بایگانی برچسب‌ها: جزایر سه گانه

اندر حکایت «اقتدار نظام اسلامی»

jovemاوج اقتدار نظام اسلامی حرفهای صد تا یه غاز و هشت باره احمدی نژاد برای صندلی های خالی مجمع عمومی سازمان ملل یا پیشرفت های فوتوشاپی صنایع نظامی ایران نیست، بلکه وحشت و ناتوانی نمایندگان مجلس شورای اسلامی در سفر به گوشه ای از خاک ایران یعنی جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی است!

اوج اقتدار نظام یعنی اینکه جمهوری اسلامی در این وانفسای تحریم ها از ترس قطع شدن یکی از مبادی اصلی مبادلات خارجی اش یعنی دوبی، جرات ندارد برخلاف هشدارهای مقام ها و رسانه های اماراتی عمل کند و در نتیجه تنها در دو ماه گذشته دستکم ۳ مرتبه سفر نمایندگان کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به جزایر سه گانه به دلایل واهی لغو شده است! جدیدترین دلیل لغو این سفر، بارش برف و برودت هوا اعلام شده است! مشخص نیست ابوموسی با دمای کنونی ۲۵ درجه سانتیگراد بالای صفر چگونه دچار برف و برودت هوا شده است که امکان سفر به آنجا وجود ندارد!!

گویی اقتدار نظام اسلامی تنها به شکل گرفتن اعتراف های اجباری از روزنامه نگاران و شکنجه وبلاگ نویسان و منتقدان در سیاه چاله ها و سرداب های زندان های مخوف و تاریک رژیم به منصه ظهور می رسد و وقتی که پای سیاست خارجی و ایستادگی بر منافع ملی به میان می آید، تنها به باج دادن و پا پس کشیدن خلاصه میشود!

خبر

آی ملت بیدار شید! وطن از دست رفت!

شاید اغراق نباشد اگر گلستان و ترکمانچای را جزو ننگین‌ترین قراردادهای تاریخ معاصر کشور بدانیم. در نتیجه این دو عهدنامه که در دوران فتحعلی شاه قاجار صورت گرفت، قسمتهای مهمی از ایالات شمال ایران از گرجستان و بادکوبه (باکو) گرفته تا ارمنستان به روسیه واگذار شد. امروز با خواندن تاریخ ناخودآگاه این فکر به ذهن خطور میکند که پس مردم ایران آن زمان چه میکردند؟ چرا در مقابل این خیانت‌ها اعتراض نکردند؟ پس عرق میهنی و حس وطن پرستی شان کجا رفته بود؟! برخی حتی ممکن است مردم را به دلیل همین رخوت و سکوت، شریک در خیانت و وطن فروشی شاه و مسئولان وقت بدانند.

مردم احتمالا همین کاری را میکردند که ما الان داریم میکنیم! هر کسی مشغول زندگی خود بود، بی توجه به خیانتی که دارد صورت میگیرد. آنها حداقل این بهانه را دارند که بگویند خبردار نشده بوده‌اند. ما چه؟ ما که در عصر ماهواره و اینترنت به سر میبریم! پس در مقابل خیانت‌ها، دزدی‌ها و وطن فروشی جمهوری اسلامی چه کردیم؟ هر روز خبری منتشر میشود که گوشه‌ای از کثافت کاری اینها را روشن میکند. از برملا شدن اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی باند احمدی نژاد (+) و واریز ۲۶۰۰ میلیارد تومانی پول زبان بسته نفت مردم به حساب پسر خامنه‌ای (+) گرفته تا افشای قرارداد ننگین نفتی با چین (+) و خبر احتمال واگذاری جزایر سه گانه جنوب کشور به امارات! (+)

شاید با اطمینان بتوان گفت اگر یک صدم این دزدی‌ها و خیانت‌ها در کشور دیگری صورت میگرفت، خشم مردم در اندک زمانی بساط دولت وقت را بر هم چیده بود! در عوض ما فقط به نظاره نشسته‌ایم. چه بسا حتی بدمان نمی‌آید که خودمان را به ندیدن و نشنیدن بزنیم تا بلکه از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم! به نظر شما عجیب نیست که مهمترین موضوع مورد توجه ایرانیان در سه ماه گذشته نه اختلاس‌ها و دزدی‌ها، نه وطن فروشی و خیانت حاکمان، که برهنه شدن گلشیفته فراهانی بوده است؟! گویی نسبت به وطن فروشی و خیانت بی‌تفاوت شده‌ایم! با این وضع رخوت و بی‌خیالی، به نظرم اگر روزی از خواب بیدار شویم و در خبرها بخوانیم که کشور چند تکه شده و دیگر چیزی به نام ایران وجود ندارد، کار خاصی نکنیم. احتمالا همچنان هرکس به طور عادی به زندگی خود ادامه میدهد گویی اتفاق خاصی نیفتاده! وای بر ما! آیندگان درباره ما چه خواهند گفت؟ آیا از ما به عنوان موجوداتی بی‌تفاوت و بی مسئولیت یاد نخواهند کرد؟ آیا ما را شریک خیانت‌ها و وطن فروشی سران جمهوری اسلامی نخواهند دانست؟ آیا اگر مردم اینقدر بی‌تفاوت نبودند جمهوری اسلامی جرات میکرد اینگونه رفتار کند؟

این کلیپ کوتاه از مجموعه تلویزیونی هزاردستان خیلی گویا و البته تاسف برانگیز است. فیلم احتمالا دوران قاجار را به تصویر میکشد. فردی در میانه روز در وسط شهر با گلوله کشته شده است. پلیس از افراد مختلف سوال میکند تا بلکه ردی از ضارب به دست آورد. غافل از اینکه مردم یا چرت میزده‌اند یا اینکه پای بساط و منقل در هپروت و نشئگی به سر میبرده‌اند، به گونه‌ای که بیخ گوششان جنایتی رخ داده بدون اینکه جانی را شناسایی یا تلاشی برای دستگیری او کرده باشند! جماعت خواب، اجتماع خواب زده، جامعه چرتی!

و ملک الشعرای بهار چه خوش گفت که:

این دود سیه فام كه از بام وطن خاست

از ماست كه بر ماست

وین شعله سوزان كه برآمد ز چپ و راست

از ماست كه بر ماست

جان گر به لب ما رسد، از غیر ننالیم

با كس نگسالیم

از خویش بنالیم كه جان سخن اینجاست

از ماست كه بر ماست

 

مطالب مرتبط:

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: