بایگانی برچسب‌ها: خدا

اثبات وجود یا عدم وجود خدا غیر ممکن است

اثبات وجود یا عدم وجود خدا غیر ممکن است و دقیقا به همین دلیل است که از ابتدای پیدایش بشر بحث در این رابطه وجود داشته و تا ابد هم وجود خواهد داشت و هیچ وقت پایان نمیپذیرد. اثبات وجود خدا غیر ممکن است چون با حواس پنج گانه و نیز به طریق علمی (که نیازمند آزمایش میباشد)، ادراک نمیشود. اثبات عدم وجود خدا هم غیر ممکن است زیرا اثبات عدم، ممکن نیست. لذا به نظر من نه با قاطعیت میتوان گفت که خدا وجود دارد و نه با قاطعیت میتوان گفت که خدا وجود ندارد. اما از آنجایی که داشمندان اخترفیزیک (نظریه بیگ بنگ) و زیست شناسی (نظریه فرگشت) نشان داده اند که پیدایش و پیشرفت جهان هستی را میتوان بدون وجود یک «طراح هوشمند» از طریق علمی نیز توضیح داد، فلذا با قطعیت خوبی میتوان گفت که به وجود خدا نیازی نیست. اما مسلما همانطور که پیشتر هم گفتم همچنان نمیتوان عدم وجود خدا را اثبات کرد. در نتیجه منطقی تر آن است که خداناباوران خود را آگنوستیک آتئیست بنامند تا آتئیست. آگنوستیک آتئیست به کسی میگویند که معتقد است خدایی وجود ندارد اما عدم وجود خدا را نیز نمیتواند اثبات کند و به این موضوع معترف است، حال آنکه آتئیست کسی است که با قطعیت تمام (بدون حتی ۱ میلیونیم درصد شک) به عدم وجود خدا باور دارد!

در همین زمینه:

مناظره اخیر گواهی است بر خردمندی داوکینز و پایبندی او به اصول منطقی و علمی 

این مذهب است که میتواند موجب انجام چنین کارهای وحشتناکی بشود

نمیدونم این ویدئو سر بریدن یک جوان تونسی را دیده‌اید یا نه. آنچنان ویدئو دهشتناک و آزار دهنده‌ای است که من به شکل تند تنها سه صحنه اول و وسط و آخر را نگاه کردم، جرات نکردم کل فیلم را ببینم…! این جوان نگون بخت توسط یکی از اعضای گروه افراطی اخوان المسلمین و به دلیل تغییر دین از اسلام به مسیحیت اینطور کشته شده است! واقعا آدم حیرت میکند از این همه قساوت قلب و بی‌رحمی. البته این اولین بار نیست که چنین صحنه‌هایی را از اسلامگرایان تندرو میبینیم. تصاویر گردن زدن در عربستان و یا سنگسار و قطع دست و پا در دیگر کشورها از جمله ایران را هنوز به یاد داریم و البته هنوز هم انجام میشود.

اگر فرض بگیریم خدایی وجود دارد و باز فرض بگیریم که قرآن سخن این خداست، با توجه به وجود آیه هایی در قرآن مبنی بر قتل کفار (غیر مسلمانان)، این مسلمانان در واقع دارند به دستور خدای خود عمل و دین خود را اجرا میکنند. آیا این خونخواهی و دستور به قتل و مرگ دادنها که در قرآن آمده است، با مهربان بودن ادعایی خدای مذکور در تناقض نیست؟! این چگونه خدایی است یا این چگونه دینی است که فقط سر بریده و بر دار رفته و تن شلاق خورده و سنگسار شده دوست میدارد؟! چرا این افراد اندکی تعقل و تامل نمیکنند؟ چرا باید یک نفر برای تغییر دین کشته شود؟ آقا جان مگر زور است؟ خوب دوست نداشته مسلمان بماند! مسلمانان دگر اندیشان را این چنین وحشیانه به قتل میرسانند، بعد وقتی کارتونی درباره پیامبرشان ساخته میشود یا فردی مثل شاهین نجفی با امام آنها شوخی میکند، فریاد وا اسفا سر میدهند که آی به مقدسات ما توهین نکنید. آی آزادی بیان به معنی توهین نیست. آی فلان، آی بهمان…! باز دم دگراندیشان گرم که با شما مثل خودتان رفتار نمیکنند و تنها به نوشتن و گفتن و کارتون و ترانه بسنده میکنند. شما که آنها را میکشید چه؟!

این ویدئو را که دیدم یاد چند نقل قول معروف افتادم که چطور دین و مذهب میتواند منشا شر و بدی شده و انسان را به کارهای بسیار شنیع و جنایتکارانه مثل این مورد اخیر وادارد.

لوکرتیوس شاعر و فیلسوف رومی دو هزار سال پیش گفت:

 «Such evil deeds could religion prompt»

این مذهب است که میتواند موجب انجام چنین کارهای وحشتناکی بشود.

پاسکال ریاضی دان و فیزیکدان مشهور گفت:

«Men never do evil so completely and cheerfully as when they do it from a religious conviction»

انسانها هیچگاه کارهای وحشتناک را اینطور با رضایت قلب و بدون نقص انجام نمیدهند مگر زمانی که آن را در نتیجه اعتقاد راسخ مذهبی انجام دهند.

ستیفن وینبرگ برنده جایزه نوبل فیزیک میگوید:

«With or without religion, you would have good people doing good things and evil people doing evil things. But for good people to do evil things, that takes religion»

با یا بدون مذهب، انسانهای خوب کارهای خوب انجام میدهند و انسانهای بد کارهای بد. اما برای اینکه انسانهای خوب بتوانند کارهای بد انجام دهند به مذهب نیاز هست.

 مطالب مرتبط:

خدای سنگدلِ بی‌عرضه …!

ننگ بر آیینی که در آن یک جوان تنها به خاطر ابراز عقیده بایستی کشته شود!

با شیوه «نقد راستین» از نوع سروش بهتر آشنا شویم…!؛ سروش: علی دشتی هوسرانی فرومایه و بی‌اعتقاد بود!

در ستایش کسانی که ایستاده مردن را برگزیدند؛ از احمد کسروی و فریدون فرخزاد تا شاهین نجفی …!

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

خدای سنگدلِ بی‌عرضه …!

در خبرها آمده که سقف مسجدی در تهران فرود آمده و موجب مرگ ۶ زن نمازگزار شده است [+].

بر اثر ريزش سقف مسجد «حضرت رقيه» در تهران شش زن کشته و دو نفر ديگر نيز مجروح شدند.

خبر را که خواندم پیش خودم گفتم اگر هم خدایی باشه یا سنگدله یا بی‌عرضه! سنگدله چون حتی به افرادی که در خانه خودش در حال پرستیدنش بوده‌اند هم رحم نکرده و البته بی‌عرضه است چون برخلاف اون خدایی که در قرآن به توانایی، شکوه و عظمت توصیف شده و همه چیز با اراده و قدرت او انجام میشه، در این حادثه شاهد هستیم که خدای مذکور حتی نتوانسته جلوی لغزش چند تا تیر آهن، آجر و سیمان را بگیره! آیا این خدا با اون خدا متفاوته؟!

البته مسلمین عزیز در مواردی همچون مورد فعلی که با تشکیک علمی یا منطقی افراد روبرو میشوند تنها با گفتن اینکه «خدا حکیم است»، سعی میکنند از مباحثه فرار کنند. معلوم نیست این چه حکمتی است که منجر به مرگ انسانها میشود؟! آیا حکمت خدای مذکور نمیتوانست جلوی مرگ انسانها را بگیرد؟ این خدای توانای قادر به همه چیز آیا نمی‌توانست مثلا سقف مسجد را نصف شب که کسی در محل نیست فرود بیاورد تا کسی کشته نشود؟! و سوال دیگر اینکه بر فرض حکیم بودن خدای مذکور، آیا در این حادثه حکمت وی در تعارض با رحیم [مهربان] و قادر [توانا] بودن او قرار نگرفته است؟!

قضاوت با شما …!

مطالب پیشنهادی:

ننگ بر آیینی که در آن یک جوان تنها به خاطر ابراز عقیده بایستی کشته شود!

وقتی بنیانگذار رژیم یک بیمار جنسی بوده است، از مزدوران حکومتی چه انتظاری میتوان داشت؟!

تبعیض جنسیتی تاریخی علیه زنان از کجا ناشی میشود؟ چگونه میتوان زنان را نیرومند کرد؟

مناظره اخیر گواهی است بر خردمندی داوکینز و پایبندی او به اصول منطقی و علمی

واکاوی سخنان مزورانه اخیر احمدی نژاد درباره شاهنامه فردوسی، کوروش و فرهنگ ایرانی

روز گذشته خبری از حضور محمود احمدی نژاد در تاجیکستان برای گشایش «خانه ایران» در آن کشور منتشر شد (+ ، +). وی در این مراسم سخنانی جنجالی بیان کرده است که در این مطلب به بررسی و سنجش میزان نزدیکی این سخنان با واقعیت، صداقت احمدی نژاد در ایراد این سخنان و اهداف احتمالی وی از مطرح کردن آنها میپردازم.

۱- سخنان احمدی نژاد درباره شاهنامه فردوسی

محمود احمدی‌نژاد در جمع ایرانیان مقیم تاجیکستان شاهنامه فردوسی را «توحید نامه» خوانده و گفته است که فردوسی، شاعر ایرانی، «مکتب پیامبر اسلام را نجات داده است». او مدعی شده است که «فردوسی مکتب پیامبر گرامی اسلام را نجات داده و بار حقیقی این مکتب را از دوش نااهلان برداشته و بر دوش ملت ایران گذاشت».

توحید نامه خواندن شاهنامه و اینکه کسی مدعی شود که فردوسی مکتب پیامبر اسلام را نجات داده است، دروغ محض و یک مغلطه تمام عیار است. زیرا فردوسی فردی خردگرا و تفکر وی کاملا عاری از مذهب بوده است به طوریکه حتی خوش نداشته است که او را زرتشتی بدانند. فردوسی در شاهنامه سراسر بر خرد و خردورزی تاکید میکند، چطور ممکن است که به اسلام معتقد بوده باشد؟! او اساسا فردی دینی نبوده است. موضع خصمانه و کینه‌توزانه آخوندها در طول تاریخ نسبت به شاهنامه فردوسی و شخص حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، خود گواهی بر این مدعاست. برای مثال در کتاب فضائح الرّوافض که از سوی یکی از ملایان تندرو نگارش شده است، شاهنامه کتابی «در مدح گبرکان و اساسا کفر» دانسته شده است. امام محمد غزالی یکی از بزرگترین متکلمین اسلامی در باب شاهنامه نوشته است که «از این کتاب اهتزار کنید»! حتی پس از مرگ فردوسی، ملای محل زندگی وی در توس اجازه دفن پیکر او در قبرستان مسلمانان را نداده و این مرد بزرگ را در منزل شخصی‌اش (محل کنونی) دفن میکنند.

هدف فردوسی از سرودن شاهنامه، بازسازی روحیه و هویت ملی ایرانیان و اعاده حیثیت آنان بوده است زیرا روحیه ملی و هویت ایرانی از زمان شکست از اعراب در جنگ قادسیه و توهین و تحقیرهای وحشتناکی که اعراب بر ایرانیان کرده بودند، به شدت تخریب شده و آسیب دیده بود و فردوسی این وظیفه خطیر را به خوبی انجام داد (توجه: برای اطلاع بیشتر از ستم، توهین و تحقیرهایی که از سوی اعراب بر ایرانیان رفت، به کتاب دو قرن سکوت دکتر عبدالحسین زرین کوب مراجعه کنید).

اگر فردوسی واقعا به اسلام معتقد بوده است و آنطور که احمدی نژاد مدعی است، شاهنامه توحیدنامه و کتابی درباره اسلام بوده است، باید چیزی از آموزه‌های اسلامی در آن موجود باشد. مثلا در قرآن ادعا شده که انسان از گِل و خاک آفریده شده، حال ببینیم فردوسی در باب پیدایش خلقت و انسان چه میگوید؟

فردوسی در آغاز کتاب به چگونگی پیدایش خلقت میپردازد. در کل این بخش، تنها یک بار و زمانی که میگوید جهان از هیچ به وجود آمد، از «یزدان» نام برده میشود:

از آغاز باید که بینی درست               سر مایهٔ گوهران از نخست
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید                بدان تا توانایی آمد پدید

همانطور که در ابیات زیر مشاهده میکنید فردوسی در ادامه تنها از عبارات مجهول و در توصیف گذشته استفاده کرده و هیچ کجا نمیگوید که چه کسی خلق کرد، مرتب میگوید خودش به وجود آمد. میگوید یک حرکتی شد که این گوهرها به هم پیوسته شدند و گیتی به وجود آمد. چیزی که با شیوه خلقت جهان و لزوم وجود خالق که در قرآن به آن اشاره شده است، کاملا در تناقض است.

وزو مایه گوهر آمد چهار                     برآورده بی‌رنج و بی‌روزگار
یکی آتشی برشده تابناک                میان باد و آب از بر تیره خاک
نخستین که آتش ز جنبش دمید        ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
وزان پس ز آرام سردی نمود               ز سردی همان باز تری فزود
چو این چار گوهر به جای آمدند          ز بهر سپنجی سرای آمدند
گهرها یک اندر دگر ساخته                ز هرگونه گردن برافراخته
پدید آمد این گنبد تیزرو                    شگفتی نمایندهٔ نوبه‌نو
ابرده و دو هفت شد کدخدای           گرفتند هر یک سزاوار جای
فلکها یک اندر دگر بسته شد           بجنبید چون کار پیوسته شد
ببالید کوه آبها بر دمید                     سر رستنی سوی بالا کشید
زمین را بلندی نبد جایگاه                 یکی مرکزی تیره بود و سیاه
ستاره به سر بر شگفتی نمود         به خاک اندرون روشنائی فزود
همی بر شد آتش فرود آمد آب         همی گشت گرد زمین آفتاب
گیا رست با چند گونه درخت           به بالا برآمد سرانشان ز بخت
ببالد ندارد جز این نیرویی               نپوید چو پویندگان هر سویی
وزان پس چو جنبنده آمد پدید          همی رستنی زیر خویش آورید
خور و خواب و آرام جوید همی         وزین زندگی کام جوید همی
نه گویا زبان و نه جویا خرد               ز خار و ز خاشاک تن پرورد
چنینست فرجام کار جهان              نداند کسی آشکار و نهان

۲- سخنان احمدی نژاد درباره کوروش و فرهنگ و تمدن ایران زمین

احمدی نژاد در قسمتی از سخنان خود به کوروش هخامنشی اشاره و او را «جوان ایرانی عدالت طلب و آزادی خواه» معرفی و با اشاره به حمله کوروش به بابل و رهایی یهودیان از بردگی، دوران پادشاهی او را نمونه ای از مدیریت ایرانی در تاریخ برشمرده است. وی در قسمت دیگری از سخنان خود به تمجید از فرهنگ، تمدن ایرانی و نوروز پرداخته است.

آیا احمدی نژاد در گفته‌های خود صداقت دارد؟ هدف او از بیان این سخنان چیست؟

حرفهای احمدی نژاد به ظاهر قشنگ است، اما مسلما او در بیان این سخنان هیچ صداقتی ندارد چون عملکرد دولت او در شش سال گذشته به خوبی نشان میدهد که وی به هیچ وجه به کوروش یا به تمدن ایران و فرهنگ ایرانی ارادتی ندارد. هدف وی از مطرح کردن این سخنان دو چیز است:

  • ۱- رسیدن به اهداف سیاسی در مقابل اصولگرایان و انتقام گیری از آنها در پی رد صلاحیت گسترده حامیان دولت و اطرافیان احمدی نژاد در انتخابات مجلس شورای اسلامی و شکست جناح آنها در مقابل طرفداران خامنه‌ای.
  • ۲- بیان این سخنان از سوی احمدی نژاد و اشاره‌های مکرر اطرافیان وی به «مکتب ایرانی» در حقیقت ترفندی پوپولیستی برای کسب محبوبیت است.

احمدی نژاد و اطرافیان او به خوبی میدانند که پس از بیش از ۳ دهه جنایت و دزدی آخوندها در بدنه قدرت جمهوری اسلامی، آنها در نزد مردم به شدت منفور شده‌اند و نه تنها آن که مردم هم دین زده و دین گریز شده‌اند، لذا تلاش میکنند که با تحریک حس میهن پرستی ایرانیان و سخن گفتن از فرهنگ و تمدن کهن ایران برای خود محبوبیتی کسب کرده و از این رهگذر قبایی برای خود بدوزند، غافل از اینکه سخن گفتن آنها از فرهنگ ایران و ستایش فردوسی، کوروش و آداب و رسوم تمدن ایران باستان همچون نوروز به هیچ وجه با عملکرد احمدی نژاد و اطرافیانش سازگار نیست.

بدیهی است که تفکر افراد در اعمال آنها متجلی میشود. کسی که مردم را خس و خاشاک میداند، مرتب دروغ میگوید، وزرای کابینه‌اش مدارک دانشگاهی جعلی دارند و یهودی ستیز است، نمیتواند هیچ ارادتی به کوروش که معتقد به پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک بوده، به عدالت شهره بوده و یهودیان بابل را از بردگی رهایی بخشیده است، داشته باشد. دولتی که وزارت آموزش و پرورش آن اقدام به حذف نام و تاریخ پادشاهان قبل از اسلام از کتابهای درسی میکند، وزارت ارشاد آن نویسندگان و هنرمندان را به بند کشیده و به آنها اجازه نشر نمیدهد، خانه سینما را منحل میکند و وزارت نیروی آن با ساخت سدهای متعدد منجر به زیر آب رفتن آثار باستانی مختلف میشود، نمیتواند ارادتی به تمدن، تاریخ و فرهنگ ایران و ایرانی داشته باشد.

۳- احمدی نژاد و مغلطه ستایش علی بن ابی طالب و کوروش 

احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود گفته است:

تنها ملتی که با تکیه بر تاریخ ، تمدن و فرهنگ خود و با تکیه بر مکتب پیامبر گرامی اسلام (ص) و راه امیرالمومنین (ع) در مقابل زیاده خواهان ایستاده، ملت ایران است .

این سخن یک مغلطه تمام عیار است! زیرا کسی نمیتواند هم به کوروش ارادت و علاقه داشته باشد و هم به علی بن ابی طالب. چنین چیزی اساسا غیر ممکن است، زیرا برای مثال علی بن ابی طالب در جنگ بنی قریظه، با قساوت تمام بیش از ۸۰۰ تن از پسران و مردان آن قبیله یهودی که تسلیم لشگر مسلمانان شده بودند، را گردن زد. در حالیکه کوروش یهودیانی را که در بابل به بردگی گرفته شده بودند را آزاد کرد، نه تنها معابد و کنیسه‌ها را تخریب نکرد که اجازه داد که هرکسی به هر دینی که دارد بماند. مشخص است که عملکرد کوروش با علی زمین تا آسمان متفاوت بوده است. چطور میشود هم از کوروش ستایش کرد و هم از علی سخن گفت؟!

نتیجه گیری:

ستایش احمدی نژاد از فرهنگ و تمدن ایران زمین، سخن گفتن از چهره‌های محبوبی چون فردوسی و کوروش نه نشانه ارادت وی به آنها که در حقیقت اقدامی مزورانه و پوپولیستی جهت جلب توجه عمومی میباشد، وگرنه دولتی که از بام تا شام جز دروغ نمیگوید و تقلب، دزدی، اهانت به مردم، یهودی ستیزی، به بند کشیدن هنرمندان و نویسندگان و عدم توجه به آثار باستانی ایران را به طور روزمره از شش سال پیش تاکنون در پیش گرفته است، نمیتواند ارادتی به فرهنگ ایران و شخصیتهای تاریخی و فرهنگی داشته باشد. پرداختن اطرافیان احمدی نژاد به موضوع «مکتب ایرانی» در حقیقت دامی برای جلب توجه ایرانیان منزجر از دین اسلام و آخوندها و جهت سوء استفاده از احساسات میهنی ایرانیان میباشد.

* قسمت زیادی از مطالب ارائه شده در قسمت اول این مطلب درباره فردوسی از سخنرانی استاد بهرام مشیری در باب فردوسی و اسلام به دست آمده است. سلسله سخنرانی‌های ایشان در این رابطه در یوتیوب قرار دارد (لینک).

*  کارتون از نیک آهنگ کوثر

مطالب مرتبط:

آی ملت بیدار شید! وطن از دست رفت!

شدت گرفتن حرکتهای طالبانی و عزم جمهوری اسلامی برای نابودی تاریخ و هویت ملی ایرانیان

طویله ای به نام جمهوری اسلامی؛ Elsevier یکی از معتبرترین انتشارات علمی جهان با رای روسای دانشگاه های کشور تحریم شد!

تبعیض جنسیتی تاریخی علیه زنان از کجا ناشی میشود؟ چگونه میتوان زنان را نیرومند کرد؟

۸ مارس به عنوان روز جهانی زن نام گذاری شده است. معمولا این نام گذاری‌ها برای جلب توجه نسبت به موضوعات مهم که شایسته گرامیداشت و ارج نهادن هستند صورت میگیرد. مثلا در حالی که روز جهانی کارگر یا روز جهانی کودک داریم، چیزی به اسم روز جهانی پولدارها یا روز جهانی سیاستمداران نداریم، چون آنها نیازی به توجه ندارند! 🙂

اگر به تاریخ بنگریم متوجه میشویم که زنان در جوامع مختلف همواره از حقوق اجتماعی پایینتری نسبت به مردان برخوردار بوده‌اند و به گونه‌ای جنس درجه دوم محسوب میشده‌اند! چرا چنین است؟ این تبعیض جنسیتی از کجا ناشی میشود؟ راهکارهای ارتقای سطح اجتماعی زنان و برابری حقوق زن و مرد در جامعه کدام است؟

زنان در عصر قدیم

شکار، جنگ و دفاع از خود، از مهمترین مشغله‌های زندگی انسان اولیه بوده است. این موارد همگی نیازمند قوای جسمانی است که  به طور طبیعی در جنس نر بیشتر از جنس ماده وجود داشته است. لذا از همان ابتدا، مردان بر زنان برتری یافتند و از زنان تنها جهت بقای نسل استفاده میشده است. در هزاره‌های بعدی اگرچه معدود زنانی موفق به حضور در رده‌های بالاتر اجتماع همچون دربار شاهان یا سپاه میشدند اما از آنجایی که جنگها همچنان بخش مهمی از زندگی بشر را تا مدتی پیش تشکیل داده و مردان اکثریت قاطع جنگجویان را تشکیل میداده‌اند، لذا نقش برتر مردان در اجتماع همچنان حفظ شد.

نقش ادیان

جایگزین شدن تفکر و اندیشه و در نتیجه تولید به جای جنگ و شکار، به طور طبیعی موجبات افزایش حضور زنان در اجتماع را فراهم آورد. با این وجود پیدایش ادیان، حضور زنان در جوامع را محدود کرد و ستمهای زیادی بواسطه تفکرات دینی بر زنان رفت. اگر نگاهی دقیق به ادیان صورت بگیرد دریافته میشود که اکثر ادیان به زنان به چشم شهروندان درجه دوم نگاه کرده و میکنند. دلیل اصلی این موضوع این است که ادیان توسط مردان ایجاد شده‌اند. تقریبا تمامی پیامبران مرد هست. حتی خود خدا هم مرد است! لذا جای تعجب نیست که پیدایش ادیان و تفکر دینی منجر به استثمار هرچه بیشتر زنان گردید و نقشی غیر قابل انکار در فرو کاستن حقوق زن در جامعه و جایگاه اجتماعی او ایفا کرد.

اسلام و یهودیت نمونه‌های بارز ادیان زن ستیز میباشند. نصف بودن شهادت (در دادگاه)، حق دیه و یا ارث زنان در مقایسه با مردان در اسلام یکی از بارزترین این موارد است. در قرآن به صراحت مجوز برده داری، اسارت و تصاحب زنان شوهردار به عنوان غنیمت جنگی و امکان برقراری رابطه جنسی با کنیز بدون اینکه نیازی به رضایت او وجود داشته باشد، صادر شده است (سوره نساء). مردان میتوانند با زنان بیشماری همخوابگی کنند، در حالیکه اگر زنی این کار را انجام دهد شلاق خورده و یا سنگسار میشود. در کتابهای آسمانی اکثر جملات خطاب به مردان نوشته شده است. حتی در توصیف بهشت و پاداش مومنان در قرآن به مواردی اشاره شده است (مثلا حوریان باکره) که قاعدتا مطلوب مردان است و نه زنان!

سوال: علت چیست؟ چگونه است که اگر زنی به شوهرش خیانت کند سنگسار میشود اما اگر مردی به زنش خیانت کند، تنها شلاق میخورد؟ چگونه است که در اسلام زنان همواره تحت قیمومیت مردان هستند؛ پیش از ازدواج تحت قیمومیت پدر یا برادر و پس از ازدواج تحت قیمومیت شوهر یا پسر؟!

واضح است، چونکه پیامبر اسلام یا پیامبر یهود یا پیامبران دیگر همگی مرد هستند. لذا بدیهی است که قوانینی وضع کنند که به نفع خودشان باشند، به مواردی امر کنند که خودشان مایل به انجام آن باشند! مواردی همچون غیرت، ناموس، صیغه، مهریه، نامحرم و حجاب مفاهیمی مذهبی و نشات گرفته از تفکرات دینی هستند  که همگی مستقیم یا غیر مستقیم در جهت اسارت و استثمار جنس زن به کار برده میشوند. جای تعجبی نیست که امروزه بزرگترین کشورهای ناقض حقوق زنان کشورهای مسلمان هستند! هنوز در برخی از کشورهای مسلمان زنان حق رای ندارند! در تاریخ کشور ما عمده افراد مخالف تحصیل زنان و دختران، حضور زنان در اجتماع یا رای دادن آنها، آخوندها و افراد با تفکر مذهبی بوده‌اند. شیخ فضل الله نوری و سید حسن مدرس نمونه بارز این گونه افراد بوده‌اند. آنها به خوبی میدانستند که با به مدرسه رفتن زنان و دختران و افزایش سطح آگاهی آنها، دیگر قادر نخواهند بود با آنها همچون بردگانی تحت قیمومیت رفتار کرده و به استثمار و تجاوز به حقوق آنها ادامه دهند.

سوال: چگونه میتوان زنان را نیرومند کرد؟

 * به نظر من امروزه مهمترین عامل در نیرومند کردن زنان در جامعه، تحصیل و آگاهی است. دانش چراغ مقابله با گمراهی و ظلمت است. وقتی زنان آموزش ببینند، به مدرسه و دانشگاه بروند، علاوه بر اینکه نسبت به حقوق خود آگاه میشوند، میتوانند به فرصت‌های شغلی دست یافته و در نتیجه به پول و نفوذ بالاتری در اجتماع برسند. کسی که از خود کار و درآمدی دارد، مسلما میتواند مستقل زندگی کند و برده و فرمانبردار کس دیگری نباشد اما زنانی که وابسته به درآمد همسران یا پدران خود هستند، طبعا قدرت و نفوذ زنان شاغل را نخواهند داشت.

 * علاوه بر تحصیل، اتحاد و همبستگی میان زنان لازمه موفقیت در دستیابی به حقوق برابر با مردان در جامعه است. وقتی زنان در راه احقاق حقوق خود متحد شوند، قادر خواهند بود بر سیاستمداران اثر گذاشته و آنها را مجبور به تغییر قوانین در جهت برابری حقوق زن و مرد در جامعه بنمایند. علاوه بر این زنان قادر خواهند بود افرادی از میان خود را به مقامهای بالای سیاسی و اجتماعی برسانند و مشکلات و خواسته‌های خود را مطرح کرده و قوانین را به نفع خود تغییر دهند.

 * ورزش و تغذیه مناسب دختران و زنان هم امری حائز اهمیت است. تغذیه اصولی در کنار ورزش یکی از مهمترین موارد حصول سلامت جسمانی در انسانهاست که میتواند به افراد در رسیدن به موفقیت در زندگی و به زنان در پیدایش فرزندانی سالم و نیرومند کمک کند.

 * در نهایت دور کردن ادیان از سیاست و ریشه کن کردن تفکرات مذهبی به ویژه از نوع رادیکال از مواردی است که زنان از طریق آن میتوانند امیدوار باشند که به حقوق برابر با مردان دست یابند. همانطور که قبلا هم اشاره شد، از آنجایی که ادیان همگی از سوی مردان پدید آمده اند، بالقوه زن ستیز و به نفع مردان هستند. لذا نباید اجازه داد که آنها در سیاست و قانون گذاری نقش داشته باشند در غیر این صورت نمیتوان انتظار پیدایش قوانینی پایبند به برابری حقوق زن و مرد در جامعه را داشت.

مناظره اخیر گواهی است بر خردمندی داوکینز و پایبندی او به اصول منطقی و علمی

اخیرا ریچارد داوکینز در مناظره‌ای مودبانه با دکتر روآن ویلیامز اسقف کانتربری انگلیس در دانشگاه آکسفورد در جواب سوالی گفته است که «او کمتر از ۱۰۰ درصد اطمینان دارد که خالقی وجود ندارد» (+). ظاهرا این جواب موجب خوشحالی دینداران شده و تصور کرده‌اند که داوکینز به عنوان مشهورترین آتئیست (خداناباور) جهان از موضع خود عقب نشینی کرده است! حال اینکه چنین چیزی به هیچ وجه واقعیت ندارد.

واقعیت این است که پروفسور ریچارد داوکینز یک دانشمند است و یک فرد علمی هیچ گاه چیزی را به شکل ۱۰۰ درصد نمیپذیرد یا حرف و نظریه‌ای را به شکل مطلق بیان نمیکند. اصولا اساس علم بر شک و تردید است که به دنبال خود پرسش ایجاد میکند. داوکینز در کتاب «توهم وجود خدا» به تفصیل دلایل رد وجود خدا و عدم نیاز به وجود خالق را بیان نموده است، اما هیچ گاه ادعا نکرده است که به شکل ۱۰۰ درصد مطمئن است که خالقی وجود ندارد. چیزی که او میگوید این است که با توجه به نظریه علمی تکامل، نیازی به وجود خدا نیست و جهان هستی از «هیچ» پدید آمده است.

داوکینز در ادامه تشریح نظریات خود در مناظره مذکور بیان میکند که اگر میزان آگنوستیک بودن افراد را در بازه‌ای از ۱ تا ۷ در نظر بگیریم (۱ کسی که به وجود خدا اعتقاد دارد و ۷ کسی است که به کلی وجود خدا را منکر میشود)، او خود را در رده ۶ یعنی چسبیده به ۷ میداند. اما از آنجاییکه اثبات وجود یا عدم وجود یک چیز ماورای طبیعی (همچون خدا) به طریق علمی غیر ممکن است، بدیهی است که داوکینز به عنوان یک دانشمند و یک فرد علمی خود را نه در جایگاه ۷ (که نیازمند ارائه دلایل علمی برای اثبات عدم وجود خدا میباشد) که در رده‌ای بسیار نزدیک به آن قرار میدهد. او صراحتا میگوید که احتمال وجود یک خالق را بسیار بسیار کم میداند.

لذا داوکینز چیزی برخلاف گفته‌های قبلی خود بیان نکرده است. منتهی عده‌ای به دلیل عدم مطالعه دقیق کتابهای او تصور کرده‌اند که او از حرف خود برگشته است یا از موضع خود عقب نشینی کرده است، در حالیکه به هیچ وجه چنین چیزی نیست. او تنها خرد و پایبندی خود به گفتگو به شیوه منطقی و علمی را نشان داده است.

کتاب «توهم وجود خدا» اثر ریچارد داوکینز ترجمه شده به زبان فارسی را میتوانید از اینجا دریافت کنید.

ویدئو مناظره را میتوانید در اینجا مشاهده کنید:

مطالب مرتبط:

ننگ بر آیینی که در آن یک جوان تنها به خاطر ابراز عقیده بایستی کشته شود!

عدم حضور دانشجویان مسلمان در کلاسهای زیست شناسی در انگلیس به دلیل تضاد نظریه تکامل با قرآن

پی نوشت:

این مطلب را هم در همین ارتباط مشاهده کنید:

ویدیو با زیرنویس فارسی/پاسخ دندان شکن پرفسور ریچارد داوکینز به افرادی که سعی به سو استفاده از سخنان اخیر او کرده اند…!

تصویر؛ وقتی که خمینی برای مجاهدین خلق نه «دجال» که «خدا» بود!

عکسی که هزاران حرف ناگفته در خود دارد! راست میگویند که گاهی اوقات ارزش یک عکس از هزاران صفحه کتاب و توضیح بیشتر است!

خودتان قضاوت کنید!

تصویر: ویژه‌نامه نشریه مجاهد به مناسبت پیام تاریخی امام خمینی! سلام بر خلق – سلام بر خمینی!

عکسی که هزاران حرف ناگفته در خود دارد - ویژه‌نامه نشریه مجاهد با عکس بزرگی از خمینی در پس‌زمینه

مطلب مرتبط:

دروغ سایت مجاهدین/ به راستی شرکت کنندگان در تجمع مجاهدین در واشنگتن چه کسانی بودند؟

مقاله تحلیلی نیویورک تایمز؛ فرقه تروریستی مجاهدین خلق و دوستان آمریکاییش!

عدم حضور دانشجویان مسلمان در کلاسهای زیست شناسی در انگلیس به دلیل تضاد نظریه تکامل با قرآن

از راست به چپ: چارلز داروین، هارون یحیی، ریچارد داوکینز

دانشجویان مسلمان، از جمله شماری از دکترهای تحت تعلیم در یکی از دانشگاههای پیشتاز انگلستان، از شرکت در کلاسهای زیست شناسی با مضمون «نظریه تکامل (فرگشت)» خودداری کرده اند و علت این امر را مغایرت مبحث مذکور با مفهوم «پیدایش جهان توسط خالق» که در قرآن به صراحت از آن سخن گفته شده است، اعلام میکنند. استادان «دانشگاه کالج لندن» در انگلیس نسبت به آمار رو به رشد دانشجویانی که در کلاسهای تدریس نظریه داروین شرکت نمیکنند یا این کلاس ها را به نشانه اعتراض ترک میکنند، ابراز نگرانی کرده اند. آنها میگویند تدریس نظریه مذکور، بخش مهمی از مطالب واحد درسی را تشکیل میدهد.

همچون مسیحیان بنیادگرا، مسلمانان بر خلاف نظریه داروین معتقدند که خدایی («الله») وجود دارد که جهان، انسان و همه موجودات عالم را به یکباره خلق کرده است. استیو جونز استاد بازنشسته ژنتیک انسان در دانشگاه مذکور میگوید: «اگر این عده از دانشجویان تدریس چنین مفاهیمی را متضاد با اعتقادات مذهبی خود میدانند، اصولا چرا میخواهند زیست شناسی یاد بگیرند؟!» او میگوید سالها پیش بحث داغی را با چند دانشجوی مسیحی بنیادگرا در این مورد داشته است، اما الان اکثریت مطلق این دانشجویان که با این مباحث مخالفند، مسلمان هستند. او میگوید: «اینها یا سر کلاس حاضر نمیشوند، یا اگر حاضر میشوند مرتب از موضوع درس انتقاد میکنند یا اینکه ایمیل میفرستند و میگویند نباید چنین چیزهایی را یاد بگیرند!» او ادامه میدهد: «من متوجه نمیشوم اینها با چه چیزی مخالفند، من مذهبی نیستم. به نظر من اینها با این ایده که فرایندی تصادفی در عالم هستی وجود دارد که تحت تسلط خدا نیست، مخالفند.»

مدتی پیش اسامه حسن، امام جماعت مسجد التوحید در لیتون، مورد تهدید جانی قرار گرفته بود تنها به این خاطر که پیشنهاد کرده بود که نظریه داروین و اسلام ممکن است با یکدیگر سازگار باشند. گروه «مسلمانان برای انگلیس» قسمتی از افزایش باور به وجود خالق در میان مسلمانان انگلیس را به دلیل نوشته های نویسنده ترک «هارون یحیی» میدانند که اخیرا تحت تاثیر افزایش محبوبیت ایده های مسیحیان معتقد به وجود خالق در آمریکا، کتاب های متعددی را در محکومیت نظریه داروین نگاشته است. این نویسنده ترک، باور داروینی را با «نازیسم» مرتبط دانسته و کتابها و ویدئوهای سخنرانی او در بسیاری از کتاب فروشی های انگلستان به وفور وجود دارد. همچنین شبکه های تلویزیونی اسلامی و سخنران های مسلمان زیادی اندیشه های او را به طور مرتب در انگلیس تبلیغ میکنند.

گفتنی است ریچارد داوکینز، زیست شناس مشهور و استاد سابق دانشگاه آکسفورد نیز نگرانی خود را نسبت به افزایش شمار داشجویانی- تقریبا همگی مسلمان- که در کلاسها شرکت نمیکنند یا به نشانه اعتراض کلاسها را ترک میکنند، ابراز داشته است.

ترجمه مقاله دیلی میل

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: