بایگانی برچسب‌ها: روز جهانی زن

به مناسبت روز جهانی زن؛ تبعیض جنسیتی تاریخی علیه زنان از کجا ناشی میشود؟

سال گذشته در چنین روزی، مطلبی درباره چرایی وجود تبعیض جنسیتی تاریخی علیه زنان نوشتم. علاوه بر این در آن مطلب، چند راهکار باثباتی که به نظرم میتواند منجر به نیرومند شدن زنان و ارتقای جایگاه آنها در جامعه بشود را هم برشمردم. به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، مجددا آن را به اشتراک میگذارم:

لینک به مطلب 

تبعیض جنسیتی تاریخی علیه زنان از کجا ناشی میشود؟ چگونه میتوان زنان را نیرومند کرد؟

۸ مارس به عنوان روز جهانی زن نام گذاری شده است. معمولا این نام گذاری‌ها برای جلب توجه نسبت به موضوعات مهم که شایسته گرامیداشت و ارج نهادن هستند صورت میگیرد. مثلا در حالی که روز جهانی کارگر یا روز جهانی کودک داریم، چیزی به اسم روز جهانی پولدارها یا روز جهانی سیاستمداران نداریم، چون آنها نیازی به توجه ندارند! 🙂

اگر به تاریخ بنگریم متوجه میشویم که زنان در جوامع مختلف همواره از حقوق اجتماعی پایینتری نسبت به مردان برخوردار بوده‌اند و به گونه‌ای جنس درجه دوم محسوب میشده‌اند! چرا چنین است؟ این تبعیض جنسیتی از کجا ناشی میشود؟ راهکارهای ارتقای سطح اجتماعی زنان و برابری حقوق زن و مرد در جامعه کدام است؟

زنان در عصر قدیم

شکار، جنگ و دفاع از خود، از مهمترین مشغله‌های زندگی انسان اولیه بوده است. این موارد همگی نیازمند قوای جسمانی است که  به طور طبیعی در جنس نر بیشتر از جنس ماده وجود داشته است. لذا از همان ابتدا، مردان بر زنان برتری یافتند و از زنان تنها جهت بقای نسل استفاده میشده است. در هزاره‌های بعدی اگرچه معدود زنانی موفق به حضور در رده‌های بالاتر اجتماع همچون دربار شاهان یا سپاه میشدند اما از آنجایی که جنگها همچنان بخش مهمی از زندگی بشر را تا مدتی پیش تشکیل داده و مردان اکثریت قاطع جنگجویان را تشکیل میداده‌اند، لذا نقش برتر مردان در اجتماع همچنان حفظ شد.

نقش ادیان

جایگزین شدن تفکر و اندیشه و در نتیجه تولید به جای جنگ و شکار، به طور طبیعی موجبات افزایش حضور زنان در اجتماع را فراهم آورد. با این وجود پیدایش ادیان، حضور زنان در جوامع را محدود کرد و ستمهای زیادی بواسطه تفکرات دینی بر زنان رفت. اگر نگاهی دقیق به ادیان صورت بگیرد دریافته میشود که اکثر ادیان به زنان به چشم شهروندان درجه دوم نگاه کرده و میکنند. دلیل اصلی این موضوع این است که ادیان توسط مردان ایجاد شده‌اند. تقریبا تمامی پیامبران مرد هست. حتی خود خدا هم مرد است! لذا جای تعجب نیست که پیدایش ادیان و تفکر دینی منجر به استثمار هرچه بیشتر زنان گردید و نقشی غیر قابل انکار در فرو کاستن حقوق زن در جامعه و جایگاه اجتماعی او ایفا کرد.

اسلام و یهودیت نمونه‌های بارز ادیان زن ستیز میباشند. نصف بودن شهادت (در دادگاه)، حق دیه و یا ارث زنان در مقایسه با مردان در اسلام یکی از بارزترین این موارد است. در قرآن به صراحت مجوز برده داری، اسارت و تصاحب زنان شوهردار به عنوان غنیمت جنگی و امکان برقراری رابطه جنسی با کنیز بدون اینکه نیازی به رضایت او وجود داشته باشد، صادر شده است (سوره نساء). مردان میتوانند با زنان بیشماری همخوابگی کنند، در حالیکه اگر زنی این کار را انجام دهد شلاق خورده و یا سنگسار میشود. در کتابهای آسمانی اکثر جملات خطاب به مردان نوشته شده است. حتی در توصیف بهشت و پاداش مومنان در قرآن به مواردی اشاره شده است (مثلا حوریان باکره) که قاعدتا مطلوب مردان است و نه زنان!

سوال: علت چیست؟ چگونه است که اگر زنی به شوهرش خیانت کند سنگسار میشود اما اگر مردی به زنش خیانت کند، تنها شلاق میخورد؟ چگونه است که در اسلام زنان همواره تحت قیمومیت مردان هستند؛ پیش از ازدواج تحت قیمومیت پدر یا برادر و پس از ازدواج تحت قیمومیت شوهر یا پسر؟!

واضح است، چونکه پیامبر اسلام یا پیامبر یهود یا پیامبران دیگر همگی مرد هستند. لذا بدیهی است که قوانینی وضع کنند که به نفع خودشان باشند، به مواردی امر کنند که خودشان مایل به انجام آن باشند! مواردی همچون غیرت، ناموس، صیغه، مهریه، نامحرم و حجاب مفاهیمی مذهبی و نشات گرفته از تفکرات دینی هستند  که همگی مستقیم یا غیر مستقیم در جهت اسارت و استثمار جنس زن به کار برده میشوند. جای تعجبی نیست که امروزه بزرگترین کشورهای ناقض حقوق زنان کشورهای مسلمان هستند! هنوز در برخی از کشورهای مسلمان زنان حق رای ندارند! در تاریخ کشور ما عمده افراد مخالف تحصیل زنان و دختران، حضور زنان در اجتماع یا رای دادن آنها، آخوندها و افراد با تفکر مذهبی بوده‌اند. شیخ فضل الله نوری و سید حسن مدرس نمونه بارز این گونه افراد بوده‌اند. آنها به خوبی میدانستند که با به مدرسه رفتن زنان و دختران و افزایش سطح آگاهی آنها، دیگر قادر نخواهند بود با آنها همچون بردگانی تحت قیمومیت رفتار کرده و به استثمار و تجاوز به حقوق آنها ادامه دهند.

سوال: چگونه میتوان زنان را نیرومند کرد؟

 * به نظر من امروزه مهمترین عامل در نیرومند کردن زنان در جامعه، تحصیل و آگاهی است. دانش چراغ مقابله با گمراهی و ظلمت است. وقتی زنان آموزش ببینند، به مدرسه و دانشگاه بروند، علاوه بر اینکه نسبت به حقوق خود آگاه میشوند، میتوانند به فرصت‌های شغلی دست یافته و در نتیجه به پول و نفوذ بالاتری در اجتماع برسند. کسی که از خود کار و درآمدی دارد، مسلما میتواند مستقل زندگی کند و برده و فرمانبردار کس دیگری نباشد اما زنانی که وابسته به درآمد همسران یا پدران خود هستند، طبعا قدرت و نفوذ زنان شاغل را نخواهند داشت.

 * علاوه بر تحصیل، اتحاد و همبستگی میان زنان لازمه موفقیت در دستیابی به حقوق برابر با مردان در جامعه است. وقتی زنان در راه احقاق حقوق خود متحد شوند، قادر خواهند بود بر سیاستمداران اثر گذاشته و آنها را مجبور به تغییر قوانین در جهت برابری حقوق زن و مرد در جامعه بنمایند. علاوه بر این زنان قادر خواهند بود افرادی از میان خود را به مقامهای بالای سیاسی و اجتماعی برسانند و مشکلات و خواسته‌های خود را مطرح کرده و قوانین را به نفع خود تغییر دهند.

 * ورزش و تغذیه مناسب دختران و زنان هم امری حائز اهمیت است. تغذیه اصولی در کنار ورزش یکی از مهمترین موارد حصول سلامت جسمانی در انسانهاست که میتواند به افراد در رسیدن به موفقیت در زندگی و به زنان در پیدایش فرزندانی سالم و نیرومند کمک کند.

 * در نهایت دور کردن ادیان از سیاست و ریشه کن کردن تفکرات مذهبی به ویژه از نوع رادیکال از مواردی است که زنان از طریق آن میتوانند امیدوار باشند که به حقوق برابر با مردان دست یابند. همانطور که قبلا هم اشاره شد، از آنجایی که ادیان همگی از سوی مردان پدید آمده اند، بالقوه زن ستیز و به نفع مردان هستند. لذا نباید اجازه داد که آنها در سیاست و قانون گذاری نقش داشته باشند در غیر این صورت نمیتوان انتظار پیدایش قوانینی پایبند به برابری حقوق زن و مرد در جامعه را داشت.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: