بایگانی برچسب‌ها: حقوق بشر

علت افزایش حملات حکومتی به موسوی و کروبی و تشدید نقض حقوق بشر در ایران چیست؟

بازنشر سخنان تقابل جویانه ۲ سال پیش علی خامنه ای در سایت رسمی اش با این پوستر حاوی عبارت"نابخشودنی"
بازنشر سخنان تقابل جویانه ۲ سال پیش علی خامنه ای در سایت رسمی اش با این پوستر حاوی عبارت»نابخشودنی»

در روزهای اخیر بعد از مدتها مجددا از تریبونهای حکومتی مانند نماز جمعه یا صدا و سیما شاهد درخواست اعدام برای موسوی و کروبی از سوی شخصیت های تندرو وابسته به حکومت هستیم. حتی سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی با انتشار یادداشتی با عنوان «نابخشودنی» به بازشر اظهارات ۲ سال و نیم پیش خامنه ای در حمله و تخطئه جنبش سبز پرداخته و صراحتا عزم حکومت برای افزایش تقابل و برخوردها را نشان داده است. این  همه در حالی روی میدهد که بسیاری از مردم و حتی فعالان سیاسی امیدوار بودند که با ریاست جمهوری روحانی و شعار «اعتدال» وی، رفته رفته شاهد کاهش فشارها بر زندانیان سیاسی و نهایتا رهایی موسوی، کروبی و رهنورد از حصر باشیم.

بررسی اظهارنظرها و تحلیل رفتار مقام های حکومتی به ویژه رهبری رژیم در ماههای اخیر نشان می دهد که حکومت از دو اتفاق مهم امسال به شدت به خود غره شده و به قول معروف کبکش خروس میخواند و لذا فرصت را برای تسویه حساب های سیاسی، افزایش فشار بر مخالفان و عقده گشایی از منتقدان و رقبای سیاسی سابق مناسب یافته است تا همانطور که چهره های حکومتی مختلف هم در اظهارات خود به اشکال مختلف اذعان کرده اند، درس عبرتی را به دیگر منتقدان و مخالفان خود داده باشند. دو اتفاق مهم امسال یکی انتخابات ریاست جمهوری و دیگر توافق هسته ای با کشورهای ۱+۵ است.

مقام های ارشد رژیم و در صدر آنها علی خامنه ای، از برگزاری آرام، نسبتا پررونق و به زعم خود «موفقیت آمیز» انتخابات ریاست جمهوری و به روی کار آمدن فردی از حلقه خودی ها با سابقه ۳ دهه حضور در مناصب ارشد امنیتی و مدیریتی نظام به عنوان ریاست جمهور، بسیار خرسند هستند. درست است که بخشی از مردم به ناچار و برای کاهش فشار سنگین تحریم ها به روحانی که در مقایسه با بقیه کاندیدهای به شدت تندرو، میانه رو محسوب میشد رای دادند اما شکی نیست که همین حضور درصد بالایی از مردم در انتخابات علیرغم تقلب گسترده ای که در انتخابات قبلی رخ داد و سرکوب و کشتار وحشیانه معترضان پس از آن، به نوعی ثبات رژیم را دستکم در کوتاه مدت تضمین کرد. این اتفاق و نیز رفتن احمدی نژاد دردسر ساز و بلندپرواز، یک آرامش نسبی و اطمینانی را در فضای سیاسی حکومتی حاکم کرد. شاید همین موضوع دلیل اصلی افزایش بی سابقه اعدام ها در ماههای اخیر پس از انتخابات ریاست جمهوری باشد.

این فضای آرامش و اطمینان از آینده با توافق نصفه و نیمه هسته ای با قدرتهای جهانی و در نتیجه آن از بین رفتن احتمال هرگونه حمله نظامی و یا تشدید تحریم ها در آینده نزدیک و نیز آزادی ۸ میلیارد دلار از پولهای ایران در خارج از کشور، بیشتر و بیشتر شده است. علم به این واقعیت که مساله نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران، سرکوب مخالفان و روزنامه نگاران و نیز حصر موسوی و کروبی اساسا در جریان مذاکرات هسته ای مطرح نشده و حکومت هیچ گونه فشاری را از این ناحیه متحمل نگردیده است، افزایش شمار اعدام ها و نیز حملات اخیر به موسوی و کروبی و عقده گشایی ها علیه آنها را قابل درک می سازد!

شکی نیست که حملات اخیر به موسوی و کروبی و فراخوانهای اعدام برای آنها در رسانه ها و تریبونهای حکومتی، جهت افزایش فشار بر آنها به منظور نوشتن «توبه نامه» می باشد تا خامنه ای که مدتهاست به دیکتاتوری خودکامه تبدیل شده است بار دیگر از طریق تحقیر مخالفان و منتقدان خود به نوعی «ارضا» شود. اما سوال اینجاست که آیا نمی شد در ماههای اخیر به نحوی به حکومت فشار آورد؟ آیا اصلاح طلبان و در صدر آنها خاتمی نمیتوانستند به جای حمایت همه جانبه و بی چون و چرا از شخص روحانی در انتخابات، حضور خود و نیروهای حامی خود را مشروط به آزادی موسوی و کروبی بنمایند؟ آیا اگر آن گروه از رای دهندگان به روحانی که در سال ۸۸ به موسوی و کروبی رای داده بودند به جای «تشکر»های گاه و بی گاه خود از وی، هرچه صریح تر و قاطع تر از وی میخواستند که کاری برای رفع حصر و کاهش فشار از زندانیان سیاسی انجام دهد، اکنون کار به اینجا کشیده بود؟!

سوال دیگر این است که چگونه کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا که بانگ حمایت از حقوق بشرشان همه جا را فرا گرفته، در جریان مذاکرات هسته ای که مناسبترین موقع برای گرفتن امتیاز از رژیم است کوچکترین صحبتی از موارد نقض حقوق بشر در ایرانِ تحت حاکمیت جمهوری اسلامی نکردند و نمیکنند؟! چرا ادامه مذاکرات را مشروط به آزادی مخالفان سیاسی از جمله موسوی و کروبی نمیکنند؟! چرا اپوزیسیون خارج از کشور با این همه شوراهای جور واجور که همگی صفت «ملی» را یدک میکشند با این کشورها لابی نمیکنند تا در حین مذاکرات مساله نقض حقوق بشر و زندانیان سیاسی و از جمله حصر موسوی و کروبی را با طرف ایرانی مطرح کنند؟! اگر این دورنگری ها و فعالیت ها از سوی منتقدان داخلی و مخالفان خارجی رژیم صورت میگرفت آیا اکنون جمهوری اسلامی جرات میکرد که این چنین به خود غره شود و دست خود را باز ببینند تا سرکوب ها و فشارها را تشدید کند؟!

کشتار وحشیانه ایرانیان غیر مسلح ساکن کمپ اشرف، قلب هر انسان آزاده ای را به درد می آورد!

بار دیگر جمهوری اسلامی از طریق عوامل خود در عراق و نیروهای نظامی این کشور، ایرانیان بی دفاع و غیر مسلح ساکن پایگاه اشرف را به خاک و خون کشید (منبع). صرفنظر از نوع دیدگاه فکری و عقیدتی مجاهدین، این جنایت ددمنشانه. قلب هر انسانی را به درد می آورد.

این مرتبه اولی نیست که چنین اتفاقی در کمپ اشرف می افتد. در دفعات قبل هم شاهد جنایات عراقی ها و عوامل جمهوری اسلامی در راکت پراکنی علیه ساکنان بی دفاع این پایگاه بودیم که منجر به کشته و زخمی شدن عده زیادی شده بود. اما به نظر می رسد با توجه به عدم واکنش قاطع کشورهای غربی و اکثر گروهها و شخصیت های پرنفوذ ایرانی نسبت به جنایات قبلی، دولت های عراق و جمهوری اسلامی با پروای بیشتری به جنایات خود ادامه می دهند به طوریکه این بار تعداد کشته شده ها بسیار زیاد و بر طبق برخی گزارشها به رقم تکان دهنده ۷۰ نفر می رسد!

طبق گزارشها و تصاویر منتشر شده دستان بسیاری از ایرانیان کشته شده ابتدا بسته شده و سپس تیر به سر و صورت آنها شلیک شده است. این موضوع در کنار این واقعیت که کلیه ساکنان این پایگاه از زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ غیر مسلح می باشند، شکی در مقصر بودن نیروهای عراقی در وقوع این جنایت باقی نمی گذارد. اگرچه مجاهدین و مسئولان عراقی روایات متفاوتی از آنچه رخ داده است را مطرح کرده اند اما با رجوع به روایات نقل شده از سوی دو طرف در پی وقوع حوادث مشابه در گذشته و نیز انتشار بیانیه فوری و سرشار از شادمانی سپاه پاسداران، می توان با اطمینان بالایی گفت روایتی که مسئولان عراقی و ایرانی مطرح می کنند تحریف شده بوده و این جنایت از پیش برنامه ریزی شده بوده است.

صرفنظر از مسئولیت مستقیم حکومتهای عراق و جمهوری اسلامی در این جنایت، به نظر می رسد کشورهای غربی و گروههای مختلف ایرانی مخالف جمهوری اسلامی هم مسئولیت غیر مستقیم در تکرار این جنایات برعهده دارند. چه بسا اگر کشورهای غربی در دفعات قبلی به اعمال فشار شدید بر حکومت عراق می پرداختند و دولت عراق را که وابستگی شدیدی به فروش نفت خام دارد را وادار به مجازات عاملان جنایات قبلی و عدم پیروی از منویات سران جمهوری اسلامی می نمودند و از آنها تعهد لازم برای عدم تکرار چنین وقایعی را دریافت می کردند دیگر امروز شاهد چنین جنایتی نمی بودیم.

چه بسا اگر گروههای مختلف اپوزیسیون و ایرانیان صاحب نفوذ در کشورهای غربی، سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری، اختلاف دیدگاه سیاسی و یا عقیدتی خود با مجاهدین را به کناری می گذاشتند و از اعتبار و نفوذ خود برای اعمال فشار به کشورهای غربی، دولت عراق و سازمانهای بین المللی استفاده می کردند و خواستار مجازات عاملان و آمران جنایات قبلی می شدند امروز شاهد تشدید این جنایتها نمی بودیم.

من در همین وبلاگ مطالب متعددی در نقد و یا افشاگری نسبت به سازمان مجاهدین و عملکرد آنها منتشر کرده ام، اما اختلاف دیدگاه سیاسی و عقیدتی من با این سازمان و به ویژه نقد من نسبت به عملکرد رهبران این سازمان به هیچ وجه به معنی این نیست و نباید باشد که چشم بر به خاک و خون کشیده شدن و آزار و اذیت آنها ببندم. من وقتی بیانیه مشمئز کننده سپاه را دیدم واقعا تنم لرزید از این همه شقاوت و سیاهی قلب این جنایتکاران.

در پایان از افرادی که به بهانه عملکرد ۳۰ سال پیش مجاهدین مسلح آن زمان، جنایات علیه اعضای غیر مسلح و بی دفاع کنونی آنها را توجیه می کنند تقاضا میکنم که قدری با خود تامل کنند. آیا واقعا شلیک تیر در سر یک فرد غیر مسلحی که دستانش از پشت بسته شده است، قابل توجیه است؟ آیا چنین رفتاری وحشیانه نیست؟ اصلا فرض کنیم مقتول گناهکار بوده، آیا هیچ دادگاه و محکمه ای لازم نیست؟ چگونه میتوان از چنین جنایتی اظهار خوشحالی نمود؟!

ویدئویی از کشته شدگان که هدف اصابت گلوله از ناحیه سر قرار گرفته و قبل از کشته شدن دستانشان از پشت بسته شده بوده است:

چرا نه به اعدام کودکان؟

child execution

اعدام کودکان نه تنها زشت و غیر اخلاقی که عاری از هرگونه پشتوانه عقلی و منطقی است!

در خبرها آمده بود که قرار است هفته آینده فردی به نام «صابر» به خاطر عملی که در کودکی انجام داده بوده، به دار آویخته شود!!

اعدام عملی زشت و غیر اخلاقی است، مشکلی را هم حل نمی‌کند زیرا تنها به پاک کردن صورت مسئله می‌پردازد و به ریشه مشکل توجهی نمی‌کند! اما «اعدام کودکان» نه تنها زشت‌تر و نکوهیده‌تر که عاری از هرگونه پشتوانه عقلی و منطقی است.

فرق یک «کودک» با یک «بزرگسال» در این است که کودک هنوز به بلوغ رشدی و عقلی نرسیده است و لذا نمی‌تواند مسئولیت تصمیم‌ها، اعمال و رفتار خود را برعهده بگیرد. اتفاقا این موضوع یکی از دلایل اصلی است که یک کودک به «قیم» و «سرپرست» نیاز دارد. به عنوان مثال وقتی به یک کودک، ثروتی به ارث می‌رسد آن ارث را تا زمان رسیدن به تکامل عقلی که در اغلب کشورها ۱۸ سالگی تعیین شده است، در اختیار کودک قرار نمی‌دهند. با توجه به این منطق و استدلال است که اگر کودکی مرتکب جنایتی شود، نمیتوان او را مجازات کرد، چون هنوز به مرحله «بلوغ عقلی و فکری» نرسیده است. اینکه در فقه اسلامی تصریح شده است که هر کودک نیاز به قیم دارد اما در عین حال افراد را به خاطر ارتکاب به قتل در دوران کودکی، به اعدام محکوم می‌کنند نشان دهنده تناقض آشکار در نوع منطق و استدلال است.

اگر در فقه اسلامی -که شالوده قوانین جمهوری اسلامی است بر آن بنا شده است- کودکان از نظر عقلی بلوغ یافته تلقی می‌شوند، پس چرا ارث به خودشان تعلق نمی‌گیرد؟ پس چرا دختر و پسر زیر ۱۸ سال به اجازه پدر یا قیم برای ازدواج نیاز دارند؟ پس چرا گواهینامه رانندگی یا پاسپورت مستقل نمی‌توانند بگیرند؟ و هزاران سوال دیگری که تمامی تناقض در استدلال قانون گذار را نشان میدهد! چگونه است که تنها زمانی که بحث «قصاص» مطرح است، کودک از نظر عقلی و فکری کامل تلقی می‌شود و حکم اعدام برای او صادر می‌شود؟! اینکه جمهوری اسلامی اعدام کودکان را به بعد از رسیدن آنها به سن ۱۸ سالگی موکول می‌کند هم از زشتی عمل کم نمی‌کند و خللی در ناقص و متناقض بودن منطق قانونگذار وارد نمی‌سازد زیرا حکم اعدام بر اساس عملی صادر شده که کودک در زمان کودکی و در دوران عدم بلوغ فکری و عقلی انجام داده است!

مسلما هستند نوجوانان شروری که به کارهای خلاف روی می‌آورند، اما اگر دقیق بررسی کنیم و علت را جویا شویم، در خواهیم یافت که تقریبا تمامی این افراد از خانواده‌هایی مشکل دار با سابقه اعتیاد پدر و مادر، طلاق، فقر یا بیکاری، برخاسته‌اند و آنها در واقع خود «قربانی» جامعه و شرایط محیطی نامناسبی هستند که در آن رشده یافته‌اند. لذا راهکار حل مشکل «کودکان بزه‌کار» نه زندان یا از آن بدتر اعدام که از بین بردن ریشه‌های «تولید ناهنجاری» و انحراف کودک از مسیر صحیح رشد و ترقی است.

در همین زمینه:

از قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تا وجدان بیدار ایرانیان آزاده!

اندر حکایت مردمی که به قصد تماشای «جان کندن» یک انسان به ورزشگاه رفته بودند…!

تبرئه مرتضوی نشان داد که جنایات کهریزک مورد تایید نظام بوده است!

kahrizak04

سعید مرتضوی از اتهام معاونت در قتل تبرئه شد! همانطور که پیش بینی می شد چاقو دسته خودش را نبرید…!

۴ سال پیش ۵ نفر در زندان کهریزک جان باختند. پس از کش و قوس فراوان حتی خود حکومت و کمیته بررسی مجلس هم پذیرفت که این افراد بر اثر ضرب و جرح (شکنجه) و شرایط نامناسب بهداشتی جان باخته اند. مهدی کروبی حتی اعلام کرد که چند نفر به او مراجعه کرده و گفته اند که در زندان مورد تجاوز قرار گرفته بوده اند. ۲ نفر از پزشکان کهریزک که زندانیان را معاینه کرده بودند بعد از لو رفتن ماجرا و تایید وقوع آثار شکنجه بر بدن زندانیان، به طرز مشکوکی کشته شدند!!

پس از همه این ماجراها که حکایت از وقوع شکنجه و تجاوز سیستماتیک در کهریزک داشت، حکومت عده ای سرباز و مامور پایین رتبه را به زندان محکوم کرد و متهم ردیف اول یعنی مرتضوی علیرغم فشار مجلس در دولت ارتقا درجه گرفت و از ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا به ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب شد!! تا اینکه بالاخره بعد از چند سال بر اثر فشار خانواده کشته شدگان از جمله یکی از آنها به نام روح الامینی که پدرش از نزدیکان به حاکمیت است، پرونده قضات درگیر در ماجرا با اتهام معاونت در جنایت و ارسال گزارش دروغین مبنی بر مرگ بر اثر مننژیت به جریان افتاد.

چند هفته پیش زمزمه هایی مبنی بر صدور حکم ۱۵ سال زندان برای مرتضوی متهم شماره اول به گوش می رسید اما مرتضوی در مصاحبه با خبرگزاری ها در حالیکه کاملا مطمئن و آسوده خاطر به نظر میرسید خود را «سرباز ولایت» خواند و گفت که فقط دستورات را اجرا میکرده و حالا هم به حکم نظام «تمکین» میکند! بالاخره انتظارها به پایان رسید و احکام ۳ قاضی دخیل در ماجرا امروز صبح صادر شد! محرومیت از اشتغال در منصب های دولتی برای ۵ سال بیشترین مجازات متهمان است! از سوی دیگر مرتضوی از اتهام معاونت در قتل به کلی تبرئه شده و تنها به پرداخت مبلغ ناچیز ۲۰۰ هزار تومان به خاطر صدور گزارش دروغ مبنی بر مرگ به دلیل مننژیت محکوم شده است!!

حکومت با این حکم نشان داد که در جنایت کهریزک به طور مستقیم دخیل بوده و کاملا آنها را تایید کرده است و اتفاقا حق با مرتضوی است آنجا که میگوید تنها دستورات را اجرا کرده است! شکی نیست که مرتضوی فقط یک نوچه است و البته حکومت دوست ندارد نوچه های وفادار خود را برنجاند!

یاد و خاطره ۵ کشته شده کهریزک و ۲ پزشک به قتل رسیده گرامی باد!

آیا رضا پهلوی دروغگوست؟

reza pahlaviسال پیش درست در چنین روزهایی رضا پهلوی با سفر به شهر لاهه در هلند مدعی شد که با همکاری یک تیم حقوقی از جمله با حضور «محمد مصطفایی» وکیل حقوق بشر، یک پرونده مفصل حقوقی از موارد متعدد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی تحت رهبری علی خامنه‌ای را در قالب شکایت به دادگاه بین المللی لاهه در هلند تقدیم کرده است. آن زمان من به عنوان وبلاگ نویسی مستقل و طرفدار حقوق بشر از این عمل ادعایی رضا پهلوی دفاع کردم و حتی با انتشار مطلبی کلیه گروههای اپوزیسیون را دعوت کردم که دستکم در این زمینه اختلافات خود را کنار بگذارند و همه با هم متحد شده و دست به دست هم بدهند و موارد نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی را به تیم حقوقی ادعایی ارسال کنند تا پرونده ارائه شده به لاهه پر و پیمان تر و مستدلتر از قبل شود.

اگرچه همان زمان هم شبهه هایی درباره تبلیغاتی بودن و غیر واقعی بودن این ادعای رضا پهلوی مطرح گردید و خیلی زود مشخص شد که حتی ویدئویی که اول بار فیسبوک و کانال یوتیوب رسمی رضا پهلوی با عنوان «سخنرانی رضا پهلوی در دادگاه لاهه» منتشر کرده بود نه سخنرانی در دادگاه که مربوط به یک کافه در شهر مذکور بوده است، اما با این وجود من تا همین ۱ ساعت پیش تصور میکردم که رضا پهلوی واقعا پرونده ای حقوق بشری را تقدیم دادگاه لاهه کرده بوده است اگرچه می دانستم که بررسی رسمی آن پرونده به دلیل عدم عضویت جمهوری اسلامی در کنوانسیون مربوطه، تنها منوط به ارجاع پرونده به لاهه از سوی شورای امنیت سازمان ملل خواهد بود.

اما امروز از طریق محمد مصطفایی در کمال ناباوری متوجه شدم که رضا پهلوی هیچ پرونده ای را به لاهه تقدیم نکرده و دادگاه مذکور از وجود چنین پرونده ای به کلی ابراز بی اطلاعی میکند!! محمد مصطفایی در این ارتباط در فیسبوک خود ضمن بیان حضور خود در دادگاه لاهه برای شرکت در جلسه رسیدگی به جنایات دیکتاتور سابق کنیا موارد دیگری را هم متذکر میشود از جمله اینکه (لینک):

از مسول ثبت، دفتر دادستان و دادگاه پرسیدم که آیا آقای رضا پهلوی درخواست و یا شکایتی در این دادگاه ثبت کرده اند که همگی اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند تاکنون درخواست و شکایتی از ایشان به دست ما نرسیده است.

مصطفایی به نقل از مسوولان دادگاه لاهه صراحتا میگوید که چنین پرونده ای وجود خارجی ندارد!

فکر نمیکنم مسئولان لاهه یا مصطفایی دلیلی برای دروغ گفتن داشته باشند. پس اولا برای خودم متاسفم که ساده اندیشی کردم و ادعاهای تبلیغاتی رضا پهلوی را باور کردم و دوما برای رضا پهلوی بیشتر متاسفم که ظاهرا برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی خود، به مفاهیم و آرمانهای گرانقدری چون «حقوق بشر» هم رحم نمیکند و از آنها هم سوء استفاده میکند!! نفس دروغ و دروغگویی، بد و زشت است چه از جانب احمدی نژاد باشد چه از جانب اپوزیسیون!

رضا پهلوی اگر فکر میکند اینگونه نیست و سوء تفاهمی به وجود آمده است، بهتر است هرچه زودتر نسبت به این خبر واکنش نشان داده و با ارائه مدرکی دال بر تقدیم پرونده حقوق بشری به دادگاه لاهه، نسبت به روشن شدن ابهامات و از بین رفتن شبهه ها اقدام کند. بدیهی است تا آن زمان و روشن شدن قضیه، منِ نوعی دیگر به هیچ یک از سخنان رضا پهلوی اعتماد نخواهم داشت چرا که احساس میکنم از حسن نیتم سوء استفاده و به شعورم توهین شده است!

در همین زمینه:

مصاحبه بحث برانگیز و کاری که دبیرخانه رضا پهلوی باید انجام دهد

تحریفهای تاریخی در پیام اخیر رضا پهلوی به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطه

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

منطق حکم میکند وقتی یک بار به شعورت توهین شد، نظرت نادیده گرفته شد و بعد در جواب اعتراض با باتوم کتکت زدند و بهت گلوله شلیک کردند، دیگه خودت را در معرض توهین مجدد قرار ندهی. دیگه مطابق با خواسته اونها پای صندوق رای حاضر نشوی، خلاصه دیگه دور رای دادن تو این رژیم را خط بکشی!

اما از اون طرف عقل بهت میگه اگه با رای دادن به فلانی، شرایط بهتر شد چی؟ اگه با اومدن اون فرد سرعت حرکت این ماشین به سمت دره کند شد چی؟ اگه شانس مصالحه با غربی ها و کاهش تحریم ها افزایش پیدا کرد چی؟ عقل بهت میگه حتی اگر ۱ درصد هم شانس هست، برو رای بده، حداقلش اینه که بعدا پیش خودت میگی خوب دیگه من از همه فرصتهایی که داشتم استفاده کردم!!

ببینید دوستان، مردم در رنج و سختی اند، عده زیادی که قبلا جزو طبقه متوسط محسوب میشدند حالا به نان شب خودشون هم محتاجند. دوران احمدی نژاد چنان نکبت بار بوده که پدیده جدید «شاغلین فقیر» ظهور کرده است! بیکاری بیداد میکند! در پی لج بازی و ماجراجویی هسته ای حکومت، تحریم ها روز به روز سخت تر و سخت تر و به عبارت بهتر فلج کننده شده اند، هزاران هزار میلیارد تومان چپاول میشود، بدون اینکه آب از آب تکان بخورد! همه برآوردها و همه پارامترهای اقتصادی نشان دهنده حرکت شتابان مملکت به سوی نابودی و ویرانی کامل است.

در این اوضاع وخیم اقتصادی، انتظارهای مردم به شدت کاهش یافته است، واقعیت این است که وقتی شکم ها گرسنه باشد، کلماتی چون «دموکراسی» و «حقوق بشر» بسیار لوکس به نظر میرسند! دیگر لازم نیست کسی برای جلب رای مردم، وعده فضای باز سیاسی، آزادی زندانیان، عدم برخورد با جوانان و دانشجویان و یا آزادی رسانه ها را بدهد. تنها و تنها کافی است کسی وعده ای اقتصادی بدهد، یا مردم به این باور برسند که کاندیدایی قادر به بهبود شرایط اقتصادی است، آن وقت است که به او رای میدهند. برای فردی که نگران نان شب و سیر کردن شکم خود و خانواده اش می باشد، بهره برداری تبلیغاتی حکومت از شرکت اش در انتخابات بی اهمیت است! حتی اگر یک هزارم درصد هم احتمال بدهد که با آمدن فردی ممکن است شرایط اقتصادیش اندکی بهتر شود رای خواهد داد، چون گزینه دیگری ندارد…! چون کوچکترین بهبود در شرایط اقتصادی کشور، تغییر عمده ای در سطح زندگیش ایجاد خواهد کرد. ما باید شرایط وخیمی که مردم درش به سر میبرند را در نظر بگیریم، اینکه ما شب و روز فقط داد بزنیم و بنویسیم تحریم کنید، تحریم کنید، کافی نیست. آیا ما گزینه دیگری جلوی پای این مردم گذاشته ایم؟! نه!

بحث دعوت کنندگان به تحریم، «حداکثری» و «ایده آلیستی» است در حالیکه خواست مردم در شرایط وخیم اقتصادی کنونی، «حداقلی» است! مردم داخل ایران به حداقل ها راضی هستند. وقتی کمر شما در حال شکستن در زیر بار سنگین تورم است، دغدغه فعلی شما کاهش این فشار است، نه رسیدن به یک حکومت دموکراتیک ِ ایده آل مثل کشورهای اروپایی یا داشتن ایده آل ترین شرایط انتخاباتی!! وقتی شما در حال غرق شدن هستید به هر گیاه کوچکی، به هر شاخه و برگی، حتی به هر علف هرزی متوسل میشوید شاید، فقط شاید شما را از غرق شدن نجات دهد! وضعیت مردم داخل ایران (تاکید میکنم مردم داخل ایران) الان این چنین است. با درک این شرایط اگر عده زیادی رفتند و رای دادند من تعجب نخواهم کرد….

این مطلب را هم بخوانید.

مطلب قبلی:

مخمصه نظام در تایید یا رد صلاحیت مشایی و هاشمی

استخدام مدل لباس زیر زنان به عنوان گزارشگر، اوج وقاحت و دورویی جمهوری اسلامی را نشان میدهد!

استخدام "ادوینا گریس استوری" مدل لباس زیر استرالیایی و سرگرم کننده بزرگسالان، به عنوان "گزارشگر" در شبکه پرس تی وی وابسته به جمهوری اسلامی

استخدام «ادوینا گریس استوری» مدل لباس زیر استرالیایی و سرگرم کننده بزرگسالان، به عنوان «گزارشگر» در شبکه پرس تی وی وابسته به جمهوری اسلامی

دورویی و وقاحت تا به کجا؟! جمهوری اسلامی در خصوصی ترین ابعاد زندگی ایرانیان دخالت میکند، طرح «امنیت اخلاقی» در سطح کشور اجرا میکند و پسران و دختران جوان ایرانی را به بهانه های مختلف در خیابانها تحقیر میکند و حتی اجازه انتخاب نوع پوشش که بدیهی ترین حق هر فرد است را هم به آنها نمیدهد، اکثر نهادهای حکومتی، موقع استخدام شخصی ترین مسائل فردی و گذشته او را بررسی میکنند … آن وقت از آن طرف «پرس تی وی» شبکه تلویزیونی وابسته به حکومت که با پول میلیاردی و مستقیما از طرف جمهوری اسلامی تغذیه میشود، برای جلب مخاطب از زنان جذاب مدل لباس زیر به عنوان «خبرنگار» استفاده میکند!

مشکل در گزاشگر شدن یک مدل لباس، سرگرم کننده بزرگسالان و … نیست، موضوع وقاحت و دورویی جمهوری اسلامی است! این همان شبکه ای است که اعترافهای کذایی سکینه محمدی آشتیانی زنی که به جرم زنا به «سنگسار» محکوم شده بود را پخش کرد، این همان شبکه ای است که سابقه پخش اعترافهای زیر شکنجه گرفته شده از مخالفان و منتقدان نظام همچون «مازیار بهاری» را در پرونده ننگین و سیاه خود دارد. در نظر آخوندها همه احکام اسلامی در وقت خودش قابل دور زدن است، به شرطی که در راستای منافع رژیم باشد!! این هم یک نمونه اش…

«ادوینا گریس استوری» (Edwina Storie) مدل لباس زیر استرالیایی و سرگرم کننده بزرگسالان، اخیرا به جمع «گزارشگران» شبکه پرس تی وی پیوسته است!! برخی رسانه های استرالیایی با پرداختن به این موضوع، حجاب این خانم در هنگام تهیه گزارش برای پرس تی وی در جلوی دوربین را مغایر با زندگی شخصی او دانسته اند…!

توضیح: adult entertainment سرگرم کننده بزرگسالان ترجمه شده است.

مقایسه واکنش مقام های جمهوری اسلامی و سریلانکا به اعدام شهروندان خود توسط عربستان

۸ ماه پیش عربستان ۱۸ ایرانی را اعدام کرد. (+)  در آن زمان پاسخ جمهوری اسلامی محدود شد به این واکنش منفعلانه ی معاون وزیر امور خارجه که گفته بود: «این موضوع نشان داد که میان قوای مجریه و قضاییه سعودی ها هماهنگی وجود ندارد زیرا وزیر امور خارجه آنها به ما قول داده بود که اتباع ایرانی را اعدام نکند.» حالا اینکه در سیستم دیکتاتوری و ملوک الطوایفی سعودی ها اصلا تفکیک قوا معنی نداره، بماند اما این واکنش ضعیف و منفعلانه را مقایسه کنید با واکنش مقام های سریلانکا. چند روز پیش عربستانی ها، یک زن جوان سریلانکایی را گردن زدند، مقام های سریلانکا بلافاصله اعتراض کردند و با فراخواندن سفیر خود، شدت ناخشنودی خودشان را به عربها نشان دادند (+)!

حضرات مرتب از «اقتدار و عزت ملی» سخن میگویند… اقتدار این کاری بود که سریلانکا کرد، عزت ملی به حرف و سخن نیست، به عمل کردن هست، به دفاع از حقوق مردم در داخل و خارج کشور هست، به ندادن باج به روسیه و چین هست (+) …

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: