بایگانی برچسب‌ها: سوریه

اعدام گروهبان دانایی فر و تفاوت رفتار جمهوری اسلامی در قبال گروگانهای سپاهی و غیر سپاهی

جیش العدل

ساعتی پیش گروه سنی افراطی جیش العدل اعلام کرد که یکی از سربازان ایرانی به گروگان گرفته شده با نام گروهبان جمشید دانایی فر را به تلافی کشته شدن فردی با نام «»علی نارویی» توسط جمهوری اسلامی، اعدام کرده است. همچنین این گروه به مقام های جمهوری اسلامی هشدار داده است که اگر تا ۱۰ روز دیگر زندانیان سنی دربند را آزاد نکند، یک نفر دیگر از سربازان به گروگان گرفته شده را اعدام خواهد کرد.

این اتفاق را از چند جهت میتوان مورد بررسی قرار داد:

۱- بی تفاوتی مقام های نظام

با وجود گذشت ۶ هفته از به گروگان گرفته شدن این افراد که از سرهای تراشیده شده شان مشخص است سربازان وظیفه بوده و در مرزبانی خدمت میکرده اند، جمهوری اسلامی هیچ توفیقی در جهت آزادی آنها نداشته است. حتی به نظر میرسد تلاش دیپلماتیک، اطلاعاتی یا نظامی چندانی هم برای آزادی آنها صورت نگرفته است. این بی تفاوتی و بی عملی را مقایسه کنید با تلاش شبانه روزی ارگانهای مختلف جمهوری اسلامی برای آزادی حدود ۴۰ سپاهی که حدودا ۱ سال پیش در سوریه و توسط مخالفان بشار اسد به گروگان گرفته شده بودند! این موضوع نشان می دهد که جمهوری اسلامی به هیچ وجه ارزشی را که برای نیروهای سپاهی و بسیجی خود قائل است برای سربازان وظیفه قائل نیست وگرنه به جای اعزام  چند سرباز وظیفه آموزش ندیده با تجهیزات اندک به چنین منطقه خطرناکی، از نفرات زبده تر و آموزش دیده تر خود در سپاه استفاده میکرد.

۲- توهین روزمره به اقلیت سنی مذهب در ایران و محروم نگه داشتن استانهای مرزی

یکی از اصلی ترین دلایل شکل گیری گروههای افراطی مانند جندالله و بعد از آن جیش العدل، توهین، تحقیر و محدودیتهای روزمره ای است که آخوندهای شیعه افراطی در قدرت در کشور به اقلیت سنی مذهب روا می دارند. به عنوان مثال جیش العدل عملیات اخیر خود  برای گروگان گرفتن سربازان ایرانی را «حضرت عثمان» نام گذاری کرده بود که اشاره ای است به اهانت هایی که چند روز قبل از انجام این عملیات توسط آخوند حکومتی آیت الله مصباح یزدی به یکی از خلفای اسلامی مورد احترام اهل سنت یعنی عثمان صورت گرفته بود. یا مثلا در تهران با این جمعیت زیاد، اجازه ساخت حتی ۱ مسجد برای اهل سنت داده نمیشود! از سوی دیگر عدم تقسیم ثروت و درآمدهای ملی در سطح کشور و تمرکز منابع و امکانات در شهرهای مرکزی، موجب محروم ماندن استانهای مرزی و بالابودن بیکاری و فقر در این مناطق شده است که نارضایتی مردم را به همراه خواهد داشت.

 ۳- دخالت رژیم در سوریه و سرکوب کلیه خواسته های مدنی

شکی نیست که جیش العدل دستکم از نظر مالی، از سوی دولتهای عرب منطقه حمایت میشود. اما نکته مهم  این است که اساسا چرا  ما باید بر خلاف منافع ملی خود از دولت بشار اسد جنایتکار که به خاطر ماندن بر قدرت، تاکنون صدها هزار نفر از مردم این کشور را کشته است حمایت کنیم؟! چرا به جای حمایت از مردم یک کشور، از دولت جنایتکار آن کشور حمایت میکنیم؟ چرا  به جای صرف درآمدهای نفتی در داخل کشور و جهت مقابله با فقر و بیکاری، میلیاردها دلار سرمایه ملی مردم ایران صرف سرکوب مردم سوریه میشود؟! مسلما در چنین شرایطی کشورهای منطقه از فرصت استفاد میکنند و با حمایت مالی و  تحریک کردن گروههای افراطی، شرایط برای پر و بال گرفتن ایدئولوژیک  و ابراز وجود  گروههای مسلح با خواسته های فرقه ای چون جیش العدل فراهم میشود!

از سوی دیگر واکنش خشن مقام های جمهوری اسلامی با خواسته های مدنی و سرکوب کلیه منتقدین با مشت آهنین و اعدام های زیاد نیز در افزایش تنش در جامعه موثر است. اساسا چرا این تعداد زیاد سنی مذهب در زندانهای ایران هستند؟ مگر آنها چه کار کرده اند؟ چرا جمهوری اسلامی تحمل کوچکترین خواسته مدنی یا انتقادی را ندارد؟! مسلم است که در چنین شرایطی امکان گفتگو وجود نخواهد داشت و گروههای منتقد رفته رفته افراطی تر شده و نهایتا به مبارزه مسلحانه برای دستیابی به خواسته های خود متوسل خواهند شد

در چنین شرایطی خشک و تر با هم خواهند سوخت و امثال گروهبان دانایی فر که تنها به کار مرزبانی مشغول بوده و هیچ نقشی در جنایتهای جمهوری اسلامی و یا اعمال سیاستهای آنها نداشته اند در آتش انتقام و خشم افراطیون از یک طرف و اهمال و بی تفاوتی از طرف دیگر، پر پر میشوند! 

در همین زمینه:

جیش العدل، فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را تحقیر کرد!

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و محرومیت و تبعیض را

لفاظی کافی نیست، آمریکا باید درباره سوریه مدرک غیر قابل انکار به شورای امنیت ارائه کند

اوباما به عنوان برنده جایزه صلح نوبل به دنبال حمله نظامی به سوریه است!

اوباما به عنوان برنده جایزه صلح نوبل به دنبال حمله نظامی به سوریه است!

دولت اوبامای برنده جایزه «صلح» نوبل، با لفاظی فراوان و با کمک شبکه رسانه ای گسترده آمریکا به دنبال توجیه دخالت نظامی دیگری در منطقه خاورمیانه است. این در حالی است که طبق نظرسنجی ها، اکثریت مردم آمریکا با دخالت نظامی در سوریه مخالفند و علاوه بر این دولت آمریکا تاکنون کوچکترین مدرکی دال بر دست داشتن دولت سوریه در بمباران شیمیایی در حومه دمشق منتشر نکرده است.

شکی وجود ندارد که بشار اسد یک دیکتاتور سرکوبگر است که با بی درایتی در سرکوب اعتراض های مسالمت آمیز ۲ سال پیش مردم سوریه، زمینه به خشونت کشیده شدن اعتراض ها را فراهم کرد و سوریه را به ورطه جنگی داخلی انداخت که تاکنون بیش از ۱۰۰ هزار نفر در آن کشته و بیش از ۲ میلیون نفر را آواره کرده است. لذا بشار اسد و عملکرد او در ۲ سال گذشته به هیچ وجه قابل دفاع نیست. اما موضوع این است که با عقل و منطق جور در نمی آید که حکومتی که در ماههای گذشته دست بالاتر را داشته و در حال پیروزی در میدان جنگ داخلی بوده و نیروهای مخالف اسلامگرا را مرتبا به عقب رانده است، به یکباره به حرکتی افراطی مثل بمباران شیمیایی توسل بجوید، آن هم درست زمانی که بازرسان سازمان ملل در این کشور حضور داشته و در حال سرکشی از منطقه بوده اند!

هرکسی میتواند به راحتی متوجه بشود که حمله شیمیایی در سوریه تنها به نفع گروههای مخالف دولت بوده است زیرا این گروهها در ۲ سال گذشته همواره به دنبال افزایش حمایت نظامی خارجی از خود بوده و همواره به دنبال راهی برای بازکردن پای خارجی ها به خصوص نظامیان آمریکایی به سوریه بوده اند چون می دانند که به تنهایی توانایی به زیر کشیدن بشار اسد مورد حمایت ایران و روسیه را ندارند. از سوی دیگر به نظر نمی رسد دولت سوریه اینقدر احمق باشد که به این راحتی و با استفاده از سلاح های کشتار جمعی چنین بهانه ای را به اسلامگرایان مخالف خود داده باشد. لذا این احتمال به هیچ وجه دور از ذهن نیست که گروههای مخالف دولت اسد به انبارهای سلاح های شیمیایی دست یافته و از آنها استفاده کرده باشند تا بدین ترتیب زمینه دخالت نظامی غرب را در سوریه فراهم کنند، زیرا آنها به خوبی می دانستند که اوباما ۱ سال پیش هشدار داده بود که استفاده از سلاح شمیایی، «خط قرمز» آمریکاست و رویکرد نظامی آمریکا در سوریه را به دنبال خواهد داشت.

شکی نیست که این احتمال هم وجود دارد که دولت سوریه یا بدنه ای از ارتش سوریه به طور خودسر دستور حمله شیمیایی را داده باشد اما موضوع این است که آمریکا باید به شورای امنیت مدرک ارائه کند همانطور که ایران و روسیه اگر معتقدند که گروههای مخالف اسد دست به این حمله زده اند باید مدرک ارائه کنند تا حرفشان قابل پذیرش باشد! تا اینجای کار هر دو طرف تنها به حرف زدن بسنده کرده اند و هیچ مدرکی در کار نیست! در این حالت از نظر منطقی به نظر میرسد که دولت سوریه هیچ سودی از حمله شیمیایی نمی برده است و تنها اسلامگرایان مخالف دولت بوده اند که از این حمله سود برده و زمینه دخالت نظامی خارجی را می توانسته اند فراهم کنند!

سیاستمداران و سرویس های امنیتی و جاسوسی آمریکا در ماجرای حمله آمریکا به عراق ثابت کردند که میتوانند به راحتی دروغ بگویند، به راحتی مدرک سازی کنند و به بهانه وجود سلاح کشتار جمعی در عراق، به این کشور حمله کنند. دقیقا به دلیل همین سابقه بد است که افکار عمومی جهانی و حتی افکار عمومی آمریکا با حمله نظامی به سوریه به بهانه استفاده از سلاح شمیایی مخالف هستند و پیش از هرگونه تصمیمی، خواستار ارائه مدارک متقن و غیر قابل انکار به شورای امنیت و تصمیم گیری از طریق این شورا می باشند. مطمئنا ارائه مدرک درباره دخالت دولت سوریه نه تنها موجب تقویت موضع آمریکا و مدافعان دخالت نظامی در سوریه می شود که میتواند جایگاه ایران و روسیه به عنوان حامیان دولت اسد را تضعیف نماید، لذا مشخص نیست چرا آمریکا از ارائه مدرک طفره میرود!

سوریه باتلاق جمهوری اسلامی!

سوریه شده باتلاق ایران! جمهوری اسلامی در مدت ۳ سال گذشته بیش از ۲۰ میلیارد دلار به دولت بشار اسد کمک مالی و نظامی کرده و نفت مجانی داده است. غربی ها، اسرائیل و عربها هم این موضوع را میدانند و لذا با دادن سلاح و پول به مخالفان اسد، عملا دارند با یک تیر ۲ نشان میزنند؛ از طرفی دارند تلاش میکنند تا دولت بشار اسد که متحد استراتژیک جمهوری اسلامی در منطقه است و مجهز کردن مالی و تسلیحاتی حزب الله و حماس بواسطه آن کشور انجام میشود را سرنگون کنند و از آن مهمتر عملا ایران را وارد باتلاقی کرده اند که در حال جذب همه منابع مالی و بلکه تسلیحاتی رژیم است! جمهوری اسلامی هم داره پول میده و هم داره نفرت مردم سوریه را برای خودش خریداری میکنه… آمریکا، اروپا و اسرائیل هم نشسته اند و دارند لذت میبرند و به ریش آخوندها میخندند. چرا؟ چونکه عربها با پولهای بادآورده نفتی خود از آمریکا و اروپا سلاح میخرند و کارخانه های اسلحه سازی و در پی آن اقتصاد آنها را رونق می بخشند و بعد سلاح های خریداری شده را به مخالفان اسد میدهند تا با پروکسی های جمهوری اسلامی بجنگند و پول های ایران را که به دلیل تحریم های نفتی و بانکی به شدت کاهش یافته است را بر باد بدهند. آخوندها باید مراقب باشند مبادا آنقدر پول و تجهیزات در سوریه تلف کنند که اسرائیل و آمریکا هوس حمله نظامی به ایران را بکنند! از ما گفتن بود …

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

نمودار تغییرات "شاخص فلاکت" در ایران در ۲۰ سال گذشته.

نمودار تغییرات «شاخص فلاکت» در ایران در ۲۰ سال گذشته.

این نمودار که تغییرات شاخص فلاکت و بدبختی در ایران در ۲۰ سال گذشته را نشان میدهد به خوبی گویای دوران فاجعه بار دولت احمدی نژاد است و نتیجه ادامه بلندپروازی های هسته ای جمهوری اسلامی را نشان میدهد.

همانطور که می بینید این شاخص در ۴ سال گذشته به طور مکرر افزایش یافته و این افزایش در ۲ سال گذشته به ویژه در سال قبل به شدت زیاد بوده است، به گونه ای که به شکل جهشی بزرگ در سمت راست تصویر خودنمایی میکند. به نظر میرسد علت این جهش عظیم و ناگهانی مجموعه عوامل زیر باشد:

۱- سوء مدیریت و فساد شدید در دولت و بدنه حاکمیت

۲- تشدید هدفمندی یارانه ها

۳- اعمال تحریم های بانکی و نفتی بین المللی به دلیل ماجراجویی های هسته ای جمهوری اسلامی که منجر به کاهش شدید منابع مالی حکومت و در پی آن سقوط شدید ارزش ریال گردیده است.

۴- کمک های بی حساب و کتاب میلیاردی به رژیم جنایتکار بشار اسد در سوریه و گروههای تروریستی بین المللی

همه این موارد دست به دست هم داده تا شاهد این وضع اسفبار در کشور باشیم!

توضیح اینکه شاخص فلاکت «هانکه» از مجموع نرخ تورم + نرخ بیکاری + نرخ بهره بانکی منهای  درصد تغییر سالانه درآمد سرانه به دست می آید.

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

آخوند کودن بی وطن

یه آخوند بی وطنی اومده گفته: «اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوريه يا خوزستان رو بگيرد اولويت ما نگه داشتن سوريه است!» کسی که این حرف را زده مسئول یکی از قرارگاههای سپاه هست. به نظر من تنها کسی میتونه چنین حرفی بزنه که یکی از این دو ویژگی را داشته باشه: ۱- عرب باشه و خودش را اصلا ایرانی ندونه! ۲- وطن فروش و خائن باشه. ضمنا حتما باید آدم کم عقل و کودنی هم باشه چون هنوز نمیدونه که اکثر درآمد کشور از محل فروش نفت و گازی تامین میشه که در خوزستان وجود داره. اگر خوزستان از دست بره، آخوندها پارچه کفن هم گیرشون نمیاد چه برسه به کمک مالی و تجهیزاتی گسترده به گروههای تروریستی و به رژیم بشار اسد برای سرکوب مردم!

اگر هرکس دیگه ای در هر کجای دنیا چنین حرفی میزد و اهمیت یک استان اون کشور را از یک کشور غریبه کمتر معرفی میکرد، مطمئن باشید به جرم خیانت و وطن فروشی، از ماتحت دارش میزدند! ضمنا حالا که سوریه برای اینها انقدر مهمه، امیدوارم بشار اسد هر جور که هست ساقط بشه و یک رژیم سنی مخالف جمهوری اسلامی بر سر کار بیاد!

کشاکش استراتژیک جمهوری اسلامی و ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای

گزیده‌ای از مقاله من در سایت خودنویس:

اصطکاک دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و ترکیه و جنگ لفظی اخیر میان مقام‌های دو کشور را باید از زاویه‌ای بسیار فراتر از یک درگیری معمولی بر سر میزبانی ترکیه در گفتگوهای ۱+۵ با ایران و یا ناخرسندی مقام‌های حکومت از میزبانی اخیر ترکیه از مخالفان بشار اسد نگریست. دولتمردان ایرانی از زمان صفویه تاکنون، به دنبال تبدیل ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای و احیای گذشته باشکوه امپراتوری پارس بوده‌اند. وجود امپراتوری عثمانی تا جنگ جهانی اول، کشف نفت در منطقه و حضور قدرت‌های جهانی چون بریتانیا، آمریکا و شوروی در منطقه و چنبره آنها بر مناسبات منطقه‌ای تا زمان فروپاشی شوروی و پس از آن وجود صدام حسین در عراق تا سال ۲۰۰۳، همچون موانعی سترگ در راه رسیدن ایرانیان به آرزوی دیرین خود یعنی تبدیل شدن مجدد به یک قدرت منطقه‌ای عمل کرده بودند. اما پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین به عنوان دشمن اصلی ایران در منطقه، شرایط برای دستیابی به این مهم فراهم گردید. پس از سقوط صدام، جمهوری اسلامی با استفاده از نفوذ خود در عراق، از یک سو دولتی شیعه و نزدیک به خود را در آنجا بر سر کار آورد که عملا تضمین کننده منافع حکومت در آن کشور بود و از سوی دیگر با حمایت از گروههای تندروی عراقی همچون سپاه صدر و حتی فرستادن سپاه برون مرزی قدس خود به داخل عراق تلاش کرد که با افزایش شمار کشته‌شدگان عراقی و آمریکایی، علاوه بر بالا بردن هزینه حضور آمریکا در عراق و افزایش نارضایتی عراقی‌ها از حضور آمریکا در آن کشور، جنگ آمریکا در عراق را شکست خورده نشان داده و با طولانی کردن درگیری، هژمونی آمریکا در جهان و به ویژه در میان کشورهای منطقه را مخدوش نماید. خروج چند ماه پیش نیروهای آمریکایی از عراق، عملا زمینه نفوذ هرچه بیشتر جمهوری اسلامی در این کشور و بهره برداری از خلاء به وجود آمده را فراهم نمود. دستیابی ایران به [تکنولوژی] سلاح اتمی – که از طریق برنامه بحث برانگیز اتمی رژیم دنبال میشود -، حلقه آخر از زنجیره وقایعی بود که میرفت با وقوع آن عملا ایران به قدرت منطقه‌ای تبدیل شده و توازن قدرت در منطقه [بر ضد منافع غربی‌ها] به طور کامل بر هم بخورد.

در این میان اما پیدایش جنبش‌ها و قیام‌ها در برخی از کشورهای منطقه‌ موسوم به «بهار عرب»، تزلزل قدرت در رژیم حاکم سوریه به عنوان مهمترین متحد جمهوری اسلامی در منطقه و از همه مهمتر عزم دولتمردان ترکیه برای ایفای نقشی جدی‌تر در مناسبات منطقه‌، به یکباره به شکل موانعی پیش بینی نشده قد علم کرده و خواب خوش حاکمان جمهوری اسلامی را بر هم زد! ….

(ادامه مطلب را در سایت خودنویس بخوانید)

مطالب مرتبط:

افزودن نام سه ایرانی به لیست تحریمها در ارتباط با سرکوب مردمی در سوریه

«خریدن زمان» تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هدف اصلی اوباما از ارسال پیام به خامنه‌ای

همکاری جمهوری اسلامی با سوریه در ساخت پایگاهی نظامی جهت انتقال مستقیم محموله های نظامی به این کشور

«خریدن زمان» تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هدف اصلی اوباما از ارسال پیام به خامنه‌ای

خبرگزاری‌های مختلف از ارسال پیام اوباما به خامنه‌ای درباره برنامه هسته‌ای ایران خبر داده‌اند (+). یک رسانه اسراییلی گزارش کرده است که این پیام که توسط اردوغان نخست وزیر ترکیه و در جریان سفر اخیر وی به ایران به خامنه‌ای منتقل شده است، حاوی ۶ بند بوده است (+). بندهای اول و سوم عبارتند از:

۱ ـ تهران باید با ورود به مذاکرات نشان دهد که به طور جدی و واقعی، آماده توافق بر سر برنامه هسته‌ایش است.

۳ – هر گونه مصالحه‌، نیازمند این است که ایران توقف ـ و نه از میان بردن ـ همه جنبه‌های برنامه هسته‌ای خود را تا زمان رسیدن به یک توافق بپذیرد. نباید هیچ پروژه جدیدی آغاز شده و گسترش فعالیت‌ها باید متوقف شود؛ برای نمونه، سانتریفیوژهای فعال در «فردو» نباید توسعه پیدا کنند، تحقیق درباره سلاح هسته‌ای و ساخت مدل‌ها نباید انجام گیرد و ارتقای اورانیوم با غنای ۳/۵ درصد به غنای ۲۰ درصد باید متوقف شود.

مهمترین بند این پیشنهاد، بند سوم است که در آن صراحتا از سران جمهوری اسلامی خواسته شده است که برنامه هسته‌ای خود را متوقف کرده و آن را در جریان مذاکرات تا رسیدن به توافق نهایی متوقف نگاه دارد.

برنامه هسته ای ایران تاکنون یکی از مهمترین و داغ‌ترین موضوعات مورد بحث در رقابتهای درون حزبی جمهوری خواهان در آمریکا بوده و پیش بینی میشود که با انتخاب نهایی «میت رامنی» به عنوان نامزد جمهوری خواهان در مقابل اوبامای دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر [کمتر از هفت ماه دیگر]، همچنان موضوع داغ در ماههای آینده برنامه هسته‌ای ایران باقی بماند. در ماههای گذشته نامزدهای جمهوری خواه حملات شدیدی را متوجه اوباما کرده و موضع او در قبال برنامه هسته‌ای ایران را ضعیف و ناکارآمد توصیف کرده‌اند. جمهوری خواهان کوشیده‌اند که بدین وسیله عملکرد دولت اوباما در زمینه سیاست خارجی را زیر سوال برده و در نتیجه احتمال رای آوردن مجدد وی را کاهش دهند. از طرف دیگر مقام‌های اسراییلی به شدت نگران برنامه هسته‌ای ایران هستند و با توجه به اظهارات خصمانه سران جمهوری اسلامی از زمان انقلاب تاکنون و به ویژه اظهارات احمدی نژاد در سالهای اخیر، برنامه هسته‌ای این کشور را تسلیحاتی و خطری استراتژیک برای زندگی یهودیان و موجودیت کشور اسرائیل تلقی میکنند. اسراییلی‌ها به ویژه در ماههای اخیر و پس از انتقال ۳۰۰۰ سانتریفیوژ به تاسیسات فردو که در داخل کوهی نزدیک شهر قم ایجاد شده است، فشار زیادی را به دولت اوباما وارد کرده‌اند تا او را متقاعد کنند که از حمله احتمالی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران حمایت کند؛ چیزی که تاکنون اوباما در برابر آن مقاومت کرده و در عوض با تشدید فوق‌العاده تحریم‌ها و دادن تضمین‌هایی محکم به نتانیاهو (+) مبنی بر «عدم تحمل یک ایران هسته‌ای» و «حمایت همیشگی آمریکا از اسرائیل»، تلاش کرده است که از حمله یک جانبه اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران جلوگیری کند.

اوباما به خوبی میداند که ادامه برنامه هسته‌ای ایران به شکل کنونی، به معنای حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در ماههای آتی و در پی آن فشار کمر‌شکن افکار عمومی آمریکا و به ویژه جمهوری خواهان این کشور برای حمایت و همراهی ارتش آمریکا از حمله هوایی اسرائیل میباشد. هرگونه حمله اسرائیل به ایران، چه با حمایت و چه بدون حمایت آمریکا، این کشور را وارد یک جنگ با عواقب و گستره نامشخص با ایران میکند، جنگی که مدت زمان آن مشخص نبوده و با توجه به کسری بودجه ۸۰۰ میلیارد دلاری آمریکا [بدهی ملی ۱۵ تریلیون دلاری] و درصد بالای بیکاری در این کشور، قطعا بر شمار آرای اوباما در انتخابات ماه نوامبر تاثیر منفی خواهد گذاشت. از سوی دیگر اگر اسرائیل به ایران حمله کند و اوباما با آنها همراهی ننماید، مورد انتقاد وحشتناک جمهوری‌خواهان قرار گرفته و باز هم شانس انتخاب مجدد خود به عنوان رییس جمهور را کاهش یافته خواهد دید.

لذا اوباما در مخمصه بدی قرار گرفته است! تنها راه برون‌رفت از این شرایط این است که برنامه هسته‌ای ایران به طریقی «غیر نظامی» متوقف شود و اگر هم قرار است حمله‌ای به تاسیسات اتمی این کشور صورت بگیرد، تا زمانی بعد از تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به تعویق بیفتد. این امر دقیقا هدفی است که اوباما از ارسال پیام اخیر به خامنه‌ای دنبال میکند. اگر خامنه‌ای پیشنهاد اوباما را بپذیرد، بر طبق بند سوم ایران موظف خواهد بود که تا زمان رسیدن به یک توافق کامل [که تا بعد از زمان انتخابات آینده آمریکا طول خواهد کشید] برنامه هسته‌ای خود را به طور کامل متوقف کند، چیزی که با توجه به ادامه اعمال تحریم‌های شدید نفتی و بانکی بر ایران، بهانه حمله هوایی به تاسیسات اتمی ایران را از اسرائیل خواهد گرفت. علاوه بر این جمهوری خواهان آمریکا هم دیگر قادر نخواهند بود با شدت و حدت قبلی چماق ناکارآمدی در قبال برنامه هسته‌ای ایران را بر سر اوباما بکوبند! دو امری که نهایتا شانس انتخاب مجدد اوباما را افزایش خواهد داد.

آیا خامنه‌ای پیشنهاد اوباما را خواهد پذیرفت؟

بند ششم:

۶ ـ از اردوغان خواسته شده تا استراتژی رئیس‌جمهور آمریکا را در راستای برقراری ارتباطی نزدیک میان تغییر در سیاست خارجی آمریکا در مورد ایران و برنامه هسته‌ایش از یک طرف و بحران سوریه از سوی دیگر برای طرف ایرانی توضیح دهد. این امر می‌تواند در رهیافت اوباما برای جلوگیری از مداخله نظامی در سوریه به وی کمک کند. اوباما بر این باور است که ائتلافی متشکل از واشنگتن، مسکو، پکن، تهران و سازمان ملل برای حل بحران سوریه، می‌تواند به همان نسبت در حل مناقشات بر سر برنامه هسته‌ای ایران نیز موفق باشد.

برای پاسخ به این پرسش باید چند نکته را در نظر گرفت. بند ۶ پیام اوباما به خامنه‌ای در واقع یک بند تشویقی است، یعنی اینکه اوباما تلویحا پیشنهاد میکند که در قبال شرکت ایران در مذاکرات و توقف غنی‌سازی، از دخالت نظامی در سوریه خودداری کرده و در مذاکرات آینده درباره این کشور ایران را هم شرکت خواهد داد. چیزی که با توجه به اهمیت فوق‌العاده حفظ روابط استراتژیک کنونی با رژیم سوریه برای سران جمهوری اسلامی موضوع حائز اهمیتی میباشد. اگر رژیم بشار اسد سقوط کند و دولتی سنی در آن کشور بر سر کار بیاید، جمهوری اسلامی یکی از شرکای استراتژیک خود در منطقه را از دست داده و امکان ادامه تجهیز حزب الله و گروههای تروریستی فلسطینی برایش بسیار دشوار خواهد شد. لذا احتمال توافق میان خامنه‌ای و اوباما بر سر برنامه هسته‌ای ایران در شرایطی که منافع ایران در سوریه حفظ و رژیم بشار اسد به طریقی پابرجا باقی بماند، وجود دارد.

از سوی دیگر با توجه به پیشنهاد اوباما در به رسمیت شناختن برنامه هسته‌ای «صلح آمیز» جمهوری اسلامی، وحشت رژیم از حمله قریب‌الوقوع اسرائیل به تاسیسات اتمی خود، افزایش انزوای بین‌المللی و مشکلات شدید داخلی به دلیل سوء مدیریت و البته اعمال گسترده تحریم‌های بین‌المللی بر علیه ایران که منجر به کاهش قابل توجه درآمد حاصل از فروش نفت ایران به خارج و دشواری در پرداخت یارانه‌ها شده است، پذیرش شروط اوباما محتمل به نظر میرسد. باید منتظر ماند و دید که مذاکرات هفته آینده ۱+۵ با هیات ایرانی در استانبول به کجا خواهد انجامید.

مطالب مرتبط:

احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در ماههای آینده بسیار بالاست

نیمی از آمریکایی‌ها و ۶۸ درصد از جمهوری‌خواهان موافق حمله هوایی به تاسیسات اتمی ایران هستند

سخنان امروز صالحی نشانه‌ای از در تنگنا بودن شدید رژیم / از برنامه هسته‌ای حکومت حمایت نکنیم!

از سوی تابناک صورت گرفت: تحریف سخنان هیلاری کلینتون در مورد سوریه به نفع بشار اسد!

سایت تابناک وابسته به محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از افراد پرنفوذ نزدیک به حاکمیت در جمهوری اسلامی، اقدام به تحریف سخنان روز سه شنبه هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در دیدار با گروههای اپوزیسیون رژیم بشار اسد (موسوم به شورای ملی سوریه) نموده است.

این سایت در راستای اهداف جمهوری اسلامی که خواستار باقی ماندن رژیم بشار اسد در سوریه میباشد با تحریف سخنان کلینتون مدعی شده است که وی گفته است: «تغییر دموکراتیک در سوریه به معنی برکناری بشار اسد نیست.» سایت مذکور در ابتدای مطلب خود از بازگشت سفرای آمریکا و فرانسه به سوریه خبر داده و به طور کلی خبر سخنان کلینتون را به گونه ای پوشش داده است که گویی آمریکا از کنار رفتن بشار اسد ناامید شده است!

این در حالی است که کلینتون در دیدار مذکور به صراحت متذکر شده است که بشار اسد بایستی کنار برود. به نقل از رویترز، کلینتون در این دیدار گفته است که: «مسلما پیدایش یک حکومت دموکراتیک در سوریه مستلزم وقوع چیزی فراتر از کنار رفتن رژیم بشار اسد است. برای رسیدن به چنین حکومتی، سوریه بایستی بر مسیر حاکمیت قانون قرار گرفته و حکومتی که بر سر کار بیاید که خود را متعهد به پاسداشت حقوق جهانی همه شهروندان سوری صرفنظر از قومیت یا جنسیت آنها بداند.»

همچنین رادیو فردا سخنان کلینتون را اینگونه نقل میکند:

«مردم سوريه نه تنها بايد بشاراسد را کنار بگذارند، بلکه بايد به سوی ايجاد حکومتی بر پايه مدارا و آزادی و حقوق برابر برای شهروندان آن کشور پيش بروند.«

تصویر خبر:

مقایسه خبر تابناک و رادیو فردا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: