بایگانی برچسب‌ها: خرافات

بت پرستی فراگیر در نزد ایرانیان و لزوم تلاش همه جانبه برای ریشه کن کردن خریت در کشور!

بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم!

بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم!

تنها تفاوت انسان با حیوان، برخورداری از قدرت تفکر و اندیشیدن است. انسان باید با استفاده از عقل خود بتواند درست را از غلط تشخیص بدهد. انسانی که تنها تقلید میکند و کورکورانه و بدون اندیشیدن کارهای نیاکان خود را تکرار میکند و به دنبال دیگری براه می افتد، عملا خود را از تنها وجه تمایز انسان با حیوانات یعنی اندیشیدن و قدرت استدلال، بی بهره ساخته و همچون گوسفند به دنبال گله به راه افتاده است! در چنین حالتی اگر گله به سمت چاهی در حرکت باشد، انسان خردباخته، به همراه دیگر اعضای گله به درون چاه خواهد افتاد و آنجاست که دیگر راه نجاتی نیست! تنها راه نجات انسان خردباخته، بیدار کردن او از خواب غفلت از طریق آموزش تفکر و اندیشیدن و یادآوری این نکته به اوست که عقل سلیم حکم میکند که انسان قبل از انجام هر کاری اول فکر کند و تنها پیرو منطق و خرد خود باشد.

شما این تصاویر اخیر منتشر شده در خبرگزاری ها درباره به راه افتادن مردم به دنبال در ساخته شده برای حرم امام هفتم شیعیان را نگاه کنید (+ +). ببینید چگونه عده ای انسان خردباخته خود را و پارچه ها و لباس خود را به این در می مالند! آخر مگر یک تکه چوب و فلز که تا همین دیروز در کارگاهی زیر دست نجار و آهنگر بوده چه چیز متفاوتی با در و دیوارهای دیگر دارد که آن را از بقیه متمایز میکند؟! این در دقیقا چه زمانی و از طریق چه پروسه شگفت انگیزی متحول و به یکباره چنین قدرت فوق العاده ای پیدا کرده است که میتواند موجب شفای بیماران یا ایجاد برکت و افزایش روزی برای افراد شود؟! به راستی بوسیدن و یا مالیدن این پارچه ها و لباسها به این «در مقدس»، موجب چه تحولی میشود که عده ای این کارها را نجام میدهند؟!

من قویا معتقدم دوام و بقای این حکومت مذهبی تا زمانی است که خرافات و نادانی در میان ایرانیان جایگاه دارد. به محض اینکه مردم غفلت زده آگاه شوند و از این جهالت، بت پرستی و تقلید کورکورانه دست بردارند و تفکر کردن، متفاوت اندیشیدن و منطقی رفتار کردن را یاد بگیرند، شیشه عمر این حکومت هم خواهد شکست! شما نگاه کنید ببینید چگونه تعداد امامزاده ها از اول انقلاب تاکنون چندین برابر شده است! ببینید چگونه سالی چند ده هزار میلیارد تومان صرف سفرهای زیارتی (مرده پرستی و قبرپرستی) به مشهد، قم، کربلا، دمشق و عربستان میشود و چه پول هنگفتی به داخل ضریح ده هزار امامزاده موجود در کشور و جیب اعراب منطقه ریخته میشود! ببینید با این پول هنگفت به هدر رفته بر سر جهل و نادانی، چه کارهای مفیدی می شد انجام داد …

در همین زمینه:

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

با داشتن ۴۰ میلیون بی سواد و کم سواد و سرانه مطالعه ۲ دقیقه ای، وضعیت ایران اصلا تعجب آور نیست…!

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

امامزاده ای که بر اثر زلزله با خاک یکسان شد!

امامزاده ای که بر اثر زلزله با خاک یکسان شد!

یکی بیکاره، کار میخواد، یکی دیگه شفای بچه مریضش را میخواد بگیره، یکی اجاقش کوره، بچه میخواد، اون یکی میخواد کنکور قبول بشه، این یکی ماشینش را دزد برده، میخواد ماشینش پیدا بشه، اون یکی میخواد خانه دار بشه… خلاصه هرکسی یک خواسته‌ای از امام و امامزاده داره. عجب مرده‌ی نیرومندیه، نه؟! اما یک جای کار میلنگه! این مرده‌ی مقدس و نیرومند که توانایی انجام این همه کار را داره، پس چرا نمیتونه مقبره‌ی خودش را از تخریب محافظت کنه؟ پس چرا ساختمانی که قراره از قبرش حفاظت کنه وقتی سیل یا زلزله میاد خیلی راحت وا میره و آوار میشه رو سرش؟!

بر اساس گزارش اداره اوقاف و امور خیریه استان بوشهر، در زلزله اخیر به بیش از ۴۳ بنای مذهبی از جمله به ۹ باب «بقعه متبرکه» آسیب شدید از ۷۰ تا ۱۰۰ درصد وارد شده است. (منبع) مثلا بقعه «آقا شنبه» در شهر شنبه کاملا منهدم و ۱۰۰ درصد نابود شده است! در زلزله چند ماه پیش «ورزقان» هم چندین زیارتگاه و امامزاده در منطقه با خاک یکسان گردیده بود!

به نظر من اگر کسی بنشیند و اندکی با خود تامل کند متوجه میشود که هیچ در و پیکری، هیچ امامزاده‌ای، هیچ امامی، هیچ پیغمبری، به طور کلی هیچ جسم بی جانی، نمیتواند کاری انجام دهد. حتی خدا (اگر به وجود چنین چیزی اعتقاد داشته باشید) هم نمیتواند کاری برای من و شما بکند. این انسانها هستند که میتوانند منشاء اثر و عامل تغییر و تحول باشند؛ با فکر و اندیشه خود، با سعی و کوشش خود، با شفقت و مهربانی خود، با همکاری و مشورت با دیگران.

شوربختانه در نتیجه تبلیغات گسترده ملایان حاکم بر ایران، میزان اعتقادات خرافی ایرانیان به حدی رسیده است که شاهد بودیم که چندی قبل مردم با چه اشتیاقی سعی میکردند به در و پیکر ضریح جدید ساخته شده برای امام حسین برسند و از آن تبرک بجویند؛ ضریحی که تازه از کارگاه فلزکاری و تراشکاری خارج شده بود!!

 یا مثلا دیدیم که در شهرستانهای اهر و ورزقان با وجود دهها امامزاده و زیارتگاه، یک بیمارستان مجهز هم وجود نداشت تا آسیب دیدگان از زلزله برای درمان به آنجا برده شوند!

 درد اینهاست، درد اینه که مردم ما پولهایی را که به سختی به دست آورده‌اند خیلی راحت به عنوان «نذر» به داخل ضریح این امامان و امامزادگان می‌ریزند و از آن طرف سازمان اوقاف که زیر نظر مستقیم بیت رهبری اداره میشود هم این پولها را به جیب میزند. به نظر من تا زمانی که این خرافات در میان مردم ما هست، این حکومت سرکوبگر هم باقی می‌ماند چون این حکومت بر روی همین نادانی‌ها و اعتقادات خرافی بنا شده است که عملا «اختیار» را در بند کشیده، «توکل» را توجیه گر «تعلل، تنبلی و سستی» کرده و افراد را در حالتی از «انتظار» نگاه داشته است تا اینکه نهایتا یک موجود نامرئی ناشناس بیاید و آنها را از ظلم، بدبختی و فلاکت برهاند…!! آخر این چه منطقی است؟! تنها نجاتگر انسانها، خود انسانها هستند و بس!

در همین زمینه:

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

و در این عکس نشانه هایی است، باشد که ایمان آورید…!

penis

میوه chuchu در برزیل گاهی مواقع به شکل آلت مردانه به بار مینشیند! آیا با استناد به این میوه، میلیونها آلت پرست ساکن شرق آسیا میتوانند ادعا کنند که خداوندشان خود را به شکل یک میوه مجسم نموده تا «قدرت و حقانیت» خود را اثبات نماید تا مردم بیشتری به او ایمان بیاورند؟!

هفته ای نیست که خبرگزاری های اسلامی، مدعی ظاهر شدن نام الله و محمد بر روی در و دیوار، بدن انسانها و یا حیوانات نشوند و بدین ترتیب به دنبال فریفتن مردم ساده دل نباشند. آنها مدعی هستند که پدیدار شدن این اسامی نشان دهنده وقوع معجزه و در واقع نشانه ای از جانب «الله» است تا قدرت و حقانیت خود را اثبات کند و در این راستا به آیه ۵۳ سوره فصلت استناد میکنند که ترجمه اش چنین است: «بزودی نشانه های خود را در اطرف جهان و در درون جانهایشان به آنها نشان می دهیم تا برای انان آشکار گردد که ذات خداوند تبارک و تعالی حق است».

خرافات - ظاهر شدن نام "الله" و "محمد" بر روی در و دیوار و بدن حیوان و ....

خرافات – ظاهر شدن نام «الله» و «محمد» بر روی در و دیوار و بدن حیوان و ….

ابتدا به عناوین برخی از این خبرها توجه کنید: 

– ظاهر شدن کلمه «الله» در حرم امام حسین (+)

 – ظاهر شدن نام «الله» در گوشت قربانی عاشورای ۹۱ در همدان (منبع خبرفیلم)

– ظاهر شدن کلمه «لا اله الا الله» بر روی پوست یک خربزه در سمنگان افغانستان (+)

– ظاهر شدن نام «محمد» در چشم يک کودک در یمن (+)

– ظاهر شدن نام «الله» بر روی بدن یک گوسفند در فلسطین (+)

خوب حالا اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستید که به این خبرها باور دارید و اینها را نشانه هایی از سوی «الله» میدانید که بدین طریق قدرت خود را به انسانها نشان میدهد تا به او ایمان بیاورند، یک بار دیگر به تصویر بالای مطلب نگاه کنید. همانطور که میدانید میلیونها انسان در ژاپن، کره و هندوستان زندگی میکنند که «آلت پرست» هستند. اگر آلت پرستی با دیدن تصویر بالا بیاید و آن را نشانه ای از سوی خدای خود بداند و مدعی شود که آن خدا با خلق این میوه با شکل و شمایل آلت، میخواسته حقانیت و قدرت خود را اثبات کند، شما چه جوابی به او خواهید داد؟! آیا حرف او را خواهید پذیرفت؟! الله اسم خود را بر روی در و دیوار ظاهر کرده، خدای آلت پرستان هم خود را در شکل و شمایل میوه مجسم کرده است، منطق به کار رفته در خبرهای بالا دقیقا مشابه منطق به کار رفته توسط آلت پرست مذکور میباشد، پس چرا حرف او را نمی پذیرید!!

نتیجه گیری که میتوان از این مطلب داشت این است که نه ادعای مذهبیون درست است و نه ادعای آن آلت پرست. واقعیت این است که شکلی که بر روی دیوار فرسوده بر اثر سایش و یا بر روی پوست آن گوسفند به دلایل ژنتیکی یا محیطی و یا بر روی گوشت نذری به دلیل نحوه خاص قرار گرفتن بافت های چربی در کنار هم، ظاهر گردیده است چیزی کاملا طبیعی بوده و هیچ ربطی به وقوع معجزه ندارد! دقیقا به همان ترتیبی که پیدایش میوه به شکل آلت تناسلی در برزیل تنها به دلایل خاص محیطی یا ژنتیکی میباشد و ربطی به چیز دیگری ندارد!

ضمنا این نوع خرافات تنها محدود به مسلمانان هم نیست بلکه در نزد ادیان دیگر هم دیده میشود. مثلا مسیحیان بارها و بارها صورت مسیح یا مسیح به صلیب کشیده شده را بر روی در و دیوار یا بر روی درختان مشاهده کرده و همچنان مشاهده میکنند…!! (مطلب) (مطلبی دیگر) اینها همگی برداشت های ذهنی افراد مذهبی است وگرنه هیچ کدام از این برداشت ها به ذهن یک انسان خردگرا و غیر مذهبی خطور نمیکند!

آیا الله، مسیح، محمد و دیگران این چنین به استیصال رسیده اند که برای اثبات حقانیت خود مجبور باشند بر روی ساندویچ کپک زده، پوست گوسفند یا در و دیوار ترک خورده ظاهر شوند؟! امید که بالاخره شاهد روزی باشیم که همه انسانها، عقل، منطق و دانش را جایگزین خرافات و تقلید کرده باشند!

masih

این نوع خرافات تنها محدود به مسلمانان هم نیست بلکه در نزد ادیان دیگر هم دیده میشود. مثلا مسیحیان بارها و بارها صورت مسیح یا مسیح به صلیب کشیده شده را بر روی در و دیوار یا بر روی درختان و حتی ساندویچ های مانده و کپک زده مشاهده کرده و همچنان مشاهده میکنند…!

پی نوشت: نام سوره ابتدا به اشتباه «سجده» نوشته شده بود که به «فصلت» تصحیح گردید.

مطالب مرتبط:

قلاده بستن به خود و سگ شدن برای حسین در خلال مراسم مذهبی اربعین!

ظاهر شدن پیامبر عظیم الشان اسلام در جمع نمازگزاران مسجد النبی در عربستان…!

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

 

با داشتن ۴۰ میلیون بی سواد و کم سواد و سرانه مطالعه ۲ دقیقه ای، وضعیت ایران اصلا تعجب آور نیست…!

آیا هرگز با خود اندیشیده اید چرا در کشور ما مردم مردگان مقدس را میپرستند، به یاد آنها بر سر و سینه خود میکوبند، به قبر آنها دخیل میبندند و حل مشکلات خود را از موجودی نامرئی با ۱۲۰۰ سال سن و پنهان شده در داخل چاه، طلب میکنند؟! آیا هرگز از خود پرسیده اید چرا اکثر ایرانیان دچار فقر فرهنگی و ضعف بینش سیاسی و اجتماعی هستند، از گذشته ها درس نمیگیرند و اشتباهات تاریخی را تکرار میکنند؟! به نظر میرسد یکی از دلایل اصلی عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعی، رواج خرافات و باورهای پوسیده و نیز پایین بودن بینش سیاسی مردم در کشور ما، از یک سو درصد بالای بی سوادی و کم سوادی و از سوی دیگر پایین بودن سرانه مطالعه است (که صد البته با مورد اول رابطه مستقیم دارد). شکی نیست که با افزایش سطح سواد و دانش از طریق مطالعه، ذهن فرد به سمت پرسشگری و تفکر انتقادی متمایل میشود و به تدریج، خرافات و پیروی کورکورانه رنگ میبازد. وقتی فردی کم سواد و یا بی سواد است، آموزش لازم را دریافت نکرده است، در نتیجه توانایی پرورش ایده ها و تفکرات مستقل و انتقادی را ندارد و لذا از داشتن ذهنی خلاق و پرسشگر که لازمه وقوع اصلاحات اجتماعی و فرهنگی است، بی بهره خواهد ماند.

بر اساس آمارهای سازمان ملل و تایید مرکز پژوهش‌های مجلس که در سال گذشته منتشر شده است، در ایران ۹ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر به طور کامل بی سوادند (خواندن و نوشتن بلد نیستند)، بیش از ۱۰ میلیون نفر دارای تحصیلات حداکثر پنجم ابتدایی هستند و حدود ۲۲ میلیون نفر تحصیلات حداکثر راهنمایی دارند. به عبارت دیگر بیش از ۶۰ درصد از جمعیت بالای ۶ سال کشور یا بی سواد مطلق یا کم سواد (در سطح راهنمایی) هستند (منبع)!! علاوه بر این درصد بی سوادی و کم سوادی در میان زنان بیشتر از مردان است. این آمار هولناک را مقایسه کنید با آمار کمتر از ۲ درصدی بی سوادی و کم سوادی در کشورهای پیشرفته و آمار «صفر درصدی» بی سوادی در دو کشور پیشرفته آمریکا و نروژ. (منبع)

همچنین بر طبق گزارش سازمان ملل، از نظر شاخص توسعه انسانی، ایران در میان ۱۸۷ کشور مورد بررسی، رتبه ۸۸ را در جهان دارد و رتبه ایران در منطقه خاورمیانه ۸ میباشد…!! از سوی دیگر سرانه مطالعه ایرانیان بدون احتساب زمان خواندن کتاب های مذهبی و ادعیه و پس از کم کردن زمان صرف شده برای مطالعه روزنامه و کتاب های درسی، کمتر از ۲ دقیقه در روز است (منبع روزنامه شرق شماره ۱۳۰۳)!! برای مقایسه مثلا این رقم در ژاپن حدود ۹۰ و در انگلیس حدود ۵۵ دقیقه در روز است.

با مشاهده این آمار تکان دهنده، آیا باز هم از این متعجب هستید که چرا مملکت ما سالهاست که در این وضع گرفتار شده است و هیچ گونه تغییر و دگرگونی رخ نمیدهد؟! آمار بالا نشان میدهد که حدود ۴۰ میلیون نفر از ایرانیان بزرگسال را افراد بی سواد و کم سواد تشکیل میدهند! به عبارت دیگر این افراد نه کتاب میخوانند و نه روزنامه (هرچند روزنامه مستقل هم نداریم) و نه بلدند با اینترنت کار کنند، برای آنها منبع دریافت اطلاعات، یا شایعات و شنیده های کوچه و خیابان است و یا رادیو و تلویزیون حکومتی که همواره در حال پخش ادعیه، روضه و یا سخنان بی محتوای آخوندهاست. اگر احیانا ماهواره داشته باشند هم بیشتر ترجیح میدهند برنامه های مفرح و رقص و آواز ببینند…!

مطالب قبلی:

محرم ماه شکنجه جسمی و روحی کودکان + چند تصویر

قلاده بستن به خود و سگ شدن برای حسین در خلال مراسم مذهبی اربعین!

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

صدای رسای وبلاگ نویسان دربند باشیم

وبلاگ نویسان دربند

وبلاگ نویسان دربند

نوشتن یکی از راههای ارتباط و نیز ابراز نظر و عقیده است. نوشتن به ویژه زمانی که دیگر راههای ارائه دیدگاه فراهم نیست یا به شدت خطرناک است، اهمیت می یابد. در چنین مواقعی افراد با اسم مستعار مطلب خود را منتشر میکنند. بدین ترتیب اگرچه خواننده از هویت واقعی نویسنده مطلع نیست، اما از طریق کلمات به کار رفته، نوع چیدمان کلمات و جملات و از همه مهمتر مفاهیمی که آنها منتقل میکنند، ایده ها و اندیشه های نویسنده را در می یابد. این روش تبادل نظر و اطلاع رسانی، به ویژه اگر به منظور مبارزه با جهل و خرافات، به چالش کشیدن مستند و منطقی قدرت و یا افزایش آگاهی مردم در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به کار برود، ارزشمند و قابل ستایش است.

در زمانه ای که ایران و ایرانیان در چنگال استبداد دینی اسیر شده اند و در هنگامه ای که در نتیجه اعمال سانسورهای شدید حکومتی بر چاپ کتاب و آثار هنری، نبود رسانه ها و روزنامه های مستقل و آزاد، عدم وجود احزاب و امکان تشکل و تبادل نظر، بسیاری از مردم در جهل و ناآگاهی به سر میبرند و سایه شوم خرافات بیش از پیش بر تارک این دیار استبداد زده خودنمایی میکند، انسانهایی هستند که با نوشتن متون اعتراضی و روشنگرانه در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی، صدا و دیدگاهی متفاوت از صدای تئوریزه شده و رسمی حکومت را نشر میدهند و استبداد دینی، تابوها، عادت های غیر منطقی و تقدسات آلوده به خرافات را به چالش میکشند.

در واکنش به این اقدام ارزشمند وبلاگ نویسان انتقادی، عاملان استبداد دینی بیکار ننشسته و با توسل به انواع روش های فنی و یا گذاشتن دام های گوناگون و رنگارنگ، اقدام به اعمال فشار، بازداشت و در مواردی حتی قتل وبلاگ نویس کرده اند و میکنند. امیدرضا میرصیافی و ستار بهشتی دو مورد شاخص از قتل وبلاگ نویسان بوده اند؛ کسانی که فقط و فقط به جرم نوشتن در فضای مجازی و ابراز عقیده توسط حکومت به قتل رسیده اند. رفتارهای سرکوبگرانه عمال حکومت بر ضد وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی، شباهت کاملی با اقدامات سرکوبگرانه آنها در برخورد با نویسندگان، تحلیگران، دگراندیشان و هنرمندان منتقد در سی و چهار سال گذشته، دارد. تنها تفاوت عمده این است که از آنجایی که وبلاگ نویسان انتقادی و روشنگر، غالبا از ترس جان و برای حفظ امنیت خود با هویت مجازی مطلب مینویسند، در موارد متعددی تا روزها و چه بسا تا ماهها پس از دستگیری و شکنجه توسط نیروهای امنیتی رژیم، خبری از آنها در رسانه های خبری منتشر نشده و بدین ترتیب حکومت با آسودگی خاطر به اعمال فشار و سرکوب حداکثری علیه آنها اقدام کرده است. حتی پس از انتشار خبر دستگیری و از آنجایی که این نوع از وبلاگ نویسان معمولا به گروه و دسته سیاسی خاصی تعلق ندارند، اطلاع رسانی فراگیر درباره دستگیری و نیز اعمال فشار رسانه ای به حکومت جهت آزادی آنها به شدت اندک و ناکافی بوده است. این واقعیت، ضرورت توجه به موضوع وبلاگ نویسان دربند را دوچندان می نماید.

در حال حاضر دهها وبلاگ نویس تنها و تنها به دلیل نوشتن مطلب و نظر خود بر روی صفحات اینترنتی در زندانهای جمهوری اسلامی به سر میبندد که نقض آشکار موازین حقوق بشر و حتی اصول اولیه قانون اساسی خود حکومت محسوب میشود. در حال حاضر وبلاگ نویسانی همچون هانیه صانع فرشی، نوید خانجانی، کوهیار گودرزی، محمد پور عبدالله، محمدرضا پورشجری، سخی ریگی، داوود بهمن آبادی و بسیاری دیگر، بهترین سالهای عمر خود را به دلایل واهی و تنها به جرم آگاهی بخشی، به چالش کشیدن دیکتاتوری و یا خرافات مذهبی، در سیاهچاله های رژیم استبدادی سپری میکنند. بیاییم صدای رسای آنها در بیرون از زندان باشیم. بیاییم نگذاریم که حکومت به هدف خود یعنی خاموش کردن همه صداهای مخالف و منتقد دست یابد. بیاییم با خود عهد ببندیم که به ازای هر وبلاگ نویسی که در بند میشود، چند وبلاگ نویس اعتراضی و روشنگر دیگر سر بر می آورند. به امید آزادی ایران و به امید رهایی ایرانیان از چنگال اسبتداد…!

در همین زمینه:

از ستار نجفی تا ستار بهشتی تفاوتی است به وسعت شرافت و به عظمت انسانیت

ظاهر شدن پیامبر عظیم الشان اسلام در جمع نمازگزاران مسجد النبی در عربستان…!

به گزارش خبرگزاری های عربستانی به نقل از شاهدان عینی، روز جمعه حوالی ساعت دو و نیم بعد از ظهر و در حالی که نماز جمعه شهر مدینه به امامت شیخ عبد المحسن القاسم در مسجد النبی این شهر در حال برگزاری بود، شخصی نورانی با لباس عربی در میان جماعت نمازگزار مشاهده گردید که در ابتدا موجب خوف و وحشت مردم شد! البته این ترس و وحشت دیری نپایید و در اندک زمانی و پس از آنکه حضرت خود را معرفی نمودند، به شوق و ابراز احساسات شدید امت مسلمان تبدیل گردید…!!

در این ارتباط دوربین های مسجد النبی عکس زیر را ضبط و ثبت نموده اند تا بدین ترتیب تلاش های احتمالی کفار نادان در بهانه جویی و شبهه افکنی در این ارتباط را با شکست مواجه سازند…!

گفتنی است در نهایت حضرت با حاضران در مراسم عکس یادگاری دست جمعی انداختند و سپس سوار بر خر تیزپای خود عفیر شده و در حالی که برای مردم دست تکان میدادند، به آسمانها پرواز نمودند …!

مرد نورانی در مسجد النبی

مشاهده وجود مبارک و نورانی پیامبر اسلام در جمع نمازگزاران در مسجد النبی

در همین زمینه:

سریال پینوکیو توهین مستقیم به حضرت یونس بود!

یک عکس و یک سوال؛ کدام گزینه، توضیح مناسبتری برای عکس زیر میباشد؟

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم!

با اینکه خبرگزاری فارس را «فالس نیوز» میدانم و بسیار ازش بدم میاد اما سعی میکنم بخش عکس سایتشون را از دست ندهم. امروز هم رفتم سرکی کشیدم تا اینکه به مطلبی با عنوان «بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم» برخوردم. عکس های متعددی بود از تجمع مردم قم در اطراف این ضریح جدید! یکی از عکسها از همه بیشتر خودنمایی و جلب توجه میکرد! در عکس در و تخته فلزی ضریح بر روی تریلری دیده میشوند و مردم زیادی به دور آن تجمع کرده اند و سینه زنان، شیون و زاری کنان و بر سر کوبان، در حال تلاش برای لمس آن میباشند! عکس بسیار جالب و البته تاسف آوری است که هزاران حرف در خود دارد و عمق نفوذ خرافات در جامعه ما و یا دستکم در میان افراد کمتر تحصیل کرده جامعه را به خوبی نشان میدهد…!

این ضریح را با هزینه بیش از ۱۴ میلیارد تومان و با استفاده از صدها کیلو طلا، نقره و مس ساخته اند! جالبی داستان این هست که این ضریح تا چند روز پیش در یک کارگاه و در حال ساخت بوده، بر قطعات فلزیش چکش و قلم زده اند، بعد به زیر دستگاه تراش و فرز رفته و و در نهایت برقش انداخته و تمیزش کرده اند تا اینکه در نهایت شده این چیزی که الان میبینید! بعد این مردم بدون توجه به این مسائل می آیند و ضریح را میبوسند و دخیل به آن میبندند، لباس خود را به آن میمالند و تبرک میجویند!! سوالی که برای من پیش آمده این است که این در و پیکر فلزی، دقیقا چه زمانی و چگونه از حالت یک فلز ساده بودن به یک ضریح متبرک و قابل احترام تبدیل شدند؟! اساسا چه تفاوت ماهوی میان قطعات فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان با قطعات فلزی موجود در کارگاههای تراشکاری وجود دارد که مردم به اولی بوسه میزنند و به دومی نگاه هم نمیکنند؟!

در عکس چند نفر هم دیده میشوند که گریه میکنند و بر سر و کله خودشان میکوبند!! یک کسی نیست به اینها بگوید باید هم گریه کرد اما نه به خاطر آن چیزی که شما برایش گریه میکنید بلکه برای اینکه در نتیجه اشاعه خرافات در این مملکت، دهها میلیارد پول بی زبان خیلی راحت دارد از کشورخارج میشو در حالیکه این همه فقیر و بیکار در جامعه داریم و زلزله زدگان آذربایجان هم در فصل سرما هنوز در چادر زندگی میکنند…! واقعا که!

در همین زمینه:

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

کارهای مفیدی که با ۱۳ میلیارد تومان پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید امام حسین میشد انجام داد

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: