بایگانی برچسب‌ها: حجاب

استخدام مدل لباس زیر زنان به عنوان گزارشگر، اوج وقاحت و دورویی جمهوری اسلامی را نشان میدهد!

استخدام "ادوینا گریس استوری" مدل لباس زیر استرالیایی و سرگرم کننده بزرگسالان، به عنوان "گزارشگر" در شبکه پرس تی وی وابسته به جمهوری اسلامی

استخدام «ادوینا گریس استوری» مدل لباس زیر استرالیایی و سرگرم کننده بزرگسالان، به عنوان «گزارشگر» در شبکه پرس تی وی وابسته به جمهوری اسلامی

دورویی و وقاحت تا به کجا؟! جمهوری اسلامی در خصوصی ترین ابعاد زندگی ایرانیان دخالت میکند، طرح «امنیت اخلاقی» در سطح کشور اجرا میکند و پسران و دختران جوان ایرانی را به بهانه های مختلف در خیابانها تحقیر میکند و حتی اجازه انتخاب نوع پوشش که بدیهی ترین حق هر فرد است را هم به آنها نمیدهد، اکثر نهادهای حکومتی، موقع استخدام شخصی ترین مسائل فردی و گذشته او را بررسی میکنند … آن وقت از آن طرف «پرس تی وی» شبکه تلویزیونی وابسته به حکومت که با پول میلیاردی و مستقیما از طرف جمهوری اسلامی تغذیه میشود، برای جلب مخاطب از زنان جذاب مدل لباس زیر به عنوان «خبرنگار» استفاده میکند!

مشکل در گزاشگر شدن یک مدل لباس، سرگرم کننده بزرگسالان و … نیست، موضوع وقاحت و دورویی جمهوری اسلامی است! این همان شبکه ای است که اعترافهای کذایی سکینه محمدی آشتیانی زنی که به جرم زنا به «سنگسار» محکوم شده بود را پخش کرد، این همان شبکه ای است که سابقه پخش اعترافهای زیر شکنجه گرفته شده از مخالفان و منتقدان نظام همچون «مازیار بهاری» را در پرونده ننگین و سیاه خود دارد. در نظر آخوندها همه احکام اسلامی در وقت خودش قابل دور زدن است، به شرطی که در راستای منافع رژیم باشد!! این هم یک نمونه اش…

«ادوینا گریس استوری» (Edwina Storie) مدل لباس زیر استرالیایی و سرگرم کننده بزرگسالان، اخیرا به جمع «گزارشگران» شبکه پرس تی وی پیوسته است!! برخی رسانه های استرالیایی با پرداختن به این موضوع، حجاب این خانم در هنگام تهیه گزارش برای پرس تی وی در جلوی دوربین را مغایر با زندگی شخصی او دانسته اند…!

توضیح: adult entertainment سرگرم کننده بزرگسالان ترجمه شده است.

پیروزی «ارمیا» با ظاهری مذهبی در مسابقه خوانندگی شبکه «من و تو»! توطئه یا دموکراسی؟

فصل سوم آکادمی موسیقی گوگوش با پیروزی نهایی "ارمیا" به پایان رسید.

فصل سوم آکادمی موسیقی گوگوش با پیروزی نهایی «ارمیا» به پایان رسید.

سومین دوره رقابت های «آکادمی موسیقی گوگوش» با پیروزی یک شرکت کننده زن به نام «ارمیا» متولد خمین اما ساکن آلمان به پایان رسید. حضور و نهایتا برنده شدن ارمیا با آن پوشش خاص و متفاوت از بقیه شرکت کنندگان که به نظر میرسد ناشی از دیدگاههای مذهبی او بود، حرف و حدیثهای مختلفی را به وجود آورده است!

به نظر من برخی از این انتقادها وارد است. مثلا عده زیادی بر این باورند که خوانندگی کردن ارمیا برای میلیونها نفر در تلویزیون با تعالیم اسلامی که حجاب او نشان دهنده پایبندی او به آنها و معرف دیدگاهها و باورهای مذهبی او میباشد در تناقض است. به نظر میرسد که این تناقض رفتاری در میان بسیاری از افراد بزرگ شده در خانواده های مذهبی اما تحت تاثیر فرهنگ مدرن غربی، دیده میشود.

علاوه بر این عده ای بر این باورند که اساسا حضور این فرد در این رقابتها و برنده شدن نهایی او همگی توطئه از پیش تعیین شده ای از سوی مسئولان شبکه «من و تو» بوده است تا بلکه موجب افزایش نفوذ این شبکه در میان قشر مذهبی ایران و افزایش شمار بینندگان آن گردد. این سخن به نظر من حرف باطل و بیهوده ای است زیرا اگر انتخاب برنده صرفا توسط داوران صورت می گرفت و مردم نقشی نمی داشتند، شاید میشد این احتمال را مطرح کرد. اما در شرایطی که کلیه انتخاب ها از همان ابتدا با شیوه کاملا دموکراتیک یعنی رای مستقیم مردم از طریق تماس تلفنی و ارسال پیامک صورت گرفته، مطرح کردن چنین شبهه هایی واقعا غیر منطقی و غیر قابل توجیه است.

به نظر میرسد عده ای که چنین شبهه هایی را مطرح میکنند، در واقع تحمل شکست خوردن شرکت کننده محبوب خود و یا پیروزی یک شرکت کننده با پوشش ظاهری غیرقابل قبول از دید خود را ندارند. «تمرین دموکراسی»، «پذیرش حق افراد در انتخاب نوع پوشش» و «گردن نهادن به نظر جمعی»، مواردی است که میتوان به چنین افرادی گوشزد نمود!

برخلاف شبهات مطرح شده و صرفنظر از پیروزی ارمیا، به نظر من باید از دستندرکاران این شبکه تشکر کرد چرا که نه تنها برنامه ای آموزشی، سرگرم کننده و با فرایندی دموکراتیک را تدارک دیده بودند که در گزینش اولیه شرکت کنندگان هم هیچ گونه تبعیضی قائل نشده بودند [که البته انتظاری غیر از این هم نمیرفت]. حضور ارمیا با پوششی مذهبی در کنار دیگر شرکت کنندگان که اغلب با پوششی لیبرال و غربی در مسابقه ظاهر شده بودند، نشان دهنده نگرش بی طرفانه و بدون تبعیض مسئولان شبکه مذکور بود.

رویکرد دموکراتیک و عاری از تبعیض شبکه من و تو در این ارتباط، قابل ستایش است و مطمئنا در کنار برنامه های خوب و سرگرم کننده، موجب افزایش شمار بینندگان این شبکه و افزایش نفوذ آن در جامعه ایرانی خواهد شد.

چند مطلب قبلی:

به تبعیض نژادی با صدای بلند نـــــــه بگوییم!

وجه مشترک سلطنت و امامت: انتقال قدرت و جایگاه ویژه از طریق «اسپرم»

از عکس جدید گلشیفته تا برداشت های جنسی و نژاد پرستی به سبک آریایی…!

حکومتی که با همه چیز حتی زلزله با نگاه امنیتی برخورد می‌کند، پایگاه سست اجتماعی خود را به تصویر می‌کشد!

حکومت به چنان زبونی و ترسی گرفتار شده است که از تشکیل هرگونه تجمع فعالان حقوق بشر و حتی فعالان اجتماعی وحشت دارد، خواه این تجمع برای برگزاری دعای کمیل باشد یا تجمع مادران عزادار پارک لاله! حالا هم کار به جایی رسیده که کسانی که داوطلبانه و از روی نوع دوستی برای کمک به زلزله زدگان آذربایجان به آن منطقه رفته بوده‌اند را بازداشت می‌کند!

این همه بگیر و ببند و خفقان تنها نشانه یک چیز است و آن عدم اعتماد به نفس در نزد سران رژیم، ترس آنها از سرنگونی و اذعان تلویحی به این موضوع است که پایه‌های رژیم سست تر از این حرفهاست که فکرش را بکنید! رژیمی که با همه چیز از ورزش گرفته تا مساله حجاب، دریاچه ارومیه و حتی زلزله با نگاه امنیتی برخورد می‌کند، بی آنکه بداند پایگاه سست اجتماعی خود را به تصویر می‌کشد!

گویا حسین رونقی ملکی عزیز هم با آن وضعیت خراب کلیه‌اش در آنجا حضور داشته است. درود به شرفش!

در ارتباط با این خبر: حمله ماموران امنیتی به کمپ نیروهای مردمی و بازداشت ۳۵ نفر در مناطق زلزله زده

مطالب مرتبط:

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

زلزله، شب قدر و لزوم کسب اجازه از رئیس جمهور برای امدادرسانی؟!

تهدید، ارعاب، صدور فتوای ارتداد و حالا گروگانگیری؛ آیا این همه نشانه وحشت و استیصال رژیم نیست؟

تابوشکنی زنان و دختران ایرانی ادامه دارد؛ اینبار سودابه سرخیل

تابوشکنی زنان و دختران ایرانی ادامه دارد. پس از برهنه شدن علیا ماجده المهدی دختر مصری در راستای اعتراض به نابرابری جنسیتی علیه زنان در مصر و حجاب اجباری، برخی از زنان و دختران ایرانی از جمله فیروزه بذرافکن، زیبا ناوک و اخیرا گلشیفته فراهانی نیز در حرکتهایی نمادین و تابوشکنانه برهنه شدند. در همین راستا سودابه سرخیل دختر ایرانی پناهجوی ساکن نروژ هم عکسی نیمه برهنه از خود را در فیسبوک قرار داد (+). وبلاگ نویسان مختلف حامی او این کار وی را در جهت «حمایت از علیا ماجده و فرهنگ آزادی بدن و جنبش برهنگی» اعلام کرده‌اند (+،+).

سودابه در صفحه فیسبوک خود نوشته است:

«وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می‌شکند، یک زندگی به پایان می‌رسد. وقتی تخم مرغ به وسیله نیروئی از داخل می‌شکند، یک زندگی آغاز می‌شود. تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود! بیایید اجازه ندهیم ما را از بیرون بشکنند وقتی که قدرت شکستن از داخل را داریم. شکستن تابوها آغاز زندگی دوباره است. آغاز بازگشت به انسانیت. ما را از خود بیگانه کرده اند. گویا فراموش کرده‌ایم حق زندگی داریم و انسان هستیم.»

وی در جای دیگری مینویسد:

«دین اسلام دین نابرابری هاست دینی که حتی قوی‌ترین منطق‌ها را از کار انداخته است. علم ریاضی می‌گوید که 1 به اضافه 1 می شود 2. اما اگر در اسلام زن یک واحد باشد و مرد یک واحد از جمع این 2 واحد هرگز 2 حاصل نخواهد شد. حاصل جمع می شود 1.5 یا شاید هم کمتر! و ما باید امروز به دنبال پس گرفتن همان نیمه‌ای باشیم که در اسلام و حکومت اسلامی پایمال شده است. زیرا ممکن است در آینده‌ای نه چندان دور همین حق ناچیز هم از زنان گرفته شود.»

آدرس وبلاگ سودابه سرخیل

مطالب مرتبط:

انتشار تصویر نیمه برهنه گلشیفته فراهانی و شکست سیاست‌های فرهنگی رژیم

گلشیفته برده شما نیست و بدن او به شما تعلقی ندارد!

انتشار تصویر نیمه برهنه گلشیفته فراهانی و شکست سیاست‌های فرهنگی رژیم

تصویر گلشیفته فراهانی در فیگارو

 انتشار تصویری نیمه برهنه از گلشیفته فراهانی بازیگر جوان و محبوب سینمای ایران که در پی غضب مسئولان وزارت ارشاد و بازجویی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به خاطر بازی در یک فیلم هالیوودی مدتی است که مجبور به تبعید اجباری و سکونت در فرانسه شده است، موجب بهت بسیاری از ایرانیان شده و عکس‌العمل‌های متفاوتی اعم از تایید یا رد این عمل را در پی داشته است. (به کامنتهای زیر پست مربوطه در صفحه فیسبوک گلشیفته مراجعه شود)

من این کار او را تایید یا رد نمیکنم، چون این تصمیم شخصی او بوده است. اما به شخصه به گلشیفته فراهانی به خاطر شجاعت و جسارتش تبریک میگویم. کار او چیزی مشابه با کاری است که علیا ماجده المهدی – وبلاگنویس مصری – در اعتراض به تبعیض علیه زنان و حجاب اجباری کرد.

انتشار این عکس جنبه دیگری هم دارد و آن این است که سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی به طور کامل شکست خورده است. گلشیفته متولد ۱۳۶۲ است. این بدان معناست که او در دوران حکومت جمهوری اسلامی به دنیا آمده، تحت آموزه‌های اسلامی همین رژیم که بر محرم و نامحرم و حجاب اجباری برای زنان تاکید کرده، بزرگ شده و رشد کرده است. انتشار این عکس نشان میدهد که دختران ایرانی بسیاری هستند که با حجاب اجباری مخالفند، خود را مالک بر بدن و تصمیم گیرنده نوع پوشش خود میدانند. قیم نمیخواهند و دوست دارند که دیگران قبل از هر چیز دیگری به آنها به چشم یک انسان نگاه کنند و به خواسته‌ها و تصمیم‌های فردی آنها احترام بگذارند.

قطعا گلشیفته پس از انتشار این عکس با واکنش سهمگین حکومت، متحجران و اسلامگرایان تندرو مواجه خواهد شد اما بی‌شک ایرانیان بسیاری هم هستند که ظاهر شدن او به شکل نیمه برهنه در جلوی دوربین عکاسی را تصمیم فردی او دانسته و به این تصمیم او احترام خواهند گذاشت. خوشبختانه او خارج از ایران است و از گزند متحجران زن‌ستیز در امان خواهد بود.

چند مطلب مرتبط با اسلام:

عدم حضور دانشجویان مسلمان در کلاسهای زیست شناسی در انگلیس به دلیل تضاد نظریه تکامل با قرآن

بازداشت یک مرد مسلمان در فرانسه به دلیل کتک‌زدن پرستاری که قصد برداشتن حجاب همسرش را در حین زایمان داشت

شدت گرفتن حرکتهای طالبانی و عزم جمهوری اسلامی برای نابودی تاریخ و هویت ملی ایرانیان

بازداشت یک مرد مسلمان در فرانسه به دلیل کتک‌زدن پرستاری که قصد برداشتن حجاب همسرش را در حین زایمان داشت

برقع

یک مرد مسلمان فرانسوی به دلیل کتک‌زدن پرستار بیمارستان به زندان افتاده است. داستان از این قرار بوده که همسر این فرد که برقع به سر داشته پیش از زایمان توسط پرستار زن بیمارستان مورد آزمایش اندام تناسلی قرار میگیرد. پس از این کار، مرد پرستار را تجاوزکار میخواند. پرستار او را از اتاق زایمان اخراج میکند. سپس موقعی که زن مسلمان قصد داشته وضع حمل بکند، پرستار برقع او را برمیدارد. در این لحظه مرد که از پشت پنجره اتاق شاهد صحنه بوده در اتاق را شکسته و به سمت پرستار حمله‌ور شده و مشتی به صورت او میزند! پس از انجام زایمان و به دنیا آمدن یک پسربچه، نیروهای امنیتی بیمارستان مرد را از بیمارستان اخراج میکنند. او دستگیر شده و توسط یک قاضی به ۶ ماه حبس محکوم میشود. قاضی به او گفته است که: «عقاید مذهبی تو برتر از قوانین کشور نیست.»/ دیلی میل

——-

درود بر این قاضی! واقعا عجیب و مایه تاسف است که هنوز آدمهای کله پوکی مثل این مرد مسلمان وجود دارند که زن را برده خود و جزو دارایی خود میدانند که حتی در هنگام زایمان هم اجازه برداشتن حجاب را نمیدهند! اصلا کجای قرآن نوشته زنان باید صورت خود را بپوشانند یا از برقع استفاده کنند؟! این برقع یک چیز من‌درآوردی برای تحکیم خواست مرد مسلمان بر زن بینواست! نکته جالب اینکه اسم این مرد Nassim Mimoune (نسیم میمون) هست! 🙂

مطالب مرتبط:

عدم حضور دانشجویان مسلمان در کلاسهای زیست شناسی در انگلیس به دلیل تضاد نظریه تکامل با قرآن

سنگسار دختر نوجوان مسلمان اوکراینی پس از شرکت در مسابقه زیبایی

تقدیم شکایت ایران از یک مسوول بحرینی به فیفا به دلیل جلوگیری وی از بازی تیم فوتبال بانوان

علی کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال ایران میگوید از یک مسوول بحرینی که از بازی تیم فوتبال بانوان ایران مقابل اردن به دلیل داشتن حجاب جلوگیری کرده است، به فیفا شکایت خواهد کرد. روز جمعه تیم فوتبال بانوان ایران که در ادامه بازیهای مقدماتی المپیک ۲۰۱۲ به امان پایتخت اردن سفر کرده بود، به دلیل داشتن حجاب اجازه نیافت که در مسابقه شرکت کند و به همین دلیل نتیجه بازی ۳ بر صفر به سود اردن اعلام شد.

کفاشیان میگوید: «اگرچه در قوانین فیفا گفته شده است که هیچ کشوری نمیتواند با حجاب اسلامی مسابقه دهد، اما ما گفتگوهای لازم در این ارتباط را با مسوولان فیفا انجام داده بودیم». او گفت که نمیداند چرا مسوول بحرینی مسابقه نگذاشته است تیم ایران بازی کند.

گفتنی است که جمهوری اسلامی منتقد سرسخت سرکوبهای اخیر اکثریت شیعه ساکن بحرین از سوی حکومت سنی آن کشور بوده است.

منبع: سایت روزنامه تلگراف

تجدید میثاق شورای هماهنگی راه سبز امید با »آرمانهای امام راحل»!

بالاخره پس از مدتها انتظار و بی‌تحرکی، بیانیه‌ای از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید منتشر شد. با اشتیاق زیاد سایت کلمه را باز کرده و بیانیه مذکور را خواندم؛ خط به خط، کلمه به کلمه. قسمت های ابتدایی بیانیه نسبتا خوب و امیدوار کننده بود اما دریغا که هرچه به پایان بیانیه نزدیک میشدم، امید و شور ابتدایی، جای خود را به تلخی و ناامیدی می‌داد. برخلاف انتظار خبری از مشخص کردن موعد تظاهرات بعدی یا حتی اعلام فراخوان برای الله اکبر گفتن بر پشت‌ بام‌ها نبود! تنها در پاراگراف آخر به صورت کوتاه وعده‌هایی داده شده بود. در عوض بیانیه پر بود از کلمه های تکراری و تلخی همچون »معمار بزرگ انقلاب»، »آرمانهای انقلاب» و »اسلام رحمانی»!
در قسمتی از بیانیه به مرگ آیت الله خمینی اشاره و از او به عنوان »معمار بزرگ انقلاب» که مرگش موجب داغدار شدن میلیونها انسان شده، یاد شده است! این بیانیه به گونه‌ای نوشته شده است که گویی شورای مذکور در سوگ امام راحل خود به سر میبرد و دلتنگ دوران طلایی اوست! گویی تجدید میثاقی است با آرمانهای وی! همچنین در این بیانیه برای چندمین بار در طی ماههای اخیر ادعا شده است که جنبش سبز به دنبال بازگشت به آرمانهای انقلاب و احیای آنهاست!

با خواندن این جملات و این کلمات، خشم و اندوه همزمان بر وجودم چیره شد. خشم از آن جهت که باز از جانب جنبش سبز ادعا شده است که به دنبال بازگشت به آرمانهای امام و انقلاب است و ناراحتی از اینکه شورای مذکور باز هم فرصت دیگری برای فراخواندن مردم به راهپیمایی و تظاهرات خیابانی را از دست داده است. از اینرو بر خود لازم دیدم چند جمله ای خطاب به شورای کذایی راه سبز امید بنویسم که در زیر می‌آید:

اعضای ناشناس شورای راه سبز امید، پیش خود چه فکر کرده‌اید؟! منظور شما از عباراتی چون »آرمانهای امام و انقلاب» یا »حیات پربار امام» چیست؟! از کدامین آرمانها سخن میگویید؟! از سرکوب و کشتن و به بند کشیدن اقلیت‌های قومی و مذهبی؟! از تصفیه دانشگاهها از نیروهای نخبه و دانشمندان برجسته در قالب انقلاب فرهنگی؟! از کشیدن تیغ به صورت دختران و زنان به جرم آزاد بودن و مخالفت با حجاب اجباری؟! از تجاوز و شکنجه زندانیان سیاسی و عقیدتی؟! از اعدام های سیاسی؟! گفته‌اید حیات پربار خمینی، معمار بزرگ انقلاب! از کدامین حیات پربار سخن میگویید؟! آیا منظورتان دستور صریح خمینی در کشتار چندین هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ است؟! آیا منظورتان به کشتن دادن هزاران جوان در اثر غرور بیجای خمینی و قدرت طلبی او و در نتیجه خودداری از امضای توافقنامه صلح با عراق در سال ۶۱ است؟!

میگویید که انتظار داشته‌اید که خمینی پس از جنگ، مردمسالاری را در ایران پیاده کند! دریغا از این همه بی‌درایتی و خوش‌خیالی یا آگاهانه خود را به بی‌خردی و نا‌آگاهی زدن! آخر چطور ممکن است خمینی که خود مطرح کننده تئوری ولایت فقیه (دیکتاتوری دینی) بوده است، به دنبال پیاده کردن مردمسالاری و برچیدن تحجر در جامعه بوده باشد؟! مگر نه اینکه ولایت فقیه در مفهوم و در ذات خود متحجرانه است و با مردمسالاری جمع ناشدنی؟!

میگویید معمار بزرگ انقلاب! لابد این بنیانگذار بزرگ، پایه‌گذار آرمانهایی است که در پاراگرافهای ابتدایی بیانیه از آن سخن رانده‌اید و مدعی شده‌اید که جنبش سبز به دنبال بازگشت و زنده نگاه داشتن آنهاست! آنگونه که من جنبش سبز را در ۲ سال اخیر شناخته‌ام، نخیر، اینگونه نیست! ما به دنبال آرمانهای امام راحل شما نیستیم! ما به دنبال احیای »اسلام رحمانی» نیستیم! جنبش سبز از استبداد و تک‌محوری بیزار است. جنبش سبز جنبشی است که جلوی استبداد و دیکتاتوری ایستاد. چنین جنبشی با چنین مشخصه‌هایی چگونه میتواند به دنبال بازگشت به دوران خمینی جلاد و دوران طلایی او باشد؟!

اعضای شورای راه سبز امید، لطفا به جای مردم ایران و از جانب جنبش سبز سخن نگویید! از بیانیه‌هایتان چنین برمی‌آید که هدفی جز زنده نگه‌داشتن حکومت فاسد و خونخوار حاکم بر ایران ندارید.  هدف شما نه تغییر نظام و روی کار آمدن دموکراسی و رای و نظر مردم که جلوگیری از سقوط رژیم کنونی یا در حالت خوشبینانه اعمال اصلاحاتی محدود در آن است. این نکته را از نسخه دوم منشور جنبش سبز که چند ماه پیش منتشر کردید نیز میتوان به خوبی استنباط کرد. آنجا که جنبش سبز را پایبند به قانون اساسی جمهوری اسلامی دانسته و از قول اعضای جنبش سبز میگویید که ما به دنبال »احیای همه اصول قانون اساسی» هستیم! همان قانون اساسی که یکی از اصول مهم آن اصل ۱۱۰ یعنی اصل ولایت فقیه است!

شورای هماهنگی راه سبز امید! ما را به خیر شما امیدی نیست. جنبش سبز را به حال خود واگذارید یا اینکه نگرش خود نسبت به جنبش سبز را واقع‌‌بینانه‌تر کرده، خواست مردم  را بشنوید!

دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۰

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: