بایگانی برچسب‌ها: خامنه ای

چه خوشمان بیاید چه نه، قسمت عمده ای از حرفهای نتانیاهو در مصاحبه اخیر درست بود!

نتانیاهو من با نتانیاهو به خاطر جنگ طلب و تندرو بودنش مشکل دارم! با دولت اسرائیل هم به خاطر کشتار فلسطینی های غیر مسلح و آواره کردن اونها مشکل دارم، با خودداریش از پیوستن به ان پی تی و داشتن برنامه اتمی نظامی بدون بازرسی بین المللی هم مشکل دارم همانطور که با حماس و حزب الله به خاطر ترور کردن و راکت پراکنی شون داخل مناطق غیر نظامی در خاک اسرائیل مشکل دارم! اما قسمت بزرگی از حرفهای نتانیاهو در مصاحبه اخیر با بی بی سی فارسی را درست میدانم.

عده ای در واکنش به اینکه او گفت ایرانی ها اگر آزاد میبودند میتوانستند شلوار لی بپوشند، یا اینکه گفت حکومت اگر از آزادی نمیترسید از فیلترینگ و پارازیت پراکنی دست برمیداشت، شروع کرده اند به مسخره کردن و نادان خواندن او! به نظر من ما نباید خودمان را گول بزنیم! چه خوشمان بیاید چه نه، حداقل در این زمینه ها حق با نتانیاهو است! آیا شما میتوانید با شلوار لی در ادارات دولتی و در صدا و سیما و یا مثلا در مساجد ظاهر بشوید و از این نگرانی نداشته باشید که کسی به شما تذکر بدهد و شما را تحقیر کند؟! یا مثلا شما میتوانی در پارک بنشینی و با صدای بلند آهنگ غربی گوش بدهی بدون نگرانی از اینکه یک سرباز و یا یک بسیجی عقده ای بیاید و به شما تذکر بدهد و به اسم «امر به معروف و نهی از منکر» شما را و آزادی های فردی شما را به سخره بگیرد؟! آیا شما میتوانی دست دوست پسر یا دخترت را بگیری و آزادانه در پارک قدم بزنی بدون اینکه از عواقبش نگرانی داشته باشی؟! خوب اینها در بسیاری از کشورهای دیگه به راحتی امکان پذیره، کسی هم به لباس کس دیگر کاری نداره!

یا مثلا طرف با کلی بدبختی و وی پی ان و فیلتر شکن و اینها  با سرعت لاک پشتی وارد توییتر شده، بعد نتانیاهو را مسخره میکنه که چرا گفته حکومت، مردم را از دسترسی به توییتر و فیسبوک محروم کرده!! طرف به مسخره و کنایه نوشته: «برادر نتانیاهو این توییت را از تهران دریافت میکنید!» یعنی مثلا میخواهد بگوید اینترنت در ایران فیلتر نیست، سرعتش کند نیست، پارازیت و اینها هم بر روی شبکه های تلویزیونی نداریم!! دوست عزیز چه کسی را داری گول میزنی؟!

نتانیاهو خیلی از حرفهاش ممکنه غلط یا تندروانه باشه اما دستکم در این زمینه ها اشتباه نگفت! اینکه گفت روحانی نماد خواست مردم ایران برای رسیدن به آزادی است اما لزوما منتخب مردم ایران نیست هم به نظر من درسته چون همانطور که او هم به درستی اشاره کرد، از ۷۰۰ نفر نامزد، فقط ۸ نفر تایید صلاحیت شده بودند. در انتخابات قبلی از ۱۱۰۰ نامزد فقط ۴ نفر تایید صلاحیت شده بودند. اگر کسی رد صلاحیت نمیشد قطعا روحانی هم الان رییس جمهور نبود! اینو قبول دارین؟! خوب در کشورهای دموکراتیک چیزی به نام «رد صلاحیت» وجود نداره! پس خواهشا وقتی میگه اینی که در ایران هست دموکراسی نیست، ناراحت نشوید! حقیقت تلخه اما همانطور که نتانیاهو به درستی گفت: «حقیقت عریانی خاصی داره»، بهتره آدم با حقیقت روبرو بشه، نه اینکه ازش فرار کنه!

تبرئه مرتضوی نشان داد که جنایات کهریزک مورد تایید نظام بوده است!

kahrizak04

سعید مرتضوی از اتهام معاونت در قتل تبرئه شد! همانطور که پیش بینی می شد چاقو دسته خودش را نبرید…!

۴ سال پیش ۵ نفر در زندان کهریزک جان باختند. پس از کش و قوس فراوان حتی خود حکومت و کمیته بررسی مجلس هم پذیرفت که این افراد بر اثر ضرب و جرح (شکنجه) و شرایط نامناسب بهداشتی جان باخته اند. مهدی کروبی حتی اعلام کرد که چند نفر به او مراجعه کرده و گفته اند که در زندان مورد تجاوز قرار گرفته بوده اند. ۲ نفر از پزشکان کهریزک که زندانیان را معاینه کرده بودند بعد از لو رفتن ماجرا و تایید وقوع آثار شکنجه بر بدن زندانیان، به طرز مشکوکی کشته شدند!!

پس از همه این ماجراها که حکایت از وقوع شکنجه و تجاوز سیستماتیک در کهریزک داشت، حکومت عده ای سرباز و مامور پایین رتبه را به زندان محکوم کرد و متهم ردیف اول یعنی مرتضوی علیرغم فشار مجلس در دولت ارتقا درجه گرفت و از ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا به ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب شد!! تا اینکه بالاخره بعد از چند سال بر اثر فشار خانواده کشته شدگان از جمله یکی از آنها به نام روح الامینی که پدرش از نزدیکان به حاکمیت است، پرونده قضات درگیر در ماجرا با اتهام معاونت در جنایت و ارسال گزارش دروغین مبنی بر مرگ بر اثر مننژیت به جریان افتاد.

چند هفته پیش زمزمه هایی مبنی بر صدور حکم ۱۵ سال زندان برای مرتضوی متهم شماره اول به گوش می رسید اما مرتضوی در مصاحبه با خبرگزاری ها در حالیکه کاملا مطمئن و آسوده خاطر به نظر میرسید خود را «سرباز ولایت» خواند و گفت که فقط دستورات را اجرا میکرده و حالا هم به حکم نظام «تمکین» میکند! بالاخره انتظارها به پایان رسید و احکام ۳ قاضی دخیل در ماجرا امروز صبح صادر شد! محرومیت از اشتغال در منصب های دولتی برای ۵ سال بیشترین مجازات متهمان است! از سوی دیگر مرتضوی از اتهام معاونت در قتل به کلی تبرئه شده و تنها به پرداخت مبلغ ناچیز ۲۰۰ هزار تومان به خاطر صدور گزارش دروغ مبنی بر مرگ به دلیل مننژیت محکوم شده است!!

حکومت با این حکم نشان داد که در جنایت کهریزک به طور مستقیم دخیل بوده و کاملا آنها را تایید کرده است و اتفاقا حق با مرتضوی است آنجا که میگوید تنها دستورات را اجرا کرده است! شکی نیست که مرتضوی فقط یک نوچه است و البته حکومت دوست ندارد نوچه های وفادار خود را برنجاند!

یاد و خاطره ۵ کشته شده کهریزک و ۲ پزشک به قتل رسیده گرامی باد!

مخمصه نظام در تایید یا رد صلاحیت مشایی و هاشمی

هاشمی رفسنجانی دوشادوش رهبر - نماز عید فطر سال ۸۴

هاشمی رفسنجانی دوشادوش رهبر – نماز عید فطر سال ۸۴

در حالیکه بیش از ۶۷۰ نفر کاندید انتخابات ریاست جمهوری آینده شده اند، اما در یک هفته گذشته اکثر خبرهای انتخاباتی در رسانه های حکومتی درباره ۲ کاندیدا بوده است: مشایی و هاشمی رفسنجانی. قسمت عمده این اخبار به بازتاب مصاحبه ها و سخنرانی های چهره های نزدیک به بیت رهبری و سپاه بر ضد این دو نفر اختصاص داشته است. این موضوع نشان می دهد که نظام (رهبر و سپاه) از کاندید شدن این ۲ نفر ناخشنود است و به دنبال فراهم کردن زمینه رد صلاحیت آنها یا اگر نشد (به دلیل هزینه سنگین) کوبیدن آنها به منظور کاهش رای آنها و باز اگر نشد دستکاری در رایها و نهایتا ربودن آرای آنها به نفع نامزد نظام می باشد.

– علت ناخشنودی حکومت از نامزدی مشایی و هاشمی چیست؟

مغضوب بودن مشایی و هاشمی در نزد نظام به این معنا نیست که آنها در راستای منافع مردم حرکت میکنند یا افرادی عاری از فساد و به دور از باندبازی هستند، بل علت این است که استبداد رای، انحصار فکر و تنگ نظری در نزد خامنه ای به حدی گسترش یافته است که حالا دیگر او همچون پادشاهان خودکامه تنها به دنبال چاکران و چه بسا دریوزگانی بله قربان گوست که صرفا او را ستایش و تمجید کنند، تابع محض اوامر و فرمایشات او باشند و کوچکترین اختلاف سلیقه ای از خود بروز ندهند. حالا دیگر حلقه نظام آنقدر تنگ شده است که هاشمی رفسنجانی که خود یکی از ارکان اصلی این نظام است هم «غیر خودی» محسوب می شود و به دلیل عدم محکومیت صریح جنبش سبز و خطبه های نماز جمعه اش در تیرماه سال ۸۸ مورد غضب قرار گرفته است.

از آن طرف سپاه را داریم که حالا دیگر اقتصاد کشور را به طور کامل در دست گرفته است و به راحتی در حال چپاول و غارت مملکت است. در واقع دو علت اصلی همراهی نظامیان با آخوندها یکی وابستگی مذهبی و دیگر همین بهره مندی اقتصادی است. سپاه بر سر این سفره رنگینی که به قیمت گسترش روزافزون فقر و بیکاری در کشور پهن شده نشسته است و تمایلی ندارد که با گروه جدیدی این پروژه ها، این پولهای بادآورده و غارت ثروت مردم ایران را شریک شود. لذا با ورود افراد و گروههای تازه یا بازگشت بیرون رانده شده ها به داخل حلقه قدرت به شدت مخالفت میکند. دقیقا مانند گروهای مافیایی. اگرچه هاشمی در پیدایش این مافیا نقش عمده ای داشته است، اما حالا که با تلاش زیاد از داخل مافیا بیرون زده شده است، برای بازگشت مجدد با مزاحمت و دشواری روبروست.

– استراتژی نظام در شرایط فعلی چیست؟

راهکاری که نظام و رسانه های وابسته به حکومت در شرایط فعلی دنبال میکنند، استراتژی دوجانبه تخریب و رد صلاحیت است. نظام در مخمصه بدی گرفتار شده است. در حالیکه رد صلاحیت هاشمی و مشایی بسیار پرهزینه به نظر میرسد، هجمه رسانه ای و کوبیدن آنها به مراتب کم هزینه تر است.

۱- در صورت رد صلاحیت مشایی، احتمال طغیان احمدی نژاد بسیار زیاد است. احمدی نژاد در سالهای گذشته نشان داده است که ارادت ویژه ای به مشایی دارد و علیرغم اعتراض های مکرر اطرافیان خامنه ای، در سالها و به ویژه ماههای اخیر هر کجا که رفته است او را هم همراه با خود برده است، در معرض دوربین ها قرار داده، برای معرفی اش به مردم چندین مراسم بزرگ (اما شکست خورده) ترتیب داده، او را برای ثبت نام تا داخل وزارت کشور همراهی کرده، وعده افزایش مجدد یارانه ها داده و خلاصه به گونه ای روی او سرمایه گذاری کرده است که پس از خودش، او به ریاست جمهوری برسد. احمدی نژاد میداند که اگر چاره ای نیندیشد تا کمتر از ۳ ماه دیگر به طور کامل از حلقه قدرت به بیرون پرت خواهد شد لذا قطعا در مقابل رد صلاحیت مشایی سکوت نخواهد کرد و احتمال اینکه از برگزاری انتخابات سر باز بزند زیادست.

نظام هم البته اینها را میداند لذا در یک هفته اخیر نفرات خامنه ای با همه قوا از تمامی رسانه ها و تریبون های حکومتی استفاده کرده و مرتبا هشدار داده اند که باید مطیع نظر شورای نگهبان بود. حتی به این هم اکتفا نکرده و صراحتا به احمدی نژاد هشدار داده اند که اگر نظر شورای نگهبان را نپذیرد، سرنوشت بنی صدر و عزل از طریق رای عدم کفایت سیاسی در مجلسِ زیر نظر خامنه ای، در انتظارش خواهد بود. با این تفاسیر از مجموع اظهار نظرها و اقدامها اینطور به نظر میرسد که مشایی به احتمال بسیار زیاد رد صلاحیت خواهد شد. در واقع عدم رد صلاحیت او مشکل زا خواهد بود چه آنکه این سوال را مطرح خواهد کرد که فردی که صلاحیت معاونت ریاست جمهوری را هم ندارد و رهبر برای عزل وی از آن مقام مجبور به متوسل شدن به حکم حکومتی و دستور به رییس جمهور میشود، پس چگونه ممکن است که بتواند صلاحیت پست بالاتر را داشته باشد؟! در واقع خامنه ای با حکم حکومتی خود پیش از شورای نگهبان، مشایی را رد صلاحیت کرده است!

۲- در مورد هاشمی رفسنجانی قضیه قدری پیچیده تر است. هاشمی قبل از کاندیداتوری با ترفندی زیرکانه ادعا کرده بود که تنها در صورت جلب نظر مساعد رهبر خواهد آمد. این یعنی اینکه حالا که آمده ام با نظر موافق خامنه ای بوده است، در حالیکه ثبت نام دقیقه ۹۰ هاشمی، شوکه شدن نامزدهای نزدیک به خامنه ای و نیز حملات تریبون داران و رسانه های حکومتی  به وی در روزهای اخیر نشان میدهد که خامنه ای به هیچ وجه چراغ سبز به هاشمی نشان نداده بوده و در واقع این کلکی است که هاشمی زده است. یکی از نوچه های رهبر در اینجا تلویحا به اینکه خامنه ای موافق آمدن او نبوده اذعان میکند. واقعیت این است که هاشمی یکی از ارکان این نظام بوده و در صورت برگشت به قدرت، مطیع خامنه ای نخواهد بود و با توجه به روحیه پراگماتیک خود احتمالا تلاش خواهد کرد که قضیه هسته ای را با سازش با غرب به پایان برساند و نیز با ورود مجدد خانواده خود و اطرافیانش، اقتصاد کشور را تا حدودی از قبضه سپاه خارج خواهد کرد، به همه این دلایل لذا نظام بازگشت او را در راستای خواست خود نمیداند.

اما رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی ممکن نیست. چطور ممکن است کسی که با حکم رهبر چندین سال بر کرسی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام تکیه زده است، فاقد صلاحیت باشد؟! رد صلاحیت او در واقع تف سر بالا خواهد بود. اگرچه چندین امام جمعه و نماینده مجلس نزدیک به رهبر سخنانی درباره لزوم در نظر گرفتن شرایط سنی کاندیداها هنگام بررسی صلاحیت ها توسط شورای نگهبان مطرح کرده و شریعتمداری مهره رسانه ای خامنه ای در کیهان بر لزوم رد صلاحیت هاشمی به دلیل خودداری از محکوم کردن جنبش سبز و نزدیکی به موسوی، کروبی و خاتمی، تاکید کرده است، اما به دلیل موارد ذکر شده در بالا، تایید صلاحیت او تقریبا قطعی به نظر میرسد. هاشمی هم گویا خود متوجه این موضوع شده و مشغول ایجاد تشکیلات و ستاد انتخاباتی شده است. در مورد هاشمی استراتژی حکومت بیشتر حول پر رنگ کردن سن ۸۰ ساله او و نیز بیرون کشیدن پرونده عملکرد اقتصادی او در دوران ریاست جمهوریش خواهد بود تا اینکه او را از ادامه کار منصرف کند یا نهایتا آرای او را کاهش دهد.

– نهایتا چه خواهد شد؟

اینکه نهایتا هاشمی یا مشایی تایید یا رد صلاحیت بشوند البته بستگی مستقیمی دارد به اینکه آیا هنوز اندکی خرد و تعقل در نظام باقی مانده است یا نه. چرا که اگر نظام به دنبال تامین مهمترین خواسته خود از انتخابات آتی یعنی حضور بالای مردم میباشد باید هر دو را تایید صلاحیت کند چرا که از قضا هاشمی، مشایی و البته در کنار قالیباف ۳ کاندیدایی هستند که در مقایسه با دیگر چهره های حکومتی کاندید شده، از بیشترین اقبال عمومی برخوردار هستند و میتوانند تنور انتخابات را برای خامنه ای گرم نگه دارند. رد صلاحیت هر کدام از اینها به خصوص هاشمی قطعا منجر به سردی انتخابات حکومتی خواهد شد. البته حتی تایید صلاحیت آنها به منزله خارج شدن اسمشان از صندوق رای نیست و احتمال تقلب به ویژه در صورت رد صلاحیت مشایی بسیار بالاست.

بدترین حالت برای مردم حالتی است که مشایی رد و هاشمی تایید صلاحیت شود و درصد بالایی از مردم جلب شعارهای اقتصادی هاشمی شده و به امید اندکی بهبود در اوضاع اسفناک کنونی در انتخابات حکومتی شرکت کنند و آن وقت حکومت آرای آنها را به نفع نامزد مطلوب نظام (قالیباف، جلیلی یا لنکرانی) مصادره کند…!

در همین زمینه:

ورود زنان و غیر مسلمانان ممنوع، ورود لات ها آزاد!

در سیرک انتخاباتی حکومت شرکت نمیکنم حتی اگر همه مادران داغدار در حمایت از این سیرک نامه بنویسند! اما چرا؟

org-z1330033012d618b53e5056510f3e0ae68b38defcddb38c653eدر جمهوری اسلامی چیزی با عنوان انتخابات معنا ندارد. انتخابات در شرایطی مفهوم پیدا میکند که فضای باز سیاسی، فعالیت احزاب و اطلاع رسانی آزاد رسانه‌ها را شاهد باشیم. در شرایطی که پیش‌نیازهای اولیه انتخابات فراهم نیست، شورای نگهبانی وجود دارد که نامزدها را دست‌چین میکند و هر آنکس که رهبر میخواهد را تایید و افراد مستقل را رد میکند، انتخابات معنا ندارد، این چیزی نیست جز انتصابات! این تنها یک نمایش است.

خانم «پروین فهیمی» یکی از مادران داغدار جانباختگان اعراض‌های سال ۸۸، در نامه‌ای به محمد خاتمی از او خواسته است که «برای آزادی و نجات ایران» در انتخابات نامزد شود تا به گفته او با ریاست جمهوری مجدد خاتمی، «از افتادن کشور به دست کسانی که ابایی از جاری شدن حمام خون در ایران ندارند» و از طرف دیگر «از تهاجم نظامی بیگانگان به کشور» جلوگیری شود!!

با فرض اینکه این نامه معتبر باشد و سایت کلمه تحریفی انجام نداده باشد، چیزی که میتوان گفت این است که:

اولا: به صرف مادر جانباخته بودن دلیل بر این نیست که خانم فهیمی درست میگوید، کمااینکه حتی به صرف زندان رفتن و شکنجه شدن هم کسی را محق و سخنانش را الزاما پذیرفتنی نمیکند! ملاک، تطابق سخن با عقل و منطق است.

دوما: این توجیهاتی که ایشان مطرح کرده‌اند، حرفهای کلیشه‌ای بیش نیست که تا حالا دهها بار از سوی اصلاح طلبان و حتی شخص خامنه‌ای و نزدیکان وی برای فریفتن مردم جهت ترغیب آنها به شرکت در نمایش‌های انتخاباتی گذشته شنیده شده است.

بدیهی است که هرکسی آزاد است که نامزد بشود، رای بدهد یا رای ندهد اما من نوعی در این نمایش حکومتی شرکت نمیکنم به دلایل زیر:

۱- انتخاباتی در کار نیست، اینها انتصابات است و شرکت در آن مشروعیت بخشیدن به رژیم. ضمن اینکه هیچ نشانه‌ای از تغییر رفتار حاکمیت دیده نمیشود.

۲- حتی اگر شورای نگهبان هم نمیبود، حتی اگر تقلبی هم صورت نگیرد، باز هم شرکت در انتخابات در این حکومت با قانون اساسی فعلی مسخره و بی معناست زیرا طبق قانون اساسی فعلی، رهبر همه کاره ی مملکت است، رییس جمهور در خوشبینانه ترین حالت تنها میتواند اوامر و منویات او را اجرا کند، چه آنکه خاتمی بعد از ۸ سال و در شرایطی که در دوره‌ای پشتیبانی کامل مجلس (مجلس ششم) را هم داشت، نهایتا اعتراف کرد که رییس جمهور تنها یک تدارکاتچی است و نه بیشتر!

۳- ایشان در نامه خود به گونه‌ای صحبت کرده است که گویی اگر خاتمی بیاید همه چیز گل و بلبل میشود!! گویی خاتمی هیچ موقع رییس جمهور نبوده و امتحانی پس نداده است! نگاه کنید ببینید در آن ۸ سالی که وی رییس جمهور بود، بیخ گوش وی چه وقایعی رخ داد. مگر نه اینکه بیش از ۳۰۰ نشریه مسدود شد؟! مگر نه اینکه فجایع قتل‌های زنجیره‌ای، کوی دانشگاه و شکستن قلم نویسندگان و خفه کردن صدای دگراندیشان و سرکوب دانشجویان در آن دوران (مثل همه ۳۴ سال گذشته) اتفاق افتاد؟! مگر نه اینکه بیش از ۷۰ درصد مصوبه‌های مجلس ششم توسط شورای نگهبان رد و اصلاح قانون مطبوعات با حکم حکومتی خامنه‌ای از دستور کار خارج شد؟! من نمیگویم مقصر همه اینها خاتمی بود، چیزی که من میگویم این است که تمام اینها نشان میدهد که قدرت دولت و شخص رییس جمهور در مقایسه با رهبر و نهادهای وابسته به او بسیار محدود است و اگر رهبر با کاری موافق نباشد، رییس دولت کاری از پیش نمیبرد حتی اگر مجلس هم موافقش باشد!

۴- اما درباره حمله نظامی به کشور، اولا خطر چنین حمله‌ای در حد صفر است و دوما اینکهوقوع چنین چیزی یا تشدید تحریم‌ها به خاطر ماجراجویی‌های اتمی خامنه‌ای، مستقیما به عملکرد سیاست خارجی رژیم وابسته است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی را هم رییس جمهور تعیین نمیکند، تعیین جهت سیاست خارجی رژیم و به ویژه اتخاذ تصمیم جدید در قبال برنامه اتمی یا بحث رابطه یا گفتگو با آمریکا، همگی مستقیما توسط شخص علی خامنه‌ای (رهبر) صورت میگردد و رییس جمهور و دولت مطلقا هیچ اختیاری در این زمینه ندارد. لذا اینکه رییس جمهور چه کسی باشد، بی اهمیت است.

نهایتا اینکه به نظر من تا زمانی که اصلاحات اساسی در قانون اساسی فعلی صورت نگرفته و «رهبری» و «نظارت استصوابی» حذف نشده است، انتخابات بی معناست. انسان عاقل از یک سوراخ چند بار گزیده نمیشود!

آغاز تحریم های «نفت در برابر غذا»

فعلا همه سرگرم تماشای دعواهای مافیایی مراکز قدرت در داخل جمهوری اسلامی هستند، گویا فراموش کرده اند که از فردا دور جدید تحریم ها علیه ایران اعمال میشود. در نتیجه این تحریم های بسیار جدی، جمهوری اسلامی از دریافت ارز و یا فلزات گرانبها در ازای فروش نفت و گاز به کشورهای دیگر ناتوان خواهد شد. طبق مفاد تحریم های جدید، کشورهای دیگر بایستی پول ناشی از فروش نفت و گاز ایران را به شکل ارز محلی نزد بانک های خود نگاه دارند و ایران تنها میتواند با آن پول، محصولات غذایی و دارو وارد و از خدمات تولیدی کشور وارد کننده نفت استفاده کند. به عبارت دیگر تحریم های جدید، بسیار شبیه به تحریم های «نفت در برابر غذاست» که سالها پیش بر عراق اعمال شد. با توجه به سهم ۹۰ درصدی نفت و گاز در تولید ناخالص ملی ایران، تحریم های جدید جمهوری اسلامی را با مشکل اساسی در تامین ارز خارجی مواجه خواهد نمود، چیزی که سقوط ارزش پول ملی را تسریع، صنایع داخلی را نابود و فقر، تورم و بیکاری را تشدید خواهد نمود!

این همه در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی همچنان بر بلندپروازی های هسته ای خود اصرار و بر ادامه غنی سازی غیر ضروری اورانیوم تاکید میکند! توجه به واقعیت هایی همچون وجود منابع عظیم نفت و گاز در کنار میزان کم و کیفیت بسیار پایین اورانیوم موجود در کشور که عملا تولید برق را کاملا غیر اقتصادی مینماید، شکی باقی نمیگذارد که این همه اصرار بر ادامه غنی سازی اورانیوم با وجود فشارهای بین المللی و وارد آمدن هزینه های جبران ناشدنی به اقتصاد کشور، تنها و تنها حکایت از عزم جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح اتمی یا تکنولوژی تولید سلاح حکایت دارد و دقیقا به همین دلیل است که کشورهای خارجی به برنامه هسته ای ایران مشکوک و بدبین هستند!

در همین زمینه:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

 سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

اتحاد مردم با بازاریان و ادامه اعتراض‌ها همراه با سر دادن شعارهای اقتصادی و مخالفت با سیاست هسته‌ای

داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: