بایگانی برچسب‌ها: حماس

توهین اسماعیل هنیه رهبر گروه تروریستی حماس به ایرانیان و تشکر از ملاها

اسماعیل هنیه رهبر گروه تروریستی حماس در سخنانی خطاب به مجاهدین فلسطینی گفت: «شما با پیروزی که رقم زدید بار دیگر حماسه های قادسیه و جنگ خیبر در اسلام را زنده کردید». (ثانیه ۳۵ تا ۶۰ ویدئو)

توضیح اینکه جنگ قادسیه همان جنگی است که در سال ۱۴ هجرت و میان سپاه اعراب متجاوز و سپاه ایران درگرفت و در آن ایرانیان شکست خوردند و زمینه حمله به استخر و در نهایت فتح ایران و در پی آن قتل عام ایرانیان، غارت اموال و تجاوز به زنان و دختران و به بردگی بردن آنان توسط اعراب فراهم گردید. ضمنا صدام حسین دیکتاتور سابق عراق هم حمله خود به خاک ایران را با جنگ قادسیه مقایسه کرده بود!!

همچنین اسماعیل هنیه در سخنرانی خود به دریافت کمک تسلیحاتی از رژیم جمهوری اسلامی اذعان و از ملاها به این خاطر تشکر کرد. وی گفت: از «جمهوری ایران اسلامی» به خاطر کمکهای مالی و تسلیحاتیش به حماس که به گفته او موجب «پیروزی غزه» شد تشکر میکنم. (دقیقه ۸) ویدئوی سخنان وی در زیر آورده شده است.

حالا باز از این تروریستهای بی شرفی که از کشتار ایرانیان با افتخار یاد میکنند حمایت کنید!

حکم دادگاه کانادایی در مسدود کردن اموال ایران، قابل دفاع و البته هم خوشحال کننده و هم ناراحت کننده است…!

جمهوری اسلامی در سالهای گذشته حامی اصلی گروه تروریستی حماس بوده است.

سالها پیش گروه تروریستی حماس، عملیاتی تروریستی را در دانشگاهی در بیت المقدس (اورشلیم) انجام میدهد که در آن عملیات یک آمریکایی غیر نظامی و بی گناه کشته میشود. این در حالی است که تا پیش از اختلاف اخیر میان رهبران حماس و مقام های جمهوری اسلامی بر سر حمایت حماس از مخالفان بشار اسد، جمهوری اسلامی همه ساله اقدام به ارسال کمک های مالی بسیار زیاد (تا ۲۵۰ میلیون دلار در سال +) میکرد و احتمالا همچنان به این کمک ها شاید با اندکی کاهش ادامه میدهد. علاوه بر این حماس از طریق حزب الله لبنان کمک های نظامی زیادی دریافت کرده و میکند. هزاران کاتیوشایی که تا همین ۳ سال پیش حماس بر سر خانه های مردم اسرائیل میریخت، از طریق حزب الله لبنان به دست آورده بود. از آن طرف جمهوری اسلامی موسس و پشتیبان اصلی حزب الله لبنان است و در واقع حزب الله لبنان متعلق به جمهوری اسلامی است. در نتیجه تمام این کمک های مالی و تسلیحاتی از طرف جمهوری اسلامی به دست حماس میرسد.

مسلما در حمله تروریستی مذکور، حماس مسئولیت مستقیم و جمهوری اسلامی هم مسئولیت شاید بتواند گفت غیر مستقیم دارد. در قونین حقوقی ترمی وجود دارد به نام Legal Liability که تلویحا به فارسی به معنای مسئولیت است. مثلا اگر من با ماشینم که چند روز پیش چک آپ فنی شده بوده است، تصادف کنم و مشخص شود که نقص فنی در سیستم ترمز در بروز تصادف نقش داشته است، من میتوانم بروم دادگاه و علیه تعمیرکار ادعای خسارت بکنم. به طریق مشابه جمهوری اسلامی به دلیل حمایت از حماس و حزب الله در کارهای تروریستی که آنها انجام میدهند مسئولیت مستقیم و غیر مستقیم دارد و لذا خیلی طبیعی و قابل درک است که باید به کسانی که در این عملیات های تروریستی کشته و یا مجروح میشوند و به نوعی خسارت میبینند خسارت پرداخت کند. دقیقا چنین اتفاقی افتاده است (خبر). خانواده فرد کشته شده در آمریکا به دادگاه مراجعه کرده اند و در دادگاه جمهوری اسلامی به پرداخت غرامت محکوم شده است. اما از آنجایی که جمهوری اسلامی سالهاست که با آمریکا روابطی ندارد و بسیاری از اموال و دارایی های دولتی ایران از آن کشور خارج شده است، دریافت مبلغ غرامت از ایران بسیار دشوار شده بوده است. لذا خانواده فرد کشته شده، به سیستم قضایی کانادا مراجعه و از آنها دادخواهی میکنند. دادگاه کانادایی هم به منظور تهیه مبلغ غرامت، دستور به توقیف اموال دولت ایران در آن کشور را صادر میکند.

به نظر من حکم دادگاه کانادایی کاملا منصفانه است زیرا فردی بی گناه در عملیاتی تروریستی که یک گروه برخوردار از حمایت همه جانبه جمهوری اسلامی انجام داده بوده، کشته شده است و بدیهی است که جمهوری اسلامی باید غرامت بدهد. اما الزاما فرقی نمیکند که این غرامت از مصادره اموال ایران در آمریکا تامین شود یا اموال ایران در کانادا یا هر کجای دنیا! باید به هر طریقی غرامت از حکومت ایران دریافت و به خانواده آسیب دیده پرداخت شود. من از اقدام دادگاه کانادایی خوشحال هستم زیرا همواره سعی کرده ام که طرف حق را بگیرم و در این ماجرا هم حق با فرد کشته شده است، در حالیکه جمهوری اسلامی طبق معمول در جایگاه تروریست و جنایتکار ایستاده است که من به هیچ وجه دوست ندارم طرف او را بگیرم! به نظر من جمهوری اسلامی باید به هر طریق ممکن به خاطر کارهای تروریستی که مستقیما یا غیر مستقیم در آنها دخالت داشته است به شدیدترین وجه ممکن تنبیه شود تا مقام های جنایتکار جمهوری اسلامی تصور نکند که میتوانند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و تاوان کارهای خود را نپردازند.

اما قسمت غم انگیز ماجرا آنجاست که متاسفانه بر اثر اقدامات جنایتکارانه، تروریستی و ضد بشری جمهوری اسلامی و حمایت از گروههای افراطی در سرتاسر جهان، مردم ایران به طور پیوسته در حال پرداخت خسارت هستند. شکی نیست که همه اینها اموال مردم ایران است و به بیت المال تعلق دارد اما موضوع این است که به قول معروف خود کرده را تدبیر نیست! متاسفانه چه خوشمان بیاید چه نیاید، اکثر مردم ایران در قدرت گیری نظام کنونی نقش داشته اند و حالا به طریقی تاوان پرداخت میکنند. مسلما ثانیه به ثانیه در قدرت بودن جمهوری اسلامی برابر است با وارد آمدن هزینه های هنگفت به کشور و ادامه آسیب دیدن وجهه ایران و ایرانی در عرصه بین المللی و برعکس هر چه زودتر مردم ایران این حکومت را ساقط کنند، زودتر جلوی ضرر را گرفته اند….

نکته درباره مبلغ غرامت ها: یکی از وبلاگ نویسان در مطلب خود اعتراض کرده است که چرا مبلغ غرامت پرداختی به کشته های آمریکایی اینقدر زیاد است. به نظر میرسد این دوست گرامی از نحوه محاسبه غرامت ها و نیز نحوه کار سیستم های قضایی غربی اطلاع چندانی ندارد. نکته ای که باید به آن توجه شود این است که در سیستم های قضایی غربی، وکیل نقش بسیار تعیین کننده ای ایفا میکند. ضمنا غرامت درخواستی علاوه بر از دست رفتن جان یک نفر میتواند برای موارد دیگری هم باشد، مثلا خانواده فرد کشته شده میتوانند برای تحمل فشارهای روحی و روانی ناشی از از دست دادن یکی از اعضای خانواده هم ادعای خسارت کنند. یا اگر فرد کشته شده کودکی دارد، میتوانند برای آنکه آن کودک پدر یا مادر خود را از دست داده هم ادعای خسارت کنند. یا حتی دولت آمریکا میتواند برای ضربه خوردن به حیثیت و اعتبار آن کشور در جهان ادعای خسارت کند. حتی مثلا وزارت توریسم و جهانگردی اسرائیل میتواند برای آسیب دیدن به بخش توریسم آن کشور به دلیل ترس جهانگردان از سفر به آن کشور در نتیجه بمب گذاری مذکور ادعای خسارت کند یا محل بمب گذاری همینطور. افراد و گروههای زیادی میتوانند ادعای خسارت کنند. برنده شدن در این موارد حقوقی بستگی مستقیم دارد به مهارت وکیل پرونده و وجود مدارک کافی برای پشتیبانی از آن ادعا. علاوه بر آن هزینه دادگاه ها و البته هزینه وکیل هم بسیار بالاست. همه این موارد با هم جمع میشوند و شما به یکباره میبینید جمهوری اسلامی به پرداخت مبلغ هنگفتی به عنوان غرامت محکوم میشود.

اما در مورد نحوه محاسبه مبلغ غرامت برای مورد اصلی یعنی از دست رفتن یک جان، معمولا اینگونه عمل میشود که عمر مفید کاری هر فرد (۳۰ تا ۴۰ سال) را ضربدر متوسط درآمد سالانه ای که آن فرد اگر زنده میماند میتوانست کسب کند میکنند و آنگاه عدد نهایی را به عنوان مبلغ غرامت به خاطر از دست رفتن جان در نظر میگیرند که چیزی حدود ۲ میلیون دلار میشود. از آنجایی که درآمد سرانه آمریکایی ها یا اروپایی ها بین ۱۰ تا ۲۰ برابر بیشتر از درآمد سرانه مردم ایران یا دیگر کشورهای جهان سومی مثل افغانستان یا پاکستان است بدیهی است که مبلغ محاسبه شده بسیار زیادتر است. این موضوع ربطی به این مغلطه نازیبا که جان یک آمریکایی  ارزشمند تر از یک جهان سومی بوده است ندارد. مسلما همه جانها عزیز و محترم هستند و هر انسانی ارزشمند. اما همانطور که در بالا هم عرض شد، موضوع به طور ساده این است که آن فرد آمریکایی یا اروپایی یا مثلا ژاپنی (اگر زنده میماند) درآمد خیلی بیشتری نسبت به یک ایرانی میتوانسته کسب کند چون درآمد سرانه آنها چندین برابر است….

اما از همه این مباحث گذشته من متوجه نمیشوم چرا اینهایی که به کار دادگاه کانادایی ایراد گرفته اند به این سوال پاسخ نمیدهند که چرا جمهوری اسلامی در دادگاه شرکت نکرده و از خود دفاع نکرده است تا حداقل مبلغ غرامت را کم کند؟! وقتی جمهوری اسلامی خودش بی خیال است و با عدم حضور خود به سیستم قضایی یک کشور متمدن و پیشرفته و به خانواده کشته شده، بی حرمتی میکند و شکست خوردن را بی اهمیت میداند، چرا ما کاسه داغتر از آش بشویم؟! اگر واقعا کسی خودش را بی گناه بداند، حتما در دادگاه شرکت و از خود دفاع میکند. هرکسی میداند که عدم حضور در دادگاه میتواند منجر به صدور حکم غیابی علیه متهم شود.

مطالب مرتبط:

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

چرا تحریم‌ها بر ضد حکومت، گریبانگیر ایرانیان شده است؟! مقصر کیست؟

قله مد نظر خامنه‌ای کدام است؟ تحریم‌ها برای کوبا ۵۰ سال طول کشید و در مورد عراق به حمله خارجی منجر شد

 قطع یکجانبه روابط دیپلماتیک با ایران از سوی کانادا؛ بررسی چرایی و عواقب آن برای ایرانیان

کشاکش استراتژیک جمهوری اسلامی و ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای

گزیده‌ای از مقاله من در سایت خودنویس:

اصطکاک دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و ترکیه و جنگ لفظی اخیر میان مقام‌های دو کشور را باید از زاویه‌ای بسیار فراتر از یک درگیری معمولی بر سر میزبانی ترکیه در گفتگوهای ۱+۵ با ایران و یا ناخرسندی مقام‌های حکومت از میزبانی اخیر ترکیه از مخالفان بشار اسد نگریست. دولتمردان ایرانی از زمان صفویه تاکنون، به دنبال تبدیل ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای و احیای گذشته باشکوه امپراتوری پارس بوده‌اند. وجود امپراتوری عثمانی تا جنگ جهانی اول، کشف نفت در منطقه و حضور قدرت‌های جهانی چون بریتانیا، آمریکا و شوروی در منطقه و چنبره آنها بر مناسبات منطقه‌ای تا زمان فروپاشی شوروی و پس از آن وجود صدام حسین در عراق تا سال ۲۰۰۳، همچون موانعی سترگ در راه رسیدن ایرانیان به آرزوی دیرین خود یعنی تبدیل شدن مجدد به یک قدرت منطقه‌ای عمل کرده بودند. اما پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین به عنوان دشمن اصلی ایران در منطقه، شرایط برای دستیابی به این مهم فراهم گردید. پس از سقوط صدام، جمهوری اسلامی با استفاده از نفوذ خود در عراق، از یک سو دولتی شیعه و نزدیک به خود را در آنجا بر سر کار آورد که عملا تضمین کننده منافع حکومت در آن کشور بود و از سوی دیگر با حمایت از گروههای تندروی عراقی همچون سپاه صدر و حتی فرستادن سپاه برون مرزی قدس خود به داخل عراق تلاش کرد که با افزایش شمار کشته‌شدگان عراقی و آمریکایی، علاوه بر بالا بردن هزینه حضور آمریکا در عراق و افزایش نارضایتی عراقی‌ها از حضور آمریکا در آن کشور، جنگ آمریکا در عراق را شکست خورده نشان داده و با طولانی کردن درگیری، هژمونی آمریکا در جهان و به ویژه در میان کشورهای منطقه را مخدوش نماید. خروج چند ماه پیش نیروهای آمریکایی از عراق، عملا زمینه نفوذ هرچه بیشتر جمهوری اسلامی در این کشور و بهره برداری از خلاء به وجود آمده را فراهم نمود. دستیابی ایران به [تکنولوژی] سلاح اتمی – که از طریق برنامه بحث برانگیز اتمی رژیم دنبال میشود -، حلقه آخر از زنجیره وقایعی بود که میرفت با وقوع آن عملا ایران به قدرت منطقه‌ای تبدیل شده و توازن قدرت در منطقه [بر ضد منافع غربی‌ها] به طور کامل بر هم بخورد.

در این میان اما پیدایش جنبش‌ها و قیام‌ها در برخی از کشورهای منطقه‌ موسوم به «بهار عرب»، تزلزل قدرت در رژیم حاکم سوریه به عنوان مهمترین متحد جمهوری اسلامی در منطقه و از همه مهمتر عزم دولتمردان ترکیه برای ایفای نقشی جدی‌تر در مناسبات منطقه‌، به یکباره به شکل موانعی پیش بینی نشده قد علم کرده و خواب خوش حاکمان جمهوری اسلامی را بر هم زد! ….

(ادامه مطلب را در سایت خودنویس بخوانید)

مطالب مرتبط:

افزودن نام سه ایرانی به لیست تحریمها در ارتباط با سرکوب مردمی در سوریه

«خریدن زمان» تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هدف اصلی اوباما از ارسال پیام به خامنه‌ای

همکاری جمهوری اسلامی با سوریه در ساخت پایگاهی نظامی جهت انتقال مستقیم محموله های نظامی به این کشور

دزدیدن موشکهای پیشرفته سطح به هوای ساخت روسیه در لیبی توسط سپاه پاسداران و انتقال آنها به پایگاهی در سودان

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

منابع اطلاعاتی غربی گزارش میدهند که اوایل ماه جاری میلادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران با سوء استفاده از هرج و مرج حاکم در لیبی در پی سقوط رژیم معمر قذافی، اقدام به دزدیدن دهها موشک پیشرفته سطح به هوا ساخت روسیه و مقادیر زیادی سلاح کرده و آنها را به پایگاهی در آن سوی مرز در کشور همسایه سودان انتقال داده است. این عملیات توسط واحدهای وابسته به سپاه قدس جمهوری اسلامی صورت گرفته است. این واحدها از پایگاه خود در سودان به لیبی رفته و سپس اقدام به خارج کردن موشک ها و دیگر انواع سلاح از این کشور کرده و آنها را به پایگاه خود در جنوب سودان انتقال داده اند.

موشک های دزدیده شده از نوع SA-24 بوده اند که روسیه در سال ۲۰۰۴ به لیبی فروخته بوده است. این موشک ها قادر هستند که هواپیماهای در حال پرواز تا ارتفاع ۳۷۰۰ متری سطح زمین را ساقط کنند. از این موشکها به عنوان همرده موشکهای آمریکایی «ستینگر» که توسط مجاهدین افغانی مورد پشتیبانی آمریکا جهت شکست شوروی در افغانستان در دهه ۸۰ میلادی استفاده شده بود، نام برده میشود. این منابع اطلاعاتی معتقد هستند که موشکها و سلاح های دزدیده شده هم اکنون در مکانی مخفی تحت کنترل سپاه قدس در الفشیر، پایتخت دارفور شمالی، نگهداری میشوند. همچنین گزارش شده است که تعدادی از این سلاح ها به مصر قاچاق شده است.

اخیرا دولتهای ایران و سودان یک معاهده همکاری دفاعی را امضا کرده بودند، و صدها عضو سپاه قدس ایران در سودان مستقر شده اند و در آنجا مشغول به آموزش نیروهای نظامی آن کشور و نیز کمک به دولت سودان برای سرکوب گروههای شورشی آن کشور میباشند. سپاه همچنین پایگاههای آموزشی را در سودان برپا کرده است و در آنجا به آموزش نظامی گروههای تروریست اسلامی مشغول است.

مقام های اطلاعاتی غربی نگران این هستند که این سلاح ها ممکن است به دست گروههای تندرو افتاده و جهت انجام عملیات تروریستی مورد استفاده قرار گیرد.

برگردان مقاله روز پنج شنبه تلگراف

مطالب مرتبط:

همکاری جمهوری اسلامی با سوریه در ساخت پایگاهی نظامی جهت انتقال مستقیم محموله های نظامی به این کشور

پلیس اسپانیا فروش و انتقال غیر قانونی هلیکوپترهای آمریکایی به ایران را متوقف کرد

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: