بایگانی برچسب‌ها: دروغ

آیا رضا پهلوی دروغگوست؟

reza pahlaviسال پیش درست در چنین روزهایی رضا پهلوی با سفر به شهر لاهه در هلند مدعی شد که با همکاری یک تیم حقوقی از جمله با حضور «محمد مصطفایی» وکیل حقوق بشر، یک پرونده مفصل حقوقی از موارد متعدد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی تحت رهبری علی خامنه‌ای را در قالب شکایت به دادگاه بین المللی لاهه در هلند تقدیم کرده است. آن زمان من به عنوان وبلاگ نویسی مستقل و طرفدار حقوق بشر از این عمل ادعایی رضا پهلوی دفاع کردم و حتی با انتشار مطلبی کلیه گروههای اپوزیسیون را دعوت کردم که دستکم در این زمینه اختلافات خود را کنار بگذارند و همه با هم متحد شده و دست به دست هم بدهند و موارد نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی را به تیم حقوقی ادعایی ارسال کنند تا پرونده ارائه شده به لاهه پر و پیمان تر و مستدلتر از قبل شود.

اگرچه همان زمان هم شبهه هایی درباره تبلیغاتی بودن و غیر واقعی بودن این ادعای رضا پهلوی مطرح گردید و خیلی زود مشخص شد که حتی ویدئویی که اول بار فیسبوک و کانال یوتیوب رسمی رضا پهلوی با عنوان «سخنرانی رضا پهلوی در دادگاه لاهه» منتشر کرده بود نه سخنرانی در دادگاه که مربوط به یک کافه در شهر مذکور بوده است، اما با این وجود من تا همین ۱ ساعت پیش تصور میکردم که رضا پهلوی واقعا پرونده ای حقوق بشری را تقدیم دادگاه لاهه کرده بوده است اگرچه می دانستم که بررسی رسمی آن پرونده به دلیل عدم عضویت جمهوری اسلامی در کنوانسیون مربوطه، تنها منوط به ارجاع پرونده به لاهه از سوی شورای امنیت سازمان ملل خواهد بود.

اما امروز از طریق محمد مصطفایی در کمال ناباوری متوجه شدم که رضا پهلوی هیچ پرونده ای را به لاهه تقدیم نکرده و دادگاه مذکور از وجود چنین پرونده ای به کلی ابراز بی اطلاعی میکند!! محمد مصطفایی در این ارتباط در فیسبوک خود ضمن بیان حضور خود در دادگاه لاهه برای شرکت در جلسه رسیدگی به جنایات دیکتاتور سابق کنیا موارد دیگری را هم متذکر میشود از جمله اینکه (لینک):

از مسول ثبت، دفتر دادستان و دادگاه پرسیدم که آیا آقای رضا پهلوی درخواست و یا شکایتی در این دادگاه ثبت کرده اند که همگی اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند تاکنون درخواست و شکایتی از ایشان به دست ما نرسیده است.

مصطفایی به نقل از مسوولان دادگاه لاهه صراحتا میگوید که چنین پرونده ای وجود خارجی ندارد!

فکر نمیکنم مسئولان لاهه یا مصطفایی دلیلی برای دروغ گفتن داشته باشند. پس اولا برای خودم متاسفم که ساده اندیشی کردم و ادعاهای تبلیغاتی رضا پهلوی را باور کردم و دوما برای رضا پهلوی بیشتر متاسفم که ظاهرا برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی خود، به مفاهیم و آرمانهای گرانقدری چون «حقوق بشر» هم رحم نمیکند و از آنها هم سوء استفاده میکند!! نفس دروغ و دروغگویی، بد و زشت است چه از جانب احمدی نژاد باشد چه از جانب اپوزیسیون!

رضا پهلوی اگر فکر میکند اینگونه نیست و سوء تفاهمی به وجود آمده است، بهتر است هرچه زودتر نسبت به این خبر واکنش نشان داده و با ارائه مدرکی دال بر تقدیم پرونده حقوق بشری به دادگاه لاهه، نسبت به روشن شدن ابهامات و از بین رفتن شبهه ها اقدام کند. بدیهی است تا آن زمان و روشن شدن قضیه، منِ نوعی دیگر به هیچ یک از سخنان رضا پهلوی اعتماد نخواهم داشت چرا که احساس میکنم از حسن نیتم سوء استفاده و به شعورم توهین شده است!

در همین زمینه:

مصاحبه بحث برانگیز و کاری که دبیرخانه رضا پهلوی باید انجام دهد

تحریفهای تاریخی در پیام اخیر رضا پهلوی به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطه

فوتوشاپ راز دست آوردهای روزافزون جمهوری اسلامی در صنایع نظامی…!

تصویر سمت چپ تصویر فوتوشاپی منتشر شده در رسانه های حکومتی از پهباد "کوکر ۱" و در سمت راست تصویر واقعی از پرنده بدون سرنشین طراحی شده توسط محققان ژاپنی دیده میشود!!

تصویر فوتوشاپی منتشر شده در رسانه های حکومتی از پهباد «کوکر ۱» در سمت چپ و تصویر واقعی از پرنده بدون سرنشین طراحی شده توسط محققان ژاپنی در سمت راست این تصویر دیده میشود!

جمهوری اسلامی هر روز با سر و صدای زیاد در رسانه های خود ادعا میکند که دست آوردهای ویژه ای را در زمینه صنایع نظامی از موشک و پهبادهای رادار گریز گرفته تا زیردریایی و هواپیما به دست آورده است! در تازه ترین این ادعاها سایت های حکومتی از جمله مهر (منبع، منبع فریز شده) و مشرق نیوز (منبع)، مدعی شده بودند که «ایران پهباد عمود پروازی با نام کوکر ۱ را طراحی و ساخته است و ادعا کرده بودند که این پهباد در ماه آذر امسال در نمایشگاه هوایی کیش رونمایی و در دهه فجر امسال به شکل محصول تجاری به دستگاه ها و نهادهای مختلف در داخل کشور عرضه خواهد شد.». در خبر روز ۱۷ آبان خبرگزاری مهر ضمن ارائه تصویری از «به پرواز درآمدن نمونه آزمایشی این پهباد در روز عید غدیر» ادعا شده بود که این پهباد «فوق پیشرفته با تکنولوژی بومی و توسط متخصصان داخلی طراحی و ساخته شده است» و هیچ نیازی به باند پروازی ندارد زیرا به شکل «عمودی» از زمین بلند میشود و به زمین می نشیند!

بررسی عکس ارائه شده توسط سایت های حکومتی از پهباد ادعایی و مقایسه آن با پرنده بدون سرنشین ساخته شده در دانشگاه «چیبا» در ژاپن نشان میدهد که عکس ادعایی آنها از پهباد «کوکر ۱» در واقع عکسی فوتوشاپ شده از عکس ارائه شده توسط مرکز تحقیقات روبوتیک و کنترل سیستم ها در دانشگاه ژاپنی است! در عکس فوتوشاپ شده که توسط رسانه های حکومتی منتشر شده است، دیده میشود که به جز توربین های بادی بر روی پشت بام دانشگاه ژاپنی که با فوتوشاپ حذف شده اند، بقیه اجزای تصویر عینا یکسان هستند در حالی که در زیر عکس نوشته شده است: «تصویر: نمونه آزمایشی پهپاد کوکر۱ که روز عید غدیر به پرواز درآمد»!!

با این اوصاف به نظر میرسد محققان صنایع نظامی رژیم به جای صرف وقت و تلاش برای ساخت تجهیزات، روزانه وقت خود را با نرم افزار آمریکایی فوتوشاپ میگذرانند! ضمنا این اولین بار نیست که رسانه های حکومتی، تصاویر فتوشاپ شده را برای راه انداختن جنگ تبلیغاتی و غلو کردن درباره پیشرفت ها و دست آوردهای نظامی رژیم استفاده کرده اند. مثلا در چندین مورد در گذشته در میان عکس های منتشر شده از مانورهای نظامی، عکسهای فوتوشاپ شده به چشم میخورند که دو مورد از آنها در زیر آورده شده است.

یکی از چندین عکس فوتوشاپی منتشر شده دررسانه های حکومتی از "مانور نظامی ایران"، عکس در واقع مربوط به قسمتی از مجموعه فیلم جنگ ستارگان میباشد، کاراکتر معروف "آقای جار جار بینکس" در پایین تصویر دیده میشود!!

یکی از چندین عکس فوتوشاپی منتشر شده دررسانه های حکومتی از «مانور نظامی ایران»، عکس در واقع مربوط به قسمتی از مجموعه فیلم های جنگ ستارگان میباشد، کاراکتر معروف «آقای جار جار بینکز» در پایین تصویر دیده میشود!!

تصویر ارائه شده در سایت های حکومتی از یکی از مانورهای سپاه پاسداران - در تصویر چهار موشک دیده میشود اما در واقع سه موشک به آسمان رفته اند. موشک سمت راست با فوتوشاپ اضافه شده است.

تصویر ارائه شده در سایت های حکومتی از یکی از مانورهای سپاه پاسداران – در تصویر چهار موشک دیده میشوند اما در واقع دو موشک به آسمان رفته اند. دو موشک سمت راست با فوتوشاپ اضافه شده است.

منابع: یک، دو، سه، چهار، پنج، شش

سیاستهای کثیف تبلیغاتی رسانه‌های حکومتی برای تحریف افکار و تحریک احساسات عمومی

من دقیقا نمیدانم در برمه چه میگذرد و حق با کدام گروه است، اما هرکسی که با سیاستهای کثیف جمهوری اسلامی آشنا باشد میداند که اینها به هر لطایف الحیلی دست می‌یازند تا حواس مردم را از موضوع‌های مهمی که دغدغه روزمره آنهاست پرت کنند و به عبارتی از موضوعات غیر مرتبط با مردم ایران، برای رسیدن به مقاصد خود سوء استفاده تبلیغاتی میکنند (پروپاگاندا). مثلا بارها و بارها شاهد بوده‌ایم که وقتی کالایی به طور ناگهانی گران میشود و نارضایتی عمیق مردم را موجب میگردد، صدا و سیمای رژیم اقدام به پخش خبرهایی در رابطه با افزایش جهانی قیمت‌ها میکند که البته از واقعیت دور است، یا وقتی در جریان اعتراض‌های سال ۸۸ حکومت به شدت مردم را سرکوب میکرد، ماجرای اعتراض‌ها در فرانسه را به شکل همه جانبه برای ساعتهای متمادی پوشش خبری میداد در حالیکه حتی برای مدت ۱ دقیقه هم به خبرهای اعتراض‌های داخل نمیپرداخت و هیچ اشاره‌ای به سرکوبها و بازداشتها و کشته‌ شده‌ها نمیکرد! جریان کشته شدن زن مصری (مروه شربینی) در دادگاه آلمانی به همچنین که درست در زمان قتل ندا آقا سلطان حکومت شدیدا این ماجرا را در بوق و کرنا کرد و حداکثر تلاش خود را به کار بست تا ماجرای قتل ندا را از اذهان دور کند و با تکیه زیاد بر مسلمان بودن زن کشته شده خواست که احساسات مردم را نسبت به غربی‌ها تحریک کند تا اعتراض های آنها نسبت به سرکوبها در ایران و کشته شدن ندا را تحت شعاع قرار دهد. حمله اسرائیل به کشتی کمک رسان ترکی (ماوی مرمره) و مانور زیاد حکومت بر این ماجرا به همچنین …

این سیاست همچنان در دستور کار رسانه‌های وابسته به رژیم قرار دارد. اخیرا هم این ماجرای مسلمانان برمه را عَلَم کرده‌اند تا حواس ایرانیان داخل کشور از گرانی های سرسام آور و نیز قتل عام مردم سوریه و جنایتهای بشار اسد که با حمایت مستقیم خامنه‌ای انجام میگیرد را پرت کنند.

این سایت تابناک وابسته به محسن رضایی فرمانده سابق سپاه اخیرا اقدام به انتشار عکسهایی از آنچه که آنها را متعلق به «نسل کشی مسلمانان در برمه» نامیده، کرده است. یکی از وبلاگ نویسان متوجه جعلی بودن این تصاویر شده است و با بررسی دقیق و به شکل مستند نشان داده است که اصولا عکسهایی که این سایت منتشر کرده، هیچ ربطی به برمه ندارند، بلکه مربوطه به ماجرای سونامی چند سال پیش و زلزله سال گذشته در هائیتی هستند!! (لینک) (لینک خبر تابناک) این سایت قبلا هم اقدام به تحریف سخنان کلینتون درباره سوریه و به نفع بشار اسد کرده بود که در همین وبلاگ به آن پرداخته بودم (لینک).

البته این اولین بار نیست که رسانه‌های حکومتی اقدام به انتشار اخبار جعلی میکنند. در نمونه بارز دیگری، سایت فارس نیوز که به دلیل انتشار اخبار دروغ و جعلی به «فالس نیوز» مشهور شده است، اقدام به انتشار عکس های چندین سال پیش مربوط به مراسم های مختلف در انگلیس و حتی در شیلی نموده و آنها را به جای اعتراض‌های دانشجویی جا زده بود و مدعی شده بود که تصاویر مربوط به سرکوب اعتراض‌ها توسط پلیس انگلیس بوده است!! (لینک)

واقعا که اینها نه شرف دارند نه وجدان، نه می‌دانند اخلاق خبرنگاری چیست، و نه یک روده راست در شکمشان وجود دارد!!

مطالب مرتبط:

از سوی تابناک صورت گرفت: تحریف سخنان هیلاری کلینتون در مورد سوریه به نفع بشار اسد!

مرگ مشکوک احمد رضایی در دوبی؛ یافته های یک جستجوگر مستقل

ویکیلیکس: همکار العقیلی [قاچاقچی و شریک محسن رضایی] می گوید قاچاق سیگار جی تی آی [وینستون] در ایران در اختیار مافیای لبنان [حزب الله] است

دروغی که با سرعتی زیاد در حال انتشار در شبکه‌های اجتماعی است!

اخیرا عکس زیر به طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی و وبلاگهای کپی پیستی زیادی پخش شده و با سرعتی زیاد در حال انتشار است. اما موضوعی که موجب نوشتن این مطلب شد این هست که توضیح همراه این عکس کاملا غلط هست. در توضیح مربوط به این عکس که اغلب هم توسط گروههای وابسته به سلطنت طلبان منتشر میشود، ادعا شده است که در دوران رضا شاه به دلیل فشار وی به آخوندها، آنها به سفارت انگلیس پناه برده و درخواست پناهندگی کرده بوده‌اند تا از ایران خارج شوند! اینکه آیا واقعا رضا شاه با آخوندها بد بوده یا نبوده، موضوع این مطلب نیست، موضوع این است که این عکس هیچ ربطی به دوران رضا شاه ندارد. حقیقت این است که این عکس مربوط به یکی از بست نشینی‌ها (تحصن‌های اعتراضی) در جریان انقلاب مشروطه (دوره قاجار) و متعلق به سال ۱۹۰۶ میلادی یا ۱۲۸۵ هجری شمسی میباشد. اساسا آن موقع رضا شاه هیچ کاره بوده است! این عکس در کتاب جهان اسلام «National Geographic’s The World of Islam» گردآوردی شده توسط جاناتان سویفت «Jonathan Swift» چاپ شده ودر قسمت توضیح زیر عکس به این موضوع اشاره شده است که این عکس مربوط به دوران انقلاب مشروطه و بست نشینی در کنار سفارت انگلیس میباشد (دیواری که در عکس دیده میشود، دیوار سفارت بریتانیاست). در منابع متعدد دیگر (از جمله در آرشیو نشنال جئوگرافیک ، همراه با توضیح) هم به این موضوع اشاره شده است که این عکس مربوط به دوران انقلاب مشروطه است. (این عکس در شهروند امروز، این عکس در سایت آفتاب نیوز) ، (لینک منابع بیشتر)

باور کنید برای این چند خط توضیحی که نوشتم، چه فحش‌هایی که به من داده نشد!! آقا جان من نه ساندیس خورم، نه آخوندم، نه طرفدار آخوندم، نه مزدورم، نه مصدقی هستم، نه مخالف مصدق هستم، نه از اینکه به آخوندها فحش بدهید بدم میاد…!! من فقط به یک واقعیت تاریخی اشاره کردم و از افرادی که این عکس را در فیسبوک و یا گوگل پلاس گذاشته بودند، خواستم که توضیحات زیر عکس را اصلاح کنند تا منطبق بر واقعیت باشد. به جای اینکه توضیح‌ها را درست کنند، کلی انگ زدند، کلی فحش دادند، کامنت حذف کردند!! آخه این چه کاریه؟! فکر کرده‌اید با دروغ و دغل بازی برای رضا شاه اعتبار میخرید؟! حتی اگر فرض کنیم این غلط سهوی بوده و عمدی در کار نبوده است [که با توجه به رفتار اینها و اصرار بر دروغ گویی چنین به نظر نمیرسید]، خوب اینکه کسی به شما تذکر بدهد که توضیحات را اصلاح کنید که بسیار بهتر از آن است که چند روز دیگر خبرگزاری‌های حکومتی مثل تابناک مطلب بنویسند و شما و ناآگاهی شما را مضحکه قرار دهند؟! اگر اشتباه میکنم بگو اشتباه میگم!!

بست نشینی در جریان انقلاب مشروطه سال ۱۹۰۶ میلادی در کنار سفارت انگلیس در تهران

توضیح غلطی که زیر این عکس نوشته شده بود (مثال یک ، مثال دو ، مثال سه لینک بالاترین ، مثال چهار گوگل پلاس):

دوستان عزیز میهن پرست من به این عکس تاریخی خوب نگاه کنید. اینجا جلوی سفارت انگلیس در سال ۱۹۲۱ میلادی ( ۱۳۰۰ شمسی) در تهران است. به خاطر فشاری که رضا شاه به این آخوند‌ها در آن زمان آورده بود که گورشان را از ایران ما گم کنند،، ، اینها به این صورت برای گرفتن ویزا در جلوی سفارت انگلیس هر روز جمع می‌شدند تا به انگلیس پناهنده شوند.

واقعیت پشت پرده همایش چند هزار نفری مجاهدین خلق در پاریس چه بود؟

 

اصلا دوست نداشتم بار دیگر نام منحوس این گروه را در وبلاگم بیاورم، اما دروغ گویی‌ها و شارلاتان بازی اینها به حدی است که مجبور شدم برای اطلاع رسانی خدمت هموطنان عزیز این مطلب را بنویسم. رهبری مجاهدین خلق که در پاریس مستقر میباشد، چند سالی است که در ماه ژوئن همایشی را با نام پر طمطراق و دهن پرکن «گردهمايی ایرانیان آزاده» در این شهر برگزار میکند که هدف از آن چیزی جز بهره برداری رسانه‌ای و تبلیغاتی نیست. چند روز پیش مجددا این برنامه برگزار شد. در حالی که مجاهدین به دروغ مدعی میشوند که تا صد هزار نفر ایرانی آزاده در این شوی تبلیغاتی شرکت کرده‌اند، ویدئو به دست آمده از این نمایش به خوبی نشان میدهد که اکثریت مطلق شرکت کنندگان در این برنامه نه ایرانی که در واقع آفریقایی، دانشجویان لهستانی و فرانسوی، افغانی‌ها و اروپاییان بیکار و فقیر ساکن فرانسه و برخی از کشورهای شرق اروپا بوده‌اند! این افراد با اتوبوس و به شوق خوردن غذا و نوشیدنی مجانی و نیز بازدید و اسکان رایگان در پاریس به این مراسم آورده میشوند (لینک). اگر ویدئو بالا را نگاه کنید به وضوح میبینید که به سختی میتوان حتی پنجاه نفر ایرانی را در خیل سیاه پوستان و موبورهای مستقر در محل همایش، مشاهده کرد! این همه در حالی است که سایتهای سازمانی مجاهدین خلق (خبر در سایت مجاهدین ، خبر در سایت مریم رجوی) و نیز وبلاگهای زنجیره‌ای و کپی پیستی متعلق به اندک اعضای آن به شکل سیستماتیک در جهت تحریف واقعیت بر آمده و اقدام به دروغ پراکنی و بهره برداری تبلیغاتی میکنند، به گونه‌ای که با انتشار تصویرهای آنچنانی از زاویه بالا از محل همایش مدعی میشوند که اولا صد هزار نفر (!) در محل حضور داشته‌اند و دوما همه افراد حاضر، ایرانی هستند و طرفدار مجاهدین خلق! واقعا زهی اندکی شرم…!

شایان ذکر است که در این همایشها که با صرف هزینه بسیار هنگفت و چند میلیون دلاری برگزار میشود، از سیاستمداران سابق آمریکایی که اکثرا متعلق به طیف تندرو جناح راست و طرفداران دو آتشه حمله به ایران میباشند برای سخنرانی استفاده میشود. آنطور که در سایت فایننشال تایمز و برخی دیگر از سایتهای معتبر ذکر شده است، هر کدام از این افراد برای یک سخنرانی ۱۰ دقیقه‌ای تا ۴۰ هزار دلار پول دریافت میکنند. هدف مجاهدین از این مراسم پرهزینه این است که مدعی شوند که در نزد ایرانیان دارای پایگاه اجتماعی هستند و به این ترتیب به رسانه‌ها و سیاستمداران غربی نشان دهند که تنها اپوزیسیون قدرتمند رژیم هستند که دارای طرفدار میباشد تا از این طریق بتوانند بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی گسترده بکنند.

البته این دروغها و قلب واقعیت کردنها اولین بار نیست که از سوی مجاهدین خلق صورت میگیرد و مسبوق به سابقه است. سال گذشته هم سایت رسمی مجاهدین خلق در مطلبی درباره تجمع ترتیب داده شده توسط این گروه در واشنگتن مدعی شده بود که افراد شرکت کننده در آن تجمع ایرانیان آزاده بوده‌اند. در مطلبی که آن زمان منتشر کردم به طور مفصل دروغ گویی آنها را نشان دادم (مطلب مربوطه). در ویدئویی که در آن مطلب آورده شده است به خوبی دیده میشود که بسیاری از شرکت کنندگان در آن برنامه در واقع آمریکایی‌های بیکار و بی خانمان اما خوش قلبی بوده‌اند که طرفداران مجاهدین آنها را فریب داده و به آنها اینطور فهمانده بوده‌اند که تجمع مذکور برای دموکراسی بوده است. بدین ترتیب این آمریکاییانی که اصلا نمیدانسته‌اند سازمان مجاهدین چیست و از چه سابقه‌ای برخوردار است، حاضر شده بوده‌اند که در تجمع مذکور شرکت کنند و ملعبه مجاهدین شوند. سازمان مجاهدین هم با صرف هزینه هنگفت آنها را با اتوبوس و یا هواپیما از نقاط مختلف آمریکا به واشنگتن آورده و به آنها غذا و محل اسکان موقت داده بوده است و از آن طرف در خبرهای خود از آنها با نام ایرانیان آزاده یاد کرده است!!!

این دروغ گویی های بزرگ مجاهدین خلق خود سند محکمی است بر این واقعیت که این گروه هیچ گونه پایگاه اجتماعی حتی در میان ایرانیان مقیم خارج از کشور ندارد و برای پرکردن همایش‌ها و تجمعات خود دست به دروغ و نیرنگ میزند و با ساندویچ و نوشابه از خارجی‌ها به عنوان سیاهی لشگر استفاده میکند! تکنیکهای جمهوری اسلامی و مجاهدین چقدر به هم شبیه است! هر دو مخالفان خود را میکشند و در زندانهای خود نقض حقوق بشر میکنند، هر دو دست به اعمال تروریستی میزنند، هر دو رهبرانی خودخوانده و غیر مردمی دارند و هر دو با استفاده از سیاهی لشگر،  پروپاگاندا راه می‌اندازند و بهره برداری تبلیغاتی میکنند…!

ایرانیان یا اروپایی‌ها و آفریقایی‌هایی که به صرف غذا و نوشیدنی مجانی در نمایش مجاهدین شرکت کرده اند؟!!

مطالب مرتبط:

دروغ سایت مجاهدین/ به راستی شرکت کنندگان در تجمع مجاهدین در واشنگتن چه کسانی بودند؟

فایننشال تایمز: صرف میلیون ها دلار پول از سوی مجاهدین خلق جهت خروج از لیست سازمانهای تروریستی

پس از دیکتاتوری، نقض حقوق بشر و جنایت، ساندیس نیز به وجوه اشتراک جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق افزوده شد!

یک پیشنهاد برای باشگاه پرسپولیس

کریم انصاری‌فرد امروز قرارداد داخلی با پرسپولیس امضا کرد. این بازیکن در مصاحبه با خبرگزاری‌ها مدعی شده است که «برای پول به پرسپولیس نیامده، بلکه سه چهار سال بوده که میخواسته به این باشگاه بیاید و امروز به آروزیش رسیده است».
با توجه به این صحبتهای کریم، به مسئولان باشگاه پرسپولیس پیشنهاد میکنم به جای پرداخت مبلغ هنگفت میلیاردی به وی، ۱۰۰ میلیون تومان به او بدهند و بقیه مبلغ قرارداد را خرج هزینه‌های دیگر باشگاه بکنند. با توجه به علاقه انصاری فرد به پرسپولیس و اینکه او صراحتا گفته که برای پول به پرسپولیس نیامده، او نباید مشکلی با این عمل داشته باشد. ضمن اینکه با این اقدام صداقت، راستگویی و میزان علاقه کریم به این باشگاه هم محک خوبی خواهد خورد! 🙂

مطلبی دیگر:

بی‌اخلاقی عریان به شکل فحاشی رکیک در ورزشگاه‌ها! آخر خواهر داور چه گناهی کرده است؟!

در پاسخ به مجتبی واحدی؛ چرا مهدی خزعلی را جاعل و دروغگو نامیدم؟

جناب مجتبی واحدی در واکنش به مطالب اعتراضی برخی از وبلاگ‌نویسان نسبت به اقدام تعجب برانگیز روز پنج شنبه مهدی خزعلی در انتشار یک بیانیه جعلی، مطلبی را منتشر کرده‌اند. به عنوان یکی از کسانی که به این بدعت زننده خزعلی واکنش شدید نشان داده بودند بر خود لازم میدانم خطاب به آقای واحدی، پاسخی را درج نمایم. دیروز گفتم بیانیه جعلی، هنوز هم معتقدم جعلی است، زیرا شورایی که هنوز اعلام موجودیت نکرده بوده و هیچ کجا حتی اسمش هم مطرح نبوده است، نمیتواند به یکباره در شب انتخابات آن هم از جانب جنبش سبز بیانیه بدهد! من فکر نمیکنم در هیچ کجای دنیا اینگونه باشد که کسی مطلبی را در وبلاگش یا وبسایتش منتشر کرده و مدعی کل یک جنبش چند میلیونی شود! آیا هرکسی به تنهایی میتواند برای پیشبرد اهداف خود مدعی شود که شورایی تشکیل داده و از قول جنبش سبز بیانیه بدهد؟! اگر اینطور است پس من هم از قول جنبش سبز بیانیه بدهم! به نظر شما مسخره نیست؟!

مجتبی واحدی مینویسد:

آنها ابتدا این فرضیه رامطرح کرده‌اند که «خزعلی، عنوان شورای هماهنگی راه سبز امید را سرقت نموده است». سپس «عمل سرقت» توسط خزعلی را تقبیح ونهایتا حکم «مهدور الدم بودن» را همراه با «مجوز هتک حرمت» او اجرا نموده‌اند.

تشکیل شورا ضوابط و شرایطی دارد. بایستی ابتدا شورا اعلام موجودیت نماید و همزمان اساسنامه‌ای بیان کننده اصولی که شورا بر مبنای آنها شکل گرفته، ضرورت شکل‌گیری و اهداف شورا منتشر گردد. اعضا باید به طور علنی مشخص و شورا باید دارای دفتر، سخنگو و سایت باشد. با توجه به برخوردهای احتمالی حاکمیت، میتوان درک کرد که شورا [به ویژه اگر در داخل از کشور تشکیل شود] ممکن است نتواند نفرات خود را اعلام کند. قبول…! اما حتما پیش از صدور بیانیه بایستی اعلام موجودیت شود و اساسنامه و اهداف شورا در رسانه‌ها منتشر گردد تا مردم بدانند آیا شورای مذکور مورد قبول آنها هست و در جهت خواست آنها حرکت میکند یا نه! هیچ کدام از این مراحل درباره شورای کذایی طی نشده است! هر عقل سلیمی با دیدن یک اعلامیه از سوی یک گروه ناشناس در یک وبلاگ شخصی متوجه میشود که یک جای کار میلنگد! چگونه است که این شورای ناشناس به یکباره در شب انتخاباتی که مهدی خزعلی از ۳ هفته پیش یکسره برای گرم کردن تنور آن تبلیغ میکرده است تشکیل میشود و بیانیه‌ای را در سایت او و در حمایت از طرح او برای جلوگیری از تکرار حماسه تحریم دور اول انتخابات مجلس صادر میکند؟!  من از جناب واحدی تعجب میکنم که به عنوان یک فرد سیاسی، به جای اینکه به بیانیه جعلی منتشر شده در سایت خزعلی اعتراض کرده و از وی درباره چند و چون کار پرسش نمایند، به حمایت از وی میپردازند! شاید هم در پشت ماجرا هماهنگی‌هایی صورت گرفته است و ما بی‌خبریم!؟

هیچکس هم تاکنون از طرف خدا یا خلق خدا، جنبش سبز را به صورت یکجا تقدیم دوستانی که من هم اکثریت آنها را نمی‌شناسم ـ شورای هماهنگی راه سبز امید ـ نکرده نا هیچکس دیگر حق نداشته باشد از عنوان «جنبش سبز» برای انجام فعالیت سیاسی استفاده کند.

من خودم نسبت به ناشناس بودن نفرات شورای هماهنگی راه سبز معترض بوده و هستم. اما دستکم آنها منشوری (اساسنامه) را منتشر کرده و اهداف و اصول خود را آنجا بیان نموده‌اند! منِ نوعی به عنوان یک وبلاگ‌نویس میتوانم بروم منشور آنها را بخوانم و ببینم آیا آنها را میتوانم سخنگوی خود بدانم یا نه! با داشتن اساسنامه میتوانم از آنها انتقاد کنم (کماینکه کرده‌ام)، میتوانم بررسی کنم ببینم اقدامات و بیانیه‌های آنها در راستای اهداف ذکر شده در اساسنامه هست یا نیست!

باور کنید نمی‌توانستم آنچه را که می‌دیدم باور کنم. گویی همه فعالان اپوزیسیون، به صورت یکجا دچار مکاشفه شده و عامل اصلی همه نابسامانی‌ها وظلم ها در داخل ایران را شناسایی کرده‌اند . طبق این مکاشفه یا کشفیه، اگر مهدی خزعلی در حین اعتصاب غذا در زندان جمهوری اسلامی ، جان به جان آفرین تسلیم می‌کرد امروز، «ایران» یک «گلستان به تمام معنا» بود

جناب واحدی برداشت من این است که مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند. شخصیت‌های سیاسی تا زمانی مورد حمایت و توجه مردم هستند که حرف دل آنها را بزنند و در جهت خواسته‌های آنها فعالیت کنند. سیاستمداران و فعالین سیاسی مادامی که در این مسیر حرکت میکنند مورد حمایتند اما به محض اینکه از مسیرِ خواست مردم منحرف شدند، مورد انتقاد قرار گرفته و چه بسا مغضوب و مطرود میشوند. در مورد جناب خزعلی هم دقیقا همین اتفاق افتاد. تا زمانیکه ایشان [تا حدودی] در کنار مردم بود و افشاگری میکرد و از حاکمیت انتقاد مینمود، از حمایت نسبی مردم برخوردار بود، اما به محض اینکه در جهت گرم کردن تنور انتخاباتی حکومت حرکت کرد مورد انتقاد قرار گرفت. مهدی خزعلی باید از خود بپرسد که در این مدت پس از آزادی از زندان چه کرده است که حامیان خود را به منتقدان جدی مبدل نموده است؟ وقتی کسی دست به تلاشی شبانه روزی میزند و با انتشار دهها مطلب وبلاگی گوی سبقت را در گرم کردن تنور نمایش انتخابات از رسانه‌های حکومتی میرباید، مسلم است که مورد انتقاد قرار میگیرد. وقتی مهدی خزعلی به جای پاسخ دادن به دهها سوال مطرح شده درباره طرح بحث برانگیز خود و شنیدن صدای انبوه مردم تحریم کننده، سخنان آزادی خواهانی چون پیمان عارف را به جهت پیشبرد اهداف خود تحریف و از قول زندانیان سیاسی بی نام و نشان بیانیه حمایتی منتشر میکند و نهایتا در جهت پیشبردن اهداف خود اقدام به انتشار بیانیه جعلی تکنفره از سوی جنبش سبز نموده و از این طریق در صفوف جنبش انشقاق و چند دستگی ایجاد مینماید، بدیهی است که از چشم مردم می‌افتد و حامیان خود را از دست میدهد! واقعیت این است که انتخابات سال ۸۸ نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود. به اعتقاد من انتخابات در جمهوری اسلامی به خط قرمزی برای مردم تبدیل شده است و هرکسی از این خط قرمز رد شود به سرعت مورد خشم و نفرت عمومی قرار میگیرد چه آنکه در مورد خاتمی دیدیم که چطور با رای دادن خود منفور مردم گردید. شرکت در انتخابات حکومتی تا زمانیکه قاتلان کشته‌شدگان اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸ مجازات نشده‌اند و نخبگان مملکت در زندان‌های رژیم به سر میبرند، خط قرمز باقی خواهد ماند.

توضیح:

۱- نگارنده ایرادات اساسی نسبت به اساسنامه منتشر شده از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید دارد و به ویژه آنجاییکه بر قانون اساسی رژیم تاکید شده است را قبول ندارد و با آن مخالف است.

۲- نگارنده پیشتر در هنگامه اعتصاب غذای مهدی خزعلی نسبت به وخامت حال او ابراز نگرانی نموده و پس از آزادی او قلبا خوشحال شده است! منتهی نگارنده بت و پیغمبر ندارد، از کسی بت نمیسازد، اگر اعتراضی بوده به خفه کردن صدای مخالف از سوی حاکمیت و به زندان بردن بی‌دلیل یک وبلاگ‌نویس منتقد و برای دفاع از آزادی بیان و عقیده بوده است. منتهی اگر سخنی را نابجا تشخیص دهد با دلیل و منطق با آن مخالفت میکند حتی اگر از سوی کسی باشد که مورد قبول همه مردم است!

مطالب مرتبط:

«بسیجی خیبر» جاعل و دروغگو از آب درآمد…!

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

«بسیجی خیبر» جاعل و دروغگو از آب درآمد…!

در دو هفته گذشته روزی نبوده که من گودرم (گوگل ریدر) را چک بکنم و مطلب عجیبی از مهدی خزعلی نبینم!  یک روز مانده به روز انتخابات اما «بسیجی خیبر» پا را از حد فراتر گذاشته و با دست یازیدن به جعل و دروغ تلاش میکند که از طریق فریب مردم، مطامع و منویات خود و اربابان بالادستی‌اش در شرکت مردم در انتخابات حکومتی را جامه عمل بپوشاند! (لینک)

همانطور که در عکس زیر مشاهده میکنید، مهدی خزعلی با انتشار مطلبی از سوی نهادی جعلی با نام «شورای هماهنگی جنبش سبز ایران» تلاش میکند اینطور نشان دهد که پیشنهاد بحث برانگیزش مبنی بر «تک رای به علی مطهری» مورد قبول طرفداران جنبش سبز قرار گرفته است. در این زمینه دو نکته وجود دارد:

۱- شورای مذکور اساسا وجود خارجی نداشته و ندارد و تاکنون هیچ بیانیه‌ای از سوی چنین شورایی صادر نشده است.

۲- نام انتخاب شده برای این شورای جعلی، مشابه با نام «شورای هماهنگی راه سبز امید» میباشد و احتمالا از روی قصد و جهت فریفتن مردم این کار صورت گرفته است. این عمل شیطنت‌بار در حالی از سوی این بسیجی دلاور صورت میگیرد که شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه خود بر لزوم تحریم نمایش انتخاباتی تاکید کرده است (+).

فکر میکنم برای کسانی که اهل تفکر و مشاهده هستند، تا حالا دست خزعلی کاملا رو شده باشد. قبلا گمانه‌زنی‌هایی را درباره چرایی تلاشهای شبانه روزی مهدی خزعلی پس از آزادی از زندان جهت گرم کردن تنور انتخاباتی مطرح کرده بودم، همچنان معتقد هستم که دلیل فعالیت خزعلی و توسل او به جعل، دروغ و عوامفریبی، دستکم یکی از موارد ذکر شده است. علاوه بر این پیشتر استدلالهای عجیب او درباره شرکت در انتخابات و رای به مطهری را هم به چالش کشیده و سوالاتی کلیدی را در اینباره مطرح کرده بودم که میتوانید در این مطلب آنها را ملاحظه نمایید.

متوسل شدن مهدی خزعلی به جعل و دروغ برای پیشبرد اهداف خود

مطالب مرتبط:

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: