بایگانی برچسب‌ها: سعید امامی

از اعتصاب غذای مهدی خزعلی تا نسرین ستوده؛ چرا حنای مهدی خزعلی دیگر رنگی ندارد؟

مهدی خزعلی پس از ۶۷ روز اعتصاب غذا به کوهنوردی رفت

مهدی خزعلی پس از ۶۷ روز اعتصاب غذا به کوهنوردی رفت

آیا هرگز با خود اندیشیده اید که چرا به جز چند خبرگزاری اصلاح طلب، کسی برای اعتصاب غذای کذایی مهدی خزعلی، تره هم خرد نمیکند؟! رسانه های اصلاح طلب از قول مهدی خزعلی مدعی شده اند که او بیش از ۹۰ روز است که در اعتصاب غذا به سر میبرد. علیرغم اینکه عدد ادعایی بسیار بزرگ و در طول تاریخ کم نظیر میباشد، اما مردم، رسانه های خارجی و شخصیت های بین المللی توجهی به آن نمیکنند و به قول معروف گویی دیگر حنای مهدی خزعلی رنگی ندارد…! علت چیست؟

پیش از بررسی علت، بد نیست مقایسه کوتاهی انجام بدهیم میان واکنش ها به اعتصاب غذای ۴۹ روزه نسرین ستوده وکیل حقوق بشر و اعتصاب غذای ۹۰ روزه مهدی خزعلی منتقد احمدی نژاد.

نسرین ستوده چند ماه پیش در اعتراض به ندادن مرخصی به او و نیز ممنوع الخروج شدن غیر قانونی دخترش، دست به اعتصاب غذا زد. در مدت اعتصاب غذا، شاهد حمایت گسترده مردمی از او، امضای پتیشن های متعدد به منظور آزادی او، به راه افتادن طوفان های توییتری، حمایت های گسترده وبلاگ نویسان و شخصیت های مطرح سیاسی و اجتماعی، اطلاع رسانی گسترده رسانه های مطرح جهانی و نیز واکنش شخصیت ها، نهادها و سازمان های بین المللی از وزارت خانه های خارجه کشورهای غربی گرفته تا پارلمان اروپا، سازمان ملل، عفو بین الملل و … بودیم که همگی با صدور بیانیه های شدیدالحن و اعتراضی ضمن حمایت همه جانبه از نسرین ستوده خواستار توجه جمهوری اسلامی به خواسته های او و فراتر از آن آزادی فوری او شده بودند.

از آن طرف مهدی خزعلی را داریم که علیرغم ۹۰ روز اعتصاب غذای ادعا شده، مورد حمایت هیچ سازمان و شخصیت بین المللی قرار نگرفته و تنها چند سایت فکسنی حزبی وابسته به اصلاح طلبان، أخبار او را پوشش رسانه ای داده اند.

برخی از علل احتمالی عدم حمایت از مهدی خزعلی و حمایت گسترده از نسرین ستوده در حین اعتصاب غذا چنین است:

۱- تفاوت ماهوی: نسرین ستوده یک فعال حقوق بشر و وکیل برجسته میباشد که تنها به دلیل دفاع از موکلین خود که از جمله شامل مخالفان و منتقدان جمهوی اسلامی و کودکان محکوم به اعدام بوده اند، به شکل ناعادلانه ای به زندان طولانی مدت محکوم شده است. مهدی خزعلی یک فعال سیاسی درون نظام است که تنها به حضور احمدی نژاد در قدرت اعتراض دارد. او نه تنها با نظام مخالف نیست که سابقه همکاری با عوامل رژیم را هم در پرونده دارد. وی سابقه دوستی با سعید امامی شکنجه گر وزارت اطلاعات را دارد و در پروژه هویت با او همکاری نزدیکی داشته و حتی کتاب اعترافات اجباری گرفته شده از روشنفکران، نویسندگان و دگراندیشان در دهه ۷۰ را نیز منتشر کرده و بر آن مقدمه ای هم نگاشته است (+ ، +).

۲- علت اعتصاب غذا: نسرین ستوده به دلیل عدم برخورداری از مرخصی در طول ۲ سال بازداشت و از آن مهمتر در اعتراض به ممنوع الخروج شدن غیر قانونی دختر نوجوانش دست به اعتصاب غذا زد و خواسته مشخصی داشت. از آن سو اما علت اعتصاب غذای مهدی خزعلی و خواسته او مشخص نیست!

۳- تفاوت در اهداف: نسرین ستوده یک شخصیت سیاسی نیست و تمرکز خود را بر مسائل حقوق بشری قرار داده است. اما مهدی خزعلی یک فعال سیاسی است که به دنبال دستیابی به قدرت است.

۴- عملکرد مشکوک مهدی خزعلی: به نظر من یکی از مهمترین دلایلی که موجب شده است که دیگر حنای خزعلی برای مردم رنگی نداشته باشد به عملکرد گذشته او پس از آزادی از زندان باز میگردد. در واپسین ماههای سال ۹۰ هم ادعا شد که مهدی خزعلی به مدت ۶۷ روز در اعتصاب غذا بوده است. پس از این مدت طولانی و در آستانه نوروز ۹۱، وی با حکم مستقیم علی خامنه ای از زندان آزاد شد. هنوز چند روزی از آزادی وی نگذشته بود که او شروع به انتشار اخبار و تصاویری از کوهنوردی های هفتگی خود و تشویق مردم به شرکت در انتصابات مجلس شورای اسلامی در وبلاگش نمود.

در عکس های منشر شده، وی بسیار سرحال به نظر میرسید و به هیچ وجه اثری از اعتصاب غذای طولانی مدت که قاعدتا بایستی بدن او را به شدت تحلیل برده باشد مشاهده نمیشد. در بازه زمانی ۶ هفته ای آزادی از زندان تا برگزاری مرحله دوم انتخابات حکومتی در اواسط اردیبهشت ماه، وی با انتشار دهها مطلب وبلاگی، حضور مکرر در شبکه های تلویزیونی خارجی و انتشار ویدئوهای مختلف در یوتیوب، به تبلیغ گسترده ایده عجیب خود مبنی بر «تک رای به مطهری» مبادرت ورزید و علیرغم اعتراض های گسترده مردمی، به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی همت گماشت (+)!

این اقدام ها نه تنها شک و شبهه هایی درباره کیفیت اعتصاب غذای کذایی او را به وجود آورد که منجر به ریزش گسترده طرفداران و خوانندگان وبلاگ او گردید. ایده احمقانه او هم با شکست مفتضحانه ای مواجه شد به نحوی که آرای مرحله دوم علی مطهری -عنصر متحجر و واپسگرا- در پی تبلیغ مهدی خزعلی از آرای او در مرحله اول هم کمتر شد (منبع).

لذا سابقه خراب مهدی خزعلی در همکاری با عناصر اطلاعاتی همچون سعید امامی در پروژه هویت، عملکرد مشکوک و عجیب او پس از آزادی از زندان با حکم خامنه ای در جهت گردم کردن تنور انتخابات حکومتی و علاوه بر این حضور او در شبکه های مختلف خارجی از جمله صدای آمریکا و بی بی سی و تاکید مکرر بر پایبندی بر رژیم جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن و نیز اعتقاد کامل به اصل عقب مانده ولایت فقیه و تنها نسبت به دولت احمدی نژاد انتقاد داشتن، موجب بدبینی گسترده نسبت به اخبار منتشر شده درباره او شده است به گونه ای که دیگر سرنوشت او برای کسی اهمیتی ندارد! با توجه به تجربه قبلی، بسیاری بر این عقیده اند که اعتصاب غذای کذایی مهدی خزعلی تنها یک بازارگرمی از سوی حکومت است تا از او یک اپوزیسیون خودی ساخته و به جامعه تحویل داده شود!

خوانندگی کردن صد مرتبه شرف دارد به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی…!

مهدی خزعلی و عملکردی مشکوک

مهدی خزعلی و عملکردی مشکوک

ماجرا از چند روز پیش آغاز شد زمانی که محمد حسین خزعلی فرزند دیگر آیت الله ابوالقاسم خزعلی به رسانه ها گفته بود که پدرش از «مهدی قطع امید کرده و اگر مهدی در زندان هم بمیرد کاری به کار او ندارد!» پس از این صحبت ها بود که گنگ اصلاح طلبان طرفدار رژیم با اتکا به قوای رسانه ای خود شروع به حمله به این فرد کرد. محمد حسین خزعلی که گویا مدتی است با نام مستعار «سمیر زند» به خوانندگی روی آورده است، مورد غضب حضرات اصلاح طلب قرار گرفته است و در مطالب متعدد خود به این اعتراض میکنند که چرا وزارت ارشاد به آلبوم او مجوز داده است و چرا او میتواند خوانندگی کند!

بر کسی پوشیده نیست که این افراد از سخنان برادر خزعلی از قول پدرش ناخشنود و چه بسا عصبانی هستند و با انتشار مطالبی مبنی بر فعالیت خوانندگی او آن هم در سبک پاپ که احتمالا در نظر این افراد خط امامی حرام و گناه محسوب میشود، میخواهند انتقام جویی کنند!

باید به این افراد سبز حزب اللهی طرفدار خزعلی گوشزد کرد که خوانندگی کردن و کسب درآمد از راه انتشار آلبوم موسیقی صد مرتبه شرف دارد به نوشتن کتاب اعتراف های اجباری زندانیان سیاسی و گرم کردن تنور انتخابات حکومتی! من کاری به این ندارم که محمد حسین خزعلی طرفدار رژیم هست یا نیست، اما آنچه مشخص است این است که این فرد سرش به کار موسیقی خودش گرم است، برخلاف مهدی خزعلی که دوست و همکار عوامل اطلاعاتی و امنیتی همچون سعید امامی بوده و در برنامه اعتراف های اجباری نویسندگان و فعالین سیاسی در دهه ۷۰ با وی همکاری نزدیک داشته و در انتشار کتاب اعتراف های اجباری زندانیان و دگراندیشان (کتاب هویت) نقش موثر ایفا کرده است (سند)، کارهایی که مهدی خزعلی بارها و بارها سعی کرده است از پاسخ دهی به آنها به نحوی منفعلانه و بدون ارائه توضیحات کافی و بدون عذرخواهی کردن از مردم، شانه خالی کند.

از آن سو امروز مجتبی واحدی در وبلاگ خود مطلبی را درباره مهدی خزعلی منتشر کرده است که جای تاسف دارد! مجتبی واحدی در مطلب خود با عنوان «یک هابیل و دو قابیل در خاندان خزعلی» با تشبیه کردن مهدی خزعلی به «هابیل» به قدیس و قهرمان سازی از وی روی آورده است. مجتبی واحدی در قسمتی از مطلب سوال برانگیز خود از نویسندگان و فعالین اجتماعی و سیاسی نسبت به عدم پوشش مناسب زندانی شدن خزعلی گله میکند و مینویسد:

متأسفانه علیرغم آگاهی از تبدیل زندان های ولی فقیه به قتلگاه آزادیخواهان، آنگونه که باید و شاید در مورد شرایط دکتر خزعلی  سخن نمی گوییم و نمی نویسیم.

بنده برای جناب واحدی ارزش زیادی قائل هستم و او را در قماش اصلاح طلبان حکومتی نمیدانم کما اینکه خود او چند ماه پیش صراحتا از آنها اعلام جدایی نمود و خود را قائل به تغییر رژیم که اصلاح ناپذیر است داسنته بود (مطلب مرتبط). اما من با این مطلب ایشان کاملا مخالف هستم و در جواب به ایشان میگویم که بله درست است کسی درباره خزعلی نمینویسد! دلیل دارد، دلیل آن هم موجه و البته نتیجه مستقیم رفتار و عملکرد وی پس از آزادی اخیر از زندان در اواخر سال ۹۰ میباشد. اگر شما و یا هرکسی دیگر به گوشه ای از عملکرد سوال برانگیز او نگاه مجدد بیندازید شاید متوجه شوید که چرا به جز اندک اصلاح طلبان اسلامیست طرفدار رژیم، دیگر کسی از خزعلی یادی نمیکند.

مهدی خزعلی بعد از اعتصاب غذای طولانی مدت که البته شک و شبهه بسیاری را هم به وجود آورده بود به ناگاه و با دستور مستقیم شخص علی خامنه ای در آستانه انتخابات حکومتی مجلس از زندان اوین آزاد شد. هنوز چند روزی از آزادی نگذشته او به کوه پیمایی های متعددی رفت (که توانایی انجام آن برای فردی که چندین ماه در اعتصاب بوده عجیب است)، و پس از اندک زمانی با انتشار روزانه چندین مطلب وبلاگی، چندین ویدئو خانگی و نیز مصاحبه های متعدد و مکرر با شبکه های ماهواره ای از جمله صدای آمریکا به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی و تشویق کردن مردم به رای دادن به شخصیت متحجر، ضد ایرانی و عقب مانده ای به نام علی مطهری پرداخت (+). علی مطهری همان کسی است که پیش از آن توهین های مکررش به فردوسی و تمدن ایران باستان، طرفداری اش از حجاب اجباری و چند همسری و صیغه برای مردان، در رسانه های مختلف منتشر شده بود (مطلب مرتبط: علی مطهری کیست؟).

در آن فاصله زمانی یک ماهه تا انتخابات مجلس، مهدی خزعلی در حالی با انتشار دهها مطلب گوی سبقت در کوبیدن بر طبل انتخابات حکومتی را از رسانه های امنیتی و نظامی وابسته به رژیم میربود که در همان زمان وبلاگ نویسان و فعالین سیاسی  متعددی به او گوشزد میکردند که طرح او مبنی بر «تک رای به مطهری» چیزی نیست جز آب به آسیاب رژیم ریختن! اما خزعلی را گوش شنوایی نبود! تا اینکه نهایتا در شب دور دوم انتخابات مجلس، وی شمشیر را از رو بست و به طور ناگهانی اقدام به انتشار بیانیه ای تک نفره از قول جنبش سبز نمود و اعلام کرد که جنبس سبز از طرح وی حمایت کرده است (مطلب مرتبط)!!

اگرچه طرح مهدی خزعلی شکست مذبوحانه ای را متحمل شد و تعداد آرای مطهری از دور اول هم کمتر بود (لینک مرتبط) اما عملکرد بحث برانگیز او در آن برهه زمانی به ویژه پس از آزادی مشکوک با حکم مستقیم خامنه ای، نویسندگان و فعالین مستقل را نسبت به اهداف او بیش از پیش بدبین کرد و اعتمادی که وی در طول چند سال و از راه افشاگری و نوشتن مطالب انتقادی علیه دولت محمود احمدی نژاد به دست آورده بود را نابود ساخت….! به نظر من رژیم هیچ بدش نمی آید که مهدی خزعلی را به عنوان اپوزیسیون معرفی کند! اپوزیسیونی دست ساز و خودی که بارها و بارها در مطالب و مصاحبه هایش بر پایبندی عملی و اعتقاد راسخ خود به ولایت فقیه، انقلاب اسلامی و رژیم جمهوری اسلامی تاکید و تصریح کرده است…!

در همین زمینه:

«بسیجی خیبر» جاعل و دروغگو از آب درآمد…!

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

در پاسخ به مجتبی واحدی؛ چرا مهدی خزعلی را جاعل و دروغگو نامیدم؟

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

سعید امامی فقط یک مزدور بود و دستورات را اجرا میکرد، حکم قتل احمد خمینی از سوی خامنه‌ای و رفسنجانی صادر شده بود

سعید امامی که به ویژه نامش پس از قتلهای زنجیره‌ای، مشکوک و وحشیانه نویسندگان مخالف حکومت همچون پاینده، مختاری و فروهر در سال ۷۷ بر سر زبانها افتاد، تنها یک مزدور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بود که اوامر بالادستی‌های خود یعنی خامنه‌ای (رهبر) و هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهور) را اجرا میکرد.

به دلیل حساسیت وزارت اطلاعات و تاثیر مستقیم عملکرد این وزارتخانه بر بقای حکومت و ثبات قدرت، وزیر اطلاعات در جمهوری اسلامی  همواره از سوی شخص رهبر تعیین میشده و سپس رئیس جمهور فرد مورد نظر را منصوب میکرده است. اختلاف چند ماه پیش میان خامنه‌ای و احمدی نژاد درباره حضور مصلحی در این پست گویای همین مطلب است چرا که احمدی نژاد با وی مخالف بود اما خامنه‌ای میخواست که شخص وی بماند و نهایتا حرف خود را به کرسی نشاند.

احمد خمینی در ۲۵ اسفند سال ۱۳۷۳ در حالیکه تنها ۴۹ سال داشت به طرز مشکوکی درگذشت. در حالیکه به طور رسمی علت مرگ او سکته قلبی عنوان شد، اما همواره گمانه زنی‌هایی درباره قتل وی توسط وزارت اطلاعات و به دستور مقامهای بالاتر رژیم وجود داشته است. پیشتر عماد الدین باقی به نقل از حسن خمینی فرزند احمد خمینی اظهار کرده بود که نیازی مسئول دادگاه نیروهای مسلح به حسن خمینی گفته بوده که اعترافاتی از مجرمان قتلهای زنجیره‌ای مبنی بر قتل احمد خمینی به دست آمده بوده است که حسن خمینی بعدا در نامه‌ای درستی اظهارات باقی را تایید کرد (راديو فرانسه ۲ مهر ماه ۱۳۷۹). به تازگی اما سندی از اعترافات سعید امامی فرد مجری قتلهای زنجیره‌ای در وزارت اطلاعات که در دولتهای هاشمی و خاتمی حضور داشته است، به دست آمده که وی در آن صراحتا اعتراف کرده است که دستور قتل احمد خمینی از سوی فلاحیان وزیر وقت اطلاعات در زمان دولت هاشمی رفسنجانی به وی داده شده است و مصباح یزدی، محسنی اژه‌ای، بادامچیان و خوش وقت (از بیت خامنه‌ای) هم از این موضوع اطلاع داشته‌ و بر آن تاکید کرده بوده‌اند. او گفته است که احمد خمینی در جلسات خصوصی به مسئولان نظام از جمله به خامنه‌ای اهانت میکرده است.

چرا خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی خواهان مرگ احمد خمینی بوده‌اند؟

سعید امامی تنها یک مزدور چماق‌کش و قاتل زنجیره‌ای بوده است. بدیهی است که او تنها اوامر مقام‌های بالاتر خود را اجرا میکرده است. به دلیل اختلافی که خامنه‌ای و رفسنجانی با احمد خمینی پیدا کرده بوده‌اند و ترسی که خامنه‌ای از جایگاه احمد خمینی به عنوان فرزند خمینی داشته است و برای قبضه کردن تمام و کمال قدرت و خارج کردن رقبای احتمالی خود تصمیم گرفته بوده است که سر احمد خمینی را زیر آب کند. لذا به فلاحیان وزیر اطلاعات دستور داده شده بوده و سعید امامی هم دستور را عملی میکرده است.

هاشمی رفسنجانی هم به شدت از دست احمد خمینی ناراحت بوده است. احمد خمینی انتقادات شدید اللحنی را نسبت به سیاستهای اقصادی دولت هاشمی و حضور سرمایه داران بزرگ همچون هاشمی در بدنه اقتصادی کشور مطرح کرده بوده است که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های خارجی داشته و به مذاق هاشمی خوش نمی‌آمده است. علی لاریجانی رئیس وقت صدا و سیما بعدها گوشه‌ای از مشاهدات خود در این ارتباط را در روزنامه جام جم بیان نمود (به انتهای مطلب مراجعه شود).

جالبی داستان این است که در مغز افرادی همچون امامی با کمک مباحث دینی و با استفاده از مفاهیم ایدئولوژیک اینگونه جا انداخته و به عبارتی آنها را شستشوی مغزی کرده بوده‌اند که حفظ نظام از هر چیز دیگر مهم‌تر و ارجح‌تر است و در این راه حتی قتل انسانها هم مجاز است. البته یک موقع تصور نکنید که احمد خمینی موجود خیلی خوب و بی‌گناهی بوده و به دنبال احقاق حقوق مردم بوده است! نه! او هم یک جنایتکار قدرت‌طلب دیگری بوده است که احتمالا به دنبال این بوده که خودش قدرت را به دست بگیرد که در نهایت در این جنگ قدرت، سرش را زودتر از اینکه بتواند کاری بکند زیر آب کرده‌اند. برای شناخت بهتر احمد خمینی همین کافیست که با مراجعه به کتاب خاطرات آیت الله منتظری متوجه شوید که یکی از عوامل کلیدی در زیر آب زنی بر علیه منتظری و عزل وی به دلیل اعتراض به اعدام هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷ همین احمد خمینی بوده است.

گوشه‌ای از اعترافات سعید امامی به همراه سند را در زیر میتوانید ملاحظه کنید (+):

«من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامی و مقام ولایت بوده و هستم، هیچگاه بدون کسب اجازه و یا بدون دستورات مقامات عالی نظام کاری انجام نداده‌ام. هرچه را که به صلاح نظام و اسلام دانسته‌ام به عنوان پیشنهاد به مسئولانم ارائه کرده‌ام. من خود را گناهکار نمی‌دانم. کسانی که حذف شده‌اند، مرتد، ناصبی و محارب بوده‌اند. حکم مجازات آنها مثل همیشه به ما تکلیف شده است و ما آنچه کرده‌ایم اجرای تکالیف شرعی بوده است نه قتل و جنایت … حکم اعدام داریوش فروهر و پروانه اسکندری را به روال معمول همیشگی حجت‌الاسلام علی فلاحیان به من داد. احکام اعدام سایر محاربین قبلا” در زمان وزارت فلاحیان صادر شده بود. از مدتها پیش قرار بر این بود که عوامل مؤثر فرهنگی وابسته که توطئه‌ تهاجم فرهنگی را در ایران پیاده می‌کردند و جمعا” صد نفر بودند اعدام شوند.

حکم حذف ۲۹ نفر از نویسندگان از مدتها پیش مشخص و احکام قبلا” صادر شده بود که در مورد 7 تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علی فلاحیان اجرا شده بود.

گوشه‌ای از بازجوئی (اعترافات) سعید امامی که در آن پرده از نقش وزارت اطلاعات در قتل احمد خمینی برداشته است. (عکس از سایت جرس)

وقتی حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسیدیم که تکلیف احکام معطل مانده اعضای کانون نویسندگان چه می‌شود که حاج آقا دری نیز گفتند هرچه سریعتر اقدام شود بهتر است و این بار نیز مثل ماقبل انجام شد با فرق اینکه بجای ابلاغ از سوی فلاحیان امور از طریق حاج ‌آقا دری نجف‌آبادی هماهنگ می‌شد.» در جلد ۱۶ پرونده صفحه ۳۸۴ پرونده بازجویی سعید امامی نیز ، هنگامی که بازجو از امامی سؤال می کند که آیا اعدامها رویه امنیتی داشت و با حکم “حفظ نظام از واجبات است” انجام می‌شد یا حکمهای موضوعی نیز داشت ، سعید امامی پاسخی می دهد که شابد بتوان آنرا مهم ترین فراز بازجوئی‌های وی تلقی نمود. وی در جواب می‌گوید: « فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولا” و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصا” صادر نمی‌کرد. او این احکام را از آیت‌الله خوشوقت، آیت‌الله مصباح، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله جنتی و گاها” نیز از حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای دریافت می‌کرد و بدست ما می‌داد. ما فقط به آقایان اخبار و اطلاعات می‌رساندیم و بعد هم منتظر دستور می‌ماندیم. مثلا” وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت می‌کند. آنرا ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت‌الله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژه‌ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعدا” حاج آقا خوشوقت هم از بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت می‌کنند، رحم کرد

خاطرات علی لاریجانی رئیس وقت صدا و سیما که در روزنامه جام جم منتشر شد و وی در آن پرده از ناراحتی هاشمی رفسنجانی از صحبتها و موضع‌گیری‌های احمد خمینی درباره اقدامات اقتصادی دولت هاشمی و نیز حضور سرمایه داران بزرگ در بدنه اقتصادی کشور بر می‌دارد، در زیر آمده است:

– علي لاريجانی در خاطرات روز سه شنبه ۵ مهر ۱۳۷۳ (حدود شش ماه قبل از مرگ احمد خمينی) خود نوشته است: «در اخبار داخلی، موضع‌گيری و انتقاد شديد اللحن حجت الاسلام آقای حاج سيد احمد خمينی خبر مهمي بود، سخنان ايشان در رسانه‌های داخلی وخارجی انعكاس گسترده داشت. صحبتهای ايشان چند محور داشت: ۱- ما نبايد تابع سياستهای اقتصادی غرب باشيم. ۲- از موقعي كه سرمايه داران تحت لوای بخش خصوصی به تخريب اقتصادی مشغول هستند، هر روز سنگی در مقابل توان اقتصادی مردم مظلوم و مستضعف انداخته‌اند. ۳- يك عده سرمايه دار زالو صفت به اين بهانه كه افتصاد دولتی مضر است، به حال خود رها شده و به جان اين ملت افتاده‌اند. ۴- اگر با سرمايه داران همانند منافقين برخورد می‌كرديم، اوضاع كشور به اين صورت در نمی‌آمد. رسانه‌های خارجی اين سخنان را مخالفت با سياستهای دولت آقای هاشمی تلقی كرده و روی آن داستان سرايی كرده‌اند. هرچند اين مطالب مخالفت با سياست‌های دولت آقای هاشمی است ولي نه آنطور كه در رسانه های خارجی بزرگ شد.

– لاريجانی در خاطرات روز بعد چهارشنبه ۶ مهر در مورد احوالات هاشمي رفسنجاني نوشته است:«عصر در جلسه هيات دولت شركت كردم. هاشمي قدري گرفته به نظر مي رسيد. احتمال مي دهم به دليل نوع موضعگيريهايي كه اين روزها برخي شخصيتها و روزنامه ها در برنامه و كارنامه دولت داشته اند، خوشحال نيست. در حاشيه جلسه هيات دولت هم چند نفر از وزرا به اين مطلب اشاره كردند كه نشان مي داد تا حدي مساله فراگير تر است؛ به ويژه آقاي روغني زنجاني، رئيس سازمان برنامه و بودجه كه خيلي صريح الهجه است، اين گونه سخنان را مانع توسعه كشور مي دانست». وي در ادامه خاطراتش در روز بعد مي نويسد«آقاي محمدی (معاون سياسي) تماس گرفت و درباره سخنان امروز حجت الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد احمد خميني خبر داد. ايشان ظاهرا در ديدار اعضاي معاونت پژوهشي موسسه تنظيم و نشر آثار امام، مجددا نقدي تلويحي به مسائل جاري اقتصادي دولت داشته اند و گفته اند كه مبارزه با مرفهين بي درد و سرمايه داران بزرگ بايد نصب العين همه در گفتار و عمل باشد». اين توجه به اظهارات احمد خميني نشانگر اهميتي است كه آن روزها موضعگيريهاي احمد خميني براي دستگاه ولايت فقيه داشته و نيز نشانگر اثر منفي آن بر برنامه هاي اقتصادي « سردار سازندگي» است، آن اندازه اهميت كه تا احمد خميني جايي سخن مي گفته، گزارشش به مقامات بالا داده مي شد.

– لاریجانی در يادداشت روز ۱۹ مهرماه همان سال (۱۳۷۳) در مورد مساله گرانی وبحثهای مربوط به آن نوشته است: «غوغايی از موضعگيری است! راه حلها هم الي ماشاالله است؛ از راه اندازی تعاونيهای کوچک گرفته تا فروشگاههای بزرگ دولتی و اعلام هر روزه قيمت كالاها از صدا وسيما و …. همه هم موضعگيری كرده‌اند اما در اين ميان مواضع حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد آقا از سنخ ديگری است. ايشان روز گذشته در ديدار مسئولان امنيت داخلی وزارت اطلاعات بار دبگر گفته‌اند نفوذ سرمايه داران بزرگ در پيكره اقتصادی كشور منشاء گرانی و اخلال در امور است و بايد با تروريستهای اقتصادی و سرمايه داران بزرگ كه سر فصل سرمايه داران وابسته به خارج هستند بشدت برخورد كنيم. مواضع حاج سيد احمد آقا به دليل جايگاه ايشان، تاثير گذاري زيادی در كشور و مسئولان دولتی دارد.»

مطالب پیشنهادی:

مرگ مشکوک احمد رضایی در دوبی؛ یافته های یک جستجوگر مستقل

خامنه‌ای پرورش یافته دانشگاهی روسی معروف به آکسفورد ترور؟

مسوولیت آیت الله موسوی اردبیلی به عنوان رییس وقت قوه قضاییه در اعدام های سال ۶۷

ویکیلیکس: همکار العقیلی [قاچاقچی و شریک محسن رضایی] می گوید قاچاق سیگار جی تی آی [وینستون] در ایران در اختیار مافیای لبنان [حزب الله] است

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: