بایگانی برچسب‌ها: داوود بهمن آبادی

صدای رسای وبلاگ نویسان دربند باشیم

وبلاگ نویسان دربند

وبلاگ نویسان دربند

نوشتن یکی از راههای ارتباط و نیز ابراز نظر و عقیده است. نوشتن به ویژه زمانی که دیگر راههای ارائه دیدگاه فراهم نیست یا به شدت خطرناک است، اهمیت می یابد. در چنین مواقعی افراد با اسم مستعار مطلب خود را منتشر میکنند. بدین ترتیب اگرچه خواننده از هویت واقعی نویسنده مطلع نیست، اما از طریق کلمات به کار رفته، نوع چیدمان کلمات و جملات و از همه مهمتر مفاهیمی که آنها منتقل میکنند، ایده ها و اندیشه های نویسنده را در می یابد. این روش تبادل نظر و اطلاع رسانی، به ویژه اگر به منظور مبارزه با جهل و خرافات، به چالش کشیدن مستند و منطقی قدرت و یا افزایش آگاهی مردم در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به کار برود، ارزشمند و قابل ستایش است.

در زمانه ای که ایران و ایرانیان در چنگال استبداد دینی اسیر شده اند و در هنگامه ای که در نتیجه اعمال سانسورهای شدید حکومتی بر چاپ کتاب و آثار هنری، نبود رسانه ها و روزنامه های مستقل و آزاد، عدم وجود احزاب و امکان تشکل و تبادل نظر، بسیاری از مردم در جهل و ناآگاهی به سر میبرند و سایه شوم خرافات بیش از پیش بر تارک این دیار استبداد زده خودنمایی میکند، انسانهایی هستند که با نوشتن متون اعتراضی و روشنگرانه در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی، صدا و دیدگاهی متفاوت از صدای تئوریزه شده و رسمی حکومت را نشر میدهند و استبداد دینی، تابوها، عادت های غیر منطقی و تقدسات آلوده به خرافات را به چالش میکشند.

در واکنش به این اقدام ارزشمند وبلاگ نویسان انتقادی، عاملان استبداد دینی بیکار ننشسته و با توسل به انواع روش های فنی و یا گذاشتن دام های گوناگون و رنگارنگ، اقدام به اعمال فشار، بازداشت و در مواردی حتی قتل وبلاگ نویس کرده اند و میکنند. امیدرضا میرصیافی و ستار بهشتی دو مورد شاخص از قتل وبلاگ نویسان بوده اند؛ کسانی که فقط و فقط به جرم نوشتن در فضای مجازی و ابراز عقیده توسط حکومت به قتل رسیده اند. رفتارهای سرکوبگرانه عمال حکومت بر ضد وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی، شباهت کاملی با اقدامات سرکوبگرانه آنها در برخورد با نویسندگان، تحلیگران، دگراندیشان و هنرمندان منتقد در سی و چهار سال گذشته، دارد. تنها تفاوت عمده این است که از آنجایی که وبلاگ نویسان انتقادی و روشنگر، غالبا از ترس جان و برای حفظ امنیت خود با هویت مجازی مطلب مینویسند، در موارد متعددی تا روزها و چه بسا تا ماهها پس از دستگیری و شکنجه توسط نیروهای امنیتی رژیم، خبری از آنها در رسانه های خبری منتشر نشده و بدین ترتیب حکومت با آسودگی خاطر به اعمال فشار و سرکوب حداکثری علیه آنها اقدام کرده است. حتی پس از انتشار خبر دستگیری و از آنجایی که این نوع از وبلاگ نویسان معمولا به گروه و دسته سیاسی خاصی تعلق ندارند، اطلاع رسانی فراگیر درباره دستگیری و نیز اعمال فشار رسانه ای به حکومت جهت آزادی آنها به شدت اندک و ناکافی بوده است. این واقعیت، ضرورت توجه به موضوع وبلاگ نویسان دربند را دوچندان می نماید.

در حال حاضر دهها وبلاگ نویس تنها و تنها به دلیل نوشتن مطلب و نظر خود بر روی صفحات اینترنتی در زندانهای جمهوری اسلامی به سر میبندد که نقض آشکار موازین حقوق بشر و حتی اصول اولیه قانون اساسی خود حکومت محسوب میشود. در حال حاضر وبلاگ نویسانی همچون هانیه صانع فرشی، نوید خانجانی، کوهیار گودرزی، محمد پور عبدالله، محمدرضا پورشجری، سخی ریگی، داوود بهمن آبادی و بسیاری دیگر، بهترین سالهای عمر خود را به دلایل واهی و تنها به جرم آگاهی بخشی، به چالش کشیدن دیکتاتوری و یا خرافات مذهبی، در سیاهچاله های رژیم استبدادی سپری میکنند. بیاییم صدای رسای آنها در بیرون از زندان باشیم. بیاییم نگذاریم که حکومت به هدف خود یعنی خاموش کردن همه صداهای مخالف و منتقد دست یابد. بیاییم با خود عهد ببندیم که به ازای هر وبلاگ نویسی که در بند میشود، چند وبلاگ نویس اعتراضی و روشنگر دیگر سر بر می آورند. به امید آزادی ایران و به امید رهایی ایرانیان از چنگال اسبتداد…!

در همین زمینه:

از ستار نجفی تا ستار بهشتی تفاوتی است به وسعت شرافت و به عظمت انسانیت

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: