بایگانی برچسب‌ها: سانسور

صدا و سیمای حکومتی؛ از دغدغه سانسور دست و پای تماشاچیان تا پخش پرحجم تبلیغ محصولات تقلبی

دغدغه صدا و سیما برای سانسور دست و پای تماشاچیان مسابقات ورزشی در حالی است که این سازمان اقدام به پخش آگهی های بازرگانی محصولات تقلبی و فاقد مجوز که خطرات زیادی برای سلامتی مردم میتواند در پی داشته باشد نموده است.

دغدغه صدا و سیما برای سانسور دست و پای تماشاچیان مسابقات ورزشی در حالی است که این سازمان اقدام به پخش آگهی های بازرگانی محصولات تقلبی و فاقد مجوز که خطرات زیادی برای سلامتی مردم میتواند در پی داشته باشد نموده است.

چند روز پیش عزت الله ضرغامی، رییس حزبل و عبوس صدا و سیما در واکنش به اعتراض های گسترده مردم نسبت به پخش تصاویر تکراری و آرشیوی در حین پخش زنده مسابقه دوم والیبال ایران و ایتالیا، گفته بود که پخش مسابقات والیبال برای این رسانه بسیار دشوار است زیرا تماشاچیان به زمین مسابقه بسیار نزدیک هستند و «تماشاچیان زن هم پوشش نامناسبی دارند که قابل پخش نیست». او ضمن تشکر از تلاش های اتاق پخش برای سانسور تصاویر گفته بود که «پخش مسابقات والیبال برای ما از پخش مناظره های انتخاباتی هم سخت تر بود»!!cream_halazon

این همه نگرانی و دغدغه صدا و سیما برای سانسور و پوشاندن دست و پای تماشاچیان مسابقه در حالی است که صدا و سیما یک صدم این دغدغه را برای حفظ سلامتی مردم از خود نشان نمی دهد. برای مدت بیش از یک سال و نیم، آگهی های بازرگانی طولانی و پرشمار محصولی آرایشی به نام «کرم حلزون» با ادعای «ساخت ایران» از شبکه های مختلف همین صدا و سیما پخش شد. این در حالی است که بررسی های البته دیر هنگام بازرسان وزارت بهداشت نشان داده است که این محصول هیچ گونه پروانه تولید، پروانه پخش یا مجوز وارداتی ندارد و اصولا هیچ شرکتی با نام «حلزون» در ایران ثبت نشده است!! با توجه به این موضوع مشخص نیست صدا و سیمای دولتی بر چه اساسی اقدام به پخش آگهی های بازرگانی محصولی تقلبی کرده است که اثرات زیان بار مصرف درازمدت آن بر سلامت مردم، نامشخص است! باید از آقای ضرغامی به عنوان رییس سازمانی که نقش مهمی در افزایش میلیاردی فروش یک محصول تقلبی و فاقد مجوز در کشور داشته سوال کرد که آیا او مسوولیت آسیبهای احتمالی که مصرف این محصول برای پوست و سلامت مردم دارد را خواهد پذیرفت؟! نکته عجیب تر اینکه  پخش تبلیغات این محصول از صدا و سیما همچنان ادامه دارد!

بدون شک مدیران صدا و سیما با کلاهبرداران سازنده این محصول تقلبی، زد و بندی انجام داده اند تا این دزدی بزرگ هرچه بزرگتر  از جیب مردم صورت بگیرد. برآوردهای تقریبی از فروش بیش از ۱۰۰ میلیارد تومانی این محصول تقلبی در کشور حکایت دارد. تبلیغات تلویزیونی بسیار گران است و گفته می شود که هر ۱۵ ثانیه تبلیغ در شبکه ۳ به عنوان مثال چیزی حدود ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان هزینه دارد. تبلیغات طولانی مدت «کرم حلزون» دست کم ۱۵ تا ۲۰ مرتبه در روز و برای مدت بیش از ۱ سال از شبکه های مختلف پخش می شد که با یک حساب سرانگشتی میتوان حدس زد که هزینه این تبلیغات بیش از دهها میلیارد تومان بوده است! این در حالی است که به گفته سایت تابناک، بررسی ها نشان داده که این کرم ها در جایی نزدیک کرج و به سفارش شرکت «سپیده ماهان» تولید می شده است؛ شرکتی که ۱۲ سال پیش توسط دو نفر و  با سرمایه ۲ میلیون تومان تاسیس شده و تا مدتها حتی هیچ مکان ثابتی هم نداشته و مرتب به مکان های استیجاری مختلف نقل مکان می کرده است!!

در ارتباط با زد و بند میلیاردی صدا و سیما با کلاهبرداران پشت پرده این محصول تقلبی، مدیر عامل یک شرکت تبلیغاتی که برای صدا و سیما نیز آگهی تلویزیونی می فروشد، به روز آنلاین گفته است که اداره بزرگی در صد ا و سیما وجود دارد که اقدام به نظارت و سانسور گسترده آگهی های تبلیغاتی می کند. به گفته این فرد «محال است که صدا و سیما با این شرکت زد و بند نداشته باشد زیرا برای پخش آگهی، شرکت درخواست کننده باید انواع و اقسام مدارک شناسایی، مجوزها، محل دقیق سکونت خود و اقوام خود و … را به بازرسان صدا و سیما بدهد، تا در صورت لزوم بتوانند از وی طلبهای خود را وصول کنند. بنابراین احتمال سهل انگاری یا غفلت در این زمینه صفر است و قطعا صدا و سیما از وضعیت شرکت سپیده ماهان مطلع بوده است.»

مطالب قبلی:

رضا شاه ثروتمندترین «پناهنده» جهان؛ تصویری از مقاله ۷۲ سال پیش واشنگتن پست

از قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تا وجدان بیدار ایرانیان آزاده!

راهکاری مناسب برای حل مشکل سانسور و فیلتر شدن لینکها در بالاترین

بالاترین از کاربران خود خواسته است که برای حل مشکل فیلتر شدن و سانسور مطالب که از طریق رای‌های منفی زیاد در سایت اتفاق می‌افتد، چاره‌ای بیندیشند و نظرات و پیشنهادات خود را مطرح کنند. به نظر من مشکل اصلی در این زمینه اساسا از وجود خود گزینه فیلتر در سایت ناشی میشود. هیچ کاربری نمیتواند به تنهایی لینکی را به محاق سانسور و فیلتر بکشاند، این سیستم تعبیه شده در سایت است که در نقش سانسورچی ظاهر شده و لینکها را پس از دریافت منفی زیاد به طور خودکار به پشت فیلتر میفرستد و نمیگذارد که دیده بشوند.

بالاترین حدود ۱۶ ماه پیش نقش رای منفی در کم کردن امتیاز را حذف و به جای آن ابزار فیلتر را تعبیه نمود. علاوه بر این از آن زمان امکان حذف خودکار لینک پس از دریافت رای منفی زیاد هم از بین رفت چون دیگر منفی امتیازی کسر نمیکند. منتهی در حال حاضر لینکها پس از دریافت تعداد خاصی رای منفی (۴۰ درصد آرای مثبت) پس از داغ شدن فیلتر میشوند و از دیده‌ها پنهان. این فیلتر ابتدا آنطور که مدیران بالاترین مدعی شدند برای دیده نشدن آنچه که لینکهای توهین به مذهب نامیده میشد تعبیه گردید، اما بعدا دیدیم که گروههای سیاسی مختلف از آن برای خفه کردن و سانسور لینکهای انتقادی از خود استفاده نمودند. این موضوع به ویژه در مدت زمانی نسبتا طولانی درباره کاربران وابسته به گروه مجاهدین خلق صادق بود. این عده از کاربران با داشتن دستکم ۶۰ اکانت و به شکل هماهنگ به همه مطالب انتقادی از سازمان متبوع خود منفی میدادند و آنها را در ظرف چند دقیقه فیلتر میکردند. لینکهای متعددی (+ ، +) از بنده در نتیجه رفتار زننده این گروه سانسور و فیلتر گردید! البته این رفتار فقط محدود به مجاهدین نبوده و گروههای دیگر از اسلامیست‌ها و اصلاح طلبان گرفته تا جنبش سبزی‌ها، بنی صدریون و سلطنت طلبان گاه و بیگاه با منفی دادن به مطالبی که از آنها خوششان نیامده، آنها را فیلتر و سانسور کرده‌اند. لذا این رفتار کم و بیش توسط همه گروهها مشاهده شده است.

منتهی به نظر من اشکال اصلی از کاربران نیست زیرا طبق قوانین بالاترین از حدود ۱ سال پیش، منفی دلبخواهی مجاز شده است و کاربران میتوانند به هر مطلبی که خوششان نیامد منفی بدهند. مشکل اصلی وجود گزینه فیلتر است. لذا با در نظر گرفتن اینکه برای جلوگیری از داغ شدن لینکهای غیر قانونی مثل خبر غیر واقعی، نقض حریم خصوصی و غیره وجود رای منفی لازم است و نمیتوان از آن صرفنظر کرد، راهکار من برای رفع مشکل سانسور و فیلتر در بالاترین به شرح زیر است:

۱- گزینه فیلتر به طور کلی برداشته شود.

۲- منفی همچنان بی اثر و ناتوان از کم کردن امتیاز لینک و یا حذف لینک باشد.

۳- شرایط داغ شدن لینک به شرح زیر باشد:

همه لینکهای قانونی قادر به رفتن به صفحه اول باشند به شرط اینکه تعداد آرای منفی آنها کمتر از ۴۰ درصد آرای مثبت باشد. یعنی اگر لینکی در بخش سیاست نیاز به ۶۰ رای مثبت برای داغ شدن دارد، باید کمتر از ۲۴ رای منفی گرفته باشد تا بتواند به صفحه اول راه یابد. حسن این شیوه این است که لینکهای انتقادی و بحث برانگیز میبایست آرای مثبت بیشتری دریافت کنند تا بتوانند به صفحه اول بروند. علاوه بر این کاربران مستقل قدرتمندتر میشوند و گروههای سیاسی و احزاب سخت تر میتوانند لینکهای خود را داغ کنند.

۴- شرایط راه یافتن لینک داغ شده اما منفی گرفته به لینکهای برتر روز و لینکهای پرنظر به شرح زیر باشد:

ورود به لیست لینکهای برتر روز یک امتیاز مضاعف است و به مطلب فرصت دیده شدن بیشتری را میدهد. لینکهای با منفی زیاد باید شرایط خاصی داشته باشند تا به آن لیست راه یابند. پیشنهاد من این است که اگر لینکی داغ شد اما منفی زیادی گرفته بود، تنها در شرایطی بتواند به لینکهای برتر روز و یا لینکهای داغ پرنظر راه یابد که تعداد آرای منفی آن کمتر از ۳۰ درصد آرای مثبت باشد. یعنی اگر لینک داغ شده‌ای ۸۰ رای مثبت داشت، تنها در صورتی به لیست لینکهای برتر و یا مورد بحث روز راه می‌یابد که تعداد آرای آن کمتر از ۲۴ باشد. اما اگر مثلا آرای منفی آن ۳۰ بود، باید دستکم ۱۰۰ رای مثبت بگیرد تا بتواند وارد لیست بشود. این شرایط باز هم به کاربران مستقل قدرت بیشتری میدهد.

۵- شرایط برگشت یک لینک داغ شده به صفحه لینکهای تازه به شرح زیر باشد:

اگر لینکی داغ شد اما منفی بسیار زیادی گرفت باید تنبیه شده و به صفحه لینکهای تازه بازگردد. یکی از مزایای این کار این است که لینکهای با ادعاهای واهی و بحث برانگیز یا لینکهای با مشکل قانونی که به سرعت داغ شده‌اند اما هنوز بالایار فرصت نکرده است که آنها را ببیند و حذف کند، میتوانند با منفی کاربران مستقل به صفحه لینکهای تازه برگردند و از طریق کاهش شمار بازدید مجازات شوند. پیشنهاد من این است که اگر تعداد منفی یک لینک داغ شده بیشتر از ۵۰ درصد (نصف) شمار مثبتها بود، لینک به صفحه لینکهای تازه برگردد. مثلا اگر لینکی ۷۰ رای مثبت داشت اما ۳۵ رای منفی گرفت، باید به صفحه لینکهای تازه برگردد.

لینکهای برگشت خورده میتوانند مجددا پس از کسب شرط ذکر شده در بند ۳ داغ شوند اما دیگر نمیتوانند به صفحه اول لینکهای داغ بروند و بایستی به صفحه دوم لینکهای داغ بروند. این کار به این دلیل است که صفحه اول از بازدید کننده بیشتری برخوردار است. لذا با ورود لینک برگشت خورده به صفحه دوم لینکهای داغ به جای صفحه اول، از برخورداری مجدد لینک از بازدیدکننده فراوان از طریق ورود مجدد به صفحه اصلی جلوگیری خواهد شد.

نتیجه گیری: روش ذکر شده در بالا نه تنها برخی از محاسن وجود فیلتر مانند عدم ورود لینکهای غیر قانونی به صفحه اول (از طریق منفی زیاد) را دارا میباشد که تضمین کننده آزادی بیان همه کاربران نیز هست و به کاربران مستقل قدرت بیشتری میدهد. بدین طریق هر لینکی حتی اگر برای گروهی ناخوش آیند باشد امکان دیده شدن خواهد داشت و چیزی به نام فیلتر وجود نخواهد داشت. هیچ لینکی هم سانسور نخواهد شد. اما در عین حال لینکهای بحث برانگیز تعداد آرای مثبت بیشتری برای ماندن در صفحه لینکهای داغ و نیز ورود به لیست لینکهای برتر روز و یا لینکهای داغ مورد بحث روز نیاز خواهند داشت.

لینکهای مرتبط:

چرا لینک ارسالی من از نیویورک تایمز باید با منفی های فله ای و باندی مجاهدین فیلتر شود؟!

اختلال کاربران وابسته به مجاهدین خلق در اطلاع‌رسانی در بالاترین درباره خبر همکاری با موساد در انجام ترورها

مسدود شدن حساب کاربری من در بالاترین به دلیل واهی ارسال لینک تکراری!

مسدود شدن حساب کاربری من در بالاترین به دلیل واهی ارسال لینک تکراری!

مایل نبوده و نیستم که مسائل مربوط به فعالیت‌های مجازی خود در شبکه‌های اجتماعی را به وبلاگم بکشانم چون بر این عقیده هستم که احتمالا خوانندگان این وبلاگ علاقه‌ای به دانستن مشکلات من در این ارتباط ندارند. اما از آنجایی که من در سایت بالاترین کاربر بسیار فعالی بودم و در یک سال و نیم گذشته تقریبا روزانه چندین ساعت را به فعالیت و تبادل نظر در این شبکه اجتماعی گذرانده و طبیعتا عده‌ای دوستان و دشمنان مجازی پیدا کرده بودم، خواستم از مسدود شدن شناسه کاربری خودم در این وبسایت و علت مسدود شدن آن خبر بدهم که لااقل یک موقع کسی فکر نکند حساب من مثلا برای فحاشی یا چیزی شبیه به آن بسته شده که اصلا چنین نبوده است!

شناسه کاربری من در بالاترین به دلیل واهی «ارسال لینک تکراری یا تغییر در آدرس» مسدود شده است. حساب من در گذشته حتی برای یک ساعت هم مسدود نشده بود و این اولین بار است که چنین اتفاقی می‌افتد. کاربرانی که با شیوه کاری من آشنا هستند میدانند که من اصولا کاربر قانونمندی بودم و اغلب حتی رعایت قانون را به دیگران متذکر میشدم، چون رعایت قانون را متضمن حفظ کیفیت سایت که علاقه زیادی به آن داشتم میدانستم. در هر حال همانطور که در تصاویر زیر مشاهده میکنید، همزمان با مسدود شدن حساب کاربری، بالاترین به من ایمیل اخطاری را ارسال و در آن با اشاره به این لینک با عنوان «مقاله جهت‌دار سایت جرس گواهی است بر هراس اصلاح طلبان از افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی»، آن را تکراری یا تغییر در آدرس دانسته و به همین دلیل حساب من را مسدود کرده‌اند! این مطلب که از وبلاگ من ارسال شده بود، برای اولین بار به بالاترین ارسال میشد و به هیچ وجه مصداق لینک تکراری یا تغییر در آدرس نیست. البته بنده ۳ روز پیش از ارسال آن مطلب، مطلب دیگری با موضوع مشابه یعنی «مقاله سایت جرس درباره رضا پهلوی» را نوشته و به بالاترین لینک کرده بودم. اگر به این دو مطلب مراجعه کنید (+ ، +) با من هم عقیده خواهید بود که این دو مطلب به هیچ وجه کپی شده و یکسان نیست و از جمله‌بندی‌ها و عبارتهای متفاوتی در آنها استفاده شده و علاوه بر این از زاویه دید متفاوتی به موضوع پرداخته شده است.

مسدود شدن حساب کاربری من به دلیل تعجب برانگیز ارسال لینک تکراری، زمانی قابل تامل میشود که با نگاهی اجمالی به لینکهای موجود در موضوع‌های داغ مختلف، متوجه میشویم که گاهی اوقات بیش از ۱۰ لینک با جمله‌بندی‌ها و حتی ترتیب کلمات کاملا یکسان و بدون کوچکترین تفاوتی به بالاترین ارسال و در قالب موضوع داغ نه تنها حذف نشده که امتیازهای بالایی را هم دریافت میکنند (برای مثال به لینکهای قرار گرفته شده در این دو موضوع داغ + ، + نگاهی بیندازید). دوست عزیز کاربر محافظه‌کار زحمت کشیده و برای نمونه بعضی از لینکهای تکراری را که علیرغم تکراری بودن (متن نوشته به طور کامل کلمه به کلمه تکراری است و عینا کپی پیست شده است) حذف نشده‌اند را برای من ارسال کردند که برای مشاهده و نشان دادن رفتار متناقض مسئولان بالاترین در این ارتباط، در اینجا قرار میدهم (+ ، + ، +  یا + ، + ، +). البته اینها فقط چند تا مثال هست، روزانه دهها لینک کاملا تکراری و کپی پیست شده به بالاترین ارسال میشود بدون اینکه با کاربر ارسال کننده لینک برخوردی صورت بگیرد!

لازم به ذکر است که پیش از مسدود شدن حساب کاربری، هر دو لینک انتقادی ارسالی من درباره این مقاله جرس با چماق منفی‌های باندی کاربران طرفدار اصلاح طلبان و «دوران طلایی امام راحل» مواجه و به محاق سانسور و فیلتر که خود مشکل عمده سایت بالاترین میباشد، کشیده شده بود! همانطور که مشاهده میکنید لینک ارسالی من علیرغم استقبال عمده کاربران سایت و دریافت ۱۳۵ رای مثبت، تنها به دلیل ۳۷ رای منفی این تعداد از کاربران، از دیدگان خوانندگان سایت پنهان و به اصطلاح فیلتر شده بود! واقعا درد بزرگی است که در داخل ایران، حکومت جور و ستم ملایان حاکم با ممیزی کتابها و به بند کشیدن نویسندگان و هنرمندان، سانسور نوشته‌ها و فیلمها، سرکوب روزنامه نگاران و بستن فله‌ای نشریات، تلاش میکند که هر اندیشه و تفکر منتقد و متفاوتی را به بند و حصر بکشد و حالا در فضای مجازی به طریق دیگری و این بار با وبلاگ‌نویسان و دگراندیشان برخورد شده و با کلیک موس و کوبیدن انگشت بر صفحه کیبورد، قلمها شکسته میشود! به نظر میرسد که مطرح کردن ایراد «ارسال لینک تکراری» تنها بهانه‌ای برای مسدود کردن حساب من بوده و دلیل اصلی احتمالا بی‌ارتباط با خشم اصلاح طلبان حکومتی از دو مطلب انتقادی که در واکنش به مطلب متوهمانه سایت جرس نوشته بودم، نباشد. خشم اصلاح طلبان از این دو یادداشت که پیشتر با فیلتر کردن هراس آلود لینکها متبلور شده بود، اینک با بستن حساب من و چند کاربر دیگر به شکل کامل منصه ظهور می‌یابد! البته من حدس میزنم که اینگونه باشد، کسی را برای حدس زدن اعدام نمیکنند، میکنند؟! ای کاش حدسم اشتباه باشد!

در پایان بر خود لازم میدانم از کلیه دوستان عزیزی که پس از مسدود شدن حساب من نه فقط به خاطر دوستی با من که به دلیل حرمتی که برای قلم و آزادی بیان قائل هستند، به هر شکل ممکن اعتراض کرده و تلاش کردند که صدای رسای یک وبلاگ نویس ساده اما به محاق سانسور و فیلتر کشیده شده مثل بنده باشند تشکر و قدردانی نمایم. قطعا حمایتهای شما دوستان عزیز موجب امتنان و دلگرمی اینجانب میباشد.

ارادتمند

لینک تکراری؟!

اخطاری که همزمان با مسدود شدن حساب کاربری من برای من آمده است.

مطلب مرتبط:

مقاله جهت‌دار سایت جرس گواهی است بر هراس اصلاح طلبان از افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی

شلاق خوردن پیمان عارف و مسئولیت ما

ویکیپدیای انگلیسی به نشانه اعتراض برای مدت ۲۴ ساعت تعطیل میشود

ویکیپدیا

موسسه ویکیپدیا در اقدامی بی‌سابقه با انتشار بیانیه‌ای بر روی وبسایت خود اعلام کرده است که از ساعت ۵ بامداد به وقت گرینویچ روز چهارشنبه ۱۸ ژانویه، تمامی صفحات انگلیسی زبان این سایت برای مدت ۲۴ ساعت غیر قابل دسترس خواهند بود. این تصمیم به نشانه اعتراض به طرح پیشنهادی کنگره آمریکا با نام «قانون توقف سرقت آنلاین» گرفته شده است. ویکیپدیا مدعی شده است که در صورت تصویب طرح مذکور در کنگره آمریکا، ابزار قانونی برای اعمال سانسور و محدودیت بر وبسایتهای بین‌المللی در آمریکا فراهم شده و صدمه قابل توجهی به اینترنت مجانی و آزاد وارد خواهد آمد. بیش از ۱۸۰۰ عضو ویکیپدیا با اتخاذ این تصویب اعتراضی موافقت کرده‌اند.

جیمی ویلز موسس ویکیپدیا میگوید: «امروز اعضای ویکیپدیا از سرتاسر جهان اعتراض خود را نسبت به تصویب این طرح مخرب بیان کرده‌اند. این تصمیمی غیر عادی برای ماست و در حالیکه ما از منع دسترسی جهان به صفحات ویکیپدیا حتی برای مدت یک ثانیه هم متاسف خواهیم شد اما از سوی دیگر نمیتوانیم نگرانی خود از این واقعیت که طرح جدید تا چه میزان میتواند موجب محدودیت آزادی بیان و سانسور اینترنت در آمریکا و جهان شود را پنهان کنیم.»

در انتهای این بیانیه از همه کاربران مقیم آمریکا خواسته شده است که با نمایندگان حوزه انتخابی خود در مجلس نمایندگان و سنای آمریکا تماس گرفته و آنها را از تصویب طرح مذکور بر حذر دارند. همچنین به کاربران مقیم خارج از آمریکا توصیه شده است که با وزارت خارجه یا دیگر نهادهای دولتی با کارکرد مشابه در کشور خود تماس گرفته و نگرانی خود از تصویب طرح مذکور را اعلام کنند.

گفتنی است قانون جدید اعتراض‌های گسترده‌ای را برانگیخته است. مخالفان معتقدند که تصویب این قانون اختیارات و توانایی‌های زیادی به دولت آمریکا جهت اعمال محدودیت در دسترسی کاربران به اطلاعات آزاد میدهد و نهایتا منجر به سانسور اینترنت خواهد شد.

مطالب پیشنهادی در بخش تکنولوژی:

توصیه گوگل به کاربران ایرانی؛ لزوم تغییر پسورد جی میل

معرفی پروژه‌های جدید آمریکا برای ارائه اینترنت سایه جهت مبارزه با سانسور

جدایی نادر از سیمین برنده جایزه گلدن گلوب؛ ستایش از اصغر فرهادی برای شاد کردن میلیونها ایرانی

اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از دریافت جایزه گلدن گلوب در رشته بهترین فیلم زبان خارجی برای فیلم جدایی نادر از سیمین از ایران

فیلم درام جدایی نادر از سیمین به نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی برنده جایزه معتبر گلدن گلوب شد. گلدن گلوب بعد از اسکار مهمترین و پر‌اعتبار‌ترین جایزه‌ای است که دست‌اندرکاران سینما در طول عمر کاری خود میتوانند به آن دست یابند. به اصغر فرهادی و همه دست اندرکاران این فیلم تبریک میگویم. به نظر من این فیلم نه تنها لیاقت دریافت این جایزه که لیاقت دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم زبان خارجی را هم دارد. چرا که واقعا برای هنرمندان مملکت ما کار بسیار دشواری است که با آن همه محدودیتی که وزارت ارشاد جمهوری اسلامی در قالب سانسور و مجوز پخش برای آنها ایجاد میکند، بتوانند هنر خود را به نحو احسن عرضه کنند و پیام خود را برسانند. کاری که اصغر فرهادی به خوبی از عهده آن برآمد و فیلمش نه تنها در ایران که در دیگر کشورهای جهان هم با مخاطب ارتباط برقرار کرد و با استقبال خوبی مواجه شد.

از اصغر فرهادی به خاطر خوشحال کردن میلیونها ایرانی و نیز نام بردن از ایران در سخنرانی دریافت جایزه تشکر میکنم. در شرایطی که هر روزه در رسانه‌های جهان دهها خبر درباره تشدید تنش میان ایران و غرب منتشر میشود و احتمال رویارویی نظامی بیش از هر زمان دیگری است، اصغر فرهادی از فرصت بدست آمده استفاده کرد و بر روی سن از ایرانیان به عنوان ملتی «صلح دوست» نام برد و به نوبه خود در جهت تلطیف فضا برآمد. این رفتار او تحسین‌برانگیز است. درود بر هنرمندان ایرانی که با وجود این همه سانسور، محدودیت و فشار، باز هم موفق هستند. خوب است یادی هم از جعفر پناهی عزیز بکنیم که ناجوانمردانه اسیر آتش کین حاکمیت شده و اجازه فعالیت هنری از او گرفته شده است!

به  امید دریافت جایزه اسکار برای جدایی نادر از سیمین از ایران!

چند عکس از دریافت جایزه گلدن گلوب توسط اصغر فرهادی برای فیلم جدایی نادر از سیمین

اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از دریافت جایزه گلدن گلوب برای فیلم جدایی نادر از سیمین

اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از دریافت جایزه گلدن گلوب برای فیلم جدایی نادر از سیمین

آیا همزمانی انتشار خبر بر علیه مجتبی واحدی و سانسور نامه محمد نوریزاد از سوی سایت جرس با حل شدن ناگهانی مشکلات مالی این رسانه، تصادفی است؟

انتشار خبر از سوی جرس و تکذیب آن از سوی سحام نیوز

سایت جنبش راه سبز موسوم به جرس در خبری با عنوان «مواضع مهدی کروبی منحصرا توسط خانواده اش اطلاع رسانی خواهد شد»، به نقل از «منابع خبری جرس از تهران» مدعی شده است که «فاطمه کروبی»، در تماس با برخی دوستداران همسرش در خارج از کشور به ایشان یادآور شده است که: «مواضع مهدی کروبی در حوزه استقلال جنبش و عدم نیاز به کمک خارجی بسیار روشن است و کسانی که با این مواضع تغییرناپذیر کروبی توافق ندارند مجاز به استفاده از عناوین سخنگو یا مشاور کروبی نیستند، البته مجازند از عنوان «مشاور سابق کروبی» استفاده کنند.» پس از انتشار این خبر، سایت سحام نیوز ارگان رسمی حزب اعتماد ملی وابسته به مهدی کروبی، با انتشار تکذیبیه ای بر خبر جرس نوشت: «هرگونه اعلام اخبار، اطلاعیه ها، دیدگاه ها و بیانیه ها، مربوطه به خانواده آقای کروبی و نیز حزب اعتماد ملی صرفا از طریق این سایت منتشر خواهد شد و انتشار مطالبی از این دست در دیگر سایت ها تایید نشده و غیرقابل قبول است.»

اگرچه در خبر جرس نامی از مجتبی واحدی نیامده، اما هر فردی با خواندن خبر و عنوان «مشاور مهدی کروبی»، به آسانی متوجه میشود که منظور از این خبر «مجتبی واحدی» بوده است. برای درک بهتر حقیقت ماجرا و چرایی و هدف از انتشار چنین خبری از سوی جرس که البته به سرعت هم توسط سحام نیوز رد میشود، بایستی به موارد زیر توجه کرد:

۱- مشخص نیست فاطمه کروبی چه موقعی این تماس ادعا شده توسط جرس را با خارج برقرار کرده و اینکه اگر واقعا چنین تماسی برقرار شده، با چه کسانی صحبت شده و اساسا چرا این خبر در خبرگزاری های دیگر از جمله سحام نیوز که نزدیکترین ارگان خبری به حزب اعتماد ملی و خانواده کروبی میباشد و همواره در گذشته زودتر از دیگر رسانه ها خبرهای مربوط به مهدی کروبی را بازتاب میداده، منتشر نشده است؟!

۲- در برنامه تلویزیونی افق روز سه شنبه ۱۰ آبان صدای آمریکا (ویدئو برنامه، به دقیقه ۸:۳۰ مراجعه شود)، مسیح علی نژاد از روزنامه نگاران بسیار نزدیک به سایت جرس که به طور ثابت مقاله هایی را در آنجا منتشر میکند، اعلام کرد که «کمک هایی از سوی افرادی در داخل ایران که به بحث استقلال، استقلال رسانه ای و استقلال جنبش سبز معتقد هستند، به سایت جرس صورت گرفته است، و این سایت در آینده ای نزدیک با انتشار بیانیه ای، از ادامه فعالیت خود خبر خواهد داد». البته خانم علی نژاد به پرسش منطقی که پیش می آید و توسط مجری برنامه هم پرسیده میشود به درستی و با شفافیت پاسخ نمیدهد! او پاسخ نمیدهد که با وجود تحریم های گسترده بانکی و حساسیت شدید حاکمیت در برابر کمک به سازمانهای مخالف یا منتقد نظام، چگونه ممکن است که افرادی از داخل ایران بتوانند به سایتی در خارج از ایران کمک مالی بکنند؟! البته بسیار جالب است که هم در سخنان خانم علی نژاد و هم در متن خبر کذایی جرس از عبارت «استقلال جنبش» استفاده میشود.

۳- کیست که نداند از حدود ۳ ماه پیش و پس از تاختن مجتبی واحدی به محمد خاتمی در مورد شرایط اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات و رد کلی هرگونه شرکت در انتخابات آتی به دلیل عدم تغییر عمده در رفتار حاکمیت، شرکت در برنامه های به عبارت دیگر بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و گفتن صریح اینکه دیگر خود را اصلاح طلب نمیداند و اینکه نظام سکولار دموکراسی را ایده آل خود میداند، و نیز عزم و تلاش جدی وی برای تشکیل کنگره ملی با گروههای مخلتف اپوزیسیون، اصلاح طلبان که دستندرکاران سایت جرس هم به آنها نزدیک هستند، از مجتبی واحدی دل خوشی ندارند؟

نتیجه گیری:

با توجه به تلاش های دامنه دار و جدی مجتبی واحدی در ماههای اخیر برای تشکیل کنگره ملی، نظرات وی در مورد لزوم جدایی دین از سیاست و اینکه صراحتا با شرکت در انتخابات مخالفت کرده بود و اصلاح طلبی را در شرایط فعلی بی معنا خوانده بود، به نظر میرسد که انتشار این خبر در جرس تنها جهت تخریب چهره مجتبی واحدی و تضعیف جایگاه کنونی او بوده است. اما چیزی که جرس به آن توجه نمیکند این است که از زمان حصر خانگی مهدی کروبی، واحدی هیچگاه مواضع خود را به عنوان مشاور کروبی مطرح نکرده است و همواره گفته است که مواضع کروبی همانهاست که توسط خودش و در زمان آزادی گفته شده است (در این مطلب هم به این واقعیت اشاره شده است).

علاوه بر اینها با توجه به گفته های مسیح علی نژاد مبنی بر رفع مشکلات مالی جرس در نتیجه ارسال کمک مالی از سوی افرادی در داخل کشور برای این سایت و اینکه اصولا ارسال پول برای یک سایت اپوزیسیون در خارج از کشور چگونه میتواند امکان پذیر باشد؟ و نیز اقدام اخیر جرس در سانسور کردن بندهای ۱۷ تا ۲۱ نامه ی نهم نوری زاد که در آنها تلویحا محمد خاتمی و برخی از مراجع ترسو خوانده شده بودند، به نظر میرسد که گروه، سازمان یا عده ای به سایت جرس کمک مالی کرده اند و در نتیجه دستندرکاران این سایت مجبور شده اند در جهت منافع و یا خواست آنها حرکت کنند. رفتار اخیر این سایت در انتشار خبر مربوط به مجتبی واحدی هم در این راستا ارزیابی میشود. با توجه به نوع انتشار نامه نوریزاد و تلاش برای تخطئه واحدی، احتمالا این گروه یا فرد کمک کننده مالی نزدیک به اصلاح طلبان داخل حاکمیت و یا خانواده هاشمی رفسنجانی است که هیچ کدام قائل به جدایی دین از سیاست یا سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نبوده و حداکثر به دنبال تغییراتی محدود در داخل همین حکومت فعلی و با چارچوب قانون اساسی کنونی میباشند.

«فراخوان برگزاری روز جهانی وبلاگ‌نویسان زندانی Call for Global Day of Detained Bloggers»

۱۶ نوامبر روز همبستگی با وبلاگنویسان زندانی - Nov. 16th, Solidarity With Arrested Bloggers

دسترسی آزاد به دنیای اطلاعات، یکی از حقوق بنیادین بشر امروزی به‌شمار می‌آید. در این می‌ان، اینترنت و به تبع آن، فضای وبلاگ‌های شخصی مسیری روشن به سوی تحقق این حق حیاتی و گسترش آزادی بیان گشوده است. حکومت‌های خودکامه علاوه بر محدود کردن همهٔ رسانه‌ها و ابزارهای خبررسانی مستقل، دستگیری و شکنجهٔ خبرنگاران و نویسندگان، به سرکوب، سانسور و فیلترینگ در فضای اینترنت نیز پرداخته‌اند و فعالان این عرصه من‌جمله وبلاگ نویسان را با مشکلات جدی مواجه ساخته‌اند. در چنین شرایطی، مسئولیت انسانی ما حکم می‌کند که از آزادی بیان در فضای حقیقی و مجازی و حق دسترسی افراد و ملت‌ها به دنیای آزاد اینترنت دفاع نموده و از وبلاگ‌نویسانی که قربانی سیاست‌های سرکوبگرانهٔ دولت‌های خودکامه شده‌اند بصورت جدی حمایت نماییم.

از این‌رو، جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی از تمامی وبلاگ‌نویسان، کنشگران مدنی و نهادهای حقوق بشری، روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه، دعوت می‌نمایند تا پویشی فعالانه در جهت حمایت از وبلاگ‌نویسان در بند شکل دهند و همبستگی و همراهی خود را با آن‌ها اعلام نمایند. وبلاگ نویسان ایرانی از این جهت آغازگر این دعوت شده‌اند که هم اکنون با شرایط بسیار دشواری مواجه هستند و تعداد زیادی از وبلاگ نویسان ایرانی از جمله کوهیار گودرزی، حسین رونقی ملکی، محمدصدیق کبودوند و سخی ریگی و بسیاری دیگر در زندان‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران و تحت سخت‌ترین شکنجه‌ها به سر می‌برند. یادآوری می‌کنیم که سایر وبلاگ‌نویسان نیز همواره در معرض تهدیدهای نهادهای امنیتی و نظامی قرار دارند. این سرکوب البته محدود به ایران نمی‌شود و در برخی دیگر از کشورهای دنیا که گرفتار حکومت‌های دیکتاتوری هستند نیز وضعیتی مشابه حاکم است. علاوه بر جمهوری اسلامی ایران، کشورهایی همچون برمه، چین، کوبا، کره شمالی، ویتنام، عربستان سعودی، سوریه، ترکمنستان و ازبکستان نیز از دشمنان آزادی دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان در اینترنت به شمار می‌روند و از طریق سرکوب و زندانی کردن فعالان فضای مجازی، گسترش سانسور در اینترنت و ایجاد اختلال و کندی در آن، محیط اینترنت را به شدت کنترل می‌کند.

امید رضا میر صیافی، وبلاگ نویس بازداشت شده توسط نهادهای امنیتی حکومت جمهوری اسلامی ایران، در سال ۲۰۰۹ میلادی در زندان گوهردشت بر اثر فشار روانی و عدم دریافت کمک‌های پزشکی به قتل رسیده است و جهان هنوز قتل محمد نبوس در لیبی و زکریا راشد حسن العشیری در بحرین را در زندان‌های کشورهای متبوعشان در جریان جنبش آزادی‌خواه کشورهای عربی فراموش نکرده است. بی‌تردید کنشگران وب و وبلاگنویسان بسیاری هم بدون این‌ که نامی از آن‌ها آورده شود، ناشناخته و گمنام، تهدید، زندانی، شکنجه و کشته شده‌اند.

لذا ما پیشنهاد می‌کنیم روز۱۶ نوامبر به عنوان روز جهانی همبستگی با وبلاگ‌نویسان زندانی نامگذاری شده، از ابزار‌های و ظرفیت‌های ممکن برای خبررسانی دربارهٔ اوضاع وبلاگ نویسان زندانی در ایران و سراسر دنیا حداکثر بهره برداری و از اهرم‌های موجود برای آزادی آن‌ها استفاده شود.

همچنین از بلاگر‌ها، فعالین حقوق بشری و مدنی و سازمان‌ها و انجمن‌ها و وب سایت‌ها می‌خواهیم به این حرکت و فراخوان بپیوندند و برای نشر آن، هر گونه که مایلند، از طریق ترجمهٔ این اطلاعیه و سایر اخبار مربوط، ساختن کلیپ یا انعکاس آن در رسانه‌های نوشتاری، دیداری و شنیداری به پیشبرد اهداف این برنامه کمک نمایند. همچنین چنانچه اطلاعاتی از وبلاگ‌نویسان زندانی در هر گوشه‌ای از جهان دارند، در اختیار سازمان دهندگان این برنامه قرار دهند و خود نیز نسبت به اطلاع‌رسانی درباره نقض این حقوق اولیهٔ انسانی اقدام نمایند.

امیدواریم که همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی، بتواند نسبت به اطلاع رسانی درباره وضعیت آن‌ها موثر واقع‌شود و نهایتا فشار افکار عمومی و نهادهای بین المللی منجر به آزادی و یا حداقل بهبود وضعیت آن‌ها شود.

کمیته همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی

برای پیوستن به امضاکنندگان می‌توانید این فرم را پر کنید.

لینک صفحه  اصلی فراخوان برگزاری روز جهانی وبلاگ‌نویسان زندانی

—————————————————————————————————————————————

Free access to the world of Information, considered as one of the fundamental human rights in today’s world. Meanwhile, the Internet and consequently, weblogs have opened a clear path towards the realization of right to life and freedom of expression. Authoritarian regimes in addition to restricting all independent media, arrest and persecution of journalists and writers, deal with the suppression, censorship and Internet filtering, and have caused serious problems for activists and bloggers. Under this circumstance, our responsibility is to defend freedom of speech in the virtual and real world and right of access to the free Internet for groups and individuals, Beside supporting the bloggers who have been serious victims of oppressive policies of dictator regimes.

Thus, a group of Iranian bloggers invite all bloggers, civil and human rights activists, journalists and the media, to an active movement in order to support the imprisoned bloggers and announce solidarity with them.

Iranian bloggers are facing intricate situations and lots of them as: Koohyar Goudarzi, Hossein Ronaghi Maleki, Mohammad Sadig Kaboudvand, Sakhi Rigi and so many others jailed in the Islamic Republic of Iran detention houses under the cruelest forms of tortures, so we have decided to start this call to action.

Also be noted that other bloggers are frequently subjected to military and security threats. This repression is not limited in Iran and in some other countries that are plagued the ruling dictatorship there are similar conditions.  In addition to the Islamic republic of Iran, countries such as Burma , China, Cuba, North Korea, Vietnam, Saudi  Arabia, Syria, Turkmenistan and Uzbekistan are also considered opponents of free access to information and freedom of speech. They take sever control over the Internet through repression and imprisonment of Internet activists, censorship of the internet and impede people to access the Internet

Omid Reza MirSiafi, arrested Iranian blogger in 2009, imprisoned in Gohar-Dasht, Karaj penitentiary, has been murdered by security forces due to stress and lack of medical assistances. And the world still remembers the killing of Mohammad Naboos in Libya, and also Hassan-El-Ashiri, a Bahraini blogger in prison during the course of Arab countries uprising movement in Middle East and North Africa. Undoubtedly, many unknown Internet activists and bloggers, still without a name in hand, have been threatened, imprisoned, tortured and killed.

Therefore, we recommend November the 16th to be named as International Solidarity Day with Jailed bloggers to gain benefit of the possible tools and capabilities for spreading news about the bloggers imprisoned in Iran and around the world and leverage the maximum benefit for their release.

The bloggers, human rights activists, civil society organizations and associations and Web sites are welcomed to join this cause. For spreading manifest they are free for translating this paper and other news, making video clips, or reflecting it on the media regarding to the progress of this plan. And also If anyone has any Information and news about a jailed blogger start to spreading news forward and let the Organizing executers of this program to know.  Finally, we hope the solidarity with Jailed bloggers, could affect their condition in jails, and consequently, due to pressure of local as well as international public opinion and active monitoring of international human rights organizations and NGOs, result into a betterment in their detention condition and subsequently their freedom.

Global Solidarity with detained Bloggers Committee.

Join us here

The Campaign page can be found here.

سانسور سخنان احمدی نژاد در صدا و سیمای جمهوری اسلامی

جنگ علنی قدرت میان خامنه ای و احمدی نژاد در هفته های اخیر

صدا و سیمای حکومتی جمهوری اسلامی که زیر کنترل مستقیم رهبر ایران فعالیت میکند، قسمتی از سخنان احمدی نژاد را که به انتقاد شدید از بازداشت همکاران خود پرداخته، سانسور کرده است. در واکنش به این اقدام، سایت رسمی احمدی نژاد اقدام به انتشار سخنان کامل او کرده است. او در این مصاحبه با خبرنگاران که پس از نشست هیات وزیران صورت گرفته است، شدیدا نسبت به دستگیری نزدیکان خود انتقاد و بازداشت اعضای کابینه را خط قرمز خود دانسته است.

در هفته های اخیر عده ای از افراد نزدیک به احمدی نژاد و رییس دفترش رحیم مشایی، به اتهام های مختلفی از جمله فساد و جادوگری بازداشت شده اند. در ماه آوریل گذشته و پس از درگیری احمدی نژاد با خامنه ای نیز تلویزیون جمهوری اسلامی از در اختیار گذاشتن برنامه زنده برای سخنان احمدی نژاد خودداری کرده بود.

ترجمه مقاله گاردین 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: