های حکومتی درباره ۲ کاندیدا بوده است: مشایی و هاشمی رفسنجانی. قسمت عمده این اخبار به بازتاب مصاحبه ها و سخنرانی های چهره های نزدیک به بیت رهبری و سپاه بر ضد این دو نفر اختصاص داشته است. این موضوع نشان می دهد که نظام (رهبر و سپاه) از کاندید شدن این ۲ نفر ناخشنود است و به دنبال فراهم کردن زمینه رد صلاحیت آنها یا اگر نشد (به دلیل هزینه سنگین) کوبیدن آنها به منظور کاهش رای آنها و باز اگر نشد دستکاری در رایها و نهایتا ربودن آرای آنها به نفع نامزد نظام می باشد.

– علت ناخشنودی حکومت از نامزدی مشایی و هاشمی چیست؟

مغضوب بودن مشایی و هاشمی در نزد نظام به این معنا نیست که آنها در راستای منافع مردم حرکت میکنند یا افرادی عاری از فساد و به دور از باندبازی هستند، بل علت این است که استبداد رای، انحصار فکر و تنگ نظری در نزد خامنه ای به حدی گسترش یافته است که حالا دیگر او همچون پادشاهان خودکامه تنها به دنبال چاکران و چه بسا دریوزگانی بله قربان گوست که صرفا او را ستایش و تمجید کنند، تابع محض اوامر و فرمایشات او باشند و کوچکترین اختلاف سلیقه ای از خود بروز ندهند. حالا دیگر حلقه نظام آنقدر تنگ شده است که هاشمی رفسنجانی که خود یکی از ارکان اصلی این نظام است هم «غیر خودی» محسوب می شود و به دلیل عدم محکومیت صریح جنبش سبز و خطبه های نماز جمعه اش در تیرماه سال ۸۸ مورد غضب قرار گرفته است.

از آن طرف سپاه را داریم که حالا دیگر اقتصاد کشور را به طور کامل در دست گرفته است و به راحتی در حال چپاول و غارت مملکت است. در واقع دو علت اصلی همراهی نظامیان با آخوندها یکی وابستگی مذهبی و دیگر همین بهره مندی اقتصادی است. سپاه بر سر این سفره رنگینی که به قیمت گسترش روزافزون فقر و بیکاری در کشور پهن شده نشسته است و تمایلی ندارد که با گروه جدیدی این پروژه ها، این پولهای بادآورده و غارت ثروت مردم ایران را شریک شود. لذا با ورود افراد و گروههای تازه یا بازگشت بیرون رانده شده ها به داخل حلقه قدرت به شدت مخالفت میکند. دقیقا مانند گروهای مافیایی. اگرچه هاشمی در پیدایش این مافیا نقش عمده ای داشته است، اما حالا که با تلاش زیاد از داخل مافیا بیرون زده شده است، برای بازگشت مجدد با مزاحمت و دشواری روبروست.

– استراتژی نظام در شرایط فعلی چیست؟

راهکاری که نظام و رسانه های وابسته به حکومت در شرایط فعلی دنبال میکنند، استراتژی دوجانبه تخریب و رد صلاحیت است. نظام در مخمصه بدی گرفتار شده است. در حالیکه رد صلاحیت هاشمی و مشایی بسیار پرهزینه به نظر میرسد، هجمه رسانه ای و کوبیدن آنها به مراتب کم هزینه تر است.

۱- در صورت رد صلاحیت مشایی، احتمال طغیان احمدی نژاد بسیار زیاد است. احمدی نژاد در سالهای گذشته نشان داده است که ارادت ویژه ای به مشایی دارد و علیرغم اعتراض های مکرر اطرافیان خامنه ای، در سالها و به ویژه ماههای اخیر هر کجا که رفته است او را هم همراه با خود برده است، در معرض دوربین ها قرار داده، برای معرفی اش به مردم چندین مراسم بزرگ (اما شکست خورده) ترتیب داده، او را برای ثبت نام تا داخل وزارت کشور همراهی کرده، وعده افزایش مجدد یارانه ها داده و خلاصه به گونه ای روی او سرمایه گذاری کرده است که پس از خودش، او به ریاست جمهوری برسد. احمدی نژاد میداند که اگر چاره ای نیندیشد تا کمتر از ۳ ماه دیگر به طور کامل از حلقه قدرت به بیرون پرت خواهد شد لذا قطعا در مقابل رد صلاحیت مشایی سکوت نخواهد کرد و احتمال اینکه از برگزاری انتخابات سر باز بزند زیادست.

نظام هم البته اینها را میداند لذا در یک هفته اخیر نفرات خامنه ای با همه قوا از تمامی رسانه ها و تریبون های حکومتی استفاده کرده و مرتبا هشدار داده اند که باید مطیع نظر شورای نگهبان بود. حتی به این هم اکتفا نکرده و صراحتا به احمدی نژاد هشدار داده اند که اگر نظر شورای نگهبان را نپذیرد، سرنوشت بنی صدر و عزل از طریق رای عدم کفایت سیاسی در مجلسِ زیر نظر خامنه ای، در انتظارش خواهد بود. با این تفاسیر از مجموع اظهار نظرها و اقدامها اینطور به نظر میرسد که مشایی به احتمال بسیار زیاد رد صلاحیت خواهد شد. در واقع عدم رد صلاحیت او مشکل زا خواهد بود چه آنکه این سوال را مطرح خواهد کرد که فردی که صلاحیت معاونت ریاست جمهوری را هم ندارد و رهبر برای عزل وی از آن مقام مجبور به متوسل شدن به حکم حکومتی و دستور به رییس جمهور میشود، پس چگونه ممکن است که بتواند صلاحیت پست بالاتر را داشته باشد؟! در واقع خامنه ای با حکم حکومتی خود پیش از شورای نگهبان، مشایی را رد صلاحیت کرده است!

۲- در مورد هاشمی رفسنجانی قضیه قدری پیچیده تر است. هاشمی قبل از کاندیداتوری با ترفندی زیرکانه ادعا کرده بود که تنها در صورت جلب نظر مساعد رهبر خواهد آمد. این یعنی اینکه حالا که آمده ام با نظر موافق خامنه ای بوده است، در حالیکه ثبت نام دقیقه ۹۰ هاشمی، شوکه شدن نامزدهای نزدیک به خامنه ای و نیز حملات تریبون داران و رسانه های حکومتی  به وی در روزهای اخیر نشان میدهد که خامنه ای به هیچ وجه چراغ سبز به هاشمی نشان نداده بوده و در واقع این کلکی است که هاشمی زده است. یکی از نوچه های رهبر در اینجا تلویحا به اینکه خامنه ای موافق آمدن او نبوده اذعان میکند. واقعیت این است که هاشمی یکی از ارکان این نظام بوده و در صورت برگشت به قدرت، مطیع خامنه ای نخواهد بود و با توجه به روحیه پراگماتیک خود احتمالا تلاش خواهد کرد که قضیه هسته ای را با سازش با غرب به پایان برساند و نیز با ورود مجدد خانواده خود و اطرافیانش، اقتصاد کشور را تا حدودی از قبضه سپاه خارج خواهد کرد، به همه این دلایل لذا نظام بازگشت او را در راستای خواست خود نمیداند.

اما رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی ممکن نیست. چطور ممکن است کسی که با حکم رهبر چندین سال بر کرسی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام تکیه زده است، فاقد صلاحیت باشد؟! رد صلاحیت او در واقع تف سر بالا خواهد بود. اگرچه چندین امام جمعه و نماینده مجلس نزدیک به رهبر سخنانی درباره لزوم در نظر گرفتن شرایط سنی کاندیداها هنگام بررسی صلاحیت ها توسط شورای نگهبان مطرح کرده و شریعتمداری مهره رسانه ای خامنه ای در کیهان بر لزوم رد صلاحیت هاشمی به دلیل خودداری از محکوم کردن جنبش سبز و نزدیکی به موسوی، کروبی و خاتمی، تاکید کرده است، اما به دلیل موارد ذکر شده در بالا، تایید صلاحیت او تقریبا قطعی به نظر میرسد. هاشمی هم گویا خود متوجه این موضوع شده و مشغول ایجاد تشکیلات و ستاد انتخاباتی شده است. در مورد هاشمی استراتژی حکومت بیشتر حول پر رنگ کردن سن ۸۰ ساله او و نیز بیرون کشیدن پرونده عملکرد اقتصادی او در دوران ریاست جمهوریش خواهد بود تا اینکه او را از ادامه کار منصرف کند یا نهایتا آرای او را کاهش دهد.

– نهایتا چه خواهد شد؟

اینکه نهایتا هاشمی یا مشایی تایید یا رد صلاحیت بشوند البته بستگی مستقیمی دارد به اینکه آیا هنوز اندکی خرد و تعقل در نظام باقی مانده است یا نه. چرا که اگر نظام به دنبال تامین مهمترین خواسته خود از انتخابات آتی یعنی حضور بالای مردم میباشد باید هر دو را تایید صلاحیت کند چرا که از قضا هاشمی، مشایی و البته در کنار قالیباف ۳ کاندیدایی هستند که در مقایسه با دیگر چهره های حکومتی کاندید شده، از بیشترین اقبال عمومی برخوردار هستند و میتوانند تنور انتخابات را برای خامنه ای گرم نگه دارند. رد صلاحیت هر کدام از اینها به خصوص هاشمی قطعا منجر به سردی انتخابات حکومتی خواهد شد. البته حتی تایید صلاحیت آنها به منزله خارج شدن اسمشان از صندوق رای نیست و احتمال تقلب به ویژه در صورت رد صلاحیت مشایی بسیار بالاست.

بدترین حالت برای مردم حالتی است که مشایی رد و هاشمی تایید صلاحیت شود و درصد بالایی از مردم جلب شعارهای اقتصادی هاشمی شده و به امید اندکی بهبود در اوضاع اسفناک کنونی در انتخابات حکومتی شرکت کنند و آن وقت حکومت آرای آنها را به نفع نامزد مطلوب نظام (قالیباف، جلیلی یا لنکرانی) مصادره کند…!

در همین زمینه:

ورود زنان و غیر مسلمانان ممنوع، ورود لات ها آزاد!

فوتوشاپ راز دست آوردهای روزافزون جمهوری اسلامی در صنایع نظامی…!

تصویر سمت چپ تصویر فوتوشاپی منتشر شده در رسانه های حکومتی از پهباد "کوکر ۱" و در سمت راست تصویر واقعی از پرنده بدون سرنشین طراحی شده توسط محققان ژاپنی دیده میشود!!

تصویر فوتوشاپی منتشر شده در رسانه های حکومتی از پهباد «کوکر ۱» در سمت چپ و تصویر واقعی از پرنده بدون سرنشین طراحی شده توسط محققان ژاپنی در سمت راست این تصویر دیده میشود!

جمهوری اسلامی هر روز با سر و صدای زیاد در رسانه های خود ادعا میکند که دست آوردهای ویژه ای را در زمینه صنایع نظامی از موشک و پهبادهای رادار گریز گرفته تا زیردریایی و هواپیما به دست آورده است! در تازه ترین این ادعاها سایت های حکومتی از جمله مهر (منبع، منبع فریز شده) و مشرق نیوز (منبع)، مدعی شده بودند که «ایران پهباد عمود پروازی با نام کوکر ۱ را طراحی و ساخته است و ادعا کرده بودند که این پهباد در ماه آذر امسال در نمایشگاه هوایی کیش رونمایی و در دهه فجر امسال به شکل محصول تجاری به دستگاه ها و نهادهای مختلف در داخل کشور عرضه خواهد شد.». در خبر روز ۱۷ آبان خبرگزاری مهر ضمن ارائه تصویری از «به پرواز درآمدن نمونه آزمایشی این پهباد در روز عید غدیر» ادعا شده بود که این پهباد «فوق پیشرفته با تکنولوژی بومی و توسط متخصصان داخلی طراحی و ساخته شده است» و هیچ نیازی به باند پروازی ندارد زیرا به شکل «عمودی» از زمین بلند میشود و به زمین می نشیند!

بررسی عکس ارائه شده توسط سایت های حکومتی از پهباد ادعایی و مقایسه آن با پرنده بدون سرنشین ساخته شده در دانشگاه «چیبا» در ژاپن نشان میدهد که عکس ادعایی آنها از پهباد «کوکر ۱» در واقع عکسی فوتوشاپ شده از عکس ارائه شده توسط مرکز تحقیقات روبوتیک و کنترل سیستم ها در دانشگاه ژاپنی است! در عکس فوتوشاپ شده که توسط رسانه های حکومتی منتشر شده است، دیده میشود که به جز توربین های بادی بر روی پشت بام دانشگاه ژاپنی که با فوتوشاپ حذف شده اند، بقیه اجزای تصویر عینا یکسان هستند در حالی که در زیر عکس نوشته شده است: «تصویر: نمونه آزمایشی پهپاد کوکر۱ که روز عید غدیر به پرواز درآمد»!!

با این اوصاف به نظر میرسد محققان صنایع نظامی رژیم به جای صرف وقت و تلاش برای ساخت تجهیزات، روزانه وقت خود را با نرم افزار آمریکایی فوتوشاپ میگذرانند! ضمنا این اولین بار نیست که رسانه های حکومتی، تصاویر فتوشاپ شده را برای راه انداختن جنگ تبلیغاتی و غلو کردن درباره پیشرفت ها و دست آوردهای نظامی رژیم استفاده کرده اند. مثلا در چندین مورد در گذشته در میان عکس های منتشر شده از مانورهای نظامی، عکسهای فوتوشاپ شده به چشم میخورند که دو مورد از آنها در زیر آورده شده است.

یکی از چندین عکس فوتوشاپی منتشر شده دررسانه های حکومتی از "مانور نظامی ایران"، عکس در واقع مربوط به قسمتی از مجموعه فیلم جنگ ستارگان میباشد، کاراکتر معروف "آقای جار جار بینکس" در پایین تصویر دیده میشود!!

یکی از چندین عکس فوتوشاپی منتشر شده دررسانه های حکومتی از «مانور نظامی ایران»، عکس در واقع مربوط به قسمتی از مجموعه فیلم های جنگ ستارگان میباشد، کاراکتر معروف «آقای جار جار بینکز» در پایین تصویر دیده میشود!!

تصویر ارائه شده در سایت های حکومتی از یکی از مانورهای سپاه پاسداران - در تصویر چهار موشک دیده میشود اما در واقع سه موشک به آسمان رفته اند. موشک سمت راست با فوتوشاپ اضافه شده است.

تصویر ارائه شده در سایت های حکومتی از یکی از مانورهای سپاه پاسداران – در تصویر چهار موشک دیده میشوند اما در واقع دو موشک به آسمان رفته اند. دو موشک سمت راست با فوتوشاپ اضافه شده است.

منابع: یک، دو، سه، چهار، پنج، شش

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

در نتیجه سیاستهای غلط اقتصادی در زیمبابوه و چاپ پول به شکل بی رویه توسط دولت، نرخ تورم در این کشور در سال ۲۰۰۶ به ۲۰۰ میلیون درصد رسید و ارزش پول این کشور به شدت سقوط کرد به گونه‌ای که شهروندان مجبور بودند برای خرید سه عدد تخم مرغ معادل ۱۰۰ میلیارد دلار زیمبابوه پول پرداخت کنند!!

یکی از شاخصه‌های سلامت اقتصادی، ثبات در بازار ارز و عدم نوسان شدید در شاخص پول ملی یک کشور است. در ماههای اخیر شاهد سقوط شدید ارزش ریال در مقابل ارزهای بین المللی بوده‌ایم به گونه‌ای که قیمت دلار نسبت به زمان مشابه در سال گذشته حدودا ۲ برابر شده است. قیمت دلار از حدود ۱۳۰۰ تومان در شهریور سال گذشته به حدود ۲۶۰۰ تومان در روز گذشته افزایش یافته است. علاوه بر این در هفته‌های اخیر نرخ کاهش ارزش ریال سیر صعودی داشته است به گونه‌ای که تنها در دو روز گذشته بیش از ۱۲ درصد از ارزش ریال از دست رفته است!

سوال مهمی که مطرح میشود این است که علت سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

ارزش ارزهای خارجی مانند هر کالای دیگر تابع عرضه و تقاضا در بازار است. افزایش تقاضا منجر به افزایش قیمت و افزایش عرضه منجر به کاهش قیمت یک کالا میشود. قیمت ارزهای خارجی هم دقیقا از چنین مکانیزمی پیروی میکند. با افزایش تقاضا برای خرید ارزهای خارجی قیمت آنها بالا رفته و ارزش پول ملی سقوط میکند. در این میان کاهش عرضه در کنار افزایش تقاضا منجر به افزایش فزاینده قیمت ارزهای خارجی شده است،

دلیل کاهش عرضه، کاهش شدید ورود ارز به داخل کشود است. تا سال گذشته حدودا ۸۰ درصد درآمد ارزی ایران از طریق فروش نفت و فرآورده‌های نفتی به کشورهای خارجی بوده است. بعد از اعمال تحریم‌های شدید بانکی از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا از حدودا ۱۰ ماه پیش به این طرف و به ویژه پس از خودداری اتحادیه اروپا از خرید نفت ایران از حدودا ۳ ماه پیش به این طرف، دولت عملا درآمد ارزی خود را از دست داده است زیرا اولا صادرات نفت ایران نسبت به زمان مشابه در سال گذشته حدودا یک میلیون و دویست هزار بشکه در روز کاهش یافته است و ثانیا معدود مشتری‌های کنونی نفت ایران همچون هند، چین و کره جنوبی هم به دلیل تحریم‌های بانکی قادر به دادن ارزهای بین‌المللی به ایران نیستند. لذا جمهوری اسلامی ناچار شده است در ازای فروش نفت به این کشورها، پولهای نه چندان با ارزش مثل روپیه دریافت کند (که عملا فقط برای واردات از هند قابل استفاده است) و یا اینکه به طور کلی از دریافت پول صرفنظر کرده و به مبادله پایاپای با این کشورها روی آورده است. یعنی اینکه ایران نفت میدهد و آنها به ایران کالاهای اساسی مثل گندم و برنج و یا لوازم خانگی و یا اقلام دیگر میدهند. این موضوع منجر به کاهش شدید ورود ارز به داخل کشور شده است که به ویژه به دلیل خالی بودن صندوق ذخیره ارزی (پس از برداشت‌های بی حساب و کتاب و صرف دهها میلیارد دلار از ذخیره آن برای مصارف جاری حکومت)، «بحران ارزی» را موجب گردیده است. دلیل اصلی حذف ارز مسافرتی و کاهش شدید ارز زیارتی در ماههای اخیر و نیز به صدا درآمدن زمزمه‌های حذف ارز دانشجویی در آینده نزدیک، دقیقا از آنجا ناشی میشود که دولت با کمبود شدید ارز روبروست.

نکته تاثیر گذار دیگر در ثبات ارزش پول ملی، اعتماد مردم و یا اثر روانی بر قیمت بازار است. وقتی اعتماد عمومی نسبت به پول ملی کاهش یابد، ارزش آن به شدت سقوط میکند. در شرایط کنونی و به دلیل تحریم‌های بین‌المللی، بحران اقتصادی و نیز نگرانی روزافزون از احتمال حمله نظامی به کشور، مردم نسبت به ریال و آینده بازار بیش از پیش بی اعتماد شده‌اند چیزی که منجر به سقوط پی در پی ارزش پول ملی و به همان نسبت افزایش مجدد سطح بی اعتمادی مردم به ریال شده است. با افزایش بی اعتمادی مردم نسبت به پول ملی، اشتیاق آنها برای خرید ارزهای خارجی و یا طلا افزایش می‌یابد و همانطور که پیشتر هم گفته شد از آنجاییکه ورود ارزهای خارجی به کشور به دلیل کاهش درآمد نفتی ناشی از تحریم‌های نفتی و بانکی به شدت کاهش یافته است، قیمت ارزهای خارجی روز به روز افزایش و ارزش پول ملی کاهش می‌یابد. این همه در کنار وجود نقدینگی سرگردان حدودا ۳۰۰ هزار میلیارد تومانی در دست مردم و هجوم این سرمایه به سمت بازار ارز و طلا، افزایش شدید ارزش ارزهای خارجی در مقابل ریال را قابل درک میسازد.

اما با همه این تفاسیر و توجیهات و با عنایت به درآمد بیش از ۸۰۰ میلیارد دلاری حکومت از فروش نفت در هفت سال گذشته، قاعدتا نباید بحران ارزی بدین شکل در کشور حاکم میشد و صندوق ذخیره ارزی خالی…! مشخص نیست این همه درآمد ارزی کجا خرج و صرف چه کاری شده است؟! علاوه بر صرف این درآمد هنگفت در مصارف عمومی حکومت و تغذیه گروههای تروریستی خارجی و دولت سرکوبگر بشار اسد، به نظر می‌رسد که مبالغ هنگفتی از این حجم زیاد ارز نفتی، در نتیجه وحشت سران حکومت و فرماندهان سپاه از سقوط و فروپاشی کامل اقتصاد مملکت، به شکلی از کشور خارج شده و در کشورهای دیگر سرمایه گذاری و یا پس انداز شده باشد. تنها در یک نمونه شاهد بودیم که چطور بیش از ۳ هزار میلیارد تومان معادل ۳ میلیارد دلار، در جریان پرونده اختلاس آریا، خاوری و غیره معروف به پرونده اختلاس بانک صادرات، از گردونه اقتصادی کشور خارج شد. مسلما موارد بسیاری از این دزدی ها و اختلاسها وجود دارد که سران نظام در آنها دخیل هستند و ما از آنها مطلع نیستیم. دزدی‌هایی که اثر مضاعفی در بحران ارزی کنونی داشته و البته خواهند داشت.

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب اقتصادی دیگر که پیشتر در این وبلاگ منتشر شده است:

پروژه انتقال آب دریای خزر به مرکز ایران به نفع مردم یا سرداران سپاه؟

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

اخراج ایران از سویفت به معنای نابودی کامل اقتصاد ایران است

عواقب وخیم معرفی سپاه پاسداران به عنوان عامل عملیات تروریستی در هند

تصویری از صفحه اول گذرنامه مسعود صداقت زاده [به احتمال زیاد نام مستعار] که از او به عنوان سرکرده گروه و مغز متفکر عملیات تروریستی در گرجستان، بانکوک و دهلی نو نام برده میشود.

امروز روزنامه تایمز چاپ هند نتایج تحقیقات کارشناسی پلیس این کشور درباره بمب گذاری چند ماه پیش در دهلی نو که منجر به زخمی شدن همسر یک دیپلمات اسراییلی در آن کشور شد را منتشر کرد. (خبر) در این گزارش نام ۷ تن (یک هندی و ۶ ایرانی) به عنوان عوامل بمب گذاری آورده شده است. پلیس هند این افراد را وابسته به سپاه پاسداران معرفی کرده و گفته است که این افراد از حدود یک سال و نیم پیش [در پی ترور چند دانشمند هسته‌ای ایرانی که جمهوری اسلامی اسرائیل را مسئول ترور آنها میداند]، برنامه ریزی ها و هماهنگی هایی را برای انجام عملیات تروریستی بر ضد منافع اسرائیل در گرجستان، باکو و دهلی  نو انجام داده بوده‌اند. بر طبق گزارش روزنامه تایمز، پلیس هند از جمهوری اسلامی خواسته است که درباره این شش ایرانی که گویا تعدادی از آنها هم به ایران فرار کرده‌اند اطلاعاتی را در اختیار آنها قرار دهد.

این نخستین بار است که سپاه پاسداران به طور رسمی به عنوان عامل عملیات تروریستی صورت گرفته معرفی میشود. این موضوع میتواند عواقب وخیمی را برای جمهوری اسلامی و ایران در پی داشته باشد از جمله:

۱- تصمیم هند مبنی بر قطع خرید نفت خام از ایران و یا حتی قطع روابط دیپلماتیک دو کشور در صورت عدم عذرخواهی رسمی جمهوری اسلامی

۲- ارسال نامه اعتراضی هند و یا اسرائیل به شورای امنیت سازمان ملل، محکومیت جمهوری اسلامی در سطح بین المللی، اتخاذ تصمیمات تنبیهی بیشتر و وضع تحریم‌های شدیدتر بر ضد ایران

۳- فراهم کردن بهانه لازم جهت افزایش تهدیدات نظامی اسرائیل علیه ایران

۴- دشوارتر شدن اخذ روادید توریستی هند و دیگر کشورهای منطقه جنوب آسیا برای ایرانیان

مورد اول به ویژه از آن جهت حائز اهمیت است که هند از جمله معدود کشورهایی است که با وجود تحریم‌های شدید بانکی و نفتی آمریکا بر جمهوری اسلامی، هنوز مقدار قابل توجهی نفت از ایران وارد میکند. اخیرا برای دور زدن تحریم‌ها دو کشور حتی به مبادله پایاپای دست زده بودند. یعنی اینکه جمهوری اسلامی به هند نفت میداد و در ازای آن هند اقدام به صادر کردن گندم و یا برنج به ایران میکرد. نکته جالب توجه اینکه از چند روز پیش به این طرف هند از پهلوگیری چندین نفت کش بزرگ جمهوری اسلامی در بنادر آن کشور جلوگیری کرده است (منبع). این در حالی است که تا پیش از این با وجود فشارهای زیاد آمریکا مبنی بر کاهش و قطع واردات نفت از جمهوری اسلامی، هند به دلیل نیاز شدید به منابع انرژی از تن دادن به درخواستهای آمریکا اجتناب میکرد. بعید نیست که این تغییر رفتار دولت هند، در پی انتشار گزارش اخیر پلیس هند مبنی بر دخلت سپاه پاسداران در عملیات تروریستی در دهلی نو باشد.

اما نکته تاسف آور دیگری که در این ماجرا وجود دارد و میتواند به طور مستقیم بر ایرانیان تاثیر آنی و فوری بگذارد این است که این افراد با ویزای توریستی به هند و در مورد دیگر به تایلند رفته و اقدام به بمب گذاری و عملیات تروریستی کرده‌اند. این موضوع میتواند سخت گیری های بیشتر دولتهای منطقه و حتی فرامنطقه‌ای در صدور ویزا به ایرانیان را در پی داشته باشد.

سپاه پاسداران به معنای واقعی کلمه یک سازمان تروریستی است. در داخل مردم را سرکوب میکند، و در در خارج از کشور سالهاست که به دولتهای دیکتاتوری مثل بشار اسد در سوریه، معمر قذافی در لیبی (+) و گروههای تروریستی مثل حماس و حزب الله کمک مالی و تجهیزاتی میکند. سپاه حالا کارش به جایی رسیده که مستقیما دست به گروگانگیری و بمب گذاری در کشورهای دیگر میزند. در گذشته سپاه حساب شده تر عمل میکرد و مستقیما وارد این کارها نمیشد و آنها را به سازمانهای تروریستی مورد حمایت خود مثل حزب الله می‌سپرد. این دفعه هم خودش مستقیما وارد کار تروریستی شده و هم اینکه عملیات را هم با افتضاح زیادی به پایان برده است! این شلختگی و بی برنامه‌گی در عملکرد سپاه را شاید بتوان نمادی از حال آشفته و نزار رژیم دانست.

مطالب مرتبط:

پروژه انتقال آب دریای خزر به مرکز ایران به نفع مردم یا سرداران سپاه؟

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

چرا تحریم‌ها بر ضد حکومت، گریبانگیر ایرانیان شده است؟! مقصر کیست؟

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

کمک تسلیحاتی سپاه قدس جمهوری اسلامی به معمر قذافی با دستور مستقیم خامنه‌ای

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

هموطنان گرامی، من با حمله نظامی به خاک ایران عزیز کاملا مخالفم، اما اگر آمریکا و ناتو و یا اسرائیل چنین جسارتی کرده و به ایران حمله کنند به آنها حق خواهم داد چون میتوانم درک کنم که چرا نمیتوانند یک ایران با توانایی اتمی در شرایط فعلی که کشور در چنگال عده‌ای نادان، تندرو و جنایتکار است را بپذیرند.

این فردی که در عکس مقابل میبینید، سید رضا تقوی نام دارد و «رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور» است. این شورا زیر نظر مستقیم بیت خامنه‌ای فعالیت میکند و به امام جمعه‌ها میگوید که در نماز جمعه‌ها چه بگویند و چه نگویند. این فرد توسط شخص خامنه‌ای منصوب شده است (+) و مسلما نمیتواند خلاف نظر او و یا بدون هماهنگی با او حرفی بزند. او روز گذشته در سخنانی تهدید کرده است که جمهوری اسلامی به غنی سازی ۵۶ درصد دست میزند (+)! همانطور که میدانید غنی سازی بالاتر از ۲۰ درصد مطلقا هیچ کاربرد صلح آمیزی ندارد و فقط برای ساخت سلاح اتمی صورت میگیرد. حرکت به چنین جهتی و حتی حرف زدن درباره آن قطعا و یقینا به منزله تایید وجود ابعاد نظامی در برنامه اتمی حکومت است.

 این فرد ممکن است بلوف زده باشد. ممکن است واقعا آن چیزی که در کله خامنه‌ای و سپاهیان اطرافنش میگذرد را بیان کرده باشد، اما چیزی که مسلم است این است که در شرایط کنونی و با توجه به حساسیتهای زیاد ایجاد شده در مورد برنامه اتمی حکومت، چنین اظهار نظرهایی بسیار بسیار خطرناک است و میتواند بهانه لازم برای حمله به ایران را فراهم سازد. حتی ثانیه‌ای به خود شک راه ندهید که در صورت حمله نظامی غرب، قوای جمهوری اسلامی بتواند بیشتر از چند روز مقاومت کند. نتیجه چنین جنگی ممکن است نابودی حکومت باشد، ممکن است نباشد، اما قطعا ایران ما ویران خواهد شد و زیرساخت‌های کشور به شرایط دهها سال قبل برخواهد گشت. نباید ساکت بنشینیم و بگذاریم عده‌ای آخوند ابله و سپاهی جنایتکار با بلندپروازی‌ها و تفکرات تندروانه ی خود با جان و مالمان بازی کنند و میهنمان را در خطر ویرانی و نابودی قرار دهند. تعلل و سکوت جایز نیست. 

اگر برای چند لحظه به واقعیتهای برنامه اتمی رژیم و رفتار حکومت در این ارتباط نگاه کنید شکی نمی ماند که هدف اینها نمیتواند صلح آمیز باشد. ۱- کل ذخیره اورانیوم کشور در صورت غنی شدن، تنها کفاف چند ساعت برق کشور را میکند (+) ، ۲- سایت‌های غنی سازی کوچکی که حکومت ساخته است به هیچ وجه برای کاربرد صنعتی از اورانیوم برای تولید برق به کار نمی‌آید و با این ابعاد تنها برای کاربرد نظامی مناسب است. ۳- هزینه هنگفتی که رژیم به دلیل ادامه برنامه اتمی به مردم ایران تحمیل کرده است، چه به دلیل تحریم‌ها و کاهش قابل توجه درآمد نفت و چه به دلیل گران بودن برق هسته‌ای (چند برابر بودن در مقایسه با برق تولیدی در یک نیروگاه گاز)، به هیچ وجه عقلانی و منطقی نیست و تنها کاربرد نظامی این برنامه اتمی را به ذهن متصور میسازد. همه اینها را در کنار سابقه تروریستی این حکومت، موارد نقض گسترده حقوق بشر و جنایت علیه مردم ایران، حمایت از دیکتاتورهای همسایه مانند بشار اسد و همکاری بر کشتار مردم سوریه و نیز مواضع رادیکال رهبران رژیم مانند یهودی ستیزی، سنی ستیزی، غرب ستیزی و بلندپروازی هایی مانند «صدور انقلاب» و «آزادی قدس» که قرار دهید، متوجه میشوید (میشویم) چرا غربی‌ها و کشورهای عرب همسایه نگران برنامه اتمی حکومت هستند و نمیتوانند یک ایران اتمی به ویژه در شرایط کنونی که حکومت فعلی بر سر کار است را بپذیرند.

لذا با ادامه این روند توسط سران رژیم و سکوت مردم در این ارتباط ممکن است نهایتا شاهد حمله به ایران و ویرانی کشور باشیم. مگر اینکه جام زهری سر کشیده شود که البته تلخی آن نصیب مردم ایران هم خواهد شد، چون از یک طرف میلیاردها دلار ضرر و زیان به کشور وارد شده است برای هیچ و پوچ و از طرف دیگر احتمالا مجددا دوره‌ای از تعامل با رژیم و کوتاه آمدن غربی‌ها آغاز خواهد شد که قطعا به نفع مردم نخواهد بود! متاسفانه این مردم هستند که چه با دستیابی رژیم به بمب اتمی، چه با حمله خارجی به ایران و چه حتی یا سرکشیدن جام زهر توسط خامنه‌ای، متضرر خواهند بود و در شرایط فعلی هم باز به خاطر تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی متضرر هستند و در فشار…!

نوشته‌های مرتبط:

سخنان امروز صالحی نشانه‌ای از در تنگنا بودن شدید رژیم / از برنامه هسته‌ای حکومت حمایت نکنیم!

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

نکات حائز اهمیت در نامه مهم سردار اخراجی سپاه به محمد نوریزاد

گزارش‌های متعددی از مرگ ناگهانی فرماندهان ارشد سپاه بر اثر حملات قلبی منتشر شده است. تنها در عرض چند ماه گذشته بیش از ۱۰ فرمانده ارشد به همین دلیل جان باخته‌اند. با توجه به افزایش ناگهانی در شمار مرگ و میر این افراد، گمانه زنی هایی مطرح شده بود و عده‌ای احتمال قتل آنها به دلیل اعتراض و مخالفت با سیاستهای سپاه و عملکرد حاکمیت را مطرح کرده بودند.

امروز نامه مهم یکی از سرداران ارشد سابق سپاه به محمد نوریزاد -از افرادی که سابقا به حاکمیت بسیار نزدیک بود- منتشر شده است. (لینک) در این نامه فردی با نام اختصاری الف – میم خود را یکی از فرماندهان سابق سپاه معرفی کرده و مینویسد که به همراه عده دیگری از فرماندهان ارشد سپاه به دلیل اعتراض‌های مکرر و سرباز زدن از دستورات مستقیم بیت رهبری و فرماندهی سپاه مبنی بر کشتار مردم در جریابن اعتراض‌های بعد از انتخابات ریاست جمهوری گذشته، به دادگاه نظامی فراخوانده شده و در آنجا ابتدا به اعدام تهدید ولی سپس به زندانهای طولانی مدت محکوم شده بوده‌اند. او مینویسد که البته بعد از وساطت این و آن تنها به اخراج و بازنشستگی این عده بسنده کرده‌اند.

این نامه از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است زیرا از گسستگی و شکاف گسترده در بدنه سپاه و بالاتر از آن در سطوح فرماندهی ارشد این ارگان نظامی پرده بر می‌دارد. این نامه نشان میدهد که چطور اعتراض‌های مردمی سالهای اخیر موجب بروز شکاف گسترده در داخل بدنه سپاه و نارضایتی و اعتراض به عملکرد حاکمیت شده است. در این نامه یکی از پرسنل ارشد سپاه به این موضوع که عده زیادی از سپاهی‌ها از دستورات مستقیم بیت رهبری مبنی بر شلیک به مردم و کشتار آنها امتناع کرده‌اند، اذعان کرده است. این نامه حاوی نکات مهم دیگری هم می‌باشد که در زیر به طور خلاصه به آنها اشاره میشود:

۱- تاکید بر ماهیت نظامی و تسلیحاتی برنامه هسته‌ای رژیم و اینکه ادعای صلح آمیز بودن این برنامه تنها یک «دروغ مصلحتی» از جانب رهبر بوده است.

۲- نقش مستقیم رهبری در سرکوب مردم در جریان اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و چراغ سبز رهبری به سپاه برای حذف میرحسین موسوی

۳- دخالت مستقیم سپاه در قاچاق کالا، پروژه‌های صنعتی و دزدیهای میلیاردی و چپاول اموال مردم

۴- دخالت مستقیم سپاه در مسائل امنیتی و اطلاعاتی و نیز در قوه قضاییه و در نتیجه عدم استقلال دستگاه قضا

۵- نارضایتی گسترده از وضعیت موجود کشور در بدنه سپاه و حتی در میان فرماندهان آن و مترصد بودن آنها برای پیوستن به مردم

۶- اذعان به جنایتهای صورت گرفته در سال ۶۷ و کشتار گسترده زندانیان سیاسی در اوین از زبان یک شاهد عینی

۷- پرداختن میلیاردها دلار رشوه به چین و روسیه از سوی خامنه‌ای برای نگهداشتن بشار اسد (دیکتاتور سوریه) در قدرت

۸- تبدیل شدن مجلس به محلی برای تجمع چاپلوسان و بی ارادگان منصوب رهبر (قابل توجه مهدی خزعلی که بر طبل انتخابات حکومتی میکوبید!!)

۹- دیدگاه یک کارشناس ارشد نظامی مبنی بر قطعی بودن شکست نیروهای نظامی رژیم در مقابل قوای نظامی آمریکا و ناتو در عرض تنها ۱۲ ساعت پس از اقدام به بستن تنگه هرمز

درست است که بسیاری از مطالب بیان شده در این نامه، برای اپوزیسیون از خیلی پیشتر از اینها مشخص و مبرهن بوده است، اما بیان این سخنان از سوی یک مقام ارشد نظامی که مدتی طولانی در بالاترین سمتهای سپاه حضور داشته است و از نزدیک از این مسائل آگاه بوده است، بسیار مهم و قابل توجه میباشد. همچنین اینکه بدنه سپاه تردید دارد و مترصد پیوستن به مردم معترض و تمرد از کشتار مردم میباشد، بسیار امیدوار کننده و مسرت بخش است.

خبر: مرگ یازدهمین سردار

چرا تحریم‌ها بر ضد حکومت، گریبانگیر ایرانیان شده است؟! مقصر کیست؟

یکی از دوستان در مطلبی با عنوان «رویکرد ضد ایرانی دولتمردان آمریکا»، از تاثیر تحریم‌های همه جانبه این کشور بر مردم ایران گله کرده است. وی به دشوار شدن انتقال ارز به کشور و یا اخذ ویزا برای ایرانیان اشاره کرده و در پاراگراف آخر مینویسد:

صحبت این نیست که بار تمام مشکلات را برعهده کشورهای غربی بیاندازیم که در وهله نخست این چوب بر سر کار بودن رژیم جمهوری اسلامی است که خورده ایم؛ مشکل، سیاست های یک بام و دو هوای آن کشورها و بی تعهد بودنشان به حقوق مردم ایران است. با این اوصاف نمی توان تحریم ها بین المللی علیه ایران را صرف برخورد با جمهوری اسلامی تلقی کرد.

در مورد این نوشته و این طرز فکر که به نظرم در نزد خیلی‌ها وجود دارد، به ۳ نکته اشاره میکنم:

۱- این تحریم‌ها به خاطر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی اعمال شده است. هدف از این تحریم‌ها فشار بر حکومت است تا از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود دست بردارد؛ برنامه‌ای که به باور کارشناسان صرفه اقتصادی نداشته و با وجود هزینه‌های سرسام آور تنها برای ساخت سلاح اتمی یا دستیابی به پتانسیل (تکنولوژی) ساخت سلاح از سوی حکومت پیگیری میشود. به بیان دیگر جامعه جهانی تنها دو راه برای جلوگیری از دستیابی یک حکومت ایدئولوژیک با سوابق گسترده اعمال تروریستی به سلاح اتمی دارد، یکی تحریم و دیگری جنگ. هیچ راه دیگری وجود ندارد.

۲- با توجه به حضور گسترده سپاه و سازمانهای حکومتی در بخش‌های مختلف اقتصادی، بانکی، صنایع، تجارت و سیاست، تفکیک میان مردم ایران و حکومت ایران بسیار دشوار و عملا غیر ممکن است. وقتی سپاه پاسداران بر همه بخش‌های کشور از بانکها، صنایع و وزارتخانه‌ها تا فدراسیون‌های ورزشی، گمرک و بنادر را در اختیار دارد و همان سپاه کنترل برنامه اتمی و موشکی کشور را در دست دارد، در نزد غربی‌ها همه بخش‌های مذکور مظنون به حمایت از برنامه اتمی ایران میشوند.

من از سخت تر شدن صدور ویزا برای ایرانیان استقبال نمیکنم، اما اگر بخواهیم واقع بین و بی طرفانه نگاه کنیم باید به غربی‌ها حق بدهیم که در صدور ویزا به ایرانی‌ها حساس و بدبین باشند. شما اگر به سابقه جمهوری اسلامی در صدور تروریسم به خارج، گروگانگیری، دخالت در بمب گذاری‌ها و حمایت وسیع از انواع و اقسام گروههای تروریستی خارجی از حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی گرفته تا طالبان و سپاه المهدی در عراق، نگاهی بیندازید این حساسیت غربی‌ها را درک میکنید. همین چند ماه پیش بمب گذاری عوامل رژیم در تایلند و هند و نیز تحرکاتی در این رابطه در آذربایجان برای ترور دیپلماتهای اسراییلی را شاهد بودیم. مسلما این افراد به شکل افراد عادی اول ویزا گرفته‌اند و سپس به آن کشورها رفته و کار تروریستی کرده‌اند. خوب این رفتارها در اعتماد خارجی‌ها به ایرانی‌ها تاثیر منفی میگذارد.

 یا در مورد قضیه انتقال ارز به ایران، فدراسیون فوتبال مثال زده شده است که ۱ میلیون دلار پول اهدایی فیفا در میانه راه بلوکه شده و احتمال دارد به عنوان غرامت به گروگان‌های آمریکایی داده شود. خوب اولا اصلا چرا جمهوری اسلامی شهروندان دیگر کشورها را گروگان میگیرد یا ترور میکند؟! آیا کسی در اینکه باید به این افراد غرامت پرداخته شود شکی دارد؟! و دیگر اینکه همین وزارت ورزش که فدراسیون‌ها را زیر نظر دارد و اقدام به برکناری غیر قانونی روسای فدراسیونها میکند خودش دست سپاه است. آیا وزارت ورزش که مانند دیگر نهادها و وزارتخانه‌ها دست سپاهی‌ها و عمال حکومت است نمیتواند پول مذکور را بردارد و در جهت برنامه اتمی یا موشکی رژیم استفاده کند؟! مسلما میتواند. یا حتی فراتر از این برویم میدانیم که بانک مرکزی در دست سپاه و حکومت است، بر خلاف دیگر کشورها مستقل نیست و اکثریت مطلق بانکها دولتی هستند. مگر ندیدیم که چند ماه پیش بانک مرکزی شبانه اقدام به برداشت غیر قانونی هزاران میلیارد تومان پول از حساب بانکها و حتی بانکهای خصوصی کرد؟ خوب با این اوصاف چه تضمینی وجود دارد که ارز انتقالی از خارج از کشور به داخل، مورد استفاده حکومت قرار  نگیرد؟ به نظر من حساسیت‌های غربی‌ها به هیچ وجه بی‌جا نیست و کاملا واقع بینانه است.

در مورد عدم فروش هواپیمای مسافربری و قطعات یدکی آن به ایران هم چند ماه پیش هیلاری کلینتون توضیحی داد که به نظر من جای تامل بسیار دارد. وی در مصاحبه با پارازیت گفته بود که سپاه از هواپیماهای مسافربری برای انتقال سلاح و مهمات به دیگر کشورها مثل سوریه استفاده میکند. اگر این موضوع واقعیت داشته باشد که البته به نظر من با توجه به سابقه حکومت به هیچ وجه بعید نیست، باید به خارجی‌ها حق داد که به جمهوری اسلامی هواپیما نمیفروشند. آخر موضوع این است که ما اصلا شرکت هواپیمایی خصوصی هم نداریم، همه آنها دولتی و شبه دولتی هستند و حکومت میتواند در جهت منافع خود هر استفاده‌ای که خواست از آنها بکند …!

۳- نکته آخری که باید بیان کنم این است که مسلما همه کشورهای با حکومت غیر ایدئولوژیک (اکثر کشورهای پیشرفته) به دنبال منافع ملی خود هستند و همواره منافع ملی و امنیت ملی خود را از هر چیز دیگر حتی مسائل حقوق بشری ارجح‌تر و مهمتر میدانند. اینکه ما انتظار داشته باشیم کشورهای دیگر برخلاف منافع ملی خود عمل کنند انتظار بیجایی است و مطمئن باشید چنین اتفاقی نخواهد افتاد. برای کشورهای غربی اینکه تحریم‌ها بر ضد حکومت به ایرانیان عادی فشار می‌آورد یا نمی آورد موضوعی فرعی است، اصل برای آنها جلوگیری از برنامه اتمی حکومت ایران است.

نویسنده مطلب مذکور در پاراگراف آخر از «بی تعهد بودن» کشورهای غربی به حقوق مردم ایران گله میکند. باید از افرادی با اینگونه تفکرات پرسید که با توجه به توضیحاتی که بالاتر داده شد و چنبره سپاه بر همه بخش‌های کشور، چگونه میتوان بین مردم ایران و حکومت ایران تفکیک قائل شد؟! و اینکه اساسا چرا ایشان انتظار دارد که کشورهای پیشرفته منافع ملی خود را نادیده بگیرند؟! با توجه به عملکرد خود، آیا اصلا ما حق داریم از آنها گله کنیم؟!

وقتی مردم داخل ایران گاه و بیگاه در نمایش‌های انتخاباتی حکومتی شرکت میکنند، به گرانی‌ و بیکاری‌ گسترده و نیز به برخوردهای زننده ماموران رژیم در خیابانها واکنش نشان نمیدهند و اعتراض نمیکنند، وقتی ۴ میلیون ایرانی خارج از کشور با میلیاردها دلار سرمایه و جایگاه اجتماعی مترقی از عرضه یک شبکه ماهواره‌ای مستقل و با کیفیت بر ضد حکومت عاجز است و توانایی و یا عزم لازم برای جمع کردن گروههای مختلف اپوزیسیون و در کنار هم نشاندن آنها زیر یک سقف و دور یک میز برای حتی نیم ساعت را هم ندارد، وقتی ایرانیان خارج از کشور یک تشکل و یا یک لابی نصفه و نیمه در آمریکا و دیگر کشورهای غربی ندارند تا به آن کشورها فشار بیاورند تا با حکومت سازش نکنند، برای چه کشورهای غربی باید کاسه داغتر از آش شوند؟! وقتی ما ۴ نفرمان نمیتوانیم بر ضد حکومت با هم متحد بشویم، چگونه از کشورهای دیگر انتظار حمایت داریم و آنها را به «بی تعهد بودن» متهم میکنیم؟!

من شخصا به هیچ وجه از حمله به ایران حمایت نمیکنم اما قویا از شدیدتر شدن هر چه بیشتر تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی حمایت میکنم و دلایل خودم را هم قبلا در مطلبی مفصلا توضیح داده‌ام. اگر جمهوری اسلامی به سلاح اتمی دست یابد مسلما کشور ما تبدیل به یک کره شمالی قحطی زده اما مسلح به سلاح اتمی میشود! خلاصی از دست چنان حکومتی به مراتب دشوارتر خواهد بود.

مطالب مرتبط:

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

سخنان امروز صالحی نشانه‌ای از در تنگنا بودن شدید رژیم / از برنامه هسته‌ای حکومت حمایت نکنیم!

در راهپیمایی‌های «ضد جنگ» و «ضد تحریم» لابی‌های رژیم در خارج شرکت نکنید!

چرا حمایت اپوزیسیون از حمله نظامی به ایران نابخردانه است؟ راهکار رهایی از وضع موجود کدام است؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: