بایگانی برچسب‌ها: ریال

هدف آمریکا از تحریم های جدید: فشار مستقیم بر ایرانیان؛ پیام تحریمها: نگذارید جلیلی رییس جمهور شود!

تحریم های جدید مردم عادی را هدف قرار داده است.

تحریم های جدید مردم عادی را هدف قرار داده است.

در عرض ۳ روز گذشته و در حالی که کمتر از ۱۰ روز تا انتخابات ریاست جمهوری در ایران باقی مانده است، آمریکا حجم عظیمی از تحریم های جدید را بر ایران اعمال کرده است (+). از یک طرف ریال و از طرف دیگر صنایع پتروشیمی و خودرو مورد تحریم های جدید قرار گرفته اند. گفته شده است که منظور از تحریم ریال بی ارزش کردن آن در خارج از ایران است و هدف، مورد تحریم قرار گرفتن بانکها، موسسات، شرکتها و افرادی است که حجم بالایی از ریال را در خارج از ایران مبادله می کنند. همانطور که می دانید اصولا ریال در خارج از ایران مبادله نمی شود و لذا این تحریم، تنها جنبه روانی بر بازار خواهد داشت. اما دو تحریم دیگر، یعنی تحریم پتروشیمی و صنعت خودرو ایران، تاثیر بسیار شدیدی بر اقتصاد کشور و سطح زندگی و رفاه ایرانیان بر جای خواهد گذاشت.

صنعت پتروشیمی ایران در سال ۲۰۱۲ بیش از ۱۲ میلیارد دلار صادرات داشته است یعنی چیزی حدود ۲۰ درصد کل درآمد ارزی ایران متعلق به این بخش بوده است. مسلما تحریم آن جلوی فعالیت کشورها و شرکتهای خارجی در ایران را خواهد گرفت، صادرات را متوقف خواهد کرد و منجر به بیکاری عظیمی در این بخش خواهد شد و با کاهش حجم درآمد ارزی دولت، منجر به کاهش ارزش ریال می گردد.

از طرف دیگر، تا ۲ سال گذشته، بیش از ۳۰۰ هزار نفر به طور مستقیم در صنعت خودرو کشور و تولید قطعات خودرو مشغول به کار بوده اند؛ صنعتی که وابستگی شدیدی به کشورهای خارجی دارد. از ۲ سال گذشته و با توسعه ابعاد تحریم ها از جمله تحریم های بانکی به تدریج همکاری خودروسازهای خارجی با بخش خودرو ایران کاهش یافت، چیزی که منجر به رکود در این بخش و کاهش تولید گردید. اکنون آمریکا بخش خودرو را به طور مستقیم هدف قرار داده است. یعنی اینکه دیگر هرگونه همکاری با صنعت خودرو ایران و از جمله صادرات خودرو و قطعات آن به ایران ممنوع شده است و هر شرکتی که با ایران معامله کند، از سوی آمریکا جریمه خواهد شد. این موضوع منجر به افزایش رکود در این صنعت، افزایش دامنه بیکاری ها، افزایش قیمت خودرو و قطعات خودرو خواهد شد. همچنین دارندگان خودروهای خارجی، با مشکلات متعددی برای تامین قطعات یدکی مورد نیاز خودرو خود مواجه خواهند شد.

هدف از تحریم های جدید:

اگر بتوان با خوش بینی، هدف از تحریم صنعت پتروشیمی ایران را کاهش درآمد ارزی حکومت و اعمال فشار مضاعف بر آن دانست، اما با هیچ ترفندی نمیتوان نسبت به حسن نیت آمریکا در تحریم صنعت خودرو خوش بین بود. شکی نیست که هدف آمریکا از تحریم خودرو و ریال ایران، اعمال فشار مستقیم بر مردم ایران است. آمریکا تقریبا تمامی منابع ارزی و درآمدی رژیم را مسدود کرده است و حالا کم کم وارد فاز تحریم هایی می شود که مستقیما مردم ایران را هدف قرار میدهد. هدف آمریکا از اعمال این تحریم ها، دشوار کردن زندگی مردم عادی و افزایش نارضایتی ایرانیان می باشد به این امید که شاید گسترش نارضایتی ها منجر به شورش و آشوب علیه حکومت بشود تا در نتیجه حکومت از بلندپروازی های هسته ای خود دست بردارد و یا اینکه به طور کلی حکومت سرنگون بشود!

اما تجربه نشان داده است که آمریکا از این ترفند راه به جایی نخواهد برد و این سیاست شکست خورده است. به چند دلیل: ۱- در طول تاریخ ایرانیان نشان داده اند که انسانهای مغروری هستند. فشار بیشتر بر آنها نه تنها آنها را وادار به حرکت به سوی خواسته های آمریکا نخواهد کرد، بلکه در طول زمان کینه عمیقی در دل مردم ایران ایجاد خواهد نمود و نهایتا منجر به پافشاری جمعیت بیشتری از مردم بر حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای خواهد گردید. ۲- اصولا با توجه به تجربه تلخ انقلاب سال ۵۷، عدم وجود آلترناتیوی مشخص و قابل اعتماد و نیز به دلیل سابقه سرکوبهای وحشیانه حرکتهای اعتراضی از سوی حکومت، وقوع هرگونه حرکت اعتراضی از سوی مردم به دلیل اعمال تحریمها، دستکم در کوتاه مدت منتفی به نظر میرسد.

پیام تحریم های جدید:

نکته مهم دیگر که نباید از آن غافل شد، «زمان» خاصی است که این تحریم های سه گانه بر ایران و ایرانیان اعمال میشود. در کنار دلایل مطرح شده در بالا، بدون شک یکی از اهداف آمریکا از اعمال تحریم های جدید، پیام به مردم ایران است. پیام آمریکا به ایرانیان این است که اگر تحریم های بیشتری نمی خواهید، از به قدرت رسیدن هر شخصی که به دنبال افزایش تنش با غرب می باشد و بر موضع لجوجانه حکومت بر ادامه برنامه هسته ای خود اصرار می ورزد جلوگیری کنید. منظور از این چنین فردی به طور اخص شخص «سعید جلیلی» می باشد که در ۵ سال گذشته زیر نظر علی خامنه ای، مسئولیت تلف کردن وقت غربی ها در مذاکرات متعدد اما بی حاصل را بر عهده داشته است و در مبارزات انتخاباتی خود به طور مکرر بر «مقاومت» و «گفتمان انقلاب اسلامی» تاکید کرده است! اگر نگاهی به حامیان او بیندازید می بینید که اکثریت افراد و گروههای حکومتی که سال ۸۴ از احمدی نژاد حمایت میکردند، اکنون از جلیلی حمایت میکنند، لذا پر بیراه نیست اگر او را نامزد اصلی حاکمیت بدانیم.

اگرچه سیاست خارجی رژیم از جمله تصمیم گیری درباره برنامه هسته ای مستقیما زیر نظر علی خامنه ای است اما رییس جمهور به هر حال تا میزانی در تصمیم گیری ها موثر است. به قدرت رسیدن فردی همچون حسن روحانی که به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده هسته ای ایران، سابقه تعامل سازنده و اعتماد سازی با غرب را در پرونده خود دارد میتواند از یک طرف به عنوان شاخه زیتونی به نشانه صلح از سوی مردم ایران تعبیر شود و از طرف دیگر گویای «نه بزرگ» ایرانیان به سیاستهای تنش زا و ماجراجویانه خامنه ای و مردود شدن او در رفراندوم هسته ای باشد! مردم ایران اگرچه با استفاده صلح آمیز از برنامه هسته ای موافقند اما خواهان همکاری کامل با آژانس اتمی هستند، چیزی که خامنه ای و جلیلی مانع آن بوده اند. آمریکایی ها امیدوارند مردم ایران از خارج شدن اسم جلیلی از صندوق رای جلوگیری کنند، هرچند حاکمیت نشان داده است که در مواقع لزوم ابایی از تقلب و دست بردن در آرای مردم نخواهد داشت…!

در همین زمینه:

احساس عشق و نفرت نسبت به تحریم‌ها

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

آغاز تحریم های «نفت در برابر غذا»

فعلا همه سرگرم تماشای دعواهای مافیایی مراکز قدرت در داخل جمهوری اسلامی هستند، گویا فراموش کرده اند که از فردا دور جدید تحریم ها علیه ایران اعمال میشود. در نتیجه این تحریم های بسیار جدی، جمهوری اسلامی از دریافت ارز و یا فلزات گرانبها در ازای فروش نفت و گاز به کشورهای دیگر ناتوان خواهد شد. طبق مفاد تحریم های جدید، کشورهای دیگر بایستی پول ناشی از فروش نفت و گاز ایران را به شکل ارز محلی نزد بانک های خود نگاه دارند و ایران تنها میتواند با آن پول، محصولات غذایی و دارو وارد و از خدمات تولیدی کشور وارد کننده نفت استفاده کند. به عبارت دیگر تحریم های جدید، بسیار شبیه به تحریم های «نفت در برابر غذاست» که سالها پیش بر عراق اعمال شد. با توجه به سهم ۹۰ درصدی نفت و گاز در تولید ناخالص ملی ایران، تحریم های جدید جمهوری اسلامی را با مشکل اساسی در تامین ارز خارجی مواجه خواهد نمود، چیزی که سقوط ارزش پول ملی را تسریع، صنایع داخلی را نابود و فقر، تورم و بیکاری را تشدید خواهد نمود!

این همه در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی همچنان بر بلندپروازی های هسته ای خود اصرار و بر ادامه غنی سازی غیر ضروری اورانیوم تاکید میکند! توجه به واقعیت هایی همچون وجود منابع عظیم نفت و گاز در کنار میزان کم و کیفیت بسیار پایین اورانیوم موجود در کشور که عملا تولید برق را کاملا غیر اقتصادی مینماید، شکی باقی نمیگذارد که این همه اصرار بر ادامه غنی سازی اورانیوم با وجود فشارهای بین المللی و وارد آمدن هزینه های جبران ناشدنی به اقتصاد کشور، تنها و تنها حکایت از عزم جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح اتمی یا تکنولوژی تولید سلاح حکایت دارد و دقیقا به همین دلیل است که کشورهای خارجی به برنامه هسته ای ایران مشکوک و بدبین هستند!

در همین زمینه:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

 سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

اتحاد مردم با بازاریان و ادامه اعتراض‌ها همراه با سر دادن شعارهای اقتصادی و مخالفت با سیاست هسته‌ای

داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است

اتحاد مردم با بازاریان و ادامه اعتراض‌ها همراه با سر دادن شعارهای اقتصادی و مخالفت با سیاست هسته‌ای

دیروز در مطلبی ضمن گلایه از بی تفاوتی مردم نسبت به وضع وخیم اقتصادی کشور، نوشتم که بهترین، مطمئن ترین و کم هزینه ترین گزینه برای تغییر شرایط،، اعتراض‌های مردمی است. خوشبختانه امروز پس از مدتها مردم بی تفاوتی را کنار گذاشتند و نسبت به وضعیت وخیم اقتصادی کشور و کاهش شدید ارزش پول ملی اعتراض کردند. در ویدئوهای منتشر شده از این اعتراض ها، حدودا هزار تا پنج هزار نفر دیده میشوند. به نظر میرسد که اکثر معترضین را بازاریان تشکیل میداده‌اند. از آنجایی که مشکلات اقتصادی گریبان همه اقشار جامعه را گرفته، لازم است که در روزهای آینده غیر بازاریان از کارگر و کارمند تا دانشجو و معلم هم به این اعتراض‌ها بپیوندند. با کاهش ۴۰ درصدی ارزش پول ملی در عرض ۱ ماه گذشته، عملا قدرت خرید مردم نسبت به یک ماه پیش ۴۰ درصد کاهش یافته است. حضور پر تعداد و متحد مردم در روزهای آینده میتواند به حکومت نشان دهد که مردم بی تفاوت نیستند و بایستی سیاست‌های خود به ویژه سیاست هسته‌ای که منجر به وضع تحریم‌های گسترده و به دنبال آن ناتوانی دولت در فروش نفت و در نتیجه بحران پول و ارز شده است را به سرعت تغییر دهد. حکومت بایستی بداند که در انتخاب سیاستهای کلان خود همواره بایستی منافع مردم را در نظر داشته باشد. متاسفانه سکوت مردم در ماهها و چه بسا سالهای گذشته، در نقش چراغ سبزی برای حکومت ظاهر شد و موجب گردید که آنها بی توجه به صدمات زیادی که تحریم ها میتوانند به مردم وارد کنند، به تقابل با جامعه جهانی، ماجراجویی و پیگیری خواسته‌های قدرت طلبانه خود در دستیابی به سلاح اتمی مبادرت بورزند.

نکته مهم دیگر اینکه انتخاب نوع شعار در همه اعتراض‌ها و تجمع‌های مردمی از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است زیرا هرکسی که تجمع را میبیند در اولین نگاه میخواهد بداند تجمع کنندگان چه میخواهند و هدفشان از این تجمع چیست؟ به نظر من سر دادن شعارهای اقتصادی در ارتباط با بیکاری، تورم، قیمت ارز و نیز شعارهایی در رد سیاست هسته‌ای حکومت و یا محکومیت حمایت همه جانبه آن از دولت سرکوبگر و جنایتکار بشار اسد میتواند تعداد زیادی از مردم را به حضور در اعتراضها ترغیب کند. از سوی دیگر دادن شعارهای بسیار تند اگر چه ممکن است برای مخالفان جمهوری اسلامی از جمله خود من در نگاه اول لذت بخش و خوشحال کننده باشد، اما ممکن است موجب هراس عده‌ای از مردم از برخورد قهرآمیز نیروهای حکومتی شده و آنها را از حضور در تجمع اعتراضی رویگردان کند. لذا به نظر من شعارها باید بسیار دقیق و هوشمندانه و تا زمانی که تجمع‌ها گسترده و عظیم نشده‌اند، متمرکز بر مسائل و مشکلات اقتصادی که دغدغه اصلی مردم میباشد، انتخاب گردند.

گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک

توضیح در ارتباط با فیلم اعتراضی امروز:

مردم میگویند: سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن!
چه شعاری از این بهتر و گویاتر؟ همین دیروز گزارش شده بود که جمهوری اسلامی بیش از ۱۰ میلیارد دلار دیگر به رژیم بشار اسد در سوریه کمک مالی کرده است تا بتواند با قدرت بیشتری مردم معترض آنجا را سرکوب کند. این  در حالی است که ریال در عرض چند هفته گذشته، ۴۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است. چیزی که عملا مبادلات اقتصادی در بازار را غیر ممکن کرده و قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داده است. به جای اینکه به مشکلات مردم رسیدگی کنند، به رژیم جنایتکار سوریه کمک مالی میکنند!! آیا جمهوری اسلامی برای رفاه و سعادت شهروندان خود هیچ ارزشی قائل هست؟!

 مطلب مرتبط:

سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

فرض کنید شما و خانواده‌تان به عنوان مسافر در داخل اتوبوسی در حال حرکت در جاده‌ای کوهستانی و باریک نشسته‌اید. اگر ببینید که راننده اتوبوس بی توجه به جان دهها مسافری که به او اعتماد کرده‌اند، با سرعت زیاد رانندگی میکند و با بی مبالاتی کامل، در داخل پیچ‌های تند از ماشین‌های مقابل سبقت میگیرد، چه خواهید کرد؟ واکنش شما به عنوان یک مسافر چه خواهد بود؟ آیا توجهی نکرده و سکوت میکنید تا وی همچنان به رفتار خود ادامه دهد و نهایتا اتوبوس، شما و خانواده عزیزتان را به داخل دره‌ای عمیق بیندازد یا اینکه بی خیالی را به کناری نهاده و از جای خود بلند میشوید و به راننده تذکر میدهید که از نحوه رانندگی‌اش رضایت ندارید؟ آیا شرط عقل این نیست که به عنوان کسی که جان و امنیت خود و خانواده‌اش در خطر است، از راننده بخواهید که آرامتر و با دقت بیشتری براند؟

حالا به جای اتوبوس، کشور ایران، به جای مسافران، مردم ایران و به جای راننده حکومت جمهوری اسلامی را در نظر بگیرید که سران آن هدایت این مملکت را در دست دارند. تمرکزمان را بگذاریم روی همین چند سال اخیر. مگر نه اینکه در سالهای اخیر وضع اقتصادی کشور روز به روز وخیم تر شده است؟ مگر نه اینکه جمهوری اسلامی به ویژه با اتخاذ سیاست غلط هسته‌ای، تصویب تحریم‌های سخت اقتصادی از جانب دیگر کشورها بر ایران را موجب گردیده است؟ مگر نه اینکه پول ملی ما به عنوان شاخص مهم اقتصاد کشورها، تنها در عرض هفته گذشته بیش از ۴۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است؟ به عبارت دیگر یعنی اگر حقوق یک فرد ماهی ۱ میلیون تومان بوده است، در عرض یک هفته گذشته حقوق او در واقع به ۶۰۰ هزار تومان کاهش یافته است، در حالیکه همه اجناس گرانتر شده‌اند! مگر نه اینکه تورم بسیار بالا و بیکاری گسترده گریبان مردم ما را گرفته است؟ مگر نه اینکه اقتصاد ما بیش از ۸۵ درصد به نفت وابستگی دارد و مسلما با ادامه ناتوانی دولت در فروش نفت و عدم وجود درآمد ارزی، در ماههای آینده شاهد وخیم تر شدن هر چه بیشتر شرایط، تعطیلی هرچه بیشتر کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی، و چه بسا قطع کامل یارانه‌ها و ناتوانی دولت و کارفرمایان در پرداخت دستمزد کارمندان و کارگران خواهیم بود؟

وقتی همه ما می‌بینیم که کشور با سرعتی سرسام آور در حال حرکت به سمت دره‌ نابودی است، چرا هیچ کس واکنشی نشان نمیدهد؟ چرا هیچ کس از این راننده بی مبالات نمیخواهد که آرامتر و بهتر رانندگی کند؟ میشود درک کرد که به دلیل عدم وجود آلترناتیوی مشخص و قابل اعتماد  برای حکومت، سرکوب گسترده اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸، و مواردی دیگر، احتمالا مردم عزم و اراده لازم برای ایجاد تغییرات بنیادین در ساختار حکومت فعلی را ندارند. اما قطعا این سکوت مرگبار حاکم بر جامعه را نمیتوان درک کرد. الزاما لازم نیست تنها برای تغییر بنیادین به خیابان آمد. میتوان اعتراض خود را به مسائل و مشکلات اقتصادی محدود کرد. دو روز پیش عده‌ای از دانشجویان در اعتراض به عدم پرداخت ارز دانشجویی مقابل مجلس تجمع کردند، نه کسی با آنها برخوردی کرد و نه آنها شعار سیاسی دادند. تنها به یک سیاست اقتصادی دولت که مستقیما زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده بود، اعتراض کردند. باید اعتراض‌‌های مشابهی از سوی مردم در مقابل استانداری‌ها، فرمانداری‌ها، بخش داری‌ها، مجلس و یا بانک مرکزی صورت بگیرد. برای جلوگیری از برخورد حاکمیت، میتوان شعارها و درخواستها را تنها به موارد و مشکلات اقتصادی متمرکز کرد. یک کارگری، یک معلمی، یک کارمندی که در اثر سیاست‌های غلط دولت بیکار شده است، حق دارد بیاید بگوید چرا من را بیکار کردید! مردمی که در عرض یک سال، ارزش پولشان یک سوم شده و به همان نسبت قدرت خریدشان کاهش یافته است، حق دارند بیایند بگویند چرا؟!

این رخوت و بی تفاوتی که الان شاهدش هستیم اصلا نتیجه خوبی نخواهد داشت. این بی توجهی و بی تفاوتی مردم، مطمئنا در نقش «چراغ سبز» عمل خواهد کرد و موجب خواهد شد که حکومت به همین روش خود ادامه دهد و در نتیجه اوضاع بدتر و بدتر خواهد شد. اما اگر مردم اعتراض کنند، اگر مردم بی تفاوت نباشند، مطمئنا حکومت مجبور خواهد شد که روش و سیاست خود را تغییر دهد.

متاسفانه این روزها احساس میشود که روز به روز بر تعداد افرادی که به امید مداخله نظامی خارجی برای رهایی از شر جمهوری اسلامی نشسته‌اند افزوده میشود. این یک اشتباه محض است اگر فکر کنیم که دولت‌های خارجی مایل خواهند بود اقتصاد در حال بازیابی از رکود خود را هزاران هزار میلیارد دلار متحمل هزینه کنند و چندین سال خود را در کشوری به مراتب قویتر از عراق مشغول کنند تا ما را از بند یوغ استبداد مذهبی برهانند! این یک اشتباه استراتژیک است. اگر حمله‌ای هم صورت بگیرد قطعا محدود به نابودی تاسیسات اتمی خواهد بود، چیزی که منجر به سقوط رژیم نخواهد شد! بسیار بسیار بعید است که کشورهای خارجی تمایلی برای ارسال نیروههای زمینی و اشغال کشور که لازمه تغییر رژیم از طریق نظامی است، داشته باشند. حتی اگر به فرض محال چنین چیزی هم اتفاق بیفتد به احتمال زیاد منجر به تجزیه ایران و غوطه‌ور شدن کشور در جنگ داخلی خواهد شد؛ چیزی که قطعا مطلوب هیچ ایرانی وطن دوستی نیست.

لذا بهترین گزینه، اعتراضهای مردمی و از داخل کشور است. مطمئن باشید اگر اعتراضی نکنیم، جمهوری اسلامی به همین روند خود ادامه خواهد داد، و در نتیجه تحریم‌ها هم ادامه خواهد یافت و همانطور که قبلا هم نوشته بودم (مطلب مرتبط)، در چنین شرایطی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور خواهد آمد، یا همچون کره شمالی به کشوری قحطی زده، بدبخت و منزوی اما مسلح به سلاح اتمی تبدیل خواهیم شد و یا همچون عراق کشوری خواهیم داشت ویران و جنگ زده و با احتمال تجزیه کامل! از کره شمالی و عراق درس بگیریم و رخوت، سستی و بی تفاوتی را به کناری بزنیم و از رژیم بخواهیم که روش خود را تغییر دهد!

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب مرتبط:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

در نتیجه سیاستهای غلط اقتصادی در زیمبابوه و چاپ پول به شکل بی رویه توسط دولت، نرخ تورم در این کشور در سال ۲۰۰۶ به ۲۰۰ میلیون درصد رسید و ارزش پول این کشور به شدت سقوط کرد به گونه‌ای که شهروندان مجبور بودند برای خرید سه عدد تخم مرغ معادل ۱۰۰ میلیارد دلار زیمبابوه پول پرداخت کنند!!

یکی از شاخصه‌های سلامت اقتصادی، ثبات در بازار ارز و عدم نوسان شدید در شاخص پول ملی یک کشور است. در ماههای اخیر شاهد سقوط شدید ارزش ریال در مقابل ارزهای بین المللی بوده‌ایم به گونه‌ای که قیمت دلار نسبت به زمان مشابه در سال گذشته حدودا ۲ برابر شده است. قیمت دلار از حدود ۱۳۰۰ تومان در شهریور سال گذشته به حدود ۲۶۰۰ تومان در روز گذشته افزایش یافته است. علاوه بر این در هفته‌های اخیر نرخ کاهش ارزش ریال سیر صعودی داشته است به گونه‌ای که تنها در دو روز گذشته بیش از ۱۲ درصد از ارزش ریال از دست رفته است!

سوال مهمی که مطرح میشود این است که علت سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

ارزش ارزهای خارجی مانند هر کالای دیگر تابع عرضه و تقاضا در بازار است. افزایش تقاضا منجر به افزایش قیمت و افزایش عرضه منجر به کاهش قیمت یک کالا میشود. قیمت ارزهای خارجی هم دقیقا از چنین مکانیزمی پیروی میکند. با افزایش تقاضا برای خرید ارزهای خارجی قیمت آنها بالا رفته و ارزش پول ملی سقوط میکند. در این میان کاهش عرضه در کنار افزایش تقاضا منجر به افزایش فزاینده قیمت ارزهای خارجی شده است،

دلیل کاهش عرضه، کاهش شدید ورود ارز به داخل کشود است. تا سال گذشته حدودا ۸۰ درصد درآمد ارزی ایران از طریق فروش نفت و فرآورده‌های نفتی به کشورهای خارجی بوده است. بعد از اعمال تحریم‌های شدید بانکی از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا از حدودا ۱۰ ماه پیش به این طرف و به ویژه پس از خودداری اتحادیه اروپا از خرید نفت ایران از حدودا ۳ ماه پیش به این طرف، دولت عملا درآمد ارزی خود را از دست داده است زیرا اولا صادرات نفت ایران نسبت به زمان مشابه در سال گذشته حدودا یک میلیون و دویست هزار بشکه در روز کاهش یافته است و ثانیا معدود مشتری‌های کنونی نفت ایران همچون هند، چین و کره جنوبی هم به دلیل تحریم‌های بانکی قادر به دادن ارزهای بین‌المللی به ایران نیستند. لذا جمهوری اسلامی ناچار شده است در ازای فروش نفت به این کشورها، پولهای نه چندان با ارزش مثل روپیه دریافت کند (که عملا فقط برای واردات از هند قابل استفاده است) و یا اینکه به طور کلی از دریافت پول صرفنظر کرده و به مبادله پایاپای با این کشورها روی آورده است. یعنی اینکه ایران نفت میدهد و آنها به ایران کالاهای اساسی مثل گندم و برنج و یا لوازم خانگی و یا اقلام دیگر میدهند. این موضوع منجر به کاهش شدید ورود ارز به داخل کشور شده است که به ویژه به دلیل خالی بودن صندوق ذخیره ارزی (پس از برداشت‌های بی حساب و کتاب و صرف دهها میلیارد دلار از ذخیره آن برای مصارف جاری حکومت)، «بحران ارزی» را موجب گردیده است. دلیل اصلی حذف ارز مسافرتی و کاهش شدید ارز زیارتی در ماههای اخیر و نیز به صدا درآمدن زمزمه‌های حذف ارز دانشجویی در آینده نزدیک، دقیقا از آنجا ناشی میشود که دولت با کمبود شدید ارز روبروست.

نکته تاثیر گذار دیگر در ثبات ارزش پول ملی، اعتماد مردم و یا اثر روانی بر قیمت بازار است. وقتی اعتماد عمومی نسبت به پول ملی کاهش یابد، ارزش آن به شدت سقوط میکند. در شرایط کنونی و به دلیل تحریم‌های بین‌المللی، بحران اقتصادی و نیز نگرانی روزافزون از احتمال حمله نظامی به کشور، مردم نسبت به ریال و آینده بازار بیش از پیش بی اعتماد شده‌اند چیزی که منجر به سقوط پی در پی ارزش پول ملی و به همان نسبت افزایش مجدد سطح بی اعتمادی مردم به ریال شده است. با افزایش بی اعتمادی مردم نسبت به پول ملی، اشتیاق آنها برای خرید ارزهای خارجی و یا طلا افزایش می‌یابد و همانطور که پیشتر هم گفته شد از آنجاییکه ورود ارزهای خارجی به کشور به دلیل کاهش درآمد نفتی ناشی از تحریم‌های نفتی و بانکی به شدت کاهش یافته است، قیمت ارزهای خارجی روز به روز افزایش و ارزش پول ملی کاهش می‌یابد. این همه در کنار وجود نقدینگی سرگردان حدودا ۳۰۰ هزار میلیارد تومانی در دست مردم و هجوم این سرمایه به سمت بازار ارز و طلا، افزایش شدید ارزش ارزهای خارجی در مقابل ریال را قابل درک میسازد.

اما با همه این تفاسیر و توجیهات و با عنایت به درآمد بیش از ۸۰۰ میلیارد دلاری حکومت از فروش نفت در هفت سال گذشته، قاعدتا نباید بحران ارزی بدین شکل در کشور حاکم میشد و صندوق ذخیره ارزی خالی…! مشخص نیست این همه درآمد ارزی کجا خرج و صرف چه کاری شده است؟! علاوه بر صرف این درآمد هنگفت در مصارف عمومی حکومت و تغذیه گروههای تروریستی خارجی و دولت سرکوبگر بشار اسد، به نظر می‌رسد که مبالغ هنگفتی از این حجم زیاد ارز نفتی، در نتیجه وحشت سران حکومت و فرماندهان سپاه از سقوط و فروپاشی کامل اقتصاد مملکت، به شکلی از کشور خارج شده و در کشورهای دیگر سرمایه گذاری و یا پس انداز شده باشد. تنها در یک نمونه شاهد بودیم که چطور بیش از ۳ هزار میلیارد تومان معادل ۳ میلیارد دلار، در جریان پرونده اختلاس آریا، خاوری و غیره معروف به پرونده اختلاس بانک صادرات، از گردونه اقتصادی کشور خارج شد. مسلما موارد بسیاری از این دزدی ها و اختلاسها وجود دارد که سران نظام در آنها دخیل هستند و ما از آنها مطلع نیستیم. دزدی‌هایی که اثر مضاعفی در بحران ارزی کنونی داشته و البته خواهند داشت.

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب اقتصادی دیگر که پیشتر در این وبلاگ منتشر شده است:

پروژه انتقال آب دریای خزر به مرکز ایران به نفع مردم یا سرداران سپاه؟

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

اخراج ایران از سویفت به معنای نابودی کامل اقتصاد ایران است

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: