بایگانی برچسب‌ها: حقوق زنان

در نظر آخوندها زنان موجودات کم عقلی هستند که همواره نیازمند سرپرستی جنس مذکر میباشند!

ایران کشوری است که در آن یک پسر ۱۸ ساله بدون نیاز به اجازه کسی میتواند راسا برود و پاسپورت بگیرد، در حالیکه یک زن بالغ و عاقل ۴۰ ساله حتی اگر دکتر، مهندس، وکیل و یا استاد دانشگاه هم باشد نمیتواند برود پاسپورت بگیرد و حتما به اجازه قیم خود نیاز دارد!! (عطف به تصویب یک قانون ضد زن دیگر در رژیم اسلامی)

[با عرض پوزش از خانم های گرامی] در نظر آخوندها و اسلامگرایان، زنها موجوداتی کم عقل و نادان هستند که همواره به یک سرپرست و آقا بالاسر نیاز دارند! تا زمانی که ازدواج نکرده اند قیم و صاحب اختیار آنها پدر، برادر و یا عموی آنهاست، بعد از ازدواج هم شوهر این سرپرستی را بر عهده میگیرد!! حالا اگر زنی هیچ کدام از اینها را نداشته باشد، حاکم شرع (یک عدد آخوند) برای او تصمیم میگیرد که به او پاسپورت بدهد یا ندهد…!

البته سر زدن این نوع رفتار از سوی اسلامگرایان به هیچ وجه عجیب نیست! وقتی در کتاب مقدس آنها یعنی قرآن ارزش شهادت هر زن نصف ارزش شهادت هر مرد میباشد، وقتی دیه کل یک زن از ارزش دیه بیضه چپ یک مرد کمتر است، دیگر چه انتظاری دارید (داریم)؟! این حکومت جنایت و سرکوب زیاد کرده، این حکومت و به طریق اولی اسلام، به شدت ضد بشری هستند اما انصافا ستمی که اسلام و حکومت های اسلامی به زنان روا داشته اند غیر قابل توصیف است! از حجاب اجباری، نداشتن حق ازدواج و یا حق طلاق، نداشتن حق حضانت فرزند گرفته تا مجاز بودن صیغه، سهم کمتر زنان در مقایسه با مردان در دیه، حق ارث، تبعیض جنسیتی در ورود به دانشگاه و استخدام، الی آخر …!

در همین زمینه:

تبعیض جنسیتی تاریخی علیه زنان از کجا ناشی میشود؟ چگونه میتوان زنان را نیرومند کرد؟

ترور دختر نوجوان پاکستانی توسط طالبان؛ علت وحشت افراطیون مذهبی از تحصیل دختران چیست؟

ترور دختر نوجوان پاکستانی توسط طالبان؛ علت وحشت افراطیون مذهبی از تحصیل دختران چیست؟

ملالی یوسف زی دختر نوجوان پاکستانی هدف گلوله تروریستهای طالبان قرار گرفته است.

ملالی یوسف زی یک دختر ۱۴ ساله پاکستانی است که روز سه شنبه در راه بازگشت از مدرسه به خانه هدف حمله طالبان قرار گرفت. یک تیر به سر و تیری دیگر به گردن او اصابت کرد. خوشبختانه او از این حمله جان به در برد اما واقعا چگونه میشود که یک گروه تا به دندان مسلح یک دختر نوجوان را تهدیدی برای خود شناخته و به حذف فیزیکی او اقدام میکند؟!

شاخصه ملالی یوسف زی، شجاعت و سلاح او قلم او بود. ملالی از سن ۱۱ سالگی شروع به وبلاگ نویسی کرد و در وبلاگ خود نسبت به محدودیت هایی که طالبان برای تحصیل دختران در محل زندگی اش در دره سوات در شمال غرب پاکستان ایجاد کرده بود، اعتراض میکرد. ملالی علیرغم سن کم، با شجاعتی کم نظیر در مقابل گروهی واپسگرا و افراطی قد علم کرد و تحصیل را حق هر کودک از جمله دختران میدانست. او از همسالان دختر خود میخواست که از تهدیدهای طالبان هراسی به دل راه ندهند و برخلاف خواست آنها هر روز به مدرسه بروند. شجاعت و جسارت ملالی خشم طالبان را برانگیخت، تندروهایی که عادت ندارند کسی مخالف آنها حرفی بزند. ملالی در حقیقت نماد روشنی در مقابل تاریکی است.

اما مخالفت اسلامگرایان تندرو با تحصیل دختران موضوعی جدید نیست و به پاکستان هم محدود نمیشود. هنگامی که خبر ترور این دختر شجاع توسط طالبان را میخواندم ناخودآگاه به یاد سخنان منسوب به شیخ فضل الله نوری افتادم که گفته میشود بیش از ۱۰۰ سال پیش و در زمان گشایش مدرسه در ایران بیان کرده بوده است. این شیخ متحجر در آن زمان نسبت به باز شدن مدارس به سبک جدید و به ویژه مدارس برای دختران به شدت ابراز خطر کرده و مدعی شده بوده است که «مدرسه علم برای نسوان خلاف دین و مذهب است»! او حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و باز شدن مدارس دخترانه را در ردیف ترویج فاحشه خانه دانسته بوده است! (سند)

سوالی که مطرح میشود این است که چرا تندروهای مذهبی تا بدین حد از درس خواندن و تحصیل دختران و زنان وحشت دارند؟!

همانطور که پیشتر در مطلبی به مناسبت روز جهانی زن نوشته بودم، علت این است که تقریبا همه پیامبران، رهبران و افراطیون مذهبی مرد هستند. مسلما به اسارت گرفتن و تحت قیمومیت داشتن یک زن بی سواد و ناآگاه به مراتب آسانتر از یک زن تحصیلکرده و دارای موقعیت اجتماعی است. یکی از مهمترین عوامل موثر در ارتقای جایگاه اجتماعی افراد، سطح تحصیلات و سواد است. مسلما زنی که از تحصیلات بالایی برخوردار است در مقایسه با یک زن بی سواد، میتواند شغل بهتر و مناسبتری پیدا کند و در نتیجه از نظر مالی مستقل خواهد بود. استقلال مالی خود به خود تا حدود زیادی فرد را از وابستگی و سلطه دیگران نجات میدهد. مثلا یک زن تحصیل کرده در مقایسه با یک زن امی، نسبت به قوانین زن ستیز اسلام اعتراض خواهد کرد. از سوی دیگر زنی که سواد کافی دارد، میتواند کتاب بخواند، و در نتیجه به حقوق خود آگاه است و به هر خواسته غیر منطقی تن نمیدهد. چه بسا زنان تحصیل کرده و دارای موقعیت های برتر اجتماعی که بخواهند نماینده مجلس شوند و سیاستهای کلی کشور را تغییر دهند. همه این موارد در تضاد با خواست تندروهای مذهبی است که خواهان زنانی سلطه پذیر و اسیر هستند که چالشی در مقابل تمایلات تمامیت خواهانه آنها در جامعه و در خانه ایجاد نمیکنند.

اصولا رمز دوام و پایداری مذاهب و افراطیون مذهبی، رواج بی سوادی و عدم تفکر در میان افراد جامعه است. 

مطالب مرتبط:

تبعیض جنسیتی تاریخی علیه زنان از کجا ناشی میشود؟ چگونه میتوان زنان را نیرومند کرد؟

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

این مذهب است که میتواند موجب انجام چنین کارهای وحشتناکی بشود

تبعیض جنسیتی تاریخی علیه زنان از کجا ناشی میشود؟ چگونه میتوان زنان را نیرومند کرد؟

۸ مارس به عنوان روز جهانی زن نام گذاری شده است. معمولا این نام گذاری‌ها برای جلب توجه نسبت به موضوعات مهم که شایسته گرامیداشت و ارج نهادن هستند صورت میگیرد. مثلا در حالی که روز جهانی کارگر یا روز جهانی کودک داریم، چیزی به اسم روز جهانی پولدارها یا روز جهانی سیاستمداران نداریم، چون آنها نیازی به توجه ندارند! 🙂

اگر به تاریخ بنگریم متوجه میشویم که زنان در جوامع مختلف همواره از حقوق اجتماعی پایینتری نسبت به مردان برخوردار بوده‌اند و به گونه‌ای جنس درجه دوم محسوب میشده‌اند! چرا چنین است؟ این تبعیض جنسیتی از کجا ناشی میشود؟ راهکارهای ارتقای سطح اجتماعی زنان و برابری حقوق زن و مرد در جامعه کدام است؟

زنان در عصر قدیم

شکار، جنگ و دفاع از خود، از مهمترین مشغله‌های زندگی انسان اولیه بوده است. این موارد همگی نیازمند قوای جسمانی است که  به طور طبیعی در جنس نر بیشتر از جنس ماده وجود داشته است. لذا از همان ابتدا، مردان بر زنان برتری یافتند و از زنان تنها جهت بقای نسل استفاده میشده است. در هزاره‌های بعدی اگرچه معدود زنانی موفق به حضور در رده‌های بالاتر اجتماع همچون دربار شاهان یا سپاه میشدند اما از آنجایی که جنگها همچنان بخش مهمی از زندگی بشر را تا مدتی پیش تشکیل داده و مردان اکثریت قاطع جنگجویان را تشکیل میداده‌اند، لذا نقش برتر مردان در اجتماع همچنان حفظ شد.

نقش ادیان

جایگزین شدن تفکر و اندیشه و در نتیجه تولید به جای جنگ و شکار، به طور طبیعی موجبات افزایش حضور زنان در اجتماع را فراهم آورد. با این وجود پیدایش ادیان، حضور زنان در جوامع را محدود کرد و ستمهای زیادی بواسطه تفکرات دینی بر زنان رفت. اگر نگاهی دقیق به ادیان صورت بگیرد دریافته میشود که اکثر ادیان به زنان به چشم شهروندان درجه دوم نگاه کرده و میکنند. دلیل اصلی این موضوع این است که ادیان توسط مردان ایجاد شده‌اند. تقریبا تمامی پیامبران مرد هست. حتی خود خدا هم مرد است! لذا جای تعجب نیست که پیدایش ادیان و تفکر دینی منجر به استثمار هرچه بیشتر زنان گردید و نقشی غیر قابل انکار در فرو کاستن حقوق زن در جامعه و جایگاه اجتماعی او ایفا کرد.

اسلام و یهودیت نمونه‌های بارز ادیان زن ستیز میباشند. نصف بودن شهادت (در دادگاه)، حق دیه و یا ارث زنان در مقایسه با مردان در اسلام یکی از بارزترین این موارد است. در قرآن به صراحت مجوز برده داری، اسارت و تصاحب زنان شوهردار به عنوان غنیمت جنگی و امکان برقراری رابطه جنسی با کنیز بدون اینکه نیازی به رضایت او وجود داشته باشد، صادر شده است (سوره نساء). مردان میتوانند با زنان بیشماری همخوابگی کنند، در حالیکه اگر زنی این کار را انجام دهد شلاق خورده و یا سنگسار میشود. در کتابهای آسمانی اکثر جملات خطاب به مردان نوشته شده است. حتی در توصیف بهشت و پاداش مومنان در قرآن به مواردی اشاره شده است (مثلا حوریان باکره) که قاعدتا مطلوب مردان است و نه زنان!

سوال: علت چیست؟ چگونه است که اگر زنی به شوهرش خیانت کند سنگسار میشود اما اگر مردی به زنش خیانت کند، تنها شلاق میخورد؟ چگونه است که در اسلام زنان همواره تحت قیمومیت مردان هستند؛ پیش از ازدواج تحت قیمومیت پدر یا برادر و پس از ازدواج تحت قیمومیت شوهر یا پسر؟!

واضح است، چونکه پیامبر اسلام یا پیامبر یهود یا پیامبران دیگر همگی مرد هستند. لذا بدیهی است که قوانینی وضع کنند که به نفع خودشان باشند، به مواردی امر کنند که خودشان مایل به انجام آن باشند! مواردی همچون غیرت، ناموس، صیغه، مهریه، نامحرم و حجاب مفاهیمی مذهبی و نشات گرفته از تفکرات دینی هستند  که همگی مستقیم یا غیر مستقیم در جهت اسارت و استثمار جنس زن به کار برده میشوند. جای تعجبی نیست که امروزه بزرگترین کشورهای ناقض حقوق زنان کشورهای مسلمان هستند! هنوز در برخی از کشورهای مسلمان زنان حق رای ندارند! در تاریخ کشور ما عمده افراد مخالف تحصیل زنان و دختران، حضور زنان در اجتماع یا رای دادن آنها، آخوندها و افراد با تفکر مذهبی بوده‌اند. شیخ فضل الله نوری و سید حسن مدرس نمونه بارز این گونه افراد بوده‌اند. آنها به خوبی میدانستند که با به مدرسه رفتن زنان و دختران و افزایش سطح آگاهی آنها، دیگر قادر نخواهند بود با آنها همچون بردگانی تحت قیمومیت رفتار کرده و به استثمار و تجاوز به حقوق آنها ادامه دهند.

سوال: چگونه میتوان زنان را نیرومند کرد؟

 * به نظر من امروزه مهمترین عامل در نیرومند کردن زنان در جامعه، تحصیل و آگاهی است. دانش چراغ مقابله با گمراهی و ظلمت است. وقتی زنان آموزش ببینند، به مدرسه و دانشگاه بروند، علاوه بر اینکه نسبت به حقوق خود آگاه میشوند، میتوانند به فرصت‌های شغلی دست یافته و در نتیجه به پول و نفوذ بالاتری در اجتماع برسند. کسی که از خود کار و درآمدی دارد، مسلما میتواند مستقل زندگی کند و برده و فرمانبردار کس دیگری نباشد اما زنانی که وابسته به درآمد همسران یا پدران خود هستند، طبعا قدرت و نفوذ زنان شاغل را نخواهند داشت.

 * علاوه بر تحصیل، اتحاد و همبستگی میان زنان لازمه موفقیت در دستیابی به حقوق برابر با مردان در جامعه است. وقتی زنان در راه احقاق حقوق خود متحد شوند، قادر خواهند بود بر سیاستمداران اثر گذاشته و آنها را مجبور به تغییر قوانین در جهت برابری حقوق زن و مرد در جامعه بنمایند. علاوه بر این زنان قادر خواهند بود افرادی از میان خود را به مقامهای بالای سیاسی و اجتماعی برسانند و مشکلات و خواسته‌های خود را مطرح کرده و قوانین را به نفع خود تغییر دهند.

 * ورزش و تغذیه مناسب دختران و زنان هم امری حائز اهمیت است. تغذیه اصولی در کنار ورزش یکی از مهمترین موارد حصول سلامت جسمانی در انسانهاست که میتواند به افراد در رسیدن به موفقیت در زندگی و به زنان در پیدایش فرزندانی سالم و نیرومند کمک کند.

 * در نهایت دور کردن ادیان از سیاست و ریشه کن کردن تفکرات مذهبی به ویژه از نوع رادیکال از مواردی است که زنان از طریق آن میتوانند امیدوار باشند که به حقوق برابر با مردان دست یابند. همانطور که قبلا هم اشاره شد، از آنجایی که ادیان همگی از سوی مردان پدید آمده اند، بالقوه زن ستیز و به نفع مردان هستند. لذا نباید اجازه داد که آنها در سیاست و قانون گذاری نقش داشته باشند در غیر این صورت نمیتوان انتظار پیدایش قوانینی پایبند به برابری حقوق زن و مرد در جامعه را داشت.

درخواست بریتانیا از جمهوری اسلامی برای بررسی دقیق علت و چگونگی مرگ هاله سحابی

روز پنج شنبه بریتانیا همگام با وزارت خارجه آمریکا و نهادهای حقوق بشر از جمهوری اسلامی خواست تا تحقیقاتی فوری را جهت یافتن علت و چگونگی مرگ خانم هاله سحابی آغاز کند.

هاله سحابی، فعال حقوق زنان و دختر مخالف سیاسی مشهور عزت الله سحابی، روز چهارشنبه در حین درگیری با ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در خلال مراسم خاکسپاری پدرش، دچار حمله قلبی شده و جان سپرد. گزارش‌ها حاکی است که هاله سحابی در حالیکه عکسی از پدرش را در دست داشته است در جلوی مراسم خاکسپاری در حال حرکت بوده است که مورد حمله قرار گرفته، به زمین افتاده و نهایتا بر اثر حمله قلبی فوت میشود.

سخنگوی دفتر خارجی بریتانیا از جمهوری اسلامی خواسته است که تحقیقات فوری و شفافی را درباره مرگ خانم سحابی آغاز کند و همچنین به دوستان و خانواده او اجازه برگزاری یک مراسم سوگواری بدون دخالت داده شود. به دلیل ترس حاکمیت از اعتراض‌های مردمی، خاکسپاری هاله سحابی تنها چند ساعت پس از فوت و در حالیکه پاسی از شب گذشته بوده است صورت میپذیرد، اتفاقی که برخلاف آیین های دین اسلام است. بستگان او میگویند که ماموران امنیتی جسد او را دزدیده و به آنها اجازه برگزاری آیین‌های متداول مذهبی را نداده‌اند.

گفتنی است هاله سحابی، فعال حقوق زنان، که در حال گذراندن دوره محکومیت ۲ ساله زندان خود بود، به طور موقت اجازه یافته بود تا در مراسم خاکسپاری پدرش شرکت کند. وی در جریان اعتراض های مردمی گسترده در ایران پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری این کشور در سال ۲۰۰۹، به ۲ سال زندان محکوم شده بود.

منبع: گاردین

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: