بایگانی برچسب‌ها: رای

تا حالا: رای به روحانی درست بود!

درسته که هنوز هم مثل قبل شاهد اعدام و زندان و گشت ارشاد و اینها هستیم اما نمیتوان از یک طرف باز شدن نسبی فضای فرهنگی – اجتماعی در داخل کشور و از طرف دیگر رخت بر بستن گنده گویی و حریف طلبیدن در سیاست خارجی و عزم دولت جدید برای کاهش تنش با کشورهای دیگر را نادیده گرفت. به نظر من قابل تصور نبود که با رییس جمهور شدن جلیلی یا حتی قالیباف خانه سینما به این سرعت بازگشایی بشود، به جای انکار هولوکاست، سال نو به یهودیان تبریک گفته بشود، به چندین روزنامه جدید مجوز انتشار داده بشود و بر خلاف سیاست دروغ گویی دولت احمدی نژاد، نرخ واقعی تورم بدون پرده پوشی در تلویزیون اعلام بشود! تا اینجای کار به نظر میرسد که رای دادن به روحانی کار درستی بوده است. درسته که روحانی «ایده ال» نیست اما در میان کاندیدهای تایید صلاحیت شده قطعا از همه بهتر بود، حداقلش این است که حالا دیگر سایه شوم جنگ و حمله نظامی به طور کامل از ایران دور شده و از روند شتابان سقوط ارزش ریال به طور جدی کاسته شده است!

البته ما نباید به این چیزها بسنده کنیم، انتظارات ما بیشتر از این حرفهاست. باید موسوی و کروبی و دیگر زندانیان سیاسی آزاد بشوند، باید تحریم ها با افزایش شفافیت فعالیت هسته ای ایران و موافقت حکومت با نظارت بیشتر آژانس و با دیپلماسی قوی کاهش و نهایتا لغو بشوند و مهمتر از همه موازین حقوق بشر در کشور اجرایی بشود. اما در شرایطی که فعلا امکان تغییر نظام در آینده نزدیک وجود ندارد و جایگزینی پراکتیکال برای آن متصور نیست، و از طرف دیگر با علم به اینکه اولویت مردم تحت فشار شدید اقتصادی نه آزادی و دموکراسی و مسائل این چنینی که رفع مشکلات اقتصادی روزمره است، به نظر میرسد که بهترین کار همین انتخاب گزینه ای بود که با زبان نرم و دیپلماسی آشتی جویانه خطر جنگ را از کشور دور و به سمت کاهش تحریم ها حرکت کند.

به نظر میرسد که دولت و در مقیاس بزرگتر حکومت دریافته است که با وجود این تحریم ها و عدم امکان انتقال درآمد ارزی حاصل از فروش نفت به داخل، امکان رونق اقتصادی و کاهش تورم و بیکاری وجود نخواهد داشت و در نتیجه عزم خود را جزم کرده اند که تحریم ها را کاهش بدهند، گرفتن مسئولیت مذاکرات اتمی از آدم تندرو و افراطی مثل جلیلی و انتقال آن به دیپلمات پراگماتیک و باتجربه ای مثل ظریف نشان دهنده همین واقعیت است.

در کل من به آینده امیدوار هستم! در ضمن امیدوارم در حاشیه جلسه ۱۰ روز دیگر سازمان ملل، روحانی یا ظریف با اوباما یا جان کری دیداری حتی شده غیر رسمی و کوتاه، حتی شده در راهروهای سازمان ملل داشته باشند، امیدوارم مثل خاتمی نروند در توالت سازمان ملل قایم بشوند که با آمریکایی ها دست ندهند!! چنین دیداری و چنین مکالمه ای بین مقام های ارشد ایرانی و آمریکایی بعد از ۳۴ سال قطعا موجب کاهش محسوس تنش ها میان دو کشور خواهد شد؛ چیزی که بر کاهش و نهایتا حذف تحریم ها که فشار شدیدی را بر ایرانیان وارد کرده است، تاثیر شدیدی خواهد داشت.

در همین زمینه:

چرا به روحانی رای می دهم؟

حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

منم مثل خیلی های دیگه در این چند روز در برزخ به سر می برم و خیلی خلاصه بگم حس دوگانه ای دارم! یک دل میگه نباید رای داد چون حتی اگر تقلب نکنند رییس جمهوری فقط مسئول اجرایی مملکت هست و در واقع همه کاره نیست، بخش عمده ای از اختیارات از جمله فرماندهی کل قوا، سیاست خارجی و سیستم قضا به طور مستقیم توسط رهبر کنترل میشه که از طریق مردم انتخاب نمیشه. از طرف دیگه باید به خاطر تقلبی که در سال ۸۸ کردند و توهینی که به مردم روا داشتند گوشمالی داده بشوند و نباید با شرکت در انتخابات به سیستم مشروعیت داد، نباید در شرایطی که هنوز آمران و عاملان کهریزک مجازات نشده اند رای داد …

اما خودم به خودم جواب میدم که چون همزمان انتخابات شوراها هم برگزار میشه به هر حال خواه ناخواه درصدی پای صندوق حاضر شده و رای خواهند داد و نظام بهره برداری تبلیغاتی مورد نظر خودش را خواهد کرد. از طرفی مگر هر نوع حضوری در انتخابات، مشروعیت میاره؟! آیا حضور حداکثری مردم در سال ۸۸ به سیستم مشروعیت داد یا برعکس اندک آبرویش را نزد مردم و جهانیان بر باد داد؟! به نظر من بزرگترین ضربه را همین اعتراض های سال ۸۸ به نظام زد و چندین میلیون بر شمار مخالفان خامنه ای افزود! آیا اگر ما در سال ۸۸ شرکت نمیکردیم و در خانه می نشستیم میتوانستیم با شعار «رای من کو؟» به خیابانها بریزیم و رژیم را به چالش بکشیم و برای چندین ماه خواب را از کودتاچیان برباییم؟! آیا اگر ما  سال ۸۸ شرکت نمیکردیم، اساسا فرصتی برای حضور و اعلام نارضایتی ایجاد می شد؟! آیا جنبش سبزی به وجود می آمد؟!

اما یک دل دیگه میگه وقتی تحریم هستیم، وقتی بیکاری و فقر به شدت زیاد شده، وقتی کسی مثل جلیلی بر ادامه همین مسیر تاکید میکنه، و وقتی در نبود یک اپوزیسیون قدرتمند، فراگیر و قابل اعتماد هیچ امکان تغییر بنیادینی در کوتاه مدت حتی در میان مدت متصور نیست، وقتی خطر حمله نظامی وجود داره، تلاش برای اصلاح از داخل عاقلانه تر به نظر میرسه به ویژه اینکه وقتی طبقه متوسط قوی نیست مثل الان و روز به روز هم داره ضعیفتر میشه، وقتی حجم اصلی مشکلات مردم اقتصادی شده، خواسته های دموکراسی خواهانه و آزادی خواهانه رو به افول میره… پس با علم به اینکه حمله نظامی نمیخواهیم و انقلاب پا برهنگان هم منجر به دیکتاتوری دیگری خواهد شد، پس چرا نباید برای جلوگیری از ادامه روند فعلی و تقویت قشر متوسط و آزادیخواه که داره زیر فشار اقتصادی له میشه، به عارف یا روحانی رای داد؟ این ۲ نفر حداقل نشان داده اند که اختلاف دیدگاه فاحشی با بقیه نامزدها دارند. این دو هیچ دخالت مسقیمی در سرکوبها و جنایات رژیم نداشته اند. حتی اگر این دو بتوانند اندکی شرایط را بهبود ببخشند و حرکت پرشتاب این قطار نابودی و نیستی را کند کنند، باز هم برد کرده ایم!! البته عارف و روحانی اگر واقعا میخواهند پیروز بشوند باید حتما ائتلاف کنند چون اینطوری با حضور هر دو، رایهایشان قطعا تقسیم خواهد شد و تجربه ۸۴ تکرار.

این چند پاراگراف خلاصه ای بود از چالشی که در چند روز گذشته خودم با خودم دارم! در هر حال به نظر من هیچ کس نباید به افرادی که به دلایل ذکر شده در بالا تشخیص میدهند رای بدهند یا اونهایی که به دلایل مختلف رای نمیدهند و تحریم میکنند، توهین کند! هیچ کس نمیتونه ادعا کنه که حق مطلقه و او تنها کسی است که درست فکر میکنه و بقیه اشتباه میکنند!!

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

منطق حکم میکند وقتی یک بار به شعورت توهین شد، نظرت نادیده گرفته شد و بعد در جواب اعتراض با باتوم کتکت زدند و بهت گلوله شلیک کردند، دیگه خودت را در معرض توهین مجدد قرار ندهی. دیگه مطابق با خواسته اونها پای صندوق رای حاضر نشوی، خلاصه دیگه دور رای دادن تو این رژیم را خط بکشی!

اما از اون طرف عقل بهت میگه اگه با رای دادن به فلانی، شرایط بهتر شد چی؟ اگه با اومدن اون فرد سرعت حرکت این ماشین به سمت دره کند شد چی؟ اگه شانس مصالحه با غربی ها و کاهش تحریم ها افزایش پیدا کرد چی؟ عقل بهت میگه حتی اگر ۱ درصد هم شانس هست، برو رای بده، حداقلش اینه که بعدا پیش خودت میگی خوب دیگه من از همه فرصتهایی که داشتم استفاده کردم!!

ببینید دوستان، مردم در رنج و سختی اند، عده زیادی که قبلا جزو طبقه متوسط محسوب میشدند حالا به نان شب خودشون هم محتاجند. دوران احمدی نژاد چنان نکبت بار بوده که پدیده جدید «شاغلین فقیر» ظهور کرده است! بیکاری بیداد میکند! در پی لج بازی و ماجراجویی هسته ای حکومت، تحریم ها روز به روز سخت تر و سخت تر و به عبارت بهتر فلج کننده شده اند، هزاران هزار میلیارد تومان چپاول میشود، بدون اینکه آب از آب تکان بخورد! همه برآوردها و همه پارامترهای اقتصادی نشان دهنده حرکت شتابان مملکت به سوی نابودی و ویرانی کامل است.

در این اوضاع وخیم اقتصادی، انتظارهای مردم به شدت کاهش یافته است، واقعیت این است که وقتی شکم ها گرسنه باشد، کلماتی چون «دموکراسی» و «حقوق بشر» بسیار لوکس به نظر میرسند! دیگر لازم نیست کسی برای جلب رای مردم، وعده فضای باز سیاسی، آزادی زندانیان، عدم برخورد با جوانان و دانشجویان و یا آزادی رسانه ها را بدهد. تنها و تنها کافی است کسی وعده ای اقتصادی بدهد، یا مردم به این باور برسند که کاندیدایی قادر به بهبود شرایط اقتصادی است، آن وقت است که به او رای میدهند. برای فردی که نگران نان شب و سیر کردن شکم خود و خانواده اش می باشد، بهره برداری تبلیغاتی حکومت از شرکت اش در انتخابات بی اهمیت است! حتی اگر یک هزارم درصد هم احتمال بدهد که با آمدن فردی ممکن است شرایط اقتصادیش اندکی بهتر شود رای خواهد داد، چون گزینه دیگری ندارد…! چون کوچکترین بهبود در شرایط اقتصادی کشور، تغییر عمده ای در سطح زندگیش ایجاد خواهد کرد. ما باید شرایط وخیمی که مردم درش به سر میبرند را در نظر بگیریم، اینکه ما شب و روز فقط داد بزنیم و بنویسیم تحریم کنید، تحریم کنید، کافی نیست. آیا ما گزینه دیگری جلوی پای این مردم گذاشته ایم؟! نه!

بحث دعوت کنندگان به تحریم، «حداکثری» و «ایده آلیستی» است در حالیکه خواست مردم در شرایط وخیم اقتصادی کنونی، «حداقلی» است! مردم داخل ایران به حداقل ها راضی هستند. وقتی کمر شما در حال شکستن در زیر بار سنگین تورم است، دغدغه فعلی شما کاهش این فشار است، نه رسیدن به یک حکومت دموکراتیک ِ ایده آل مثل کشورهای اروپایی یا داشتن ایده آل ترین شرایط انتخاباتی!! وقتی شما در حال غرق شدن هستید به هر گیاه کوچکی، به هر شاخه و برگی، حتی به هر علف هرزی متوسل میشوید شاید، فقط شاید شما را از غرق شدن نجات دهد! وضعیت مردم داخل ایران (تاکید میکنم مردم داخل ایران) الان این چنین است. با درک این شرایط اگر عده زیادی رفتند و رای دادند من تعجب نخواهم کرد….

این مطلب را هم بخوانید.

مطلب قبلی:

مخمصه نظام در تایید یا رد صلاحیت مشایی و هاشمی

در سیرک انتخاباتی حکومت شرکت نمیکنم حتی اگر همه مادران داغدار در حمایت از این سیرک نامه بنویسند! اما چرا؟

org-z1330033012d618b53e5056510f3e0ae68b38defcddb38c653eدر جمهوری اسلامی چیزی با عنوان انتخابات معنا ندارد. انتخابات در شرایطی مفهوم پیدا میکند که فضای باز سیاسی، فعالیت احزاب و اطلاع رسانی آزاد رسانه‌ها را شاهد باشیم. در شرایطی که پیش‌نیازهای اولیه انتخابات فراهم نیست، شورای نگهبانی وجود دارد که نامزدها را دست‌چین میکند و هر آنکس که رهبر میخواهد را تایید و افراد مستقل را رد میکند، انتخابات معنا ندارد، این چیزی نیست جز انتصابات! این تنها یک نمایش است.

خانم «پروین فهیمی» یکی از مادران داغدار جانباختگان اعراض‌های سال ۸۸، در نامه‌ای به محمد خاتمی از او خواسته است که «برای آزادی و نجات ایران» در انتخابات نامزد شود تا به گفته او با ریاست جمهوری مجدد خاتمی، «از افتادن کشور به دست کسانی که ابایی از جاری شدن حمام خون در ایران ندارند» و از طرف دیگر «از تهاجم نظامی بیگانگان به کشور» جلوگیری شود!!

با فرض اینکه این نامه معتبر باشد و سایت کلمه تحریفی انجام نداده باشد، چیزی که میتوان گفت این است که:

اولا: به صرف مادر جانباخته بودن دلیل بر این نیست که خانم فهیمی درست میگوید، کمااینکه حتی به صرف زندان رفتن و شکنجه شدن هم کسی را محق و سخنانش را الزاما پذیرفتنی نمیکند! ملاک، تطابق سخن با عقل و منطق است.

دوما: این توجیهاتی که ایشان مطرح کرده‌اند، حرفهای کلیشه‌ای بیش نیست که تا حالا دهها بار از سوی اصلاح طلبان و حتی شخص خامنه‌ای و نزدیکان وی برای فریفتن مردم جهت ترغیب آنها به شرکت در نمایش‌های انتخاباتی گذشته شنیده شده است.

بدیهی است که هرکسی آزاد است که نامزد بشود، رای بدهد یا رای ندهد اما من نوعی در این نمایش حکومتی شرکت نمیکنم به دلایل زیر:

۱- انتخاباتی در کار نیست، اینها انتصابات است و شرکت در آن مشروعیت بخشیدن به رژیم. ضمن اینکه هیچ نشانه‌ای از تغییر رفتار حاکمیت دیده نمیشود.

۲- حتی اگر شورای نگهبان هم نمیبود، حتی اگر تقلبی هم صورت نگیرد، باز هم شرکت در انتخابات در این حکومت با قانون اساسی فعلی مسخره و بی معناست زیرا طبق قانون اساسی فعلی، رهبر همه کاره ی مملکت است، رییس جمهور در خوشبینانه ترین حالت تنها میتواند اوامر و منویات او را اجرا کند، چه آنکه خاتمی بعد از ۸ سال و در شرایطی که در دوره‌ای پشتیبانی کامل مجلس (مجلس ششم) را هم داشت، نهایتا اعتراف کرد که رییس جمهور تنها یک تدارکاتچی است و نه بیشتر!

۳- ایشان در نامه خود به گونه‌ای صحبت کرده است که گویی اگر خاتمی بیاید همه چیز گل و بلبل میشود!! گویی خاتمی هیچ موقع رییس جمهور نبوده و امتحانی پس نداده است! نگاه کنید ببینید در آن ۸ سالی که وی رییس جمهور بود، بیخ گوش وی چه وقایعی رخ داد. مگر نه اینکه بیش از ۳۰۰ نشریه مسدود شد؟! مگر نه اینکه فجایع قتل‌های زنجیره‌ای، کوی دانشگاه و شکستن قلم نویسندگان و خفه کردن صدای دگراندیشان و سرکوب دانشجویان در آن دوران (مثل همه ۳۴ سال گذشته) اتفاق افتاد؟! مگر نه اینکه بیش از ۷۰ درصد مصوبه‌های مجلس ششم توسط شورای نگهبان رد و اصلاح قانون مطبوعات با حکم حکومتی خامنه‌ای از دستور کار خارج شد؟! من نمیگویم مقصر همه اینها خاتمی بود، چیزی که من میگویم این است که تمام اینها نشان میدهد که قدرت دولت و شخص رییس جمهور در مقایسه با رهبر و نهادهای وابسته به او بسیار محدود است و اگر رهبر با کاری موافق نباشد، رییس دولت کاری از پیش نمیبرد حتی اگر مجلس هم موافقش باشد!

۴- اما درباره حمله نظامی به کشور، اولا خطر چنین حمله‌ای در حد صفر است و دوما اینکهوقوع چنین چیزی یا تشدید تحریم‌ها به خاطر ماجراجویی‌های اتمی خامنه‌ای، مستقیما به عملکرد سیاست خارجی رژیم وابسته است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی را هم رییس جمهور تعیین نمیکند، تعیین جهت سیاست خارجی رژیم و به ویژه اتخاذ تصمیم جدید در قبال برنامه اتمی یا بحث رابطه یا گفتگو با آمریکا، همگی مستقیما توسط شخص علی خامنه‌ای (رهبر) صورت میگردد و رییس جمهور و دولت مطلقا هیچ اختیاری در این زمینه ندارد. لذا اینکه رییس جمهور چه کسی باشد، بی اهمیت است.

نهایتا اینکه به نظر من تا زمانی که اصلاحات اساسی در قانون اساسی فعلی صورت نگرفته و «رهبری» و «نظارت استصوابی» حذف نشده است، انتخابات بی معناست. انسان عاقل از یک سوراخ چند بار گزیده نمیشود!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: