بایگانی برچسب‌ها: حصر خانگی

روحانی به عنوان رییس وزیر اطلاعات، در ارتباط با هتک حرمت دختران میرحسین موسوی مسئول است

عکس آرشیوی

عکس آرشیوی

در خبرها آمده است که دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد امروز اجازه یافته اند که دیداری کوتاه با پدر و مادر خود که به دستور مستقیم علی خامنه ای برای مدت نزدیک به ۹۵۰ روز است به شکل غیر قانونی در حبس خانگی به سر میبردند، داشته باشند. بر طبق گفته های «نرگس موسوی» پس از این دیدار ماموران وزارت اطلاعات آنها را به خانه ای امن مستقر در محل برده و از آنها درخواست میکنند که اجازه بازرسی بدنی «برهنه» را بدهند تا مطمئن شوند که چیزی از محل ملاقات به بیرون منتقل نخواهند کرد. پس از مخالفت آنها، ماموران امنیتی به آنها حمله کرده و به صورت آنها «سیلی» زده و دست یکی از آنها را «گاز» گرفته اند.

بدیهی است که اقدام ماموران امنیتی امری غیر متعارف بوده است و هر وجدان آزاده ای صرفنظر از باورهای سیاسی آن را محکوم میکند. اما در این میان علاوه بر ماموران امنیتی حاضر در محل که در هتک حرمت دختران موسوی مسئولیت «مستقیم» دارند، وزیر اطلاعات به عنوان رییس آنها و حسن روحانی به عنوان رییس هیات وزیران و بالطبع رییس وزیر اطلاعات هم در وقوع این واقعه ناراحت کننده مسئولیت «غیر مستقیم» دارند. لذا شایسته است که دوستان اصلاح طلب، علاوه بر محکومیت ماموران امنیتی در مطالب، بیانیه ها، مصاحبه ها و اظهارات خود، شخص حسن روحانی را هم مورد بازخواست قرار دهند و از او سوال کنند که چگونه چنین اتفاقی در زیر مجموعه وزارت اطلاعات که زیر نظر دولت فعالیت میکند اتفاق افتاده است؟!

درست است که سپاه و بیت رهبری نفوذ زیادی در وزارت اطلاعات دارند اما نمیتوان مدعی شد که رییس جمهور هیچ کاره است و هیچ نقشی ندارد. به هر حال وزیر اطلاعات را رییس جمهور به مجلس معرفی کرده است. اگر روحانی با وزیر اطلاعات مخالف بود او را برای دریافت رای اعتماد به مجلس معرفی نمیکرد. لذا در کلیه اعمال شنیع و غیر انسانی ماموران امنیتی کارمند وزارت اطلاعات از جمله اقدام اخیر در حمله و هتک حرمت دختران میرحسین موسوی، شخص حسن روحانی به عنوان رییس جمهور مسئولیت غیر مستقیم دارد و بایستی پاسخگو باشد. فراموش نکنیم که این اقدام اخیر تنها یکی از هزاران جنایت و ستمی است که همه روزه ماموران وزارت اطلاعات در حق مخالفان، منتقدان، زندانیان سیاسی، روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان انجام میدهند. چه بسیار مواردی که شخص مورد ستم، رسانه ای در اختیار ندارد و صدایش هم به گوش کسی نمیرسد، باز خوب است که دختران موسوی به دهها رسانه و خبرگزاری دسترسی دارند که به سرعت صدای تظلم خواهی شان را به گوش جهانیان برسانند، وای به حال ستار بهشتی ها که هیچ رسانه ای ندارند…!

آیا سلامت موسوی و کروبی واقعا برای ما مهم است؟

موسوی دچار حمله قلبی شد! خبر ناراحت کننده‌ای است، اما به نظر من حق ناراحت شدن نداریم…! اگر سلامتی و وضعیت او برامون واقعا مهم میبود، ۵۲۰ روز دست روی دست نمی‌گذاشتیم که بدون دلیل و بدون حتی برگزاری یک دادگاه صوری در زندان خانگی نگهش دارند! الان هم اگر واقعا سلامتیش برامون مهم میبود برای ابراز همدردی و افزایش روحیه مریض هم که شده بلند می‌شدیم می‌رفتیم دم در بیمارستان!

البته این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی کسی را بدون دلیل و دادگاه سالها زندانی می‌کند. سالها پیش حسینعلی منتظری هم به دلیل اینکه در سخنانی خامنه‌ای را فاقد درجه مرجعیت و اعتبار لازم برای صدور فتوا دانسته بود، به دستور خامنه‌ای برای مدت بیش از ۵ سال در حصر خانگی بود و متاسفانه مردم هم کاری نکردند. پس قبول کنیم که مردم فراموشکار و بی تفاوتی هستیم!

خبر: میرحسین موسوی به سی‌سی‌یو منتقل شد

زهی اندکی شرم! تویی که با کنایه میگی کروبی چاق و چله شده، از کجا میدونی عمدا به او غذای پر چرب نمیخورانند تا سکته کند؟!

مهدی کروبی – ۱۵ خرداد ۹۱

روزگار عجیبی شده! طرف تو چشم آدم نگاه میکنه میگه عکس کروبی را دیدی؟ دیدی چقدر چاق و چله شده بود؟ انگاری حصر خانگی بهش خوب ساخته…! اون یکی در وبلاگش نوشته: «حاج آقا مثل اینکه مرغ و جوجه زیاد میل می کند و پیه و چربی اضافه اش از زیر لباسش زده بیرون»! عجب! واقعا آدم زبان به دهان میماند وقتی این همه وقاحت را میبیند! گویی این عده تعریف «حصر خانگی» را هنوز نمیدانند! حصر خانگی با زندان متفاوت است. یعنی اینکه در حصر خانگی فرد نه در سلول زندان که در یک خانه نگهداری میشود. مسلما به فرد غذا میدهند اما موضوع این است که ماموران امنیتی از خروج فرد مورد نظر از خانه و انجام فعالیت‌های روزانه جلوگیری میکنند. فرد اجازه ندارد هر زمان که خواست با بستگان و دوستان خود دیدار کند یا به آنها تلفن بزند. گزارش شده بود که حکومت به موسوی و کروبی حتی اجازه نمیدهد که کتاب در اختیار داشته باشند یا روزنامه بخوانند! شما تصور کن ببین در چنین شرایطی چه فشار روحی سنگینی به فرد وارد میشود! تنها، بدون دلمشغولی، کار و یا تفریحی! نه تلویزیونی، نه اینترنتی، نه کتابی، هیچی…! هر لحظه‌اش به اندازه چند سال طول میکشد!

درسته، مهدی کروبی کمی وزن اضافه کرده است. اما از کجا معلوم این موضوع به خاطر خوش گذشتن به او بوده باشد؟! به نظر من هیچ بعید نیست که ماموران حکومتی عمدا به او غذای چرب و پر کلسترول خورانیده باشند تا سکته کند! از این حکومت هر کاری برمیاد! وانگهی خوب وقتی آدمی یک جایی محبوس است و تحرک ندارد، خوب چاق میشود دیگر! منتهی این چاق شدن الزاما به معنای این نیست که به فرد خوش گذشته است! اصلا مگر به کسی در حصر و محدودیت و به دور از خانواده و بستگان و دوستانش خوش میگذرد؟!

  آقای وبلاگ نویسی که نوشته‌ای کروبی به شما آدرس بدهد که شما هم بروی آنجا «دلی از عزا در بیاوری»، آیا شما حاضر هستی نه برای ۴۵۰ روز که فقط به مدت یک هفته از آزادی محروم بشوی، از خانواده، دوستان و بستگان و اینترنت، دور باشی؟! اصلا هیچ فکر کرده‌ای چرا این افراد حصر خانگی شده‌اند؟ اگر اینها فراخوان راهپیمایی نداده بودند، اگر اینها مثل بعضی ها توبه نامه نوشته بودند و به عهد خودشان با مردم و اعتمادی که مردم به آنها کردند پایبند نمی‌مانند، آیا همچنان در حصر و محدودیت میبودند؟! انصاف هم خوب چیزیه والا! کمی، فقط کمی انسان باشیم…!

مطالب مرتبط:

سالروز تولد شیخ مهدی کروبی

دویستمین روز حصر خانگی موسوی و کروبی

بانوی نقاش در حصر

به عنوان یک عضو برانداز جنبش سبز، حالم از سایت کلمه به هم میخوره!

دروغ چرا؟ من حالم از سایت کلمه به هم میخوره! هر وقت وارد این سایت میشوم با دیدن اون جمله عربی «بنی الاسلام علی الکلمتین، کلمة التوحید و توحید الکلمة» توی لوگو و یا دیگر عبارات عربی که برای مناسبت‌های مذهبی در سمت چپ بالای صفحه قرار داده میشود، یاد شبستون مسجد محلمون میفتم که قدیما که هنوز نماز میخواندم به آنجا میرفتم. مسجد محلمون یه شبستون داشت کوچک، شلوغ و مملو از پارچه نوشته‌های عربی بود. مواقع نماز که میشد بوی گند جورابِ عرق کرده و بوی گلاب قاطی میشد، یک بوی وحشتناک و غیر قابل تحملی (حداقل برای من) را به وجود می‌آورد. راستش هر وقت به این سایت سر میزنم، همین بو برای من تداعی میشود …! فکر کنم از موضوع پرت شدم یک کمی…! آره میگفتم، خلاصه من حالم از این سایت همیشه به هم میخورده. یکی به خاطر همین لوگوی عربی سایت و یکی هم برای بعضا پوشش یک طرفه و یا حتی اصلا پوشش خبری ندادن اخبار زندانیان سیاسی به خصوص زندانیان سیاسی غیر اصلاح طلب و برانداز.

امروز اما با دیدن این مطلب، بر شدت تنفر من از این سایت افزوده شد! سایت کلمه در سالمرگ خمینی، از سوی گروه سیاسی خود مطلبی را منتشر کرده و به تمجید فراوان از خمینی پرداخته است! در مطلب مذکور ضمن توصیف خمینی با القابی چون «پیرمرد خدا ترس و مهارگر هوای نفس» و «فاقد عقده‌های شخصی کوچک و بزرگ» که همه چیز را «در خشت خام» می‌دید، تلاش شده است که با بهره گیری از بیانات حمایتی خمینی نسبت به میر حسین موسوی در دوران نخست وزیری وی، به حاکمیت تشری زده شود. در این مطلب با اشاره به اظهار نظر معروف خمینی در حمایت از موسوی در زمان جنگ («من هرگز کشور را در اختیار آن جریان فکری قرار نمی‌دهم که همگی با هم حتی قادر به اداره یک نانوایی هم نیستند»)، مهندس موسوی مهم‌ترین ذخیره حیثیتی برای رژیم جمهوری اسلامی معرفی شده است!

صرفنظر از قابل پذیرش بودن یا نبودن هدف اصلی نویسندگان کلمه از انتشار مطلب مذکور برای کنایه زدن به حاکمیت به خاطر در حصر بودن کسی که خمینی به عنوان بنیانگذار رژیم از او تعریف و تمجید کرده بوده، نکته ناراحت کننده این است که از خمینی جنایتکاری که با طمع خود برای «صدور انقلاب» و در نتیجه ادامه جنگ هزاران جوان ایرانی را به کشتن داد و از آن طرف هزاران نفر از مخالفان را به جوخه اعدام سپرد، تعریف و تمجید بسیار شده است! آیا واقعا یک فرد «خدا ترس و مهارگر هوای نفس»، این همه جنایت و سرکوب میکند؟! مگر نه اینکه در طول تاریخ هدف اصلی حاکمان از سرکوب مخالفان و منتقدین خود، حفظ قدرت بوده است؟! آیا در نزد نویسندگان کلمه هدف وسیله را توجیه میکند یا اینکه آنها واقعا خود را پیرو خمینی و او را شایسته ستایش میدانند؟! با توجه به مطالب متعددی که در ۳ سال اخیر در ستایش از خمینی در این سایت منتشر شده است، به نظر میرسد که حالت دوم صحیح است و این افراد واقعا سالهای تاریک دهه ۶۰ را «دوران طلایی» و خمینی را امامی «راحل» میدانند! بسیار جای تاسف است…!

من به عنوان یک کسی که خود را عضوی از جنبش سبز میدانسته و میداند، بر خود واجب میدانم که از افرادی با چنین تفکراتی برائت جسته و اعلام نمایم که معتقد به براندازی رژیم بوده و هستم، زیرا آن را اصلاح ناپذیر میدانم. شعار من مرگ بر اصل ولایت فقیه و نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران بوده و هست…!

– سه نمونه دیگر از تمجیدهای این سایت از خمینی ( + ، + ، +)

مطالب مرتبط:

تجدید میثاق شورای هماهنگی راه سبز امید با »آرمانهای امام راحل»!

وقتی بنیانگذار رژیم یک بیمار جنسی بوده است، از مزدوران حکومتی چه انتظاری میتوان داشت؟!

سعید امامی فقط یک مزدور بود و دستورات را اجرا میکرد، حکم قتل احمد خمینی از سوی خامنه‌ای و رفسنجانی صادر شده بود

سالروز تولد شیخ مهدی کروبی

امروز ۱۴ مهرماه مصادف است با هفتاد و چهارمین سالروز تولد مهدی کروبی. مردی که من برایش احترام زیادی قائلم. او کسی است که به شهادت افراد متعدد چه در زمان تصدی ریاست مجلس شورای اسلامی در مجالس سوم و ششم و چه پس از آنها زمانی که به نشانه اعتراض به حاکمیت همه مسندهای حکومتی خود را واگذار کرد، همواره سعی میکرد تا جایی که نفوذ دارد و صرفنظر از هرگونه اختلاف سلیقه یا دیدگاه به وساطت زندانیان سیاسی رفته و برای آنها مرخصی، تخفیف مجازات یا آزادی بگیرد و یار و یاور خانواده آنها باشد. شاید چون خودش در زمان رژیم سابق یک زندانی سیاسی بود و لذا به خوبی درد و رنج خانواده آنها را درک میکند.

برای نمونه کروبی در نامه سرگشاده ۲۹ خرداد ۱۳۸۴ خود به علی خامنه ای مینویسد:

«در هر شرایطی حتی دفاع از حقوق شهروندی کسانی که با آنها اختلاف عقیده دارم – چه متحجران و چه سکولارهای مخالف حکومت دینی – را فراموش نخواهم کرد و بعنوان یک وظیفه بر آن پافشاری می نمایم.»

ارادت من به وی اما پس از انتخابات ریاست جمهوری گذشته که با تقلب گسترده به نفع کاندیدای مورد حمایت رهبری همراه بود، چه بسا بیشتر هم شد. در عرض دو سال و نیم گذشته پس از انتخابات، او هیچ گاه دم فرو نبست و همواره به تقلب، دروغ، سرکوب و کشتار مردم واکنش نشان داد. به دیدار خانواده زندانیان سیاسی میرفت و به آنها دلداری میداد. هیچ گاه حاضر نشد سر تعظیم به ساحت دیکتاتور بزرگ خم کند و از رای مردم چشم بپوشد و از اعتراض و انتقاد نسبت به عملکرد حاکمیت باز بایستد.

افشای گسترده شکنجه ها و تجاوزهای جنسی در زندانها توسط مهدی کروبی در تابستان ۸۸ بی شک یکی از بزرگترین ضربه های کاری به حیثیت پوشالی نظامی که داعیه اخلاق مداری اش گوش فلک را پر کرده بود را وارد ساخت. چیزی که تا پیش از آن اگر کسی هم میدانست جرات نمیکرد آن را علنی کند، با صدای بلند و رسا توسط مهدی کروبی رسانه ای شد و در نتیجه خشم شدید حاکمیت را برانگیخت. در نتیجه این افشاگری ها، اعتراض ها و سرخم نکردن ها، در نهایت حاکمیت جور و ستم وی و همسرش را به حصر خانگی کشید. حصری غیر قانونی که بیش از ۲۳۵ روز از آغاز آن میگذرد!

شیخ عزیز تولدت مبارک!

مهدی کروبی

دویستمین روز حصر خانگی موسوی و کروبی

۲۰۰ روز از حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان گذشت و ما همچنان در سکوت و انفعال به سر میبریم! مطمئنا سکوت ما تضمین کننده ادامه حصر آنها خواهد بود. باید این سکوت مرگ بار را شکست و کاری کرد. ترسم از آن است که همچون منتظری، حکومت این دو را هم چندین سال در حصر خانگی نگاه دارد!

سکوت ما حصر آنهاست – طرح از محسن موسوی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: