بایگانی برچسب‌ها: دزدی

صدا و سیمای حکومتی؛ از دغدغه سانسور دست و پای تماشاچیان تا پخش پرحجم تبلیغ محصولات تقلبی

دغدغه صدا و سیما برای سانسور دست و پای تماشاچیان مسابقات ورزشی در حالی است که این سازمان اقدام به پخش آگهی های بازرگانی محصولات تقلبی و فاقد مجوز که خطرات زیادی برای سلامتی مردم میتواند در پی داشته باشد نموده است.

دغدغه صدا و سیما برای سانسور دست و پای تماشاچیان مسابقات ورزشی در حالی است که این سازمان اقدام به پخش آگهی های بازرگانی محصولات تقلبی و فاقد مجوز که خطرات زیادی برای سلامتی مردم میتواند در پی داشته باشد نموده است.

چند روز پیش عزت الله ضرغامی، رییس حزبل و عبوس صدا و سیما در واکنش به اعتراض های گسترده مردم نسبت به پخش تصاویر تکراری و آرشیوی در حین پخش زنده مسابقه دوم والیبال ایران و ایتالیا، گفته بود که پخش مسابقات والیبال برای این رسانه بسیار دشوار است زیرا تماشاچیان به زمین مسابقه بسیار نزدیک هستند و «تماشاچیان زن هم پوشش نامناسبی دارند که قابل پخش نیست». او ضمن تشکر از تلاش های اتاق پخش برای سانسور تصاویر گفته بود که «پخش مسابقات والیبال برای ما از پخش مناظره های انتخاباتی هم سخت تر بود»!!cream_halazon

این همه نگرانی و دغدغه صدا و سیما برای سانسور و پوشاندن دست و پای تماشاچیان مسابقه در حالی است که صدا و سیما یک صدم این دغدغه را برای حفظ سلامتی مردم از خود نشان نمی دهد. برای مدت بیش از یک سال و نیم، آگهی های بازرگانی طولانی و پرشمار محصولی آرایشی به نام «کرم حلزون» با ادعای «ساخت ایران» از شبکه های مختلف همین صدا و سیما پخش شد. این در حالی است که بررسی های البته دیر هنگام بازرسان وزارت بهداشت نشان داده است که این محصول هیچ گونه پروانه تولید، پروانه پخش یا مجوز وارداتی ندارد و اصولا هیچ شرکتی با نام «حلزون» در ایران ثبت نشده است!! با توجه به این موضوع مشخص نیست صدا و سیمای دولتی بر چه اساسی اقدام به پخش آگهی های بازرگانی محصولی تقلبی کرده است که اثرات زیان بار مصرف درازمدت آن بر سلامت مردم، نامشخص است! باید از آقای ضرغامی به عنوان رییس سازمانی که نقش مهمی در افزایش میلیاردی فروش یک محصول تقلبی و فاقد مجوز در کشور داشته سوال کرد که آیا او مسوولیت آسیبهای احتمالی که مصرف این محصول برای پوست و سلامت مردم دارد را خواهد پذیرفت؟! نکته عجیب تر اینکه  پخش تبلیغات این محصول از صدا و سیما همچنان ادامه دارد!

بدون شک مدیران صدا و سیما با کلاهبرداران سازنده این محصول تقلبی، زد و بندی انجام داده اند تا این دزدی بزرگ هرچه بزرگتر  از جیب مردم صورت بگیرد. برآوردهای تقریبی از فروش بیش از ۱۰۰ میلیارد تومانی این محصول تقلبی در کشور حکایت دارد. تبلیغات تلویزیونی بسیار گران است و گفته می شود که هر ۱۵ ثانیه تبلیغ در شبکه ۳ به عنوان مثال چیزی حدود ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان هزینه دارد. تبلیغات طولانی مدت «کرم حلزون» دست کم ۱۵ تا ۲۰ مرتبه در روز و برای مدت بیش از ۱ سال از شبکه های مختلف پخش می شد که با یک حساب سرانگشتی میتوان حدس زد که هزینه این تبلیغات بیش از دهها میلیارد تومان بوده است! این در حالی است که به گفته سایت تابناک، بررسی ها نشان داده که این کرم ها در جایی نزدیک کرج و به سفارش شرکت «سپیده ماهان» تولید می شده است؛ شرکتی که ۱۲ سال پیش توسط دو نفر و  با سرمایه ۲ میلیون تومان تاسیس شده و تا مدتها حتی هیچ مکان ثابتی هم نداشته و مرتب به مکان های استیجاری مختلف نقل مکان می کرده است!!

در ارتباط با زد و بند میلیاردی صدا و سیما با کلاهبرداران پشت پرده این محصول تقلبی، مدیر عامل یک شرکت تبلیغاتی که برای صدا و سیما نیز آگهی تلویزیونی می فروشد، به روز آنلاین گفته است که اداره بزرگی در صد ا و سیما وجود دارد که اقدام به نظارت و سانسور گسترده آگهی های تبلیغاتی می کند. به گفته این فرد «محال است که صدا و سیما با این شرکت زد و بند نداشته باشد زیرا برای پخش آگهی، شرکت درخواست کننده باید انواع و اقسام مدارک شناسایی، مجوزها، محل دقیق سکونت خود و اقوام خود و … را به بازرسان صدا و سیما بدهد، تا در صورت لزوم بتوانند از وی طلبهای خود را وصول کنند. بنابراین احتمال سهل انگاری یا غفلت در این زمینه صفر است و قطعا صدا و سیما از وضعیت شرکت سپیده ماهان مطلع بوده است.»

مطالب قبلی:

رضا شاه ثروتمندترین «پناهنده» جهان؛ تصویری از مقاله ۷۲ سال پیش واشنگتن پست

از قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تا وجدان بیدار ایرانیان آزاده!

رضا شاه ثروتمندترین «پناهنده» جهان؛ تصویری از مقاله ۷۲ سال پیش واشنگتن پست

درباره رضا شاه مطلب زیاد نوشته شده است، اما اغلب با نگاهی سیاه و سفید! اخیرا مطالب زیادی در تمجید و تملق بی حد و اندازه از او و پسرش در فضای مجازی منتشر میشود به گونه ای که به نظر میرسد با توجه به اوج ستم و فساد جمهوری اسلامی، بازماندگان رژیم سابق و نیز برخی تلویزیونهای خاص تلاش میکنند تا هرآنچه پیش از رژیم کنونی و در دوران دیکتاتوری پهلوی از سوی حکومت اتفاق افتاده بوده است را جملگی خوب و عالی نشان بدهند و محمد رضا و رضا شاه را بدون نقص و ایراد معرفی نمایند.

اگرچه رضا شاه خدمات قابل توجهی به ویژه در بعد سخت افزاری مدرنیته و حفظ یکپارچگی ایران داشته است، اما فساد شدید و سرکوب سیستماتیک مخالفان در دوران حکومت وی، غیر قابل انکار است. دراین راستا تصمیم گرفته ام که چند مطلب درباره فساد و زمین خواری رضا شاه تهیه و در وبلاگ منتشر نمایم.

در این مطلب ابتدا نسخه ای از مقاله روزنامه واشنگتن پست آمریکا -مربوط به ۷۲ سال پیش (اول اکتبر ۱۹۴۱) یعنی اندک زمانی پس از فرار رضا شاه از ایران- را منتشر مینمایم که به ثروت رضا شاه اشاره دارد و سپس با اشاره به منابع موجود به بررسی موجودی حسابهای بانکی رضا شاه در تهران و سپس گستردگی زمینهای تصاحب شده توسط وی اشاره میشود.

ابتدا مقاله واشنگتن پست درباره رضا شاه که توسط دانیل دلوس (Daniel DeLuce) خبرنگار آسوشیتدپرس نوشته شده است را در زیر ملاحظه مینمایید. گفتنی است که این نویسنده برنده جایزه ادبی بسیار معتبر پولیتزر (Pulitzer Prize) نیز شده است.

Washington Post on Reza shah's bank account

مقاله ۷۲ سال پیش روزنامه واشنگتن پست درباره فرار رضا شاه از ایران و ثروت هنگفت او

ترجمه قسمتهای اصلی مقاله:

هنگامی که کشتی کوچک انگلیسی «باندرا» خلیج خلوت ایران را ترک میکرد، مهمترین مسافرش شاه سابق ایران (رضا شاه) بود. او میتوانست به سلطنت از دست رفته خود فکر کند که یک شبه و تنها در اثر یک برداشت اشتباه از دست رفته بود و یا به آینده ای خیره شود که دوران تبعید خود را در جهان جدید و با میلیونها دلار ثروت اندوخته سپری میکند. ثروتی که با آن میتواند تقریبا به هر خواسته ای -البته به جز داشتن کشوری دیگر برای سلطنت – دست یابد.

میان خانواده های سلطنتی پناهنده شده و تبعید شده قرن بیستم، احتمالا رضا شاه با بزرگترین سرمایه فرار کرد. برآوردها از موجودی حسابهای بانکی او در ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، اتحادیه اروپا و بانکهای آمریکای جنوبی از رقمی بین ۲۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار حکایت دارد.

پیش از فرار از ایران، رضا تحت فشار روانی مجبور شد که نامه ای را امضاء کند و دارایی هایش را به شاه جدید یعنی پسرش ببخشد که قول داده است همه اموال او را به حکومت برگرداند. اگرچه نمایندگان مجلس ایران اعلام کرده اند که سند امضا شده در صورتی که دولت بخواهد دارایی های رضا شاه در خارج از ایران را به ایران بازگرداند، بی اعتبار است.

هنگامی که نمایندگان جناح های مختلف در پارلمان ایران در حال مطرح کردن تقاضا برای بررسی اتهام ها درباره سوء استفاده رضا شاه از قدرت برای دستیابی به ثروت نامشروع بودند و اینکه او طلا و جواهرات سلطنتی را تصاحب کرده بوده است، رضا سوار بر یک دستگاه لیموزین از راه اصفهان به بندر شرجی عباس در جنوب ایران فرار کرده بود تا خیلی راحت و بی دغدغه سوار بر یک کشتی انگلیسی شود و از ایران خارج گردد. … سفارت بریتانیا در ایران که یکی از اصلی ترین عوامل سقوط رضا بود، ترتیب جزییات فرار و خروج او از ایران را داده بود. …

شاه سابق عاشق اسب های مسابقه، متخصص بازار سهام، میزبانی پولدار و سخاوتمند و البته اندکی معتاد به تریاک میباشد و نزدیکان سابق او انتظار دارند که خارج از ایران خیلی زود سرگرمی های جدیدی برای پرکردن اوقات فراغت خود پیدا کند. اوقات فراغتی که زمانی با اداره امور شرکت عظیم تک نفریش- یعنی امپراتوری ایران-، اشغال شده بود.

یکی از اتهام های اصلی مخالفین شاه سابق به او همواره این موضوع بوده است که او به شدت حریص و پولدوست میباشد. رضا در ابتدای سلطنتش تحت تاثیر دیدگاههای مذهبی، جلوی عموم اعلام کرد که «فقیر بودن بهتر از پولداربودن است، بهتر است که انسان هرچه دارد به حکومت بدهد تا اینکه برای خودش نگه دارد». این اصول مغفول مانده در پی درخواست دولت، توسط شاه جدید بار دیگر مطرح شده است. شاه جدید [برای نشان دادن حسن نیت] حدود ۶ میلیون دلار از ثروت به ارث برده از پدرش را  به خیریه ها بخشیده است. اگرچه طبق مدارک ارائه شده از سوی پارلمان ایران، او نزدیک به ۳۲ میلیون دلار تنها از حسابهای بانکی پدرش در تهران به ارث برده است.

شاه سابق فردی مغرور، حساس و انتقاد ناپذیر بود که شغل خود را به دلیل برداشت غلط از انگلیسی ها از دست داد. او دو مرتبه در سالهای اخیر در بازی قدرت با انگلیسی ها سرشاخ شده بود. آخرین مرتبه مربوط به یک سال پیش بود که از انگلیسی ها خواسته بود که سهم ایران از فروش نفت را از سالانه ۱ میلیون پوند به ۴ میلیون پوند افزایش دهد. مرتبه دوم زمانی بود که علیرغم فشار بریتانیایی ها و روسها به ایران برای اخراج آلمان ها از کشور، شاه سابق اجازه داد که وزرایش به چانه زنی بپردازند، ظاهرا با این خیال خام که میتواند یک متحد را علیه متحد دیگر بازی دهد و امتیاز بگیرد. اگرچه رضا شاه بالاخره متوجه اشتباه خود در محاسبه شد و به دیپلماتهای بی طرف گفت که به بریتانیا بگوید که «هرچه بخواهند انجام خواهم داد»، اما دیگر خیلی دیر شده بود زیرا متفقین به ارتش های خود دستور داده بودند که به سمت تهران حرکت کنند و در نتیجه زمینه برای کناره گیری رضا از قدرت فراهم شده بود.

 در هنگام فرار، اگرچه صدها دشمن شاه سابق سوگند خورده بودند که از او انتقام خواهند گرفت اما رضا سوار بر بر لیموزین خیلی راحت همچون کسی که در روز تعطیل به پیک نیک رفته است، از میان بیابانهایی که حوزه نفوذ قبایلی بود که روسای آنها توسط رضا کشته شده بودند، عبور کرد و هیچ تلاش جدی برای متوقف کردن وی صورت نگرفت. [احتمالا با هماهنگی بریتانیایی ها]

همانطور که در این مقاله آمده، ثروت رضا شاه در کل جهان بین ۲۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار برآورد شده است. این رقم با توجه به حدودا ۱۸ برابر شدن اندکس قیمت مصرف کننده در آمریکا در بازه زمانی سالهای ۱۹۴۰ تا ۲۰۱۲ (یعنی اینکه ارزش هر دلار ۷۰ سال پیش حدودا ۱۸ برابر الان بوده است)، رقم بسیار بزرگی میشود. برای رسیدن به عدد واقعی در زمان حال باید آن اعداد را در عدد ۱۸ ضرب کرد.

US consumer price index

تغییرات اندیس قیمت مصرف کننده در آمریکا (نمودار آبی رنگ) معیار مناسبی است برای نشان دادن تغییرات ارزش دلار در طول زمان. این اندیس از حدود ۱۴ در ۷۰ سال پیش به حدود ۲۵۰ در سال ۲۰۱۲ رسیده است که تغییری ۱۸ برابری را نشان میدهد. یعنی اینکه ارزش یک دلار آن زمان، معادل ۱۸ دلار امروز بوده است.

همانطور که در مقاله واشنگتن پست آمده است، صرفنظر از حسابهای بانکی رضا شاه در خارج از ایران، طبق گزارش ارائه شده از سوی پارلمان ایران، حدودا ۳۲ میلیون دلار تنها در حسابهای بانکی رضا شاه در تهران موجود برده است. «محمد قلی مجد» در یکی از کتابهای خود (با نام مقاومت در برابر شاه) عدد مشابهی را ذکر میکند و مینویسد در حالیکه کل درآمد غیر نفتی ایران در سال ۱۳۱۷-۱۳۱۶، حدودا ۸۰ میلیون دلار (۱۲۵۰ میلیون ریال) بوده است، تنها در حسابهای بانکی رضا شاه در تهران ۶۰۰ میلیون ریال (۴۲ میلیون دلار) وجود داشته است! یعنی حدودا ۵۰ درصد کل درآمد غیر نفتی ایران در حسابهای رضا شاه در تهران بوده است.

Resistance to the Shah - Landowners and the Ulama in Iran

موجودی حساب های بانکی رضا شاه در تهران، کل درآمد غیر نفتی ایران، نرخ برابری دلار و ریال در این عکس مشاهده میشود. صفحات ۳۷۴ و ۳۷۵ کتاب «مقاومت نسبت به شاه» نوشته محمد قلی مجد – Resistance to the Shah: Landowners and the Ulama in Iran ، Mohammad Gholi Majd

ثروت رضا شاه تنها محدود به پول های خوابیده در بانکهای داخلی و خارجی ایران نبوده بلکه شامل زمین نیز می شده است.

«یرواند آبراهامیان» مورخ برجسته تاریخ ایران در کتاب خود با نام «تاریخ ایران مدرن»، نوشته که رضا شاه حدود یک و نیم میلیون هکتار زمین حاصلخیز به ویژه در مازندران را تصاحب کرده بوده است. به گفته این نویسنده این زمینها بخشی از طریق مصادره مستقیم به نفع شاه و قسمتی از طریق مجبور کردن مالک به فروش به دست آمده بوده است.

reza shah-abrahamian

رضا شاه تا زمان فرار از ایران بیش از ۱ و نیم میلیون هکتار زمین را صاحب شده بوده که البته اغلب در منطقه حاصلخیز مازندران قرار داشته است. صفحه ۱۳۹ کتاب «تاریخ ایران مدرن» – اثر یرواند آبراهامیان

اینکه چگونه فردی بی سواد (رضا شاه تا سن ۳۰ سالگی سواد خواندن و نوشتن هم نداشته است)، از خانواده ای کشاورز، در مدت ۲۰ سال از قشو کردن و نگهداری اسبها، به چنین ثروت هنگفتی رسیده و صاحب بیش از ۱ و نیم میلیون هکتار زمین شده است، خود حکایت از فساد بسیار زیاد رضا شاه و حرص زیاد او برای مال اندوزی دارد. شکی نیست که قسمت عمده این پولها از درآمد نفتی ایران بوده است.

در مطالب بعدی مدارک و اسناد بیشتری منتشر خواهم نمود.

در همین زمینه:

تاریخ را سیاه و سفید نگاه نکنیم!

تحریفهای تاریخی در پیام اخیر رضا پهلوی به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطه

از قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تا وجدان بیدار ایرانیان آزاده!

قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تنها به جرم دزدی!!

قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تنها به جرم دزدی!!

بهمن، ماه به قدرت رسیدن آخوندها در سال ۵۷ در ایران و آغاز سقوط کشورمان به دره تباهی و نابودی است و چه تقارن عجیب و هولناکی که صبح امروز مصادف با اولین روز بهمن ماه سال ۹۱، آخوندهای حکومتی، جنایتی دیگر را مرتکب شدند و ۲ جوان تهدیست ایرانی را به قتل رساندند.

جرم این دو جوان که تنها ۲۳ و ۲۰ سال سن داشتند، «زورگیری» یا به عبارت دیگر تهدید یک فرد با چاقو و دزدیدن پولهای او بوده است. هر انسان بالغ و عاقلی میداند که باید میان جرم و مجازات، تناسبی وجود داشته باشد. علم به این موضوع، به داشتن تحصیلات حقوقی نیازی ندارد. این یک چیز منطقی و بسیار بدیهی است. این دو جوان حداکثر مرتکب جرم دزدی و تهدید با استفاده از چاقو شده اند که حداکثر مجازات آن، زندان است و شکی نیست که اعدام این دو جوان، قتل عمد محسوب میشود.

قتل این دو جوان ایرانی که به خاطر فقر و برای تامین ۴ میلیون تومان پول مورد نیاز برای درمان مادر بیمار متهم ردیف اول به دزدی متوسل شده بوده اند، قلب هر انسان آزاده ای را به درد می آورد. هر ایرانی با وجدانی باید به این رفتار وحشیانه حاکمان جمهوری اسلامی اعتراض کند.

جمهوری اسلامی نه تنها مرتکب قتل دیگری شده است که حتی در متوسل شدن این دو جوان به دزدی هم مسئولیت مسقیم دارد. بر اساس اصل ۴۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی، حکومت موظف است که نیازهای اساسی مانند تحصیل، مسکن، خوراک، پوشاک و درمان را به شکل رایگان در اختیار همه مردم ایران قرار دهد. اگر آخوندها به جای دزدی های چند هزار میلیاردی و صرف پول نفت برای کشتن مردم سوریه توسط رژیم بشار اسد و حمایت از تروریسم در سطح منطقه و یا باج دادن به چین و روسیه و دیگر کشورها، پول بیت المال را صرف همین مردم و در داخل ایران و صرف ایجاد شغل و مسکن و فقر زدایی میکردند، مادر این جوان در بیمارستان درمان میشد و چه بسا این دزدی اصلا صورت نمیگرفت!

لذا به عنوان نتیجه گیری نکات زیر را متذکر میشوم:

۱- دزدی و زورگیری کار زشت و ناپسندی است و شکی نیست که فرد مجرم باید مجازات شود، اما مجازات همواره بایستی با جرم، متناسب باشد. اعدام یک فرد به خاطر دزدی، غیر منطقی، ضد بشری و غیر قابل قبول است و قطعا و یقینا «قتل عمد» محسوب میشود.

۲- اعدام، قطع کردن آخرین حلقه از زنجیره ی وقوع جرم یعنی مجرم میباشد. در واقع مجازات مرگ، همچون پاک کردن صورت مساله است. سلسله عوامل زیادی دست به دست هم میدهند تا جرمی صورت بگیرد. باید به همه این حلقه های زنجیر پرداخت و مشکلاتی همچون «فقر»، «بیکاری» و «تبعیض» که در اغلب موارد از دلایل اصلی وقوع جرم میباشند را برطرف کرد، وگرنه قطعا کشتن مجرم، موجب جلوگیری از تکرار جرم در آینده نخواهد شد.

۳- در سال ۲۰۱۲،جمهوری اسلامی حدود ۵۸۰ نفر را اعدام کرده است که در مقایسه با سالهای پیش، جهشی شدید و هشدار دهنده را نشان میدهد. این افزایش قابل توجه از یک سو به خاطر عزم حکومت برای تشدید فضای رعب و وحشت حاکم بر جامعه به منظور جلوگیری از وقوع اعتراض ها به سوء مدیریت سران رژیم و گرانی های فزاینده است و از طرف دیگر حکایت از عدم نتیجه بخش بودن مجازات مرگ در کاهش وقوع جرم و نیز افزایش وقوع جرم و جنایت به دلیل وخیم تر شدن شرایط اقتصادی ایران در سالهای اخیر دارد.

در همین زمینه:

سرزمین من…!

اندر حکایت مردمی که به قصد تماشای «جان کندن» یک انسان به ورزشگاه رفته بودند…!

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

در نتیجه سیاستهای غلط اقتصادی در زیمبابوه و چاپ پول به شکل بی رویه توسط دولت، نرخ تورم در این کشور در سال ۲۰۰۶ به ۲۰۰ میلیون درصد رسید و ارزش پول این کشور به شدت سقوط کرد به گونه‌ای که شهروندان مجبور بودند برای خرید سه عدد تخم مرغ معادل ۱۰۰ میلیارد دلار زیمبابوه پول پرداخت کنند!!

یکی از شاخصه‌های سلامت اقتصادی، ثبات در بازار ارز و عدم نوسان شدید در شاخص پول ملی یک کشور است. در ماههای اخیر شاهد سقوط شدید ارزش ریال در مقابل ارزهای بین المللی بوده‌ایم به گونه‌ای که قیمت دلار نسبت به زمان مشابه در سال گذشته حدودا ۲ برابر شده است. قیمت دلار از حدود ۱۳۰۰ تومان در شهریور سال گذشته به حدود ۲۶۰۰ تومان در روز گذشته افزایش یافته است. علاوه بر این در هفته‌های اخیر نرخ کاهش ارزش ریال سیر صعودی داشته است به گونه‌ای که تنها در دو روز گذشته بیش از ۱۲ درصد از ارزش ریال از دست رفته است!

سوال مهمی که مطرح میشود این است که علت سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

ارزش ارزهای خارجی مانند هر کالای دیگر تابع عرضه و تقاضا در بازار است. افزایش تقاضا منجر به افزایش قیمت و افزایش عرضه منجر به کاهش قیمت یک کالا میشود. قیمت ارزهای خارجی هم دقیقا از چنین مکانیزمی پیروی میکند. با افزایش تقاضا برای خرید ارزهای خارجی قیمت آنها بالا رفته و ارزش پول ملی سقوط میکند. در این میان کاهش عرضه در کنار افزایش تقاضا منجر به افزایش فزاینده قیمت ارزهای خارجی شده است،

دلیل کاهش عرضه، کاهش شدید ورود ارز به داخل کشود است. تا سال گذشته حدودا ۸۰ درصد درآمد ارزی ایران از طریق فروش نفت و فرآورده‌های نفتی به کشورهای خارجی بوده است. بعد از اعمال تحریم‌های شدید بانکی از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا از حدودا ۱۰ ماه پیش به این طرف و به ویژه پس از خودداری اتحادیه اروپا از خرید نفت ایران از حدودا ۳ ماه پیش به این طرف، دولت عملا درآمد ارزی خود را از دست داده است زیرا اولا صادرات نفت ایران نسبت به زمان مشابه در سال گذشته حدودا یک میلیون و دویست هزار بشکه در روز کاهش یافته است و ثانیا معدود مشتری‌های کنونی نفت ایران همچون هند، چین و کره جنوبی هم به دلیل تحریم‌های بانکی قادر به دادن ارزهای بین‌المللی به ایران نیستند. لذا جمهوری اسلامی ناچار شده است در ازای فروش نفت به این کشورها، پولهای نه چندان با ارزش مثل روپیه دریافت کند (که عملا فقط برای واردات از هند قابل استفاده است) و یا اینکه به طور کلی از دریافت پول صرفنظر کرده و به مبادله پایاپای با این کشورها روی آورده است. یعنی اینکه ایران نفت میدهد و آنها به ایران کالاهای اساسی مثل گندم و برنج و یا لوازم خانگی و یا اقلام دیگر میدهند. این موضوع منجر به کاهش شدید ورود ارز به داخل کشور شده است که به ویژه به دلیل خالی بودن صندوق ذخیره ارزی (پس از برداشت‌های بی حساب و کتاب و صرف دهها میلیارد دلار از ذخیره آن برای مصارف جاری حکومت)، «بحران ارزی» را موجب گردیده است. دلیل اصلی حذف ارز مسافرتی و کاهش شدید ارز زیارتی در ماههای اخیر و نیز به صدا درآمدن زمزمه‌های حذف ارز دانشجویی در آینده نزدیک، دقیقا از آنجا ناشی میشود که دولت با کمبود شدید ارز روبروست.

نکته تاثیر گذار دیگر در ثبات ارزش پول ملی، اعتماد مردم و یا اثر روانی بر قیمت بازار است. وقتی اعتماد عمومی نسبت به پول ملی کاهش یابد، ارزش آن به شدت سقوط میکند. در شرایط کنونی و به دلیل تحریم‌های بین‌المللی، بحران اقتصادی و نیز نگرانی روزافزون از احتمال حمله نظامی به کشور، مردم نسبت به ریال و آینده بازار بیش از پیش بی اعتماد شده‌اند چیزی که منجر به سقوط پی در پی ارزش پول ملی و به همان نسبت افزایش مجدد سطح بی اعتمادی مردم به ریال شده است. با افزایش بی اعتمادی مردم نسبت به پول ملی، اشتیاق آنها برای خرید ارزهای خارجی و یا طلا افزایش می‌یابد و همانطور که پیشتر هم گفته شد از آنجاییکه ورود ارزهای خارجی به کشور به دلیل کاهش درآمد نفتی ناشی از تحریم‌های نفتی و بانکی به شدت کاهش یافته است، قیمت ارزهای خارجی روز به روز افزایش و ارزش پول ملی کاهش می‌یابد. این همه در کنار وجود نقدینگی سرگردان حدودا ۳۰۰ هزار میلیارد تومانی در دست مردم و هجوم این سرمایه به سمت بازار ارز و طلا، افزایش شدید ارزش ارزهای خارجی در مقابل ریال را قابل درک میسازد.

اما با همه این تفاسیر و توجیهات و با عنایت به درآمد بیش از ۸۰۰ میلیارد دلاری حکومت از فروش نفت در هفت سال گذشته، قاعدتا نباید بحران ارزی بدین شکل در کشور حاکم میشد و صندوق ذخیره ارزی خالی…! مشخص نیست این همه درآمد ارزی کجا خرج و صرف چه کاری شده است؟! علاوه بر صرف این درآمد هنگفت در مصارف عمومی حکومت و تغذیه گروههای تروریستی خارجی و دولت سرکوبگر بشار اسد، به نظر می‌رسد که مبالغ هنگفتی از این حجم زیاد ارز نفتی، در نتیجه وحشت سران حکومت و فرماندهان سپاه از سقوط و فروپاشی کامل اقتصاد مملکت، به شکلی از کشور خارج شده و در کشورهای دیگر سرمایه گذاری و یا پس انداز شده باشد. تنها در یک نمونه شاهد بودیم که چطور بیش از ۳ هزار میلیارد تومان معادل ۳ میلیارد دلار، در جریان پرونده اختلاس آریا، خاوری و غیره معروف به پرونده اختلاس بانک صادرات، از گردونه اقتصادی کشور خارج شد. مسلما موارد بسیاری از این دزدی ها و اختلاسها وجود دارد که سران نظام در آنها دخیل هستند و ما از آنها مطلع نیستیم. دزدی‌هایی که اثر مضاعفی در بحران ارزی کنونی داشته و البته خواهند داشت.

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب اقتصادی دیگر که پیشتر در این وبلاگ منتشر شده است:

پروژه انتقال آب دریای خزر به مرکز ایران به نفع مردم یا سرداران سپاه؟

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

اخراج ایران از سویفت به معنای نابودی کامل اقتصاد ایران است

حکایت اینروزهای ایران

کارتون زیر اثر ژانگ شنگبو (Zhang Shengbo) هنرمند چینی است که البته برای ایران کشیده نشده، اما به خوبی گویای حال و روز کنونی کشور ماست.

کارتون اثر Zhang Shengbo) 张生博) کارتونیست چینی

پست و مقام گرفتن شاه دزدان و اسارت فقرا در مملکت امام زمان!

مملکت امام زمان جایی است که دزدهای میلیاردی وزیر و معاون رییس جمهور و امام جمعه میشند و راست راست میگردند و خون مردم را تو شیشه میکنند، اما زن فقیری که مجبور میشه برای سیرکردن شکم بچه‌های یتیم و مادر پیرش، دو بسته گوشت بدزده، میفته تو هلفدونی!

در ارتباط با خبر به زندان افتادن یک زن فقیر به جرم دزدیدن ۲ کیسه گوشت از مغازه‌ای در تهران (لینک)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: