بایگانی برچسب‌ها: راه سبز

آیا همزمانی انتشار خبر بر علیه مجتبی واحدی و سانسور نامه محمد نوریزاد از سوی سایت جرس با حل شدن ناگهانی مشکلات مالی این رسانه، تصادفی است؟

انتشار خبر از سوی جرس و تکذیب آن از سوی سحام نیوز

سایت جنبش راه سبز موسوم به جرس در خبری با عنوان «مواضع مهدی کروبی منحصرا توسط خانواده اش اطلاع رسانی خواهد شد»، به نقل از «منابع خبری جرس از تهران» مدعی شده است که «فاطمه کروبی»، در تماس با برخی دوستداران همسرش در خارج از کشور به ایشان یادآور شده است که: «مواضع مهدی کروبی در حوزه استقلال جنبش و عدم نیاز به کمک خارجی بسیار روشن است و کسانی که با این مواضع تغییرناپذیر کروبی توافق ندارند مجاز به استفاده از عناوین سخنگو یا مشاور کروبی نیستند، البته مجازند از عنوان «مشاور سابق کروبی» استفاده کنند.» پس از انتشار این خبر، سایت سحام نیوز ارگان رسمی حزب اعتماد ملی وابسته به مهدی کروبی، با انتشار تکذیبیه ای بر خبر جرس نوشت: «هرگونه اعلام اخبار، اطلاعیه ها، دیدگاه ها و بیانیه ها، مربوطه به خانواده آقای کروبی و نیز حزب اعتماد ملی صرفا از طریق این سایت منتشر خواهد شد و انتشار مطالبی از این دست در دیگر سایت ها تایید نشده و غیرقابل قبول است.»

اگرچه در خبر جرس نامی از مجتبی واحدی نیامده، اما هر فردی با خواندن خبر و عنوان «مشاور مهدی کروبی»، به آسانی متوجه میشود که منظور از این خبر «مجتبی واحدی» بوده است. برای درک بهتر حقیقت ماجرا و چرایی و هدف از انتشار چنین خبری از سوی جرس که البته به سرعت هم توسط سحام نیوز رد میشود، بایستی به موارد زیر توجه کرد:

۱- مشخص نیست فاطمه کروبی چه موقعی این تماس ادعا شده توسط جرس را با خارج برقرار کرده و اینکه اگر واقعا چنین تماسی برقرار شده، با چه کسانی صحبت شده و اساسا چرا این خبر در خبرگزاری های دیگر از جمله سحام نیوز که نزدیکترین ارگان خبری به حزب اعتماد ملی و خانواده کروبی میباشد و همواره در گذشته زودتر از دیگر رسانه ها خبرهای مربوط به مهدی کروبی را بازتاب میداده، منتشر نشده است؟!

۲- در برنامه تلویزیونی افق روز سه شنبه ۱۰ آبان صدای آمریکا (ویدئو برنامه، به دقیقه ۸:۳۰ مراجعه شود)، مسیح علی نژاد از روزنامه نگاران بسیار نزدیک به سایت جرس که به طور ثابت مقاله هایی را در آنجا منتشر میکند، اعلام کرد که «کمک هایی از سوی افرادی در داخل ایران که به بحث استقلال، استقلال رسانه ای و استقلال جنبش سبز معتقد هستند، به سایت جرس صورت گرفته است، و این سایت در آینده ای نزدیک با انتشار بیانیه ای، از ادامه فعالیت خود خبر خواهد داد». البته خانم علی نژاد به پرسش منطقی که پیش می آید و توسط مجری برنامه هم پرسیده میشود به درستی و با شفافیت پاسخ نمیدهد! او پاسخ نمیدهد که با وجود تحریم های گسترده بانکی و حساسیت شدید حاکمیت در برابر کمک به سازمانهای مخالف یا منتقد نظام، چگونه ممکن است که افرادی از داخل ایران بتوانند به سایتی در خارج از ایران کمک مالی بکنند؟! البته بسیار جالب است که هم در سخنان خانم علی نژاد و هم در متن خبر کذایی جرس از عبارت «استقلال جنبش» استفاده میشود.

۳- کیست که نداند از حدود ۳ ماه پیش و پس از تاختن مجتبی واحدی به محمد خاتمی در مورد شرایط اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات و رد کلی هرگونه شرکت در انتخابات آتی به دلیل عدم تغییر عمده در رفتار حاکمیت، شرکت در برنامه های به عبارت دیگر بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و گفتن صریح اینکه دیگر خود را اصلاح طلب نمیداند و اینکه نظام سکولار دموکراسی را ایده آل خود میداند، و نیز عزم و تلاش جدی وی برای تشکیل کنگره ملی با گروههای مخلتف اپوزیسیون، اصلاح طلبان که دستندرکاران سایت جرس هم به آنها نزدیک هستند، از مجتبی واحدی دل خوشی ندارند؟

نتیجه گیری:

با توجه به تلاش های دامنه دار و جدی مجتبی واحدی در ماههای اخیر برای تشکیل کنگره ملی، نظرات وی در مورد لزوم جدایی دین از سیاست و اینکه صراحتا با شرکت در انتخابات مخالفت کرده بود و اصلاح طلبی را در شرایط فعلی بی معنا خوانده بود، به نظر میرسد که انتشار این خبر در جرس تنها جهت تخریب چهره مجتبی واحدی و تضعیف جایگاه کنونی او بوده است. اما چیزی که جرس به آن توجه نمیکند این است که از زمان حصر خانگی مهدی کروبی، واحدی هیچگاه مواضع خود را به عنوان مشاور کروبی مطرح نکرده است و همواره گفته است که مواضع کروبی همانهاست که توسط خودش و در زمان آزادی گفته شده است (در این مطلب هم به این واقعیت اشاره شده است).

علاوه بر اینها با توجه به گفته های مسیح علی نژاد مبنی بر رفع مشکلات مالی جرس در نتیجه ارسال کمک مالی از سوی افرادی در داخل کشور برای این سایت و اینکه اصولا ارسال پول برای یک سایت اپوزیسیون در خارج از کشور چگونه میتواند امکان پذیر باشد؟ و نیز اقدام اخیر جرس در سانسور کردن بندهای ۱۷ تا ۲۱ نامه ی نهم نوری زاد که در آنها تلویحا محمد خاتمی و برخی از مراجع ترسو خوانده شده بودند، به نظر میرسد که گروه، سازمان یا عده ای به سایت جرس کمک مالی کرده اند و در نتیجه دستندرکاران این سایت مجبور شده اند در جهت منافع و یا خواست آنها حرکت کنند. رفتار اخیر این سایت در انتشار خبر مربوط به مجتبی واحدی هم در این راستا ارزیابی میشود. با توجه به نوع انتشار نامه نوریزاد و تلاش برای تخطئه واحدی، احتمالا این گروه یا فرد کمک کننده مالی نزدیک به اصلاح طلبان داخل حاکمیت و یا خانواده هاشمی رفسنجانی است که هیچ کدام قائل به جدایی دین از سیاست یا سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نبوده و حداکثر به دنبال تغییراتی محدود در داخل همین حکومت فعلی و با چارچوب قانون اساسی کنونی میباشند.

۲۲ خرداد، دوباره سبز می‌شویم؛ همراه شو عزیز! اطلاع‌رسانی فراموش نشه!

هموطنان بیایید در این یک هفته باقیمانده تا ۲۲ خرداد، اختلاف‌ها و انتقادها را کنار بگذاریم و تنها بر روی اطلاع‌رسانی که پاشنه آشیل رژیم هست، متمرکز بشویم. باید به هر روش ممکن اطلاع رسانی را به بیرون از فضای مجازی گسترش بدهیم. خیلی‌ها هنوز نمیدونند ۲۲ خرداد چه خبره!

حضور سبز ما در ۲۲ خرداد، نه تنها به دیکتاتور نشون میده که جنبش پس از ماهها سرکوب همچنان زنده و سرپاست که مطمئنا موجب تقویت روحیه عزیزان دربند و دلگرمی خانواده شهدای جنبش هم خواهد شد.

پس به حرمت ایستادگی میر و شیخ دربند و عزیزمان و به حرمت خون شهدای جنبش، دوباره سبز می‌شویم.

همراه شو عزیز!

درخواست شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم برای راهپیمایی در سکوت، خیانت به خون شهدای جنبش سبز است

اعضای ناشناس شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم خواسته‌اند که در روز ۲۲ خرداد و در سالگرد تقلب بزرگ در سکوت راهپیمایی کنند [۱]. چرا در سکوت؟! چگونه ممکن است مردم خواسته‌های خود را در سکوت فریاد بزنند؟! یا چگونه ممکن است سکوت تظاهرکنندگان موجب تغییر رفتار حاکمیت شود؟! اساسا حکومت چگونه میتواند خواست تظاهرکنندگان را از سکوت آنها بفهمد؟! قرار دادن درخواست آنها از مردم برای انجام راهپیمایی در سکوت و عدم پاسخ به شعارها در کنار رفتارهای گذشته ایشان آنجا که به پایبندی جنبش سبز به قانون اساسی جمهوری اسلامی اشاره می‌کنند و یا استفاده مکررشان از عباراتی همچون »امام راحل» و »آرمانهای انقلاب»، نشان میدهد که آنها از داده شدن شعارهای ضد حکومتی همچون شعار »نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و یا »جمهوری ایرانی» که اساس رژیم را هدف قرار میدهند و خواست اصلی طرفداران جنبش سبز می‌باشند، بیمناک هستند. نگویید از ترس واکنش خشونت آمیز حکومت گفته‌اند راهپیمایی در سکوت که اصلا قابل قبول نیست، چرا که تجربه دو سال اخیر به خوبی نشان داده است که این حکومت با هر نوع حرکت اعتراضی چه در سکوت و چه همراه با شعار برخورد شدید کرده است. به یاد بیاورید راهپیمایی سکوت میلیونی مردم در روز ۲۵ خرداد سال ۸۸ را که حکومت چطور وحشیانه دستکم ۱۸ نفر [۲] را به شهادت رسانید (توضیح: منابع حکومتی مدعی هستند که در این روز ۷ نفر کشته شده‌اند[۳]).

به قیام‌های منطقه‌ای بنگرید و درس بگیرید! مردم کدام‌یک از قیام‌های چند ماه اخیر منطقه با تظاهرات در سکوت موفق به شکست دادن دیکتاتورهای کشورهای خود شده‌اند؟! ببینید چطور مردم سوریه نه در سکوت که با فریاد، خواست خود را بر دیکتاتور آن کشور تحمیل می کنند. در حالی که حکومت ظالم بشار اسد به راحتی آب خوردن آدم می کشد، عزم  مردم سوریه برای تغییر، دیکتاتور آن کشور را مجبور کرده است که هر روز از موضع قبلی خود عقب‌نشینی کند؛ چند هفته پیش لغو حالت فوق العاده پس از ۴۰ سال و دیروز صدور فرمان عفو عمومی در این کشور. اساسا در هر کجای دنیا که بنگرید معترضان در راهپیمایی‌ها پلاکاردهایی حاوی شعارهای خود را حمل میکنند و خواست خود را فریاد می‌زنند.

راهپیمایی در سکوت ۲ ایراد عمده دارد:
۱- نه تنها حرکت اعتراضی مردم را در نزد حکومت بی‌آزار و معترضان را فاقد اراده لازم برای مطرح کردن خواسته‌های خود نشان میدهد، بلکه به حکومت این فرصت را می‌دهد که اعتراض مردم و اهداف آن را تحریف کند. کمااینکه در دفعات گذشته دیدیم چطور عده ای از کودتاچیان با کمال بی‌شرمی مدعی شده بودند که مردم برای خرید به خیابان آمده بوده‌اند [۴].
۲- از آنجاییکه مردم در نتیجه خفقان تحمیلی شورای هماهنگی نمی‌توانند خواست خود را فریاد بزنند و صدای فریاد یکدیگر را بشنوند، رفته رفته شور خود برای شرکت در راهپیمایی‌های بعدی را از دست خواهند داد. همچنین زمینه برای سوء استفاده نفوذی های جمهوری اسلامی از جمله اصلاحات‌چی‌ها برای مصادره حرکت مردمی به نفع منافع حزبی و جناحی خود که چیزی جز ادامه حکومت کنونی نمی‌باشد، فراهم خواهد شد و آنها خواست خود را به عنوان خواست مردم مطرح خواهند کرد. در چنین شرایطی نهایتاً شأن جنبش سبز از یک خروش ملی در اعتراض به خفقان، دروغ، فساد و تبعیض موجود در دیکتاتوری جمهوری اسلامی، به یک لشگرکشی حزبی و قدرت نمایی به رقیب تنزل پیدا خواهد کرد. اتفاق ناخوشایندی که خیانت تمام عیار به خون شهدای دو سال اخیر جنبش سبز خواهد بود.

اگر حرفهای اخیر آقای خاتمی مبنی بر عذرخواهی از رهبری، شایعه‌های منتشر شده از سوی سایت‌های حکومتی مربوط به انتشار جزوه اصلاحات نوین و طرح آشتی ملی از سوی اصلاح‌طلبان [۵-۷] و رفتارهای محتاطانه شورای هماهنگی راه سبز امید که تنها نقش سرعت‌گیر در مسیر حرکت اعتراضی مردم را داشته است را در کنار درخواست اخیر آنها مبنی بر راهپیمایی سکوت قرار دهیم، نگرانی‌ها نسبت به تلاش اصلاح‌طلبان حکومتی برای مصادره جنبش سبز به سود منافع حزبی خود به شدت افزایش می‌یابد.

ختم کلام اینکه دعوت مردم به حضور در خیابان‌ها به نشانه اعتراض امر مطلوبی می‌باشد اما درخواست از مردم برای سکوت و عدم فریاد زدن خواسته‌هایشان نه تنها منطقی نیست بلکه مشکوک است. برآوردن بانگ الله اکبر بر فراز پشت بام ها هم امر مناسبی است و موجب وحشت در دل کودتاچیان شده، روحیه جنبش سبز را تقویت خواهد کرد اما چه بهتر که شعارهای ضد حکومتی نیز چاشنی این حرکت گردد.

منابع:
۱- سایت کلمه
۲- سایت رادیو فردا
۳- سایت بی بی سی
۴- سایت آخرین نیوز
۵- مشرق نیوز
۶- آزادی نیوز
۷- انتخاب نیوز

تجدید میثاق شورای هماهنگی راه سبز امید با »آرمانهای امام راحل»!

بالاخره پس از مدتها انتظار و بی‌تحرکی، بیانیه‌ای از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید منتشر شد. با اشتیاق زیاد سایت کلمه را باز کرده و بیانیه مذکور را خواندم؛ خط به خط، کلمه به کلمه. قسمت های ابتدایی بیانیه نسبتا خوب و امیدوار کننده بود اما دریغا که هرچه به پایان بیانیه نزدیک میشدم، امید و شور ابتدایی، جای خود را به تلخی و ناامیدی می‌داد. برخلاف انتظار خبری از مشخص کردن موعد تظاهرات بعدی یا حتی اعلام فراخوان برای الله اکبر گفتن بر پشت‌ بام‌ها نبود! تنها در پاراگراف آخر به صورت کوتاه وعده‌هایی داده شده بود. در عوض بیانیه پر بود از کلمه های تکراری و تلخی همچون »معمار بزرگ انقلاب»، »آرمانهای انقلاب» و »اسلام رحمانی»!
در قسمتی از بیانیه به مرگ آیت الله خمینی اشاره و از او به عنوان »معمار بزرگ انقلاب» که مرگش موجب داغدار شدن میلیونها انسان شده، یاد شده است! این بیانیه به گونه‌ای نوشته شده است که گویی شورای مذکور در سوگ امام راحل خود به سر میبرد و دلتنگ دوران طلایی اوست! گویی تجدید میثاقی است با آرمانهای وی! همچنین در این بیانیه برای چندمین بار در طی ماههای اخیر ادعا شده است که جنبش سبز به دنبال بازگشت به آرمانهای انقلاب و احیای آنهاست!

با خواندن این جملات و این کلمات، خشم و اندوه همزمان بر وجودم چیره شد. خشم از آن جهت که باز از جانب جنبش سبز ادعا شده است که به دنبال بازگشت به آرمانهای امام و انقلاب است و ناراحتی از اینکه شورای مذکور باز هم فرصت دیگری برای فراخواندن مردم به راهپیمایی و تظاهرات خیابانی را از دست داده است. از اینرو بر خود لازم دیدم چند جمله ای خطاب به شورای کذایی راه سبز امید بنویسم که در زیر می‌آید:

اعضای ناشناس شورای راه سبز امید، پیش خود چه فکر کرده‌اید؟! منظور شما از عباراتی چون »آرمانهای امام و انقلاب» یا »حیات پربار امام» چیست؟! از کدامین آرمانها سخن میگویید؟! از سرکوب و کشتن و به بند کشیدن اقلیت‌های قومی و مذهبی؟! از تصفیه دانشگاهها از نیروهای نخبه و دانشمندان برجسته در قالب انقلاب فرهنگی؟! از کشیدن تیغ به صورت دختران و زنان به جرم آزاد بودن و مخالفت با حجاب اجباری؟! از تجاوز و شکنجه زندانیان سیاسی و عقیدتی؟! از اعدام های سیاسی؟! گفته‌اید حیات پربار خمینی، معمار بزرگ انقلاب! از کدامین حیات پربار سخن میگویید؟! آیا منظورتان دستور صریح خمینی در کشتار چندین هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ است؟! آیا منظورتان به کشتن دادن هزاران جوان در اثر غرور بیجای خمینی و قدرت طلبی او و در نتیجه خودداری از امضای توافقنامه صلح با عراق در سال ۶۱ است؟!

میگویید که انتظار داشته‌اید که خمینی پس از جنگ، مردمسالاری را در ایران پیاده کند! دریغا از این همه بی‌درایتی و خوش‌خیالی یا آگاهانه خود را به بی‌خردی و نا‌آگاهی زدن! آخر چطور ممکن است خمینی که خود مطرح کننده تئوری ولایت فقیه (دیکتاتوری دینی) بوده است، به دنبال پیاده کردن مردمسالاری و برچیدن تحجر در جامعه بوده باشد؟! مگر نه اینکه ولایت فقیه در مفهوم و در ذات خود متحجرانه است و با مردمسالاری جمع ناشدنی؟!

میگویید معمار بزرگ انقلاب! لابد این بنیانگذار بزرگ، پایه‌گذار آرمانهایی است که در پاراگرافهای ابتدایی بیانیه از آن سخن رانده‌اید و مدعی شده‌اید که جنبش سبز به دنبال بازگشت و زنده نگاه داشتن آنهاست! آنگونه که من جنبش سبز را در ۲ سال اخیر شناخته‌ام، نخیر، اینگونه نیست! ما به دنبال آرمانهای امام راحل شما نیستیم! ما به دنبال احیای »اسلام رحمانی» نیستیم! جنبش سبز از استبداد و تک‌محوری بیزار است. جنبش سبز جنبشی است که جلوی استبداد و دیکتاتوری ایستاد. چنین جنبشی با چنین مشخصه‌هایی چگونه میتواند به دنبال بازگشت به دوران خمینی جلاد و دوران طلایی او باشد؟!

اعضای شورای راه سبز امید، لطفا به جای مردم ایران و از جانب جنبش سبز سخن نگویید! از بیانیه‌هایتان چنین برمی‌آید که هدفی جز زنده نگه‌داشتن حکومت فاسد و خونخوار حاکم بر ایران ندارید.  هدف شما نه تغییر نظام و روی کار آمدن دموکراسی و رای و نظر مردم که جلوگیری از سقوط رژیم کنونی یا در حالت خوشبینانه اعمال اصلاحاتی محدود در آن است. این نکته را از نسخه دوم منشور جنبش سبز که چند ماه پیش منتشر کردید نیز میتوان به خوبی استنباط کرد. آنجا که جنبش سبز را پایبند به قانون اساسی جمهوری اسلامی دانسته و از قول اعضای جنبش سبز میگویید که ما به دنبال »احیای همه اصول قانون اساسی» هستیم! همان قانون اساسی که یکی از اصول مهم آن اصل ۱۱۰ یعنی اصل ولایت فقیه است!

شورای هماهنگی راه سبز امید! ما را به خیر شما امیدی نیست. جنبش سبز را به حال خود واگذارید یا اینکه نگرش خود نسبت به جنبش سبز را واقع‌‌بینانه‌تر کرده، خواست مردم  را بشنوید!

دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۰

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: