بایگانی برچسب‌ها: جمهوری اسلامی

اعدام گروهبان دانایی فر و تفاوت رفتار جمهوری اسلامی در قبال گروگانهای سپاهی و غیر سپاهی

جیش العدل

ساعتی پیش گروه سنی افراطی جیش العدل اعلام کرد که یکی از سربازان ایرانی به گروگان گرفته شده با نام گروهبان جمشید دانایی فر را به تلافی کشته شدن فردی با نام «»علی نارویی» توسط جمهوری اسلامی، اعدام کرده است. همچنین این گروه به مقام های جمهوری اسلامی هشدار داده است که اگر تا ۱۰ روز دیگر زندانیان سنی دربند را آزاد نکند، یک نفر دیگر از سربازان به گروگان گرفته شده را اعدام خواهد کرد.

این اتفاق را از چند جهت میتوان مورد بررسی قرار داد:

۱- بی تفاوتی مقام های نظام

با وجود گذشت ۶ هفته از به گروگان گرفته شدن این افراد که از سرهای تراشیده شده شان مشخص است سربازان وظیفه بوده و در مرزبانی خدمت میکرده اند، جمهوری اسلامی هیچ توفیقی در جهت آزادی آنها نداشته است. حتی به نظر میرسد تلاش دیپلماتیک، اطلاعاتی یا نظامی چندانی هم برای آزادی آنها صورت نگرفته است. این بی تفاوتی و بی عملی را مقایسه کنید با تلاش شبانه روزی ارگانهای مختلف جمهوری اسلامی برای آزادی حدود ۴۰ سپاهی که حدودا ۱ سال پیش در سوریه و توسط مخالفان بشار اسد به گروگان گرفته شده بودند! این موضوع نشان می دهد که جمهوری اسلامی به هیچ وجه ارزشی را که برای نیروهای سپاهی و بسیجی خود قائل است برای سربازان وظیفه قائل نیست وگرنه به جای اعزام  چند سرباز وظیفه آموزش ندیده با تجهیزات اندک به چنین منطقه خطرناکی، از نفرات زبده تر و آموزش دیده تر خود در سپاه استفاده میکرد.

۲- توهین روزمره به اقلیت سنی مذهب در ایران و محروم نگه داشتن استانهای مرزی

یکی از اصلی ترین دلایل شکل گیری گروههای افراطی مانند جندالله و بعد از آن جیش العدل، توهین، تحقیر و محدودیتهای روزمره ای است که آخوندهای شیعه افراطی در قدرت در کشور به اقلیت سنی مذهب روا می دارند. به عنوان مثال جیش العدل عملیات اخیر خود  برای گروگان گرفتن سربازان ایرانی را «حضرت عثمان» نام گذاری کرده بود که اشاره ای است به اهانت هایی که چند روز قبل از انجام این عملیات توسط آخوند حکومتی آیت الله مصباح یزدی به یکی از خلفای اسلامی مورد احترام اهل سنت یعنی عثمان صورت گرفته بود. یا مثلا در تهران با این جمعیت زیاد، اجازه ساخت حتی ۱ مسجد برای اهل سنت داده نمیشود! از سوی دیگر عدم تقسیم ثروت و درآمدهای ملی در سطح کشور و تمرکز منابع و امکانات در شهرهای مرکزی، موجب محروم ماندن استانهای مرزی و بالابودن بیکاری و فقر در این مناطق شده است که نارضایتی مردم را به همراه خواهد داشت.

 ۳- دخالت رژیم در سوریه و سرکوب کلیه خواسته های مدنی

شکی نیست که جیش العدل دستکم از نظر مالی، از سوی دولتهای عرب منطقه حمایت میشود. اما نکته مهم  این است که اساسا چرا  ما باید بر خلاف منافع ملی خود از دولت بشار اسد جنایتکار که به خاطر ماندن بر قدرت، تاکنون صدها هزار نفر از مردم این کشور را کشته است حمایت کنیم؟! چرا به جای حمایت از مردم یک کشور، از دولت جنایتکار آن کشور حمایت میکنیم؟ چرا  به جای صرف درآمدهای نفتی در داخل کشور و جهت مقابله با فقر و بیکاری، میلیاردها دلار سرمایه ملی مردم ایران صرف سرکوب مردم سوریه میشود؟! مسلما در چنین شرایطی کشورهای منطقه از فرصت استفاد میکنند و با حمایت مالی و  تحریک کردن گروههای افراطی، شرایط برای پر و بال گرفتن ایدئولوژیک  و ابراز وجود  گروههای مسلح با خواسته های فرقه ای چون جیش العدل فراهم میشود!

از سوی دیگر واکنش خشن مقام های جمهوری اسلامی با خواسته های مدنی و سرکوب کلیه منتقدین با مشت آهنین و اعدام های زیاد نیز در افزایش تنش در جامعه موثر است. اساسا چرا این تعداد زیاد سنی مذهب در زندانهای ایران هستند؟ مگر آنها چه کار کرده اند؟ چرا جمهوری اسلامی تحمل کوچکترین خواسته مدنی یا انتقادی را ندارد؟! مسلم است که در چنین شرایطی امکان گفتگو وجود نخواهد داشت و گروههای منتقد رفته رفته افراطی تر شده و نهایتا به مبارزه مسلحانه برای دستیابی به خواسته های خود متوسل خواهند شد

در چنین شرایطی خشک و تر با هم خواهند سوخت و امثال گروهبان دانایی فر که تنها به کار مرزبانی مشغول بوده و هیچ نقشی در جنایتهای جمهوری اسلامی و یا اعمال سیاستهای آنها نداشته اند در آتش انتقام و خشم افراطیون از یک طرف و اهمال و بی تفاوتی از طرف دیگر، پر پر میشوند! 

در همین زمینه:

جیش العدل، فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را تحقیر کرد!

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و محرومیت و تبعیض را

بت پرستی فراگیر در نزد ایرانیان و لزوم تلاش همه جانبه برای ریشه کن کردن خریت در کشور!

بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم!

بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم!

تنها تفاوت انسان با حیوان، برخورداری از قدرت تفکر و اندیشیدن است. انسان باید با استفاده از عقل خود بتواند درست را از غلط تشخیص بدهد. انسانی که تنها تقلید میکند و کورکورانه و بدون اندیشیدن کارهای نیاکان خود را تکرار میکند و به دنبال دیگری براه می افتد، عملا خود را از تنها وجه تمایز انسان با حیوانات یعنی اندیشیدن و قدرت استدلال، بی بهره ساخته و همچون گوسفند به دنبال گله به راه افتاده است! در چنین حالتی اگر گله به سمت چاهی در حرکت باشد، انسان خردباخته، به همراه دیگر اعضای گله به درون چاه خواهد افتاد و آنجاست که دیگر راه نجاتی نیست! تنها راه نجات انسان خردباخته، بیدار کردن او از خواب غفلت از طریق آموزش تفکر و اندیشیدن و یادآوری این نکته به اوست که عقل سلیم حکم میکند که انسان قبل از انجام هر کاری اول فکر کند و تنها پیرو منطق و خرد خود باشد.

شما این تصاویر اخیر منتشر شده در خبرگزاری ها درباره به راه افتادن مردم به دنبال در ساخته شده برای حرم امام هفتم شیعیان را نگاه کنید (+ +). ببینید چگونه عده ای انسان خردباخته خود را و پارچه ها و لباس خود را به این در می مالند! آخر مگر یک تکه چوب و فلز که تا همین دیروز در کارگاهی زیر دست نجار و آهنگر بوده چه چیز متفاوتی با در و دیوارهای دیگر دارد که آن را از بقیه متمایز میکند؟! این در دقیقا چه زمانی و از طریق چه پروسه شگفت انگیزی متحول و به یکباره چنین قدرت فوق العاده ای پیدا کرده است که میتواند موجب شفای بیماران یا ایجاد برکت و افزایش روزی برای افراد شود؟! به راستی بوسیدن و یا مالیدن این پارچه ها و لباسها به این «در مقدس»، موجب چه تحولی میشود که عده ای این کارها را نجام میدهند؟!

من قویا معتقدم دوام و بقای این حکومت مذهبی تا زمانی است که خرافات و نادانی در میان ایرانیان جایگاه دارد. به محض اینکه مردم غفلت زده آگاه شوند و از این جهالت، بت پرستی و تقلید کورکورانه دست بردارند و تفکر کردن، متفاوت اندیشیدن و منطقی رفتار کردن را یاد بگیرند، شیشه عمر این حکومت هم خواهد شکست! شما نگاه کنید ببینید چگونه تعداد امامزاده ها از اول انقلاب تاکنون چندین برابر شده است! ببینید چگونه سالی چند ده هزار میلیارد تومان صرف سفرهای زیارتی (مرده پرستی و قبرپرستی) به مشهد، قم، کربلا، دمشق و عربستان میشود و چه پول هنگفتی به داخل ضریح ده هزار امامزاده موجود در کشور و جیب اعراب منطقه ریخته میشود! ببینید با این پول هنگفت به هدر رفته بر سر جهل و نادانی، چه کارهای مفیدی می شد انجام داد …

در همین زمینه:

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

با داشتن ۴۰ میلیون بی سواد و کم سواد و سرانه مطالعه ۲ دقیقه ای، وضعیت ایران اصلا تعجب آور نیست…!

جیش العدل، فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را تحقیر کرد!

جیش العدلامروز فیلمی چند دقیقه ای در اینترنت منتشر شده که نحوه غافلگیر شدن و دستگیری ۵ نفر از نیروهای نظامی جمهوری اسلامی توسط گروه «جیش العدل» در جنوب شرق ایران را به تصویر می کشد. در ابتدای فیلم، نام عملیات «حضرت عثمان» معرفی میشود که اشاره ای است به اهانت هایی که چند روز قبل از انجام این عملیات توسط آخوند حکومتی آیت الله مصباح یزدی به یکی از خلفای اسلامی مورد احترام اهل سنت یعنی عثمان صورت گرفته بود. میتوان اینگونه نتیجه گیری کرد که مصباح یزدی موجب جریحه دار شدن احساسات اعضای گروه جیش العدل که سنی مذهب هستند شده است و در نتیجه جرقه انجام این کار توسط آنها جهت «انتقام جویی» را زده است. سرتاسر ویدئو پر است از خواندن آیه های قرآن و جملاتبا مضامین مذهبی و حتی فیلمبردار جیش العدل در حین عملیات مرتب ذکر میگوید! این نشان میدهد که این یک جنگ با انگیزه فرقه ای بین دو گروه شیعه و سنی است!

در ادامه فیلم نحوه غافلگیر شدن و دستگیری نظامیان ایرانی که از سرهای تراشیده شان مشخص است اکثرا سرباز وظیفه هستند به تصویر کشیده میشود. گویا همگی در چادر در حال چرت زدن یا استراحت بوده اند و علیرغم داشتن یک تیربار سنگین در کنار چادر، نتوانسته اند از آن استفاده کنند. چادری که آنها در آن هستند بسیار بدقواره و پوسیده و فاقد هرگونه امکانات اولیه است! این را مقایسه کنید با یال و کوپال سهمگین ماموران سرکوبگر رژیم و امکانات و ادوات  به غایت پیشرفته و مدرن آنها برای سرکوب هرگونه اعتراض و انتقاد مردمی در خیابانها. این واقعیت نشان می دهد که رژیم دیکتاتوری اسلامی آنقدری که از مردم داخل ایران وحشت دارد از دشمنان خارجی وحشت ندارد!

علاوه بر این فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی انقدر کثیف و خبیث هستند که عده ای سرباز وظیفه را به چنین نقطه مرزی خطرناکی فرستاده اند علیرغم اینکه میدانسته اند در ماههای گذشته گروه جیش العدل در منطقه فعال بوده است. به عبارت دیگر از این سربازان به عنوان گوشت قربانی استفاده شده است والا چرا از چند نفر نظامی کادری باسابقه و آموزش دیده با تجهیزات کافی برای مرزبانی استفاده نشده است؟! شکی نیست که در هر کجای دنیا چنین فضاحتی رخ داده بود، چندین فرمانده ارشد نظامی استعفا داده و بقیه هم توبیخ شده بودند!

موضوع خنده دار اینکه جمهوری اسلامی که ناتوان و عاجز از برقراری امنیت مرزهای خود است و قادر به مقابله با یک گروه چند نفره مسلح نیست و بعد از گذشت ۲ هفته از بازداشت ۵ نظامی خود قادر به آزادی آنها نیست، پس چگونه مرتب رجزخوانی میکند و ارتش قدرتمند و مدرن آمریکا را حریف می طلبد؟! آدم وقتی این چادر پوسیده، ادوات زهوار در رفته، نیروهای چرتی و ناکارآمد و عدم وجود پشتیبانی اطلاعاتی از آنها را می بیند واقعا خنده اش میگیرد از آن همه رجزخوانی ها و هارت و پورت کردن و حریف طلبیدن های بی حد و اندازه مقام های ارشد جمهوری اسلامی و فرماندهان نظامی وابسته به آنها در بستن تنگه هرمز و با خاک یکسان کردن اسرائیل و شکستن هژمونی آمریکا در جهان و …

شکی نیست که علت انتشار فیلم از سوی گروه جیش العدل، تحقیر نظامیان جمهوری اسلامی و افزایش فشار افکار عمومی بر رژیم به منظور تلاش بیشتر برای آزادی گروگان ها از طریق رسیدن به توافق با گروه جیش العدل می باشد که خواسته خود را قبلا اعلام کرده که خواهان آزادی عده ای از نفرات زندانی خود و عده ای از سنی های دربند جمهوری اسلامی است.

اما نکته آخر اینکه همانطور که در مطلب قبلی در این مورد هم نوشتم، مقام های جمهوری اسلامی نمیتوانند انتظار داشته باشد که همه گروههای مذهبی و قومی را سرکوب کنند، به آنها توهین کنند، استانهای آنها را عقب مانده و فاقد امکانات نگه دارند و با کلیه درخواستهای آنها با مشت آهنین پاسخ دهند و از آن طرف هیچ واکنشی را دریافت نکنند!

در همین زمینه:

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و محرومیت و تبعیض را

قصاص آسمان را زمین گیر کرد! قصاص نه تنها غیر انسانی که حکمی وحشیانه و البته متحجرانه است

جمله ای که موجب توقف انتشار روزنامه آسمان شد

جمله ای که موجب توقف انتشار روزنامه آسمان شد

خوراک خرافات و مایه دوام و بقای حکومت های مذهبی، جهل و نادانی و دشمن این دو، تفکر، خردورزی و ایجاد پرسش است. از اینرو هرکس که با سخنان و نوشته های خود، جرقه تفکر را در ذهن مغفولان و در خواب ماندگان در عالم توهم و خرافه بزند، کاری بس گرانمایه در هدایت جامعه به سمت خروج از عقب ماندگی و تضعیف حاکمیت مذهبی انجام داده است. حدت و شدت برخورد ملایان در مسند قدرت در جمهوری اسلامی با اندیشمندان، متفکران، روشنفکران و به طور کلی «اهل خرد» در ۳۵ سال گذشته را از همین زاویه میتوان مورد تحلیل و بررسی قرار داد.

امروز و در ادامه برخوردهای قهری و حذفی حاکمان مذهبی با کلیه صداهای مخالف و منتقد و حتی تنها اندکی متفاوت موجود در ایران، حاکمیت دینی تیغ سانسور و قیچی جهل و تحجر خود را بر یکی دیگر از صداهای متفاوت انداخت و روزنامه آسمان که تنها ۶ روز از عمرش گذشته بود را مسود و ممنوع الانتشار اعلام کرد و مدیر مسوول آن را به دلیل انتشار مطلبی درباره بیانیه دهه ۶۰ جبهه ملی ایران که در آن حکم قصاص از سوی آن جبهه غیر انسانی خوانده شده بوده، به دادگاه فراخوانده است. اولا اینکه اینها انقدر حقیر هستند که به هر ترفندی دست میزنند تا صدای متفاوت را خاموش کنند چرا که  روزنامه مذکور تنها به بیانیه ۳۰ سال پیش پرداخته است و خود به طور مستقیم چنین حرفی را نزده که قابل پیگرد قانونی باشد.

دوما: نه تنها حقوقدانان و وکلای خبره و فعالین حقوق بشر بل که هرکسی که از حداقل های درک و شعور بهره مند باشد میتواند بفهمد که قانون چشم در برابر چشم، گوش در برابر گوش، دست در برابر دست و جان در برابر جان که در فقه اسلامی به آن «قصاص» میگویند، قانونی بس وحشیانه، عقب مانده و متحجرانه است زیرا قرار نیست من و شما به طور کلی و حاکم شرع و قاضی به طور اخص، خود را تا حد یک جنایتکار یا متجاوز به عنف پایین بیاوریم و برای مجازات جانی به همان سبعیت و درنده خویی که او به آن دست زده است، متوسل شویم تا بلکه عدالت را اجرا کرده باشیم!! پس تفاوت آن جنایتکاری که در اقدامی جنون آمیز، بر صورت دخترکی نگون بخت اسید می پاشد و چشم های او را کور میکند با قاضی ای که در جایگاه عقل و عدالت با خونسردی حکم قصاص چشم در برابر چشم را صادر میکند در چیست؟ مگر نه اینکه هر دو به یک میزان وحشیانه هستند؟

سوم اینکه اگر نگاهی به کشورهای پیشرفته که در آنها عقل و خرد و اندیشه جمعی و نه احکام دینی هزاران ساله ی منسوب به ماور الطبیعه و جهان غیب، حکومت میکند بیندازیم در می یابیم که مجازات های غیر انسانی چون قصاص، مدتهای مدیدی است که دیگر اجرا نمیشود و آنها موفق شده اند با اجرای مجازات جایگزین مانند زندانهای طولانی مدت و البته همزمان با بهبود شرایط اقتصادی مردم و برقراری امنیت از طریق تقویت پلیس خدمتگزار، نه تنها شرایط برای ایجاد ندامت و پشیمانی در مجرم و بازگشت او به جامعه را فراهم کنند بل که اساسا نیروی محرکه برای ارتکاب جرم و جنایت و زمینه وقوع آن را از بین ببرند یا دستکم کاهش دهند.

اما نکته آخر که نباید مغفول بماند آن است که درست که حاکمان مذهبی ایران، قصاص را به دلیل وجود آن در قرآن لازم الاجرا میدانند اما از اجرای مستمر و با شدت و حدت آن بهره بزرگ و مهم دیگری هم میبرند و آن اینکه این جنایتکاران از قطع دست و پا، شلاق زدن، کور و کر کردن و اعدام و کشتار مجرمان برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه بهره برداری میکنند و لذا این احکام ضد انسانی چه بسا برای آنها همچون «موهبتی» کم نظیر است که با اجرای آنها با یک تیر دو نشان میزنند!

در همین زمینه:

و در این عکس نشانه هایی است، باشد که ایمان آورید…!

محرم ماه شکنجه جسمی و روحی کودکان + چند تصویر

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

عید قربان؛ مراسم زشت کشتار حیوانات در اظار عمومی و اثرات تخریبی آن بر روان کودکان

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و محرومیت و تبعیض را

جیش العدل

در ارتباط با جریان موسوم به «جیش العدل»

خشونت، تروریسم و اسیر کردن ماموران مرزداری ایران که اکثرا هم عده ای سرباز وظیفه هستند کاملا محکومه، در این شکی نیست. اما از سوی دیگر نباید ستم ها، جنایتها و تبعیض وحشتناکی که جمهوری اسلامی در سالهای طولانی بر اقوام ایرانی و از جمله قوم بلوچ و اقلیت سنی مذهب کشور روا داشته است را فراموش کنیم. ۲ ماه پیش ۱۵ نفر را جمهوری اسلامی به دلایل واهی در زاهدان اعدام کرد. همین چند روز پیش شمار مشابهی را در چابهار اعدام کرد که ۷ نفر از آنها را شبانه و به شکل مخفیانه و بدون بررسی پزشکی قانونی دفن کردند! به هر حال حاصل کشت باد، درو کردن توفان است. وقتی مردم استانی را عمدا محروم و فقیر نگه میدارند و درصد بیکاری و اعتیاد سر به فلک میگذارد، وقتی با کوچکترین انتقادها با مشت آهنین و طناب دار پاسخ داده میشود، به هر حال دیر یا زود این موج خشم و نفرت به شکلی غلیان کرده و خود را نشان میدهد و آنجاست که تر و خشک احتمالا با هم خواهند سوخت!

لذا به نظر من باید هر دو روی سکه را دید اگر واقعا به دنبال یافتن راهکاری درازمدت برای حل این گونه مشکلات هستیم.

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و کشتار و تبعیض را.

علت افزایش حملات حکومتی به موسوی و کروبی و تشدید نقض حقوق بشر در ایران چیست؟

بازنشر سخنان تقابل جویانه ۲ سال پیش علی خامنه ای در سایت رسمی اش با این پوستر حاوی عبارت"نابخشودنی"
بازنشر سخنان تقابل جویانه ۲ سال پیش علی خامنه ای در سایت رسمی اش با این پوستر حاوی عبارت»نابخشودنی»

در روزهای اخیر بعد از مدتها مجددا از تریبونهای حکومتی مانند نماز جمعه یا صدا و سیما شاهد درخواست اعدام برای موسوی و کروبی از سوی شخصیت های تندرو وابسته به حکومت هستیم. حتی سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی با انتشار یادداشتی با عنوان «نابخشودنی» به بازشر اظهارات ۲ سال و نیم پیش خامنه ای در حمله و تخطئه جنبش سبز پرداخته و صراحتا عزم حکومت برای افزایش تقابل و برخوردها را نشان داده است. این  همه در حالی روی میدهد که بسیاری از مردم و حتی فعالان سیاسی امیدوار بودند که با ریاست جمهوری روحانی و شعار «اعتدال» وی، رفته رفته شاهد کاهش فشارها بر زندانیان سیاسی و نهایتا رهایی موسوی، کروبی و رهنورد از حصر باشیم.

بررسی اظهارنظرها و تحلیل رفتار مقام های حکومتی به ویژه رهبری رژیم در ماههای اخیر نشان می دهد که حکومت از دو اتفاق مهم امسال به شدت به خود غره شده و به قول معروف کبکش خروس میخواند و لذا فرصت را برای تسویه حساب های سیاسی، افزایش فشار بر مخالفان و عقده گشایی از منتقدان و رقبای سیاسی سابق مناسب یافته است تا همانطور که چهره های حکومتی مختلف هم در اظهارات خود به اشکال مختلف اذعان کرده اند، درس عبرتی را به دیگر منتقدان و مخالفان خود داده باشند. دو اتفاق مهم امسال یکی انتخابات ریاست جمهوری و دیگر توافق هسته ای با کشورهای ۱+۵ است.

مقام های ارشد رژیم و در صدر آنها علی خامنه ای، از برگزاری آرام، نسبتا پررونق و به زعم خود «موفقیت آمیز» انتخابات ریاست جمهوری و به روی کار آمدن فردی از حلقه خودی ها با سابقه ۳ دهه حضور در مناصب ارشد امنیتی و مدیریتی نظام به عنوان ریاست جمهور، بسیار خرسند هستند. درست است که بخشی از مردم به ناچار و برای کاهش فشار سنگین تحریم ها به روحانی که در مقایسه با بقیه کاندیدهای به شدت تندرو، میانه رو محسوب میشد رای دادند اما شکی نیست که همین حضور درصد بالایی از مردم در انتخابات علیرغم تقلب گسترده ای که در انتخابات قبلی رخ داد و سرکوب و کشتار وحشیانه معترضان پس از آن، به نوعی ثبات رژیم را دستکم در کوتاه مدت تضمین کرد. این اتفاق و نیز رفتن احمدی نژاد دردسر ساز و بلندپرواز، یک آرامش نسبی و اطمینانی را در فضای سیاسی حکومتی حاکم کرد. شاید همین موضوع دلیل اصلی افزایش بی سابقه اعدام ها در ماههای اخیر پس از انتخابات ریاست جمهوری باشد.

این فضای آرامش و اطمینان از آینده با توافق نصفه و نیمه هسته ای با قدرتهای جهانی و در نتیجه آن از بین رفتن احتمال هرگونه حمله نظامی و یا تشدید تحریم ها در آینده نزدیک و نیز آزادی ۸ میلیارد دلار از پولهای ایران در خارج از کشور، بیشتر و بیشتر شده است. علم به این واقعیت که مساله نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران، سرکوب مخالفان و روزنامه نگاران و نیز حصر موسوی و کروبی اساسا در جریان مذاکرات هسته ای مطرح نشده و حکومت هیچ گونه فشاری را از این ناحیه متحمل نگردیده است، افزایش شمار اعدام ها و نیز حملات اخیر به موسوی و کروبی و عقده گشایی ها علیه آنها را قابل درک می سازد!

شکی نیست که حملات اخیر به موسوی و کروبی و فراخوانهای اعدام برای آنها در رسانه ها و تریبونهای حکومتی، جهت افزایش فشار بر آنها به منظور نوشتن «توبه نامه» می باشد تا خامنه ای که مدتهاست به دیکتاتوری خودکامه تبدیل شده است بار دیگر از طریق تحقیر مخالفان و منتقدان خود به نوعی «ارضا» شود. اما سوال اینجاست که آیا نمی شد در ماههای اخیر به نحوی به حکومت فشار آورد؟ آیا اصلاح طلبان و در صدر آنها خاتمی نمیتوانستند به جای حمایت همه جانبه و بی چون و چرا از شخص روحانی در انتخابات، حضور خود و نیروهای حامی خود را مشروط به آزادی موسوی و کروبی بنمایند؟ آیا اگر آن گروه از رای دهندگان به روحانی که در سال ۸۸ به موسوی و کروبی رای داده بودند به جای «تشکر»های گاه و بی گاه خود از وی، هرچه صریح تر و قاطع تر از وی میخواستند که کاری برای رفع حصر و کاهش فشار از زندانیان سیاسی انجام دهد، اکنون کار به اینجا کشیده بود؟!

سوال دیگر این است که چگونه کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا که بانگ حمایت از حقوق بشرشان همه جا را فرا گرفته، در جریان مذاکرات هسته ای که مناسبترین موقع برای گرفتن امتیاز از رژیم است کوچکترین صحبتی از موارد نقض حقوق بشر در ایرانِ تحت حاکمیت جمهوری اسلامی نکردند و نمیکنند؟! چرا ادامه مذاکرات را مشروط به آزادی مخالفان سیاسی از جمله موسوی و کروبی نمیکنند؟! چرا اپوزیسیون خارج از کشور با این همه شوراهای جور واجور که همگی صفت «ملی» را یدک میکشند با این کشورها لابی نمیکنند تا در حین مذاکرات مساله نقض حقوق بشر و زندانیان سیاسی و از جمله حصر موسوی و کروبی را با طرف ایرانی مطرح کنند؟! اگر این دورنگری ها و فعالیت ها از سوی منتقدان داخلی و مخالفان خارجی رژیم صورت میگرفت آیا اکنون جمهوری اسلامی جرات میکرد که این چنین به خود غره شود و دست خود را باز ببینند تا سرکوب ها و فشارها را تشدید کند؟!

توافق هسته‌ای: دستاورد بزرگ قدرتهای جهانی، دستاورد ناچیز جمهوری اسلامی و بی تاثیر بر زندگی مردم عادی

AP_Kerry_Geneva_p51_432_2

* دستاورد عمده قدرتهای جهانی *

با نگاهی به مفاد توافق هسته ای موقت صورت گرفته میان قدرتهای جهانی (گروه موسوم به ۱+۵) و جمهوری اسلامی میتوان دریافت که این توافق، شامل عقب نشینی جمهوری اسلامی و دستاوردی بزرگ برای قدرتهای جهانی است. بعد از حدود ۸ سال گسترش بی وقفه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی و افزایش شمار سانتریفیوژها از حدود ۱۵۰ به ۱۹ هزار دستگاه، قدرتهای جهانی موفق شده اند که در اولین گام بدون هیچ هزینه ای جلوی گسترش برنامه هسته ای جمهوری اسلامی را بگیرند.

جمهوری اسلامی به میزان بسیار زیادی عقب نشینی کرده است. جمهوری اسلامی موافقت کرده است که کلیه فعالیتهای غنی سازی بالای ۵ درصد را متوقف کند و همه سوخت ۲۰ درصد انباشته شده خود را از بین ببرد. جمهوری اسلامی پذیرفته است که بر خلاف روند ۱۰ سال گذشته، از نصب سانتریفیوژهای جدید یا از احداث تاسیسات هسته ای جدید خودداری کند. همچنین قدرتهای جهانی موفق شده اند جلوی فعالیت راکتور آب سنگین اراک را بگیرند؛ راکتوری که در صورت فعالیت میتوانست با تولید پلوتونیم، راه سریعی را برای دستیابی به سلاح اتمی در اختیار سران جمهوری اسلامی قرار بدهد. علاوه بر این جمهوری اسلامی به نظارت بسیار گسترده تر بازرسان آژانس تن داده است.

دستاورد بزرگ دیگر کشورهای غربی از این توافق این است که این توافق بار دیگر نشان میدهد که سیاست «چماق و هویج» برای رژیم های دیکتاتوری و خودکامه به خوبی جواب میدهد. علت اصلی این عقب نشینی آشکار سران جمهوری اسلامی، فشار سنگین و بی سابقه تحریم ها به ویژه در ۲ سال اخیر است. اگر این تحریم ها اعمال نمیشد و درآمد نفتی رژیم به یک سوم کاهش نمی یافت و اگر نبود این نظام فراگیر تحریم های بانکی که جمهوری اسلامی را از انتقال درآمدهای ارزی محروم کرده است، سران رژیم به هیچ وجه حاضر به عقب نشینی نمی شدند.

* دستاورد ناچیز جمهوری اسلامی *

در مقابل تمام این عقب نشینی های جمهوری اسلامی، قدرتهای جهانی عملا امتیاز خاصی نداده اند. آنها موافقت کرده اند که از اعمال تحریم های جدید خودداری کنند. همچنین برای شیرین کردن معامله آنها موافقت کرده اند که رقم ناچیزی (حدود ۷ میلیارد دلار) از پولهای نفتی بلوکه شده رژیم در خارج از کشور را به شکل چند قسط و به تدریج در طول ۶ ماه آزاد کنند. (توضیح: میگویم ناچیز زیرا برای رژیمی که هنوز مزه ۸۰۰ میلیارد دلار پول بادآورده نفتی در طی ۸ سال احمدی نژاد را زیر دندان دارد، رقم ۷ میلیارد واقعا ناچیز است!) این در حالی است که ساختار اصلی تحریم های فراگیر و همه جانبه سازمان ملل، اتحادیه اروپا و آمریکا متشکل از تحریم های بانکی، تحریم سوئیفت، تحریم های نفتی و نیز تحریم فروش سلاح و تجهیزات با کاربرد دوگانه همچنان به قوت خود باقی مانده و به هیچ وجه کاهش نیافته است. ازسوی دیگر برخلاف ادعاهای جواد ظریف، در هیچ کجای توافق امضا شده اشاره ای به «حق غنی سازی» برای جمهوری اسلامی نشده است؛ نکته ای که جان کری وزیر خارجه آمریکا هم صراحتا به آن اشاره میکند.

* قدرتهای جهانی در موضع قدرت و جمهوری اسلامی در موضع ضعف *

از سوی دیگر، مفاد این توافق این طور القا میکند که تنها در صورت توقف کامل برنامه ای هسته ای جمهوری اسلامی، امکان لغو تحریم ها وجود خواهد داشت! درست است که این موضوع به روشنی در توافق ذکر نشده است، اما سوالی که پیش می آید این است که وقتی در مقابل توقف کامل غنی سازی بالای ۵ درصد، توقف کار راکتور اراک و نیز عدم نصب و استفاده از سانتریفیوژهای جدید، قدرتهای جهانی تنها حاضر شده اند که تحریم های جدیدتری اعمال نکنند، پس در چه حالتی امکان لغو کامل تحریم ها وجود خواهد داشت؟! آیا جواب غیر از این است که جمهوری اسلامی باید عقب نشینی های به مراتب بزرگتری بکند تا شاید تحریم های موجود لغو شوند؟! اصولا برای جمهوری اسلامی چه چیزی به جز غنی سازی ۵ درصد برای چانه زنی در مذاکرات بعدی وجود خواهد داشت؟! با توجه به دست نخورده ماندن اکثریت مطلق تحریم ها، دست کشورهای غربی در مذاکرات بعدی برای امتیاز گیری بیشتر و موثرتر از جمهوری اسلامی بسیار باز خواهد بود و جمهوری اسلامی از موضع ضعف در مذاکرات شرکت خواهد جست.

* تاثیر بر زندگی مردم عادی *

اما برخلاف دلخوشی امروز اکثر ایرانیان، به نظر نمی رسد که این توافق هسته ای تاثیری بر زندگی مردم عادی داشته باشد. دلیل این ادعا هم مشخص است زیرا صرفنظر از دو عامل اصلی «سوء مدیریت» و «فساد شدید دستگاه حاکمه«، عاملی که از طریق کاهش شدید درآمد جمهوری اسلامی موجب رکود بی سابقه در بخش اقتصادی و بیکاری گسترده در سطح کشور شده است، چیزی نیست جز تحریم های بانکی و نفتی گسترده ای که اغلب هم به صورت یک جانبه از سوی آمریکا بر جمهوری اسلامی اعمال شده است؛ به گونه ای که جمهوری اسلامی را عملا از بخش بزرگی از درآمد نفتی محروم کرده است. در این توافق این تحریم ها دست نخورده باقی مانده است و به گفته اوباما همانند سابق به شدت اعمال خواهند شد. با توجه به این واقعیت، انتظار بهبود شرایط معیشتی مردم در نتیجه این توافق غیر واقعی و خوش بینانه به نظر میرسد.

بعد از گذشت ۳۴ سال، اشغال سفارت آمریکا در تهران و توهین روزانه به ملت آمریکا همچنان ادامه دارد!

حمله به سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری دیپلماتهای داخل سفارت

حمله به سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری دیپلماتهای داخل سفارت

۳۴ سال پیش یعنی ۱۳ آبان سال ۵۸، عده ای از جوانان اسلامگرا با تفکرات چپ که در تب و تاب انقلابی آن زمان به سر میبردند و آمریکا را نماد «امپریالیسم بین الملل» میدانستند، با چراغ سبز رهبران مذهبی جمهوری اسلامی اقدام به نقض فاحش قوانین بین المللی نمودند و به سفارت آمریکا در تهران یورش بردند و ۵۲ نفر از کارکنان آن را برای مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند. بی شک این واقعه شوم را میتوان نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران پس از انقلاب دانست؛ به گونه ای که نه تنها منجر به استعفای دولت میانه روی مهندس بازرگان و افزایش حضور روحانیون مذهبی در عرصه قدرت در ایران گردید که زمینه تقابل و رویارویی دولتهای غربی با جمهوری اسلامی و نظام مذهبی حاکم بر آن را فراهم کرد. شاید اگر حمله به سفارت آمریکا و گروگانگیری متعاقب آن اتفاق نمی افتاد و در نتیجه روابط دیپلماتیک و گفتگوهای بین دو کشور قطع نمی شد، شاهد حمله صدام حسین به ایران، حمایت کشورهای غربی از عراق در حین جنگ و تحریم های بعدی علیه جمهوری اسلامی که خواه ناخواه زندگی مردم عادی را هم سخت و سخت تر کرده اند، نمی بودیم.

روزی نیست که مقام های ارشد جمهوری اسلامی از وضع تحریم های «ظالمانه» علیه ایران انتقاد نکنند. امروز میزان تحریم های بین المللی علیه جمهوری اسلامی به حدی تشدید شده است که عن قریب است که اقتصاد ایران متلاشی گردد. بیکاری رسمی به بالای ۳۰ درصد و تورم به رقم بی سابقه ۶۰ درصد افزایش یافته است و میلیونها ایرانی به زیر خط فقر سقوط کرده اند. اما بی گمان مقصر اصلی این وضعیت اسفبار مقام های ارشد رژیم بوده و هستند. اشغال سفارت آمریکا در تهران بر خلاف کلیه قوانین بین المللی و گروگانگیری کارکنان سفارت علیرغم داشتن «مصونیت دیپلماتیک»، بی گمان نقش غیر قابل انکاری در اتخاذ سیاستهای خصمانه اما به حق آمریکا و کشورهای غربی نسبت به رژیم جمهوری اسلامی داشته است. علاوه بر این اشغال ۲ سال پیش سفارت انگلستان در تهران به روشنی نشان داد که نگرش و رفتار مقام های ارشد رژیم هیچ تغییری نسبت به ۳۴ سال پیش نداشته است و اینها هیچ درسی از رفتارهای غلط خود در گذشته نگرفته اند!

رژیمی یاغی که حتی به شناخته شده ترین و اصولی ترین قوانین بین المللی هم پایبند نیست، رژیمی که بعد از ۳۴ سال هنوز که هنوز است به اشغال سفارت آمریکا در ایران که طبق قوانین بین المللی جزو خاک این کشور محسوب میشود و حمله و اشغال آن، حمله به خاک آمریکا و تمامیت ارضی آن کشور محسوب میشود پایان نداده است، رژیمی که آشکارا به صدور تروریسم و حمایت از گروههای تروریستی بین المللی دست زده است، رژیمی که در قالب «سپاه قدس» به بمب گذاری و تروریسم دولتی و سازمان دهی شده در کشورهای دیگر مبادرت میورزد، رژیمی که در آن به طور روزانه شعار «مرگ بر …» داده میشود و پرچم کشورهای دیگر به آتش کشیده و زیر پا لگدکوب میشود، بی گمان شایسته برخورد خصمانه بین المللی و تحریم های فراگیر است.

به نظر من حتی صحبت از برقراری روابط دیپلماتیک با آمریکا در شرایطی که سفارت این کشور در تهران همچنان در تصرف سپاه و بسیج است و نه تنها جمهوری اسلامی که عاملان حمله به سفارت آمریکا از جمله معصومه ابتکار و محسن میردامادی از اقدام زشت خود اظهار پشیمانی نکرده و از ملت آمریکا عذرخواهی نکرده اند و برعکس هر روز شعار «مرگ بر آمریکا» در سطح کشور داده و پرچم این کشور آتش زده میشود، نه تنها احمقانه که چه بسا خنده دار و مضحک است! تصور کنید در کشوری پرچم ایران به طور روزانه و با حمایت دولتی آتش زده شود و در تجمع ها و مراسم دولتی شعار «مرگ بر ایران» سر داده شود، آیا شما به عنوان یک ایرانی این را توهین به خود و به کشور خود تفسیر نخواهید کرد؟! آیا حاضر خواهید بود با چنین کشوری روابط دوستانه ای داشته باشید؟!

کافیست ادامه اشغال ۳۴ ساله سفارت آمریکا در تهران توسط بسیج و سپاه را با اقدام منطقی وزارت خارجه آمریکا مقایسه کنید که علیرغم روابط خصمانه میان دو کشور در ۳۴ سال گذشته، هیچ گاه اجازه تصرف ساختمان سفارت سابق ایران در واشنگتن را به احدی نداده است و همواره از سفارت سابق ایران در واشنگتن و محل اقامت سفیر سابق ایران در آن کشور، مطابق با قوانین بین المللی، حفاظت کرده است. حتی دو سال پیش خبری بر روی خروجی خبرگزاری ها منتشر شد که وزارت خارجه آمریکا اقدام به بازسازی ساختمان سفارت سابق ایران در واشنگتن نموده بود (منبع).

مستندی درباره اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری کارکنان سفارت

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: